سورهٔ دخان

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۵۹
نام‌های سوره:
دخان، حم دخان
تفسیر

٤١ يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ

روزی که دوست از دوست چیزی را [از اغناء (بی‌نیازی) یا چیزی از عذاب خداوند] بی‌نیاز نمی‌کند و آنها یاری نمی‌شوند [یعنی بعد ابتلای آنان دوستانشان و نه غیر دوستان آنان را یاری نمی‌کنند]

- ترجمه سلطانی

روزی که دوست از دوست چیزی را بی‌نیاز (کفایت) نمی‌کند و آنها یاری نمی‌شوند

- ترجمه راستین

روزی که هیچ حمایت خویش و یار و یاوری کسی را از عذاب نرهاند و احدی را نصرت نکنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ إِلَّا مَن رَّحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

مگر کسی که خداوند [به او] رحم کند [که آن منحصر است به کسی که با بیعت خاصّه ولایت را قبول کرده، یا کسی که در وقت احتضار در حالی که علی (ع) حضور دارد ولایت را قبول کند] همانا او غالب و رحیم (مهربان) است

- ترجمه سلطانی

مگر کسی که خداوند (به او) رحم کند همانا او غالب و رحیم (مهربان) است

- ترجمه راستین

مگر آن که خدا به او رحم کند، که او تنها بر خلق مقتدر و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ إِنَّ شَجَرَتَ الزَّقُّومِ

همانا درخت زقّوم

- ترجمه سلطانی

همانا درخت زقّوم

- ترجمه راستین

همانا درخت زقّوم جهنّم،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ طَعَامُ الْأَثِيمِ

خوراک گناهکار است

- ترجمه سلطانی

خوراک گناهکار است

- ترجمه راستین

قوت و غذای بدکاران است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ

مانند مُهل {مُهْل اسم است برای جمیع معدنیّات جواهر مانند نقره و آهن و نحو آن دو، و قطران رقیق و ماذاب (گدازه‌ها) مس یا آهن، و زیت (روغن) یا دُردی (لای، ته مانده) آن یا رقیق شدهٔ آن، و سمّ و قَیْح (چرک) و صدید (خونابه) میّت} که در شکم‌ها می‌جوشد

- ترجمه سلطانی

مانند مُهل (ریم لاشهٔ مرده) که در شکم‌ها می‌جوشد

- ترجمه راستین

که آن غذا در شکمهاشان چون مس گداخته در آتش می‌جوشد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ كَغَلْيِ الْحَمِيمِ

مانند جوشیدن آب جوشان (آب داغی در منتهای حرارت)

- ترجمه سلطانی

مانند جوشیدن آب جوشان

- ترجمه راستین

آن سان که آب به روی آتش جوشان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٧ خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَاءِ الْجَحِيمِ

[به زبانیه (دوزخبان) گفته می‌شود:] او را بگیرید پس [به عُنف] او را به وسط جهنّم بکِشید

- ترجمه سلطانی

او را بگیرید پس (بدون ترحّم) او را به سوی وسط جهنّم بکِشید

- ترجمه راستین

(خطاب قهر رسد که) این بدکار را بگیرید و به میان دوزخ افکنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٨ ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِيمِ

سپس از عذاب آب جوشان بر سر او بریزید

- ترجمه سلطانی

سپس از عذاب آب جوشان بر سر او بریزید

- ترجمه راستین

پس از آن آب جوشان بر سرش فرو ریزید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٩ ذُقْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ

[استهزاءً به او گفته می‌شود] بِچش همانا تو همان عزیز و کریم هستی

- ترجمه سلطانی

بچش همانا تو همان عزیز و کریم هستی

- ترجمه راستین

(و به استهزاء وی گویید: عذاب دوزخ را) بچش که تو بسیار (نزد خود) توانمند و گرامی هستی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٠ إِنَّ هَذَا مَا كُنتُم بِهِ تَمْتَرُونَ

همانا این همان چیزی است که در آن تردید (شکّ) [یا مجادله] می‌کردید

- ترجمه سلطانی

همانا این همان چیزی است که در آن تردید می‌کردید

- ترجمه راستین

این همان عذابی است که از آن در شک و انکار بودید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)