سورهٔ جن

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۲۸
نام‌های سوره:
جن، ، قل‏ أوحی
نمایش آیات ۱ الی ۲۸
(نمایش صفحه به صفحه آیات سوره)
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


جزء ۲۹
سوره جن
حزب ۱۱۵

١ قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا

[به اهل مکّه] بگو به من وحی شد که گروهی از جنّ گوش فرا داده‌اند و گفته‌اند همانا ما قرآن عجیبی شنیده‌ایم

- ترجمه سلطانی

بگو به من وحی شد که گروهی از جنّ گوش فرا داده‌اند و گفته‌اند همانا ما قرآن عجیبی شنیده‌ایم

- ترجمه راستین

(ای رسول ما) بگو: مرا وحی رسیده که گروهی از جنّیان (آیات قرآن را هنگام قرائت من) استماع کرده‌اند و پس از شنیدن گفته‌اند که ما از قرآن آیات عجیبی شنیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا

که به رشد هدایت می‌کند و به او ایمان آوردیم و هرگز احدی را با پروردگارمان شریک نخواهیم آورد

- ترجمه سلطانی

که به رشد هدایت می‌کند و به او ایمان آوردیم و هرگز احدی را با پروردگارمان شریک نخواهیم آورد

- ترجمه راستین

که به راه خیر و صلاح هدایت می‌کند، بدین سبب ما به آن ایمان آورده و دیگر هرگز به خدای خود مشرک نخواهیم شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا

و اینکه او تعالی پروردگار والای ما همسر و نه فرزندی نگرفته [چنانکه بعضی انس (انسان‌ها) می‌گویند]

- ترجمه سلطانی

و اینکه او تعالی پروردگار والای ما همسر و نه فرزندی نگرفته

- ترجمه راستین

و همانا بسیار بلند مرتبه است شأن و اقتدار پروردگار ما، او همجفت و فرزندی هرگز نگرفته (و از این آلایشهای جسمانی پاک و مبرّا) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ وَأَنَّهُ كَانَ يَقُـولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا

و اینکه سفیه ما [که منحرف از دین بود، و مراد از سفیه شیطان یا مطلق منحرفان از حقّ است] به گزاف [گفتاری بعید (دور) از حقّ به عنوان مجاوز از حدّ، یا آن به معنی ظلم است] بر خداوند می‌گفت

- ترجمه سلطانی

و اینکه سفیه ما به گزاف بر خداوند می‌گفت

- ترجمه راستین

و البته سفیهان و بی‌خردان ما به خدا دروغ می‌بستند (که به او فرزندی مسیح و عزیر و فرشتگان را نسبت دادند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا

و اینکه ما گمان می‌کردیم که انسان و جن هرگز بر خداوند دروغ نخواهند بست [یعنی اگر ما از سفیه تبعیّت می‌کردیم پس آن از آن ظنّ بود یعنی تصدیق ما و اتّباع ما از کسی بود که برای خدای تعالی قائل به شریک و صاحبه (همسر) و ولد بود لذلک تا آنکه قرآن را شنیدیم و یقین کردیم که آنها به دروغ می‌گویند]

- ترجمه سلطانی

و اینکه ما گمان می‌کردیم که انسان و جن هرگز بر خداوند دروغ نخواهند بست

- ترجمه راستین

و ما چنین می‌پنداشتیم که هرگز هیچ قومی از جنّ و انس بر خدای متعال دروغ و افترا نخواهد گفت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا

و اینکه اشخاصی از انس به اشخاصی از جنّ پناه می‌برند پس حجاب [گمراهی] را برای آنها زیاد نمودند {«رَهَق» سفاهت، خفّت، رکوب (ارتکاب) شرّ و ظلم، و غشیان (گائیدن) محارم، و حمل (وادار کردن) انسان بر آنچه که طاقت آن را ندارد، و دروغ، و عجله است}

- ترجمه سلطانی

و اینکه اشخاصی از انس به اشخاصی از جنّ پناه می‌برند و حجاب (گمراهی) را برای آنها زیاد نمودند

- ترجمه راستین

و همانا مردانی از نوع بشر به مردانی از گروه جنّ پناه می‌بردند (و خود را در بیابانها به جنّیان می‌سپردند) و جنّیان بر غرور و جهل آنها سخت می‌افزودند (آیه چنین تفسیر شده که زمان جاهلیّت عرب در بیابان پناه به بزرگ جنّیان آنجا می‌برد تا ایمن باشد آن‌گاه آسوده می‌خفت و مال و جانش به خطر می‌افتاد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا

و اینکه آنها همانطور که شما گمان کردید گمان می‌کردند که خداوند هرگز احدی را بر نخواهد انگیخت [یا نخواهد فرستاد] {این از قول مؤمنین جنّ به کفّار آنها است، یعنی که این اشخاص عائذ (پناه برنده) برای ضعف حالشان و سوء عقیدتشان به جنّ یا به اناسی پناه برده‌اند، زیرا همانطور که شما ای جنّیان گمان کردید آنها نیز گمان کردند که خداوند هرگز احدی را به عنوان رسول به سوی بنی آدم مبعوث نمی‌کند، یا هرگز خداوند احدی را در قیامت بر نمی‌انگیزاند، یا آن معترضه از خداوند است و معنی می‌دهد که آنها یعنی جنّ گمان کردند همانطور که شما ای انس (انسان‌ها) گمان کردید که خداوند هرگز احدی را بعث نمی‌کند}

- ترجمه سلطانی

و اینکه آنها همانطور که شما گمان کردید گمان می‌کردند که خداوند هرگز احدی را بر نخواهد انگیخت (یا نخواهد فرستاد)

- ترجمه راستین

و آنها هم مانند شما (آدمیان گروهی کافر شده و) گمان کردند که خدا احدی را (به قیامت) زنده نخواهد کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا

و اینکه ما آسمان را لمس کردیم [یعنی به آن نزدیک شدیم، یا به آن صعود کردیم، یا صعود به آن را طلب کردیم] و آن را شدیداً پُر شده از نگهبانان قوی [که با آنها استراق سمع ممکن نمی‌شود] و شهاب‌ها یافتیم {مراد از شهاب‌ها آن قوای روحانی متّضاده بر شیاطین، رادع (بازدارنده) آنها از ساحت حضور ارواح طیّبه، متصوّر بر بَصائر مُنْفَتِحه (دیدگان گشوده شده) به صور شهاب‌ها هستند، چه استراق سمع از آسمان‌های طبع باشد یا از آسمان‌های ارواح یکسان است}

- ترجمه سلطانی

و اینکه ما آسمان را لمس کردیم (به آن نزدیک شدیم) و آن را شدیداً پُر شده از نگهبانان قوی و شهاب‌ها یافتیم

- ترجمه راستین

و جنّیان گفتند ما به آسمان بر شدیم (تا اسرار وحی را استراق کنیم) لیکن یافتیم که آنجا فرشته نگهبان با قدرت و تیر شهاب آتشبار فراوان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا

و اینکه ما برای شنود در آن محل‌های نشستن می‌نشستیم پس کسی که الآن گوش فرا بدهد شهابی مترصّد [بر رمی بر او] بر خود می‌یابد

- ترجمه سلطانی

و اینکه ما برای شنود در آن محل‌های نشستن می‌نشستیم پس کسی که الآن گوش فرا بدهد شهابی مترصّد بر خود می‌یابد

- ترجمه راستین

و ما (پیش از نزول قرآن) در کمین شنیدن سخنان آسمانی و اسرار وحی می‌نشستیم اما اینک هر که (از اسرار وحی الهی) سخنی بخواهد شنید تیر شهاب در کمینگاه اوست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَأَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا

و اینکه ما نمی‌دانیم که آیا در زمین [نسبت] به کسانی شرّی اراده شده [زیرا تغییر اوضاع آسمان دلالت بر حدوث حادثی بزرگ می‌کند] یا پروردگارشان [خیری و] صلاحی را برای آنان خواسته است

- ترجمه سلطانی

و اینکه ما نمی‌دانیم که آیا در زمین (نسبت) به کسانی شرّی اراده شده یا پروردگارشان صلاحی را برای آنان خواسته است

- ترجمه راستین

و ما هنوز نمی‌دانیم که آیا عاقبت برای مردم زمین (با این مذاهب و اعمال مختلف که دارند) شرّ و فساد خواسته‌اند یا که خدای آنها بر هدایت آنان رشد و خیر و صلاح آنها را منظور دارد؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا

و اینکه از میان ما [گروهی] صالحانی هستند و [گروهی] از ما غیر آن [در صلاح یا دون (پائین) آن] هستند [به اینکه بعضی آنها در غایت شرارتند و بعضی آنها در غایت شرارت نمی‌باشند یعنی ناصالح از ما هستند]، ما دارای راه‌های مختلف [متفرّق] می‌باشیم [یا به انفس خود طرائق متفرّقه می‌باشیم]

- ترجمه سلطانی

و اینکه از میان ما (گروهی) صالحانی هستند و (گروهی) از ما غیر آن هستند، ما دارای راه‌های مختلف می‌باشیم

- ترجمه راستین

و همانا برخی از ما صالح و نیکوکار هستیم و برخی بر خلاف آن، عقیده و اعمال ما هم بسیار متفرق و مختلف است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن نُّعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُ هَرَبًا

و اینکه ما گمان کردیم (دانستیم) که [هر جایی که در آن باشیم] هرگز خداوند را در زمین عاجز نخواهیم کرد و هرگز با فرار کردن [به آسمان] او را عاجز نخواهیم کرد {اتیان به «ظنّ» برای این است که علوم نفوس در مغایرت آنها با معلوماتشان و جواز انفکاک معلومات آنها از آنها شأن آنها شأن ظنّ است}

- ترجمه سلطانی

و اینکه ما گمان کردیم (دانستیم) که (هر جایی که در آن باشیم) هرگز خداوند را در زمین عاجز نخواهیم کرد و هرگز با فرار کردن او را عاجز نخواهیم کرد

- ترجمه راستین

و ما چنین دانسته‌ایم که هرگز در زمین بر قدرت خدا غلبه و از محیط اقتدارش فرار نتوانیم کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ وَأَنَّا لَـمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا

و اینکه ما هنگامی که هدایت [یعنی قرآن یا رسالت یا ولایت] را شنیدیم به او ایمان آوردیم و هر کس به پروردگارش ایمان آورد پس از کاستیی [یعنی نقصی یا ظلمی یا مُشاحتی (بحثی، مناقشه‌ای) در حساب یا کوریی بر چشمش] و نه از رهقی نمی‌ترسد

- ترجمه سلطانی

و اینکه ما هنگامی که هدایت را شنیدیم به او ایمان آوردیم و هر کس به پروردگارش ایمان آورد پس از کاستیی و نه از فرو پوشیدنی نمی‌ترسد

- ترجمه راستین

و ما چون به سخنان هدایت (یعنی آیات قرآن) گوش فرا دادیم (برخی) ایمان آوردیم و هر که به خدای خود ایمان آورد دیگر از نقصان خیر و ثواب و از احاطه رنج و عذاب بر خود هیچ نترسد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۹
سوره جن
حزب ۱۱۵

١٤ وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا

و اینکه از میان ما مسلمینی و از ما بیدادگرانی [خارج شدگانی از حقّ] هستند و کسانی که اسلام آورده‌اند همانا آنان قصد هدایت کرده‌اند

- ترجمه سلطانی

و اینکه از میان ما مسلمینی و از ما بیدادگرانی (خارج شده از حقّ) هستند و کسانی که اسلام آورده‌اند همانا آنان قصد هدایت کرده‌اند

- ترجمه راستین

و از ما جنّیان هم بعضی مسلمان و بی‌آزار و برخی کافر و ستمکارند، و آنان که اسلام آوردند راستی به راه رشد و صواب شتافتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِـجَهَنَّمَ حَطَبًا

و امّا بیدادگران پس هیزم برای جهنّم می‌باشند [یعنی به خود می‌سوزند، یا جحیم با آنها بر می‌افروزد]

- ترجمه سلطانی

و امّا بیدادگران پس هیزم برای جهنّم می‌باشند

- ترجمه راستین

و اما ستمکاران ما هیزم بر آتش جهنّم گردیدند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ وَأَنلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاءً غَدَقًا

و اگر بر طریق استقامت ورزند حتماً آبی فراوان به آنها می‌نوشانیم

- ترجمه سلطانی

و اگر بر طریق استقامت ورزند حتماً آبی فراوان به آنها می‌نوشانیم

- ترجمه راستین

و اگر بر طریقه (اسلام و ایمان) پایدار بودند آب (علم و رحمت و رزق) فراوان نصیبشان البته می‌گردانیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ لِّنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا

تا آنها را در آن [آب] بیازماییم [یا به سبب آن آنها را عذاب نماییم] و هر کس از ذکر پروردگارش [یعنی از ذکر او بر پروردگارش یا ذکر پروردگارش بر او، یا از آنچه که با آن پروردگارش ذکر می‌شود و اصل آنچه که ذکر پرودگار با آن است علیّ (ع) و ولایت او است] روی گرداند او را در عذابی مشقّت آور [هر عذاب مشقّت آوری یا غالبی (غلبه کننده‌ای) و غالبی بر معذّب] وارد (داخل) می‌کند

- ترجمه سلطانی

تا آنها را در آن بیازماییم و هر کس از ذکر پروردگارش روی گرداند او را در عذابی مشقّت آور وارد می‌کند

- ترجمه راستین

تا به آن نعمت آنها را امتحان و آزمایش کنیم، و هر که از یاد خدای خود اعراض کند خدا او را به عذابی بسیار سخت درآورد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا

و اینکه مساجد برای خداوند است [یعنی مختصّ به او هستند] پس احدی را با خداوند [در آنها] مخوانید [یا با مظاهر خداوند که همان مساجد هستند احدی را نخوانید]

- ترجمه سلطانی

و اینکه مساجد برای خداوند است پس احدی را با خداوند (در آنها) مخوانید

- ترجمه راستین

و مساجد مخصوص (پرستش ذات یکتای) خداست پس نباید با خدا احدی غیر او را پرستش کنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ وَأَنَّهُ لَـمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا

و اینکه چون عبد الله [یعنی محمّد (ص)] ایستاد که او را بخواند [یا عبادت کند یا او را با زبانش دعوت ‌کند، یا «لا اله الّا الله» ‌بگوید، یا قرآن ‌قرائت کند، یا به سوی او دعوت کند] نزدیک بود که [جنّ برای استماع دعاى او یا اصحاب او برای استماع قرآن و احادیث او، یا قریش برای منع او و ردع (جلوگیری کردن) از او] بر او ازدحام کنند

- ترجمه سلطانی

و اینکه چون عبد الله (محمّد (ص)) ایستاد که او را بخواند (عبادت کند) نزدیک بود که بر او ازدحام کنند

- ترجمه راستین

و چون بنده خاصّ خدا (محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) قیام کرد و خدا را می‌خواند طایفه جنّیان (برای استماع قرآن) چنان گرد او ازدحام کردند که نزدیک بود بر سر هم فرو ریزند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ قُلْ إِنَّمَا أَدْعُوا رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا

بگو جز این نیست که پروردگارم را می‌خوانم و احدی را با او شریک نمی‌کنم [چه از من راضی شوید یا خشمناک شوید]

- ترجمه سلطانی

بگو جز این نیست که پروردگارم را می‌خوانم و احدی را با او شریک نمی‌کنم

- ترجمه راستین

بگو: من تنها خدای خود را می‌پرستم و هرگز احدی را با او شریک نمی‌گردانم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا

بگو همانا من مالک ضرری و نه هدایتی برای شما نیستم [تا آنکه آنچه از عذاب که استعجال (طلب تعجیل کردن) می‌کنید یا از آیات به آنچه که اقتراح (درخواست) می‌کنید را بیاورم]

- ترجمه سلطانی

بگو همانا من مالک ضرری و نه هدایتی برای شما نیستم

- ترجمه راستین

و باز بگو: من مالک و قادر بر خیر و شرّ شما نیستم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا

بگو همانا هرگز احدی مرا از خداوند پناه نخواهد داد و غیر از او هرگز [به عنوان ملتجأ یا منحرفاً] پناهی نخواهم یافت

- ترجمه سلطانی

بگو همانا هرگز احدی مرا از خداوند پناه نخواهد داد و غیر از او هرگز پناهی نخواهیم یافت

- ترجمه راستین

باز بگو که (اگر خدا بر من قهر و غضب کند) ابدا کسی مرا از (قهر) خدا در پناه نتواند گرفت و به غیر او هیچ گریز گاهی هرگز نخواهم یافت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا

[از جهت تبلیغ از جانب خداوند یا بلوغ (رساندن) وحی از خداوند بر عهدهٔ من] جز رساندن از خداوند و رسالات او نیست و کسی که خداوند و رسولش را نافرمانی کند پس همانا آتش جهنّم برای او است در آن به ابد ماندگار است

- ترجمه سلطانی

(بر عهدهٔ من) جز رساندن از خداوند و رسالات او نیست و کسی که خداوند و رسولش را نافرمانی کند پس همانا آتش جهنّم برای او است در آن به ابد ماندگار است

- ترجمه راستین

تنها مأمن و پناه من ابلاغ احکام خدا و رسانیدن پیغام الهی است، و آنان که نافرمانی خدا و رسول او کنند البته کیفرشان آتش دوزخ است که در آن تا ابد مخلّد باشند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا

تا آنگاه که آنچه [از عذاب یا از حساب یا از قسیم (تقسیم کننده) جنّت و آتش بودن علیّ (ع)، یا از مرگ، یا قائم (ع) و انصار (یاران) او، یا علی (ع) در رجعت] که وعده داده می‌شوند را ببینند آنگاه خواهند دانست چه کسی از لحاظ یاور ضعیف‌تر و از لحاظ عدد کمتر است [چنانکه می‌گفتند ما قوی هستیم و از لحاظ عدد از علی (ع) بیشتر هستیم]

- ترجمه سلطانی

تا آنگاه که آنچه که وعده داده می‌شوند را ببینند آنگاه خواهند دانست چه کسی از لحاظ یاور ضعیف‌تر و از لحاظ عدد کمتر است

- ترجمه راستین

(ای رسول، کافران را رها کن) تا روزی که عذاب موعود خود را به چشم ببینند، آن زمان خواهند دانست که (تو و آنها) کدامتان یارانش ضعیف و ناتوان‌تر و سپاهش کمتر است؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا

بگو که نمی‌دانم که آیا آنچه که وعده داده می‌شوید [از آنچه که ذکر شد] نزدیک است یا پروردگارم برای آن مدّتی (دور) قرار می‌دهد

- ترجمه سلطانی

بگو که نمی‌دانم که آیا آنچه که (به آن) وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم برای آن مدّتی قرار می‌دهد

- ترجمه راستین

بگو: من خود ندانم که عذاب موعود شما وقتش نزدیک است یا خدا تا آن روز مدتی (بسیار) قرار داده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ عَالِـمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا

عالِم غیب [یعنی عالِم عالَم غیب یا عالم آنچه که آن از ابصار و اسماع در غیب است] است و غیب خود را بر احدی ظاهر نمی‌کند [مطّلعین بر غیب اطّلاع آنان جز به لطیفهٔ الهیّه نیست]

- ترجمه سلطانی

عالِم (به عالَم) غیب است و غیب خود را بر احدی ظاهر نمی‌کند

- ترجمه راستین

او دانای غیب عالم است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمی‌کند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُـولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا

مگر بر رسولی که مورد رضایت باشد زیرا از بین دو دست (جلو) او و از پشت او مراقبینی را داخل می‌کند {معنی می‌دهد که خداوند احدی را بر غیب خود مُظهر نمی‌کند مگر کسی که رسول بشری یا ملکی از او راضی شوند برای اینکه رسول (ص) از بین دو دست خودش یعنی آخرت و از خلف (پشت) خود یعنی دنیا مترقّبی را بر امور آن دو داخل می‌کند، یا بر اطّلاع بر اسرار آن دو، یا از بین دو دستش و از خلف خود از قوای درّاکهٔ خود و ملائکهٔ موکّل بر او رصّادی (مراقبینی) و مترقّبانی را قرار می‌دهد تا اخبار دنیا و اسرار آخرت را به او بیاموزند، یا خداوند در مظاهر خویش که همان ملائکهٔ موکّله بر رسول هستند مترقّبی را برای اخبار و اعلام به رسول (ص) می‌گمارد یا خداوند رصّادی (بسیار رصد کننده‌ای) برای او قرار می‌دهد تا به او اعلام نماید}

- ترجمه سلطانی

مگر بر رسولی که مورد رضایت باشد زیرا از بین دو دست (جلو) او و از پشت او مراقبینی را داخل می‌کند

- ترجمه راستین

مگر آن کس را که به پیامبری برگزیده است که فرشتگان را از پیش رو و پشت سر او می‌فرستد (تا اسرار وحی را شیاطین به سرقت گوش نربایند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ لِّيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا

تا [خداوند] بداند که [رسولانی که آنها ملائکه هستند یا رسولان بشری] رسالات پروردگارشان را ابلاغ کرده‌اند [و معنی می‌دهد تا علمش را به آن ظاهر ‌سازد] و به آنچه که نزد آنها است احاطه دارد و هر چیزی را به عدد [آن] احصاء (شمارش) کرده است.

- ترجمه سلطانی

تا (خداوند) بداند که رسالات پروردگارشان را ابلاغ کرده‌اند و به آنچه که نزد آنها است احاطه دارد و هر چیزی را به عدد (آن) احصاء (شمارش) کرده است.

- ترجمه راستین

تا بداند (و معلوم سازد) که آن رسولان پیغامهای پروردگار خود را به خلق کاملا رسانیده‌اند، و البته خدا به آنچه نزد رسولان است احاطه کامل دارد و به شماره هر چیز در عالم به خوبی آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای