سورهٔ نساء
نساء، نساء کبری
٨١ وَيَقُـولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُـولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا
و [با زبانهایشان] میگویند [شأن ما دربارهٔ علی] طاعت است و وقتی که از نزد تو بیرون میروند گروهی از آنها شبانه غیر آنچه را که [دربارهٔ علی] میگویی در سر میپرورانند [و دسیسه میکنند و پیمان میبندند بر اینکه علیّ (ع) را از خلافت منع کنند] و خداوند آنچه را که شبانه دسیسه میکنند مینویسد پس از آنها اعراض کن [و آنها را مؤاخذه نکن که آن برای تو از جهت به فتنه نیفتادن سایر امّت تو اصلح است] و [در جملهٔ امورت خصوصاً در آنچه که از خلافت علی به آن اهمیّت میدهی] بر خداوند توکّل کن و خداوند به عنوان وکیل کافی است [زیرا او در امضاء امر به معاون و نه در استعلام امر به مشاور حاجت ندارد]
- ترجمه سلطانیو (با زبانهایشان) میگویند (شأن ما) طاعت است و وقتی که از نزد تو بیرون میروند گروهی از آنها شبانه غیر آنچه را که میگویی در سر میپرورانند (دسیسه میکنند) و خداوند آنچه را که شبانه دسیسه میکنند مینویسد پس از آنها اعراض کن و بر خداوند توکّل کن و خداوند به عنوان وکیل کافی است
- ترجمه راستینو (منافقان، روز) نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند شبانه گروهی خلاف گفته تو را در دل گیرند، و خدا اندیشه شبانه آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان و به خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است.
- ترجمه الهی قمشهای٨٢ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا
آیا پس در قرآن [و اینکه آن از نزد خداوند است] تدبّر (تفکّر) نمیکنند [تا صدق تو و رسالت تو را بدانند! آنگاه خلاف طاعت تو نقشه نکشند] و اگر از نزد غیر خداوند میبود حتماً در آن اختلاف زیادی مییافتند
- ترجمه سلطانیآیا پس در قرآن تدبّر نمیکنند و اگر از نزد غیر خداوند میبود حتماً در آن اختلاف زیادی مییافتند
- ترجمه راستینآیا در قرآن از روی فکر و تأمل نمینگرند؟و اگر از جانب غیر خدا بود در آن اختلافی بسیار مییافتند.
- ترجمه الهی قمشهای٨٣ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُـولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَـوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا
و وقتی که به آنها امری (خبری) از امنیّت یا ترس میآید [برای عدم توکّلشان و عدم ثباتشان در ایمان] آن را فاش میکنند و اگر آن را به رسول و به اولوالامر از خود واگذار میکردند [و او را وکیل خود میکردند و دربارهٔ آن چیزی تکلّم نمیکردند یا آن را بر آنان اظهار میکردند نه بر غیر آنان] البتّه کسانی از آنها که آن را استنباط میکنند آن را میدانستند و اگر فضل خداوند [یعنی رسالت] و رحمت او [یعنی ولایت] بر شما نمیبود البتّه جز [اشخاص] اندکی از شیطان پیروی میکردید
- ترجمه سلطانیو وقتی که به آنها امری (خبری) از امنیّت یا ترس میآید آن را فاش میکنند و اگر آن را به رسول و به اولوالامر از خود واگذار میکردند البتّه کسانی از آنها که آن را استنباط میکنند آن را میدانستند و اگر فضل خداوند و رحمت او بر شما نمیبود البتّه جز (اشخاص) اندکی از شیطان پیروی میکردید
- ترجمه راستینو (منافقان) چون امری به آنان برسد که باعث ایمنی یا ترس (مسلمین) است (و باید پنهان داشت) آن را منتشر میسازند، در صورتی که اگر آن را به رسول و به صاحبان حکم که از خودشان هستند گزارش میدادند همانا آنان که اهل بصیرتند در آن واقعه صلاحاندیشی میکردند. و اگر نه این بود که فضل خدا شامل حال شماست، همانا به جز اندکی همه شیطان را پیروی میکردید.
- ترجمه الهی قمشهای٨٤ فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللَّهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنكِيلًا
پس در راه خدا جنگ کن [و از اعانت قومت و عدم آن باک مدار] که تو مکلّف نمیشوی مگر به [فعل] خودت [یا به اصلاح آن یا به اصلاح علی زیرا او نفس تو است]، و مؤمنین را ترغیب کن {زیرا اگرچه تو به آنها احتیاج نداری بلکه آنها به اصلاح کردن تو آنها را به تو محتاج هستند و جنگ کردن اصلاح برای آنها است برای اینکه آن مورث تشجّع (دلیری کردن) و تمکّن و ثبات و توکّل میشود} چه بسا خداوند که از سختی (گزند) کسانی که کفر ورزیدهاند کفایت (جلوگیری) کند و (حال آنکه) خداوند از جهت سختگیری (گزند رساندن) شدیدتر و از جهت سزا رساندن (تعذیب) شدیدتر [از کفّار] است
- ترجمه سلطانیپس در راه خدا جنگ کن که تو مکلّف نمیشوی مگر به خودت، و مؤمنین را ترغیب کن چه بسا خداوند که از سختی (گزند) کسانی که کفر ورزیدهاند کفایت (جلوگیری) کند و (حال آنکه) خداوند از جهت سختگیری (گزند رساندن) شدیدتر و از جهت سزا رساندن شدیدتر است
- ترجمه راستینپس (ای پیغمبر) تو خود تنها در راه خدا به کارزار برخیز، که جز بر خودت مکلف نیستی و مؤمنان را نیز ترغیب کن، باشد که خدا آسیب کافران را از شما بازدارد، که قدرت خدا بیشتر و عذابش سختتر است.
- ترجمه الهی قمشهای٨٥ مَّن يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُن لَّهُ نَصِيبٌ مِّنْهَا وَمَن يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُن لَّهُ كِفْلٌ مِّنْهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقِيتًا
کسی که به شفاعتِ پسندیدهای شفاعت کند [یعنی عمل حسنى را به عمل حسن دیگری منضمّ کند، یا به صاحبش (رفیقش) منضمّ شود و در عمل حسن با او مشارکت نماید، یا بین دو نفر را صلح دهد، یا از غیر خود برای رفیقش خیری را طلب یا سؤال نماید یا ضرری را دفع و عقوبتی را ترک کند، یا برای دوستش به خیر دعاء کند، یا رفیقش را به خیری دعوت یا بر خیری اعانت یا دلالت کند] نصیبی از آن برای او میباشد و کسی که شفاعت سیّئهای را شفاعت کند از کِفْل (بهرهٔ) آن برای او میباشد {نصیب و کفل، حظّ و آنچه که از قسمت داده میشود است لکن استعمال نصیب در آنچه که در آن برای صاحبش حظّ هست از استعمال آن در آنچه که تعب وی در آن هست بیشتر است و کفل به عکس از آن است} و خداوند بر هر چیزی مراقب (مقتدر یا حافظ) است [که شفاعت شفیعى و نه کیفیّت آن و نه قدر آن از او فوت نمیشود]
- ترجمه سلطانیکسی که به شفاعتِ پسندیدهای شفاعت کند نصیبی از آن برای او میباشد و کسی که شفاعت سیّئهای را شفاعت کند از کفل (بهرهٔ) آن برای او میباشد و خداوند بر هر چیزی مراقب است
- ترجمه راستینهر که سبب کار نیکویی شود هم او نصیبی کامل از آن بَرَد، و هر که وسیله کار قبیحی گردد از آن سهمی بسزا خواهد یافت، و خدا بر همه چیز (از نیک و بد اعمال خلق) مراقبی تواناست.
- ترجمه الهی قمشهای٨٦ وَإِذَا حُيِّيتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا
و وقتی که با تَحیّتی (درودی، تهنیتی) به شما تَحیّتی گفته شود پس با بهتر از آن تحیّت بگویید یا همان را ردّ کنید {تحیّت در عرف همان تسلیم (سلام کردن) است لکن مراد از آن معنایی اعمّ از تسلیم است و آن ایصال (رسانیدن) خیر به غیر است به نحو شفقّت (مهربانی) و تعظیم از روی تسلیم و دعاء و ثناء و تعظیم و هدیّه دادن، و نوشتنی که در آن تعظیم و شفقت و زیارت و غیر آن هست از آنچه که بر عظمت تحیّت شونده در قلب تحیّت گوینده و محبوبیّت او برای وی دلالت مینماید} همانا خداوند بر هر چیزی بسیار حسابگر است [پس شما را بر تحیّات شما و قدر آنها و ایضاً بر اغراض شما در آنها حسابرسی میکند پس آنها را به اغراض نیامیزید]
- ترجمه سلطانیو وقتی که با درودی (تهنیتی) به شما درود گفته شود پس با بهتر از آن درود بگویید یا همان را ردّ کنید همانا خداوند بر هر چیزی بسیار حسابگر است
- ترجمه راستینهر گاه شما را تحیت و سلامی گفتند شما نیز باید به تحیت و سلامی بهتر از آن یا مانند آن پاسخ دهید، که خدا به حساب هر چیزی کاملاً خواهد رسید.
- ترجمه الهی قمشهای٨٧ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا
الله [خدائی است که]، هیچ خدایی جز او نیست البتّه شما را تا روز قیامت که شکّی در آن نیست جمع میکند و از خداوند راستگوتر کیست
- ترجمه سلطانیالله (خدائی است که)، هیچ خدایی جز او نیست البتّه شما را تا روز قیامت که شکّی در آن نیست جمع میکند و از خداوند راستگوتر کیست
- ترجمه راستینخدای یگانه، هیچ خدایی جز او نیست؛ محققاً همه شما را در روز قیامت که شک در آن نیست جمع آورد، و کیست که راستتر از خدا سخن گوید؟
- ترجمه الهی قمشهای٨٨ فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللَّهُ أَرْكَسَهُم بِمَا كَسَبُوا أَتُرِيدُونَ أَن تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا
پس شما را چه شده که دربارهٔ منافقان دو دستگی دارید؟ [یعنی برای شما شایسته نیست که دربارهٔ کسانی که خداوند حکم به کفر آنان کرده به دو فرقه متفرّق شوید] و خداوند به (سبب) آنچه که کسب کردند آنها را بر گردانده (در کفر ردّ کرده) است آیا میخواهید که کسی را که خداوند گمراه کرده هدایت کنید و کسی را که خداوند گمراه کند پس هرگز برای او راهی نخواهی یافت
- ترجمه سلطانیپس شما را چه شده که دربارهٔ منافقان دو دستگی دارید؟ و خداوند به (سبب) آنچه که کسب کردند آنها را بر گردانده است آیا میخواهید که کسی را که خداوند گمراه کرده هدایت کنید و کسی را که خداوند گمراه کند پس هرگز برای او راهی نخواهی یافت
- ترجمه راستینچرا شما درباره منافقین دو فرقه شدید؟با آنکه خدا آنها را به کیفر اعمال زشتشان (به حکم کفار) بازگرداند، آیا شما میخواهید کسی را که خدا گمراه کرده هدایت کنید؟در حالی که هر که را خدا گمراه کرد (یعنی هدایت خدا را نپذیرفت) هرگز تو بر هدایت او راهی نخواهی یافت.
- ترجمه الهی قمشهای٨٩ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا
دوست دارند که [شما] کفر بورزید چنانکه [خود] کفر ورزیدند و [آنگاه] مساوی باشید پس از آنها دوست نگیرید تا آنکه در راه خدا مهاجرت کنند پس اگر روی گردانیدند پس در هر جایی که آنها را یافتید آنها را بگیرید و آنها را بکشید و از آنها دوست و نه یاوری نگیرید
- ترجمه سلطانیدوست دارند که (شما) کفر بورزید چنانکه (خود) کفر ورزیدند و (آنگاه) مساوی باشید پس از آنها دوست نگیرید تا آنکه در راه خدا مهاجرت کنند پس اگر روی گردانیدند پس در هر جایی که آنها را یافتید آنها را بگیرید و آنها را بکشید و از آنها دوست و نه یاوری نگیرید
- ترجمه راستین(کافران) آرزو کنند که شما (مسلمین) هم به مانند آنها کافر شوید تا همه برابر (در کفر) باشید. پس از آنان تا در راه خدا هجرت نکنند دوست نگیرید، و اگر مخالفت کردند آنها را در هر کجا یافتید به قتل رسانید و از آنها یاور و دوستی نباید اختیار کنید.
- ترجمه الهی قمشهای٩٠ إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ أَوْ جَاءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَن يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا
مگر کسانی که به قومی وصل میشوند که بین شما و آنها پیمانی هست یا نزد شما میآیند [در حالی که] سینههایشان از اینکه با شما جنگ کنند یا با قوم خود جنگ کنند تنگ است و اگر خداوند میخواست حتماً آنها را بر شما مسلّط میکرد و حتماً با شما نبرد میکردند پس اگر از شما کناره گرفتند و با شما نجنگیدند و به شما [طرح] تسلیم افکندند، پس خداوند برای شما راهی [برای اسارت و کشتن] آنها قرار نداده است
- ترجمه سلطانیمگر کسانی که به قومی وصل میشوند که بین شما و آنها پیمانی هست یا نزد شما میآیند (در حالی که) سینههایشان از اینکه با شما جنگ کنند یا با قوم خود جنگ کنند تنگ است و اگر خداوند میخواست حتماً آنها را بر شما مسلّط میکرد و حتماً با شما نبرد میکردند پس اگر از شما کناره گرفتند و با شما نجنگیدند و به شما (طرح) تسلیم افکندند، پس خداوند برای شما راهی (برای اسارت و کشتن) آنها قرار نداده است
- ترجمه راستینمگر کسانی که به قومی که بین شما با آنها عهد و پیمانی است در پیوسته باشند یا (بر این عهد نزد شما آیند) که از جنگ با شما و با قوم خودشان (که دشمنان شما هستند) هر دو خودداری کنند و از جنگ دلتنگ باشند، (با این دو طایفه از کافران که در حقیقت به شما پناهندهاند نباید قتال کنید. ) و اگر خدا میخواست آنها را بر شما مسلط میکرد تا با شما قتال میکردند، پس هر گاه از شما کناره گرفتند و با شما نجنگیدند و تسلیم شما شدند خدا برای شما راهی بر علیه آنها نگشوده است.
- ترجمه الهی قمشهای