سورهٔ حاقه
آیه ۳۲
متن عربی آیه
٣٢ ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ
ترجمهها
سپس در زنجیری که طول آن هفتاد ذراع (واحد طول از آرنج تا نوک انگشت میانی) است پس او را به بند کشید {انسان بین حیوانیّت و مَلکیّت واقع است و نفس او وجهی به حیوانیّت و وجهی به مَلکیّت دارد و از این دو جهت تعبیر به یسار (چپ) و یمین (راست) میشود، و وقتی که انسان به عملش عمل میکند از حیث وجهۀ او به حیوانیّت آن عمل در صفحۀ نفسی که پی حیوانیّت است ثبت میشود، و به محاذات (مقابل) آن کتابی است که در دست کاتب سیّئات است و آن عمل را کاتب سیّئات در کتاب سیّئات ثبت میکند چه آن عمل بحسب صورت آن از طاعات باشد یا از معاصی یکسان است، و لذلک در حقّ ناصب وارد شده که: «صَلَّىٰ أَوْ زَنَى» (نماز خواند یا زنا کند)، و وقتی که آن عامل در روز قیامت مبعوث (برانگیخته) میشود عملی که در صفحۀ نفس دانیّه (پست) میباشد متمثّل میشود و کتاب عملش که کاتب سیّئات آن را نوشته از این جهت میآید و آن شمال (چپ) نفس و انسان است، و وقتی که عملش را از حیث وجههٔ آن به مَلکیّت عمل کرده باشد آن عمل اوّلاً در صفحۀ نفس مَلکیّت او ثبت میشود و به محاذات آن کتابی در دست کاتب حسنات است و کاتب حسنات در کتاب حسنات آن را ثبت میکند، چه آن عمل بحسب صورتش از سیّئات شمرده شود یا از حسنات یکسان است، و این یکی از وجوه تبدیل سیّئات به حسنات است، و وقتی که آن عامل در روز قیامت برانگیخته میشود صورت عمل که در صفحۀ نفس علیا بود متمثّل میشود وکتابش از این جهت آورده میشود و صورت اعمالش را در صفحۀ نفسش و در کتابش بر غایت حُسن و بهاء (درخشندگی) میبیند و خوشحال میشود و از غایت وجد و سرور میگوید این کتاب من است، بگیرید بخوانید}
سپس در زنجیری که طول آن هفتاد ذراع (واحد طول از آرنج تا نوک انگشت میانی) است پس او را به بند کشید
آنگاه به زنجیری که طولش هفتاد ذراع است (به آتش) در کشید.
لغات
(برای دیدن جزییات هر کلمه روی آن کلیک کنید)