سورهٔ انسان
انسان، دهر، هل أتی، ابرار، امشاج
١١ فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا
پس خداوند آنها را از شرّ آن روز حفظ کرد و به آنها شادابی [در وجوه] و خوشحالی [در قلوب] اعطاء نمود
- ترجمه سلطانیپس خداوند آنها را از شرّ آن روز حفظ کرد و به آنها شادابی و خوشحالی اعطاء نمود
- ترجمه راستینخدا هم از شر و فتنه آن روز آنان را محفوظ داشت و به آنها روی خندان و دل شادمان عطا نمود.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا
و به آنها به (سبب) آنچه که صبر کردند جنّت و حریری را پاداش داد
- ترجمه سلطانیو به آنها به (سبب) آنچه که صبر کردند جنّت و حریری را پاداش داد
- ترجمه راستینو پاداش آن صبر کامل بر ایثارشان باغ بهشت و لباس حریر بهشتی لطف فرمود.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا
[در حالی که] در آنجا بر اریکهها تکیه زنندهاند {«أریکه» سریر (تخت) در حجله و هر آنچه است که بر آن از سریر و غیر آن تکیه داده میشود، یا سریری منجّد (آراسته) در قبّه یا خانه است} که نه آفتاب (گرما) در آن میبینند و نه سرما [یعنی گرمایی و نه سرمایی نمیبینند بلکه در هوایی معتدل میباشند]
- ترجمه سلطانی(در حالی که) در آنجا بر اریکهها (تختها) تکیه زنندهاند که نه آفتاب (گرما) در آن میبینند و نه سرما
- ترجمه راستینکه در آن بهشت بر تختها (ی عزت) تکیه زنند و آنجا نه آفتابی سوزان بینند و نه سرمای ز مهریر (بلکه در هوایی بسیار خوش و باغی وسیع و دلکش تفرج کنند).
- ترجمه الهی قمشهای١٤ وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا
و سایههای (سایبانهای) آن بر آنان پایین (نزدیک) است [یا سایههای آن بر آنها دائمی است] و چیدنیهایش [برای چیدن] به نحو سهل رام شده [که چیدن میوههای آن به اختیار چیننده است، که وقتی که بخواهد و طوری که بخواهد و بر هر حالتی که بخواهد آن را بچیند]
- ترجمه سلطانیو سایههای (سایبانهای) آن بر آنان پایین است و چیدنیهایش (برای چیدن) به نحو سهل رام شده
- ترجمه راستینو سایه درختان بهشتی بر سر آنها و میوههایش در دسترس و به اختیار آنهاست.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ وَيُطَافُ عَلَيْهِم بِآنِيَةٍ مِّن فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا
و در ظرفهایی از نقره و تُنگهایی (کوزههایی بدون دسته و لوله) که بلور میباشد بر دور آنان گردانده میشود
- ترجمه سلطانیو در ظرفهایی از نقره و تُنگهایی که بلور میباشد بر دور آنان گردانده میشود
- ترجمه راستینو (ساقیان زیبای حور و غلمان) با جامهای سیمین و کوزههای بلورین بر آنها دور زنند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ قَوَارِيرَ مِن فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا
از بلور از نقره [یعنی تُنگها در صفاء و شفّافیّت مثل بلور میباشند، یا بلور مأخوذه (برگرفته) از نقره میباشد نه از سایر سنگها مثل بلورهای دنیا] که آنها را به اندازه اندازه کردهاند [و معنی میدهد اکواب برای مؤمنینی میباشد که قدر آن را در انفس خود تقدّر (مهیّا) کردهاند، یا تمنّای آن را میکردند، یا غلمانهای گرداننده میباشد که آنها را به قدر (اندازه) میل مؤمنین تقدّر (آماده کردن) میکنند]
- ترجمه سلطانیاز بلور از نقره که آنها را به اندازه مهیّا کردهاند
- ترجمه راستینکه آن بلورین کوزهها به رنگ نقره خام و به اندازه و تناسب (اهلش) مقدر کردهاند.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلًا
و در آنجا با بادهای نوشانده میشوند که مزاج آن زنجبیلی است {کأس بر خمر (شراب) اطلاق میشود، و چون سالک بقایایی از نفسش بر او باقی میباشد برای او لابدّ از حرارت طلب و اشتیاق سیر در عالم صفات است که نهایتی ندارد گاهی از شراب زنجبیلى نوشانده میشود که با آن حرارت طلبش و التذاذ سیرش و وجدش تشدید شود}
- ترجمه سلطانیو در آنجا با بادهای نوشانده میشوند که مزاج آن زنجبیلی است
- ترجمه راستینو آنجا شرابی که طبعش چون زنجبیل (گرم و عطرآگین) است به آنها بنوشانند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا
در آنجا چشمهای هست که سلسبیل نامیده میشود {سلسبیل شراب سهل الدّخول در حلق، لذیذ در مذاق است، و گفته شده شرابٌ سلسلٌ (شراب گوارا) و سلسالٌ (خوشگوار) و سلسبیلٌ (روان) است}
- ترجمه سلطانیدر آنجا چشمهای هست که سلسبیل نامیده میشود
- ترجمه راستیندر آنجا چشمهای است که سلسبیلش نامند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا
و بر دور آنها غلامانی همواره میچرخند [دائم در جنّت هستند] وقتی که آنها را ببینی میپنداری که آنها [در صفاء و حسن و تلألؤ (درخشندگی)] مرواریدهایی پراکنده شده [به حالت متفرّق غیر منظوم در کثرت یا در خدمت] هستند
- ترجمه سلطانیو بر دور آنها غلامانی همواره میچرخند وقتی که آنها را ببینی میپنداری که آنها مرواریدهایی پراکنده شده هستند
- ترجمه راستینو دور آن بهشتیان پسرانی زیبا که تا ابد نوجوانند و خوش سیما به خدمت میگردند که در آنها چو بنگری (از فرط صفا) گمان بری که لؤلؤ منثورند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا
و وقتی که [چیزی] را در آنجا (جنّت) ببینی نعمتها و مُلکی بزرگ (جدّاً وسیعی) را میبینی {هر آنچه که در آنجا به عنوان مرئی میباشد مشتمل بر جمیع مایکون در مملکت کبیر میباشد}
- ترجمه سلطانیو وقتی که (چیزی) را آنجا (در جنّت) ببینی نعمتها و مُلکی بزرگ (جدّاً وسیعی) را میبینی
- ترجمه راستینو چون آن جایگاه نیکو را مشاهده کنی عالمی پر نعمت و کشوری بی نهایت بزرگ خواهی یافت.
- ترجمه الهی قمشهای