سورهٔ جن
جن، ، قل أوحی
١١ وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا
و اینکه از میان ما [گروهی] صالحانی هستند و [گروهی] از ما غیر آن [در صلاح یا دون (پائین) آن] هستند [به اینکه بعضی آنها در غایت شرارتند و بعضی آنها در غایت شرارت نمیباشند یعنی ناصالح از ما هستند]، ما دارای راههای مختلف [متفرّق] میباشیم [یا به انفس خود طرائق متفرّقه میباشیم]
- ترجمه سلطانیو اینکه از میان ما (گروهی) صالحانی هستند و (گروهی) از ما غیر آن هستند، ما دارای راههای مختلف میباشیم
- ترجمه راستینو همانا برخی از ما صالح و نیکوکار هستیم و برخی بر خلاف آن، عقیده و اعمال ما هم بسیار متفرق و مختلف است.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن نُّعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُ هَرَبًا
و اینکه ما گمان کردیم (دانستیم) که [هر جایی که در آن باشیم] هرگز خداوند را در زمین عاجز نخواهیم کرد و هرگز با فرار کردن [به آسمان] او را عاجز نخواهیم کرد {اتیان به «ظنّ» برای این است که علوم نفوس در مغایرت آنها با معلوماتشان و جواز انفکاک معلومات آنها از آنها شأن آنها شأن ظنّ است}
- ترجمه سلطانیو اینکه ما گمان کردیم (دانستیم) که (هر جایی که در آن باشیم) هرگز خداوند را در زمین عاجز نخواهیم کرد و هرگز با فرار کردن او را عاجز نخواهیم کرد
- ترجمه راستینو ما چنین دانستهایم که هرگز در زمین بر قدرت خدا غلبه و از محیط اقتدارش فرار نتوانیم کرد.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ وَأَنَّا لَـمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا
و اینکه ما هنگامی که هدایت [یعنی قرآن یا رسالت یا ولایت] را شنیدیم به او ایمان آوردیم و هر کس به پروردگارش ایمان آورد پس از کاستیی [یعنی نقصی یا ظلمی یا مُشاحتی (بحثی، مناقشهای) در حساب یا کوریی بر چشمش] و نه از رهقی نمیترسد
- ترجمه سلطانیو اینکه ما هنگامی که هدایت را شنیدیم به او ایمان آوردیم و هر کس به پروردگارش ایمان آورد پس از کاستیی و نه از فرو پوشیدنی نمیترسد
- ترجمه راستینو ما چون به سخنان هدایت (یعنی آیات قرآن) گوش فرا دادیم (برخی) ایمان آوردیم و هر که به خدای خود ایمان آورد دیگر از نقصان خیر و ثواب و از احاطه رنج و عذاب بر خود هیچ نترسد.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا
و اینکه از میان ما مسلمینی و از ما بیدادگرانی [خارج شدگانی از حقّ] هستند و کسانی که اسلام آوردهاند همانا آنان قصد هدایت کردهاند
- ترجمه سلطانیو اینکه از میان ما مسلمینی و از ما بیدادگرانی (خارج شده از حقّ) هستند و کسانی که اسلام آوردهاند همانا آنان قصد هدایت کردهاند
- ترجمه راستینو از ما جنّیان هم بعضی مسلمان و بیآزار و برخی کافر و ستمکارند، و آنان که اسلام آوردند راستی به راه رشد و صواب شتافتند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِـجَهَنَّمَ حَطَبًا
و امّا بیدادگران پس هیزم برای جهنّم میباشند [یعنی به خود میسوزند، یا جحیم با آنها بر میافروزد]
- ترجمه سلطانیو امّا بیدادگران پس هیزم برای جهنّم میباشند
- ترجمه راستینو اما ستمکاران ما هیزم بر آتش جهنّم گردیدند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ وَأَنلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاءً غَدَقًا
و اگر بر طریق استقامت ورزند حتماً آبی فراوان به آنها مینوشانیم
- ترجمه سلطانیو اگر بر طریق استقامت ورزند حتماً آبی فراوان به آنها مینوشانیم
- ترجمه راستینو اگر بر طریقه (اسلام و ایمان) پایدار بودند آب (علم و رحمت و رزق) فراوان نصیبشان البته میگردانیدیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ لِّنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا
تا آنها را در آن [آب] بیازماییم [یا به سبب آن آنها را عذاب نماییم] و هر کس از ذکر پروردگارش [یعنی از ذکر او بر پروردگارش یا ذکر پروردگارش بر او، یا از آنچه که با آن پروردگارش ذکر میشود و اصل آنچه که ذکر پرودگار با آن است علیّ (ع) و ولایت او است] روی گرداند او را در عذابی مشقّت آور [هر عذاب مشقّت آوری یا غالبی (غلبه کنندهای) و غالبی بر معذّب] وارد (داخل) میکند
- ترجمه سلطانیتا آنها را در آن بیازماییم و هر کس از ذکر پروردگارش روی گرداند او را در عذابی مشقّت آور وارد میکند
- ترجمه راستینتا به آن نعمت آنها را امتحان و آزمایش کنیم، و هر که از یاد خدای خود اعراض کند خدا او را به عذابی بسیار سخت درآورد.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا
و اینکه مساجد برای خداوند است [یعنی مختصّ به او هستند] پس احدی را با خداوند [در آنها] مخوانید [یا با مظاهر خداوند که همان مساجد هستند احدی را نخوانید]
- ترجمه سلطانیو اینکه مساجد برای خداوند است پس احدی را با خداوند (در آنها) مخوانید
- ترجمه راستینو مساجد مخصوص (پرستش ذات یکتای) خداست پس نباید با خدا احدی غیر او را پرستش کنید.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ وَأَنَّهُ لَـمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا
و اینکه چون عبد الله [یعنی محمّد (ص)] ایستاد که او را بخواند [یا عبادت کند یا او را با زبانش دعوت کند، یا «لا اله الّا الله» بگوید، یا قرآن قرائت کند، یا به سوی او دعوت کند] نزدیک بود که [جنّ برای استماع دعاى او یا اصحاب او برای استماع قرآن و احادیث او، یا قریش برای منع او و ردع (جلوگیری کردن) از او] بر او ازدحام کنند
- ترجمه سلطانیو اینکه چون عبد الله (محمّد (ص)) ایستاد که او را بخواند (عبادت کند) نزدیک بود که بر او ازدحام کنند
- ترجمه راستینو چون بنده خاصّ خدا (محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) قیام کرد و خدا را میخواند طایفه جنّیان (برای استماع قرآن) چنان گرد او ازدحام کردند که نزدیک بود بر سر هم فرو ریزند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ قُلْ إِنَّمَا أَدْعُوا رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا
بگو جز این نیست که پروردگارم را میخوانم و احدی را با او شریک نمیکنم [چه از من راضی شوید یا خشمناک شوید]
- ترجمه سلطانیبگو جز این نیست که پروردگارم را میخوانم و احدی را با او شریک نمیکنم
- ترجمه راستینبگو: من تنها خدای خود را میپرستم و هرگز احدی را با او شریک نمیگردانم.
- ترجمه الهی قمشهای