سورهٔ قمر
قمر، إقتربت الساعة
٣١ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ
همانا ما بانگی واحد [همان صیحۀ جبرئیل، یا صیحۀ صاعقه را] بر آنها فرستادیم پس مانند چوب خردههای خشک [کنار آغل] بودند
- ترجمه سلطانیهمانا ما بانگی واحد بر آنها فرستادیم پس مانند چوب خردههای خشک (کنار آغل) بودند
- ترجمه راستینما بر هلاک آنها یک صیحه (عذاب آسمانی) فرستادیم و همه مانند گیاه خشک و خرد شدند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
و همانا البتّه قرآن را برای یادآوری آسان کردیم پس آیا پندپذیری هست؟
- ترجمه سلطانیو همانا البتّه قرآن را برای یادآوری آسان کردیم پس آیا پندپذیری هست؟
- ترجمه راستینو ما قرآن را برای وعظ و اندرز بر فهم آسان کردیم آیا کسی هست که از آن پند گیرد؟
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَجَّيْنَاهُمْ بِسَحَرٍ
همانا بر آنان طوفان شن فرستادیم مگر بر آل لوط که آنها را در سَحَرگاهان نجات دادیم
- ترجمه سلطانیهمانا بر آنان طوفان شن فرستادیم مگر بر آل لوط که آنها را در سَحَرگاهان نجات دادیم
- ترجمه راستینما هم جز خانواده لوط که به وقت سحر نجاتشان دادیم همه آنان را به سنگباران هلاک نابود کردیم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنَا كَذَٰلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ
به عنوان نعمت (نجات) از نزد ما [یا بر آنان نعمتى از نزد خود انعام نمودیم] اینچنین به کسی که شکر میکند [یعنی نعم ما را آنها را در آنچه که به خاطر آن خلق شدهاند صرف میکند، یا با تعظیم ما در انعام ما] پاداش میدهیم
- ترجمه سلطانیبه عنوان نعمت از نزد خود اینچنین به کسی که شکر میکند پاداش میدهیم
- ترجمه راستیننجات اهل بیت لوط هم به نعمت و لطف ما بود، بلی ما چنین شکرگزاران را پاداش میدهیم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ وَلَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ
و همانا البتّه [لوط] آنها را از عذاب سخت ما [از سطوت (هجمه، حملهور شدن) ما به عذاب] انذار نمود پس به بیم دادنهای ما تشکیک کردند [یا دربارهٔ او شکّ نمودند، یا مجادله کردند]
- ترجمه سلطانیو همانا البتّه (لوط) آنها را از عذاب سخت ما انذار نمود پس به بیم دادنهای ما تشکیک کردند
- ترجمه راستینلوط آن قوم را از قهر و مؤاخذه ما ترسانید باز آنها در آیات ما شک و انکار کردند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَنْ ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ
و همانا البتّه مهمانانش را از او طلبیدند و ما چشمان آنها را محو (مسخ) کردیم [و با سایر وجه (صورت) مساوی نمودیم یا نور آنها را بردیم] پس [به آنها گفتیم] بچشید عذاب مرا و انذار مرا [یعنی آنچه که به آن انذار شدید را]
- ترجمه سلطانیو همانا البتّه مهمانانش را از او طلبیدند و ما چشمان آنها را محو کردیم پس بچشید عذاب مرا و انذار مرا
- ترجمه راستینو قوم از او مهمانانش را (که فرشتگانی زیبا بودند، بر سوء قصد) طلبیدند، ما هم چشم آنها را بینور و نابینا کردیم (و گفتیم که) اینک عذاب قهر و انتقام مرا بچشید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ وَلَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُكْرَةً عَذَابٌ مُسْتَقِرٌّ
و همانا البتّه عذابی مستقر [غیر زائل (رونده، عبور کننده) از آنها، در آنها] در بامدادان به آنها صبح کرد (هجمه کرد، صبح بخیر گفت)
- ترجمه سلطانیو همانا البتّه عذابی مستقر (غیر زائل) در بامدادان به آنها صبح کرد (هجمه کرد، صبح بخیر گفت)
- ترجمه راستینو شبی به صبحگاه رسید که (مرگ آمد و) عذاب دایم (دوزخ) گریبانشان گرفت.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
و همانا البتّه قرآن را برای یادآوری آسان کردیم پس آیا پندپذیری هست
- ترجمه سلطانیو همانا البتّه قرآن را برای یادآوری آسان کردیم پس آیا پندپذیری هست
- ترجمه راستینو ما قرآن را برای وعظ و اندرز بر فهم آسان کردیم آیا کسی هست که از آن پند گیرد؟
- ترجمه الهی قمشهای