سورهٔ محمد

محل نزول:   مدینه
تعداد کل آیات: ۳۸
نام‌های سوره:
محمد، قتال، الذین کفروا
تفسیر

١١ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لَا مَوْلَى لَهُمْ

آن [تدمیر (واژگونی، زیرورو کردن)] به خاطر این است که خداوند مولای کسانی است که [به ولایت] ایمان آورده‌اند [نه کسانی که به آن کفر ورزیدند] و اینکه کافران [به ولایت] مولایی ندارند

- ترجمه سلطانی

آن به خاطر این است که خداوند مولای کسانی است که ایمان آورده‌اند و اینکه کافران مولایی ندارند

- ترجمه راستین

این (معامله خدا با کافران و مؤمنان) بدان سبب است که البته خدا یار و مولای مؤمنان است و کافران هیچ مولا و یاور و یاری ندارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۶
سوره محمد
حزب ۱۰۲

١٢ إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ

همانا خداوند کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح کردند را در جنّت‌هایی داخل می‌کند که از زیر آنها نهرها جاری می‌شود {مراد از ایمان بیعت خاصّهٔ ولویّه یا حالت حاصله به آن است، یا بیعت عامّهٔ نبویّه است و مراد از عمل صالح بیعت خاصّه است} و کسانی که [به ولایت ولیّ امرشان] کفر ورزیده‌اند همانطور که چهارپایان می‌خورند بهره (لذّت) می‌برند و می‌خورند [یعنی مانند چهارپایان بدون نظر به عاقبت خویش و عاقبت تمتّع خویش تمتّع (بهره‌مند شدن) می‌برند] و آتش مأوای آنها است

- ترجمه سلطانی

همانا خداوند کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح کرده‌اند را در جنّت‌هایی داخل می‌کند که از زیر آنها نهرها جاری می‌شود و کسانی که کفر ورزیده‌اند همانطور که چهارپایان می‌خورند بهره می‌برند و می‌خورند و آتش مأوای آنها است

- ترجمه راستین

البته خدا آنان را که ایمان آورده و نیکوکار شوند در بهشتی که زیر درختانش نهرها جاری است داخل گرداند و آنان که به راه کفر شتافتند به تمتّع و شهوت‌رانی و شکم‌پرستی مانند حیوانات پردازند و عاقبت منزل آنها آتش دوزخ خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِّن قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْنَاهُمْ فَلَا نَاصِرَ لَهُمْ

و چه بسیار شهرهایی که آنها قوی‌تر از قریهٔ تو (مکّه) بودند که تو را [از آن] اخراج کردند آنها را هلاک کردیم و (حال آنکه) یاوری نداشتند

- ترجمه سلطانی

و چه بسیار شهرهایی که آنها قوی‌تر از قریهٔ تو بودند که تو را (از آن) اخراج کردند آنها را هلاک کردیم و (حال آنکه) یاوری نداشتند

- ترجمه راستین

چه شهرهای بسیار که از (شهر مکّه) وطن تو که کفّار از آن خارجت کردند محکم بنیان‌تر بود ما اهلش را هلاک کردیم و بر نجات خود هیچ یاوری نداشتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ كَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُم

آیا پس [تمیزی نزد ما نبوده؟ که] کسی که بر بیّنه‌ای از پروردگارش می‌باشد [و او علی (ع) است] مانند کسانی است که عمل بد آنها برایشان زینت داده شده و از هواهایشان پیروی کرده‌اند؟! [و آنها منافقین هستند]

- ترجمه سلطانی

آیا پس کسی که بر بیّنه‌ای از پروردگارش می‌باشد مانند کسانی است که عمل بد آنها برایشان زینت داده شده و از هواهایشان پیروی کرده‌اند؟!

- ترجمه راستین

آیا آن کس که از خدای خود حجت علمی و برهانی (مانند قرآن) در دست دارد مانند کسانی است که عمل زشتشان در نظر زیبا جلوه کرده و پیرو هوای نفسانی خود شدند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِّن لَّبَنٍ لَّمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ

مَثل جنّتی که به تقوا پیشگان وعده داده شده که در آن نهرهایی از آب غیر بدبو [یعنی غیر متغیّر بحسب طعم و بو و رنگ] و نهرهایی از شیر هست که طعم آنها تغییر نمی‌کند و انهاری از شراب که برای نوشندگان لذّتبخش است {و خمر (شراب) جنّت در آن حرمت و نه نجاست و نه سردرد خماری و نه بوی بد و نه مَرارت (تلخی) طعم نیست} و نهرهایی از عسل صاف شده [از آنچه که با عسل دنیوی مخلوط می‌شود] و در آن برایشان از هر میوه‌ای [دنیوی و اخروی از ثمرات (میوه‌ها) علوم و مشاهدات و تسبیح و تحمید] هست و آمرزشی از پروردگارشان است [که فوق همه است] مانند کسی است که او در آتش ماندگار است؟ [یعنی آیا کسانی که در جنّت در این نعمت‌ها می‌باشند مانند کسانی هستند که آنها در آتش خالد (همیشگی، جاودانه) هستند] و [به او] آب گرم (داغ) نوشانند و روده‌هایشان را [از فرط حرارتش] قطع (پاره) می‌کند [و این در مقابل انهارى است که به متّقین وعده داده شده]

- ترجمه سلطانی

مَثل جنّتی که به تقوا پیشگان وعده داده شده که در آن نهرهایی از آب غیر بدبو و نهرهایی از شیر هست که طعم آنها تغییر نمی‌کند و انهاری از شراب که برای نوشندگان لذّتبخش است و نهرهایی از عسل صاف شده و در آن برایشان از هر میوه‌ای هست و آمرزشی از پروردگارشان است مانند کسی است که او در آتش ماندگار است؟ و (به او) آب داغ نوشانند و روده‌هایشان را قطع (پاره) می‌کند

- ترجمه راستین

داستان بهشتی که به متقیان وعده دادند این است که در آن باغ بهشت نهرهایی از آب زلال دگرگون ناشدنی است و نهرها از شیر بی آنکه هرگز طعمش تغییر کند و نهرها از شراب ناب که نوشندگان را به حد کمال لذّت بخشد و نهرها از عسل مصفّی و تمام انواع میوه‌ها بر آنان مهیّاست و (فوق همه لذّات) مغفرت و لطف پروردگارشان، (آیا حال آن که در این بهشت ابد است) مانند کسی است که در آتش مخلّد است و آب جوشنده حمیم به خوردشان دهند تا اندرونشان را پاره پاره گرداند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِندِكَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَاذَا قَالَ آنِفًا أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ

و [عدّه‌ای] از آنها [از منافقین] کسانی هستند که به تو گوش می‌سپارند [مقصود آنان از استماع (شنیدن) استهزاء تو است، یا از آنها کسانی هستند که آنها بر قلبشان مهر نهاده شده، و به تو استماع (گوش فرا دادن) می‌کنند و کلام تو را نمی‌فهمند] تا آنوقت که از نزد تو خارج شوند [برای عدم تَفَطُّن (فهمیدن) آنها کلام تو را] به کسانی که علم داده شده‌اند می‌گویند: «الان چه گفت؟» آنان کسانی هستند که خداوند بر قلوبشان مهر نهاده و از هواهایشان تبعیّت کرده‌اند

- ترجمه سلطانی

و (عدّه‌ای) از آنها کسانی هستند که به تو گوش می‌سپارند تا آنوقت که از نزد تو خارج شوند به کسانی که علم داده شده‌اند می‌گویند: «الان چه گفت؟» آنان کسانی هستند که خداوند بر قلوبشان مهر نهاده و از هواهایشان تبعیّت کرده‌اند

- ترجمه راستین

و بعضی از مردم منافق به گفتارت کاملا گوش می‌دهند تا وقتی که از حضورت خارج شوند با اهل علم (اصحابت به تمسخر و اهانت) می‌گویند: رسول باز از سر نو چه گفت؟اینان هستند که خدا بر دلهاشان مهر (قهر) نهاد و پیرو هوای نفس خود گردیدند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآتَاهُمْ تَقْوَاهُمْ

و (حال آنکه) کسانی که [به ولایت علی (ع)] هدایت شده‌اند [خداوند یا محمّد (ص)، یا آنچه که محمّد (ص) فرمود، یا استهزاء منافقین] بر آنها هدایت افزوده و تقوایشان را به آنها داد [یعنی سببی برای اتّصاف آنان به تقواى لایق آنان گشت یا ثواب (پاداش) تقوایشان را از علم و ذکاوت به آنها داد]

- ترجمه سلطانی

و (حال آنکه) کسانی که هدایت شده‌اند هدایت بر آنها افزوده شده و تقوایشان را به آنها داده است

- ترجمه راستین

و آنان که هدایت یافتند خدا بر هدایت و ایمانشان بیفزود و (پاداش) تقوای آنها را به آنان عطا فرمود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ

پس آیا منتظر [چیزی] جز ساعت هستند که ناگهانی نزد آنها بیاید؟ و (حال آنکه) علامات آن آمده است {از علامات آن در عالم کبیر بعثت محمّد (ص) و انشقاق قمر و نزول آخرین کتاب است، و در عالم صغیر اوّلین علامات، نزول عقل از عالم علوی خود در وی است، سپس تغییراتی است که در او می‌باشد، سپس امراضی که بر او وارد می‌شود و غیر آن از آنچه که دلالت بر زوال او و دثور (فرسودگی) او می‌کند} پس یادآوری آنان برای آنها وقتی که [آن ساعت] نزد آنها بیاید چگونه است [یادآوری آنان نفع نمی‌دهد]

- ترجمه سلطانی

پس آیا منتظر (چیزی) جز ساعت هستند که ناگهانی نزد آنها بیاید؟ و (حال آنکه) علامات آن آمده است پس یادآوری آنان برای آنها وقتی که (آن ساعت) نزد آنها بیاید چگونه است (یادآوری آنان نفع نمی‌دهد)

- ترجمه راستین

(کافران که ایمان نمی‌آرند) باز انتظاری دارند جز آنکه ساعت قیامت ناگاه فرا رسد؟که شروط و علائم قیامت بسیاری پدید آمد، و پس از آنکه قیامت بیاید در آن حال تذکر و یادآوری آنان چه فایده بخشد؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ

پس بدان: که خدایی جز الله نیست و برای ذنب (گناه) خود و برای مؤمنین و مؤمنات استغفار کن و خداوند محلّ حرکت شما [تَقَلُّب (دگرگون شدن، گردش کردن) شما و انتقالات شما] و جایگاه شما [در مراتب آخرت که آن بحسب مراتب مردم بسیار است] را می‌داند {زیرا شما از اوّل استقرار نطفه‌تان و موادّتان در ارحام تا آخر دنیا انتقالاتی دارید و همچنین در برازخ تا اعراف}

- ترجمه سلطانی

پس بدان: که خدایی جز الله نیست و برای ذنب (گناه) خود و برای مؤمنین و مؤمنات استغفار کن و خداوند محلّ حرکت شما و جایگاه شما را می‌داند

- ترجمه راستین

باز هم بدان که هیچ خدایی جز خدای یکتا نیست و تو بر گناه خود[منظور از گناه آن حضرت نافرمانی خدا نیست، زیرا پیامبر (ص) معصوم است. به تفاسیر مراجعه شود. (م) ]و برای مردان و زنان با ایمان آمرزش طلب، و خدا منازل انتقال شما به عالم آخرت و مسکن همیشگی شما همه را می‌داند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۶
سوره محمد
حزب ۱۰۲

٢٠ وَيَقُـولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَـوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُّحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلَى لَهُمْ

و کسانی که ایمان آورده‌اند [یعنی مطلق مسلمین یا منافقین از آنها یا مؤمنین با بیعت خاصّهٔ ولویّه] می‌گویند: چرا [در امر جهاد یا بطور مطلق] سوره‌ای نازل نمی‌شود و وقتی که سوره‌ای محکم [مبیّن المعنی و المقصود] نازل می‌شود و در آن جنگ ذکر می‌شود [یعنی در آن حکم دربارهٔ جنگ بنابر سبیل عزیمت (الزام) ذکر شود] کسانی که در قلوبشان مرض هست را می‌بینی که [همانند] نظر کردن [فرد] بی‌هوش از [شدّت ترس و وحشت] مرگ به تو نظر می‌کنند پس بر آنان

- ترجمه سلطانی

و کسانی که ایمان آورده‌اند می‌گویند: چرا سوره‌ای نازل نمی‌شود و وقتی که سوره‌ای محکم نازل می‌شود و در آن جنگ ذکر می‌شود کسانی که در قلوبشان مرض هست را می‌بینی که (همانند) نظر کردن (فرد) بی‌هوش از (ترس) مرگ به تو نظر می‌کنند پس بر آنان

- ترجمه راستین

و مؤمنان می‌گویند: چه شده که سوره‌ای (در حکم جهاد کفّار) نازل نشد؟در صورتی که چون سوره‌ای محکم و صریح آید و در آن ذکر جنگ شود آنان را که دلهاشان مریض (نفاق) است بنگری که مانند کسی که از ترس، حال بی هوشی بر او دست می‌دهد در تو نگاه می‌کنند، آری مرگ و هلاک بر آنها سزاوارتر است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)