سورهٔ قلم

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۵۲
نام‌های سوره:
قلم، ن، ن والقلم
نمایش آیات ۱ الی ۵۲
(نمایش صفحه به صفحه آیات سوره)
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


١ ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ

«ن» {«ن» کنایه از مرتبه‌ای از مراتب عالم است، و اینکه محمّد (ص) با جمیع مراتب عالم متّحد است، و اینکه مراتب عالم مراتب سعهٔ وجود الله تعالی است، و اینکه این سوره ظهور این مرتبه است} سوگند به قلم {مراد از آن مطلق قلم است، خداوند به آن سوگند یاد کرد برای کثرت منافع خلق از آن، چه آن یکی از دو زبان انسان، بلکه آن اشرف دو زبان او است برای اینکه زبان او آنچه که در جنان او است را بعد از او زماناً یا مکاناً نمی‌رساند و حال آنکه قلم آنچه را که در جنان انسان است تا اباعد (دورها) از او می‌رساند، و کلام بعد از حین او فانی می‌شود و اگرچه اثر آن در قلب شنونده باقی بماند غالباً تا آخر عمر او باقی نمی‌ماند، و اگر باقی بماند بعد او باقی نمی‌ماند به خلاف نوشتۀ قلم}، و آنچه که می‌نویسند [سوگند یاد کرد به مسطورات (نوشته‌ها)، یا به ملائکه‌ای که ما کان و ما هو کائن (آنچه که بوده و آنچه که آن خواهد بود) را می‌نویسند، یا ملائکه‌ای که احوال زمینی‌ها را می‌نویسند، یا کُتّاب (نویسندگان) اعمال که اعمال بنی آدم را می‌نویسند، یا مردمانی که کتب آسمانی و احکام الهی و شرایع حقّه و فنون و صناعات معاشیّه (مربوط به وسائل زندگانی) و دیون و معاملات و محاسبات خلقی را می‌نویسند]

- ترجمه سلطانی

ن، سوگند به قلم، و آنچه که می‌نویسند

- ترجمه راستین

ن (قسم به نون که شاید نام نور و ناصر حق یا لوح نور خداست) و قسم به قلم (علم فعلی ازلی) و آنچه (تا ابد در لوح محفوظ عالم) خواهند نگاشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ

تو به نعمت پروردگارت مجنون نیستی

- ترجمه سلطانی

تو به نعمت پروردگارت مجنون نیستی

- ترجمه راستین

که تو به لطف و رحمت پروردگارت هرگز دیوانه نیستی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ

و همانا [برای تبلیغ کردن و تحمّل مشاقّ آن] برای تو البتّه پاداشی پیوسته [غیر مقطوع یا بدون منّت گذاشتن به آن بر تو] هست

- ترجمه سلطانی

و همانا برای تو البتّه پاداشی پیوسته (بدون منّت) هست

- ترجمه راستین

و البته تو را پاداشی نامحدود است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ

و همانا تو البتّه بر سجیّه‌ای عظیم هستی {خُلق به معنی سَجّیه (خوی) و طبیعت و مروّت و دین است و مقصود این است که تو بر خُلقى هستی که به سبب آن هر آنچه که بر تو ایراد (وارد شدن) می‌شود از آنچه که وقتی که غیر تو بر او ایراد ‌شود متغیّر می‌شود را تحمّل می‌کنی و تو را نه ظاهراً و نه باطناً تغییر نمی‌دهد، و مثل آن خُلق جز از دین عظیم که همان ولایت علی (ع) و همان ولایت مطلقه است نمی‌باشد، زیرا کسی که از مقام بشریّت ترقّی کرده و به مقام ولایت مطلقه وصل شده جمیع اوصاف رذیلۀ او که همان اخلاق حیوانیّه و رذایل نفسانیّه است مبدّل به اوصاف مَلکیّه می‌شوند که همان خصائل حسنه هستند و از جملهٔ آنها مروّت کامله است، و سبب همه همان طبع کامل و مزاج معتدل است}

- ترجمه سلطانی

و همانا تو البتّه بر سجیّه‌ای عظیم هستی

- ترجمه راستین

و در حقیقت تو به نیکو خلقی عظیم آراسته‌ای.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ

پس بزودی خواهی دید و خواهند دید

- ترجمه سلطانی

پس بزودی خواهی دید و خواهند دید

- ترجمه راستین

و به زودی تو و مخالفانت مشاهده می‌کنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ

که با کدامیک از شما جنون هست

- ترجمه سلطانی

که با کدامیک از شما جنون هست

- ترجمه راستین

که از شما کدام یک (به اوهام و خیالات باطل) مفتون و دیوانه‌اند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ

همانا پروردگار تو او به کسی که از راه او [که همان ولایت علی (ع) است] گمراه است داناتر است و او به هدایت شدگان [به ولایت] داناتر است

- ترجمه سلطانی

همانا پروردگار تو او به کسی که از راه او گمراه است داناتر است و او به هدایت شدگان داناتر است

- ترجمه راستین

البته خدایت داناتر است که از راه خدا گمراه کیست و بهتر می‌داند که هدایت یافتگان عالم کیانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ

پس از تکذیب کنندگان [بر خدا یا بر تو دربارۀ علی (ع) یا بر علی (ع)] اطاعت مکن

- ترجمه سلطانی

پس از تکذیب کنندگان اطاعت مکن

- ترجمه راستین

پس هرگز از مردم کافری که آیات خدا را تکذیب می‌کنند پیروی مکن.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ

و دوست دارند که اظهار خلاف کنی که ادهان کنند {ادهان اظهار خلاف آنچه است که ضَمْر (پنهان) می‌شود و غشّ (نیرنگ) است} [و معنی می‌دهد که ادهان با تو و غشّ نسبت به تو یا نفاق دربارهٔ تو یا مدارا کردن با تو را به خلاف آنچه که از تو ضَمْر (پنهان) کردند را دوست دارند که بعد تو ادهان کنند]

- ترجمه سلطانی

و دوست دارند که اظهار خلاف کنی که ادهان (اظهار خلاف واقع) کنند

- ترجمه راستین

کافران بسیار مایلند که تو با آنها مداهنه و مداراکنی (و متعرض بتهاشان نشوی) تا آنها هم (به نفاق) با تو مداهنه و مدارا کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ

و از هر بسیار سوگندخور پست اطاعت مکن {هر کذّابی (بسیار دروغگویی) کثیر الحلف (بسیار سوگندخور) می‌باشد، و هر کثیر الحلفی نزد خلق و نزد خداوند پست می‌باشد، زیرا کثرت سوگند جز از پست بودن حالف (سوگندخور) نمی‌باشد که از او قبول نمی‌شود، و کثرت حلف (سوگند) او ایضاً به عنوان سبب برای پست بودن او می‌گردد}

- ترجمه سلطانی

و از هر بسیار سوگندخور پست اطاعت مکن

- ترجمه راستین

و تو هرگز اطاعت مکن احدی از منافقان دون را که دایم (به دروغ) سوگند می‌خورند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ هَمَّازٍ مَّشَّاءٍ بِنَمِيمٍ

بسیار بدزبان (بسیار عیبجو و بسیار طعنه‌زن) سخن‌چین دو به هم زن

- ترجمه سلطانی

بسیار بدزبان سخن‌چین دو به هم زن

- ترجمه راستین

و آن کس که دایم عیبجویی و سخن‌چینی می‌کند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ

بسیار منع کننده بر خوبی [که قوای خود و مدارک خود و اهل مملکتش را از خیرات حقیقیشان که همان انقیاد آنها بر ولیّ امرشان و بر عقل است منع می‌کند سپس از خیرات مجازی آنها که لازمه بر این خیرات هستند، سپس اهل مملکت کبیر را از خیرات حقیقی سپس از خیرات مجازی منع می‌کند] تعدّی کنندهٔ [متجاوز از حدّ یا ظالم بر خودش با طغیان کردن بر امام] بسیار گناهکار

- ترجمه سلطانی

بسیار منع کننده بر خوبی تعدّی کنندهٔ بسیار گناهکار

- ترجمه راستین

و خلق را هر چه بتواند از خیر باز می‌دارد و به ظلم و بدکاری می‌کوشد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ

عُتُل (پرخور خسیس شکم‌پرست تندخو) بعد آن [مذکور از مثالب (زبونی‌ها)] زنیم [مستلحق (چیزی را به خود نسبت دهنده) در قومی است که از آنها نیست و دعیّ (کسی که در نَسبش متّهم باشد) و لئیم (پست) معروف به لؤمت (پستی) یا شَرَه (آز) است]

- ترجمه سلطانی

بدرفتار بعد از آن (زبونی‌ها) زنیم (پُر شره، بی اصل)

- ترجمه راستین

با این همه عیب، باز متکبر است و خشن با آنکه حرامزاده و بی‌اصل و نسب است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ

که دارای مال و فرزندان می‌باشد

- ترجمه سلطانی

که دارای مال و فرزندان می‌باشد

- ترجمه راستین

(پیرو چنین کسی) برای این که مال و فرزندان بسیار دارد (نباید شد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ

وقتی که آیات ما برای او تلاوت می‌شود می‌گوید افسانه‌های پیشینیان است

- ترجمه سلطانی

وقتی که آیات ما برای او تلاوت می‌شود می‌گوید افسانه‌های پیشینیان است

- ترجمه راستین

در صورتی که چون آیات ما را بر او تلاوت کنند گوید: این سخنان افسانه پیشینیان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۹
سوره قلم
حزب ۱۱۳

١٦ سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ

بزودی او را بر دماغ (بینی) علامت خواهیم گذاشت

- ترجمه سلطانی

بزودی او را بر دماغ (بینی) علامت خواهیم گذاشت

- ترجمه راستین

به زودی بر خرطوم و بینی‌اش داغ (شمشیر) نهیم. (این آیات در حقّ ولید مغیره عمّ ابو جهل که روز بدر بر حسب وعده حق به شمشیر علی علیه السلام بینی‌اش بشکافت نازل آمد ولی بر هر که مانند اوست تا ابد شامل است).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ

همانا ما آنها (اهل مکّه) را [به قحطی و گرسنگی] آزموده‌ایم همانطور که اصحاب باغ [معهوده که مالکانش مستعدّ بودند] را آزمودیم آنوقت که [مالکان آن] قسم یاد کردند که صبحگاهان حتماً میوهٔ آن را می‌چینند

- ترجمه سلطانی

همانا ما آنها را آزموده‌ایم همانطور که اصحاب باغ را آزمودیم آنوقت که (مالکان آن) قسم یاد کردند که صبحگاهان حتماً میوهٔ آن را می‌چینند

- ترجمه راستین

ما کافران را (به قحط و سختی) آزمودیم چنانکه اهل آن بستان را آزمودیم، که قسم خوردند که صبحگاه میوه‌اش را بچینند (تا فقیران آگاه نشوند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ وَلَا يَسْتَثْنُونَ

و استثناء نکردند [یعنی «إن شاء الله» نگفتند] {«استثناء» نامیده شده چون در آن از اخراج از مشیّت گوینده و تعلیق بر مشیّت خداوند تعالی هست}

- ترجمه سلطانی

و استثناء نکردند («إن شاء الله» نگفتند)

- ترجمه راستین

و هیچ استثناء نکردند (ان شاء اللَه نگفتند و به خواست خدا معتقد نبودند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ

پس [گرما یا سرمای] فراگیری آن را فرا گرفت از سوی پروردگارت و (حال آنکه) آنها خواب بودند

- ترجمه سلطانی

پس (گرما یا سرمای) فراگیری آن را فرا گرفت از سوی پروردگارت و (حال آنکه) آنها خواب بودند

- ترجمه راستین

بدین سبب همان شب هنوز به خواب بودند که از جانب خدا آتش عذابی نازل شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ

پس صبحگاهان مانند زمین درو شده [گشته بود، مانند باغ میوهٔ چیده شده یا با سوختن آن مانند شب تاریک، یا با سفید شدن آن و سبز نبودن آن مانند روز روشن شد، زیرا صریم بر شب و روز اطلاق می‌شود]

- ترجمه سلطانی

پس صبحگاهان مانند زمین درو شده (گشته بود)

- ترجمه راستین

و بامدادان درختهای آن بستان چون خاکستری سیاه گردید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ فَتَنَادَوْا مُصْبِحِينَ

آنگاه صبح کنندگان (در وقت صبح) به همدیگر نداء دادند

- ترجمه سلطانی

آنگاه صبح کنندگان (در وقت صبح) به همدیگر نداء دادند

- ترجمه راستین

صبحگاه یکدیگر را صدا کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ

که اگر چینندهٔ کِشت خود می‌باشید پس [فردا] صبح حرکت کنید

- ترجمه سلطانی

که اگر چینندهٔ کِشت خود می‌باشید پس (فردا) صبح حرکت کنید

- ترجمه راستین

که برخیزید اگر میوه بستان را خواهید چید به بستانتان روید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ

پس با شتاب [برای چیدن به سوی باغشان] رفتند و آنها مخفی می‌کردند (پنهان می‌داشتند)

- ترجمه سلطانی

پس (برای چیدن) با شتاب رفتند و آنها مخفی می‌کردند (پنهان می‌داشتند)

- ترجمه راستین

آنها سوی بستان روان شده و آهسته سخن می‌گفتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ

[سفارش می‌کردند] که امروز نباید مسکینی در آنجا بر شما داخل شود

- ترجمه سلطانی

(سفارش می‌کردند) که امروز نباید مسکینی در آنجا بر شما داخل شود

- ترجمه راستین

که امروز مواظب باشید فقیری در این باغ بر شما وارد نشود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ

و بامدادان بر [تصمیم] منع کردن مصمّم [یعنی بر منع کردن فقراء، یا جدّیت از کارشان، یا غضب کردن به فقراء در وقت چیدن] حرکت کردند [در حالی که] نزد خودشان [آن را] مقدّر کردند [که مسکینان را منع کنند]

- ترجمه سلطانی

و بامدادان بر (تصمیم) منع کردن (فقراء مصمّم برای چیدن به سوی باغ) راه افتادند (در حالی که) نزد خودشان (آن را) مقدّر کردند (که مسکینان را منع کنند)

- ترجمه راستین

و صبحدم با شوق و عزم و توانایی (بر منع فقیران) به باغ رفتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ

و چون [داخل بستان خود شدند و] آن را دیدند گفتند همانا ما حتماً [از باغ خود] گم شده‌ایم [زیرا آن بر صفت باغ ما نیست، یا حتماً از راه حقّ در کار خویش گمراهیم حیثی که منع کردن فقراء را اراده کردیم فلذلک عقوبت شدیم]

- ترجمه سلطانی

و چون آن را دیدند گفتند همانا ما حتماً گم شده‌ایم

- ترجمه راستین

چون باغ را به آن حال دیدند با خود گفتند: (باغ ما نه اینست) ما یقین راه را گم کرده‌ایم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ

بلکه ما محروم شدگانیم [این باغ ما است، لکن با اراده کردن ما نسبت به منع کردن فقراء از میوۀ آن محروم گشته‌ایم]

- ترجمه سلطانی

بلکه ما محروم شدگانیم

- ترجمه راستین

یا بلکه (باغ همان است و) ما (به قهر خدا از میوه‌اش) محروم شده‌ایم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَـوْلَا تُسَبِّحُونَ

اوسط آنها [یعنی میانهٔ آنها از جهت سنّ یا عادل‌تر یا برتر از آنها و عاقل‌تر آنان] گفت آیا به شما نگفتم که چرا تسبیح نمی‌کنید [خداوند را تنزیه کنید پس شکر نعم او را اداء کنید و حقوق او را اداء نمایید یا نماز بگزارید]

- ترجمه سلطانی

اوسط (میانجی) آنها گفت آیا به شما نگفتم که چرا تسبیح نمی‌کنید

- ترجمه راستین

یک نفر بهترین اولاد و عادلترین‌شان به آنها گفت: من به شما نگفتم چرا (شکر نعمت و) تسبیح و ستایش خدا را بجا نیاورید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِـمِينَ

گفتند پروردگار ما منزّه است همانا ما ظالم بودیم

- ترجمه سلطانی

گفتند پروردگار ما منزّه است همانا ما ظالم بودیم

- ترجمه راستین

آنان همه گفتند: خدای ما (از ظلم) منزّه است، آری ما خود (در حق خویش) ستم کردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ

پس بعضی آنها بر بعضی رو کردند [در حالی که] یکدیگر را ملامت می‌نمودند

- ترجمه سلطانی

پس بعضی از آنها بر بعضی دیگر رو کردند (در حالی که) یکدیگر را ملامت می‌نمودند

- ترجمه راستین

و رو به یکدیگر کرده به ملامت و نکوهش هم پرداختند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ قَالُوا يَاوَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ

[از جهت اعتراف به طغیان خود] گفتند: ای [قوم] وای بر ما همانا ما طغیان کننده بودیم

- ترجمه سلطانی

گفتند: ای وای بر ما همانا ما طغیان کننده بودیم

- ترجمه راستین

گفتند: ای وای بر ما که سخت سرکش بودیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ

چه بسا پروردگار ما که بهتر از آن را به ما بدل دهد همانا ما به سوی پروردگارمان راغب هستیم

- ترجمه سلطانی

چه بسا پروردگار ما که بهتر از آن را به ما بدل دهد همانا ما به سوی پروردگارمان راغب هستیم

- ترجمه راستین

اینک امیدواریم که پروردگار ما به جای آن، بستان بهتری به ما عطا کند، که (از این پس) ما همیشه به خدای خود مشتاقیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ

عذاب [در دنیا] این‌چنین است و البتّه عذاب آخرت بزرگتر است اگر می‌دانستند

- ترجمه سلطانی

عذاب (در دنیا) این‌چنین است و البتّه عذاب آخرت بزرگتر است اگر می‌دانستند

- ترجمه راستین

این گونه است عذاب (دنیا) و البته عذاب آخرت بسیار سخت‌تر است اگر مردم بدانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ

همانا برای پرهیزگاران [از معاصی یا از رؤیت انفسشان] نزد پروردگارشان جنّت‌های نعیم هست

- ترجمه سلطانی

همانا برای پرهیزگاران نزد پروردگارشان جنّت‌های نعیم هست

- ترجمه راستین

(در آخرت) برای متقیان نزد پروردگارشان باغهای بهشت پرنعمت خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ

آیا [برای آنها جنّت‌هایی قرار ندادیم؟] پس مسلمین را مانند مجرمان قرار می‌دهیم؟ {می‌گفتند اگر بعث (برانگیختن) و جزاء باشد چنانکه محمّد (ص) آن را می‌گوید پس همانا حال ما در آخرت برتر از دنیا باشد و اگر آن را با زبان‌هایشان نمی‌گفتند پس همانا آنها آن را با زبان حالشان می‌گفتند و خدای تعالی فرمود که آن گمانی فاسد و زعمی باطل است}

- ترجمه سلطانی

آیا پس مسلمین را مانند مجرمان قرار می‌دهیم

- ترجمه راستین

آیا هرگز اهل اسلام را با کافران بدکار یکسان قرار می‌دهیم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ

شما را چه شده که اینگونه [آنچه که جاهل به آن راضی نمی‌شود را بر خداوند] حکم می‌کنید [یا چگونه با ترجیح دادن کافر معاند بر مسلم موافق بین خود حکم می‌کنید]

- ترجمه سلطانی

شما را چه شده که اینگونه (بر خداوند) حکم می‌کنید

- ترجمه راستین

شما را چیست؟چگونه شما (این چنین) حکم (ظالمانه) می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ

آیا شما کتابی دارید که در (از) آن درس می‌خوانید (فرا می‌گیرید) [یعنی قرائت می‌کنید و حال آنکه کتابى ندارید و در حالی که کتاب خدا که همان قرآن است به خلاف آن حکم می‌کند]

- ترجمه سلطانی

آیا شما کتابی دارید که از آن درس می‌خوانید (فرا می‌گیرید)

- ترجمه راستین

آیا شما را کتابی است (آسمانی) که در آن این حکم می‌خوانید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَـمَا تَخَيَّرُونَ

که در آن برای شما آنچه که اختیار می‌کنید هست

- ترجمه سلطانی

که در آن برای شما آنچه که اختیار می‌کنید هست

- ترجمه راستین

که هر آنچه به هوای نفس بخواهید شما را فراهم است؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَـمَا تَحْكُمُونَ

یا سوگندی بالغه [ثابت باقی] تا روز قیامت علینا (بر عهدهٔ ما) دارید؟ همانا آنچه که حکم می‌کنید برای خودتان است

- ترجمه سلطانی

یا سوگندی بالغه (ثابت باقی) تا روز قیامت علینا (بر زیان ما) دارید؟ همانا آنچه که حکم می‌کنید برای خودتان است

- ترجمه راستین

یا شما را بر ما (به عدم عقاب) عهد و سوگند دائمی تا روز قیامت است که هر چه حکم فرمایید به یقین بر شما فراهم است؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ سَلْهُمْ أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ

از آنان سؤال کن کدامیک از آنها آن [مذکور از قرار دادن ما مسلمین مانند مجرمان را] زعیم (کفیل و ضامن) هستند

- ترجمه سلطانی

از آنان سؤال کن کدامیک از آنها آن را (از قرار دادن ما مسلمین مانند مجرمان) زعیم (کفیل و ضامن) هستند

- ترجمه راستین

از آنان بپرس تا کدام ضامن این پیمانند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ

یا شرکائی [برای خداوند] دارند [که خود را مثل مسلمین قرار می‌دهند] پس اگر [در دعویشان] صادق می‌باشند باید شرکایشان را بیاورند

- ترجمه سلطانی

یا شرکائی (برای خداوند) دارند پس اگر صادق می‌باشند باید شرکایشان را بیاورند

- ترجمه راستین

یا آنها گواهانی (بر دعوی خود) دارند؟اگر راست می‌گویند آن گواهان را حاضر کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ

روزی که از ساق برهنه می‌شود {کنایه از هول (هراس) آنروز و شدّت آن است، زیرا وقتی که امر شدید می‌شود و انسان احتیاج به فرار پیدا می‌کند از ساق خود برهنه می‌کند، یعنی روزی که امر بر آنها سخت می‌شود، یا معنی می‌دهد روزی که از ساق بدن اخروی کشف (پرده برداری، بر ملاء شدن) می‌شود، زیرا بدن دنیوی مانند حجاب و لباس برای بدن اخروی است، بلکه ساق بدن اخروی منظور است، یا معنی می‌دهد که از سختیی بزرگ کشف می‌کند، زیرا آن از شدّت، کنایه به ساق می‌شود، یا معنی می‌دهد روزی که از اصل امور و حقیقت آن کشف می‌شود} و به سجده کردن دعوت می‌شوند و (حال آنکه) آنها توانایی [سجده کردن] ندارند {برای اینکه استکبار آنان از سجود در دنیا به صورت عدم استطاعت بر آن در آخرت ظاهر می‌شود}

- ترجمه سلطانی

روزی که از ساق برهنه می‌شود و به سجده کردن دعوت می‌شوند و (حال آنکه) آنها توانایی (سجده کردن) ندارند

- ترجمه راستین

در آن روز بسیار سخت به سجده خدا خوانده شوند و نتوانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۹
سوره قلم
حزب ۱۱۳

٤٣ خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ

چشمانشان [از شدّت هول و کثرت شدائد (سختی‌ها)] خاشع شده ذلّت آنها را فرا می‌گیرد و [قبلاً هم] به سجود دعوت می‌شدند و (حال آنکه) آنها [در دنیا] سالم بودند

- ترجمه سلطانی

چشمانشان خاشع شده ذلّت آنها را فرا می‌گیرد و (قبلاً هم) به سجود دعوت می‌شدند و آنها (در آن حال در دنیا) سالم بودند

- ترجمه راستین

چشمانشان ذلیل و ترسان، ذلّت و حسرت آنها را فرا گرفته و از این پیش (در دنیا) با تن سالم به سجده خدا آنها را می‌خواندند (ولی اجابت نکردند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ

پس من و کسانی که به این حدیث (سخن) [یعنی حدیث ولایت علی (ع)] دروغ می‌بندند را واگذار

- ترجمه سلطانی

پس من و کسانی که به این حدیث (سخن) دروغ می‌بندند را واگذار

- ترجمه راستین

(ای رسول، تو کیفر) مکذّبان و منکران قرآن را به من واگذار که ما آنها را از آنجا که نفهمند (و گمان نعمت کنند) به عذاب سخت در افکنیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ

بزودی آنها را از حیثی که نمی‌دانند به تدریج تنزّل خواهیم داد و به آنها مهلت می‌دهم همانا کید من متین است

- ترجمه سلطانی

بزودی آنها را از حیثی که نمی‌دانند به تدریج تنزّل خواهیم داد و به آنها مهلت می‌دهم همانا کید من متین است

- ترجمه راستین

و آنها را مهلت دهم که البته کید من قوی و بسیار سخت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ

آیا از آنها اجرتی درخواست می‌کنی که آنها از [بابت آن] غرامت سنگین‌بارند

- ترجمه سلطانی

آیا از آنها اجرتی درخواست می‌کنی که آنها از (بابت آن) غرامت سنگین‌بارند

- ترجمه راستین

آیا تو از کافران امت مزد رسالت خواهی که بار غرامتش بر آنها گران است؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٧ أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ

یا غیب نزد آنان است که آنها [آنچه که با آن از تو بی‌نیاز می‌شوند و آنچه که به آن حکم می‌کنند را از آن] می‌نویسند

- ترجمه سلطانی

یا غیب نزد آنان است که آنها (آنچه که با آن از تو بی‌نیاز می‌شوند و آنچه که به آن حکم می‌کنند را از آن) می‌نویسند

- ترجمه راستین

یا آنکه از عالم غیب آگاهند تا از آنجا چیزی بر نویسند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٨ فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ

پس بر حکم پروردگارت صبر کن [یعنی پس منتظر بر حکم پروردگارت دربارهٔ آنها باش و به دعاء بر آنها عجله نکن یا که بر اذیّت آنها و تدبیر آنها برای منع کردن علی (ع) از حقّش به خاطر حکم پروردگارت با امهال (مهلت دادن) به آنها صبر کن و با دعاء کردن بر آنها تعاجل (از هم شتاب کردن) مدار] و مانند صاحب ماهی (یونس بن متّی) مباش [حیثی که با دعاء کردن برای قومش عجله کرد و خداوند به او وعدۀ عذاب داد و لکن خداوند بر قوم او توبه (التفات) کرد و عذاب را از آنها رفع کرد آنگاه یونس (ع) خشمناک شد و از آنها فرار کرد و به بطن (شکم) ماهی گرفتار شد] آنوقت که [در بطن ماهی] نداء داد و (در حالی که) او غمگین [مملوّ از غیظ (خشم) بر قومش بود]

- ترجمه سلطانی

پس بر حکم پروردگارت صبر کن و مانند صاحب ماهی (یونس) مباش آنوقت که (در بطن ماهی) نداء داد و (در حالی که) او غمگین (بود)

- ترجمه راستین

باز تو برای حکم خدای خود صبر کن و مانند صاحب ماهی (یونس که از خشم در عذاب امت تعجیل کرد) مباش که (عاقبت پشیمان شد و در ظلمت زندان شکم ماهی افتاد و) به حال غم و اندوه (خدا را بر نجات خود) خواند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٩ لَّـوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ

اگر نعمتی از پروردگارش [و همان توبه بر او و شفقت] به او نرسیده بود حتماً به سرزمینی لخت [یعنی زمینی خالی از اشجار (درختان) و نبات (گیاهان) و سقوف (سقف‌ها)] انداخته می‌شد و (در حالی که) او مذمّت شده بود

- ترجمه سلطانی

اگر نعمتی از پروردگارش به او نرسیده بود حتماً به سرزمینی لخت (بی آب و علف و درخت و سقف) انداخته می‌شد و (در حالی که) او مذمّت شده بود

- ترجمه راستین

که اگر لطف و رحمت پروردگارش در نیافتی با نکوهش به صحرای بی‌آب و گیاه در افتادی (و هلاک شدی).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٠ فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِـحِينَ

پس پروردگارش او را برگزید [به اینکه او را از بطن ماهی خارج کرد و او را به زمینی سایه‌دار انداخت و او را دوّم بار به عنوان رسول به سوی قومش قرار داد] پس او را از صالحان قرار داد

- ترجمه سلطانی

پس پروردگارش او را برگزید پس او را از صالحان قرار داد

- ترجمه راستین

باز (چون به درگاه حق نالید) خدایش برگزید و از صالحانش گردانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥١ وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَـمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُـولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

و کسانی که کفر ورزیده‌اند نزدیک بود تا تو را با چشمان خود بلغزانند چون ذکر را شنیدند و می‌گویند همانا او البتّه مجنون است

- ترجمه سلطانی

و کسانی که کفر ورزیده‌اند نزدیک بود تا تو را با چشمان خود بلغزانند چون ذکر را شنیدند و می‌گویند همانا او البتّه مجنون است

- ترجمه راستین

البته نزدیک است که کافران به چشمان (بد) خود (چشم زخمت زنند و) از پایت در آورند، آن گاه که آیات قرآن بشنوند و (چون در فصاحتش حیرت کنند از شدت حسد) گویند که این شخص عجب دیوانه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٢ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَـمِينَ

و (حال آنکه) او [یعنی محمّد (ص) یا قرآن یا قرآن ولایت علی (ع)] جز به عنوان ذکر برای عالمیان نیست.

- ترجمه سلطانی

و (حال آنکه) او (محمّد (ص)) جز به عنوان ذکر برای عالمیان نیست.

- ترجمه راستین

در حالی که این کتاب الهی جز ذکر و پند و حکمت برای عالمیان هیچ نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای