سورهٔ واقعه
واقعه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
٣ خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ
[جمعی را] پائین آورنده و [جمعی را] بالا برنده است [یعنی جماعتی از انس و جنّ را خفض (پایین آوردن) میکند و جماعتی را رفع (بالا بردن) میکند، یا فرقهای از قوای نفس را خفض میکند و دیگری را رفع میکند]
- ترجمه سلطانی(جمعی را) پائین آورنده و (جمعی را) بالا برنده است
- ترجمه راستینآن روز (قومی را به دوزخ) خوار و ذلیل کند و (طایفهای را به جنّت) سربلند و رفیع گرداند.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ
و سابقان (اصحاب یمین) سبقت (پیشی) گیرندگانند [معنی میدهد سابقان بر اصحاب یمین آنان به سبقت معروفند، یا سابقان بر اصحاب یمین آنها علی الاطلاق در جملهٔ کمالات سابق هستند، یا سابقان، آنها انبیاء (ع) معروف به سبق هستند، یا سابقین در فضل، آنها سابقان اصحاب یمین هستند، یا سابقین در ایمان، آنها سابقان بر کلّ هستند]
- ترجمه سلطانیو سابقان سبقت (پیشی) گیرندگانند
- ترجمه راستینو (طایفه سوم) آنان که (مشتاقانه در ایمان) بر همه پیشی گرفتند و (در اطاعت خدا و رسول) مقام تقدم یافتند.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ
جمع کثیری از [آنها از] اوّلین [در زمان هستند و آنها از زمان آدم (ع) تا زمان خاتم (ص)، یا از اوّلین در بیعت و قبول ولایت، یا از اوّلین در رتبه هستند]
- ترجمه سلطانیجمع کثیری از اوّلین
- ترجمه راستینآنها جمعی بسیار از امم پیشینیان هستند.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ
پسرانی (غلمانهایی) [که در جنّت] جاویدانند [از حیث غلمان بودنشان همواره جوان هستند] بر [دور] آنها میچرخند
- ترجمه سلطانیپسرانی (که در جنّت) جاویدانند (از حیث غلمان بودنشان همواره جوان هستند) بر (دور) آنها میچرخند
- ترجمه راستینو پسرانی زیبا که حسن و جوانیشان همیشگی و ابدی است گرد آنها به خدمت میگردند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا
در آنجا لغوی و نه تأثیمی (نسبت بد دادن) [همانطور که در دنیا میشنوند را] نشنوند
- ترجمه سلطانیدر آنجا لغوی و نه تأثیمی (نسبت بد دادن) نشنوند
- ترجمه راستیننه آنجا هیچ حرفی لغو و بیهوده شنوند و نه به یکدیگر گناهی بربندند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاءً
همانا ما آنها (زنان) را با ایجاد کردنی [عجیب با طراوت] ایجاد کردهایم [یعنی جوان با طراوت زیبا بعد آنکه پیر کریه گشته بودند، یا حور العین را ایجاد کردیم بدون طروّ (پوسیدگی) حالات بر آنها، بلکه آنها را بالغ با طراوت ایجاد کردیم]
- ترجمه سلطانیهمانا ما آنها (مؤنّث) را با ایجاد کردنی (عجیب با طراوت) ایجاد کردهایم
- ترجمه راستینکه آنها را ما در کمال حسن و زیبایی بیافریدهایم.
- ترجمه الهی قمشهای٤١ وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ
و اصحاب شمال، چه اصحاب شمالی (نگونبختی) {شمال به دشمنان آل محمّد و اصحاب آنها به اصحاب شمال تفسیر شده}
- ترجمه سلطانیو اصحاب شمال، چه اصحاب شمالی
- ترجمه راستینو اما اصحاب شومی و شقاوت (که نامه عملشان به دست چپ است) چقدر روزگارشان سخت است!
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ وَكَانُوا يَقُـولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ
و میگفتند آیا وقتی که مُردیم و خاک و استخوان شدیم آیا ما به راستی زنده میشویم
- ترجمه سلطانیو میگفتند آیا وقتی که مُردیم و خاک و استخوان شدیم آیا ما به راستی زنده میشویم
- ترجمه راستینو دایم میگفتند: آیا ما چون مردیم و خاک و استخوان پوسیده شدیم باز هم ما زنده میشویم؟
- ترجمه الهی قمشهای٥٧ نَحْنُ خَلَقْنَاكُمْ فَلَـوْلَا تُصَدِّقُونَ
ما شما را آفریدیم [نه غیر ما] پس چرا [به مخلوق بودن خویش] تصدیق نمیکنید [تا آنکه خالق خویش را تصدیق کنید]
- ترجمه سلطانیما شما را آفریدیم پس چرا تصدیق نمیکنید
- ترجمه راستینما شما را بیافریدیم پس چرا تصدیق نمیکنید؟
- ترجمه الهی قمشهای٦٠ نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ
ما مرگ را بین شما مقدّر کردهایم [نه غیر ما] و ما مغلوب (شکست خورده) نیستیم
- ترجمه سلطانیما مرگ را بین شما مقدّر کردهایم و ما مغلوب (شکست خورده) نیستیم
- ترجمه راستینما مرگ را بر همه شما مقدّر ساختیم و هیچ کس بر قدرت ما سبق نتواند برد.
- ترجمه الهی قمشهای٦١ عَلَى أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ
بر اینکه امثال شما را تبدیل کنیم و شما را ایجاد کنیم در آنچه (عالمی) که نمیدانید [یعنی شأن ما و شغل ما بر استمرار تبدیل خلق به خلقى دیگر و اخراج خلق اوّل از قبور ابدان و انشاء (ایجاد) آنان در عالم دیگر است نظیر اخراج جنین از رحم و انشاء او در عالمی که آن را نمیداند و تبدیل او به جنینی دیگر و از آن برای ما مانعی نیست]
- ترجمه سلطانیبر اینکه امثال شما را تبدیل کنیم و شما را ایجاد کنیم در آنچه (عالمی) که نمیدانید
- ترجمه راستیندر اینکه شما را فانی کرده و خلقی دیگر مثل شما بیافرینیم و شما را به صورتی (در جهانی دیگر) که اکنون از آن بیخبرید برانگیزیم.
- ترجمه الهی قمشهای٦٢ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَـوْلَا تَذَكَّرُونَ
و همانا البتّه نشأت (پدید آمدن، پرورش یافتن) اوّل را دانستید [یعنی نشأت دنیا و تبدیل ما برای گیاه به گیاهی دیگر و انشاء گیاه در نشأت حیوان و انسان و تبدیل حیوان و انشاء او در عالم حیوانی دیگر یا انسانی، و تبدیل نطفه از صورتی به صورتی و از مقامی به مقامی و از حالتی به حالتی و هر آنچه از احوال و صور که بر آن دچار میشود از سابقش اعلی و اشرف میباشد، و همانا دنیا جز مانند رحم برای جنین نیست، و اینکه نقل جنین از رحم به دنیا جز نقل از زندان به پهنهٔ وسیع نیست] پس چرا [نقل خود را از دنیا به آخرت] متذکّر نمیشوید
- ترجمه سلطانیو همانا البتّه نشأت (پدید آمدن، پرورش یافتن) اوّل را دانستید پس چرا متذکّر نمیشوید
- ترجمه راستینو بیشک شما از نشأه اوّل خود آگاه شدید (که از عدم به وجودتان آوردیم) پس چرا متذکر (عالم آخرت) نمیشوید؟
- ترجمه الهی قمشهای٦٤ أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ
آیا شما آن را زرع میکنید یا ما زارع هستیم [یعنی آیا شما آن را میرویانید و آن را به مقام بلوغ حبّ (دانه) و حصاد (درو) میرسانید یا ما فاعل آن هستیم؟ شما نباید بگویید که رویانیدن و رساندن به حصاد فعل بشر است زیرا]
- ترجمه سلطانیآیا شما آن را زرع میکنید یا ما زارع هستیم
- ترجمه راستینآیا شما آن تخم را میرویانید یا ما رویانندهایم؟
- ترجمه الهی قمشهای٦٥ لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ
اگر بخواهیم البتّه آن را خاشاک [هشیمی (خشکههایی) لایق برای آتش] قرار میدهیم پس همچنان به سخن گفتن (لطیفه گوئی) ادامه میدهید
- ترجمه سلطانیاگر بخواهیم البتّه آن را خاشاک میکنیم پس همچنان به سخن گفتن (لطیفه گوئی) ادامه میدهید
- ترجمه راستیناگر ما بخواهیم کشت و زرع شما را خشک و تباه میسازیم تا با حسرت و ندامت به سخنان بیهوده پردازید.
- ترجمه الهی قمشهای٦٩ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ
آیا شما آن را از ابر نازل کردید یا ما نازل کنندهایم [نمیتوانید که بگویید آن را بشر نازل کرد زیرا ما]
- ترجمه سلطانیآیا شما آن را از ابر نازل کردید یا ما نازل کنندهایم
- ترجمه راستینآیا شما آن آب را از ابر فرو ریختید یا ما نازل ساختیم؟
- ترجمه الهی قمشهای٧٠ لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَـوْلَا تَشْكُرُونَ
اگر میخواستیم آن را تلخ قرار میدادیم پس چرا شما [با تعظیم مُنعم به این نعم با امتثال اوامر او و نواهی او] تشکّر نمیکنید
- ترجمه سلطانیاگر میخواستیم آن را تلخ قرار میدادیم پس چرا شما تشکّر نمیکنید
- ترجمه راستیناگر میخواستیم آن آب را شور و تلخ میگردانیدیم، پس چرا شکرگزاری نمیکنید؟!
- ترجمه الهی قمشهای٧٢ أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِئُونَ
آیا شما درخت آن را [یعنی درختی که شما از آن زَند (آتش زنه) و زَنده (پازند، چوب زیرین آتش زنه) میگیرید و آن دو از درخت سبز گرفته میشوند، پس زند با پازند خراشیده میشود و آتش جرقّه میزند] ایجاد کردید یا ما ایجاد کنندهایم
- ترجمه سلطانیآیا شما درخت آن را ایجاد کردید یا ما ایجاد کنندهایم
- ترجمه راستینآیا شما درخت آن را آفریدید یا ما آفریدیم؟
- ترجمه الهی قمشهای٧٣ نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْكِرَةً وَمَتَاعًا لِّلْمُقْوِينَ
ما آنها را [یعنی آتش یا درخت را] به عنوان یادآوری [بر تصرّف حقّ تعالی و قرار دادن هر چیزی از سنخ آن مانند آتش، یا به عنوان تذکره بر قدرت حقّ و عنایت او به خلقش حیثی که از درخت سبز آتشی خارج میکند که در بسیاری از معایشتان از آن نفع میبرید] و به عنوان متاع [آنچه که از آن تمتّع (بهره جستن) میشود] برای صحرانشینان قرار دادیم
- ترجمه سلطانیما آنها را به عنوان یادآوری و به عنوان متاع برای صحرانشینان قرار دادیم
- ترجمه راستینما آن را مایه پند و عبرت و توشه مسافران (کوه و بیابان عالم) گردانیدیم.
- ترجمه الهی قمشهای٧٤ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ
پس [تو خدای را] به اسم پروردگار عظیمت تسبیح کن [یعنی خداوند را به سبب اسم پروردگارت تسبیح کن یعنی به سبب تذکّر او یا به سبب بشریّت علیّ (ع)، یا به سبب مقام نورانیّت او زیرا همه اسم الله هستند، یا اسم پروردگارت را تسبیح کن]
- ترجمه سلطانیپس (خدای را) به (سبب) اسم پروردگار عظیمت تسبیح کن
- ترجمه راستینپس (ای رسول) به نام بزرگ خدای خود تسبیح گو.
- ترجمه الهی قمشهای٧٧ إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ
همانا آن البتّه قرآن کریم است [یعنی آنچه که متلوّ (تلاوت شده) بر تو یا موحی (وحی شده) به تو است، یا قرآن ولایت علیّ (ع) قرآن کریم عزیز خطیر (بسیار عالیقدر) است]
- ترجمه سلطانیهمانا آن البتّه قرآن کریم است
- ترجمه راستینکه این قرآن کتابی بسیار بزرگوار و سودمند و گرامی است.
- ترجمه الهی قمشهای٧٩ لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
که جز پاکان آن را لمس نمیکنند [به حریم قدس آن نمیرسد مگر کسی که از الواث (آلودگیها) معاصی و محرّمات، و ادناس (کثافات) توجّه به کثرات و انانیّات، و ارجاس (پلیدیها) حدود و تعیّنات پاک شود]
- ترجمه سلطانیکه جز پاکان آن را لمس نمیکنند
- ترجمه راستینکه جز دست پاکان (و فهم خاصّان) بدان نرسد.
- ترجمه الهی قمشهای٨١ أَفَبِهَذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ
شما ادهان (ظاهر کردن خلاف باطن، غش کردن، خوار داشتن) کنندهاید [یعنی خلاف آنچه که در قلبتان هست را اظهار میکنید]
- ترجمه سلطانیشما ادهان (ظاهر کردن خلاف باطن، غش کردن، خوار داشتن) کنندهاید
- ترجمه راستینآیا با این سخن (آسمانی) باز انکار و نفاق میورزید؟
- ترجمه الهی قمشهای٨٢ وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ
و روزی خود [یعنی رزق انسانی خود را که همان حظّ شما از قرآن و استمداد حیات انسانیّت از آن است] را قرار میدهید که شما تکذیب کنید
- ترجمه سلطانیو روزی خود را قرار میدهید که شما تکذیب کنید
- ترجمه راستینو بهره خود را تکذیب آن قرار میدهید؟
- ترجمه الهی قمشهای٨٤ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ
و شما در این هنگام [به احوال خود و خروج ارواحتان] نظر میکنید [یا به حال محتضران و خروج ارواحشان نظر میکنید و لکن علاج آنها و ردّ (برگرداندن) ارواحشان برای شما ممکن نمیشود]
- ترجمه سلطانیو شما در این هنگام (به احوال خود و ارواحتان) نظر میکنید
- ترجمه راستینو شما وقت مرگ (بر بالین آن مرده حاضرید و او را) مینگرید.
- ترجمه الهی قمشهای٨٥ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ
و (حال آنکه) ما از شما به او (محتضر) نزدیکتریم و لکن شما [ما را یا قرب ما را] نمیبینید
- ترجمه سلطانیو (حال آنکه) ما از شما به او (محتضر) نزدیکتریم و لکن شما نمیبینید
- ترجمه راستینو ما به او از شما نزدیکتریم لیکن شما بصیرت ندارید.
- ترجمه الهی قمشهای٨٧ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
آن (روح) را بر نمیگردانید اگر [در تکذیب کردنتان که نه ثوابی هست و نه عقابی و نه جزائی و نه خدایی] راستگو میباشید
- ترجمه سلطانیآن (روح) را بر نمیگردانید اگر راستگو میباشید
- ترجمه راستینروح را دوباره به بدن مرده باز نمیگردانید اگر راست میگویید؟
- ترجمه الهی قمشهای٩٠ وَأَمَّا إِن كَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ
و اگر از اصحاب یمین باشد {یمین عالم ارواح است، و اصحاب یمین آنهایی هستند که در توجّه یا اتّصال به عالم ارواح طیّبه متمکّن شدهاند، و توجّه یا اتّصال به عالم ارواح طیّبه حاصل نمیشود مگر با ولایت حاصله به بیعت خاصّهٔ ولویّه}
- ترجمه سلطانیو اگر از اصحاب یمین باشد
- ترجمه راستینو اگر از اصحاب یمین است.
- ترجمه الهی قمشهای٩١ فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ
پس سلام از اصحاب یمین بر تو [است ای محمّد (ص)، یعنی که آنها در جنّات بحسب مراتب دانی تو مجاور بر تو میباشند و بر تو با سلام تحیّت سلام میدهند یا سلامت از آنها بر تو است به معنی اینکه آنان به منزلهٔ اجزاء تو هستند و آنها از آفات آخرت سلامت هستند و سلامت آنها سلامت تو است یا سلام بر تو است ای کسی که او از اصحاب یمین است]
- ترجمه سلطانیپس سلام از اصحاب یمین بر تو
- ترجمه راستینپس (وی را بشارت دهید که) تو را (از هر رنج و درد و الم) ایمنی و سلامت است.
- ترجمه الهی قمشهای٩٥ إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ
همانا این [مذکور از اصناف سهگانه] البتّه همان حقّ الیقین است {شیء مُتیقّن سه حالت دارد: زیرا مُدرِک متیقّن یا در مقام علم متیقّن است، یا در مقام شهود به معنی اینکه مُدرَک به بصر او یا به بصیرت او برای او مشهود میباشد، یا در مقام تحقّق است به معنی اینکه مُدرک متحقّق به مُدرَک و ذات او گشته باشد مثال آن متیقّن به آتش با ادراک دود است که آن از آثار آن است یا به شهود آن است، یا به عین آتش گشتن او است، و اوّلی همان علم الیقین، و دوّمی عین الیقین، و سوّمی حقّ الیقین است}
- ترجمه سلطانیهمانا این (مذکور) البتّه همان حقّ الیقین است
- ترجمه راستیناین (وعد و وعید) البته یقین و حق و حقیقت است.
- ترجمه الهی قمشهای