سورهٔ قیامه
قیامت، لا أقسم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
٢ وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ
و سوگند [ن]میخورم به نفس ملامتگر [یا به نفس لوّامه قسم نمیخورم برای عدم اعتقاد شما به آن] {نفس امّاره به عنوان محکومه و خادمه برای شیطنت و غضب و شهوت است و جز امّاره (بسیار امر کننده) به بدی نمیباشد، نفس لوّامه خود را در جمیع فعال آن در سیّئات خود برای سوء بودن آنها و در خیرات آنها برای قصورش و تقصیرش و نسبت دادن آنها به خودش سرزنش میکند، و نفس مطمئنّه برای اطمینان آن از کدّ (زحمت، مشقّت) طلب برای خروج آن از قوّهٔ خود به فعلیّات به این نام نامیده میشود}
- ترجمه سلطانیو سوگند (ن)میخورم به نفس ملامتگر
- ترجمه راستینو قسم به نفس پر حسرت و ملامت (یعنی نفس انسان که در قیامت خود را بر تقصیر و گناه بسیار ملامت کند و حسرت خورد) . [جواب قسم محذوف است، یعنی به اینها سوگند میخورم که آدمیان را در روز قیامت برخواهم انگیخت. (م) ژ)]
- ترجمه الهی قمشهای٣ أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَّجْمَعَ عِظَامَهُ
آیا انسان میپندارد که هرگز استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد
- ترجمه سلطانیآیا انسان میپندارد که هرگز استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد
- ترجمه راستینآیا آدمی پندارد که ما دیگر ابدا استخوانهای (پوسیده) او را باز جمع نمیکنیم؟
- ترجمه الهی قمشهای٤ بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ
آری [آنها را جمع میکنیم در حالی که] بر منظّم کردن انگشتانش [که در آن دقایق صنع و صغار (ریز) مفاصل و اوتار (زردپی) هست] قدرت داریم
- ترجمه سلطانیآری (در حالی که) بر منظّم کردن انگشتانش قدرت داریم
- ترجمه راستینبلی (استخوانهای او را جمع میکنیم) در حالی که ما قادریم که سرانگشتان او را هم منظم درست گردانیم.
- ترجمه الهی قمشهای٥ بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ
بلکه انسان میخواهد تا در [امور] آیندهاش فجور کند [یعنی انکار بعث کردن او برای التفات او به آخرت و انجرار (کشیده شدن) دلیل او به انکار نیست بلکه برای اقامت او بر فجور و عدم نزوع (اشتیاق) او از آن و عدم التفات او به بعث و آخرت است]
- ترجمه سلطانیبلکه انسان میخواهد تا در (امور) آیندهاش فجور کند
- ترجمه راستینبلکه انسان میخواهد آنچه (از عمرش) در پیش است همه را به فجور و هوای نفس گذراند.
- ترجمه الهی قمشهای٦ يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ
[بطور استهزاء] میپرسد روز قیامت کی است؟ [و او نمیداند که او در ذهاب (رفتن) به سوی قیامت است و اینکه قیامت در زمان نمیباشد بلکه آن خارج از حدّ زمان است]
- ترجمه سلطانیمیپرسد روز قیامت کی است؟
- ترجمه راستین(که دایم با شک و انکار) میپرسد کی روز قیامت (و حساب) خواهد بود؟
- ترجمه الهی قمشهای١٢ إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ
در آنروز مستقرّ (محلّ استقرار یافتن) فقط پروردگار [مضاف] تو است [و او ربّ در ولایت و همان علیّ (ع) است]
- ترجمه سلطانیدر آنروز مستقرّ (محلّ استقرار یافتن) فقط پروردگار (مضاف) تو است
- ترجمه راستینآن روز جز درگاه خدا آرامگاهی هیچ نیست.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ يُنَبَّأُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ
در آنروز به انسان به آنچه که پیش انداخته و عقب انداخته [به آنچه از خیری و شرّی که عمل کرده و به آنچه که ترک کرده، یا به آنچه که در حیاتش عمل کرده و آنچه که از سنّت سنّ (پایهریزی) کرده که بعد مرگش به آن عمل شود، یا به آنچه که از مالش در حیاتش برای خودش پیش انداخته و آنچه که برای ورثهاش ترک کرده] خبر داده میشود
- ترجمه سلطانیدر آنروز به انسان به آنچه که پیش انداخته و عقب انداخته خبر داده میشود
- ترجمه راستینآن روز آدمی به (نتیجه) هر نیک و بدی که در مقدّم و مؤخّر عمر کرده آگاه خواهد شد.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ
و اگرچه عذر تراشیهایش را در اندازد [یعنی با هر آنچه که عذر آوردن به آن میشود به مردم عذر بیاورد و اگرچه شرّ را بر اغیار مخفی میکند لکن آن، آن را بر خودش نمیپوشاند یعنی میداند که چه کرده]
- ترجمه سلطانیو اگرچه عذر تراشیهایش را در اندازد
- ترجمه راستینهر چند (پردههای) عذر (بر چشم بصیرت) خود بیفکند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ
[ای محمّد (ص) قبل اینکه وحی او تمام شود] زبانت را به آن (قرآن) حرکت مده تا به آن عجله کنی [یعنی تا آن را بر عجله بگیری به خوف اینکه از تو انفلات (در رفتن، فوت شدن) شود]
- ترجمه سلطانیزبانت را به آن حرکت مده تا به آن عجله کنی
- ترجمه راستین(ای رسول در حال وحی) با شتاب و عجله زبان به قرائت قرآن مگشای.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ
چنین نیست بلکه [دنیای] زودگذر را دوست میدارید [یعنی القاء (افکندن) معاذیر (عذر تراشی) برای اصلاح نفوس یا برای جهل نقائص نفس نیست بلکه برای حبّ دنیا و اصلاح آن است]
- ترجمه سلطانیچنین نیست بلکه (دنیای) زودگذر را دوست میدارید
- ترجمه راستینهرگز، بلکه شما (کافران لجوج) تمام دنیای نقد عاجل را دوست دارید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ
نظر کننده به پروردگار [مضاف]شان هستند [برای ظهور ولایت و صاحب آن در آن روز، یا به ربّ مطلق خود برای ظهور آثار او یعنی ناظر به آثار او هستند، یا منتظر به ثواب پروردگار خود هستند]
- ترجمه سلطانینظر کننده به پروردگارشان هستند
- ترجمه راستینو به چشم قلب جمال حق را مشاهده میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ
و [از انتزاع (برکنده شدن) روح] ساق [پا] به ساق [پا] میپیچد [به عبارت دیگر شدّت هول (هراس) دنیا به شدّت هول آخرت میپیچد]
- ترجمه سلطانیو ساق (پا) به ساق (پا) میپیچد
- ترجمه راستینو ساقهای پا (از شدت غم عقبی و حسرت دنیا) به هم در پیچد.
- ترجمه الهی قمشهای٣١ فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّى
و [وقتی که به تراقی (استخوانهای ترقوه) میرسد راحتی نداشته باشد، برای اینکه او انبیاء و اولیاء (ع) را] تصدیق نکرد و درود نگفت
- ترجمه سلطانیو تصدیق نکرد و درود نگفت
- ترجمه راستینپس (آن روز وای بر آن که چون ابو جهل) حق را تصدیق نکرد و نماز (و طاعتش) بجا نیاورد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى
آیا انسان میپندارد که بیهوده [یعنی بطور مهمل] رها میشود
- ترجمه سلطانیآیا انسان میپندارد که بیهوده رها میشود
- ترجمه راستینآیا آدمی میپندارد که او را مهمل (از تکلیف و ثواب و عقاب) گذارند (و غرضی در خلقتش منظور ندارند).
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى
سپس خون بستهای شد که خلق کرد و ایستاند [یعنی که او را مذکّری بالغ و مؤنّث بالغی درست کرد، یا او را بحسب اعضایش درست کرد]
- ترجمه سلطانیسپس خون بستهای شد که خلق کرد و ایستاند
- ترجمه راستینو پس از نطفه خون بسته شد و آن گاه (خدایش به این صورت زیبای حیرت انگیز) آفرید و آراسته ساخت.
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى
سپس از او دو زوج (جنس) مذکّر و مؤنّث قرار داد [یعنی که خداوند برای این بنیان و برای مادّهٔ انسان از اخسّ (پستترین) احوال به اشرف (شریفترین) آنها تبدّلاتی قرار داد، پس وقتی که انسانی بالغ به عنوان مذکّر یا مؤنّث گشت او را مهمل نمیگذارد بلکه وقتی که در جهت روحانیّتش به موت اختیاری یا اضطراری استکمال مییابد اهتمام به او بیشتر از حالت خسیسهٔ (پست) او میگردد که در آن نطفهای قذر (کثیف) یا علقهای یا مضغهای یا جنینی بود]
- ترجمه سلطانیسپس از او دو زوج (جنس) مذکّر و مؤنّث قرار داد
- ترجمه راستینپس آن گاه از او دو صنف نر و ماده پدید آورد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ أَلَيْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَى
آیا آن (چنین کسی) قادر نیست بر اینکه مردگان را زنده کند؟! [و حال آنکه مرگ همان سبب حیات حقیقی او است].
- ترجمه سلطانیآیا آن قادر نیست بر اینکه مردگان را زنده کند؟!
- ترجمه راستینآیا چنین خدای (با قدرت و حکمت) باز نتواند مردگان را زنده گرداند؟
- ترجمه الهی قمشهای