سورهٔ نساء

محل نزول:   مدینه
تعداد کل آیات: ۱۷۶
نام‌های سوره:
نساء، نساء کبری
صفحه قبلی | نمایش آیات ۱۵۱ الی ۱۶۰ | صفحه بعدی (نمایش تمام آیات سوره)
تفسیر

١٥١ أُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا

آنان حقاً همان کافران هستند {برای اینکه آنها کاملان در کفر هستند به حیثی که نفاق را به کفرشان منضمّ کردند و با اظهار اسلامشان بسیاری را از ایمان صدّ نمودند} و برای کافران عذابی خفت‌آور (خوار کننده) آماده کرده‌ایم

- ترجمه سلطانی

آنان حقاً همان کافران هستند و برای کافران عذابی خفت‌آور (خوار کننده) آماده کرده‌ایم

- ترجمه راستین

به حقیقت کافر اینهایند و ما برای کافران عذابی خوار کننده مهیا ساخته‌ایم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٢ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ أُولَئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا

و کسانی که به خداوند و رسولانش ایمان آورده‌اند و بین احدی از آنها فرق نمی‌گذارند به آنان اجرشان داده خواهد شد [یعنی ما حتماً اجور آنان را بحسب عملشان عطاء می‌کنیم و زلّات (لغزش‌ها) آنان را می‌آمرزیم، و بر آنها با رحمت خاصّه بحسب شأن خود از مغفرت و رحمت تفضّل می‌کنیم] و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان می‌باشد

- ترجمه سلطانی

و کسانی که به خداوند و رسولانش ایمان آورده‌اند و بین احدی از آنها فرق نمی‌گذارند به آنان اجرشان داده خواهد شد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان می‌باشد

- ترجمه راستین

و آنان که ایمان به خدا و رسولانش آوردند و تفرقه میان خدا و هیچ یک از پیغمبران نیفکندند، اینها را خدا به زودی اجرشان را عطا کند و خدا پیوسته بخشنده و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٣ يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَن تُـنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِّنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَكْبَرَ مِن ذَلِكَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُّبِينًا

اهل کتاب از تو درخواست می‌کنند که از آسمان کتابی بر آنها نازل کنی پس همانا [پدران آنها که آنها از اسناخ (گونه‌ها، قماش‌ها، بیخ‌ها و بُن‌ها، چرک‌ها و ریم‌ها، روغن‌های فاسد شده) آنها هستند] بزرگتر از آن را از موسی درخواست کردند و گفتند: خداوند را آشکارا (به عیان) به ما نشان بده پس به (سبب) ظلمشان صاعقه آنها را در گرفت سپس بعد از آنکه بیّنه‌ها [یعنی معجزات از موسی (ع)] نزد آنها آمد گوساله را [به عنوان معبود] اتّخاذ کردند و [محض رحمت خود] از آن عفو کردیم و به موسی سلطانی (حجّتی) مبین (واضح و موضح) [بر صدق او] دادیم

- ترجمه سلطانی

اهل کتاب از تو درخواست می‌کنند که از آسمان کتابی بر آنها نازل کنی پس همانا بزرگتر از آن را از موسی درخواست کردند و گفتند: خداوند را آشکارا به ما نشان بده پس به (سبب) ظلمشان صاعقه آنها را در گرفت سپس بعد از آنکه بیّنه‌ها نزد آنها آمد گوساله را اتّخاذ کردند و از آن عفو کردیم و به موسی سلطانی (حجّتی) مبین (آشکار، روشنگر) دادیم

- ترجمه راستین

(ای پیغمبر) اهل کتاب از تو درخواست کنند که از آسمان کتابی (یکجا) برای آنان فرود آوری، همانا از موسی نیز درخواستی بالاتر از این کردند و گفتند: خدا را به چشم ما آشکار بنما، پس به سبب این جهل و سرکشی صاعقه سوزان آنها را درگرفت، و پس از آن همه آیات روشن، باز گوساله‌پرستی اختیار کردند، باز ما از این کار (زشت آنان) درگذشتیم و به موسی حجّتی آشکار بخشیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٤ وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لَا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا

و طور را به (سبب) [تحصیل] میثاق آنها فوق آنها رفیع کردیم و [به زبان مظهر خود و خلیفهٔ خود موسی (ع)] به آنها گفتیم که از درب (باب حطّه) سجده‌کنان داخل شوید و به آنها گفتیم که در شنبه تعدّی نکنید [یعنی شنبه را برای آنها محترم قرار دادیم و در آن آنها را از بعضی از آنچه که برای آنها در غیر آن مباح کرده بودیم مانند صید کردن منع کردیم] و از آنها پیمانی محکم گرفتیم {پس ای امّت محمّد (ص) ما بر شما به ولایت پیمان گرفتیم، پس به یاد آورید امّت موسی (ع) را تا به سبب نقض این پیمان مثل آنها معاقَب (عقاب شده) نگردید}

- ترجمه سلطانی

و طور را به (سبب) (تحصیل) میثاق آنها فوق آنها رفیع کردیم و به آنها گفتیم که از درب (باب حطّه) سجده‌کنان داخل شوید و به آنها گفتیم که در شنبه تعدّی نکنید و از آنها پیمانی محکم گرفتیم

- ترجمه راستین

و کوه طور را برای (اتمام حجّت و اخذ) پیمان بر فراز سر آنها بلند گردانیدیم و آنها را گفتیم به حال سجده بدین درگاه درآیید و گفتیم از حکم روز شنبه تعدی مکنید، و از آنها پیمانی سخت گرفتیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۶
سوره نساء
حزب ۲۱

١٥٥ فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِم بِآيَاتِ اللَّهِ وَقَتْلِهِمُ الْأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا

پس به (سبب) آنچه که میثاقشان را نقض کردند و کفرشان به آیات خداوند، و کشتن آنها انبیاء را به ناحقّ [به آنها به آنچه که بر زبان شما مَثل شده و مشهور است انجام دادیم] {پس حذر کنید از اینکه علی (ع) و حسن (ع) و حسین (ع) را بکشید زیرا شأن آنها شأن انبیاء بلکه رفیع‌تر است چنانکه نبیّ شما دربارهٔ آن با شما سخن گفته است} و گفتارشان که قلوب ما در پرده است [یا به جهت استکبار و ارتضاء به انفس خود اوعیه (ظرف‌ها) برای علوم هستند، یا به جهت استهزاء انبیاء در اکنّه‌ای (درپوشی، پرده‌ای) است پس حذر کنید از اینکه در مقابل آنان به آراء خود مستبد شوید]، بلکه خداوند به (سبب) کفرشان بر آن مُهر نهاد، پس جز [به ایمانی اندک همان ایمان عامّ نبوی یا جز اندکی ایمان نمی‌آورند]

- ترجمه سلطانی

پس به (سبب) آنچه که میثاقشان را نقض کردند و کفرشان به آیات خداوند، و کشتن آنها انبیاء را به ناحقّ و گفتارشان که قلوب ما در پرده است، بلکه خداوند به (سبب) کفرشان بر آن مُهر نهاد، پس جز اندکی ایمان نمی‌آورند

- ترجمه راستین

پس چون پیمان شکستند و به آیات خدا کافر شدند و پیغمبران را به ناحق کشتند و (همه این قبایح به جای آوردند) بدین عذر که گفتند: دلهای ما در پرده است (و دروغ گفتند) بلکه خدا به سبب کفر، آنها را مهر بر دل نهاد، که به جز اندکی ایمان نیاورند؛

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٦ وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَى مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا

و به (سبب) کفرشان [به عیسی] و گفتارشان به مریم با بهتانی بزرگ {پس حذر کنید که بر مریم این امّت بهتان نزنید و حدیثی را وضع نکنید و فدک را از او نگیرید}

- ترجمه سلطانی

و به (سبب) کفرشان و گفتارشان به مریم با بهتانی بزرگ

- ترجمه راستین

و هم به واسطه کفرشان و بهتان بزرگشان بر مریم؛

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٧ وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا

و گفتهٔ آنها همانا ما مسیح عیسی بن مریم فرستادهٔ خداوند را کشتیم {عبارت «فرستادهٔ خداوند» را به جهت استهزاء ذکر کردند پس حذر کنید از اینکه مسیح این امّت را بکشید، و از اینکه آنچه که امّت عیسى (ع) در حقّ او گفتند را انجام دهید}، و (حال آنکه) او را نکشتند و او را مصلوب نکردند و لکن بر آنان مشتبه شد، و همانا کسانی که در آن اختلاف کردند البتّه در شکّ از آن هستند و به آن علمی ندارند مگر به پیروی از گمان، و یقیناً او را نکشتند

- ترجمه سلطانی

و گفتهٔ آنها همانا ما مسیح عیسی بن مریم فرستادهٔ خداوند را کشتیم، و (حال آنکه) او را نکشتند و او را مصلوب نکردند و لکن بر آنان مشتبه شد، و همانا کسانی که در آن اختلاف کردند البتّه در شکّ از آن هستند و به آن علمی ندارند مگر به پیروی از گمان، و یقیناً او را نکشتند

- ترجمه راستین

و هم از این رو که گفتند: ما مسیح عیسی بن مریم رسول خدا را کشتیم، در صورتی که او را نه کشتند و نه به دار کشیدند بلکه امر بر آنها مشتبه شد؛ و همانا آنان که درباره او عقاید مختلف اظهار داشتند از روی شک و تردید سخنی گفتند و عالم به او نبودند جز آنکه از پی گمان خود می‌رفتند؛ و به طور یقین مسیح را نکشتند؛

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٨ بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا

بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد و خداوند غالب [می‌باشد که مغلوب نمی‌شود که پیامبرش (ع) بر خلاف ارادهٔ او کشته شود، یا در مظاهر خلفایش مغلوب نمی‌شود، و آنچه که دیده می‌شود از قتل و اذیّت آنها جز این نیست که آن نسبت به بدن عنصری آنان و همان سجن (زندان) آنها و لباس انفس آنان است] و حکیم می‌باشد [یعنی اگر بر سجن آنان و لباس آنان تصرّفی از اعداء واقع می‌شود پس آن ایضاً به حکم او است]

- ترجمه سلطانی

بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد و خداوند غالب و حکیم می‌باشد

- ترجمه راستین

بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد، و پیوسته خدا مقتدر و کارش از روی حکمت است؛

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٩ وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا

و اهل کتابی نیست مگر آنکه قبل از مرگش حتماً به او ایمان می‌آورد و در روز قیامت بر آنها بسیار شاهد (مشاهده کننده) می‌باشد

- ترجمه سلطانی

و اهل کتابی نیست مگر آنکه قبل از مرگش حتماً به او ایمان می‌آورد و در روز قیامت بر آنها بسیار شاهد (مشاهده کننده) می‌باشد

- ترجمه راستین

و هیچ کس از اهل کتاب نیست جز آنکه پیش از مرگ به وی (عیسی) ایمان خواهد آورد و در روز قیامت او بر آنان گواه خواهد بود؛

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٠ فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا

و به (سبب) ظلم کسانی که یهودی شدند و به (سبب) جلوگیریشان بسیاری را از راه خدا {«سبیل الله» (راه خدا) همان امام است که بابِ قلب را باز می‌کند پس سالک با توسّل به او الی الله سیر می‌کند، و هر عملی که تو را به این امام راهنمائی کند ایضاً سبیل الله است} طیّباتی که برایشان حلال شده بود را بر آنها حرام کردیم

- ترجمه سلطانی

و به (سبب) ظلم کسانی که یهودی شدند و به (سبب) جلوگیریشان بسیاری را از راه خدا طیّباتی که برایشان حلال شده بود را بر آنها حرام کردیم

- ترجمه راستین

پس به جهت (این همه) ظلمی که یهود کردند و هم بدین جهت که بسیاری مردم را از راه خدا منع کردند، ما نعمت‌های پاکیزه‌ای را که بر آنها حلال بود حرام گردانیدیم؛

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)