سورهٔ نجم
نجم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
٢ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى
[ای قریش] صاحب شما گمراه نشده و بیراهه نرفته [یعنی از طریق حقّ در اعمال و اقوال ظاهره گمراه نشده و در علوم و عقائد باطنه گمراه نشده]
- ترجمه سلطانیصاحب شما گمراه نشده و بیراهه نرفته
- ترجمه راستینکه صاحب شما (محمّد مصطفی ص) هیچ گاه در ضلالت و گمراهی نبوده است.
- ترجمه الهی قمشهای٤ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى
که او [یعنی نطق او یا قرآن یا امر ولایت] جز وحیی که [به او] وحی میشود نیست [یعنی که او از انانیّتش خارج شده، و انانیّت او انانیّت خداوند گشته و فعل یا قول یا اخلاقی از او نمیباشد جز به وحی از خداوند و انانیّت او]
- ترجمه سلطانیکه (نطق) او جز وحیی که (به او) وحی میشود نیست
- ترجمه راستینسخن او هیچ غیر وحی خدا نیست.
- ترجمه الهی قمشهای٦ ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى
صاحب مرّه [یعنی دارای متانت در عقل خود و ثبات از امر خود]، پس [بر صورت حقیقی که خداوند او را بر آن خلق کرد] ایستاد (استوار شد)
- ترجمه سلطانیقدرتمند، پس ایستاد
- ترجمه راستینهمان ملک مقتدری که به خلقت کامل (و صورت ملکوتی بر رسول) جلوه کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٧ وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى
و او (جبرئیل) در افق أعلا (برتر) است {و آن افق عالم عقول است که همان عالم جبروت از جهت لاهوت است، یا مراد این است که محمّد (ص) حین نزول وحی و تعلیم در افق أعلى بود، یعنی افق عالم عقول تا لاهوت، یا عالم نفوس تا عقول، یا عالم مثال تا نفوس، یا افق عالم طبع تا عالم مثال، زیرا در جمیع این آفاق به او (ص) وحی میشد}
- ترجمه سلطانیو او (جبرئیل) در افق أعلا (برتر) است
- ترجمه راستینو آن رسول در افق اعلا (ی کمال و مشرق انسانیت) بود.
- ترجمه الهی قمشهای٨ ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى
سپس [جبرئیل از افق اعلی به محمّد (ص)] نزدیک شد و [در هوا] نزدیکتر شد {یا سپس محمّد (ص) از افق أعلى به خداوند نزدیک شد، و از انانیّتش پائین آمد و نزدیک تحت عرش شد، پس برای او مقام و مکان و نه انانیّتی که بر آن اعتماد کند باقی نماند، بلکه تدلّیّاً (نزدیک شدنی) گشت بدون ذات متدلّى (نزدیک شونده). در لغت قریش «تدلّی» به معنی فهمیدن است}
- ترجمه سلطانیسپس (جبرئیل از افق اعلی به محمّد (ص)) نزدیک شد و (در هوا) نزدیکتر شد
- ترجمه راستینآن گاه نزدیک آمد و بر او (به وحی حق) نازل گردید.
- ترجمه الهی قمشهای٩ فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى
پس [امتداد و مسافت بین آن دو] به مقدار دو قاب کمان یا [بلکه] کمتر بود {قاب قوس (کمان) مابین مقبض (محل گرفتن) آن تا رأس آن است، و هر قوس دو قاب دارد، و مقصود این است که آن بین آن دو مقدار قاب واحد از کمان است وقتی که انعطاف داده میشود نه وقتی که مستقیمه باشد، زیرا قوس قطعهای از دایره است و هر قوس وقتی که انعطاف داده میشود دو قوس مابین مقبض آن و رأس آن در هر طرف از آن دارد}
- ترجمه سلطانیپس به مقدار دو قاب کمان یا (بلکه) کمتر بود
- ترجمه راستین(بدان نزدیکی که) با او به قدر دو کمان یا نزدیکتر از آن شد.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى
آیا پس او را بر آنچه که میبیند انکار میکنید؟ [و آیا با او مجادله میکنید، و آیا در محاجّه به او غلبه میکنید و او را انکار میکنید؟! زیرا آنها در خلافت علیّ (ع) با او مجادله میکردند]
- ترجمه سلطانیآیا پس او را بر آنچه که میبیند انکار میکنید؟
- ترجمه راستینآیا (شما کافران) با رسول بر آنچه (در شب معراج) به چشم مشاهده کرد ستیزه میکنید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٤ عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَى
نزد سدرهٔ (درخت کُنار) آخِر [واقع شده در منتهاى مقامات امکان] {نامیدن درخت نوریّه واقع در منتهاى مقامات به سِدْرَه برای این است که نزد آن جز حیرت و دهشت نیست، و سادر همان متحیّر است و آن درختی است از راست عرش فوق آسمان هفتم که علم هر ملکی به آن منتهى میشود، و اعمال خلایق از اوّلین و آخرین و ارواح صاعده (بالا رونده) به آن منتهى میشوند، و کسی که مقیّد به قیود حدود باشد از آن تجاوز نمیکند، و آن درخت طوبی است، و همان درخت نبوّت است، چنانکه فوق آن، درخت ولایت است}
- ترجمه سلطانینزد سدرهٔ (درخت کُنار) آخِر
- ترجمه راستیندر نزد (مقام) سدرة المنتهی (که آن درختی است در سمت راست عرش که منتهای سیر عقلی فرشتگان و ارواح مؤمنان تا آنجاست و بر مقام بالاتر آگاه نیستند).
- ترجمه الهی قمشهای١٥ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى
که جنّت مأوا در آنجا است [که ممکن از آن تجاوز نمیکند، به خلاف سایر جنّات زیرا آنها برای بعضی از نفوس معبر هستند نه مأوا و اگرچه برای بعضی دیگر مأوا میباشد]
- ترجمه سلطانیکه جنّت مأوا در آنجا است
- ترجمه راستینبهشتی که مسکن متقیان است در همان جایگاه سدره است.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى
چشم [محمّد (ص) حینی که نزد سدره دید] خطاء نکرد و [از حدّ قصد (اعتدال) در دیدن] طغیان (تجاوز) نکرد [تا به عنوان خطاء کننده در ابصار باشد]
- ترجمه سلطانیچشم خطاء نکرد و طغیان نکرد
- ترجمه راستینچشم (محمّد ص از حقایق آن عالم) آنچه را باید بنگرد بی هیچ کم و بیش مشاهده کرد.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى
و همانا از آیات بزرگ پروردگارش [مثل سِدْرَهٔ مُنتَهَى و جبرئیل را بر صورت او که بر آن خلق شده] را دید
- ترجمه سلطانیو همانا از آیات بزرگ پروردگارش را دید
- ترجمه راستینآنجا از بزرگتر آیات حیرتانگیز پروردگارش را به حقیقت دید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى
و دیگری سوّمی منات را دیدید؟ [یعنی از این خدایان که آنها را عبادت میکنید به ما خبر دهید که به شما ضرر میرسانند یا نفع میرسانند؟! یا همان دختران خدا را؟]
- ترجمه سلطانیو دیگری سوّمی منات را دیدید؟
- ترجمه راستینو منات سومین بت دیگرتان را دانستید (که جمادی بینفع و ضرر است).
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى
اینها (اصنام) جز اسمهایی که شما و پدرانتان نام نهادهاید نیستند، خداوند به آنها حجّتی نازل نکرده [و در نظر کردن به آنها و سجده کردن بر آنها] تبعیّت نمیکنند مگر از گمان و آنچه که انفس [به صورت] هوی [القاء] میکنند، و سوگند که البتّه هدایت [یعنی رسول و کتاب او و شریعت او] از سوی پروردگارشان نزد آنها آمد [پس از آن اعراض کردند، و از ظنّ و از آنچه که به آن ضلالت (گمراهی) است تبعیّت نمودند]
- ترجمه سلطانیاینها (اصنام) جز اسمهایی که شما و پدرانتان نام نهادهاید نیستند، خداوند به آنها حجّتی نازل نکرده، تبعیّت نمیکنند مگر از گمان و آنچه که انفس (به صورت) هوی (القاء) میکنند، و سوگند که البتّه هدایت از سوی پروردگارشان نزد آنها آمد
- ترجمه راستیناین بتها جز نامهایی که شما و پدرانتان بر آنها نهادهاید چیز دیگری نیست و خدا هیچ دلیلی بر (معبودیت) آنها نازل نفرموده؛ مشرکان چیزی غیر گمان باطل و هوای نفس فاسد خود را پیروی نمیکنند با آنکه از جانب خدایشان هدایت بر آنها آمد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى
آیا انسان آنچه [از حُسن حال در دنیا و حُسن مآل در آخرت که آن را تمنّا میکنند داشته باشند، یا از شفاعت اصنام در آخرت] که آرزو میکند را دارد [و (حال آنکه) اینچنین نیست]
- ترجمه سلطانیآیا انسان آنچه که آرزو میکند را دارد
- ترجمه راستینآیا برای آدمی هر چه آرزو کند حاصل میشود؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى
پس آخرت و اولی (دنیا) برای خداوند است [پس برای انسان آنچه که تمنّا میکند نمیباشد بلکه آنچه که خداوند برای او اراده کرده است میباشد]
- ترجمه سلطانیپس آخرت و اولی (دنیا) برای خداوند است
- ترجمه راستیندر صورتی که (انسان مالک هیچ نیست و) دنیا و آخرت همه ملک خداست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِـمَن يَشَاءُ وَيَرْضَى
و چه بسیار از ملائکه در آسمانها هستند که شفاعتشان از چیزی [از اغناء، یا چیزی از عذاب خداوند] بینیاز نمیکند مگر بعد از آنکه خداوند [به آنها در شفاعت کردن] به کسی که بخواهد و راضی شود اجازه دهد [پس آنان چرا ملائکه را عبادت میکنند نه خداوند را و ملائکه را به آنچه که خداوند از آن راضى نمیشود مینامند]
- ترجمه سلطانیو چه بسیار از ملائکه در آسمانها هستند که شفاعتشان از چیزی بینیاز نمیکند مگر بعد از آنکه خداوند به کسی که بخواهد و راضی شود اجازه دهد
- ترجمه راستینو بسیار ملک در آسمانها هست که شفاعتشان سودمند نیست جز به امر خدا و بر آن کس که خدا بخواهد و از او خشنود باشد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى
همانا کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند البتّه ملائک را با نامگذاری مؤنّث نامگذاری میکنند [و میگویند که ملائکه دختران خداوند هستند]
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند البتّه ملائک را با نامگذاری مؤنّث نامگذاری میکنند
- ترجمه راستینآنان که به آخرت ایمان ندارند فرشتگان را نام دختران خدا نهادند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا
و به آن علمی ندارند، همانا جز از گمان پیروی نمیکنند و همانا ظنّ به چیزی از حقّ بینیاز نمیکند
- ترجمه سلطانیو به آن علمی ندارند، همانا جز از گمان پیروی نمیکنند و همانا ظنّ به چیزی از حقّ بینیاز نمیکند
- ترجمه راستینو حال آنکه هیچ علم به آن ندارند و جز در پی گمان و پندار نمیروند و ظنّ و گمان هم در فهم حق و حقیقت هیچ سودی ندارد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا
پس از کسی که از یاد ما روی میگرداند و جز زندگانی دنیا را نخواسته است اعراض کن {زیرا کسی که از قلب و صاحبش اعراض کند از جملهٔ افعالش و اقوالش و علومش ارادهای (خواستهای) جز انتفاع در جهت حیات دنیا نداشته باشد، پس او اگر نماز میگزارد نماز بگزارد تا مبادا حادثهای برای او حادث شود که در حیاتش به او ضرر بزند، و اگر روزه میدارد نیز همچنین است، و اگر علم برای او حاصل شود، وجه علمش جز به دنیا نمیباشد و علم او جهل مشابه به علم میباشد}
- ترجمه سلطانیپس از کسی که از یاد ما روی میگرداند و جز زندگانی دنیا را نخواسته است اعراض کن
- ترجمه راستینپس از هر کسی که از یاد ما (و قرآن ما) رو گردانید و جز زندگانی دنیای فانی را نخواست به کلی اعراض کن.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ ذَلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى
آن [مبلغ (محلّ رسیدن) یعنی حیات دنیا، یا طلب حیات دنیا] محلّ بلوغ (رسیدن) آنها [یا بلوغ آنها] از علم است [که علم آنها از آن به آخرت تجاوز نمیکند] و همانا پروردگارت او به کسی که از راه او گمراه شده داناتر است و او داناتر است به کسی که هدایت شده
- ترجمه سلطانیآن محلّ رسیدن آنها از علم است و همانا پروردگارت او به کسی که از راه او گمراه شده داناتر است و او داناتر است به کسی که هدایت شده
- ترجمه راستینمنتهای علم و فهم این مردم تا همین حد است، خدا به حال آن که از راه حق گمراه شد و آن که هدایت یافت کاملا آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٣١ وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاءُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى
و آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین [و آنچه که در آن دو] هست برای خداوند است تا به کسانی که بد کردهاند به آنچه که عمل کردهاند جزاء دهد [یعنی مادام که تو مقبل بر آنها هستی خداوند احدی از آنها را عذاب نمیکند، پس از آنها اعراض کن تا به کسانی که بد کردند جزاء دهد] و به کسانی که احسان کردهاند [به خصلت یا عاقبت یا نعمت نیک] به نیکی جزاء دهد
- ترجمه سلطانیو آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین هست برای خداوند است تا به کسانی که بد کردهاند به آنچه که عمل کردهاند جزاء دهد و به کسانی که احسان کردهاند به نیکی جزاء دهد
- ترجمه راستینو آنچه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست (و حکم اعمال خلق با اوست) تا بدکاران را به کیفر رساند و نیکوکاران را پاداش نیکوتر عطا کند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى
کسانی که جز لمم (عارضهٔ سبُک دیوانگی، گناه خُرد) از گناهان بزرگ و فواحش [یعنی زشتیهای بزرگ از گناهان، فاحشه قبیحترین اثم (گناه) یا همان زنا است] اجتناب میکنند، {لَمَم ذنوب کوچک است که انسان از مقامش بر آن تنزّل میکند، و مقام او مقام این صغار از ذنوب نمیباشد، و همانا آن وقتی که انسان متمکّناً در طریق نفس نباشد پس هر آنچه از آثام (گناهان) که از او صادر شود صغیره میباشد، و مقام آن انسان مقام این صغیره نمیباشد} همانا پروردگار تو آمرزشش دارای وسعت (گسترده) است او به شما داناترین است آنوقت که شما را از زمین ایجاد کرد [پس چگونه حال شما را حین زندگی دنیویتان یا حین بعث (برانگیختن) شما نداند] و آنوقت که شما در شکمهای مادرانتان به صورت جنین بودید پس برای خودتان پاکی اظهار نکنید، او به کسی که تقوا پیشه کرده داناتر است [یعنی طهارت (پاکی) انفس خود را اظهار نکنید و آن را نزد خداوند و نزد رسولش مدح ننمایید که او به حال شما از شما داناتر است بلکه از سخط (خشم) خداوند تقوا (پروا) کنید، یا از شرک تقوا (پرهیز) نمایید، یا از شرک به ولایت نزد انفستان تقوا کنید و تقوای خویش را ظاهر نسازید که او به تقوای شما داناتر است]
- ترجمه سلطانیکسانی که جز لمم (عارضهٔ سبک دیوانگی، گناه خُرد) از گناهان بزرگ و فواحش (زشتیهای بزرگ) اجتناب میکنند، همانا پروردگار تو آمرزشش دارای وسعت (گسترده) است او به شما داناترین است آنوقت که شما را از زمین ایجاد کرد و آنوقت که شما در شکمهای مادرانتان به صورت جنین بودید پس برای خودتان پاکی اظهار نکنید، او به کسی که تقوا پیشه کرده داناتر است
- ترجمه راستینآنان که از گناهان بزرگ و اعمال زشت دوری کنند مگر آنکه کمی (یعنی گناه صغیرهای یا تخیّل و وسوسهای به غلبه طبیعت و عادت) از آنها سر زند، که مغفرت پروردگارت بسیار وسیع است، او به حال شما آگاهتر است آن گاه که شما را از خاک زمین آفرید و هنگامی که در رحم مادرها جنین بودید، پس خودستایی مکنید، او به حال هر که متّقی (و در خور ستایش) است از شما داناتر است.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى
و اندکی اعطاء کرد و بُخل ورزید
- ترجمه سلطانیو اندکی اعطاء کرد و بُخل ورزید
- ترجمه راستینو اندک صدقهای داد سپس به کلّی قطع احسان کرد؟ (مفسّرین گفتند: آیات مربوط به عثمان است که شتری با بار به عبد اللّه سعد داد که در محشر بار گناه عثمان را به دوش گیرد).
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى
آیا علم غیب نزد او است و او [با بصیرتش] میبیند؟ [که غیر او ذنوب او را از او متحمّل میشود، یا میبیند که او از ذنوب پاک گشته، یا میبیند که عقوبتی بر او نیست]
- ترجمه سلطانیآیا علم غیب نزد او است و او (با بصیرتش) میبیند؟
- ترجمه راستینآیا علم غیب نزد اوست و او (به احوال آن جهان) بیناست (که میداند رفیقش میتواند بار گناه او را به دوش گیرد).
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى
و [آیا خبر نشده] به ابراهیم که وفا کرد [یعنی در وفا به عهد خداوند که از او اخذ شد رسید]
- ترجمه سلطانیو (آیا خبر نشده) به ابراهیم که وفا کرد (در وفا به عهد خداوند که از او اخذ شد رسید)
- ترجمه راستینو هم در صحف ابراهیم خلیل وفادار؟
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى
و اینکه انسان جز آنچه که [خود] سعی [و جدیّت] کرده ندارد
- ترجمه سلطانیو اینکه انسان جز آنچه که (خود) سعی (و جدیّت) کرده ندارد
- ترجمه راستینو (نمیداند) اینکه برای آدمی جز آنچه به سعی و عمل خود انجام داده (ثواب و جزایی) نخواهد بود؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى
و اینکه [انتهاء همه و انتهاء اعمال آنها] منتهی به پروردگار تو است [پس به آنها بنفسه جزای وفاء شدهتر را میدهد پس آنها را چه شده که غیر او را عبادت میکنند]
- ترجمه سلطانیو اینکه (انتهاء همه) منتهی به پروردگار تو است
- ترجمه راستینو اینکه کار خلق عالم به سوی خدا منتهی میشود.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى
و اینکه اوست که میخنداند و به گریه میاندازد [خوشحال میکند و اندوهناک مینماید یا اوست که آسمان را با رفع ابرها میخنداند و آسمان را با باراندن گریان میسازد]
- ترجمه سلطانیو اینکه اوست که میخنداند و به گریه میاندازد
- ترجمه راستینو هم اوست که (بندگان را) شاد و خندان سازد و غمین و گریان گرداند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى
و اینکه اوست که غنی میکند و سرمایه میدهد [یعنی با اموال غنى مینماید و آنها را مدخّر (اندوزنده) اصول اموال و بضاعات آنها قرار میدهد]
- ترجمه سلطانیو اینکه اوست که غنی میکند و سرمایه میدهد
- ترجمه راستینو هم اوست که (بندگان را) بینیاز کند و سرمایه (هر سعادت) بخشد.
- ترجمه الهی قمشهای٥٢ وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى
و قوم نوح را قبل از [عاد و ثمود]، زیرا آنها ستمکارتر و سرکشتر بودند
- ترجمه سلطانیو قوم نوح را قبل از (عاد و ثمود)، زیرا آنها ستمکارتر و سرکشتر بودند
- ترجمه راستینو پیش از اینان قوم نوح را که ظالم و سرکشتر بودند هلاک گردانید.
- ترجمه الهی قمشهای٥٤ فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى
و به آنها پوشانید آنچه که [با عذاب] پوشانید [پس آنها را چه شده که به غیر او نظر میکنند، و از غیر او استمداد مینمایند و غیر او را عبادت میکنند یا تبعیّت میکنند]
- ترجمه سلطانیو به آنها پوشانید آنچه که (با عذاب) پوشانید
- ترجمه راستینتا آنکه بر آنها عذابی بسیار سخت احاطه کرد.
- ترجمه الهی قمشهای