سورهٔ طور
طور، والطور
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ وَالطُّورِ
سوگند به طور {طور کوهی است که خداوند بر آن با موسی (ع) سخن گفت، یا مطلق کوه است برای آنچه از انواع برکات و خیرات که در آن هست و برای آنچه که از زیرش آب که آن اصل جمیع برکات است جاری میشود و باطن آن امام است که وجود عالم و بقای آن و برکات آن به او است، یا مراد جهت نفس علیا است وقتی که انسان به آنجا میرسد وقتی که بر جانب راست از آن میباشد به خداوند نزدیک است}
- ترجمه سلطانیسوگند به طور
- ترجمه راستینقسم به طور سینا.
- ترجمه الهی قمشهای٣ فِي رَقٍّ مَّنشُورٍ
در ورقی [پوست نازکی که در آن نوشته میشود و صحیفهٔ سفید است] گشوده {مراد از آن هیولای عالم است که صور انواع و نفوس آن در آن نوشته شده، یا طبع انسان است که در آن نفس او و قوایش و مدارک آن نوشته شده}
- ترجمه سلطانیدر ورقی گشوده
- ترجمه راستینکه در صحیفهای گشوده فرستاد.
- ترجمه الهی قمشهای٤ وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ
و خانهٔ آباد {همان قلب او است که آن به وجهی در آسمان چهارم و به وجهی تحت عرش، و به وجهی در آسمان دنیا است، و به حذاء (مقابل) آن قلب صنوبری است که آن در زمین طبع است و آن را ملائکه به حذاء قلب معنوی که آن در آسمان ارواح است بناء کردهاند}
- ترجمه سلطانیو خانهٔ آباد
- ترجمه راستینقسم به بیت المعمور (کعبه اهل زمین یا مسجد ملایک آسمان).
- ترجمه الهی قمشهای٦ وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ
و دریای بر افروخته [یعنی آتش زده شده یا مملو (پُر) زیرا دریاها در روز قیامت گرم میشوند و آتش میگیرند] {مراد بحر هیولی است که از آتش غضبات و شهوات و حیل (حیلهها) شیطانیّه میسوزد}
- ترجمه سلطانیو دریای بر افروخته
- ترجمه راستینقسم به دریای آتش فروزان (که خدا روز قیامت دریا را آتش سازد و بر دوزخیان فرو ریزد).
- ترجمه الهی قمشهای١٠ وَتَسِيرُ الْجِبَالُ سَيْرًا
و کوهها با سیر شدید سیر کنند [تا آنکه با زمین مساوی شوند، یا سیر کوهها ظاهر شود] {زیرا آنها حرکت میکنند مانند حرکت کردن ابرها و حال آنکه آنها را جامد میپنداری}
- ترجمه سلطانیو کوهها با سیر کردن سیر کنند
- ترجمه راستینو کوهها تند به گردش آید.
- ترجمه الهی قمشهای١١ فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ
[وقتی که آنروز شود] پس در آنروز وای بر تکذیب کنندگان [بر خداوند و رسولش (ص) بطور مطلق، یا دربارهٔ ولایت علیّ (ع)]
- ترجمه سلطانیپس وای در آنروز بر تکذیب کنندگان
- ترجمه راستیندر آن روز سخت وای بر آنان که (وعده حق و کتاب و رسول او را) تکذیب کردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ
کسانی که آنها در یاوهگویی [در ملاهی (بازیچهها)، یا در انکار مبدء و معاد، یا در انکار رسول (ص)، یا در انکار ولایت علی (ع)] بازی میکنند
- ترجمه سلطانیکسانی که آنها در یاوهگویی بازی میکنند
- ترجمه راستینآنان که به بازیچه دنیا فرو شدند.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا
در روزی که به سوی آتش جهنّم با رانده شدن هُل داده میشوند [یعنی به عُنف (خشونت) دفع میشوند]
- ترجمه سلطانیدر روزی که به سوی آتش جهنّم با رانده شدن هُل داده میشوند
- ترجمه راستینآن روز آنها را سخت به آتش دوزخ برانند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ أَنتُمْ لَا تُبْصِرُونَ
آیا پس این سحر است یا که شما نمیبینید {چون گاه به محمّد (ص) نسبت سحر میدادند و گاهی به اینکه او در چشمها تصرّف میکند، و خدای تعالی گفتار آنان را در حقّ او بر آنها ردّ کرد و فرمود: که آیا این سحر است یا شما به (سبب) تصرّف در چشمانتان نمیبینید؟}
- ترجمه سلطانیآیا پس این سحر است یا که شما نمیبینید
- ترجمه راستینآیا این (آتش دوزخ) هم به نظرتان سحر است یا آنکه هنوز چشم بصیرت باز نمیکنید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٦ اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لَا تَصْبِرُوا سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
از [حرارت] آن بسوزید [یعنی سوزاندن آن را دریابید] پس چه صبر کنید یا صبر نکنید بر شما یکسان است، جز این نیست که به آنچه که عمل میکردید جزاء داده میشوید
- ترجمه سلطانیاز (حرارت) آن بسوزید پس چه صبر کنید یا صبر نکنید بر شما یکسان است، جز این نیست که به آنچه که عمل میکردید جزاء داده میشوید
- ترجمه راستینباری، به دوزخ در شوید که صبر و بیصبری به حالتان یکسان است، و بس آنچه کردید امروز همان را جزا یابید.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَعِيمٍ
همانا پرهیز کنندگان [از تکذیب خداوند و رسولش (ص) دربارهٔ ولایت علیّ (ع) با اقرار بر او و بیعت با او با بیعت خاصّهٔ ولویّه] در جنّتها و نعیم هستند
- ترجمه سلطانیهمانا پرهیز کنندگان در جنّتها و نعیم هستند
- ترجمه راستینمتقیان هم در باغهای بهشت پر نعمتند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ فَاكِهِينَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ
متنعّمان [یا مُعجبان (به شگفت آمدهها)] به آنچه که پروردگارشان به آنها داده و پروردگارشان آنها را از عذاب جحیم حفظ کرده است
- ترجمه سلطانیمتنعّم به آنچه که پروردگارشان به آنها داده و پروردگارشان آنها را از عذاب جحیم حفظ کرده است
- ترجمه راستینآنان به نعمتی که خدایشان نصیبشان فرموده دلشادند و خدایشان از عذاب دوزخ محفوظشان داشته است.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
[گفته میشود] بخورید و بیاشامید گوارا باد به آنچه که عمل میکردید
- ترجمه سلطانیبخورید و بیاشامید گوارا باد به آنچه که عمل میکردید
- ترجمه راستینبخورید و بیاشامید شما را گوارا باد به پاداش اعمال نیکی که انجام میدادید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَّصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ
[در حالی که] تکیه کننده بر سریرهای (تختهای) کنار هم زده شده هستند [یعنی بعضی آنها به بعضی متّصل است] و آنها را به حوراء (زن سپید پوست) عین (درشت چشم) تزویج کردهایم {آوردن ماضی برای اشعار به این است که تزویج در دار دنیا برای آنان حاصل است و اگرچه بر آنها ظاهر نبوده یا برای اشاره به تحقّق وقوع آن است}
- ترجمه سلطانی(در حالی که) تکیه کننده بر سریرهای (تختهای) کنار هم زده شده هستند و آنها را به حوراء (زن سپید پوست) عین (درشت چشم) تزویج کردهایم
- ترجمه راستیندر حالی که نزدیک هم بر تختها (ی عزّت) تکیه زدهاند و ما حور العین را همجفت آنان گردانیدهایم.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ
و کسانی که [با بیعت عامّه یا با بیعت خاصّه] ایمان آوردهاند و ذریّهٔ (صغار از اولاد شخص یا مطلق اولاد) آنان که با ایمان آوردن از آنان تبعیّت کردند ذریّهٔ آنان را به آنان ملحقّ میکنیم {مراد این است که او تعالی اولاد مؤمنین مکلّفین از آنها در حالی که قاصر از درجهٔ پدرانشان هستند را از جهت تشریف برای ایمان پدرانشان به پدرانشان الحاق میکند، و غیر مکلّفین از آنها به محض ایمان پدران به جهت تشریف برای آنها به پدران ملحق میشوند} و [بواسطهٔ الحاق اولاد] از عمل آنان چیزی کم نمیکنیم هر مردی (شخصی) در گروی آنچه است که کسب کرده است
- ترجمه سلطانیو کسانی که ایمان آوردهاند و ذریّهٔ آنان که با ایمان آوردن از آنان تبعیّت کردند فرزندان آنان را به آنان ملحقّ میکنیم و از عمل آنان چیزی کم نمیکنیم هر مردی (شخصی) در گروی آنچه است که کسب کرده است
- ترجمه راستینو آنان که ایمان آوردند و فرزندانشان هم در ایمان پیرو ایشان شدند ما آن فرزندان را به آنها برسانیم و از پاداش عمل آنان هیچ نکاهیم. هر نفسی در گرو عملی است که اندوخته است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ وَأَمْدَدْنَاهُم بِفَاكِهَةٍ وَلَحْمٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ
و با میوه [شریفی که تعریف آن ممکن نمیشود] و گوشت [غیر معروفی که از جنس گوشتهای دنیا نیست تا که تعریف آن ممکن شود] از آنچه [از گوشت یا از گوشتدار از گوشت پرندگان و غیر پرندگان] که اشتهاء میکنند به آنان [بنابر تدریج و استمرار] مدد کردیم (عطاء کردیم)
- ترجمه سلطانیو با میوه و گوشت از آنچه که اشتهاء میکنند به آنان مدد کردیم
- ترجمه راستینو بر آن بهشتیان از هر نوع میوه و گوشتهای لذیذ که مایل باشند فراوان بیفزاییم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ يَتَنَازَعُونَ فِيهَا كَأْسًا لَّا لَغْوٌ فِيهَا وَلَا تَأْثِيمٌ
در آنجا [از وجد (خوشحالی)] جام شراب را از یکدیگر میگیرند (تجاذب میکنند، از یکدیگر در میکشند)، لغوی و نه تأثیمی (به بزه نسبت دادنی) در آن نیست [مثل کؤوس (کاسهها، خمرها) دنیوی حین به هم دادن آن بین خود لغوی جاری نمیشود]
- ترجمه سلطانیدر آنجا جام شراب را از یکدیگر میگیرند، لغوی و نه تأثیمی (به بزه نسبت دادنی) در آن نیست
- ترجمه راستینآنها در بهشت جام شراب گوارا را چنان سریع از دست هم بگیرند که گویی منازعه میکنند در صورتی که آنجا کار لغو و باطل و نزاع و خلاف و بزهکاری هیچ نیست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌ لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَّكْنُونٌ
و برای آنها غلامانی بر [دور] آنها میگردند گویی آنها [در حسن و صباحت (خوبرویی) و صفاء و بیاض (سپیدی)] مرواریدی پوشیده شده (محفوظ از غبارها و کدورات) هستند
- ترجمه سلطانیو برای آنها غلامانی بر (دور) آنها میگردند گویی آنها مروارید پوشیده شده (محفوظ از غبارها و کدورات) هستند
- ترجمه راستینو پسرانی مانند لؤلؤ مکنون گردشان (بر انجام خدمت) میگردند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ
و [هر] بعضی [از] آنها به بعضی رو میکنند [و از سبب تنعّم آنها در جنّت] از همدیگر میپرسند
- ترجمه سلطانیو بعضی آنها به بعضی دیگر رو میکنند از همدیگر میپرسند
- ترجمه راستینو آنها با هم به صحبت رو کرده و از سرگذشت یکدیگر پرسش کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ
[در جواب] میگویند همانا ما قبلاً (قبل آخرت) در (بر) اهل خویش مهربان [یا مشفق (ترسان) از عذاب خداوند] بودیم
- ترجمه سلطانیمیگویند همانا ما قبلاً (قبل از آخرت) بر اهل خویش مهربان (ترسان از عذاب خداوند) بودیم
- ترجمه راستینو با هم گویند: ما از پیش میان اهل و قبیله خود خداترس بودیم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ
پس خداوند [با این نعمتها] بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب سَموم [حرارتی که به مسام (سوراخهای) پوست بدن وارد میشود] نگهداشت
- ترجمه سلطانیپس خداوند (با این نعمتها) بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب سموم (حرارتی که به مسام یا سوراخهای پوست بدن وارد میشود) نگهداشت
- ترجمه راستینخدا هم بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب سموم دوزخ محفوظ داشت.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ
همانا ما از قبل او را میخواندیم همانا او همان برّ (نیک) [است که کسی که او را بخواند او را بدون نصرت (یاری) رها نمیکند] و مهربان است [که بر بندگانش بدون استحقاقی از آنان تفضّل میکند]
- ترجمه سلطانیهمانا ما از قبل او را میخواندیم همانا او همان برّ (نیک) و مهربان است
- ترجمه راستینزیرا ما از این پیش خدا را به حقیقت پرستش میکردیم که او خود (بر بندگانش) بسیار نیکخواه و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ فَذَكِّرْ فَمَا أَنتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ
پس یادآوری کن [و از ردّ آنها و قبول آنان بال (اندیشه، باک) مدار، که آن به بعضی آنها نفع میرساند اگر به همهٔ آنها نفع نرساند، یا آخر نفع میرساند اگر اوّل امر هنوز نفع نرسانده است] که تو به (سبب) نعمت پروردگارت {نعمت همان ولایت است و نبوّت و رسالت صورت آن هستند} [چنانکه میگویند و تو را به آن دو وصف میکنند] کاهن {کهانت اِخبار به غیب است به طریق خدمت جنّ} و نه مجنون نیستی
- ترجمه سلطانیپس یادآوری کن که تو به (سبب) نعمت پروردگارت کاهن و نه مجنون نیستی
- ترجمه راستینپس (ای رسول ما، خلق را) متذکر ساز که به نعمت پروردگارت از جنون و کهانت هیچ در تو نیست.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ أَمْ يَقُـولُونَ شَاعِرٌ نَّتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ
یا میگویند [که او] شاعر است [که به آنچه که حقیقتی ندارد سخن میگوید و آن را مُموّه (به ظاهر راست) میکند و دور را نزدیک و نزدیک را دور میکند (جلوه میدهد)] و برای او مرگی مشکوک را انتظار داریم [یعنی که ما متربّص (منتظر) هلاکت او هستیم]
- ترجمه سلطانییا میگویند شاعر است و برای او مرگی مشکوک را انتظار داریم
- ترجمه راستینبلکه (کافران نادان) گویند: (محمّد) شاعری است ماهر و ما حادثه مرگ او را انتظار داریم.
- ترجمه الهی قمشهای٣١ قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُتَرَبِّصِينَ
بگو: منتظر [هلاکت برای من] باشید زیرا من هم با شما از متربّصان (منتظران) [حوادث روزگار برای شما] هستم
- ترجمه سلطانیبگو: منتظر باشید زیرا من هم با شما از متربّصان (منتظران) هستم
- ترجمه راستینبگو: شما به انتظار (مرگ من) باشید که من هم از منتظران (مرگ و هلاک شما) هستم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُم بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ
آیا احلام [عقول] آنان آنها را به این [گفتار و انکار] امر میکند یا آنها قومی سرکش هستند [و طغیانشان آنها را بر آن وادار میسازد نه عقول آنان]
- ترجمه سلطانیآیا احلام (عقول) آنان به این (گفتار و انکار) آنها را امر میکند یا آنها قومی سرکش هستند
- ترجمه راستینآیا زیرکی و خیالات باطلشان بر این وا میدارد (که تکذیب تو کنند) یا (از جهل و کبر و نخوت) خود قومی سرکش و نافرمانند؟
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ أَمْ يَقُـولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ
یا که میگویند [قرآن را به تعمّل (به کار گرفتن خود) از نزد خودش گفته و] بافتهٔ او است [و از خداوند نیست] بلکه آنها [به خدا یا به تو یا به قرآن یا به ولایت] ایمان نمیآورند
- ترجمه سلطانییا که میگویند (قرآن) بافتهٔ او است بلکه آنها ایمان نمیآورند
- ترجمه راستینبلکه میگویند: او قرآن را از پیش خود فرابافته است (چنین نیست) بلکه آنها ایمان نمیآورند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ
پس اگر راستگو میباشند [در اینکه تو آن (قرآن) را بافتهای] باید سخنی مثل آن (قرآن) بیاورند
- ترجمه سلطانیپس اگر راستگو میباشند باید سخنی مثل آن بیاورند
- ترجمه راستینپس اگر راست میگویند آنها هم کلامی مانند قرآن بیاورند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ
آیا بدون چیزی [یعنی بدون غایتی] خلق شدهاند؟ یا آنها خود خالق [انفسشان] هستند [و مبدء دیگری نداشتهاند، و غیر آنها حقّی بر آنها نداشته]
- ترجمه سلطانیآیا بدون چیزی (غایتی) خلق شدهاند؟ یا آنها خود خالق (خودشان) هستند؟
- ترجمه راستینآیا این خلق (بدون خالق) از نیستی صرف به وجود آمدند؟یا (خویشتن را) خود خلق کردند؟
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ
یا آسمانها و زمین را خلق کردهاند؟ [تا آنکه آن دو خالق نداشته باشند و از جهت اضطرار به مُبدء برای آن دو اقرار نکردند] بلکه یقین نمیآورند [و در چیزی سخن نمیگویند مگر از ظنّ (گمان) و تخمین]
- ترجمه سلطانییا آسمانها و زمین را خلق کردهاند؟ بلکه یقین نمیآورند
- ترجمه راستینیا آنکه آسمانها و زمین را این مردم آفریدند؟نه، بلکه به یقین (خدا را) نشناختند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ
یا گنجهای پروردگارت نزد آنان است؟ [و به کسانی که بخواهند آنچه که بخواهند میدهند و به کسانی که میخواهند از آنچه که بخواهند منع میکنند پس رسالت را از تو منع کنند و آن را به غیر تو بدهند، یا آنچه را که میخواهند به خودشان بدهند] یا آنان سلطنتی دارند؟ [تا آنکه احتیاج به غیر خود نیابند]
- ترجمه سلطانییا گنجهای پروردگارت نزد آنان است؟ یا آنان سلطنتی دارند؟
- ترجمه راستینآیا گنجهای رحمت پروردگارت نزد آنهاست یا هیچ قدرت و سلطنتی دارند؟
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ
یا آنها نردبانی دارند [یعنی آنچه که بدان به دیگری بپیوندند]؟ که در آن [یعنی در نردبان (وسیلهٔ اتّصال) اخبار غیب را] میشنوند [و خبر میدهند که محمّد (ص) نبیّ نیست، یا خبر میدهند به آنچه که از امر دینشان و دنیاشان به آن احتیاج دارند، پس حاجت به رسولی نداشته باشند] پس باید حجّتی روشن برای شنوندگانشان بیاورند [که آن با حجّت واضحی یا موضحی (واضح کنندهای) تصدیق شود]
- ترجمه سلطانییا آنها نردبانی (آنچه که بدان به دیگری بپیوندند) دارند؟ که در آن میشنوند پس باید حجّتی روشن برای شنوندگانشان بیاورند
- ترجمه راستینیا نردبامی دارند که به آسمان بر شوند و (سخن وحی فرشتگان) بشنوند؟اگر چنین است شنوندهشان حجت روشن بیاورد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ
یا از آنها اجری میخواهی که آنان از خسارت [به سبب آن اجر] سنگین شده هستند؟ [و آن آنها را از اقرار به تو منع کرده؟]
- ترجمه سلطانییا از آنها اجری میخواهی که آنان از این خسارت سنگین شده هستند؟
- ترجمه راستینآیا تو (ای رسول) از آنها اجر رسالت خواهی که زیر بار سنگین غرامت بمانند؟
- ترجمه الهی قمشهای٤١ أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ
یا [بدون صعود به آسمان] غیب نزد آنان است؟ که آنان مینویسند [و آن را میدانند که تو رسول نیستی یا با آن احتیاج به رسول نمییابند]
- ترجمه سلطانییا غیب نزد آنان است؟ که آنان مینویسند
- ترجمه راستینآیا علم غیب با آنهاست که از آن عالم خبری نگارند؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ أَمْ يُرِيدُونَ كَيْدًا فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ
یا کیدی (حیلهای) اراده میکنند، و کسانی که [به رسالت تو یا به ولایت علیّ (ع)] کفر ورزیدهاند آنها [خود] کید شدهاند [یعنی که آنها کیدى بزرگ به تو و به وصیّ تو اراده میکنند و کسانی که به رسالت تو یا به ولایت علیّ (ع) کفر ورزیدهاند آنان کید شده هستند زیرا کید آنها بر تو همان کید خداوند در خذلان (درماندگی، خواری) و منع از حضرت او برای آنها است]
- ترجمه سلطانییا کیدی (حیلهای) اراده میکنند، و کسانی که کفر ورزیدهاند آنها (خود) کید شدهاند
- ترجمه راستینیا که میخواهند با تو مکر و تزویری اندیشند؟کافران خود به مکر (و انتقام حق) گرفتارند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ أَمْ لَهُمْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ
یا آنها خدایی غیر از الله دارند؟ خداوند از آنچه [از اصنام و کواکب و اهویه] که شرک میورزند منزّه است
- ترجمه سلطانییا آنها خدایی غیر از الله دارند؟ خداوند منزّه است از آنچه که شرک میورزند
- ترجمه راستینآیا بر آنها خدایی جز خدای یکتا هست؟که خدا از هر چه شرک و شریک او گیرند پاک و منزه است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ وَإِن يَرَوْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُـولُوا سَحَابٌ مَّرْكُومٌ
و [حال آنکه آنان در چیزی بر حالت یقین نیستند] اگر پارهای از آسمان را [در حالی که] سقوط کننده است ببینند میگویند ابر مرکوم (روی هم افتاده) است
- ترجمه سلطانیو اگر ببینند پارهای از آسمان را (در حالی که) سقوط کننده است میگویند ابر روی هم افتاده است
- ترجمه راستیناین کافران اگر هم سقوط قطعهای از آسمان را به چشم ببینند باز خواهند گفت: این پاره ابری متراکم است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ
پس آنان را رها کن تا آنکه آن روزشان را که در آن بیهوش میشوند [که با صاعقه هلاک میشوند یا غش میکنند] ملاقات کنند
- ترجمه سلطانیپس آنان را رها کن تا آنکه آن روزشان که در آن بیهوش میشوند را ملاقات کنند
- ترجمه راستیناینان را به (جهل) خود رها کن تا به روز سختشان که آن روز یکسر بیهوش و هلاک میشوند عاقبت برسند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ يَوْمَ لَا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ
روزی که کیدشان آنها را از چیزی [از اغناء یا چیزی از عذاب] بینیاز نمیکند و آنها یاری نمیشوند
- ترجمه سلطانیروزی که کیدشان آنها را از چیزی بینیاز نمیکند و آنها یاری نمیشوند
- ترجمه راستینآن روزی که مکر و تدبیرشان هیچ به کارشان نیاید و هیچ کس یاریشان نکند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَلِكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
و همانا برای کسانی که [با انکار مبدء یا معاد یا رسالت یا ولایت به خودشان ظلم کردند یا به آل محمّد (ص) به حقّ آنها] ظلم کردهاند عذابی غیر از آن [روز] هست [و آن عذاب روز احتضار، یا عذاب برزخ، یا عذاب دنیا با قتل و اسارت و غارت یا غیر این عذاب است] و لکن بیشتر آنان [آن را] نمیدانند [که بر انکار تو جرأت میکنند]
- ترجمه سلطانیو همانا برای کسانی که ظلم کردهاند عذابی غیر از آن (روز) هست و لکن بیشتر آنان نمیدانند
- ترجمه راستینو برای ستمکاران عالم (در دنیا) عذابی پیش از آن (جهنم قیامت) خواهد بود ولیکن اکثرشان نمیدانند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ
و بر حکم پروردگارت [به امهال به آنها، یا به ایذاء تو بر دستان آنها، یا به انکار آنها تو یا خداوند را، یا به بقای تو در آنها] صبر کن [یا صبر کن در حالی که منتظر حکم پروردگارت به اهلاک آنها هستی و به انکار آنها و تهدید آنها بال (اندیشه) مدار] زیرا تو را با چشمان خود [مشاهده میکنیم و جمیع امورت را شاهد هستیم و از آنها دع (دست برداشتن) نمیکنیم تا که آنها به تو ضرر رسانند] و حینی که [برای نماز] بلند میشوی [یا حینی که نزد خداوند میایستی] به حمد پروردگارت تنزیه نما
- ترجمه سلطانیو بر حکم پروردگارت صبر کن زیرا تو را با چشمان خود (مشاهده میکنیم) و حینی که بلند میشوی به حمد پروردگارت تنزیه نما
- ترجمه راستینباری بر حکم خدا صبر کن که تو منظور نظر مایی. و چون برخیزی (به نماز یا هر کاری) به ستایش خدای خود تسبیح گوی.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ
و [در حینی] از شب و [در حین] پشت کردن ستارگان پس او را تنزیه کن.
- ترجمه سلطانیو (در حینی) از شب و (در حین) پشت کردن ستارگان پس او را تنزیه کن.
- ترجمه راستینو از شبانگاه هم پارهای به تسبیح خدا پرداز و هنگام فرو رفتن ستارگان هم (به نماز صبح) تسبیح خدا گوی.
- ترجمه الهی قمشهای