سورهٔ نوح

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۲۸
نام‌های سوره:
نوح، إنا أرسلنا نوحا
نمایش آیات ۱ الی ۲۸
(نمایش صفحه به صفحه آیات سوره)
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


١ إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

همانا ما نوح را به سوی قومش فرستادیم که قومت را انذار کن قبل از اینکه [در دنیا، یا در آخرت، یا بین دنیا و آخرت حین احتضار، یا در برازخ] عذابی دردناک به آنها بیاید

- ترجمه سلطانی

همانا ما نوح را به سوی قومش فرستادیم که قومت را انذار کن قبل از اینکه عذابی دردناک به آنها بیاید

- ترجمه راستین

ما نوح را به سوی قومش (به رسالت) فرستادیم که قوم خود را (از قهر خدا) به اندرز و پند بترسان از آنکه بر آنان عذاب دردناک فرا رسد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ قَالَ يَاقَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ

[از جهت امتثال امر ما و به جهت مبادرت به تبلیغ رسالتش] گفت ای قوم من، همانا من برای شما بیم دهنده‌ای واضح [یعنی ظاهر الصّدق، یا مُظهر بر صدق خود] هستم [یا مُظهر بر آنچه که به آن انذار شده، یا مظهر بر امر به عبادت خداوند]

- ترجمه سلطانی

گفت ای قوم من، همانا من برای شما بیم دهنده‌ای واضح هستم

- ترجمه راستین

نوح گفت: ای قوم، من برای شما رسولی هستم که شما را با بیانی روشن از عذاب قهر خدا می‌ترسانم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ

که خداوند را بندگی کنید و از او پروا کنید و از من اطاعت کنید

- ترجمه سلطانی

که خداوند را بندگی کنید و از او پروا کنید و از من اطاعت کنید

- ترجمه راستین

(و از راه خیر خواهی به شما می‌گویم) که خدای را به یکتایی بپرستید و از او بترسید و پرهیزکار باشید و مرا پیروی کنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاءَ لَا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

تا [بعضی] از گناهان شما را برای شما بیامرزد [زیرا همه آمرزیده نمی‌شود مگر بعد فنای تامّ و همان فنای از فناء] و شما را تا مدّت معیّن [یعنی آخر مدّت اعمار شما] به تأخیر بیندازد [و آن اجل معیّنی است که در الواح عالی نامیده (تعیین) شده] همانا وقتی که اجل خداوند بیاید [یعنی وقتی که آمدن آن مقدّر شود یا وقتی که آمدن آن نزدیک شود] به تأخیر انداخته نمی‌شود [پس در زمان امهال (مهلت دادن) برای آنچه که بعد آن است عمل کنید] کاش که می‌دانستید [تا از آنچه که شما بر آن هستید امتناع می‌کردید، یا کاش شما عقوبت افعالتان را می‌دانستید، یا کاش که از اهل علم می‌بودید]

- ترجمه سلطانی

تا از گناهان شما برای شما بیامرزد و شما را تا مدّت معیّن (آخر مدّت اعمار شما) به تأخیر بیندازد همانا وقتی که اجل خداوند بیاید به تأخیر انداخته نمی‌شود کاش که می‌دانستید

- ترجمه راستین

تا خدا به لطف و کرم از گناهان شما در گذرد و اجلتان را تا وقت (عمر طبیعی) معیّن به تأخیر افکند، که اجل الهی چون وقتش فرا رسد اگر بدانید دگر هیچ تأخیر نیفتد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا

[بعد آنکه آنها را دعوت کرد و او را اجابت نکردند از جهت اظهار امتثال خویش و از جهت تشکّی (شکایت کردن، اظهار ناراحتی، تظلّم) از عدم اجابت آنها] گفت پروردگار من همانا من قومم را شب و روز دعوت کردم

- ترجمه سلطانی

گفت پروردگار من همانا من قومم را شب و روز دعوت کردم

- ترجمه راستین

(و او به درگاه خدا نالید و) گفت: بارالها، من قوم خود را شب و روز دعوت کردم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا

و دعوت من به آنها جز فرار [از من و از ایمان به تو و از تصدیق من] نیفزود

- ترجمه سلطانی

و دعوت من به آنها جز فرار نیفزود

- ترجمه راستین

اما دعوت و نصیحتم جز بر فرار و اعراض آنها نیفزود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا

و همانا من هرگاه آنها را [به تو و به ایمان به تو] دعوت کردم تا [مَساوی (بدی‌ها) آنها لازمه بر ذوات آنان و شنایع اعمالشان را] برای آنها بیامرزی انگشتان خویش را در گوش‌هایشان قرار دادند [تا مبادا که گفتار مرا بشنوند] و [از روی لجاج و از روی تنفّر از حقّ] لباس‌هایشان را پرده کردند [تا مبادا مرا ببینند که آنها را به تو دعوت می‌کنم] و [بر امتناع کردن] اصرار ورزیدند و با استکباری [بزرگ از انقیاد من و شنیدن گفتارم] استکبار ورزیدند

- ترجمه سلطانی

و همانا من هرگاه آنها را دعوت کردم تا برای آنها بیامرزی انگشتان خویش را در گوش‌هایشان قرار دادند و لباس‌هایشان را پرده کردند (تا مبادا مرا ببینند) و (بر امتناع کردن) اصرار ورزیدند و با استکباری (بزرگ) استکبار ورزیدند

- ترجمه راستین

و هر چه آنان را به مغفرت و آمرزش تو خواندم انگشت بر گوش نهادند و جامه به رخسار افکندند (تا مرا نبینند و سخنم را نشنوند) و (بر کفر) اصرار و لجاج ورزیدند و سخت راه تکبر و نخوت پیمودند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا

سپس همانا من آنها را آشکارا [با صدای رسا] دعوت کردم

- ترجمه سلطانی

سپس همانا من آنها را آشکارا (با صدای رسا) دعوت کردم

- ترجمه راستین

باز هم آنها را به صدای بلند دعوت کردم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا

سپس [دعوتم را] برای آنها علنی کردم و با پنهان کردن برای [بعضی از] آنها پنهان کردم [یعنی اوّل آنها را آشکارا دعوت کردم و چون دیدم که آن در آنان نفع نمی‌رساند آشکار و پنهان را نسبت به همه تلفیق نمودم، یا بر بعضی علنى کردم و بر بعضی دیگر پنهان داشتم، برای اینکه بعضی آنها از قبول دعوت به نحو آشکار تأنّف می‌ورزیدند]

- ترجمه سلطانی

سپس (دعوتم را) برای آنها علنی کردم و با پنهان کردن برای (بعضی از) آنها پنهان کردم

- ترجمه راستین

و آن گاه آشکار و علنی خواندم و در خلوت و پنهانی خواندم (به هیچ وجه اثری نکرد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا

و گفتم از پروردگارتان طلب آمرزش کنید همانا او [بر کسی که از او استغفار کند] بسیار آمرزنده می‌باشد [یعنی که آنان را دعوت کردم و بر مقتضای اهویهٔ آنان به آنها وعده دادم تا دعوت من سببی برای میل آنها به مدعوّ شود نه سببی برای نفرت آنها]

- ترجمه سلطانی

و گفتم از پروردگارتان طلب آمرزش کنید همانا او بسیار آمرزنده می‌باشد

- ترجمه راستین

باز گفتم: به درگاه خدای خود توبه کنید و آمرزش طلبید که او بسیار خدای آمرزنده‌ای است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۹
سوره نوح
حزب ۱۱۴

١١ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا

تا [ابر] آسمان را با بارشی [پر برکت و باران] زیاد بر شما بفرستد

- ترجمه سلطانی

تا (ابر) آسمان را با بارشی زیاد (پر برکت) بر شما بفرستد

- ترجمه راستین

تا باران آسمان بر شما فراوان نازل کند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا

و به شما با اموال و فرزندان مدد کند و برای شما [در دنیا و آخرت] باغ‌هایی قرار دهد و برای شما نهرهایی قرار دهد

- ترجمه سلطانی

و به شما با اموال و فرزندان مدد کند و برای شما باغ‌هایی قرار دهد و برای شما نهرهایی قرار دهد

- ترجمه راستین

و شما را به مال بسیار و پسران متعدد مدد فرماید و باغهای خرّم و نهرهای جاری به شما عطا کند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ مَا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا

[از قول نوح (ع) است، یا ابتدای کلام از خداوند به عنوان خطاب با آنها است:] شما را چه شده که به شکوه (جلال و عظمت) خداوند امید ندارید {وقار رزانت (سنگینی) و عظمت است، و رجاء ضدّ یأس (نومیدی) است، و گاهی در خوف استعمال می‌شود}

- ترجمه سلطانی

شما را چه شده که به شکوه (جلال و عظمت) خداوند امید ندارید

- ترجمه راستین

چرا شما مردم خدای را به عظمت و وقار باور ندارید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا

و (حال آنکه) شما را در مراحل [نطفهٔ کثیف و علقه و مضغه و استخوان و گوشت و نفس ناقص و کامل] خلق کرد [یا شما را متطوّر (جور به جور شده) در احوالتان از رضا و سخط (خشم) و بسط و قبض و غناء و فقر و عزّت و ذلّت بدون تصرّفی در آنها و بدون اراده‌ای و اختیاری از شما خلق کرد، پس چرا شما به رزانت او امید نمی‌دارید و (حال آنکه) آن را در تطوّرات خلقیّهٔ خویش مشاهده نموده‌اید، یا چرا از عظمت او ترسان نمی‌شوید و در حالی که آن را در تطوّرات خویش در احوالتان مشاهده کرده‌اید]

- ترجمه سلطانی

و (حال آنکه) شما را در مراحل (حالات مختلف) خلق کرد

- ترجمه راستین

و حال آنکه او شما را (از نطفه‌ای) به انواع خلقت و اطوار گوناگون (ارمتب آدمیّت) بیافرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا

[از کلام نوح (ع) است به جهت استشهاد بر عظمت او، یا از کلام خدای تعالی است:] آیا ندیدید که خداوند چگونه هفت آسمان را طبقه طبقه خلق کرده

- ترجمه سلطانی

آیا ندیدید که خداوند چگونه هفت آسمان را طبقه طبقه خلق کرده

- ترجمه راستین

آیا ندیدید که خدا چگونه هفت آسمان را به طبقاتی (بسیار منظم و محکم) خلق کرد،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا

و ماه را، در آنها نوری قرار داده و خورشید را به عنوان چراغ قرار داده {اشعار به اینکه خورشید مانند چراغ نور آن از ذات خود است دون ماه، و برای اشاره به این است که آن با نورش تاریکی شب را مانند چراغ زایل می‌کند}

- ترجمه سلطانی

و ماه را، در آنها نوری قرار داده و خورشید را به عنوان چراغ قرار داده

- ترجمه راستین

و در آن آسمانها ماه شب را فروغی تابان و خورشید روز را چراغی فروزان ساخت؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ وَاللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا

و خداوند شما را همانند نبات از زمین رویاند [یعنی شما را بدون مداخلهٔ اختیار شما در آن از آن انشاء (ایجاد) نمود]

- ترجمه سلطانی

و خداوند شما را همانند نبات از زمین رویاند

- ترجمه راستین

و خدا شما را مانند نباتات مختلف از زمین برویانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا

سپس [با قرار دادن ابدان شما و موّاد اوّلیهٔ شما به عنوان جزئی از آن] شما را در آن باز می‌گرداند [و حال آنکه شما در مدّت حیاتتان با آن متّحد بوده‌اید، یا خداوند شما را بحسب نفوستان از زمین ابدانتان و نطفه‌هایتان به صورت نباتی منکور (مجهول) که آن را نمی‌شناسید رویاند، سپس شما را بعد اختیار شما با توجّه شما به ابدانتان با لوازم معاشتان در آن عود می‌دهد] و شما را با اخراج کردنی خارج می‌کند [یعنی آن به شما مکرّراً واقع می‌شود، یا شما را با اخراج کردن با مرگ خارج می‌نماید، یا شما را از ابدان برزخی شما با اخراجى منکور (انکار کرده شده و ناشناخته، مجهول) بر شما خارج می‌سازد]

- ترجمه سلطانی

سپس شما را در آن باز می‌گرداند و شما را با اخراج کردنی خارج می‌کند

- ترجمه راستین

آن گاه بار دیگر (پس از مرگ) به زمین باز گرداند و دیگر بار هم شما را (از خاک به روز حساب) برانگیزد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا

و خداوند برای شما زمین را گسترده قرار داد

- ترجمه سلطانی

و خداوند برای شما زمین را گسترده قرار داد

- ترجمه راستین

و خدا زمین را برای شما چون بساط (پرنعمت) بگسترانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ لِتَسْلُكُوا مِنْهَا سُبُلًا فِجَاجًا

تا از راه‌های فراخ (واسع، پهن، دارای وسعت) آن عبور کنید [و کسی که آن را انجام می‌دهد شایسته است که امید بر رزانت (وقار) او بدارد یا از عظمت او بترسد]

- ترجمه سلطانی

تا از راه‌های فراخ آن عبور کنید

- ترجمه راستین

تا در زمین راههای مختلف وسیع بپیمایید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ قَالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَاتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا

نوح گفت [ای] پروردگار من همانا آنها مرا عصیان کردند و از کسی تبعیت کردند که مال او و فرزند او جز خسارت به او نیفزوده [یعنی رؤسایی که زیادی اموالشان و اولادشان آنان را شاد نموده]

- ترجمه سلطانی

نوح گفت (ای) پروردگار من همانا آنها مرا عصیان کردند و از کسی تبعیت کردند که مال او و فرزند او جز خسارت به او نیفزوده

- ترجمه راستین

نوح گفت: پروردگارا (با این همه تبلیغ و دعوت و اتمام حجت باز) این قوم مرا مخالفت کردند و پیرو کسی (از ثروتمندان) شدند که او خود مال و فرزندش هم جز بر زیانش نیفزود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ وَمَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا

و با مکری بزرگ [به غایت بزرگی] مکر کردند

- ترجمه سلطانی

و با مکری بزرگ مکر کردند

- ترجمه راستین

و (بر ضد من) بزرگترین مکر و حیله به کار بردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا

و [فیمابین خود] گفتند خدایان خود را هرگز رها نکنید و وَدّ و نه سواع و نه یغوث و یعوق و نسر را هرگز رها نکنید [یعنی مخصوصاً اینان را رها نکنید] {گفته شده این اسماء گروه صالحانی بود که بین آدم و نوح (ع) بودند و گروهی بعد آنها ایجاد شد که اخذ شدهٔ آنها در عبادت را از آنها اخذ می‌کردند، و ابلیس به آنها گفت: اگر صُور آنها را صورت دهید برای شما انشط (با نشاط‌تر) و اشوق (با شوق بیشتر) به عبادت می‌باشد، پس انجام دادند و بعد آنان گروهی ایجاد شدند و ابلیس به آنها گفت: همانا کسانی که قبل شما بودند آنها را عبادت می‌کردند، پس آنها را عبادت کردند، و عبادت اوثان از آن زمان سیره گشت}

- ترجمه سلطانی

و (فیمابین خود) گفتند خدایان خود را هرگز رها نکنید و وَدّ و نه سواع و نه یغوث و یعوق و نسر را هرگز رها نکنید

- ترجمه راستین

و گفتند: هرگز خدایان خود را رها نکنید و به خصوص دست از پرستش (این پنج بت) ودّ و سواع و یغوث و یعوق و نسر هرگز برمدارید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالًا

و بسیاری را گمراه کردند [یعنی عبادت کنندگان این خدایان بسیاری از مردم را گمراه کردند، یا این خدایان به آنچه که از شیطان بر هیاکل (هیکل‌ها) آنها ظاهر می‌شد بسیاری را گمراه کردند] و به ستمکاران جز گمراهی مَیَفزا {چون دعاء انبیاء (ع) بر وفق واقع و تکوین است و نوح (ع) از قوم خود مشاهده نموده بود که آنها در ازدیاد گمراهی و دوری از طریق انسان هستند و دید که آنان انسانیّت و فطرت را قطع کرده‌اند و از صلاح آنها و خیر آنها مأیوس شد به آن دعاء کرد، یا چون در عتوّ (تکبّر نمودن و از حدّ خود از ادب تجاوز کردن) و نفار (دور شدن) مبالغه نمودند و بغض فی الله او را گرفت و غضب لله او شدّت یافت به آن دعاء نمود}

- ترجمه سلطانی

و بسیاری را گمراه کردند و به ستمکاران جز گمراهی مَیَفزا

- ترجمه راستین

و آنها بسیاری از خلق را گمراه کردند، و تو ستمکاران را هیچ جز بر ضلالت و عذابشان میفزای.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصَارًا

به خاطر خطا‌هایشان [و ذنوبشان (گناهانشان) با طوفان] غرق شدند و [به سبب اغراق (غرق شدن)] در آتش داخل شدند [زیرا آنها مُردند و انفس آنها با مرگ در آتش خارج شد] و برای خود غیر خداوند یاری کننده‌ای [که عذاب را از آنان دفع کند] نیافتند

- ترجمه سلطانی

به خاطر خطا‌هایشان غرق شدند و در آتش داخل شدند و برای خود غیر خداوند یاری کننده‌ای نیافتند

- ترجمه راستین

آن قوم از کثرت کفر و گناه عاقبت به آب دریا غرق شدند و به آتش دوزخ در افتادند و جز خدا بر خود هیچ یار و یاری نیافتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا

و نوح گفت: پروردگار من از کافران ساکنی بر زمین [باقی] مگذار

- ترجمه سلطانی

و نوح گفت: پروردگار من از کافران ساکنی بر زمین (باقی) مگذار

- ترجمه راستین

و نوح عرض کرد: پروردگارا از این کافران دیّاری بر روی زمین باقی مگذار.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا

همانا تو اگر آنها را رها کنی بندگانت را گمراه می‌کنند و جز فاجر کَفّار (بسیار ناسپاس) نمی‌زایند

- ترجمه سلطانی

همانا تو اگر آنها را رها کنی بندگانت را گمراه می‌کنند و جز فاجر کَفّار (بسیار ناسپاس) نمی‌زایند

- ترجمه راستین

که اگر از آنها هر که را باقی گذاری بندگان (پاک با ایمان) تو را گمراه می‌کنند و فرزندی هم جز بدکار و کافر از آنان به ظهور نمی‌رسد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا

[بعد آنکه بر شدّت غضب لله خود برای قومش دعاء کرد به خداوند تضرّع نمود و از غضب لله خود استغفار کرد، زیرا حبّ فی الله اوُلی از بغض فی الله است] پروردگار من مرا و والدینم و کسی که با عنوان مؤمن به خانهٔ من داخل شد {کسی که داخل ولایت شده داخل در خانهٔ انبیاء (ع) شده} و مؤمنان و مؤمنات را بیامرز [یعنی مسلمین و مسلمات را که دعوت عامّه را قبول کردند و هنوز دعوت خاصّه را قبول نکرده‌اند، یا مراد از آنان مؤمنین و مؤمنات به ولایت با بیعت خاصّهٔ ولویّه است لکن مراد از کسی که داخل خانهٔ او شد کسی است که با بیعت خاصّه بر دست او بیعت کرده و مراد از مؤمنین و مؤمنات کسی است که با بیعت خاصّه بر دست او و بر دستان غیر او از انبیاء و اولیاء (ع) بیعت کرده است] و جز هلاکت به ستمکاران مَیَفزا.

- ترجمه سلطانی

پروردگار من مرا و والدینم و کسی که با عنوان مؤمن به خانهٔ من داخل شد و مؤمنان و مؤمنات را بیامرز و جز هلاکت به ستمکاران مَیَفزا.

- ترجمه راستین

بار الها، مرا و پدر و مادر من و هر که با ایمان به خانه (یا به کشتی) من داخل شود و همه مردان و زنان با ایمان عالم را ببخش و بیامرز و ستمکاران را جز بر هلاک و عذابشان میفزای.

- ترجمه الهی قمشه‌ای