سورهٔ مجادله
مجادله، ظهار، قد سمع
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَـوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ
همانا خداوند سخن زنی که دربارهٔ زوجش با تو مجادله میکند و به خداوند شکوه میبرد را شنید، و خداوند گفتگوهای شما دو نفر را میشنود همانا خداوند شنوا و بینا است
- ترجمه سلطانیهمانا خداوند سخن زنی که دربارهٔ زوجش با تو مجادله میکند و به خداوند شکوه میبرد را شنید، و خداوند گفتگوهای شما دو نفر را میشنود همانا خداوند شنوا و بینا است
- ترجمه راستین(ای رسول ما) خدا سخن آن زن را که درباره شوهرش با تو به مجادله برخاسته و شکوه او به خدا میبرد محققا شنید و گفتگوهای شما را نیز خدا میشنود که خدا البته شنوا و بیناست. (اوس بن صامت با زن خود خوله بنت ثعلبه ظهار کرد یعنی گفت: «تو بر من چون مادری». و این کار در حکم طلاق و حرمت آور بود. زن نزد رسول آمد و حکم پرسید. رسول حکم به حرمت فرمود. زن باز مجادله کرد و آخر گفت: من به خدا شکوه میکنم از تنهایی و غربت خود. و آیه بعد راجع به حکم ظهار نازل شد و بر این فعل حرام کفّاره معیّن گردید).
- ترجمه الهی قمشهای٢ الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُـولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَـوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ
کسانی از شما که از زنان خود ظهار میکنند [که به زن خود بگویند تو برایم همچون پشت مادرم هستی بدانند] آنها (زنان) مادر آنان نیستند {در جاهلیّت اینگونه بود که وقتی که مرد به اهلش (زوجهاش) چنین میگفت آخر الابد بر او (مرد) حرام میشد} همانا مادرانشان فقط زنهایی هستند که آنان را زاییدهاند و البتّه آنان هرآینه سخن باطل منکری (ناپسندی) را میگویند و همانا خداوند البتّه بخشاینده و بسیار آمرزنده است [که از آنان عفو میکند و وقتی که توبه کردند بر آنها میآمرزد]
- ترجمه سلطانیکسانی از شما که از زنان خود ظهار میکنند (که به زن خود بگویند تو برایم همچون پشت مادرم هستی) (بدانند) آنها (مؤنّث) مادر آنان نیستند همانا مادرانشان فقط زنهایی هستند که آنان را زاییدهاند و البتّه آنان هرآینه سخن باطل منکری (ناپسندی) را میگویند و همانا خداوند البتّه بخشاینده و بسیار آمرزنده است
- ترجمه راستینکسانی از شما که با زنان خود ظهار کنند آنها مادر حقیقی شوهران نخواهند شد بلکه مادر ایشان جز آن که آنها را زاییده نیست و این مردم سخنی ناپسند و باطل میگویند، و خدا را عفو و بخشش بسیار است.
- ترجمه الهی قمشهای٣ وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِـمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ
و کسانی که از زنان خود ظهار میکنند سپس [برای بار دوّم] به آنچه که گفتهاند بر میگردند، پس قبل از آنکه همدیگر را مسّ (لمس) کنند آزاد کردن بردهای [بر عهدهٔ آنان است] شما خود با آن (آزاد کردن برده) وعظ میشوید [یعنی پند میگیرید که از مثل آن خودداری کنید]
- ترجمه سلطانیو کسانی که از زنان خود ظهار میکنند سپس (برای بار دوّم) به آنچه که گفتهاند بر میگردند، پس قبل از آنکه همدیگر را مسّ (لمس) کنند آزاد کردن بردهای (بر عهدهٔ آنان است) شما خود با آن (آزاد کردن برده) وعظ میشوید (پند میگیرید که از مثل آن خودداری کنید)
- ترجمه راستینو آنان که با زنان خود ظهار کنند آنگاه از گفته خود برگردند، پیش از تماس و مجامعت باید بردهای آزاد کنند. به این عمل پند و موعظه میشوید (تا دیگر به این کار حرام اقدام نکنید) و خدا به تمام کردار شما آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٤ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا فَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ
و خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است، پس کسی که [بردهای] نیابد قبل از آنکه یکدیگر را مسّ (لمس) کنند آنگاه دو ماه پیاپی روزه بدارد {اتّصال چیزی از ماه دوّم به ماه اوّل در صدق تتابع دو ماه کفایت میکند} پس کسی که استطاعت ندارد پس شصت مسکین را [به قدر سیر شدن آنها] اطعام کند آن [مذکور از عدم حرمت ابدی با ظهار کردن چنانکه در جاهلیّت بوده و جواز رجوع به زنان بعد ظهار کردن و این ترتیب در خصال (خصلتها، ویژگیها) کفّاره] برای این است که [تا در شریعت محمّد (ص) رغبت کنید و از آن نفرت (دوری) نجوئید برای آنچه از تخفیف که در آن میبینید و] ایمان آورید به خداوند و رسولش و این حدود [حمایت] خداوند است [که تجاوز از آن جایز نیست] و برای کافران [به خداوند و رسولش (ص) یا برای کافران به این حدود] عذابی دردناک هست
- ترجمه سلطانیو خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است، پس کسی که (بردهای) نیابد قبل از آنکه یکدیگر را مسّ (لمس) کنند آنگاه دو ماه پیاپی روزه بدارد پس کسی که استطاعت ندارد پس شصت مسکین را اطعام کند آن (مذکور) برای این است که (رغبت کنید و) ایمان آورید به خداوند و رسولش و این حدود خداوند است و برای کافران عذابی دردناک هست
- ترجمه راستینو هر که برده نیابد (یعنی بر آزاد کردن برده توانایی ندارد) باز باید پیش از جماع دو ماه پی در پی روزه بگیرد، و باز اگر نتواند باید شصت مسکین را طعام دهد. این (حکم کفّاره) برای آن است که شما به خدا و رسول او ایمان (کامل) آرید. و این احکام حدود الهی است و کافران را عذاب دردناک دوزخ مهیّاست.
- ترجمه الهی قمشهای٥ إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ كُبِتُوا كَمَا كُبِتَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ
همانا کسانی که با خداوند و رسولش مخالفت میکنند زبون شدهاند همانطور که کسانی قبل از آنها [از قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم (ع) که با خداوند و رسولش دشمنی کردند] زبون شدند و [بر آنان و بر شما] آیاتی [دالّ بر قدرت خود و حکمت ما، یا دالّ بر صدق ما در وعدۀ ما و وعید ما، یا دالّ بر صدق رسول ما] آشکار [یعنی واضح یا موضح و همان آیات تدوینی یا آیات آفاقی و انفسی] را نازل کردهایم و برای کافران [به این آیات یا به خداوند و رسولش (ص)] عذابی خوار کننده هست
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که با خداوند و رسولش مخالفت میکنند زبون شدهاند همانطور که کسانی قبل از آنها زبون شدند و (بر آنان و بر شما) آیاتی آشکار را نازل کردهایم و برای کافران عذابی خوار کننده هست
- ترجمه راستینآنان که با خدا و رسول او سخت مخالفت میکنند آنها هم مانند کافران پیش به رو در (آتش عذاب) افتند. و ما آیات روشن بیان نازل کردیم، و کافران را عذاب ذلت و خواری مهیّاست.
- ترجمه الهی قمشهای٦ يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا أَحْصَاهُ اللَّهُ وَنَسُوهُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
روزی که خداوند آنها را جمیعاً بر میانگیزاند و از آنچه که عمل کردهاند به آنها خبر میدهد، خداوند آن (اعمال) را شمرده و [حال آنکه آنها] آن (اعمال) را فراموش کردهاند و خداوند بر هر چیزی بسیار مشاهدهگر (گواه) است
- ترجمه سلطانیروزی که خداوند آنها را جمیعاً بر میانگیزاند و از آنچه که عمل کردهاند به آنها خبر میدهد، خداوند آن (اعمال) را شمرده و (حال آنکه آنها) آن (اعمال) را فراموش کردهاند و خداوند بر هر چیزی بسیار مشاهدهگر (گواه) است
- ترجمه راستیندر روزی که خدا جمیع خلایق را (برای حساب) برانگیزد تا آنها را به (نتیجه) اعمالشان که او تمام را به شماره ضبط فرموده و آنها فراموش کردهاند آگاه سازد، و خدا بر همه موجودات عالم گواه است.
- ترجمه الهی قمشهای٧ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
آیا ندیدی {خطاب بر محمّد (ص) یا بر هر کسی است که خطاب به او منتهی میشود} که خداوند آنچه که در آسمانها هست و آنچه که در زمین هست را میداند هیچ نجوایی {نجوا به معنی «سارّ» (راز گفت) یا «سرّ» (خوشحال کرد) است، مسارّت (راز گفتن) بین دو نفر یا بیشتر میباشد لکن آن بر حدیث نفس و خطرات (خطورات، در معرض مخاطره قرار گرفتن) قلوب و رؤیای صادق و احلام کاذب اطلاق میشود برای اینکه آنها مسارّت شیطان یا ملک با انسان هستند، و گاهی بر مطلق محاوره اطلاق میشود} میان سه [نفر] نمیباشد مگر اینکه او چهارمی آنها است و نه میان پنج [نفر نمیباشد] مگر آنکه او ششمی آنها است و نه کمتر از آن [عدد باشند] و نه بیشتر جز آن نیست که او با آنها است هر کجا که باشند سپس در روز قیامت به آنچه که عمل میکردهاند به آنها خبر میدهد همانا خداوند به هر چیزی دانا است {دربارۀ عدّهای است حیثی که بین خود نوشتهای نوشتند و با هم عهد کردند و با هم پیمان بستند تا اگر محمّد (ص) درگذشت خلافت و نه نبوّت ابداً در بنی هاشم نباشد}
- ترجمه سلطانیآیا ندیدی که خداوند آنچه که در آسمانها هست و آنچه که در زمین هست را میداند هیچ نجوایی میان سه (نفر) نمیباشد مگر اینکه او چهارمی آنها است و نه میان پنج (نفر نمیباشد) مگر آنکه او ششمی آنها است و نه کمتر از آن (عدد باشند) و نه بیشتر جز آن نیست که او با آنها است هر کجا که باشند سپس در روز قیامت به آنچه که عمل میکردهاند به آنها خبر میدهد همانا خداوند به هر چیزی دانا است
- ترجمه راستینآیا ندیدی که آنچه در آسمانها و زمین است خدا بر آن آگاه است؟هیچ رازی سه کس با هم نگویند جز آنکه خدا چهارم آنها و نه پنج کس جز آنکه خدا ششم آنها و نه کمتر از آن و نه بیشتر جز آنکه هر کجا باشند او با آنهاست سپس روز قیامت همه را به (نتیجه نیک و بد) اعمالشان آگاه خواهد ساخت که خدا به کلیه امور عالم داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٨ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَى ثُمَّ يَعُودُونَ لِـمَا نُهُوا عَنْهُ وَيَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُـولِ وَإِذَا جَاءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَيَقُـولُونَ فِي أَنفُسِهِمْ لَـوْلَا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمَصِيرُ
آیا نگاه نکردی به کسانی که از نجوی کردن [یعنی مُسارّت (در گوشی گفتن) یا محاورت (گفتگو)] نهی شدند سپس بر آنچه که از آن نهی شده بودند بر میگردند و به گناه و دشمنی و معصیت (نافرمانی) رسول با هم نجوا میکنند [یعنی با غصب حقّ آل محمّد (ص) و معادات (دشمنی) با آنان و مخالفت با قول رسول (ص) در خود با هم نجوى میکنند] و وقتی که نزد تو میآیند [به جهت اظهار دوستیشان بر تو با تحیّات عالیّه با پنهان کردن نفاقشان از تو و از مؤمنین] به آنچه که خداوند با آن به تو تحیّت نگفته [از روی نفاق] به تو تحیّت میگویند و در انفس خود [بدون تلفّظی یا در آنچه که بین خودشان بدون اطّلاع دیگران بر آنها است] میگویند چرا خداوند به آنچه که میگوییم ما را عذاب نمیکند {برای اینکه آنها اسلام را قبول کردند و محمّد (ص) را در بیشتر آنچه که او از امر آخرت فرمود تصدیق کردند و لکن او را در خلافت علیّ (ع) تصدیق ننمودند} [حال آنکه] جهنّم بس است که به آن در میآیند که بد بازگشتگاهی (سرانجامی) است {گفته شده که آیات دربارۀ یهود و منافقین نازل شده که آنان در مابین خود نه مؤمنین نجوی میکردند و به مؤمنین نظر میانداختند و با چشمانشان غمزه (اشاره با چشم و ابرو) میکردند}
- ترجمه سلطانیآیا نگاه نکردی به کسانی که از نجوی کردن نهی شدند سپس بر آنچه که از آن نهی شده بودند بر میگردند و به گناه و دشمنی و معصیت (نافرمانی) رسول با هم نجوا میکنند و وقتی که نزد تو میآیند به آنچه که خداوند با آن به تو تحیّت نگفته (از روی نفاق) به تو تحیّتی میگویند و در انفس خود میگویند چرا خداوند به آنچه که میگوییم ما را عذاب نمیکند، (حال آنکه) جهنّم بس است که به آن در میآیند که بد بازگشتگاهی (سرانجامی) است
- ترجمه راستینآیا آنان (یعنی یهود و منافقان) را که از نجوا و راز گفتن با هم ممنوع شدند ندیدی که باز هم با یکدیگر بر بزهکاری و دشمنی و مخالفت رسول راز گفتن از سرگرفتند؟و هر گاه حضور تو آیند (از مکر و خدیعت) تو را سلام و تحیّتی گویند که خدا نفرموده است و پیش خود میگویند: (اگر این شخص رسول خداست) چرا خدا بر این سلام (تمسخر آمیزی) که به او میکنیم ما را عذاب نمیکند؟! عذاب دوزخ آنها را کفایت است که در آنجا که بسیار بد منزلگاهی است پیوسته معذّب خواهند شد.
- ترجمه الهی قمشهای٩ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُـولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید وقتی که نجوا میکنید پس به گناه و عدوان و نافرمانی رسول نجوا مکنید [یعنی احوالتان را مراقبت کنید و اگر قوّت میل از خود را به آن دیدید پس بدانید که شما هنوز در شأن بهیمه (ستور، حیوان چهارپا) یا سبع (درنده) یا شیطان هستید، پس با دفع این قوّه از خود نفستان را معالجه کنید] و به نیکی [که همان لازمۀ قوّهٔ عاقلۀ شما است] و تقوا [از قوای سهگانه] نجوا کنید [یعنی با اجتماع قوّۀ عاقله خویش را قوی سازید و قوای سهگانۀ خویش را ضعیف نمایید] و از [سخط] خداوند پروا کنید که به او محشور میشوید
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید وقتی که نجوا میکنید پس به گناه و عدوان و نافرمانی رسول نجوا مکنید و به نیکی و تقوا نجوا کنید و از خداوند پروا کنید که به او محشور میشوید
- ترجمه راستینای کسانی که ایمان آوردهاید، شما هر گاه با هم، سخنی به راز گویید هرگز بر بزهکاری و دشمنی و مخالفت رسول نگویید بلکه بر نیکویی و تقوا راز به میان آرید و از خدا که به سوی او محشور خواهید شد بترسید و پرهیزکار شوید.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
جز این نیست که نجوا از شیطان است [یعنی مطلق نجوا کردن با هم، یعنی نجواى مذکوره و آن نجوا کردن به اثم و عدوان و معصیّت رسول (ص)، یا آن نجواى فاطمه سلام الله علیها و رؤیای او است] تا [شیطان یا تناجى (با هم نجوا کردن)] کسانی که ایمان آوردهاند را محزون کند و چیزی ضرر زننده به آنها نیست مگر به اذن خداوند، و مؤمنین تنها باید بر خداوند توکّل کنند [و به نجواى منافقین، یا به نجواى یهود، یا به احلام (خوابهای شوریده) و رؤیائی که آن را میبینند و به آن اندوهناک میشوند محزون نشوند]
- ترجمه سلطانیجز این نیست که نجوا از شیطان است تا کسانی که ایمان آوردهاند را محزون کند و چیزی ضرر زننده به آنها نیست مگر به اذن خداوند، و مؤمنین تنها باید بر خداوند توکّل کنند
- ترجمه راستینهمیشه نجوا و راز گفتن از (نفوس شریره) شیطان است که میخواهد مؤمنان را دلتنگ و پریشان خاطر کند در صورتی که هیچ زیان به آنها نمیرساند جز آنکه امر خدا باشد، و مؤمنان باید همیشه بر خدا توکل کنند.
- ترجمه الهی قمشهای