سورهٔ مدثر
مدثّر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
٢ قُمْ فَأَنْذِرْ
[از خوابت، یا از التحاف (زیر لحاف یا جامه بودن) خود یا از کثرات یا از طبعت] برخیز و [بندگان را از شیطان و از مَساوی (بدیها) نفس و از رذائل آن و از سخط (خشم) خداوند و عقوبات او] انذار کن
- ترجمه سلطانیبرخیز و انذار کن
- ترجمه راستینبرخیز و به اندرز و پند، خلق را خدا ترس گردان.
- ترجمه الهی قمشهای٦ وَلَا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ
و منّت مگذار که افزون طلبی [یعنی عطاء مکن با طلب کردن بر بیشتر از آنچه که به تو عطاء شد، یا بر بندگان با شمارش عطایایت بسیار منّت مگذار، یا با حسنات خویش به جهت افزونطلبی بر آنها بر خداوند منّت نگذار، یا آنچه که از نبوّت یا قرآن یا دین به تو عطاء شده بر مردم با افزونطلبی اجر از بندگان با آن منّت مگذار]
- ترجمه سلطانیو منّت مگذار که افزون طلبی
- ترجمه راستینو بر هر که احسان کنی ابدا منّت مگذار و عوض افزون مخواه.
- ترجمه الهی قمشهای٧ وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ
و برای پروردگارت پس [بر مشاقّ (سختیهای) تکلیف و اثقال (سنگینیهای) نبوّت، یا بر اذیّت کردن قوم، یا بر محاربت (جنگ کردن) عرب و عجم، یا بر طاعات و مصائب و از معاصی] صبر کن
- ترجمه سلطانیو برای پروردگارت پس (بر سختی تکالیف و سنگینی نبوّت) صبر کن
- ترجمه راستینو برای خدایت صبر و شکیبایی پیشگیر.
- ترجمه الهی قمشهای١١ ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا
مرا با کسی که به تنهایی [یا وحید (کسی است که پدرش را نمیشناسد)] خلق کردم واگذار [یا مراد از آن ولید بن مغیره است زیرا او در قومش به عنوان وحید نامیده میشد، یا برای اینکه او پدرش را نمیشناخت]
- ترجمه سلطانیمرا با کسی که به تنهایی خلق کردم واگذار
- ترجمه راستینبه من واگذار کار انتقام آن کس را که من او را تنها آفریدم.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُودًا
و برای او مالی گسترده (کثیر) قرار دادم [یا منافع آن متّصل است که در فصلی قطع نمیشود، یا مابین مکّه تا طائف امتداد دارد از شتران و اسبان و نَعَم (گاو و گوسفند) و کنیزان و بردگان و مستغلات که غلّت (درآمد، بازدهی) آنها قطع نمیشود، زیرا او اموالی مانند آن و ده پسر یا سیزده پسر داشت]
- ترجمه سلطانیو برای او مالی گسترده قرار دادم
- ترجمه راستینو به او مال و ثروت فراوان بذل کردم.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا
و آماده کردم برای او آماده کردنی [در عیش به حیثی که به چیزی احتیاج نمیداشت مگر که آن را داشت، یا در ریاست و جاه به حیثی که احدی در آن نبود که با او منازعه کند]
- ترجمه سلطانیو آماده کردم برای او آماده کردنی
- ترجمه راستینو اقتدار و مکنت و عزّت دادم.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا
چنین نیست همانا او نسبت به آیات [آفاقی و انفسی و خصوصاً آیات عظمای (بزرگ)] ما ستیزهجو [یعنی جاحدی (نفی و انکار کنندهای) رادّ (ردّ کننده)] بود
- ترجمه سلطانیچنین نیست همانا او نسبت به آیات ما ستیزهجو بود
- ترجمه راستینهرگز (بر نعمتش نیفزایم) که او با آیات ما دشمنی و عناد ورزید.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا
بزودی او را وادار به بالا رفتن خواهم کرد {ارهاق آن است که انسان بر آنچه که طاقت آن را ندارد تحمیل شود و صَعود مصدر است ضدّ هبوط، یا عقبۀ (راه سر بالا و سخت کوهستان) شاقّه است}
- ترجمه سلطانیبزودی او را وادار به بالا رفتن خواهم کرد
- ترجمه راستینبه زودی او را به سختی و دشواری (آتش دوزخ) درافکنم.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ
همانا او [دربارۀ قرآن و در آنچه که خواست در ردّ آن و طعن او بگوید] فکر کرد و [در نفس خود آنچه که خواست که بگوید را] سنجید
- ترجمه سلطانیهمانا او فکر کرد و سنجید
- ترجمه راستیناوست که فکر و اندیشه بدی کرد (که رسول خدا را به سحر و ساحری نسبت داد).
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ فَقَالَ إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ
پس گفت که این که [محمّد (ص) آن را] نقل میکند (قرائت میکند، روایت میکند یا یاد میگیرد و اخذ میکند) جز جادوئی نیست [یا از بین فنون جادو اختیار میکند]
- ترجمه سلطانیپس گفت که این که نقل میکند (روایت میکند) جز جادوئی نیست
- ترجمه راستینو گفت: این (قرآن) به جز سحر و بیان سحرانگیزی که (از ساحران گذشته) نقل میشود هیچ نیست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ
[چیزی را] باقی نمیگذارد [که آن را نگیرد] و رها نمیکند [بعد آنکه آن را بگیرد، یا بعد آنکه آن را گرفت چیزی از مأخوذ را باقی نمیگذارد و چیزی که آن را نگرفته را رها نمیکند، یا چیزی از عذاب را باقی نمیگذارد بلکه معذّب را با جمیع انواع عذاب عذاب میکند و احدی از مستحقّین بر عذاب را رها نمیکند]
- ترجمه سلطانی(چیزی را) باقی نمیگذارد و رها نمیکند
- ترجمه راستینشراره آن دوزخ از دوزخیان هیچ باقی نگذارد و همه را بسوزاند و محو گرداند.
- ترجمه الهی قمشهای٣١ وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًا كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ
و ما اصحاب آتش را جز ملائکهای قرار ندادیم [یعنی تمام اهل دنیا در مقابل واحدی از آنها مقاومت نمینمایند] و تعداد آنها را جز به جهت آزمایش برای کسانی که کفر ورزیدهاند قرار ندادیم {فِتنه اختبار (امتحان) و ضلال (گمراهی) و اثم (گناه) و کفر و فضیحت (رسوایی) و عذاب و اضلال (گمراه کردن) و جنون و محنت و اختلاف مردم در آراء است} [آن را گفتیم] تا کسانی که کتاب داده شدهاند [از یهود و نصاری به نبوّت محمّد (ص) چون خبر را بطور موافق با آنچه که در کتب آنان است دیدند] طلب یقین کنند و کسانی که [به محمّد (ص)] ایمان آوردهاند [یعنی اسلام آوردند] ایمان را افزایش دهند و کسانی که کتاب داده شدهاند و مؤمنین تردید نکنند و تا کسانی که در قلوبشان مرض هست [از کسانی که دعوت ظاهره را قبول کردهاند، یعنی کسی که در قلب او نفاق است] و کافران [یعنی کسانی که هنوز اسلام را قبول نکردهاند] بگویند خداوند با این [عدد یا با این گفتار یا با فتنه قرار دادن تعداد آنها یا با ملائکه قرار دادن اصحاب آتش] به عنوان مثال چه اراده کرده است اینچنین [گمراه کردن با اظهار آنچه که ادراک آن در وسع آنان نیست] خداوند کسی که بخواهد را گمراه میکند و کسی که بخواهد را هدایت میکند و لشکریان پروردگارت [از ملائکه و جنّ و جمیع موجودات] را جز او [کسی] نمیداند [زیرا همه از لشکریان او هستند، و اندک بودن عدد اصحاب آتش برای اندک بودن لشکریان او نیست بلکه برای عدم حاجت به بیشتر از آن است] و این مگر به عنوان یادآوری برای بشر نیست
- ترجمه سلطانیو ما اصحاب آتش را جز ملائکهای قرار ندادیم و تعداد آنها را جز به جهت آزمایش برای کسانی که کفر ورزیدهاند قرار ندادیم تا کسانی که کتاب داده شدهاند طلب یقین کنند و کسانی که ایمان آوردهاند ایمان را افزایش دهند و کسانی که کتاب داده شدهاند و مؤمنین تردید نکنند و تا کسانی که در قلوبشان مرض هست و کافران بگویند خداوند با این به عنوان مثال چه اراده کرده است اینچنین خداوند کسی که بخواهد را گمراه میکند و کسی که بخواهد را هدایت میکند و لشکریان پروردگارت را جز او (کسی) نمیداند و این مگر به عنوان یادآوری برای بشر نیست
- ترجمه راستینو ما خازنان دوزخ را غیر فرشتگان (عذاب) قرار ندادیم و عدد آنها را جز برای فتنه و محنت کفّار (نوزده) نگردانیدیم تا آنکه اهل کتاب هم یقین کنند (که ذکر این عدد مطابق تورات و انجیل است با آنکه صاحب قرآن به کتب آسمانی عالم نبوده و البته کلامش به وحی خداست و ایمان آرند) و آن بر یقین مؤمنان هم بیفزاید و دیگر در دل اهل کتاب و مؤمنان به اسلام هیچ شک و ریبی نماند و تا آنان که در دلهاشان مرض (شک و جهالت) است و کافران نیز (به طعنه) گویند که خدا از این مثل (که عدد فرشتگان عذاب را نوزده شمرده است نه بیش و کم) چه منظور داشت؟بلی این چنین (قرار داد تا) هر که را خواهد به ضلالت بگذارد و هر که را خواهد هدایت نماید و هیچ کس از (عده بیحد) لشکرهای پروردگارت غیر او آگاه نیست و این (آیات ذکر دوزخ) جز برای پند و موعظه بشر نخواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ
همانا آن البتّه یکی از بزرگترین [آیات، یعنی ولایت، یا سقر یا خزنۀ جهنّم یا سوره احدى (یکی از) بزرگترین آیات یا نقم (نقمتها) و بلایا]
- ترجمه سلطانیهمانا آن (ولایت) البتّه یکی از بزرگترین (آیات)
- ترجمه راستینکه این (آیات قرآن) یکی از بزرگترین آیات خداست.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ
بر کسی از شما که بخواهد که [به ولایت] تقدّم جوید یا [از سقر] تأخیر کند
- ترجمه سلطانیبر کسی از شما که بخواهد که تقدّم جوید یا تأخیر کند
- ترجمه راستینبرای هر یک از شما آدمیان که بخواهد (در مقام ایمان و طاعت و سعادت) پیش افتد یا باز ماند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ
هر نفسی در گرو آنچه است که کسب کرده [است از خیر یا شرّ، زیرا آن مفاد اطلاق مرهونه (رهن شده) است، زیرا هر آنچه که انفس به انانیّات خود عمل کنند چه بحسب صورت خیر باشد یا شرّ وبال بر آنها و قید بر آنها میباشد، و انفس مرهونه مقیّده به آنها میباشند مگر کسی که ولایت علی (ع) را دارد برای اینکه ولایت همان مبدّل برای سیّئات به حسنات است و خداوند به کسانی که ولایت علی (ع) را دارند بازاء جملۀ اعمالشان به احسن آنچه که عمل میکردند جزاء میدهد و لذلک فرمود]
- ترجمه سلطانیهر نفسی در گرو آنچه است که کسب کرده
- ترجمه راستینهر نفسی در گرو عملی است که انجام داده است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ
میگویند از نمازگزاران نبودیم {یعنی از ولایت دارندگان ولایت علی (ع) زیرا نماز حقیقی جز با ولایت نمیشود بلکه ولایت همان نماز حقیقی است}
- ترجمه سلطانیمیگویند از نمازگزاران نبودیم
- ترجمه راستینآنان جواب دهند که ما از نمازگزاران نبودیم.
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ
آنگاه شفاعتِ شفاعت کنندگان به آنها نفع نمیرساند {برای قطع کردن آنها فطرت را که همان ولایت تکوینی است که آن سبب برای ولایت تکلیفی است}
- ترجمه سلطانیآنگاه شفاعتِ شفاعت کنندگان به آنها نفع نمیرساند
- ترجمه راستینپس شفاعت شفیعان در حق آنان هیچ سودی نبخشد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ
پس آنها را چه شده که از [این] یادآوری (ولایت) اعراض کنندهاند
- ترجمه سلطانیپس آنها را چه شده که از (این) یادآوری (ولایت) اعراض کنندهاند
- ترجمه راستیناینک چرا از یاد آن روز سخت خود (و از ذکر و اندرز قرآن) اعراض میکنند؟
- ترجمه الهی قمشهای٥٢ بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتَىٰ صُحُفًا مُنَشَّرَةً
بلکه هر کدام از آنها میخواهد که نامهای گشوده شده [ناطقه به صدق محمّد (ص) در نبوّتش، یا در ولایت علی (ع)] به او داده شود
- ترجمه سلطانیبلکه هر کدام از آنها میخواهد که نامهای گشوده شده به او داده شود
- ترجمه راستینبلکه هر یک از آنها میخواهند که برایشان هم (مانند پیمبران) صحیفه وحی آسمانی باز آید (تا ایمان آرند).
- ترجمه الهی قمشهای٥٣ كَلَّا بَلْ لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ
چنین نیست [یعنی اقتراح (درخواستن) آنها برای طلب دین نیست] بلکه از آخرت ترسان نمیشوند [و عناد میکنند و با اقتراحشان اظهار عجز رسول (ص) را میخواهند]
- ترجمه سلطانیچنین نیست بلکه از آخرت ترسان نمیشوند
- ترجمه راستینهرگز (چنین نیست که پنداشتند) بلکه از (عذاب) آخرت نمیترسند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٦ وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَىٰ وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ
و پند نمیگیرند مگر آنکه خداوند بخواهد، او اهل [یعنی حقیق و سزاوار] تقوا (پروا) [است به اینکه از او پروا شود] و اهل آمرزش است.
- ترجمه سلطانیو پند نمیگیرند مگر آنکه خداوند بخواهد، او اهل (سزاوار) پروا (از او) و اهل آمرزش است.
- ترجمه راستینو نخواهند متذکر شوند جز آنکه خدا بخواهد (یعنی بدون مشیّت و لطف الهی کسی بهشتی و سعادتمند نخواهد شد. از او رواست تقوا و ترس و بیم و شوق و امیدواری که) او اهل تقوا و اهل آمرزش و مغفرت است.
- ترجمه الهی قمشهای