سورهٔ قلم
قلم، ن، ن والقلم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ
«ن» {«ن» کنایه از مرتبهای از مراتب عالم است، و اینکه محمّد (ص) با جمیع مراتب عالم متّحد است، و اینکه مراتب عالم مراتب سعهٔ وجود الله تعالی است، و اینکه این سوره ظهور این مرتبه است} سوگند به قلم {مراد از آن مطلق قلم است، خداوند به آن سوگند یاد کرد برای کثرت منافع خلق از آن، چه آن یکی از دو زبان انسان، بلکه آن اشرف دو زبان او است برای اینکه زبان او آنچه که در جنان او است را بعد از او زماناً یا مکاناً نمیرساند و حال آنکه قلم آنچه را که در جنان انسان است تا اباعد (دورها) از او میرساند، و کلام بعد از حین او فانی میشود و اگرچه اثر آن در قلب شنونده باقی بماند غالباً تا آخر عمر او باقی نمیماند، و اگر باقی بماند بعد او باقی نمیماند به خلاف نوشتۀ قلم}، و آنچه که مینویسند [سوگند یاد کرد به مسطورات (نوشتهها)، یا به ملائکهای که ما کان و ما هو کائن (آنچه که بوده و آنچه که آن خواهد بود) را مینویسند، یا ملائکهای که احوال زمینیها را مینویسند، یا کُتّاب (نویسندگان) اعمال که اعمال بنی آدم را مینویسند، یا مردمانی که کتب آسمانی و احکام الهی و شرایع حقّه و فنون و صناعات معاشیّه (مربوط به وسائل زندگانی) و دیون و معاملات و محاسبات خلقی را مینویسند]
- ترجمه سلطانین، سوگند به قلم، و آنچه که مینویسند
- ترجمه راستینن (قسم به نون که شاید نام نور و ناصر حق یا لوح نور خداست) و قسم به قلم (علم فعلی ازلی) و آنچه (تا ابد در لوح محفوظ عالم) خواهند نگاشت.
- ترجمه الهی قمشهای٣ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ
و همانا [برای تبلیغ کردن و تحمّل مشاقّ آن] برای تو البتّه پاداشی پیوسته [غیر مقطوع یا بدون منّت گذاشتن به آن بر تو] هست
- ترجمه سلطانیو همانا برای تو البتّه پاداشی پیوسته (بدون منّت) هست
- ترجمه راستینو البته تو را پاداشی نامحدود است.
- ترجمه الهی قمشهای٤ وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ
و همانا تو البتّه بر سجیّهای عظیم هستی {خُلق به معنی سَجّیه (خوی) و طبیعت و مروّت و دین است و مقصود این است که تو بر خُلقى هستی که به سبب آن هر آنچه که بر تو ایراد (وارد شدن) میشود از آنچه که وقتی که غیر تو بر او ایراد شود متغیّر میشود را تحمّل میکنی و تو را نه ظاهراً و نه باطناً تغییر نمیدهد، و مثل آن خُلق جز از دین عظیم که همان ولایت علی (ع) و همان ولایت مطلقه است نمیباشد، زیرا کسی که از مقام بشریّت ترقّی کرده و به مقام ولایت مطلقه وصل شده جمیع اوصاف رذیلۀ او که همان اخلاق حیوانیّه و رذایل نفسانیّه است مبدّل به اوصاف مَلکیّه میشوند که همان خصائل حسنه هستند و از جملهٔ آنها مروّت کامله است، و سبب همه همان طبع کامل و مزاج معتدل است}
- ترجمه سلطانیو همانا تو البتّه بر سجیّهای عظیم هستی
- ترجمه راستینو در حقیقت تو به نیکو خلقی عظیم آراستهای.
- ترجمه الهی قمشهای٧ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
همانا پروردگار تو او به کسی که از راه او [که همان ولایت علی (ع) است] گمراه است داناتر است و او به هدایت شدگان [به ولایت] داناتر است
- ترجمه سلطانیهمانا پروردگار تو او به کسی که از راه او گمراه است داناتر است و او به هدایت شدگان داناتر است
- ترجمه راستینالبته خدایت داناتر است که از راه خدا گمراه کیست و بهتر میداند که هدایت یافتگان عالم کیانند.
- ترجمه الهی قمشهای٩ وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ
و دوست دارند که اظهار خلاف کنی که ادهان کنند {ادهان اظهار خلاف آنچه است که ضَمْر (پنهان) میشود و غشّ (نیرنگ) است} [و معنی میدهد که ادهان با تو و غشّ نسبت به تو یا نفاق دربارهٔ تو یا مدارا کردن با تو را به خلاف آنچه که از تو ضَمْر (پنهان) کردند را دوست دارند که بعد تو ادهان کنند]
- ترجمه سلطانیو دوست دارند که اظهار خلاف کنی که ادهان (اظهار خلاف واقع) کنند
- ترجمه راستینکافران بسیار مایلند که تو با آنها مداهنه و مداراکنی (و متعرض بتهاشان نشوی) تا آنها هم (به نفاق) با تو مداهنه و مدارا کنند.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ
و از هر بسیار سوگندخور پست اطاعت مکن {هر کذّابی (بسیار دروغگویی) کثیر الحلف (بسیار سوگندخور) میباشد، و هر کثیر الحلفی نزد خلق و نزد خداوند پست میباشد، زیرا کثرت سوگند جز از پست بودن حالف (سوگندخور) نمیباشد که از او قبول نمیشود، و کثرت حلف (سوگند) او ایضاً به عنوان سبب برای پست بودن او میگردد}
- ترجمه سلطانیو از هر بسیار سوگندخور پست اطاعت مکن
- ترجمه راستینو تو هرگز اطاعت مکن احدی از منافقان دون را که دایم (به دروغ) سوگند میخورند.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ
بسیار منع کننده بر خوبی [که قوای خود و مدارک خود و اهل مملکتش را از خیرات حقیقیشان که همان انقیاد آنها بر ولیّ امرشان و بر عقل است منع میکند سپس از خیرات مجازی آنها که لازمه بر این خیرات هستند، سپس اهل مملکت کبیر را از خیرات حقیقی سپس از خیرات مجازی منع میکند] تعدّی کنندهٔ [متجاوز از حدّ یا ظالم بر خودش با طغیان کردن بر امام] بسیار گناهکار
- ترجمه سلطانیبسیار منع کننده بر خوبی تعدّی کنندهٔ بسیار گناهکار
- ترجمه راستینو خلق را هر چه بتواند از خیر باز میدارد و به ظلم و بدکاری میکوشد.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ
عُتُل (پرخور خسیس شکمپرست تندخو) بعد آن [مذکور از مثالب (زبونیها)] زنیم [مستلحق (چیزی را به خود نسبت دهنده) در قومی است که از آنها نیست و دعیّ (کسی که در نَسبش متّهم باشد) و لئیم (پست) معروف به لؤمت (پستی) یا شَرَه (آز) است]
- ترجمه سلطانیبدرفتار بعد از آن (زبونیها) زنیم (پُر شره، بی اصل)
- ترجمه راستینبا این همه عیب، باز متکبر است و خشن با آنکه حرامزاده و بیاصل و نسب است.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ
وقتی که آیات ما برای او تلاوت میشود میگوید افسانههای پیشینیان است
- ترجمه سلطانیوقتی که آیات ما برای او تلاوت میشود میگوید افسانههای پیشینیان است
- ترجمه راستیندر صورتی که چون آیات ما را بر او تلاوت کنند گوید: این سخنان افسانه پیشینیان است.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ
بزودی او را بر دماغ (بینی) علامت خواهیم گذاشت
- ترجمه سلطانیبزودی او را بر دماغ (بینی) علامت خواهیم گذاشت
- ترجمه راستینبه زودی بر خرطوم و بینیاش داغ (شمشیر) نهیم. (این آیات در حقّ ولید مغیره عمّ ابو جهل که روز بدر بر حسب وعده حق به شمشیر علی علیه السلام بینیاش بشکافت نازل آمد ولی بر هر که مانند اوست تا ابد شامل است).
- ترجمه الهی قمشهای١٧ إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ
همانا ما آنها (اهل مکّه) را [به قحطی و گرسنگی] آزمودهایم همانطور که اصحاب باغ [معهوده که مالکانش مستعدّ بودند] را آزمودیم آنوقت که [مالکان آن] قسم یاد کردند که صبحگاهان حتماً میوهٔ آن را میچینند
- ترجمه سلطانیهمانا ما آنها را آزمودهایم همانطور که اصحاب باغ را آزمودیم آنوقت که (مالکان آن) قسم یاد کردند که صبحگاهان حتماً میوهٔ آن را میچینند
- ترجمه راستینما کافران را (به قحط و سختی) آزمودیم چنانکه اهل آن بستان را آزمودیم، که قسم خوردند که صبحگاه میوهاش را بچینند (تا فقیران آگاه نشوند).
- ترجمه الهی قمشهای١٨ وَلَا يَسْتَثْنُونَ
و استثناء نکردند [یعنی «إن شاء الله» نگفتند] {«استثناء» نامیده شده چون در آن از اخراج از مشیّت گوینده و تعلیق بر مشیّت خداوند تعالی هست}
- ترجمه سلطانیو استثناء نکردند («إن شاء الله» نگفتند)
- ترجمه راستینو هیچ استثناء نکردند (ان شاء اللَه نگفتند و به خواست خدا معتقد نبودند).
- ترجمه الهی قمشهای١٩ فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ
پس [گرما یا سرمای] فراگیری آن را فرا گرفت از سوی پروردگارت و (حال آنکه) آنها خواب بودند
- ترجمه سلطانیپس (گرما یا سرمای) فراگیری آن را فرا گرفت از سوی پروردگارت و (حال آنکه) آنها خواب بودند
- ترجمه راستینبدین سبب همان شب هنوز به خواب بودند که از جانب خدا آتش عذابی نازل شد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ
پس صبحگاهان مانند زمین درو شده [گشته بود، مانند باغ میوهٔ چیده شده یا با سوختن آن مانند شب تاریک، یا با سفید شدن آن و سبز نبودن آن مانند روز روشن شد، زیرا صریم بر شب و روز اطلاق میشود]
- ترجمه سلطانیپس صبحگاهان مانند زمین درو شده (گشته بود)
- ترجمه راستینو بامدادان درختهای آن بستان چون خاکستری سیاه گردید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ
[سفارش میکردند] که امروز نباید مسکینی در آنجا بر شما داخل شود
- ترجمه سلطانی(سفارش میکردند) که امروز نباید مسکینی در آنجا بر شما داخل شود
- ترجمه راستینکه امروز مواظب باشید فقیری در این باغ بر شما وارد نشود.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ
و بامدادان بر [تصمیم] منع کردن مصمّم [یعنی بر منع کردن فقراء، یا جدّیت از کارشان، یا غضب کردن به فقراء در وقت چیدن] حرکت کردند [در حالی که] نزد خودشان [آن را] مقدّر کردند [که مسکینان را منع کنند]
- ترجمه سلطانیو بامدادان بر (تصمیم) منع کردن (فقراء مصمّم برای چیدن به سوی باغ) راه افتادند (در حالی که) نزد خودشان (آن را) مقدّر کردند (که مسکینان را منع کنند)
- ترجمه راستینو صبحدم با شوق و عزم و توانایی (بر منع فقیران) به باغ رفتند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ
و چون [داخل بستان خود شدند و] آن را دیدند گفتند همانا ما حتماً [از باغ خود] گم شدهایم [زیرا آن بر صفت باغ ما نیست، یا حتماً از راه حقّ در کار خویش گمراهیم حیثی که منع کردن فقراء را اراده کردیم فلذلک عقوبت شدیم]
- ترجمه سلطانیو چون آن را دیدند گفتند همانا ما حتماً گم شدهایم
- ترجمه راستینچون باغ را به آن حال دیدند با خود گفتند: (باغ ما نه اینست) ما یقین راه را گم کردهایم؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَـوْلَا تُسَبِّحُونَ
اوسط آنها [یعنی میانهٔ آنها از جهت سنّ یا عادلتر یا برتر از آنها و عاقلتر آنان] گفت آیا به شما نگفتم که چرا تسبیح نمیکنید [خداوند را تنزیه کنید پس شکر نعم او را اداء کنید و حقوق او را اداء نمایید یا نماز بگزارید]
- ترجمه سلطانیاوسط (میانجی) آنها گفت آیا به شما نگفتم که چرا تسبیح نمیکنید
- ترجمه راستینیک نفر بهترین اولاد و عادلترینشان به آنها گفت: من به شما نگفتم چرا (شکر نعمت و) تسبیح و ستایش خدا را بجا نیاورید؟
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ
پس بعضی آنها بر بعضی رو کردند [در حالی که] یکدیگر را ملامت مینمودند
- ترجمه سلطانیپس بعضی از آنها بر بعضی دیگر رو کردند (در حالی که) یکدیگر را ملامت مینمودند
- ترجمه راستینو رو به یکدیگر کرده به ملامت و نکوهش هم پرداختند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ
چه بسا پروردگار ما که بهتر از آن را به ما بدل دهد همانا ما به سوی پروردگارمان راغب هستیم
- ترجمه سلطانیچه بسا پروردگار ما که بهتر از آن را به ما بدل دهد همانا ما به سوی پروردگارمان راغب هستیم
- ترجمه راستیناینک امیدواریم که پروردگار ما به جای آن، بستان بهتری به ما عطا کند، که (از این پس) ما همیشه به خدای خود مشتاقیم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ
عذاب [در دنیا] اینچنین است و البتّه عذاب آخرت بزرگتر است اگر میدانستند
- ترجمه سلطانیعذاب (در دنیا) اینچنین است و البتّه عذاب آخرت بزرگتر است اگر میدانستند
- ترجمه راستیناین گونه است عذاب (دنیا) و البته عذاب آخرت بسیار سختتر است اگر مردم بدانند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ
همانا برای پرهیزگاران [از معاصی یا از رؤیت انفسشان] نزد پروردگارشان جنّتهای نعیم هست
- ترجمه سلطانیهمانا برای پرهیزگاران نزد پروردگارشان جنّتهای نعیم هست
- ترجمه راستین(در آخرت) برای متقیان نزد پروردگارشان باغهای بهشت پرنعمت خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ
آیا [برای آنها جنّتهایی قرار ندادیم؟] پس مسلمین را مانند مجرمان قرار میدهیم؟ {میگفتند اگر بعث (برانگیختن) و جزاء باشد چنانکه محمّد (ص) آن را میگوید پس همانا حال ما در آخرت برتر از دنیا باشد و اگر آن را با زبانهایشان نمیگفتند پس همانا آنها آن را با زبان حالشان میگفتند و خدای تعالی فرمود که آن گمانی فاسد و زعمی باطل است}
- ترجمه سلطانیآیا پس مسلمین را مانند مجرمان قرار میدهیم
- ترجمه راستینآیا هرگز اهل اسلام را با کافران بدکار یکسان قرار میدهیم؟
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
شما را چه شده که اینگونه [آنچه که جاهل به آن راضی نمیشود را بر خداوند] حکم میکنید [یا چگونه با ترجیح دادن کافر معاند بر مسلم موافق بین خود حکم میکنید]
- ترجمه سلطانیشما را چه شده که اینگونه (بر خداوند) حکم میکنید
- ترجمه راستینشما را چیست؟چگونه شما (این چنین) حکم (ظالمانه) میکنید؟
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ
آیا شما کتابی دارید که در (از) آن درس میخوانید (فرا میگیرید) [یعنی قرائت میکنید و حال آنکه کتابى ندارید و در حالی که کتاب خدا که همان قرآن است به خلاف آن حکم میکند]
- ترجمه سلطانیآیا شما کتابی دارید که از آن درس میخوانید (فرا میگیرید)
- ترجمه راستینآیا شما را کتابی است (آسمانی) که در آن این حکم میخوانید؟
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَـمَا تَحْكُمُونَ
یا سوگندی بالغه [ثابت باقی] تا روز قیامت علینا (بر عهدهٔ ما) دارید؟ همانا آنچه که حکم میکنید برای خودتان است
- ترجمه سلطانییا سوگندی بالغه (ثابت باقی) تا روز قیامت علینا (بر زیان ما) دارید؟ همانا آنچه که حکم میکنید برای خودتان است
- ترجمه راستینیا شما را بر ما (به عدم عقاب) عهد و سوگند دائمی تا روز قیامت است که هر چه حکم فرمایید به یقین بر شما فراهم است؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ سَلْهُمْ أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ
از آنان سؤال کن کدامیک از آنها آن [مذکور از قرار دادن ما مسلمین مانند مجرمان را] زعیم (کفیل و ضامن) هستند
- ترجمه سلطانیاز آنان سؤال کن کدامیک از آنها آن را (از قرار دادن ما مسلمین مانند مجرمان) زعیم (کفیل و ضامن) هستند
- ترجمه راستیناز آنان بپرس تا کدام ضامن این پیمانند؟
- ترجمه الهی قمشهای٤١ أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ
یا شرکائی [برای خداوند] دارند [که خود را مثل مسلمین قرار میدهند] پس اگر [در دعویشان] صادق میباشند باید شرکایشان را بیاورند
- ترجمه سلطانییا شرکائی (برای خداوند) دارند پس اگر صادق میباشند باید شرکایشان را بیاورند
- ترجمه راستینیا آنها گواهانی (بر دعوی خود) دارند؟اگر راست میگویند آن گواهان را حاضر کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ
روزی که از ساق برهنه میشود {کنایه از هول (هراس) آنروز و شدّت آن است، زیرا وقتی که امر شدید میشود و انسان احتیاج به فرار پیدا میکند از ساق خود برهنه میکند، یعنی روزی که امر بر آنها سخت میشود، یا معنی میدهد روزی که از ساق بدن اخروی کشف (پرده برداری، بر ملاء شدن) میشود، زیرا بدن دنیوی مانند حجاب و لباس برای بدن اخروی است، بلکه ساق بدن اخروی منظور است، یا معنی میدهد که از سختیی بزرگ کشف میکند، زیرا آن از شدّت، کنایه به ساق میشود، یا معنی میدهد روزی که از اصل امور و حقیقت آن کشف میشود} و به سجده کردن دعوت میشوند و (حال آنکه) آنها توانایی [سجده کردن] ندارند {برای اینکه استکبار آنان از سجود در دنیا به صورت عدم استطاعت بر آن در آخرت ظاهر میشود}
- ترجمه سلطانیروزی که از ساق برهنه میشود و به سجده کردن دعوت میشوند و (حال آنکه) آنها توانایی (سجده کردن) ندارند
- ترجمه راستیندر آن روز بسیار سخت به سجده خدا خوانده شوند و نتوانند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ
چشمانشان [از شدّت هول و کثرت شدائد (سختیها)] خاشع شده ذلّت آنها را فرا میگیرد و [قبلاً هم] به سجود دعوت میشدند و (حال آنکه) آنها [در دنیا] سالم بودند
- ترجمه سلطانیچشمانشان خاشع شده ذلّت آنها را فرا میگیرد و (قبلاً هم) به سجود دعوت میشدند و آنها (در آن حال در دنیا) سالم بودند
- ترجمه راستینچشمانشان ذلیل و ترسان، ذلّت و حسرت آنها را فرا گرفته و از این پیش (در دنیا) با تن سالم به سجده خدا آنها را میخواندند (ولی اجابت نکردند).
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ
پس من و کسانی که به این حدیث (سخن) [یعنی حدیث ولایت علی (ع)] دروغ میبندند را واگذار
- ترجمه سلطانیپس من و کسانی که به این حدیث (سخن) دروغ میبندند را واگذار
- ترجمه راستین(ای رسول، تو کیفر) مکذّبان و منکران قرآن را به من واگذار که ما آنها را از آنجا که نفهمند (و گمان نعمت کنند) به عذاب سخت در افکنیم.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ
بزودی آنها را از حیثی که نمیدانند به تدریج تنزّل خواهیم داد و به آنها مهلت میدهم همانا کید من متین است
- ترجمه سلطانیبزودی آنها را از حیثی که نمیدانند به تدریج تنزّل خواهیم داد و به آنها مهلت میدهم همانا کید من متین است
- ترجمه راستینو آنها را مهلت دهم که البته کید من قوی و بسیار سخت است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ
آیا از آنها اجرتی درخواست میکنی که آنها از [بابت آن] غرامت سنگینبارند
- ترجمه سلطانیآیا از آنها اجرتی درخواست میکنی که آنها از (بابت آن) غرامت سنگینبارند
- ترجمه راستینآیا تو از کافران امت مزد رسالت خواهی که بار غرامتش بر آنها گران است؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ
یا غیب نزد آنان است که آنها [آنچه که با آن از تو بینیاز میشوند و آنچه که به آن حکم میکنند را از آن] مینویسند
- ترجمه سلطانییا غیب نزد آنان است که آنها (آنچه که با آن از تو بینیاز میشوند و آنچه که به آن حکم میکنند را از آن) مینویسند
- ترجمه راستینیا آنکه از عالم غیب آگاهند تا از آنجا چیزی بر نویسند؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ
پس بر حکم پروردگارت صبر کن [یعنی پس منتظر بر حکم پروردگارت دربارهٔ آنها باش و به دعاء بر آنها عجله نکن یا که بر اذیّت آنها و تدبیر آنها برای منع کردن علی (ع) از حقّش به خاطر حکم پروردگارت با امهال (مهلت دادن) به آنها صبر کن و با دعاء کردن بر آنها تعاجل (از هم شتاب کردن) مدار] و مانند صاحب ماهی (یونس بن متّی) مباش [حیثی که با دعاء کردن برای قومش عجله کرد و خداوند به او وعدۀ عذاب داد و لکن خداوند بر قوم او توبه (التفات) کرد و عذاب را از آنها رفع کرد آنگاه یونس (ع) خشمناک شد و از آنها فرار کرد و به بطن (شکم) ماهی گرفتار شد] آنوقت که [در بطن ماهی] نداء داد و (در حالی که) او غمگین [مملوّ از غیظ (خشم) بر قومش بود]
- ترجمه سلطانیپس بر حکم پروردگارت صبر کن و مانند صاحب ماهی (یونس) مباش آنوقت که (در بطن ماهی) نداء داد و (در حالی که) او غمگین (بود)
- ترجمه راستینباز تو برای حکم خدای خود صبر کن و مانند صاحب ماهی (یونس که از خشم در عذاب امت تعجیل کرد) مباش که (عاقبت پشیمان شد و در ظلمت زندان شکم ماهی افتاد و) به حال غم و اندوه (خدا را بر نجات خود) خواند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ لَّـوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ
اگر نعمتی از پروردگارش [و همان توبه بر او و شفقت] به او نرسیده بود حتماً به سرزمینی لخت [یعنی زمینی خالی از اشجار (درختان) و نبات (گیاهان) و سقوف (سقفها)] انداخته میشد و (در حالی که) او مذمّت شده بود
- ترجمه سلطانیاگر نعمتی از پروردگارش به او نرسیده بود حتماً به سرزمینی لخت (بی آب و علف و درخت و سقف) انداخته میشد و (در حالی که) او مذمّت شده بود
- ترجمه راستینکه اگر لطف و رحمت پروردگارش در نیافتی با نکوهش به صحرای بیآب و گیاه در افتادی (و هلاک شدی).
- ترجمه الهی قمشهای٥٠ فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِـحِينَ
پس پروردگارش او را برگزید [به اینکه او را از بطن ماهی خارج کرد و او را به زمینی سایهدار انداخت و او را دوّم بار به عنوان رسول به سوی قومش قرار داد] پس او را از صالحان قرار داد
- ترجمه سلطانیپس پروردگارش او را برگزید پس او را از صالحان قرار داد
- ترجمه راستینباز (چون به درگاه حق نالید) خدایش برگزید و از صالحانش گردانید.
- ترجمه الهی قمشهای٥١ وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَـمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُـولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
و کسانی که کفر ورزیدهاند نزدیک بود تا تو را با چشمان خود بلغزانند چون ذکر را شنیدند و میگویند همانا او البتّه مجنون است
- ترجمه سلطانیو کسانی که کفر ورزیدهاند نزدیک بود تا تو را با چشمان خود بلغزانند چون ذکر را شنیدند و میگویند همانا او البتّه مجنون است
- ترجمه راستینالبته نزدیک است که کافران به چشمان (بد) خود (چشم زخمت زنند و) از پایت در آورند، آن گاه که آیات قرآن بشنوند و (چون در فصاحتش حیرت کنند از شدت حسد) گویند که این شخص عجب دیوانه است.
- ترجمه الهی قمشهای٥٢ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَـمِينَ
و (حال آنکه) او [یعنی محمّد (ص) یا قرآن یا قرآن ولایت علی (ع)] جز به عنوان ذکر برای عالمیان نیست.
- ترجمه سلطانیو (حال آنکه) او (محمّد (ص)) جز به عنوان ذکر برای عالمیان نیست.
- ترجمه راستیندر حالی که این کتاب الهی جز ذکر و پند و حکمت برای عالمیان هیچ نیست.
- ترجمه الهی قمشهای