سورهٔ نساء
نساء، نساء کبری
٤١ فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَـؤُلَاءِ شَهِيدًا
پس [حال این مختالین (خودپسندان) موصوف با اوصاف سابق از شدّت خوف و عقوبت] چگونه است وقتی که از هر امّتی [از اُمم پیامبران] گواهی را [همان پیامبرشان را، یا از هر فرقه از فِرَق امّت تو با شاهدی که همان امامشان در عصر آنها است یا از هر امّتى از اُمَم انبیاء و از هر فرقه از فِرَق امم انبیاء و از فِرَق امّت تو با شاهدی که همان نبیّ آنها یا وصیّ نبیّ آنها و امام آنها است] بیاوریم و [ای محمّد] تو را به عنوان گواه بر اینان بیاوریم [که لهم (برای آنها) و علیهم (بر آنها) شهادت دهی]
- ترجمه سلطانیپس چگونه است (حال آنان) وقتی که از هر امّتی (از امم پیامبران) گواهی را بیاوریم و (ای محمّد (ص)) تو را به عنوان گواه بر اینان بیاوریم
- ترجمه راستینپس چگونه است (حال آنان) آنگاه که از هر طایفهای گواهی آریم و تو را بر این امّت به گواهی خواهیم؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُـولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا
در آنروز کسانی که [به خداوند یا به رسولان یا به اوصیاء آنها و ولایات اوصیای آنان] کفر ورزیدهاند و رسول را [در امر او به ولایت و غیر آن] نافرمانی کردهاند آرزو میکنند که ایکاش زمین با آنها مساوی میشد [یعنی در آنروز یا در روز غصب خلافت دفن میشدند، یا برانگیخته نمیشدند یا خاک میبودند و آفریده نمیشدند، یا قابل محض قرار داده میشدند و اصلاً برای آنها فعلیّتی نمیبود] و هیچ سخنی را از خداوند کتمان نمیکنند
- ترجمه سلطانیدر آنروز کسانی که کفر ورزیدهاند و رسول را نافرمانی کردهاند آرزو میکنند که ایکاش زمین با آنها مساوی میشد و هیچ سخنی را از خداوند کتمان نمیکنند
- ترجمه راستیندر آن روز آنان که به راه کفر رفته و نافرمانی رسول کردند آرزو کنند که ای کاش با خاک زمین یکسان بودند، و از خدا سخنی پنهان نتوانند کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُـولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا
ای کسانی که ایمان آوردهاید [یعنی به خداوند و به محمّد (ص) اذعان کردهاید، یا بر دست محمّد (ص) ایمان به خداوند را اراده کردهاید، یا با بیعت عامّهٔ نبویّه و قبول دعوت ظاهره بر دست محمّد (ص) ایمان آوردهاید، یا با بیعت خاصّهٔ ولویّه و قبول دعوت باطنه ایمان آوردهاید] به نماز نزدیک نشوید {صلات (نماز) در لغت بر دعاء و رحمت و استغفار و در شرع بر افعال و اذکار موضوعه (وضع شده) در شریعت، و در حقیقت یا بطور مجاز بر مواضع مقرّر برای نماز شرعی، و بر ذکر قلبی مأخوذ از صاحب اجازهٔ الهی، و بر صاحب اجازهٔ الهی، و بر صورت مثالی حاضر شده در قلب سالک از صاحب اجازه، و بر هر کدام از مراتب بشری و مثالی و قلبی و روحی به مراتب روحی او اطلاق میشود} و (در حالی که) شما مست هستید تا آنکه [از مستی خود فائق آیید و] بدانید که چه میگوئید و نه در حال جُنُب مگر رهگذران تا آنکه غسل کنید [به اینکه بدنهایتان را در آب فرو برید] و اگر مریض یا بر سفر بودید یا یکی از شما که از غائط میآید یا زنان را لمس (مجامعت) کردید پس هنوز که آب [برای استعمال] نیافتهاید پس خاکی پاک را تیمّم (قصد) کنید و به روی خود و دستانتان مسح کنید همانا خداوند بسیار بخشاینده و بسیار آمرزنده است [آنچه که از اثر دَنَس هوی بر شما باقی میماند را بر شما میپوشاند و شما را به سبب ذنوبتان از حضرت خود طرد نمیکند]
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید به نماز نزدیک نشوید و (در حالی که) شما مست هستید تا آنکه (از مستی خود فائق آیید و) بدانید که چه میگوئید و نه در حال جُنُب مگر رهگذران تا آنکه غسل کنید و اگر مریض یا بر سفر بودید یا یکی از شما که از غائط میآید یا زنان را لمس (مجامعت) کردید پس هنوز که آب نیافتهاید پس خاکی پاک را تیمّم (قصد) کنید و به روی خود و دستانتان مسح کنید همانا خداوند بسیار بخشاینده و بسیار آمرزنده است
- ترجمه راستینای اهل ایمان، هرگز در حال مستی به نماز نیایید تا بدانید چه میگویید (و چه میکنید) و نه در حال جنابت (به مساجد آیید) مگر آنکه رهگذر باشید تا وقتی که غسل کنید. و اگر بیمار بودید یا آنکه در سفر باشید یا قضاء حاجتی دست داده باشد یا با زنان مباشرت کردهاید و آب برای تطهیر و غسل نیافتید پس به خاک پاک تیمم کنید، آنگاه صورت و دستها را (بدان) مسح کنید، که خدا بخشنده و آمرزنده است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّوا السَّبِيلَ
آیا ندیدی کسانی را که بهرهای (حظّ اندکی) از کتاب داده شدهاند [یعنی کتاب نبوّت به اینکه در شریعت داخل شدند و دعوت نبیّ را به دعوت ظاهرهاش قبول کردند] گمراهی [و خروج از طریق ولایت و طریق قلب] را میخرند و [ای مؤمنین] میخواهند که شما را از راه [ولایت علی (ع)] گمراه کنند
- ترجمه سلطانیآیا ندیدی کسانی را که بهرهٔ (اندکی) از کتاب داده شدهاند گمراهی را میخرند و (ای مؤمنین) میخواهند که شما را از راه گمراه کنند
- ترجمه راستینآیا ندیدی و ننگریستی به (حال) آنان که اندک بهرهای از علم کتاب یافتند که خریدار ضلالت هستند و همی خواهند که شما (اهل ایمان) نیز گمراه شوید؟!
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللَّهِ وَلِيًّا وَكَفَى بِاللَّهِ نَصِيرًا
و خداوند به دشمنان شما [از شما] داناتر است [پس هر کس که با زبانش محبّت شما و ولایت شما را اظهار کرد را ولی نگیرید بلکه به ولایت خداوند در مظاهر اولیائش که خداوند شما را به ولایت آنها امر کرده است اکتفاء کنید] و خداوند [در مظاهرش] به عنوان ولیّ کافی است و خداوند به عنوان یاری رساننده کافی است [پس ولایت و نصرت را غیر از کسی که خداوند و رسولش (ص) به شما به قبول ولایت او امر کردهاند و او علیّ (ع) است طلب نکنید و وجوه قلوبتان را از کسی که خداوند شما را به صرف (روی گردانیدن) از او امر کرده است برتابید]
- ترجمه سلطانیو خداوند داناتر است به دشمنان شما و خداوند به عنوان ولیّ کافی است و خداوند به عنوان یاری رساننده کافی است
- ترجمه راستینو خدا داناتر است به دشمنان شما، و همین بس که خدا دوستدار و یاور (شما) باشد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ مِّنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُـولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا
از کسانی که تهوّد (یهودیّت گرفتن) ورزیدند کلمات را از مواضع خود تحریف میکنند [با تبدیل کردن کلمهای در مکان کلمهای دیگر، یا با اسقاط بعضی از کلم، یا با صرف (برگردانیدن) آن از مصادیق آن به غیر آن با تمویه (خلاف نمایاندن) آن که آن غیر مصادیق آن است، یا با صرف آن از مقاصد مراد شدهٔ آن با تمویه اینکه غیر آن مقصود از کلام است چه آن از روی علم به مصداق و مقصود یا از روی جهل باشد] و [با زبانشان] میگویند ما شنیدیم و [در انفسشان میگویند] نافرمانی کردیم و بشنو! نه [به معنی] شنونده [بلکه در معنی کر!] و «رعایت ما را بکن» {«راعنا» در لغت آنها به معنی ما را تحمیق (خَر) کن است}، با پیچاندن زبانهایشان و از روی طعنه (استهزاء) در دین و اگر که آنها میگفتند که: «شنیدیم و اطاعت کردیم» و «بشنو و به ما نظر کن» البتّه برای آنان بهتر و استوارتر [و عادلانهتر] میبود و لکن خداوند آنها را به جهت کفرشان [به تو از خیر و صلاح] لعن (دور) کرده است و جز با [ایمان] اندکی ایمان نمیآورند
- ترجمه سلطانیاز کسانی که تهوّد (یهودیّت گرفتن) ورزیدند کلمات را از مواضع خود تحریف میکنند و میگویند ما شنیدیم و نافرمانی کردیم و بشنو! نمیشنوی! و «رعایت ما را بکن» (در زبان عبری به معنی ما را تحمیق کن)، با پیچاندن زبانهایشان و از روی طعنه در دین و اگر که آنها میگفتند که شنیدیم و اطاعت کردیم و بشنو و به ما نظر کن البتّه برای آنان بهتر و استوارتر میبود و لکن خداوند آنها را به جهت کفرشان لعنت (دور) کرده است و جز به اندکی ایمان نمیآورند
- ترجمه راستینگروهی از یهود کلمات (خدا) را از جای خود تغییر داده و گویند: (فرمان خدا را) شنیدیم و (از آن) سرپیچیم و (به جسارت گویند) بشنو که (کاش) ناشنوا باشی؛ و گویند ما را رعایت کن. و گفتار ایشان زبانبازی و طعنه و تمسخر به دین است. و اگر (به احترام) میگفتند که ما (فرمان حق را) شنیدیم و (تو را) اطاعت کنیم و تو نیز (سخن ما) بشنو و به حال ما بنگر، هر آینه آنان را نیکوتر بود و به صواب نزدیکتر، لیکن چون کافر شدند خدا آنها را لعنت کرد، و به جز اندکی ایمان نخواهند آورد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّـمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا
ای کسانی که کتاب داده شدهاید [از یهود و نصاری، یا از اهل محمّد (ص)] به آنچه که [از قرآن یا از ولایت علی (ع)] نازل کردیم که تصدیق کننده [و مُثبت (اثبات کننده)] است بر آنچه که با شما است ایمان بیاورید قبل از اینکه [با محو محاسن آنها و اشکال فطری و کسبی آنها] وجوهی را محو کنیم و آنها را بر پشت (روزگار پیشین) خود بر گردانیم یا آنها را [با تغییر صور تمام اعضای آنها] لعنت کنیم و [آنها را مسخ کنیم] همانطور که اصحاب شنبه را لعنت (دور) [و مسخ] کردیم و امر خداوند انجام شده میباشد [و مانعی از نفاذ (جاری بودن امر و حکم) آن نیست پس حذر کنید از آنچه که وعده داده شدهاید]
- ترجمه سلطانیای کسانی که کتاب داده شدهاید به آنچه که نازل کردیم که تصدیق کننده است بر آنچه که با شما است ایمان بیاورید قبل از اینکه وجوهی را محو کنیم و آنها را بر پشت (روزگار پیشین) خود بر میگردانیم یا آنها را لعنت کنیم همانطور که اصحاب شنبه را لعنت (دور) کردیم و امر خداوند انجام شده میباشد
- ترجمه راستینای کسانی که به شما کتاب آسمانی داده شد، به قرآنی که فرستادیم که مصدّق تورات و انجیل شماست ایمان آورید پیش از آنکه بر چهرههایی (از اثر ضلالت) خط خذلان کشیم و آنها را واژگون کنیم یا مانند اصحاب سَبت بر آنها لعنت و عذاب فرستیم، و (بترسید که) قضای خدا واقعشدنی است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِـمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا
همانا خداوند نمیآمرزد که [به اعتبار اتمّ مظاهر او که همان علیّ (ع) است] به او شرک ورزیده شود و آنچه که غیر آن [شرک] است را بر کسی [از والی (پیمان بسته، دوستدار) و شیعهٔ علیّ (ع)] که بخواهد میآمرزد و کسی که به خداوند [با اعتبار شرک به مظاهر اتمّ او] شرک ورزد [زیرا خداوند جز در مظاهرش شناخته و درک نمیشود، پس شرک به مظاهر او شرک به او است] پس گناهی عظیم را افتراء زده است
- ترجمه سلطانیهمانا خداوند نمیآمرزد که به او شرک ورزیده شود و آنچه که غیر آن است را بر کسی که بخواهد میآمرزد و کسی که به خداوند شرک ورزد پس گناهی عظیم را افتراء زده است
- ترجمه راستینمحققاً خدا گناه شرک را نخواهد بخشید و سوای شرک را برای هر که خواهد میبخشد، و هر کس که شرک به خدا آورد به دروغی که بافته گناهی بزرگ مرتکب شده است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُم بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا
آیا ندیدی کسانی را که خودشان را پاک میدانند؟ {تزکیه یا به معنی نسبت دادن طهارت به انفس و پاک و طاهر شمردن آن است یا به معنی ازالهٔ دَرَن (چرکها، آلودگیها) از انفس است به افعال خود و اذکارشان و هر یک یا به قول است مثل اینکه بگوید من عصیان نکردهام، و چنین روزه داشتهام، و چنین نماز خواندهام، و چنان انفاق کردهام، و غیر آن، یا مثل این است که بنفسه بدون اذنی و اجازهای به قصد تحصیل کمال نفس و تطهیر آن از نقایص آن بدون ریا بر ذکر لسانی مداومت نماید، و یا به فعل است مثل اینکه افعال نیک را از جهت ریاء و از جهت اظهار بر مردم انجام دهد که او زاهدی راغب در آخرت است، یا مثل اینکه به افعال خوب و ریاضات از قِبَل خودش بدون ریا مشغول شود بلکه برای تحصیل کمال نفس و طهارت آن، به گمان آنکه افعال او نفسش را تزکیه میکند، و همه خیال باطل است زیرا ریا کردن فعلی یا قولی از اعظم معاصی است و عمل کردن از قِبَل نفس برای تزکیت آن جز در شقاء (بدبختی) آن نمیافزاید} بلکه خداوند است که کسی را که بخواهد پاک میکند [طهارت کسی را که بخواهد بدون حاجت به اظهار آنها ظاهر میسازد، یا کسی را که بخواهد از اَدناس و رذائل پاک مینماید، نه کسی که بخواهد که خودش را به عمل خویش پاک کند، برای اینکه آن فضل از خداوند است که اکتساب آن به عمل ممکن نمیشود، بلکه عمل اگر به امر خلفای او باشد نفس را بر قبول آن فضل آماده میکند] و [به قدر] فتیلی (رشتهٔ سفید در شکاف هستهٔ خرما) ظلم نمیشوند
- ترجمه سلطانیآیا ندیدی کسانی را که خودشان را پاک میدانند؟ بلکه خداوند است که کسی را که بخواهد پاک میکند و (به قدر) فتیلی (رشتهٔ سفید در شکاف هستهٔ خرما) ظلم نمیشوند
- ترجمه راستیننمیبینی آنان را که دعوی پاکدلی کنند؟خداست که هر که را خواهد از رذائل پاک و منزّه دارد، و به قدر فتیلی (رشته خرما) به کسی ستم نشود.
- ترجمه الهی قمشهای٥٠ انظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَكَفَى بِهِ إِثْمًا مُّبِينًا
نظر کن چگونه [در نسبت دادن طهارت به انفس خود، یا در تحصیل طهارت به فعلشان از روی گمان خود که خداوند در فعلشان راضی شده و اذن او است] به دروغ بر خداوند افتراء میبندند و همان به عنوان گناهی آشکار کافی است
- ترجمه سلطانینظر کن چگونه به دروغ بر خداوند افتراء میبندند و همان به عنوان گناه آشکار کافی است
- ترجمه راستینبنگر چگونه بر خدا دروغ میبافند!و همین (افترا) بس گناهی آشکار است.
- ترجمه الهی قمشهای