سورهٔ جن
جن، ، قل أوحی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا
[به اهل مکّه] بگو به من وحی شد که گروهی از جنّ گوش فرا دادهاند و گفتهاند همانا ما قرآن عجیبی شنیدهایم
- ترجمه سلطانیبگو به من وحی شد که گروهی از جنّ گوش فرا دادهاند و گفتهاند همانا ما قرآن عجیبی شنیدهایم
- ترجمه راستین(ای رسول ما) بگو: مرا وحی رسیده که گروهی از جنّیان (آیات قرآن را هنگام قرائت من) استماع کردهاند و پس از شنیدن گفتهاند که ما از قرآن آیات عجیبی شنیدیم.
- ترجمه الهی قمشهای٢ يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا
که به رشد هدایت میکند و به او ایمان آوردیم و هرگز احدی را با پروردگارمان شریک نخواهیم آورد
- ترجمه سلطانیکه به رشد هدایت میکند و به او ایمان آوردیم و هرگز احدی را با پروردگارمان شریک نخواهیم آورد
- ترجمه راستینکه به راه خیر و صلاح هدایت میکند، بدین سبب ما به آن ایمان آورده و دیگر هرگز به خدای خود مشرک نخواهیم شد.
- ترجمه الهی قمشهای٣ وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا
و اینکه او تعالی پروردگار والای ما همسر و نه فرزندی نگرفته [چنانکه بعضی انس (انسانها) میگویند]
- ترجمه سلطانیو اینکه او تعالی پروردگار والای ما همسر و نه فرزندی نگرفته
- ترجمه راستینو همانا بسیار بلند مرتبه است شأن و اقتدار پروردگار ما، او همجفت و فرزندی هرگز نگرفته (و از این آلایشهای جسمانی پاک و مبرّا) است.
- ترجمه الهی قمشهای٤ وَأَنَّهُ كَانَ يَقُـولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا
و اینکه سفیه ما [که منحرف از دین بود، و مراد از سفیه شیطان یا مطلق منحرفان از حقّ است] به گزاف [گفتاری بعید (دور) از حقّ به عنوان مجاوز از حدّ، یا آن به معنی ظلم است] بر خداوند میگفت
- ترجمه سلطانیو اینکه سفیه ما به گزاف بر خداوند میگفت
- ترجمه راستینو البته سفیهان و بیخردان ما به خدا دروغ میبستند (که به او فرزندی مسیح و عزیر و فرشتگان را نسبت دادند).
- ترجمه الهی قمشهای٥ وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا
و اینکه ما گمان میکردیم که انسان و جن هرگز بر خداوند دروغ نخواهند بست [یعنی اگر ما از سفیه تبعیّت میکردیم پس آن از آن ظنّ بود یعنی تصدیق ما و اتّباع ما از کسی بود که برای خدای تعالی قائل به شریک و صاحبه (همسر) و ولد بود لذلک تا آنکه قرآن را شنیدیم و یقین کردیم که آنها به دروغ میگویند]
- ترجمه سلطانیو اینکه ما گمان میکردیم که انسان و جن هرگز بر خداوند دروغ نخواهند بست
- ترجمه راستینو ما چنین میپنداشتیم که هرگز هیچ قومی از جنّ و انس بر خدای متعال دروغ و افترا نخواهد گفت.
- ترجمه الهی قمشهای٦ وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا
و اینکه اشخاصی از انس به اشخاصی از جنّ پناه میبرند پس حجاب [گمراهی] را برای آنها زیاد نمودند {«رَهَق» سفاهت، خفّت، رکوب (ارتکاب) شرّ و ظلم، و غشیان (گائیدن) محارم، و حمل (وادار کردن) انسان بر آنچه که طاقت آن را ندارد، و دروغ، و عجله است}
- ترجمه سلطانیو اینکه اشخاصی از انس به اشخاصی از جنّ پناه میبرند و حجاب (گمراهی) را برای آنها زیاد نمودند
- ترجمه راستینو همانا مردانی از نوع بشر به مردانی از گروه جنّ پناه میبردند (و خود را در بیابانها به جنّیان میسپردند) و جنّیان بر غرور و جهل آنها سخت میافزودند (آیه چنین تفسیر شده که زمان جاهلیّت عرب در بیابان پناه به بزرگ جنّیان آنجا میبرد تا ایمن باشد آنگاه آسوده میخفت و مال و جانش به خطر میافتاد).
- ترجمه الهی قمشهای٧ وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا
و اینکه آنها همانطور که شما گمان کردید گمان میکردند که خداوند هرگز احدی را بر نخواهد انگیخت [یا نخواهد فرستاد] {این از قول مؤمنین جنّ به کفّار آنها است، یعنی که این اشخاص عائذ (پناه برنده) برای ضعف حالشان و سوء عقیدتشان به جنّ یا به اناسی پناه بردهاند، زیرا همانطور که شما ای جنّیان گمان کردید آنها نیز گمان کردند که خداوند هرگز احدی را به عنوان رسول به سوی بنی آدم مبعوث نمیکند، یا هرگز خداوند احدی را در قیامت بر نمیانگیزاند، یا آن معترضه از خداوند است و معنی میدهد که آنها یعنی جنّ گمان کردند همانطور که شما ای انس (انسانها) گمان کردید که خداوند هرگز احدی را بعث نمیکند}
- ترجمه سلطانیو اینکه آنها همانطور که شما گمان کردید گمان میکردند که خداوند هرگز احدی را بر نخواهد انگیخت (یا نخواهد فرستاد)
- ترجمه راستینو آنها هم مانند شما (آدمیان گروهی کافر شده و) گمان کردند که خدا احدی را (به قیامت) زنده نخواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٨ وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا
و اینکه ما آسمان را لمس کردیم [یعنی به آن نزدیک شدیم، یا به آن صعود کردیم، یا صعود به آن را طلب کردیم] و آن را شدیداً پُر شده از نگهبانان قوی [که با آنها استراق سمع ممکن نمیشود] و شهابها یافتیم {مراد از شهابها آن قوای روحانی متّضاده بر شیاطین، رادع (بازدارنده) آنها از ساحت حضور ارواح طیّبه، متصوّر بر بَصائر مُنْفَتِحه (دیدگان گشوده شده) به صور شهابها هستند، چه استراق سمع از آسمانهای طبع باشد یا از آسمانهای ارواح یکسان است}
- ترجمه سلطانیو اینکه ما آسمان را لمس کردیم (به آن نزدیک شدیم) و آن را شدیداً پُر شده از نگهبانان قوی و شهابها یافتیم
- ترجمه راستینو جنّیان گفتند ما به آسمان بر شدیم (تا اسرار وحی را استراق کنیم) لیکن یافتیم که آنجا فرشته نگهبان با قدرت و تیر شهاب آتشبار فراوان است.
- ترجمه الهی قمشهای٩ وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا
و اینکه ما برای شنود در آن محلهای نشستن مینشستیم پس کسی که الآن گوش فرا بدهد شهابی مترصّد [بر رمی بر او] بر خود مییابد
- ترجمه سلطانیو اینکه ما برای شنود در آن محلهای نشستن مینشستیم پس کسی که الآن گوش فرا بدهد شهابی مترصّد بر خود مییابد
- ترجمه راستینو ما (پیش از نزول قرآن) در کمین شنیدن سخنان آسمانی و اسرار وحی مینشستیم اما اینک هر که (از اسرار وحی الهی) سخنی بخواهد شنید تیر شهاب در کمینگاه اوست.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ وَأَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا
و اینکه ما نمیدانیم که آیا در زمین [نسبت] به کسانی شرّی اراده شده [زیرا تغییر اوضاع آسمان دلالت بر حدوث حادثی بزرگ میکند] یا پروردگارشان [خیری و] صلاحی را برای آنان خواسته است
- ترجمه سلطانیو اینکه ما نمیدانیم که آیا در زمین (نسبت) به کسانی شرّی اراده شده یا پروردگارشان صلاحی را برای آنان خواسته است
- ترجمه راستینو ما هنوز نمیدانیم که آیا عاقبت برای مردم زمین (با این مذاهب و اعمال مختلف که دارند) شرّ و فساد خواستهاند یا که خدای آنها بر هدایت آنان رشد و خیر و صلاح آنها را منظور دارد؟
- ترجمه الهی قمشهای١١ وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا
و اینکه از میان ما [گروهی] صالحانی هستند و [گروهی] از ما غیر آن [در صلاح یا دون (پائین) آن] هستند [به اینکه بعضی آنها در غایت شرارتند و بعضی آنها در غایت شرارت نمیباشند یعنی ناصالح از ما هستند]، ما دارای راههای مختلف [متفرّق] میباشیم [یا به انفس خود طرائق متفرّقه میباشیم]
- ترجمه سلطانیو اینکه از میان ما (گروهی) صالحانی هستند و (گروهی) از ما غیر آن هستند، ما دارای راههای مختلف میباشیم
- ترجمه راستینو همانا برخی از ما صالح و نیکوکار هستیم و برخی بر خلاف آن، عقیده و اعمال ما هم بسیار متفرق و مختلف است.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن نُّعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُ هَرَبًا
و اینکه ما گمان کردیم (دانستیم) که [هر جایی که در آن باشیم] هرگز خداوند را در زمین عاجز نخواهیم کرد و هرگز با فرار کردن [به آسمان] او را عاجز نخواهیم کرد {اتیان به «ظنّ» برای این است که علوم نفوس در مغایرت آنها با معلوماتشان و جواز انفکاک معلومات آنها از آنها شأن آنها شأن ظنّ است}
- ترجمه سلطانیو اینکه ما گمان کردیم (دانستیم) که (هر جایی که در آن باشیم) هرگز خداوند را در زمین عاجز نخواهیم کرد و هرگز با فرار کردن او را عاجز نخواهیم کرد
- ترجمه راستینو ما چنین دانستهایم که هرگز در زمین بر قدرت خدا غلبه و از محیط اقتدارش فرار نتوانیم کرد.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ وَأَنَّا لَـمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا
و اینکه ما هنگامی که هدایت [یعنی قرآن یا رسالت یا ولایت] را شنیدیم به او ایمان آوردیم و هر کس به پروردگارش ایمان آورد پس از کاستیی [یعنی نقصی یا ظلمی یا مُشاحتی (بحثی، مناقشهای) در حساب یا کوریی بر چشمش] و نه از رهقی نمیترسد
- ترجمه سلطانیو اینکه ما هنگامی که هدایت را شنیدیم به او ایمان آوردیم و هر کس به پروردگارش ایمان آورد پس از کاستیی و نه از فرو پوشیدنی نمیترسد
- ترجمه راستینو ما چون به سخنان هدایت (یعنی آیات قرآن) گوش فرا دادیم (برخی) ایمان آوردیم و هر که به خدای خود ایمان آورد دیگر از نقصان خیر و ثواب و از احاطه رنج و عذاب بر خود هیچ نترسد.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا
و اینکه از میان ما مسلمینی و از ما بیدادگرانی [خارج شدگانی از حقّ] هستند و کسانی که اسلام آوردهاند همانا آنان قصد هدایت کردهاند
- ترجمه سلطانیو اینکه از میان ما مسلمینی و از ما بیدادگرانی (خارج شده از حقّ) هستند و کسانی که اسلام آوردهاند همانا آنان قصد هدایت کردهاند
- ترجمه راستینو از ما جنّیان هم بعضی مسلمان و بیآزار و برخی کافر و ستمکارند، و آنان که اسلام آوردند راستی به راه رشد و صواب شتافتند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِـجَهَنَّمَ حَطَبًا
و امّا بیدادگران پس هیزم برای جهنّم میباشند [یعنی به خود میسوزند، یا جحیم با آنها بر میافروزد]
- ترجمه سلطانیو امّا بیدادگران پس هیزم برای جهنّم میباشند
- ترجمه راستینو اما ستمکاران ما هیزم بر آتش جهنّم گردیدند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ وَأَنلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاءً غَدَقًا
و اگر بر طریق استقامت ورزند حتماً آبی فراوان به آنها مینوشانیم
- ترجمه سلطانیو اگر بر طریق استقامت ورزند حتماً آبی فراوان به آنها مینوشانیم
- ترجمه راستینو اگر بر طریقه (اسلام و ایمان) پایدار بودند آب (علم و رحمت و رزق) فراوان نصیبشان البته میگردانیدیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ لِّنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا
تا آنها را در آن [آب] بیازماییم [یا به سبب آن آنها را عذاب نماییم] و هر کس از ذکر پروردگارش [یعنی از ذکر او بر پروردگارش یا ذکر پروردگارش بر او، یا از آنچه که با آن پروردگارش ذکر میشود و اصل آنچه که ذکر پرودگار با آن است علیّ (ع) و ولایت او است] روی گرداند او را در عذابی مشقّت آور [هر عذاب مشقّت آوری یا غالبی (غلبه کنندهای) و غالبی بر معذّب] وارد (داخل) میکند
- ترجمه سلطانیتا آنها را در آن بیازماییم و هر کس از ذکر پروردگارش روی گرداند او را در عذابی مشقّت آور وارد میکند
- ترجمه راستینتا به آن نعمت آنها را امتحان و آزمایش کنیم، و هر که از یاد خدای خود اعراض کند خدا او را به عذابی بسیار سخت درآورد.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا
و اینکه مساجد برای خداوند است [یعنی مختصّ به او هستند] پس احدی را با خداوند [در آنها] مخوانید [یا با مظاهر خداوند که همان مساجد هستند احدی را نخوانید]
- ترجمه سلطانیو اینکه مساجد برای خداوند است پس احدی را با خداوند (در آنها) مخوانید
- ترجمه راستینو مساجد مخصوص (پرستش ذات یکتای) خداست پس نباید با خدا احدی غیر او را پرستش کنید.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ وَأَنَّهُ لَـمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا
و اینکه چون عبد الله [یعنی محمّد (ص)] ایستاد که او را بخواند [یا عبادت کند یا او را با زبانش دعوت کند، یا «لا اله الّا الله» بگوید، یا قرآن قرائت کند، یا به سوی او دعوت کند] نزدیک بود که [جنّ برای استماع دعاى او یا اصحاب او برای استماع قرآن و احادیث او، یا قریش برای منع او و ردع (جلوگیری کردن) از او] بر او ازدحام کنند
- ترجمه سلطانیو اینکه چون عبد الله (محمّد (ص)) ایستاد که او را بخواند (عبادت کند) نزدیک بود که بر او ازدحام کنند
- ترجمه راستینو چون بنده خاصّ خدا (محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) قیام کرد و خدا را میخواند طایفه جنّیان (برای استماع قرآن) چنان گرد او ازدحام کردند که نزدیک بود بر سر هم فرو ریزند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ قُلْ إِنَّمَا أَدْعُوا رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا
بگو جز این نیست که پروردگارم را میخوانم و احدی را با او شریک نمیکنم [چه از من راضی شوید یا خشمناک شوید]
- ترجمه سلطانیبگو جز این نیست که پروردگارم را میخوانم و احدی را با او شریک نمیکنم
- ترجمه راستینبگو: من تنها خدای خود را میپرستم و هرگز احدی را با او شریک نمیگردانم.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا
بگو همانا من مالک ضرری و نه هدایتی برای شما نیستم [تا آنکه آنچه از عذاب که استعجال (طلب تعجیل کردن) میکنید یا از آیات به آنچه که اقتراح (درخواست) میکنید را بیاورم]
- ترجمه سلطانیبگو همانا من مالک ضرری و نه هدایتی برای شما نیستم
- ترجمه راستینو باز بگو: من مالک و قادر بر خیر و شرّ شما نیستم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا
بگو همانا هرگز احدی مرا از خداوند پناه نخواهد داد و غیر از او هرگز [به عنوان ملتجأ یا منحرفاً] پناهی نخواهم یافت
- ترجمه سلطانیبگو همانا هرگز احدی مرا از خداوند پناه نخواهد داد و غیر از او هرگز پناهی نخواهیم یافت
- ترجمه راستینباز بگو که (اگر خدا بر من قهر و غضب کند) ابدا کسی مرا از (قهر) خدا در پناه نتواند گرفت و به غیر او هیچ گریز گاهی هرگز نخواهم یافت.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا
[از جهت تبلیغ از جانب خداوند یا بلوغ (رساندن) وحی از خداوند بر عهدهٔ من] جز رساندن از خداوند و رسالات او نیست و کسی که خداوند و رسولش را نافرمانی کند پس همانا آتش جهنّم برای او است در آن به ابد ماندگار است
- ترجمه سلطانی(بر عهدهٔ من) جز رساندن از خداوند و رسالات او نیست و کسی که خداوند و رسولش را نافرمانی کند پس همانا آتش جهنّم برای او است در آن به ابد ماندگار است
- ترجمه راستینتنها مأمن و پناه من ابلاغ احکام خدا و رسانیدن پیغام الهی است، و آنان که نافرمانی خدا و رسول او کنند البته کیفرشان آتش دوزخ است که در آن تا ابد مخلّد باشند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا
تا آنگاه که آنچه [از عذاب یا از حساب یا از قسیم (تقسیم کننده) جنّت و آتش بودن علیّ (ع)، یا از مرگ، یا قائم (ع) و انصار (یاران) او، یا علی (ع) در رجعت] که وعده داده میشوند را ببینند آنگاه خواهند دانست چه کسی از لحاظ یاور ضعیفتر و از لحاظ عدد کمتر است [چنانکه میگفتند ما قوی هستیم و از لحاظ عدد از علی (ع) بیشتر هستیم]
- ترجمه سلطانیتا آنگاه که آنچه که وعده داده میشوند را ببینند آنگاه خواهند دانست چه کسی از لحاظ یاور ضعیفتر و از لحاظ عدد کمتر است
- ترجمه راستین(ای رسول، کافران را رها کن) تا روزی که عذاب موعود خود را به چشم ببینند، آن زمان خواهند دانست که (تو و آنها) کدامتان یارانش ضعیف و ناتوانتر و سپاهش کمتر است؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا
بگو که نمیدانم که آیا آنچه که وعده داده میشوید [از آنچه که ذکر شد] نزدیک است یا پروردگارم برای آن مدّتی (دور) قرار میدهد
- ترجمه سلطانیبگو که نمیدانم که آیا آنچه که (به آن) وعده داده میشوید نزدیک است یا پروردگارم برای آن مدّتی قرار میدهد
- ترجمه راستینبگو: من خود ندانم که عذاب موعود شما وقتش نزدیک است یا خدا تا آن روز مدتی (بسیار) قرار داده است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ عَالِـمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا
عالِم غیب [یعنی عالِم عالَم غیب یا عالم آنچه که آن از ابصار و اسماع در غیب است] است و غیب خود را بر احدی ظاهر نمیکند [مطّلعین بر غیب اطّلاع آنان جز به لطیفهٔ الهیّه نیست]
- ترجمه سلطانیعالِم (به عالَم) غیب است و غیب خود را بر احدی ظاهر نمیکند
- ترجمه راستیناو دانای غیب عالم است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمیکند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُـولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا
مگر بر رسولی که مورد رضایت باشد زیرا از بین دو دست (جلو) او و از پشت او مراقبینی را داخل میکند {معنی میدهد که خداوند احدی را بر غیب خود مُظهر نمیکند مگر کسی که رسول بشری یا ملکی از او راضی شوند برای اینکه رسول (ص) از بین دو دست خودش یعنی آخرت و از خلف (پشت) خود یعنی دنیا مترقّبی را بر امور آن دو داخل میکند، یا بر اطّلاع بر اسرار آن دو، یا از بین دو دستش و از خلف خود از قوای درّاکهٔ خود و ملائکهٔ موکّل بر او رصّادی (مراقبینی) و مترقّبانی را قرار میدهد تا اخبار دنیا و اسرار آخرت را به او بیاموزند، یا خداوند در مظاهر خویش که همان ملائکهٔ موکّله بر رسول هستند مترقّبی را برای اخبار و اعلام به رسول (ص) میگمارد یا خداوند رصّادی (بسیار رصد کنندهای) برای او قرار میدهد تا به او اعلام نماید}
- ترجمه سلطانیمگر بر رسولی که مورد رضایت باشد زیرا از بین دو دست (جلو) او و از پشت او مراقبینی را داخل میکند
- ترجمه راستینمگر آن کس را که به پیامبری برگزیده است که فرشتگان را از پیش رو و پشت سر او میفرستد (تا اسرار وحی را شیاطین به سرقت گوش نربایند).
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ لِّيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا
تا [خداوند] بداند که [رسولانی که آنها ملائکه هستند یا رسولان بشری] رسالات پروردگارشان را ابلاغ کردهاند [و معنی میدهد تا علمش را به آن ظاهر سازد] و به آنچه که نزد آنها است احاطه دارد و هر چیزی را به عدد [آن] احصاء (شمارش) کرده است.
- ترجمه سلطانیتا (خداوند) بداند که رسالات پروردگارشان را ابلاغ کردهاند و به آنچه که نزد آنها است احاطه دارد و هر چیزی را به عدد (آن) احصاء (شمارش) کرده است.
- ترجمه راستینتا بداند (و معلوم سازد) که آن رسولان پیغامهای پروردگار خود را به خلق کاملا رسانیدهاند، و البته خدا به آنچه نزد رسولان است احاطه کامل دارد و به شماره هر چیز در عالم به خوبی آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای