سورهٔ نساء

محل نزول:   مدینه
تعداد کل آیات: ۱۷۶
نام‌های سوره:
نساء، نساء کبری
صفحه قبلی | نمایش آیات ۱۲۱ الی ۱۳۰ | صفحه بعدی (نمایش تمام آیات سوره)
تفسیر

١٢١ أُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَلَا يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصًا

آنان مأوایشان جهنّم است و از آن گریزگاهی نمی‌یابند

- ترجمه سلطانی

آنان مأوایشان جهنّم است و از آن گریزگاهی نمی‌یابند

- ترجمه راستین

ایشان را منزلگاه جهنم است و از آن مَفرّ و گریزگاهی نخواهند یافت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۵
سوره نساء
حزب ۲۰

١٢٢ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا

و کسانی که [با بیعت عامّه] ایمان آورده‌اند و عمل صالح کردند {اشاره به ایمان خاصّ ولوی می‌باشد، برای اینکه عمل که از روی ایمان قلبی و میثاق علویّ نباشد صالح نمی‌گردد، یا مراد کسانی هستند که با بیعت خاصّهٔ ولویّه ایمان آورده‌اند و به کسب خیرات در آن عمل صالح کردند تا آنکه در ایمان متمکّن شدند، زیرا ایمان تا انسان در آن متمکّن نشود ودیعه‌ای مُحتمَل بر زوال است} بزودی آنها را در جنّت‌هایی داخل خواهیم کرد که از زیر آنها نهر‌ها جاری می‌شود، در آن همیشگی ماندگارند، وعدهٔ خداوند حقّ است و چه کسی در گفتار از خداوند راستگوتر است [و خلافی بر وعدهٔ او نیست]

- ترجمه سلطانی

و کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح کردند بزودی آنها را در جنّت‌هایی داخل خواهیم کرد که از زیر آنها نهر‌ها جاری می‌شود، در آن همیشگی ماندگارند، وعدهٔ خداوند حقّ است و چه کسی در گفتار از خداوند راستگوتر است

- ترجمه راستین

و آنان که به خدا گرویدند و کارهای شایسته کردند به زودی آنها را به بهشتی درآوریم که زیر درختانش نهرها جاری است و همیشه برای ابد در آن باشند. وعده خدا حق است، و کیست در گفتار راستگوتر از خدا؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٣ لَّيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلَا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَن يَعْمَلْ سُـوءًا يُجْزَ بِهِ وَلَا يَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا

به آرزو‌های شما و نه به آرزو‌های اهل کتاب نیست [که با انتساب خود و انتحالتان به نبیّ و کتاب آرزو می‌کنید که خداوند ذنوب (گناهان) شما را، آنچه که بوده باشد بیامرزد]، {انتحال به معنی چیز کسی را به خود نسبت دادن یا سخن دیگری را برای خود دعوی کردن یا خود را به دینی یا مذهبی بستن است} [بلکه] کسی که عمل بدی کند به آن جزاء داده می‌شود [یعنی شما از کسانی نیستید که سیّئات شما آمرزیده شوند یا محو شوند یا تبدیل گردند، برای اینکه این برای کسی می‌باشد که نبیّ و امام یعنی نصیر و ولىّ دارد، و شما از نبوّت و ولایت منحرف شده‌اید، و انتحال احکام نبوّت به شما نفع نمی‌رساند] و غیر از [مظاهر] خداوند ولیّی [از امامی منصوب از خداوند که صاحب ولایت است که امور او را متولّی شود] و نه یاوری [از نبیِّ به حقّ که او را در مقابل آنچه که به او ضرر می‌زند یاری کند] برای خود نمی‌یابد [و با انحراف از نبوّت و ولایت، انتحال احکام نبوّت نفع نمی‌رساند]

- ترجمه سلطانی

به آرزو‌های شما و نه به آرزو‌های اهل کتاب نیست، کسی که عمل بدی کند به آن جزاء داده می‌شود و غیر از خداوند ولیّی و نه یاوری برای خود نمی‌یابد

- ترجمه راستین

کار به آمال و آرزوی شما و آرزوی اهل کتاب (یهود و نصاری) درست نشود؛ هر آن که کار بد کند کیفر آن را خواهد دید و به جز خدا احدی را یار و یاور خود نتواند یافت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٤ وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا

و کسی که به اعمال صالح عمل می‌کند، از مذکّر یا مؤنّث، و (در حالی که) او مؤمن است پس آنان داخل جنّت می‌شوند و به میزان اندکی ظلم نمی‌شوند {شرط قبول عمل همان ایمان خاصّ و بیعت بر دست علیّ (ع) است، یعنی اینکه عمل صالح وقتی به عنوان صالح می‌گردد که ناشئه از ایمان و راجع (بازگشت کننده) به آن باشد، وگرنه به عنوان صالح نمی‌باشد و اگرچه صورت آن صورت عمل صالح باشد}

- ترجمه سلطانی

و کسی که به اعمال صالح عمل می‌کند، از مذکّر یا مؤنّث، و (در حالی که) او مؤمن است پس آنان داخل جنّت می‌شوند و به میزان اندکی ظلم نمی‌شوند

- ترجمه راستین

و هر که از زن و مرد کاری شایسته کند با ایمان به خدا، چنین کسان به بهشت درآیند و به قدر نقیری (پرده هسته خرمایی) به آنان ستم نکنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٥ وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا

و چه کسی نیکو دین تر از کسی است که وجه خود را بر خداوند تسلیم کرده {ایمان همان انقیاد وجه باطنی شخص و اخلاص آن برای کسی است که بر دست او بیعت کرده، و چون کسی که بر دست او با بیعت حقّه بیعت کرده واسطهٔ بین او و خداوند است اخلاص وجه برای او اخلاص برای خداوند است و او علیّ (ع) یا خلفای او هستند} و (در حالی که) او محسن است {احسان آن است که خداوند را بندگی کنی مانند اینکه تو او را می‌بینی، و اگر تو او را نمی‌بینی پس او تو را می‌بیند} و از آیین ابراهیم که حنیف (حقگرا، راستین) است تبعیّت کرده است {مراد از تابع بر ملّت ابراهیم (ع) همان عامل به اعمال قالبیّه و احکام نبویّه از مفروضات و مسنونات و ترک منهیّات است، زیرا کسی که بر دست علیّ (ع) توبه کند و آداب سلوک و احکام قلب را از او بگیرد لابدّ از عمل بر آن به احکام قالب است زیرا آن مانند قشر (پوست) برای احکام قلب است و تا قشر حفظ نشود لبّ (مغز) حفظ نمی‌شود} و خداوند ابراهیم را به عنوان دوست قرار داد

- ترجمه سلطانی

و چه کسی نیکو دین تر از کسی است که وجه خود را بر خداوند تسلیم کرده و (در حالی که) او محسن است و از آیین ابراهیم که حنیف (حقگرا، راستین) است تبعیّت کرده است و خداوند ابراهیم را به عنوان دوست قرار داد

- ترجمه راستین

دین چه کس بهتر از آن کسی است که خود را تسلیم (حکم) خدا نموده و هم نیکوکار است و پیروی از آیین ابراهیم حنیف نموده؟! آن ابراهیمی که خدا او را به مقام دوستی خود برگزیده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٦ وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطًا

و آنچه که در آسمان‌ها هست و آنچه که در زمین هست برای خداوند است و خداوند به هر چیزی محیط می‌باشد [و به همه چیز علم دارد و می‌داند چه کسی وجهش را بر او تسلیم کرده و مرتبت او و قدر استحقاق او را می‌داند، پس آنچه را که وی مستحقّ آن است از او امساک نمی‌کند]

- ترجمه سلطانی

و آنچه که در آسمان‌ها هست و آنچه که در زمین هست برای خداوند است و خداوند به هر چیزی محیط می‌باشد

- ترجمه راستین

هر چه در آسمانها و زمین است مِلک خداست و او به همه چیز احاطه و آگاهی دارد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٧ وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاءِ الـلَّاتِي لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَن تَنكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَن تَقُومُوا لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا

و دربارهٔ [حکم] زنان[شان]، از تو استفتاء (درخواست فتواء) می‌کنند بگو خداوند دربارهٔ آنها (زنان) به شما فتوا می‌دهد و دربارهٔ یتیمان زنان هنوز برای شما در کتاب تلاوت نکرده که [شما] آنچه [از میراث مفروض] که برای آنها مقرّر شده است را به آنها نمی‌دهید {در جاهلیّت صغیر و نه زن ارث نمی‌بردند} و [برای عدم مال و جمال] بیزاری می‌جوئید که آنها (زنان) و مستضعفین از فرزندان [آنها] را نکاح کنید و [به شما ایضاً فتوا می‌دهد به] اینکه بر یتیمان به قسط (دادگری) قیام کنید و هرآنچه از خیر که انجام دهید [در ارث زنان و قسامهٔ آنها و در حفظ یتیمان و اموال آنان عمل شما ضایع نمی‌شود] زیرا خداوند به آن دانا است

- ترجمه سلطانی

و دربارهٔ (حکم) زنان(شان)، از تو استفتاء (درخواست فتواء) می‌کنند بگو خداوند دربارهٔ آنها (زنان) به شما فتوا می‌دهد و دربارهٔ یتیمان زنان هنوز برای شما در کتاب تلاوت نکرده که (شما) آنچه (از میراث مفروض) که برای آنها مقرّر شده است را به آنها نمی‌دهید و (برای عدم مال و جمال) بیزاری می‌جوئید که آنها (زنان) و مستضعفین از فرزندان (آنها) را نکاح کنید و (به شما ایضاً فتوا می‌دهد به) اینکه بر یتیمان به قسط (دادگری) قیام کنید و هرآنچه از خیر که انجام دهید پس همانا خداوند به آن دانا است

- ترجمه راستین

(ای پیغمبر) درباره زنان از تو فتوا خواهند، بگو: خدا و آنچه از آیات کتاب او بر شما تلاوت شود هم در حق زنان و دختران یتیمی که مهر و حقوق لازمه آنها را ادا نکرده و مایل به نکاح آنان هستید و هم در حق فرزندان ناتوان فتوا خواهد داد، و نیز (دستور می‌دهد که) درباره یتیمان عدالت پیشه گیرید، و (در نیکی کوشید که) هر کار نیک به جای آرید خدا بر آن آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۵
سوره نساء
حزب ۲۰

١٢٨ وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا

و اگر زنی از بدرفتاری شوهرش (سوء عشرت با زن و منع زن از حقوقش) {نشوز عدم قیام است به آنچه که بر او واجب می‌شود} یا از اعراض (روگردانی) [شوهر] [از جهت تجافی (دوری کردن) و عدم توجّه به زن با اعطاء حقوق زن از نفقه و پوشاک و قسامه به زن] بترسد پس بر آن دو گناهی نیست که آن دو بین خود به جهت توافق صلح کنند [یعنی صلحى را آن دو واقع سازند، و مقصود نفی جُناح (گناه) است از اینکه بنابر دادن چیزی از مهر او (زن) یا غیر آن به زن، یا بنابر تحمّل خدمت برای او برای استمالت (دلجوئی از) او، یا بنابر اسقاط قسامهٔ او (زن) و سایر حقوق وی (زن) اصطلاح (با هم موافقت کردن) کنند، و اختصاص به اسقاط بلاعوض زن حقّ خود را ندارد، و اجازه می‌دهد که به عنوان عوض بدل از اسقاط (صرف نظر از) حقّ قرار داده شود، یعنی ممکن است زن بخشی از حقش را ببخشد و در مقابل، چیز دیگری به عنوان جبران یا عوض دریافت کند] و صلح بهتر [از جدائی و طلاق و سوء عشرت] است و بُخل در نفس‌ها حضور دارد {برای اینکه آنها بر جذب خیر خود و عدم اخراج آن از دستانشان مطبوع (سرشته) هستند مانند اینکه مجبور به حضور نزد شُح (بُخل) هستند و مانند این است که نفوس مردان امساک (زندگی کردن مرد با زوجه‌اش) زنان با کراهت داشتن از آنها (زنان) و نه قیام به حقوق آنها (زنان) برای آنان (مردان) ممکن نمی‌شود، و نه نفوس زنان اسقاط حقّ خود و ترک حظّ خود آنها را ممکن نمی‌شود} و اگر نیکی کنید [در عشرت] و [از نقص حقوق زنان یا از فرقت (جدا شدن) و فتح باب شماتت بر آنها] بپرهیزید [و با کراهتتان از آنها آنها را امساک (زندگی کردن مرد با زوجه‌اش) کنید باشد که خداوند به سبب احسان و تقوا به شما غفران جزاء دهد] پس همانا خداوند به آنچه که عمل می‌کنید آگاه می‌باشد

- ترجمه سلطانی

و اگر زنی از بدرفتاری شوهرش یا از روگردانی (شوهر) بترسد پس بر آن دو گناهی نیست که آن دو بین خود به جهت توافق صلح کنند و صلح بهتر است و بُخل در نفس‌ها حضور دارد و اگر نیکی کنید و بپرهیزید پس همانا خداوند به آنچه که عمل می‌کنید آگاه می‌باشد

- ترجمه راستین

و اگر زنی بیم داشت که شوهرش با وی مخالفت و بد سلوکی کند یا از او دوری گزیند باکی نیست که هر دو تن به گونه‌ای به راه صلح و سازش باز آیند، که صلح به هر حال بهتر است، و نفوس را بخل و حرص فرا گرفته. و اگر (درباره یکدیگر) نیکویی کرده و پرهیزکار باشید، خدا به هر چه کنید آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٩ وَلَن تَسْتَطِيعُوا أَن تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا

و هرگز استطاعت نخواهید داشت که بین زنان عدالت ورزید و اگرچه [بر عدل بین آنها] حریص باشید {زیرا عدل تسویت (مساوی داشتن) بین آنها است و آن اگرچه بحسب ظاهر ممکن باشد لکن بحسب میل قلبی مقدور نیست} پس به هر میلی [با سرایت میل باطنی به یکی از آنها و کراهت نسبت به دیگری] تمایل نکنید [آنگاه قسامهٔ آنها و غیر قسامهٔ آنها را مطابق بر میل باطنی خود نسبت به آنها قرار دهید] که او را (زنی را که کراهت دارید) مانند معلّقه‌ای [سرگردان که شوهر ندارد و اختیاری بر خودش ندارد] واگذارید و اگر [با تقلیل تفاوت میل قلبی به قدر آنچه که ممکن می‌شود و تسویت (مساوی کردن) ترحّم بر آنها (زنان) با اتّصاف شما به رحمت که از صفات خداوند است خودتان را] اصلاح کنید و [با چشم‌پوشی از نقایص و معایب آنها (زنان) که همان مغفرت (آمرزش) بر آنها است و از انزجار قلبی از زنانی که کراهت دارید] بپرهیزید [متخلّق به اخلاق خداوند و مستحقّ رحمت و مغفرت او برای تخلّق شما به آن دو می‌گردید] پس همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان می‌باشد [یعنی اگر آنچه را که به میل کلّی افساد کرده‌اید در مایأتی (بعد از این) اصلاح کنید و از افساد خودداری نمائید مُحقّ به رحمت او و مغفرت او می‌گردید، یا اگر صلح را واقع دارید و با ترحّم بر آنها (زنان) و مغفرت بر آنها از فرقت (جدایی) تقوا (خودداری) کنید مستحقّ رحمت او می‌گردید]

- ترجمه سلطانی

و هرگز استطاعت نخواهید داشت که بین زنان عدالت ورزید و اگرچه (بر عدل بین آنها) حریص باشید پس به هر میلی تمایل نکنید که او (زن) را مانند معلّقه‌ای (سرگردان) واگذارید و اگر اصلاح کنید و بپرهیزید پس همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان می‌باشد

- ترجمه راستین

شما هرگز نتوانید میان زنان به عدالت رفتار کنید هر چند راغب و حریص (بر عدل و درستی) باشید، پس به تمام میل خود یکی را بهره‌مند و آن دیگر را محروم نکنید تا او را معلّق و بلا تکلیف گذارید. و اگر سازش کنید و پرهیزکار باشید همانا خدا بخشنده و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٠ وَإِن يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِّن سَعَتِهِ وَكَانَ اللَّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا

و اگر [بعد از عدم رضایت به صلح و عدم احسان ازواج] آن دو جدا شوند خداوند هر کدام از آن دو را از سعهٔ خود [با ازواج برای مردان و ازواج برای زنان، یا با صفات ملائکه و خصال آنان] غنی می‌کند [و هر کدام از زوج‌ها که به انساء (فراموش کردن، ترک کردن) طبیعی از مضاجعت و تقلیل شهوت نکاح یا به اموال دنیوی سُلُو (فراموش کردن، زایل شدن غم) می‌کند پس به هر دو آنچه که از آن بی‌نیاز کند را می‌دهد] و خداوند دارای وسعت و حکیم می‌باشد [یعنی قدرت دارد بر توسعه دربارهٔ ازواج یا در خصال یا در اموال بر فرض تفرّق (جدا شدن) برای اینکه او بحسب هر چیزی واسع (دارای وسعت، سخاوتمند، سخی) است و به شما امر به احسان و اغضاء (چشم پوشی کردن) می‌کند برای اینکه او حکیم است و در آنچه که به آن امر می‌کند صلاح شما هست]

- ترجمه سلطانی

و اگر آن دو جدا شوند خداوند هر کدام از آن دو را از سعهٔ خود غنی می‌کند و خداوند دارای وسعت و حکیم می‌باشد

- ترجمه راستین

و اگر از یکدیگر جدا شوند، باز خدا هر یک را از دیگری به رحمت واسع خود بی‌نیاز خواهد کرد، و خدا را رحمت بی‌منتهاست و (به حقیقت هر چیز) داناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)