سورهٔ دخان
دخان، حم دخان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
٣ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ
همانا ما آن را در شبی مبارک (شب قدر) [از مقام عالی آن که همان مقام مشیّت است، یا مقام اقلام عالیه، یا مقام لوح محفوظ] نازل کردیم همانا ما بیم دهنده میباشیم {هر مرتبهٔ دانیه نسبت به مرتبهٔ عالیه برای اختلاط آن با ظلمت امکان و ظلمت کثرت و فرق (پراکندگی) بیشتر از مرتبهٔ عالیه شب نامیده میشود، کما اینکه مرتبهٔ عالیه نسبت به مرتبهٔ دانیه روز نامیده میشود}
- ترجمه سلطانیهمانا ما آن را در شبی مبارک نازل کردیم همانا ما بیم دهنده میباشیم
- ترجمه راستینکه ما آن را در شبی مبارک (شب قدر) فرستادیم، که ما بیم کنندهایم (و خلق را از عذاب قیامت آگاه کنیم و بترسانیم).
- ترجمه الهی قمشهای٤ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ
در آن هر امر محکمی [که بطلان و محو و اثبات و نسخ و تشابه به آن راه نمییابد] جدا میشود {پس امر محکمی از عالم امر تنزّل داده میشود، و هر آنچه که در این عالم وجود مییابد لابدّ از این است که از عالم عقول و نفوس الی آن عالم نازل میشود و قدر آن در آن مقدّر میشود سپس در این عالم ظاهر میشود}
- ترجمه سلطانیدر آن هر امر محکمی جدا میشود
- ترجمه راستیندر آن شب هر امر استواری (با حکمت و تدبیر نظام احسن) معیّن و ممتاز میگردد.
- ترجمه الهی قمشهای٦ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
به عنوان رحمت از پروردگارت همانا او شنوا است [که شنوایی سوای او نیست و اقوال بندگان با زبانهای قالی و حالی و استعدادی آنها را میشنود] و دانا است [که دانایی سوای او نیست، و آنچه که با زبانهای قالی و حالی خود از او سؤال میکنند را میداند]
- ترجمه سلطانیبه عنوان رحمت از پروردگارت همانا او شنوا و دانا است
- ترجمه راستین(این ارسال رسول از) لطف و رحمت پروردگار توست که شنوا و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٧ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ
پروردگار آسمانها و زمین و آنچه که بین آن دو است اگر موقن (دارای یقین) باشید [آن را میدانستید]
- ترجمه سلطانیپروردگار آسمانها و زمین و آنچه که بین آن دو است اگر موقن (دارای یقین) میباشید (آن را میدانستید)
- ترجمه راستینهمان پروردگاری که خالق آسمانها و زمین و هر آنچه میان آنهاست اوست اگر یقین دارید.
- ترجمه الهی قمشهای٨ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ
هیچ خدایی جز او نیست زنده میکند و میمیراند، پروردگار شما و پروردگار نیاکان شما است [و لکن آنها یقین ندارند]
- ترجمه سلطانیهیچ خدایی جز او نیست زنده میکند و میمیراند، پروردگار شما و پروردگار نیاکان شما است
- ترجمه راستینهیچ خدایی غیر او نیست، او زنده میگرداند و باز میمیراند، او خدای آفریننده شما و پدران پیشین شماست.
- ترجمه الهی قمشهای٩ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ
بلکه آنان در شکّ هستند و [با دین] بازی میکنند [و آن را آلت اشتغال خیالشان و اطمینان آن قرار میدهند]
- ترجمه سلطانیبلکه آنان در شکّ هستند و (با دین) بازی (سرگرمی) میکنند
- ترجمه راستین(کافران را به خدا و قیامت ایمان نیست) بلکه با شک و ریب (و استهزاء) به بازیچه (دنیا) مشغولند.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ
پس (در حالی که) مراقب [آنان هستی منتظر] آنروزی باش که آسمان دودی آشکار بر میآورد
- ترجمه سلطانیپس مراقب (منتظر) آنروزی باش که آسمان دودی آشکار بر میآورد
- ترجمه راستین(ای رسول) منتظر باش روزی را که (بر عذاب کافران) آسمان دودی پدید آرد پیدا و آشکار.
- ترجمه الهی قمشهای١١ يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ
که [آن دود] مردم را در بر میگیرد (میپوشاند) این عذابی دردناک است {وقت احتضار دودی از باطن بین آسمان و زمین دیده میشود و لذلک وارد شده که دود از علامات ساعت (قیامت) است، و همچنین اشاره به قحطی است و عرب شرّ غالب شده را «دخان» مینامد}
- ترجمه سلطانیکه مردم را در بر میگیرد (میپوشاند) این عذابی دردناک است
- ترجمه راستینآن دود آسمانی که عذابی دردناک است مردم را احاطه کند.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ رَّبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ
ای پروردگار ما عذاب را از ما برطرف کن همانا ما [به تو یا به رسول تو یا به خلیفهٔ او یا به روز آخر] مؤمن هستیم
- ترجمه سلطانیای پروردگار ما عذاب را از ما برطرف کن همانا ما مؤمن هستیم
- ترجمه راستین(و کافران فریاد برآرند که) پروردگارا، این عذاب از ما بر طرف ساز که ما البته ایمان میآوریم.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرَى وَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُـولٌ مُّبِينٌ
چگونه متذکّر شوند و (حال آنکه) رسول مبین [ظاهر الصّدق یا مُظهر صدق او] نزد آنان آمد
- ترجمه سلطانیچگونه متذکّر شوند و (حال آنکه) رسول مبین (ظاهر الصّدق یا مُظهر صدق) نزد آنان آمد
- ترجمه راستینکجا متذکر شده و ایمان میآورند در صورتی که رسول ما با آیات روشن بیان آمد (و ایمان نیاوردند).
- ترجمه الهی قمشهای١٤ ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ
سپس از او روی گردانیدند و گفتند: تعلیم داده شدهای [است که آنچه که میگوید را غلامی عجمی از بعضی اهالی ثقیف (قبیلهای بین طائف و مکّه) به او تعلیم میدهد] مجنون است [بعد آنکه حین نزول وحی از او شبه غشّ دیدند]
- ترجمه سلطانیسپس از او روی گردانیدند و گفتند: تعلیم داده شدهای مجنون است
- ترجمه راستینپس (از مشاهده آیات) باز از او اعراض کردند و گفتند: او شخص دیوانهای است که (مردم قرآن را) به او آموختهاند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عَائِدُونَ
همانا ما عذاب را اندکی [از شما] برطرف کردیم، [با این حال] شما [به سوی انکار] برگشت کنندهاید
- ترجمه سلطانیهمانا ما اندکی عذاب را (از شما) برطرف کردیم، (با این حال) شما (به سوی انکار) برگشت کنندهاید
- ترجمه راستینما تا زمانی اندک (که برای امتحان) عذاب را (از شما) برمیداریم باز (به کفر خود) بر میگردید.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنتَقِمُونَ
روزی که با آن حملهٔ بزرگ و ناگهانی حملهور شویم همانا ما انتقام گیرندهایم
- ترجمه سلطانیروزی که با آن حملهٔ بزرگ و ناگهانی حملهور شویم همانا ما انتقام گیرندهایم
- ترجمه راستین(ای رسول منتظر باش) آن روز بزرگ که ما (آنها را) به عذاب سخت بگیریم که البته ما (از آنها) انتقام خواهیم کشید.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءَهُمْ رَسُـولٌ كَرِيمٌ
و همانا قبل آنان قوم فرعون را [به انواع عذابهای نهگانه] آزمودیم (ابتلاء کردیم) و رسولی بزرگوار نزد آنها آمد
- ترجمه سلطانیو همانا قبل از آنان قوم فرعون را آزمودیم (ابتلاء کردیم) و رسولی بزرگوار نزد آنها آمد
- ترجمه راستینو ما پیش از این امت قوم فرعون را آزمودیم و رسولی بزرگوار (مانند موسی) به سوی آنها فرستادیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُـولٌ أَمِينٌ
[با این رسالت نزد آنها آمد] که بندگان خداوند را به من واگذارید همانا من فرستادهای امین برای شما هستم
- ترجمه سلطانیکه بندگان خداوند را به من واگذارید همانا من فرستادهای امین برای شما هستم
- ترجمه راستین(او گفت) که (ای فرعونیان) امر بندگان خدا را به من واگذارید، که من بر شما به یقین رسول امین پروردگارم.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ وَأَن لَّا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ
و اینکه [با استعلاء (برتری طلبی) بر خلیفهٔ او] بر خداوند برتری مجویید همانا من حجّتی آشکار [بر صدق خود، ید بیضاء و عصاء] برای شما آوردهام
- ترجمه سلطانیو اینکه بر خداوند برتری مجویید همانا من حجّتی آشکار (بر صدق خود) برای شما آوردهام
- ترجمه راستینو زنهار بر خدا تکبر و طغیان مجویید که من بر شما حجت آشکار آوردم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ
و همانا من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه میبرم از اینکه مرا سنگسار کنید
- ترجمه سلطانیو همانا من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه میبرم از اینکه مرا سنگسار کنید
- ترجمه راستینو من به خدای خود و خدای شما پناه میبرم از اینکه عزم آزار و سنگسار من کنید.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ وَإِن لَّمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ
و اگر به من ایمان نمیآورید [و مرا تصدیق نمیکنید] پس [مرا اذیّت نکنید زیرا اذیّت کردن من موجب عذاب دردناکی برای شما است که مدفعی (محلّ دفعی) از آن نیست]، از من کنارهگیری کنید
- ترجمه سلطانیو اگر به من ایمان نمیآورید پس، از من کنارهگیری کنید
- ترجمه راستینو اگر به (رسالت) من ایمان نمیآورید پس مرا به حال خود واگذارید (و در پی قتل و آزارم بر نیایید).
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَـؤُلَاءِ قَوْمٌ مُّجْرِمُونَ
[بعد آنکه به غایت جهدش در نصیحت کردن آنان رسید و سالها بر آن گذشت و بارها مبتلاء شدند و هرگاه که مبتلاء میشدند او را به ارسال بنی اسرائیل و ترک استعباد (به بردگی گرفتن) آنها و به ایمان به او وعده میدادند، و هرگاه از عذاب نجات مییافتند عهدشان را نقض میکردند، پس چون دید که نصیحت و نه ابتلاء در آنها نفع نمیکند] آنگاه پروردگارش را دعاء کرد که اینان گروهی مجرم هستند
- ترجمه سلطانیآنگاه پروردگارش را دعاء کرد که اینان گروهی مجرم هستند
- ترجمه راستین(فرعونیان دست از ستمش برنداشتند) پس دعا کرد که ای خدا، اینان مردمی سخت مجرم و بدکارند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلًا إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ
[آنگاه به مسئولش (درخواستش) او را اجابت کردیم و اِهلاک آنها را اراده کردیم] پس [به او گفتیم] شبانه بندگان مرا (بنی اسرائیل را) در شبی سیر بده (بِبَر)، زیرا آنها (قِبطیها) [شما را] دنبال کنندهاند
- ترجمه سلطانیپس شبانه بندگان مرا در شبی سیر بده (بِبَر)، زیرا آنها دنبال کنندهاند
- ترجمه راستین(خدا فرمود) پس تو بندگان (با ایمان) مرا شبانه از شهر بیرون بر، چرا که فرعونیان شما را تعقیب کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ وَاتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْوًا إِنَّهُمْ جُندٌ مُّغْرَقُونَ
و دریا را [در حالی که] گشوده شده پشت سر بگذار همانا آنها لشکریانی هستند که غرق میشوند
- ترجمه سلطانیو دریا را (در حالی که) گشوده شده پشت سر بگذار همانا آنها لشکریانی هستند که غرق میشوند
- ترجمه راستینآن گاه دریا را (همان گونه که بر تو بشکافتیم) آرام و خشک بگذار و بگذر که فرعون و لشکریانش تمام به دریا غرق شوند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِينَ
اینچنین [بودند، یا امر اینچنین بود] و آنجا را به قومی دیگر (بنو اسرائیل) به میراث دادیم
- ترجمه سلطانیاینچنین (بودند، یا امر اینچنین بود) و آنجا را به قومی دیگر به میراث دادیم
- ترجمه راستیناین چنین بود و ما آن ناز و نعمتها را از قوم گذشته ارث به قوم دیگر دادیم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ
پس آسمان و زمین بر آنها نگریست و مهلت داده نشدند
- ترجمه سلطانیپس آسمان و زمین بر آنها نگریست و مهلت داده نشدند
- ترجمه راستینو بر مرگ گذشتگان هیچ چشم آسمان و زمین نگریست و بر هلاکشان مهلت ندادند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ
و همانا بنی اسرائیل را از عذاب ذلّت آور (خوار کننده) [آن استعباد (به بردگی کشیدن) آنها و امر قبطی به آنها به حمل گِل بر سَلالیم (نردبانها) با اینکه آنها در قید (بند) بودند و قتل پسرانشان و استحیاء (زنده نگه داشتن، تفتیش حیاء کردن) زنانشان است] نجات دادیم
- ترجمه سلطانیو همانا بنی اسرائیل را از عذاب ذلّت آور (خوار کننده) نجات دادیم
- ترجمه راستینو البته ما بنی اسرائیل را از عذاب ذلّت و خواری نجات دادیم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَـمِينَ
و (حال آنکه) هرآینه آنها را از روی علم بر عالمیان [زمان خود] برگزیدیم
- ترجمه سلطانیو (حال آنکه) هرآینه آنها را از روی علم بر عالمیان (زمان خود) برگزیدیم
- ترجمه راستینو آنها را در آن دور بر عالمیان به علم و دانش (کتاب آسمانی تورات) برگزیدیم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ وَآتَيْنَاهُم مِّنَ الْآيَاتِ مَا فِيهِ بَلَاءٌ مُّبِينٌ
و از آیات خود [مانند فَلَق (شکافتن) دریا و تظلیل (سایبان شدن، سایه افکندن) غَمام (ابرها) و دادن مَنّ و سَلْوی] آنچه که در آنها امتحانی واضح بود به آنها دادیم
- ترجمه سلطانیو از آیات خود آنچه که در آن امتحانی واضح بود به آنها دادیم
- ترجمه راستینو آیات و معجزاتی (از رحمت و غضب) بر آنها به دست موسی آوردیم که در آن کاملا و آشکارا آزمایش شوند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُنشَرِينَ
که [مردنی، یا فتنه (آزمایش) شدنی، یا عاقبت و نهایت امر] جز همین مرگ اوّل ما نیست و ما زنده شونده (بازگشت کنندهٔ برانگیخته شونده) نیستیم
- ترجمه سلطانیکه جز همین مرگ اوّل ما (چیزی) نیست و ما زنده شونده نیستیم
- ترجمه راستینکه ما جز این مرگ اول (دیگر هیچ مرگ و زندگی) نداریم و هیچ (در قیامت) زنده نخواهیم شد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ فَأْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
پس اگر [در وعدهٔ اعادت (باز گرداندن) و ثواب و عِقاب] راستگو میباشید پدران ما (مردگان به مرگ اولی) را بیاورید {اِعادَت و بَعْث (برانگیخته شدن) در آخرت و انتهاء (پایان یافتن) از دنیا را در دنیا قرار دادند، پس با قیاس سقیمی قیاس کردند و ندانستند که کسی که بالفعل گشت ممکن نمیشود که بالقوّه گردد، و اِعادت در دنیا نمیشود مگر با بالقوّه قرار دادن آنچه که بالفعل است، و امّا رجعت (بازگشت) به دنیا و احیاء اموات که به بزرگان نسبت داده شده پس آن با بالقوّه قرار دادن آنچه که بالفعل است نیست و جز این نیست که آن توسعه دادن (فراخ کردن مهلت دادن) از سوی کامل در وجود میّت است}
- ترجمه سلطانیپس اگر راستگو میباشید پدران ما را بیاورید
- ترجمه راستینپس پدران ما را اگر راست میگویید بیاورید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ أَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ
آیا اینان بهترند یا قوم تُبّع (نام پادشاهان یمن است) و کسانی که قبل از آنها [مانند قوم نوح و عاد و ثمود، که آنان از جهت احوال بحسب دنیا بهتر از اینان بودند، از جهت قوّت اقوی (قویتر) و از جهت اموال و اولاد اکثر (بیشتر) و از جهت اعمار (عمرها) اطول (طولانیتر) بودند و معذلک] آنان را [به کفرشان] هلاک کردیم [و حال آنکه اینان از جهت احوال اخس (زبونتر) از آنان و به جهت کفر اشدّ (شدیدتر) هستند پس با اینان چه کنیم؟!] همانا آنها مجرم بودند
- ترجمه سلطانیآیا اینان بهترند یا قوم تُبّع (نام پادشاهان یمن) و کسانی که قبل از آنها آنان را هلاک کردیم همانا آنها مجرم بودند
- ترجمه راستینآیا اینان بهترند (و نیرومندتر) یا قوم تبّع و اقوام پیش از آنان که چون بسیار مردم بدکار مجرمی بودند ما همه را هلاک کردیم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ
و آسمانها و زمین و آنچه که بین آن دو است را به بازی خلق نکردهایم [تا با خلق کردن آنها بازی کرده باشیم و به آنها و ثوابشان و عقابشان تعرّض نکنیم]
- ترجمه سلطانیو آسمانها و زمین و آنچه که بین آن دو است را به بازی خلق نکردهایم
- ترجمه راستینو ما آسمانها و زمین و آنچه را بین آنهاست به بازیچه خلق نکردیم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
آن دو [و مابین آن دو] را مگر به حقّ [که همان ولایت مطلقهای است که حقّ بودن هر ذیحقّى به آن است] خلق نکردهایم و لکن بیشتر آنان نمیدانند [که آن اینچنین است یا اصلاً علمى ندارند بلکه آنچه از صورت علم که دارند جهل مشابه به علم است و لذلک آنها را اعداء اهل علم میبینی]
- ترجمه سلطانیآن دو را مگر به حقّ خلق نکردهایم و لکن بیشتر آنان نمیدانند
- ترجمه راستینآنها را جز به حق (و از روی حکمت و مصلحت) نیافریدیم و لیکن اکثر مردم از آن آگاه نیستند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ
همانا روز فصل (جدایی، قیامت) وعدهگاه همهٔ آنها است [پس در آنجا بین مُحِقّ و مبطل و عالِم و جاهل مشابه به عالِم جدایی میافکنیم]
- ترجمه سلطانیهمانا روز فصل (جدایی) وعدهگاه همهٔ آنها است
- ترجمه راستینهمانا روز قیامت که روز فصل و جدایی (مؤمن و کافر) است وعدهگاه جمیع خلایق است.
- ترجمه الهی قمشهای٤١ يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ
روزی که دوست از دوست چیزی را [از اغناء (بینیازی) یا چیزی از عذاب خداوند] بینیاز نمیکند و آنها یاری نمیشوند [یعنی بعد ابتلای آنان دوستانشان و نه غیر دوستان آنان را یاری نمیکنند]
- ترجمه سلطانیروزی که دوست از دوست چیزی را بینیاز (کفایت) نمیکند و آنها یاری نمیشوند
- ترجمه راستینروزی که هیچ حمایت خویش و یار و یاوری کسی را از عذاب نرهاند و احدی را نصرت نکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ إِلَّا مَن رَّحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ
مگر کسی که خداوند [به او] رحم کند [که آن منحصر است به کسی که با بیعت خاصّه ولایت را قبول کرده، یا کسی که در وقت احتضار در حالی که علی (ع) حضور دارد ولایت را قبول کند] همانا او غالب و رحیم (مهربان) است
- ترجمه سلطانیمگر کسی که خداوند (به او) رحم کند همانا او غالب و رحیم (مهربان) است
- ترجمه راستینمگر آن که خدا به او رحم کند، که او تنها بر خلق مقتدر و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ
مانند مُهل {مُهْل اسم است برای جمیع معدنیّات جواهر مانند نقره و آهن و نحو آن دو، و قطران رقیق و ماذاب (گدازهها) مس یا آهن، و زیت (روغن) یا دُردی (لای، ته مانده) آن یا رقیق شدهٔ آن، و سمّ و قَیْح (چرک) و صدید (خونابه) میّت} که در شکمها میجوشد
- ترجمه سلطانیمانند مُهل (ریم لاشهٔ مرده) که در شکمها میجوشد
- ترجمه راستینکه آن غذا در شکمهاشان چون مس گداخته در آتش میجوشد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَاءِ الْجَحِيمِ
[به زبانیه (دوزخبان) گفته میشود:] او را بگیرید پس [به عُنف] او را به وسط جهنّم بکِشید
- ترجمه سلطانیاو را بگیرید پس (بدون ترحّم) او را به سوی وسط جهنّم بکِشید
- ترجمه راستین(خطاب قهر رسد که) این بدکار را بگیرید و به میان دوزخ افکنید.
- ترجمه الهی قمشهای٥٣ يَلْبَسُونَ مِن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَقَابِلِينَ
که از حریر لطیف و دیبای ضخیم میپوشند [در حالی که] روبروی هم [نشستهاند]
- ترجمه سلطانیکه از حریر لطیف و دیبای ضخیم میپوشند (در حالی که) روبروی هم (نشستهاند)
- ترجمه راستینلباس از سندس و استبرق (حریر نازک و ستبر) پوشند و رو به روی هم بر تختها تکیه زنند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٤ كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ
[احوال آنان] اینچنین است و آنها را به ازدواج حوراء (زن سپید پوست) عین (درشت چشم) در میآوریم
- ترجمه سلطانی(احوال آنان) اینچنین است و آنها را به ازدواج حوراء (زن سپید پوست) عین (درشت چشم) در میآوریم
- ترجمه راستینهمچنین است و با حوریان زیبا چشمشان جفت قرار دادهایم.
- ترجمه الهی قمشهای٥٥ يَدْعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَاكِهَةٍ آمِنِينَ
در آنجا هر میوهای را [در هر زمانی] در امنیّت [از آفات و شرور] میطلبند
- ترجمه سلطانیدر آنجا هر میوهای را در امنیّت (از آفات و شرور) میطلبند
- ترجمه راستیندر آن بهشت پر نعمت از هر نوع میوهای بخواهند بر آنان حاضر و (از هر درد و رنج و زحمت) ایمن و آسودهاند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٦ لَا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَى وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ
در آنجا [طمع] مرگ را نمیچشند مگر [همان] مردن اوّل را و آنها را از عذاب جحیم حفظ میکند
- ترجمه سلطانیدر آنجا (طمع) مرگ را نمیچشند مگر (همان) مردن اوّل را و آنها را از عذاب جحیم حفظ میکند
- ترجمه راستینو جز آن مرگ اول (که از دنیا مردند) دیگر هیچ طعم مرگ را نمیچشند و خدا آنها را از عذاب دوزخ محفوظ خواهد داشت.
- ترجمه الهی قمشهای٥٧ فَضْلًا مِّن رَّبِّكَ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
آن به عنوان فضل از پروردگارت [برای خلاص از مَکارِه (ناملایمات)] همان فوز (پیروزی، رستگاری) بزرگ است [به آنچه که در آن شَوب تَعَب (خستگی) و نه خوف زوال نیست]
- ترجمه سلطانیآن به عنوان فضل از پروردگارت همان رستگاری بزرگ است
- ترجمه راستیناین به فضل و رحمت خدای توست و همین به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگ است.
- ترجمه الهی قمشهای٥٨ فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
پس جز این نیست که ما آن [یعنی قرآن، یا آنچه از جنان و نعیم آنها یا فضیلت ولایت علیّ (ع) که ذکر شد] را آسان کردیم [و آنها را] به زبان تو [قرائت کردیم] با ترقّب به اینکه آنها متذکّر شوند
- ترجمه سلطانیپس جز این نیست که ما آن را آسان کردیم به زبان تو با ترقّب به اینکه آنها متذکّر شوند
- ترجمه راستینو ما این قرآن را (با این آیات وعد و وعید با بیان فصیح) به زبان تو آسان کردیم تا مگر خلقان متذکر (حقایق آن) شوند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٩ فَارْتَقِبْ إِنَّهُم مُّرْتَقِبُونَ
پس مراقب (منتظر، متوقّع) [آنچه از عذاب که به آنان وعده دادهایم] باش که آنها [هم] مرتقب (منتظر، چشم انتظار) هستند.
- ترجمه سلطانیپس مراقب (منتظر، متوقّع) باش که آنها (هم) مرتقب (منتظر، چشم انتظار) هستند.
- ترجمه راستینپس (از تلاوت این آیات و اتمام حجت بر کافران) منتظر (عذاب بر آنان) باش چنان که آنها هم (بر تو) انتظار (روزگار بد و حوادث ناگوار) دارند.
- ترجمه الهی قمشهای