سورهٔ قلم
قلم، ن، ن والقلم
٤١ أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ
یا شرکائی [برای خداوند] دارند [که خود را مثل مسلمین قرار میدهند] پس اگر [در دعویشان] صادق میباشند باید شرکایشان را بیاورند
- ترجمه سلطانییا شرکائی (برای خداوند) دارند پس اگر صادق میباشند باید شرکایشان را بیاورند
- ترجمه راستینیا آنها گواهانی (بر دعوی خود) دارند؟اگر راست میگویند آن گواهان را حاضر کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ
روزی که از ساق برهنه میشود {کنایه از هول (هراس) آنروز و شدّت آن است، زیرا وقتی که امر شدید میشود و انسان احتیاج به فرار پیدا میکند از ساق خود برهنه میکند، یعنی روزی که امر بر آنها سخت میشود، یا معنی میدهد روزی که از ساق بدن اخروی کشف (پرده برداری، بر ملاء شدن) میشود، زیرا بدن دنیوی مانند حجاب و لباس برای بدن اخروی است، بلکه ساق بدن اخروی منظور است، یا معنی میدهد که از سختیی بزرگ کشف میکند، زیرا آن از شدّت، کنایه به ساق میشود، یا معنی میدهد روزی که از اصل امور و حقیقت آن کشف میشود} و به سجده کردن دعوت میشوند و (حال آنکه) آنها توانایی [سجده کردن] ندارند {برای اینکه استکبار آنان از سجود در دنیا به صورت عدم استطاعت بر آن در آخرت ظاهر میشود}
- ترجمه سلطانیروزی که از ساق برهنه میشود و به سجده کردن دعوت میشوند و (حال آنکه) آنها توانایی (سجده کردن) ندارند
- ترجمه راستیندر آن روز بسیار سخت به سجده خدا خوانده شوند و نتوانند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ
چشمانشان [از شدّت هول و کثرت شدائد (سختیها)] خاشع شده ذلّت آنها را فرا میگیرد و [قبلاً هم] به سجود دعوت میشدند و (حال آنکه) آنها [در دنیا] سالم بودند
- ترجمه سلطانیچشمانشان خاشع شده ذلّت آنها را فرا میگیرد و (قبلاً هم) به سجود دعوت میشدند و آنها (در آن حال در دنیا) سالم بودند
- ترجمه راستینچشمانشان ذلیل و ترسان، ذلّت و حسرت آنها را فرا گرفته و از این پیش (در دنیا) با تن سالم به سجده خدا آنها را میخواندند (ولی اجابت نکردند).
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ
پس من و کسانی که به این حدیث (سخن) [یعنی حدیث ولایت علی (ع)] دروغ میبندند را واگذار
- ترجمه سلطانیپس من و کسانی که به این حدیث (سخن) دروغ میبندند را واگذار
- ترجمه راستین(ای رسول، تو کیفر) مکذّبان و منکران قرآن را به من واگذار که ما آنها را از آنجا که نفهمند (و گمان نعمت کنند) به عذاب سخت در افکنیم.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ
بزودی آنها را از حیثی که نمیدانند به تدریج تنزّل خواهیم داد و به آنها مهلت میدهم همانا کید من متین است
- ترجمه سلطانیبزودی آنها را از حیثی که نمیدانند به تدریج تنزّل خواهیم داد و به آنها مهلت میدهم همانا کید من متین است
- ترجمه راستینو آنها را مهلت دهم که البته کید من قوی و بسیار سخت است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ
آیا از آنها اجرتی درخواست میکنی که آنها از [بابت آن] غرامت سنگینبارند
- ترجمه سلطانیآیا از آنها اجرتی درخواست میکنی که آنها از (بابت آن) غرامت سنگینبارند
- ترجمه راستینآیا تو از کافران امت مزد رسالت خواهی که بار غرامتش بر آنها گران است؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ
یا غیب نزد آنان است که آنها [آنچه که با آن از تو بینیاز میشوند و آنچه که به آن حکم میکنند را از آن] مینویسند
- ترجمه سلطانییا غیب نزد آنان است که آنها (آنچه که با آن از تو بینیاز میشوند و آنچه که به آن حکم میکنند را از آن) مینویسند
- ترجمه راستینیا آنکه از عالم غیب آگاهند تا از آنجا چیزی بر نویسند؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ
پس بر حکم پروردگارت صبر کن [یعنی پس منتظر بر حکم پروردگارت دربارهٔ آنها باش و به دعاء بر آنها عجله نکن یا که بر اذیّت آنها و تدبیر آنها برای منع کردن علی (ع) از حقّش به خاطر حکم پروردگارت با امهال (مهلت دادن) به آنها صبر کن و با دعاء کردن بر آنها تعاجل (از هم شتاب کردن) مدار] و مانند صاحب ماهی (یونس بن متّی) مباش [حیثی که با دعاء کردن برای قومش عجله کرد و خداوند به او وعدۀ عذاب داد و لکن خداوند بر قوم او توبه (التفات) کرد و عذاب را از آنها رفع کرد آنگاه یونس (ع) خشمناک شد و از آنها فرار کرد و به بطن (شکم) ماهی گرفتار شد] آنوقت که [در بطن ماهی] نداء داد و (در حالی که) او غمگین [مملوّ از غیظ (خشم) بر قومش بود]
- ترجمه سلطانیپس بر حکم پروردگارت صبر کن و مانند صاحب ماهی (یونس) مباش آنوقت که (در بطن ماهی) نداء داد و (در حالی که) او غمگین (بود)
- ترجمه راستینباز تو برای حکم خدای خود صبر کن و مانند صاحب ماهی (یونس که از خشم در عذاب امت تعجیل کرد) مباش که (عاقبت پشیمان شد و در ظلمت زندان شکم ماهی افتاد و) به حال غم و اندوه (خدا را بر نجات خود) خواند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ لَّـوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ
اگر نعمتی از پروردگارش [و همان توبه بر او و شفقت] به او نرسیده بود حتماً به سرزمینی لخت [یعنی زمینی خالی از اشجار (درختان) و نبات (گیاهان) و سقوف (سقفها)] انداخته میشد و (در حالی که) او مذمّت شده بود
- ترجمه سلطانیاگر نعمتی از پروردگارش به او نرسیده بود حتماً به سرزمینی لخت (بی آب و علف و درخت و سقف) انداخته میشد و (در حالی که) او مذمّت شده بود
- ترجمه راستینکه اگر لطف و رحمت پروردگارش در نیافتی با نکوهش به صحرای بیآب و گیاه در افتادی (و هلاک شدی).
- ترجمه الهی قمشهای٥٠ فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِـحِينَ
پس پروردگارش او را برگزید [به اینکه او را از بطن ماهی خارج کرد و او را به زمینی سایهدار انداخت و او را دوّم بار به عنوان رسول به سوی قومش قرار داد] پس او را از صالحان قرار داد
- ترجمه سلطانیپس پروردگارش او را برگزید پس او را از صالحان قرار داد
- ترجمه راستینباز (چون به درگاه حق نالید) خدایش برگزید و از صالحانش گردانید.
- ترجمه الهی قمشهای