سورهٔ معارج
معارج، سأل سائل، واقع
٢١ وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا
و وقتی که خیری او را لمس کند منع کننده است {مراد از شرّ هر آنچه است که ناملائم طبع او است و مراد از خیر هر آنچه است که ملائم طبع او است}
- ترجمه سلطانیو وقتی که خیری او را لمس کند منع کننده است
- ترجمه راستینو چون مال و دولتی به او رو کند منع (احسان) نماید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ إِلَّا الْمُصَلِّينَ
مگر نمازگزاران {در هر مرتبهای نمازی برای انسان هست و نماز قالبی او در شریعت محمّدی (ص) افعال و اذکار و هیئآت (شکلها) مخصوصه است که برای هر کس که داخل این دین میشود به ضرورت معلوم است، و نماز قلب او همان ذکر مخصوص مأخوذ صدر او است از صاحب اجازه، و فکر مخصوص مأخوذ از قوّت ذکر یا از تعمّل (با زحمت انجام دادن) مفکّره است، و مراد از فکر، آنچه است که آن مصطلح صوفیّه است از توجّه به امام چنانکه وارد شده: وقت تکبیرهٔ الاحرام رسول خدا (ص) را به یاد آور و یکی از ائمّه را نصب العین خود قرار بده و نماز قلب که آن بین نفس و روح است مشاهدهٔ معانی اذکار نماز و مشاهدهٔ احوال و شؤن مشارٌ الیها به اطوار نماز است و نماز روح، معاینهٔ این است}
- ترجمه سلطانیمگر نمازگزاران
- ترجمه راستینمگر نماز گزاران حقیقی.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ الَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ
کسانی که آنان بر نمازشان دائم هستند {نماز اسم است برای هر آنچه که با آن به خداوند توجّه میشود و به عبارتٍ اخری نماز همان تحلّی (آراستن) به حلی (زیور) اوصاف روحانییّن است چنانکه زکات به عنوان اسم برای تبرّی (پیراستن) میباشد از هر آنچه که از آن تبرّی میجوید، و نمازِ قالب بحسب اذکار و افعال مختلفه در شرایع بوده، و چون شریعت محمّد (ص) کاملترین شرایع میباشد نماز قالبیّه در آن اکمل نمازها قرار داده شده مشتمل بر عبادات جمیع اصناف ملائکه از کسانی که آنها «قیام لا ینظرون» و از «الرّکّع والسّجّد» (رکوع کنندگان و سجده کنندگان) هستند و بر نماز جمیع اصناف موالید از طبایع منطبعه (سرشته) و نفوس نباتیّه که آنها به وجهی «قیام لا ینظرون» هستند و به وجهی «سجّد» (سجده کنندگان) و منطبعه هستند، و از نفوس حیوانیّه که آنها بالطّبع «راکعۀ منکوسه» هستند و از نفوس انسانیّه که همان قائمه به «أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» متمکّن شده از رکوع و سجود و قیامی که برای سایر موجودات میباشد هستند، و چون نماز قالبی مانعه از اَشغال (اشتغالها) ضروریّه از خوردن و آشامیدن و طلب حاجات و قضای حاجت و خواب میباشد ادامت آن ممکن نمیباشد مگر بنابر ضرب از تأویل و مجاز به اینکه مراد از ادامت آن عدم فوت آن از اوقات مقرّرهٔ آن باشد، پس باید ادامت نماز قلبی مأخوذه از ولیّ امر مراد باشد زیرا اگر انسان به عنوان مواظب بر آن بطور مستغرق در آن باشد اَشغال ضروریّه از اقامۀ آن مانع نمیشود بلکه انسان در حالت خواب نیز بدون تعمّل و فکر و رویّهای به آن مشغول میباشد، و لذلک فرمود «بر نماز خود» یعنی نماز مخصوصه به آنها زیرا هر انسانی نمازی خاصّ دارد که غیر او در آن مشارکت نمیکند به خلاف نماز قالبیّه که آن مشرّعه (تشریع شده) برای همه است که اختصاص به فردی غیر فردی دیگر ندارد، و مجمل قول این است که ولایت حاصله به بیعت دوّم همان نمازی است که انسان را از رذایلی که هلوع (حریص) بودن او از آنها است پاک میسازد و تحلّی او به حلیت خصائل حسنهای است که ادامت نماز قالبیّه و قلبیّه و صدریّه از آنها است}
- ترجمه سلطانیکسانی که آنان بر نمازشان دائم هستند
- ترجمه راستینآنان که دایم در نماز (و طاعت الهی) عمر گذرانند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ
برای سائل و محروم هست {محروم او کسی است که در شری (خرید و فروش) از کدّ (زحمت، مشقّت، عنا) ید (دست) خویش محروم است، یا محترفی (دارای حرفهای) است که هنوز در رزقش بسط داده نشده}
- ترجمه سلطانیبرای سائل و محروم هست
- ترجمه راستینتا به فقیران سائل و فقیران آبرومند محروم رسانند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ
و کسانی که آنها بر فرجهایشان حافظند {فروج جمع فَرْج به معنی عورت است و آن هر سَوْأَهٔ (عورت) از مرد و زن است که حفظ آن از نظر به آن شایسته است و مراد، حفظ کردن آن از وَطْی یا از نظر کردن به آن است}
- ترجمه سلطانیو کسانی که آنها بر فرجهایشان حافظند
- ترجمه راستینو آنان که اندام خود را (از شهوت رانی) نگاه میدارند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ
مگر بر ازواج خود یا آنکه دستانشان [از اماء (کنیزان) نه عبید (بردهها)] مالک شده پس همانا آنها غیر سرزنش شوندگان هستند {نفی لوم (سرزنش) از آنها است با اینکه مضاجعت اگر به امر خداوند و از جهتی که خداوند به آن رضایت دارد باشد صاحب آن مأجور است برای اینکه اکثر مردم مانند سایر افعالشان، مضاجعتشان جز محض تَشَهّی (اشتهاء نمودن) نفس نمیباشد پس اجر و پاداش در آن ندارند}
- ترجمه سلطانیمگر بر ازواج خود یا آنکه دستانشان مالک شده پس همانا آنها غیر سرزنش شوندگان هستند
- ترجمه راستینمگر بر زنان حلال و کنیزان ملکی خویش که (از اعمال شهوت با آنها) هیچ ملامت ندارند.
- ترجمه الهی قمشهای