سورهٔ طور

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۴۹
نام‌های سوره:
طور، والطور
تفسیر

٢١ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ

و کسانی که [با بیعت عامّه یا با بیعت خاصّه] ایمان آورده‌اند و ذریّهٔ (صغار از اولاد شخص یا مطلق اولاد) آنان که با ایمان آوردن از آنان تبعیّت کردند ذریّهٔ آنان را به آنان ملحقّ می‌کنیم {مراد این است که او تعالی اولاد مؤمنین مکلّفین از آنها در حالی که قاصر از درجهٔ پدرانشان هستند را از جهت تشریف برای ایمان پدرانشان به پدرانشان الحاق می‌کند، و غیر مکلّفین از آنها به محض ایمان پدران به جهت تشریف برای آنها به پدران ملحق می‌شوند} و [بواسطهٔ الحاق اولاد] از عمل آنان چیزی کم نمی‌کنیم هر مردی (شخصی) در گروی آنچه است که کسب کرده است

- ترجمه سلطانی

و کسانی که ایمان آورده‌اند و ذریّهٔ آنان که با ایمان آوردن از آنان تبعیّت کردند فرزندان آنان را به آنان ملحقّ می‌کنیم و از عمل آنان چیزی کم نمی‌کنیم هر مردی (شخصی) در گروی آنچه است که کسب کرده است

- ترجمه راستین

و آنان که ایمان آوردند و فرزندانشان هم در ایمان پیرو ایشان شدند ما آن فرزندان را به آنها برسانیم و از پاداش عمل آنان هیچ نکاهیم. هر نفسی در گرو عملی است که اندوخته است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ وَأَمْدَدْنَاهُم بِفَاكِهَةٍ وَلَحْمٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ

و با میوه [شریفی که تعریف آن ممکن نمی‌شود] و گوشت [غیر معروفی که از جنس گوشت‌های دنیا نیست تا که تعریف آن ممکن شود] از آنچه [از گوشت یا از گوشتدار از گوشت پرندگان و غیر پرندگان] که اشتهاء می‌کنند به آنان [بنابر تدریج و استمرار] مدد کردیم (عطاء کردیم)

- ترجمه سلطانی

و با میوه و گوشت از آنچه که اشتهاء می‌کنند به آنان مدد کردیم

- ترجمه راستین

و بر آن بهشتیان از هر نوع میوه و گوشت‌های لذیذ که مایل باشند فراوان بیفزاییم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ يَتَنَازَعُونَ فِيهَا كَأْسًا لَّا لَغْوٌ فِيهَا وَلَا تَأْثِيمٌ

در آنجا [از وجد (خوشحالی)] جام شراب را از یکدیگر می‌گیرند (تجاذب می‌کنند، از یکدیگر در می‌کشند)، لغوی و نه تأثیمی (به بزه نسبت دادنی) در آن نیست [مثل کؤوس (کاسه‌ها، خمرها) دنیوی حین به هم دادن آن بین خود لغوی جاری نمی‌شود]

- ترجمه سلطانی

در آنجا جام شراب را از یکدیگر می‌گیرند، لغوی و نه تأثیمی (به بزه نسبت دادنی) در آن نیست

- ترجمه راستین

آنها در بهشت جام شراب گوارا را چنان سریع از دست هم بگیرند که گویی منازعه می‌کنند در صورتی که آنجا کار لغو و باطل و نزاع و خلاف و بزهکاری هیچ نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌ لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَّكْنُونٌ

و برای آنها غلامانی بر [دور] آنها می‌گردند گویی آنها [در حسن و صباحت (خوبرویی) و صفاء و بیاض (سپیدی)] مرواریدی پوشیده شده (محفوظ از غبارها و کدورات) هستند

- ترجمه سلطانی

و برای آنها غلامانی بر (دور) آنها می‌گردند گویی آنها مروارید پوشیده شده (محفوظ از غبارها و کدورات) هستند

- ترجمه راستین

و پسرانی مانند لؤلؤ مکنون گردشان (بر انجام خدمت) می‌گردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ

و [هر] بعضی [از] آنها به بعضی رو می‌کنند [و از سبب تنعّم آنها در جنّت] از همدیگر می‌پرسند

- ترجمه سلطانی

و بعضی آنها به بعضی دیگر رو می‌کنند از همدیگر می‌پرسند

- ترجمه راستین

و آنها با هم به صحبت رو کرده و از سرگذشت یکدیگر پرسش کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ

[در جواب] می‌گویند همانا ما قبلاً (قبل آخرت) در (بر) اهل خویش مهربان [یا مشفق (ترسان) از عذاب خداوند] بودیم

- ترجمه سلطانی

می‌گویند همانا ما قبلاً (قبل از آخرت) بر اهل خویش مهربان (ترسان از عذاب خداوند) بودیم

- ترجمه راستین

و با هم گویند: ما از پیش میان اهل و قبیله خود خداترس بودیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ

پس خداوند [با این نعمت‌ها] بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب سَموم [حرارتی که به مسام (سوراخ‌های) پوست بدن وارد می‌شود] نگهداشت

- ترجمه سلطانی

پس خداوند (با این نعمت‌ها) بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب سموم (حرارتی که به مسام یا سوراخ‌های پوست بدن وارد می‌شود) نگهداشت

- ترجمه راستین

خدا هم بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب سموم دوزخ محفوظ داشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ

همانا ما از قبل او را می‌خواندیم همانا او همان برّ (نیک) [است که کسی که او را بخواند او را بدون نصرت (یاری) رها نمی‌کند] و مهربان است [که بر بندگانش بدون استحقاقی از آنان تفضّل می‌کند]

- ترجمه سلطانی

همانا ما از قبل او را می‌خواندیم همانا او همان برّ (نیک) و مهربان است

- ترجمه راستین

زیرا ما از این پیش خدا را به حقیقت پرستش می‌کردیم که او خود (بر بندگانش) بسیار نیکخواه و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ فَذَكِّرْ فَمَا أَنتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ

پس یادآوری کن [و از ردّ آنها و قبول آنان بال (اندیشه، باک) مدار، که آن به بعضی آنها نفع می‌رساند اگر به همهٔ آنها نفع نرساند، یا آخر نفع می‌رساند اگر اوّل امر هنوز نفع نرسانده است] که تو به (سبب) نعمت پروردگارت {نعمت همان ولایت است و نبوّت و رسالت صورت آن هستند} [چنانکه می‌گویند و تو را به آن دو وصف می‌کنند] کاهن {کهانت اِخبار به غیب است به طریق خدمت جنّ} و نه مجنون نیستی

- ترجمه سلطانی

پس یادآوری کن که تو به (سبب) نعمت پروردگارت کاهن و نه مجنون نیستی

- ترجمه راستین

پس (ای رسول ما، خلق را) متذکر ساز که به نعمت پروردگارت از جنون و کهانت هیچ در تو نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ أَمْ يَقُـولُونَ شَاعِرٌ نَّتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ

یا می‌گویند [که او] شاعر است [که به آنچه که حقیقتی ندارد سخن می‌گوید و آن را مُموّه (به ظاهر راست) می‌کند و دور را نزدیک و نزدیک را دور می‌کند (جلوه می‌دهد)] و برای او مرگی مشکوک را انتظار داریم [یعنی که ما متربّص (منتظر) هلاکت او هستیم]

- ترجمه سلطانی

یا می‌گویند شاعر است و برای او مرگی مشکوک را انتظار داریم

- ترجمه راستین

بلکه (کافران نادان) گویند: (محمّد) شاعری است ماهر و ما حادثه مرگ او را انتظار داریم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)