سورهٔ مجادله
مجادله، ظهار، قد سمع
١١ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انشُزُوا فَانشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ
ای کسانی که ایمان آوردهاید وقتی که به شما گفته میشود در مجالس جا بدهید پس جا باز کنید که خداوند برای شما فراخ نماید و وقتی که گفته میشود برخیزید پس برخیزید [یعنی وقتی که در مجالس به شما گفته میشود جا باز کنید یعنی بعضی شما به بعضی نچسبید تا آنکه از حرارت هواء و حرارت انضمام (به هم چسبیدن) اذیّت کنید، و وقتی که گفته میشود در مجالس جا باز کنید به اینکه برای کسی که بعد شما میآید مجلس (محل نشستن) را خالی کنید به اینکه بعضی شما به بعضی بچسبید تا آنکه مجلس برای آتی خالی شود، یا بعضی بعد زیارتش بر رسول (ص) و قضاء (انجام) وَطَرش (خواستهاش، حاجتش) از مجلس او بلند شود تا کسی که بعد او میآید در مجلس او بنشیند پس فسح (جا باز کردن، فراخ کردن) کنید، و وقتی که گفته میشود از محلّ نشستنتان بلند شوید پس بلند شوید و به آن غمگین مشوید] که خداوند کسانی از شما را که ایمان آوردهاند [در دنیا به حُسن صیت (آوازه) و اعزاز (عزیز بودن) از خلق و تبسطّ (بسط یافتن) بر آنها و در آخرت در درجات جنان] و کسانی که به درجاتی علم داده شدهاند را بالا برد {مؤمنین را با رفع (بالا بردن) درجات خاصّ کرد برای اینکه غیر مؤمنین نه درجه و نه رفع دارند برای اینکه اجر عمل مشروط به ایمان است و از بین آنها علماء را برای شرف آنها و علوّ درجاتشان نسبت به مؤمنین با ذکر کردن خاصّ شدهاند} و خداوند به آنچه [از امتثال اوامر او و نواهی او و مخالفت با آن دو] که عمل میکنید آگاه است
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید وقتی که به شما گفته میشود در مجالس جا بدهید پس جا باز کنید که خداوند برای شما فراخ نماید و وقتی که گفته میشود برخیزید پس برخیزید که خداوند کسانی از شما را که ایمان آوردهاند و کسانی که به درجاتی علم داده شدهاند را بالا برد و خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است
- ترجمه راستینای اهل ایمان، هرگاه شما را گفتند که در مجالس خود جای را (بر یکدیگر) فراخ دارید، جای باز کنید (و برای نشستن مکان بالاتر و نزدیکتر به پیغمبر تنازع و تزاحم مکنید) تا خدا بر توسعه (مکان و مقام و منزلت) شما بیفزاید و هرگاه گفتند که از جای خود (برای توسعه مجلس یا کار خیر دیگری) برخیزید، برخیزید، تا خدا مقام اهل ایمان و دانشمندان شما را (در دو جهان) رفیع گرداند، و خدا به هر چه کنید به همه آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُـولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
ای کسانی که ایمان آوردهاید وقتی که با رسول نجوا میکنید پس پیشاپیش نجوایتان صدقهای تقدیم کنید {«مناجات» در اینجا اعمّ از مسارّت (در گوشی سخن کردن) و محاورت (گفتگو کردن) و مسائلت (از هم سؤال کردن) جهریّه (آشکار) است و اینکه دو متحاور (گفتگو کننده) وقتی که دو متناسب نباشند محاورهٔ بین آن دو نه مؤثّره در جانب آخرت و نه مورثه برای توافق و نه برای نجح (روا شدن) مسئول (سؤال شده) میباشد، زیرا محاوره با رسول (ص) از حیث اینکه او رسول است جز در امور آخرت نمیباشد و شایسته است که مقرّب به آن باشد، و وقتی که بین مناجى (نجوا کننده) و رسول (ص) مناسبت نمیباشد مناجات او مؤثّر و نه مقرّب به آخرت نمیباشد بلکه مؤثّره در عکس مراد و مبعّده (دور کننده) از آخرت و رسول (ص) میباشد} آن [تصدّق (صدقه دادن) یا تناجى (با هم نجوا کردن)] برای شما [در نجح (روا داشتن) و در تأثّر به محاورهٔ رسول (ص) داخلتر و] بهتر و [برای انفس شما از رجس (پلیدی) انانیّت و حبّ مال و رغبت در دنیا] پاکتر است و اگر [صدقهاى که آن را امام (پیشاپیش) از نجوایتان تقدیم کنید] نیافتید [پس عدم تقدیم به شما ضرر نمیرساند] پس همانا خداوند بسیار آمرزنده [است که به فضل خویش رجس انانیّات شما را میبخشد و اگرچه صدقهاى که در آن کسر انانیّت هست را تصدّق نکنید] و مهربان است [که به نجح مسئول شما و تأثّر شما به محاورت با رسول (ص) بدون تصدّق به شما رحم میکند]
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید وقتی که با رسول نجوا میکنید پس پیشاپیش نجوایتان صدقهای تقدیم کنید آن برای شما بهتر و پاکتر است و اگر نیافتید (تقدیم نکردن به شما ضرری نمیرساند) پس همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینای اهل ایمان، هر گاه بخواهید که با رسول سخن سرّی گویید (یا سؤالی کنید) پیش از این کار باید مبلغی صدقه دهید که این صدقه برای شما بهتر و پاکیزهتر است (که شما را از سؤالات بیجا بر کنار و از بخل و لئامت پاک میگرداند) و اگر (از فقر) چیزی (برای صدقه) نیابید در این صورت خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
آیا [بر آنچه که در دستان شما است و از فقر و حاجت] ترسیدید که پیشاپیش نجوایتان صدقاتی تقدیم کنید {در صدقۀ صوری کسری بر انانیّت هست و آن صدقه از انانیّت است، و خشوعی برای قلب هست و آن صدقه دادن از قلب است، و خضوعی از جسد هست و آن تصدّق از آن است، و توجّهی از قوای درّاکه به رسول (ص) و به جهت آخرت هست، و به جهت امتثال از امر خداوند و حرکاتی از قوای عمّاله در جهت آخرت و همان تصدّقات از آنها است} پس آنوقت [تقدیم صدقات را] انجام ندادید و خداوند بر شما توبه (التفات) کرد [به اینکه بر شما در ترک آن رخصت داد] پس [به جهت جبران تقصیر ترک صدقه امام (پیشاپیش) نجوا کردن] اقامهٔ نماز کنید و زکات بدهید [که حسنات سیّئات را میبرند زیرا در نماز توجّهی به آخرت به نحو توجّه در تصدّق است، و در زکات کسری برای انانیّت هست مثل آنچه که در تصدّق امام (پیشاپیش) مناجات (نجوا کردن) هست] و از خداوند و رسولش [در سایر آنچه که آن دو شما را به آن امر کردهاند و آن دو شما را از آن نهی نمودهاند] اطاعت کنید و خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است
- ترجمه سلطانیآیا ترسیدید که پیشاپیش نجوایتان صدقاتی تقدیم کنید پس آنوقت انجام ندادید و خداوند بر شما توبه (التفات) کرد پس اقامهٔ نماز کنید و زکات بدهید و از خداوند و رسولش اطاعت کنید و خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است
- ترجمه راستینآیا از اینکه پیش از راز گفتن با رسول صدقه دهید (از فقر) ترسیدید؟پس حال که اداء صدقه نکردید و خدا هم شما را بخشید اینک نماز به پا دارید و زکات بدهید و خدا و رسول او را اطاعت کنید، و خدا به هر چه کنید آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
آیا ندیدی گروهی را که با کسانی که خداوند بر آنان غضب کرده دوستی کردند؟ {گفته شده: مراد از آنها گروهی از منافقین هواداران یهود بودند و اسرار مؤمنین را به آنان فاش میکردند و با آنان بر ذکر بدی نبیّ (ص) و مؤمنین اجتماع میکردند} آنها [برای عدم ایمان باطنیشان] از شما و نه [برای اقرار زبانی آنها به اسلام] از آنها نیستند و [بر عدم مجالست آنان با این گروه، یا عدم استماعشان به ازدراء (بی حرمتی) مؤمنین، یا به قصد تقویت دین] به دروغ سوگند یاد میکنند و (حال آنکه) آنها میدانند [که به دروغ سوگند یاد میکنند]
- ترجمه سلطانیآیا ندیدی گروهی را که با کسانی که خداوند بر آنان غضب کرده دوستی کردند؟ آنها از شما و نه از آنها (برای اقرار زبانی آنها به اسلام) نیستند و به دروغ سوگند یاد میکنند و (حال آنکه) آنها میدانند
- ترجمه راستینآیا آن (منافق) مردمی را ندیدی که با (یهود) قومی که خدا بر آنها غضب کرده است دوستی کردند؟آنها به حقیقت نه از شما مسلمین و نه از فرقه یهودند و به دروغ قسم یاد میکنند (که ما اهل ایمانیم) در صورتی که خود میدانند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
خداوند برای آنها عذابی سخت مهیّا کرده زیرا آنها آنچه را که عمل میکردند بد است
- ترجمه سلطانیخداوند برای آنها عذابی سخت مهیّا کرده زیرا آنها آنچه را که عمل میکردند بد است
- ترجمه راستینخدا بر آنها عذابی سخت مهیّا کرده، زیرا بسیار زشت کردارند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ
سوگندهایشان را [برای دفع ملامت مسلمین و حفظ عِرضشان و مالشان از مسلمین و از دشمنی کفّار به مسلمین] به عنوان سپر [معنوی با صورت اسلام] گرفتند [و با صدّ کردن قوایشان از طریق قلب و با تشکیک ضعفاء مسلمین و منع کردن از کافران راغب در اسلام، یا غصب کنندگان حقّ آل محمّد (ص) سوگندهای خود را نزد مسلمین به عنوان سپر میگیرند که با آن ظنّ مسلمین به نفاق خود را دفع کنند و با آن ملامت سرزنش کنندگان بر خود را بر انحراف دفع نمایند، و خلق کثیری را از راه خدا که همان ولایت و همان امیر المؤمنین (ع) است صدّ میکنند] و از راه خدا باز داشتند [یعنی صورت اسلامشان را به عنوان سپر گرفتند که با آن ملامت مسلمین و معارضت با آنها و جنگ با آنان را دفع کنند و با آن معارضت کفّار و جنگ با آنان را دفع نمایند] پس برای آنان عذابی خوار کننده هست
- ترجمه سلطانیسوگندهایشان را به عنوان سپر گرفتند و از راه خدا باز داشتند پس برای آنان عذابی خوار کننده هست
- ترجمه راستینآن مردم منافق سوگند و قسمهای خود را سپر قرار دادند پس (خلق را) از راه خدا بازداشتند، پس بر آنها کیفر عذاب ذلّت و خواری خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ لَّن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
هرگز اموالشان و نه فرزندانشان از آنها چیزی را از [اغناء (بینیازی) از عذاب از] خداوند بینیاز نمیکند آنان اصحاب آتشند آنها در آن ماندگارند
- ترجمه سلطانیهرگز اموالشان و نه فرزندانشان از آنها چیزی را از خداوند بینیاز نمیکند آنان اصحاب آتشند آنها در آن ماندگارند
- ترجمه راستینو هرگز مال و فرزندان، آنان را از (عذاب قهر) خدا ابدا نرهاند، آنها اهل آتش دوزخند و در آن همیشه معذّبند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَى شَيْءٍ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْكَاذِبُونَ
روزی که خداوند آنها را جمیعاً بر انگیزد پس برای او [یعنی برای خداوند در قیامت] سوگند میخورند همانطور که [در دنیا] برای شما قسم میخورند و میپندارند که آنها بر چیزی هستند [حیثی که میگویند جز این نیست که با آن تقویت دین و نشر سنّت سیّد مرسلین (ص) را خواستهایم و برای خداوند سوگند یاد میکنند به گمان آنها که این اعمال از آنان به عنوان حقّ میباشد و اینکه خداوند با سوگند خوردن آنان از آنها قبول میکند] آگاه باشید که آنها همان دروغگویان (مبالغه کنندگان در دروغ) هستند [برای اینکه دروغ آنها مثل جهلشان مرکّب است که علاج ندارد برای اینکه آنان اعتقاد دارند که آنها راستگویند پس ارتداع (جلوگیری) آنها از کذبشان ممکن نمیشود] {هر کسی که متّصف به صفتی شده و امری را طلب کرده اعتقاد میدارد که اتّصاف او به این صفت محمود (پسندیده) مرضیّ برای خداوند است و طلب او برای آن امر مطلوب مرضیّ است مگر به نادر، همانطور که علمای عامّه که به قیاس و رأی و ظنّ و استحسان که آنها را بدعت نهادند اصلاح دین و حفظ آن را اراده کردند و این جز هدم دین و صدّ بندگان از ائمّه (ع) نیست و علماء میپندارند که آنها هدایت شده هستند و اینکه آنها مصلحان بر دین و بر بندگان هستند، و اینکه مصیب (درستکار) از آنها دو اجر و مخطی (خطاء کننده) اجری واحد دارد، بلکه مصوّبه (قائلان به تصویب بر این باورند که در مسائلی که دستوری از شارع دربارهٔ آن نرسیده و حکم معیّن ندارد، حکم آن تابع ظنّ مجتهد است) از آنها گفتهاند که در آرای آنها خطاء نیست و اینکه حکم خداوند تابع آرای آنان است و هکذا حال در آنها تا امروز ما این میباشد}
- ترجمه سلطانیروزی که خداوند آنها را جمیعاً بر انگیزد پس برای او سوگند میخورند همانطور که برای شما قسم میخورند و میپندارند که آنها بر چیزی هستند آگاه باشید که آنها همان دروغگویان هستند
- ترجمه راستینروزی که خدا همه آنها را (برای انتقام) برانگیزد پس چنان که برای شما قسم یاد میکنند برای خدا هم به دروغ سوگند میخورند و میپندارند که اثری بر آنها خواهد داشت. الا (ای اهل ایمان) بدانید که آنها بسیار مردم دروغگویی هستند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ
شیطان بر آنها مستولی (چیره) شده [و بر آنها غلبه نموده به حیثی که متمکّن از آنها شده] و ذکر [فطری یا اختیاری] خداوند را از یاد آنها بُرده آنان حزب شیطان هستند، آگاه باشید همانا حزب شیطان همان زیانکاران هستند {برای اتلاف آنها بضاعت خود را که همان فطرت انسانی آنها و مدّت اعمار (عمرها) شریف آنان است و عوض آن و عوض نعیم ابدی که برای فطرت آنها مقرّر بوده و به عنوان عوض برای اعمارشان عذاب مؤبّد (ابدی) را گرفتند}
- ترجمه سلطانیشیطان بر آنها چیره شده و ذکر خداوند را از یاد آنها بُرده آنان حزب شیطان هستند، آگاه باشید همانا حزب شیطان همان زیانکاران هستند
- ترجمه راستینشیطان بر (دل) آنها سخت احاطه کرده که فکر و ذکر خدا را به کلی از یادشان برده، آنان حزب شیطانند، الا (ای اهل ایمان) بدانید که حزب شیطان به حقیقت زیانکاران عالمند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ فِي الْأَذَلِّينَ
همانا کسانی که به خداوند و رسولش عناد میورزند [و با او غضب میکنند یا در جنگ با او برمیخیزند یا با او مخالفت میکنند] آنها در [جملهٔ] ذلیلترینها هستند
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که به خداوند و رسولش عناد میورزند آنها در (جملهٔ) ذلیلترینها هستند
- ترجمه راستینآنان که با خدا و رسول او عناد و مخالفت میکنند آنها در میان (خلق) خوار و ذلیلترین مردمند.
- ترجمه الهی قمشهای