سورهٔ حشر
حشر، بنی نضیر
١١ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُـولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِن قُوتِلْتُمْ لَنَنصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ
[ای محمّد (ص) یا کسی که او را دیدن ممکن میشود] آیا ندیدی کسانی را که نفاق ورزیدهاند (عبد الله بن اُبیّ) که به برادرانشان از اهل کتاب که کفر ورزیدند (بنی نضیر) میگویند اگر [از دیارتان] اخراج شوید حتماً با شما خارج میشویم و دربارۀ شما ابداً از احدی اطاعت نمیکنیم [یعنی در جنگ با شما از محمّد (ص) و اصحابش اطاعت نمیکنیم] و اگر با شما جنگ شود حتماً شما را یاری میکنیم و خداوند گواهی میدهد که آنها البتّه دروغگو هستند
- ترجمه سلطانیآیا ندیدی کسانی را که نفاق ورزیدهاند که به برادرانشان از اهل کتاب که کفر ورزیدند میگویند اگر اخراج شوید حتماً با شما خارج میشویم و دربارۀ شما ابداً از احدی اطاعت نمیکنیم و اگر با شما جنگ شود حتماً شما را یاری میکنیم و خداوند گواهی میدهد که آنها البتّه دروغگو هستند
- ترجمه راستین(ای رسول) آیا آنان را که نفاق ورزیدند ندیدی؟که با برادرانشان همان یهود اهل کتاب که کافر شدند (در پیوسته و) گویند: اگر شما از دیارتان اخراج شوید البته ما هم به همراهی شما خارج خواهیم شد و در راه حمایت شما از احدی ابدا اطاعت نخواهیم کرد و اگر (مسلمانان) با شما جنگ کردند البته شما را مدد میکنیم، و خدا گواهی دهد که محققا آنها دروغ میگویند.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ لَئِنْ أُخْرِجُوا لَا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَلَئِن قُوتِلُوا لَا يَنصُرُونَهُمْ وَلَئِن نَّصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ
اگر اخراج شوند با آنها خارج نمیشوند و اگر با آنها جنگ شود آنها را یاری نمیکنند [و اینچنین بود حیثی که ابن اُبیّ به آنها وعده داد سپس تخلّف کرد] و اگر یاریشان کنند {قضیۀ فرضی است زیرا از سوی آنان یاری بر آنها واقع نشد} حتماً پشت میگردانند سپس یاری نمیشوند
- ترجمه سلطانیاگر اخراج شوند با آنها خارج نمیشوند و اگر با آنها جنگ شود آنها را یاری نمیکنند و اگر یاریشان کنند حتماً پشت میگردانند سپس یاری نمیشوند
- ترجمه راستیناگر آنها اخراج شوند هرگز منافقان با آنها خارج نمیشوند و اگر (مسلمانان) به جنگشان آیند هرگز یاریشان نمیکنند و اگر هم یاریشان کنند البته به جنگ پشت کنند و دیگر نصرت نخواهند یافت.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ لَأَنتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِم مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ
البتّه شما در سینههای آنها ترسناکتر از خداوند هستید [برای اینکه آنها از خداوند نمیترسند و با او مخالفت میکنند و از شما میترسند و با شما موافقت میکنند] آن به خاطر این است که آنها گروهی هستند که نمیفهمند [یعنی علم دینی اخروی ندارند و ادراکات آنها محصور بر ظاهر دنیا است و لذلک از خداوند نمیترسند و از شما میترسند]
- ترجمه سلطانیالبتّه شما در سینههای آنها ترسناکتر از خداوند هستید آن به خاطر این است که آنها گروهی هستند که نمیفهمند
- ترجمه راستیناین مردم منافق در دلشان از شما بیشتر ترس دارند تا از خدا، زیرا آنها مردمی هستند که هیچ فهم و شعوری ندارند.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ لَا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَاءِ جُدُرٍ بَأْسُهُم بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْقِلُونَ
[ای مؤمنان، منافقان و یهود] جمیعاً [یعنی وقتی که اجتماع میکنند برای خوف آنها از شما] با شما نمیجنگند مگر در قریههای حصاردار یا از ورای دیوارها، سختگیریشان بین خود شدید است [و لکن برای القاء رعب در قلوبشان بر جنگ کردن با شما جرأت نمیکنند نه برای ضعف و جبن در آنها]، آنها را جمیع میپنداری و (حال آنکه) قلوبشان پراکنده است [همانطور که این شأن جمیع اهل دنیا است که بدنهایشان مجتمع و قلوبشان متفرّق است] آن به خاطر این است که آنها قومی هستند که تعقّل نمیکنند [یعنی عقل ندارند، یا به عقولشان درک نمیکنند، یا به آنچه که صلاحشان در آن است تعقّل نمیکنند]
- ترجمه سلطانی(ای مؤمنان) با شما نمیجنگند (منافقان و یهود) جمیعاً مگر در قریههای حصاردار یا از ورای دیوارها، سختگیریشان بین خود شدید است آنها را جمیع میپنداری و (حال آنکه) قلوبشان پراکنده است آن به خاطر این است که آنها قومی هستند که تعقّل نمیکنند
- ترجمه راستین(یهودان از ترس) بر جنگ با شما جمع نمیشوند مگر در قریههای محکم حصار یا از پس دیوار (دشمنی مکر و حیله و جاسوسی) ، کارزار بین خودشان سخت است، شما آنها را جمع و متّفق میپندارید در صورتی که دلهاشان سخت متفرق است، زیرا آن قوم دارای فهم و عقل نیستند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ كَمَثَلِ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَرِيبًا ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
[مَثَل آنان در آن] مانند مَثَل کسانی است که قبل از آنها نزدیک هستند {مراد بنو قینقاع یا کسانی که در بدر کشته شدند یا همهٔ ابناء دنیا است} [یعنی در حالی که آنها نزدیک به شما هستند یا زماناً نزدیک هستند] {زیرا کسی که از اهل دنیا باشد حال او این است که اگر در وفاء کردن نفع دنیوی او نباشد به وعدهاش وفاء نمیکند} وبال امر خود را چشیدند و [در آخرت] عذابی دردناک دارند
- ترجمه سلطانی(مَثَل آنان در آن) مانند مَثَل کسانی است که قبل از آنها نزدیک هستند وبال امر خود را چشیدند و عذابی دردناک دارند
- ترجمه راستینمثل حال اینان هم مانند همان قوم کافر پیشین است (یعنی یهود قینقاع یا کفّار بدر) که (در دنیا) بدین زودی کیفر کردارشان را چشیدند و (در قیامت) هم عذاب دردناک بر آنها مهیّاست.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَـمِينَ
[مَثَل عبد الله بن اُبیّ در غزوۀ بنی نضیر و بنی قینقاع] مانند مَثَل شیطان است آنوقت که [به قول فعلی یا به قول نفسانیّ] به انسان گفت کفر بورز پس چون کفر ورزید گفت همانا من از تو بیزارم همانا من از الله پروردگار عالمیان میترسم
- ترجمه سلطانیمانند مَثَل شیطان است آنوقت که به انسان گفت کفر بورز پس چون کفر ورزید گفت همانا من از تو بیزارم همانا من از الله پروردگار عالمیان میترسم
- ترجمه راستین(این منافقان) در مثل مانند شیطانند که انسان را گفت: به خدا کافر شو، پس از آنکه آدمی کافر شد بدو گوید: از تو بیزارم، که من از (عقاب) پروردگار عالمیان سخت میترسم.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ الظَّالِـمِينَ
پس عاقبت آن دو (شیطان و انسان کافر به قول او) بود که آن دو در آتش ماندگار در آن هستند و آن جزای ستمکاران است
- ترجمه سلطانیپس عاقبت آن دو (شیطان و انسان کافر) بود که آن دو در آتش ماندگار در آن هستند و آن جزای ستمکاران است
- ترجمه راستینپس عاقبت شیطان و آدمی که به امر او کافر شد این است که هر دو در آتش دوزخ مخلّدند و آن دوزخ کیفر ستمکاران عالم است.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
ای کسانی که [با بیعت اسلامیّه] ایمان آوردهاید [در ارتکاب مناهی و ترک اوامر قالبیّه، یا در نقض بیعت و نقض عهد همانند عبد الله بن اُبیّ و بنی نضیر و بنی قینقاع] از خداوند بهراسید [یا در شوب (آمیختن) اعمال قالبی با اغراض نفسانی مباح یا غیر مباح از خداوند تقوا (پروا) کنید، یا ای کسانی که با بیعت ایمانیّۀ ولویّه ایمان آوردید در انحراف از طریق قلب از خداوند بترسید، یا از خداوند در نسیان (فراموش کردن) ذکر مأخوذ، یا در نسیان خداوند در جمیع اعمالتان بهراسید، یا ای کسانی که با ایمان شهودی با شهود ملکوت ولیّ امر و نزول سکینه و حضور نزد ولیّ امرتان ایمان آوردهاید در التفات به غیر ولیّ امرتان و التذاذ به غیر شهود جمال او از خداوند تقوا (پروا) کنید زیرا او مهمان عزیز غیور است وقتی که به غیر او نظر کنید یا به لذّتی غیر از لذّت شهود جمال او منصرف شوید در خانههای قلوب شما اقامت نمیکند و برای شما حسرت فراق او و ندامت آن باقی میماند، یا در نسبت دادن افعال و صفات به خودتان حین حضور شما نزد ولیّ امرتان از خداوند تقوا (پروا) کنید] و نفس (هر نفسی) باید نظر کند که برای فردا چه اقدامی کرده (پیش فرستاده) و [در اینکه آن را با اغراض نفسانى فاسد کنید، یا آن را مشوب (آمیخته) به انتفاعات نفسیّه کنید و اگرچه این انتفاعات قرب به خداوند یا رضای او یا مقامات اخرویّه باشد] از خداوند پروا کنید همانا خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است [و مشوب را از خالص تمیز میدهد]
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید از خداوند بهراسید و نفس باید نظر کند که برای فردا چه اقدامی کرده (پیش فرستاده) و از خداوند پروا کنید همانا خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است
- ترجمه راستینالا ای اهل ایمان، خداترس شوید و هر نفسی نیک بنگرد تا چه عملی برای فردای قیامت خود پیش میفرستد، و از خدا بترسید که او به همه کردارتان به خوبی آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ
و مانند کسانی نباشید که [بطور مطلق] خداوند را فراموش کردهاند [و عملى برای فردا نمیکنند، یا مانند کسانی نباشید که در آنچه که برای آخرت عمل میکنند خداوند را فراموش کردهاند و آن را از حیثی که نمیفهمند برای دنیا قرار میدهند] پس انفس آنها، آنها را [که همان جهات الهیّهٔ آنها و لطیفهٔ انسانیّهٔ آنان است] فراموش کرد [و آنچه که انجام میدهند را انجام نمیدهند مگر برای انفس حیوانی خود، نه برای انفس انسانیشان، و کسانی که سعیشان در حیات دنیا را گم کردهاند و آنها میپندارند که آنها کار خوبی میکنند در آخرت از جهت اعمال زیانکارترین هستند، یا که امامشان که او نفسیّت انفسشان است را فراموش کردهاند و با نسیان امام جز وبال و خسران (زیان) برای انسان نیست]، آنان خود فاسق هستند [گویی در مقام تعلیل فرموده است: شما را از مماثلت (همانند بودن) با آنها نهی کردیم برای اینکه در قیامت فراموش کنندگان بر انفس خود و متّقین مساوی نمیشوند برای اینکه فراموش کنندگان اصحاب آتشند و متّقین اصحاب جنّت هستند]
- ترجمه سلطانیو مانند کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردهاند پس انفس آنها، آنها (جهات انسانی) را فراموش کرد، آنان خود فاسق هستند
- ترجمه راستینو مانند آنان نباشید که به کلی خدا را فراموش کردند، خدا هم (حظّ روحانی و بهره ابدی) نفوس آنها را از یادشان برد، آنان به حقیقت بدکاران عالمند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ
اصحاب آتش و اصحاب جنّت متساوی نمیشوند [برای اینکه در قیامت فراموش کنندگان بر انفس خود و متّقین مساوى نمیشوند برای اینکه فراموش کنندگان اصحاب آتشند و متّقین اصحاب جنّت هستند و اصحاب نار همان زیانکاران معذّب هستند]، اصحاب جنّت همان رستگارانند
- ترجمه سلطانیاصحاب آتش و اصحاب جنّت متساوی نمیشوند، اصحاب جنّت همان رستگارانند
- ترجمه راستینهرگز اهل جهنم و اهل بهشت با هم یکسان نیستند، اهل بهشت به حقیقت سعادتمندان عالمند.
- ترجمه الهی قمشهای