سورهٔ مدثر

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۵۶
نام‌های سوره:
مدثّر
نمایش آیات ۱ الی ۵۶
(نمایش صفحه به صفحه آیات سوره)
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


١ يَاأَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ

ای جامه بر خود پیچیده

- ترجمه سلطانی

ای جامه بر خود پیچیده

- ترجمه راستین

الا ای رسولی که خود را به لباس (حیرت و فکرت) در پیچیده‌ای.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ قُمْ فَأَنْذِرْ

[از خوابت، یا از التحاف (زیر لحاف یا جامه بودن) خود یا از کثرات یا از طبعت] برخیز و [بندگان را از شیطان و از مَساوی (بدی‌ها) نفس و از رذائل آن و از سخط (خشم) خداوند و عقوبات او] انذار کن

- ترجمه سلطانی

برخیز و انذار کن

- ترجمه راستین

برخیز و به اندرز و پند، خلق را خدا ترس گردان.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ

و [لکن] پروردگارت را پس بزرگ بدار [تا آنکه چیزی نبینی مگر آنکه خداوند را محیط به آن ببینی]

- ترجمه سلطانی

و (لکن) پروردگارت را پس بزرگ بدار

- ترجمه راستین

و خدایت را به بزرگی و کبریایی یاد کن.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ

و جامه‌ات را پس پاک کن {کنایه از تطهیر قلب از ادناس (کثافات) کثرات است}

- ترجمه سلطانی

و جامه‌ات را پس پاک کن

- ترجمه راستین

و لباس (جان و تن) خود را از هر عیب و آلایش پاک و پاکیزه دار.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ

و از پلیدی پس دوری کن {و رجز به معنی قذر (کثافت) و عبادت اوثان (بت‌ها) و عذاب و شرک است}

- ترجمه سلطانی

و از پلیدی پس دوری کن

- ترجمه راستین

و از ناپاکی (بت و بت‌پرستان) به کلی دوری گزین.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ وَلَا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ

و منّت مگذار که افزون طلبی [یعنی عطاء مکن با طلب کردن بر بیشتر از آنچه که به تو عطاء شد، یا بر بندگان با شمارش عطایایت بسیار منّت مگذار، یا با حسنات خویش به جهت افزون‌طلبی بر آنها بر خداوند منّت نگذار، یا آنچه که از نبوّت یا قرآن یا دین به تو عطاء شده بر مردم با افزون‌طلبی اجر از بندگان با آن منّت مگذار]

- ترجمه سلطانی

و منّت مگذار که افزون طلبی

- ترجمه راستین

و بر هر که احسان کنی ابدا منّت مگذار و عوض افزون مخواه.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ

و برای پروردگارت پس [بر مشاقّ (سختی‌های) تکلیف و اثقال (سنگینی‌های) نبوّت، یا بر اذیّت کردن قوم، یا بر محاربت (جنگ کردن) عرب و عجم، یا بر طاعات و مصائب و از معاصی] صبر کن

- ترجمه سلطانی

و برای پروردگارت پس (بر سختی تکالیف و سنگینی نبوّت) صبر کن

- ترجمه راستین

و برای خدایت صبر و شکیبایی پیش‌گیر.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ

پس وقتی که [در نفخهٔ (دمیدن) اوّل یا دوّم یا حین ظهور قائم (ع)] در شیپور (صور) دمیده شود

- ترجمه سلطانی

پس وقتی که در شیپور دمیده شود

- ترجمه راستین

تا آن‌گاه که (هنگامه قیامت برپا شود و) در صور (اسرافیل) بدمند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ فَذَٰلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ

پس آنروز روز سختی است

- ترجمه سلطانی

پس آنروز روز سختی است

- ترجمه راستین

آن روز بسیار روز سختی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ

بر کافران، نه آسان

- ترجمه سلطانی

بر کافران، نه آسان

- ترجمه راستین

کافران را هیچ گونه در آن راحتی و آسایش نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا

مرا با کسی که به تنهایی [یا وحید (کسی است که پدرش را نمی‌شناسد)] خلق کردم واگذار [یا مراد از آن ولید بن مغیره است زیرا او در قومش به عنوان وحید نامیده می‌شد، یا برای اینکه او پدرش را نمی‌شناخت]

- ترجمه سلطانی

مرا با کسی که به تنهایی خلق کردم واگذار

- ترجمه راستین

به من واگذار کار انتقام آن کس را که من او را تنها آفریدم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُودًا

و برای او مالی گسترده (کثیر) قرار دادم [یا منافع آن متّصل است که در فصلی قطع نمی‌شود، یا مابین مکّه تا طائف امتداد دارد از شتران و اسبان و نَعَم (گاو و گوسفند) و کنیزان و بردگان و مستغلات که غلّت (درآمد، بازدهی) آنها قطع نمی‌شود، زیرا او اموالی مانند آن و ده پسر یا سیزده پسر داشت]

- ترجمه سلطانی

و برای او مالی گسترده قرار دادم

- ترجمه راستین

و به او مال و ثروت فراوان بذل کردم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ وَبَنِينَ شُهُودًا

و پسرانی به عنوان شهود [حاضر با او در مکّه که برای عدم حاجتشان به سفر کردن برای غنایشان برای طلب معیشت مسافرت نمی‌کنند]

- ترجمه سلطانی

و پسرانی به عنوان شهود (حاضر با او)

- ترجمه راستین

و پسران بسیار حاضر به خدمت نصیب گردانیدم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا

و آماده کردم برای او آماده کردنی [در عیش به حیثی که به چیزی احتیاج نمی‌داشت مگر که آن را داشت، یا در ریاست و جاه به حیثی که احدی در آن نبود که با او منازعه کند]

- ترجمه سلطانی

و آماده کردم برای او آماده کردنی

- ترجمه راستین

و اقتدار و مکنت و عزّت دادم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ

سپس طمع می‌کند که بیفزایم

- ترجمه سلطانی

سپس طمع می‌کند که بیفزایم

- ترجمه راستین

و (با کفران این نعمتها) باز هم از من طمع افزونی آن دارد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا

چنین نیست همانا او نسبت به آیات [آفاقی و انفسی و خصوصاً آیات عظمای (بزرگ)] ما ستیزه‌جو [یعنی جاحدی (نفی و انکار کننده‌ای) رادّ (ردّ کننده)] بود

- ترجمه سلطانی

چنین نیست همانا او نسبت به آیات ما ستیزه‌جو بود

- ترجمه راستین

هرگز (بر نعمتش نیفزایم) که او با آیات ما دشمنی و عناد ورزید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا

بزودی او را وادار به بالا رفتن خواهم کرد {ارهاق آن است که انسان بر آنچه که طاقت آن را ندارد تحمیل شود و صَعود مصدر است ضدّ هبوط، یا عقبۀ (راه سر بالا و سخت کوهستان) شاقّه است}

- ترجمه سلطانی

بزودی او را وادار به بالا رفتن خواهم کرد

- ترجمه راستین

به زودی او را به سختی و دشواری (آتش دوزخ) درافکنم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۹
سوره مدثر
حزب ۱۱۵

١٨ إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ

همانا او [دربارۀ قرآن و در آنچه که خواست در ردّ آن و طعن او بگوید] فکر کرد و [در نفس خود آنچه که خواست که بگوید را] سنجید

- ترجمه سلطانی

همانا او فکر کرد و سنجید

- ترجمه راستین

اوست که فکر و اندیشه بدی کرد (که رسول خدا را به سحر و ساحری نسبت داد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ

پس کشته باد چگونه سنجید

- ترجمه سلطانی

پس کشته باد چگونه سنجید

- ترجمه راستین

و خدایش بکشد که چقدر اندیشه غلطی کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ

سپس کشته باد چگونه سنجید

- ترجمه سلطانی

سپس کشته باد چگونه سنجید

- ترجمه راستین

باز هم خدایش بکشد که چه فکر خطایی نمود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ ثُمَّ نَظَرَ

سپس نظر (فکر) کرد

- ترجمه سلطانی

سپس نظر (فکر) کرد

- ترجمه راستین

پس باز اندیشه کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ

سپس تُرُش کرد و چهره درهم کشید

- ترجمه سلطانی

سپس تُرُش کرد و چهره درهم کشید

- ترجمه راستین

و (به اظهار تنفّر از اسلام) رو ترش کرد و چهره در هم کشید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ

سپس [به حقّ] پشت کرد و [از انقیاد] استکبار ورزید

- ترجمه سلطانی

سپس پشت کرد و استکبار ورزید

- ترجمه راستین

آن‌گاه روی گردانید و تکبر و نخوت آغاز کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ فَقَالَ إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ

پس گفت که این که [محمّد (ص) آن را] نقل می‌کند (قرائت می‌کند، روایت می‌کند یا یاد می‌گیرد و اخذ می‌کند) جز جادوئی نیست [یا از بین فنون جادو اختیار می‌کند]

- ترجمه سلطانی

پس گفت که این که نقل می‌کند (روایت می‌کند) جز جادوئی نیست

- ترجمه راستین

و گفت: این (قرآن) به جز سحر و بیان سحرانگیزی که (از ساحران گذشته) نقل می‌شود هیچ نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ إِنْ هَٰذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ

این [چنانکه محمّد (ص) می‌گوید که قول خداوند است] جز قول بشر نیست

- ترجمه سلطانی

این جز قول بشر نیست

- ترجمه راستین

این آیات گفتار بشری بیش نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ سَأُصْلِيهِ سَقَرَ

او را در آتش خواهم سوزاند

- ترجمه سلطانی

او را در آتش خواهم سوزاند

- ترجمه راستین

من این (منکر و مکذّب قرآن) را به آتش دوزخ درافکنم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ

و چه چیز تو را آگاه کرد که آتش چیست

- ترجمه سلطانی

و تو چه دانی آتش چیست

- ترجمه راستین

و تو چگونه توانی یافت که سختی عذاب دوزخ تا چه حد است؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ

[چیزی را] باقی نمی‌گذارد [که آن را نگیرد] و رها نمی‌کند [بعد آنکه آن را بگیرد، یا بعد آنکه آن را گرفت چیزی از مأخوذ را باقی نمی‌گذارد و چیزی که آن را نگرفته را رها نمی‌کند، یا چیزی از عذاب را باقی نمی‌گذارد بلکه معذّب را با جمیع انواع عذاب عذاب می‌کند و احدی از مستحقّین بر عذاب را رها نمی‌کند]

- ترجمه سلطانی

(چیزی را) باقی نمی‌گذارد و رها نمی‌کند

- ترجمه راستین

شراره آن دوزخ از دوزخیان هیچ باقی نگذارد و همه را بسوزاند و محو گرداند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ

بسیار مغیّره (تغییر دهنده، دگرگون کننده) است [با غایت تغییر یا مسوّده (سیاه کننده) است] بر پوست

- ترجمه سلطانی

بسیار دگرگون کننده است بر پوست

- ترجمه راستین

آن آتش بر آدمیان رو نماید (و خرمن گنهکاران را به باد دهد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ

بر آن نوزده [ملک یا صنف از ملائکه برای جمیع ثقلین (جنّ و انس) یا برای هر یک از آنها هست]

- ترجمه سلطانی

بر آن نوزده

- ترجمه راستین

بر آن آتش نوزده تن (فرشته عذاب) موکّلند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًا كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ

و ما اصحاب آتش را جز ملائکه‌ای قرار ندادیم [یعنی تمام اهل دنیا در مقابل واحدی از آنها مقاومت نمی‌نمایند] و تعداد آنها را جز به جهت آزمایش برای کسانی که کفر ورزیده‌اند قرار ندادیم {فِتنه اختبار (امتحان) و ضلال (گمراهی) و اثم (گناه) و کفر و فضیحت (رسوایی) و عذاب و اضلال (گمراه کردن) و جنون و محنت و اختلاف مردم در آراء است} [آن را گفتیم] تا کسانی که کتاب داده شده‌اند [از یهود و نصاری به نبوّت محمّد (ص) چون خبر را بطور موافق با آنچه که در کتب آنان است دیدند] طلب یقین کنند و کسانی که [به محمّد (ص)] ایمان آورده‌اند [یعنی اسلام آوردند] ایمان را افزایش دهند و کسانی که کتاب داده شده‌اند و مؤمنین تردید نکنند و تا کسانی که در قلوبشان مرض هست [از کسانی که دعوت ظاهره را قبول کرده‌اند، یعنی کسی که در قلب او نفاق است] و کافران [یعنی کسانی که هنوز اسلام را قبول نکرده‌اند] بگویند خداوند با این [عدد یا با این گفتار یا با فتنه قرار دادن تعداد آنها یا با ملائکه قرار دادن اصحاب آتش] به عنوان مثال چه اراده کرده است این‌چنین [گمراه کردن با اظهار آنچه که ادراک آن در وسع آنان نیست] خداوند کسی که بخواهد را گمراه می‌کند و کسی که بخواهد را هدایت می‌کند و لشکریان پروردگارت [از ملائکه و جنّ و جمیع موجودات] را جز او [کسی] نمی‌داند [زیرا همه از لشکریان او هستند، و اندک بودن عدد اصحاب آتش برای اندک بودن لشکریان او نیست بلکه برای عدم حاجت به بیشتر از آن است] و این مگر به عنوان یادآوری برای بشر نیست

- ترجمه سلطانی

و ما اصحاب آتش را جز ملائکه‌ای قرار ندادیم و تعداد آنها را جز به جهت آزمایش برای کسانی که کفر ورزیده‌اند قرار ندادیم تا کسانی که کتاب داده شده‌اند طلب یقین کنند و کسانی که ایمان آورده‌اند ایمان را افزایش دهند و کسانی که کتاب داده شده‌اند و مؤمنین تردید نکنند و تا کسانی که در قلوبشان مرض هست و کافران بگویند خداوند با این به عنوان مثال چه اراده کرده است این‌چنین خداوند کسی که بخواهد را گمراه می‌کند و کسی که بخواهد را هدایت می‌کند و لشکریان پروردگارت را جز او (کسی) نمی‌داند و این مگر به عنوان یادآوری برای بشر نیست

- ترجمه راستین

و ما خازنان دوزخ را غیر فرشتگان (عذاب) قرار ندادیم و عدد آنها را جز برای فتنه و محنت کفّار (نوزده) نگردانیدیم تا آنکه اهل کتاب هم یقین کنند (که ذکر این عدد مطابق تورات و انجیل است با آنکه صاحب قرآن به کتب آسمانی عالم نبوده و البته کلامش به وحی خداست و ایمان آرند) و آن بر یقین مؤمنان هم بیفزاید و دیگر در دل اهل کتاب و مؤمنان به اسلام هیچ شک و ریبی نماند و تا آنان که در دلهاشان مرض (شک و جهالت) است و کافران نیز (به طعنه) گویند که خدا از این مثل (که عدد فرشتگان عذاب را نوزده شمرده است نه بیش و کم) چه منظور داشت؟بلی این چنین (قرار داد تا) هر که را خواهد به ضلالت بگذارد و هر که را خواهد هدایت نماید و هیچ کس از (عده بی‌حد) لشکرهای پروردگارت غیر او آگاه نیست و این (آیات ذکر دوزخ) جز برای پند و موعظه بشر نخواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ كَلَّا وَالْقَمَرِ

چنین نیست، سوگند به ماه

- ترجمه سلطانی

چنین نیست، سوگند به ماه

- ترجمه راستین

چنین (که کافران گویند) نیست، قسم به ماه تابان.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ

و سوگند به شب آنوقت که پشت می‌کند

- ترجمه سلطانی

و سوگند به شب آنوقت که پشت می‌کند

- ترجمه راستین

و قسم به شب تار چون باز گردد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ

و قسم به صبح وقتی که روی می‌نمایاند

- ترجمه سلطانی

و قسم به صبح وقتی که روی می‌نمایاند

- ترجمه راستین

و قسم به صبح چون جهان را روشن سازد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ

همانا آن البتّه یکی از بزرگترین [آیات، یعنی ولایت، یا سقر یا خزنۀ جهنّم یا سوره احدى (یکی از) بزرگترین آیات یا نقم (نقمت‌ها) و بلایا]

- ترجمه سلطانی

همانا آن (ولایت) البتّه یکی از بزرگترین (آیات)

- ترجمه راستین

که این (آیات قرآن) یکی از بزرگترین آیات خداست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ نَذِيرًا لِلْبَشَرِ

به عنوان انذار کننده بر بشر است

- ترجمه سلطانی

به عنوان انذار کننده بر بشر است

- ترجمه راستین

در آن پند و اندرز آدمیان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ

بر کسی از شما که بخواهد که [به ولایت] تقدّم جوید یا [از سقر] تأخیر کند

- ترجمه سلطانی

بر کسی از شما که بخواهد که تقدّم جوید یا تأخیر کند

- ترجمه راستین

برای هر یک از شما آدمیان که بخواهد (در مقام ایمان و طاعت و سعادت) پیش افتد یا باز ماند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ

هر نفسی در گرو آنچه است که کسب کرده [است از خیر یا شرّ، زیرا آن مفاد اطلاق مرهونه (رهن شده) است، زیرا هر آنچه که انفس به انانیّات خود عمل کنند چه بحسب صورت خیر باشد یا شرّ وبال بر آنها و قید بر آنها می‌باشد، و انفس مرهونه مقیّده به آنها می‌باشند مگر کسی که ولایت علی (ع) را دارد برای اینکه ولایت همان مبدّل برای سیّئات به حسنات است و خداوند به کسانی که ولایت علی (ع) را دارند بازاء جملۀ اعمالشان به احسن آنچه که عمل می‌کردند جزاء می‌دهد و لذلک فرمود]

- ترجمه سلطانی

هر نفسی در گرو آنچه است که کسب کرده

- ترجمه راستین

هر نفسی در گرو عملی است که انجام داده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ

مگر اصحاب راست {یمین امیر المؤمنین (ع) و أَصحاب الیمین شیعۀ او هستند}

- ترجمه سلطانی

مگر اصحاب راست

- ترجمه راستین

مگر اهل یمین.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ

در جنّت‌ها از همدیگر سؤال می‌کنند

- ترجمه سلطانی

در جنّت‌ها از همدیگر سؤال می‌کنند

- ترجمه راستین

آنان در باغهای بهشت (متنعّمند و) سؤال می‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ عَنِ الْمُجْرِمِينَ

از مجرمان [یعنی بین خود سؤال می‌کنند یا از حال مجرمان از غیر خود می‌پرسند یا آنها و مجرمان از حال مجرمان از یکدیگر می‌پرسند]

- ترجمه سلطانی

از مجرمان

- ترجمه راستین

از احوال دوزخیان گنهکار.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ

چه شما را در سقر داخل کرد

- ترجمه سلطانی

چه شما را در سقر داخل کرد

- ترجمه راستین

که شما را چه عمل به عذاب دوزخ در افکند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ

می‌گویند از نمازگزاران نبودیم {یعنی از ولایت دارندگان ولایت علی (ع) زیرا نماز حقیقی جز با ولایت نمی‌شود بلکه ولایت همان نماز حقیقی است}

- ترجمه سلطانی

می‌گویند از نمازگزاران نبودیم

- ترجمه راستین

آنان جواب دهند که ما از نمازگزاران نبودیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ

و ما [از حقوق واجبه یا مستحبّه] مسکین را اطعام نکردیم

- ترجمه سلطانی

و ما مسکین را اطعام نکردیم

- ترجمه راستین

و مسکینی را طعام نمی‌دادیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ

و [در آیات به ردّ و قدح و طعن و استهزاء] با فرو روندگان [در آن] فرو می‌رفتیم

- ترجمه سلطانی

و (در آیات به ردّ و قدح و طعن و استهزاء) با فرو روندگان فرو می‌رفتیم

- ترجمه راستین

و ما با اهل باطل به بطالت می‌پرداختیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ

و روز دین را تکذیب می‌کردیم

- ترجمه سلطانی

و روز دین را تکذیب می‌کردیم

- ترجمه راستین

و ما روز جزا را تکذیب می‌کردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٧ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ

تا آنکه [با مرگ و کشف حُجُب (حجاب‌ها)] یقین به ما آمد

- ترجمه سلطانی

تا آنکه یقین به ما آمد

- ترجمه راستین

تا آنکه یقین (که ساعت مرگ است) بر ما فرا رسید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۹
سوره مدثر
حزب ۱۱۵

٤٨ فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ

آنگاه شفاعتِ شفاعت کنندگان به آنها نفع نمی‌رساند {برای قطع کردن آنها فطرت را که همان ولایت تکوینی است که آن سبب برای ولایت تکلیفی است}

- ترجمه سلطانی

آنگاه شفاعتِ شفاعت کنندگان به آنها نفع نمی‌رساند

- ترجمه راستین

پس شفاعت شفیعان در حق آنان هیچ سودی نبخشد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٩ فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ

پس آنها را چه شده که از [این] یادآوری (ولایت) اعراض کننده‌اند

- ترجمه سلطانی

پس آنها را چه شده که از (این) یادآوری (ولایت) اعراض کننده‌اند

- ترجمه راستین

اینک چرا از یاد آن روز سخت خود (و از ذکر و اندرز قرآن) اعراض می‌کنند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٠ كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ

مانند اینکه آنها خرانی رم کننده هستند

- ترجمه سلطانی

مانند اینکه آنها خرانی رم کننده هستند

- ترجمه راستین

گویی گورخران گریزانی هستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥١ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ

که از شیری (اسدی) فرار کرده‌اند

- ترجمه سلطانی

که از شیری فرار کرده‌اند

- ترجمه راستین

که از شیر درنده می‌گریزند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٢ بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتَىٰ صُحُفًا مُنَشَّرَةً

بلکه هر کدام از آنها می‌خواهد که نامه‌ای گشوده شده [ناطقه به صدق محمّد (ص) در نبوّتش، یا در ولایت علی (ع)] به او داده شود

- ترجمه سلطانی

بلکه هر کدام از آنها می‌خواهد که نامه‌ای گشوده شده به او داده شود

- ترجمه راستین

بلکه هر یک از آنها می‌خواهند که برایشان هم (مانند پیمبران) صحیفه وحی آسمانی باز آید (تا ایمان آرند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٣ كَلَّا بَلْ لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ

چنین نیست [یعنی اقتراح (درخواستن) آنها برای طلب دین نیست] بلکه از آخرت ترسان نمی‌شوند [و عناد می‌کنند و با اقتراحشان اظهار عجز رسول (ص) را می‌خواهند]

- ترجمه سلطانی

چنین نیست بلکه از آخرت ترسان نمی‌شوند

- ترجمه راستین

هرگز (چنین نیست که پنداشتند) بلکه از (عذاب) آخرت نمی‌ترسند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٤ كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ

چنین نیست همانا این [قرآن ولایت علی (ع) یا علی (ع) بنفسه] به عنوان یادآوری است

- ترجمه سلطانی

چنین نیست همانا این به عنوان یادآوری است

- ترجمه راستین

چنین نیست (که آنها پنداشتند) قرآن محققا همه پند و یادآوری است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٥ فَمَنْ شَاءَ ذَكَرَهُ

پس کسی که بخواهد از آن پند می‌گیرد

- ترجمه سلطانی

پس کسی که بخواهد از آن پند می‌گیرد

- ترجمه راستین

تا هر که خواهد متذکر آن شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٦ وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَىٰ وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ

و پند نمی‌گیرند مگر آنکه خداوند بخواهد، او اهل [یعنی حقیق و سزاوار] تقوا (پروا) [است به اینکه از او پروا شود] و اهل آمرزش است.

- ترجمه سلطانی

و پند نمی‌گیرند مگر آنکه خداوند بخواهد، او اهل (سزاوار) پروا (از او) و اهل آمرزش است.

- ترجمه راستین

و نخواهند متذکر شوند جز آنکه خدا بخواهد (یعنی بدون مشیّت و لطف الهی کسی بهشتی و سعادتمند نخواهد شد. از او رواست تقوا و ترس و بیم و شوق و امیدواری که) او اهل تقوا و اهل آمرزش و مغفرت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای