سورهٔ انسان
انسان، دهر، هل أتی، ابرار، امشاج
٢١ عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا
بر بالاتنهٔ آنها جامههای حریر نازک سبز و دیبای کلفت است و با دستبندهایی از نقره زینت داده شدهاند و پروردگارشان به آنان شرابی طهور مینوشاند {که آنان را از کلّ ما کان منسوب به آنان از اموال و افعال و اوصاف و ذوات پاک میکند تا آنکه سوای محبوبشان در آنها باقی نماند که لذّت آنان خالصی غیر مشوبه و غیر محجوبه میگردد}
- ترجمه سلطانیبر بالاتنهٔ آنها جامههای حریر نازک سبز و دیبای کلفت است و با دستبندهایی از نقره زینت داده شدهاند و پروردگارشان به آنان شرابی طهور مینوشاند
- ترجمه راستینبر بالای بهشتیان، لطیف دیبای سبز و حریر ستبر است و بر دستهاشان دستبند نقره خام، و خدایشان شرابی پاک (و گوارا از کوثر عنایت) بنوشاند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا
همانا این به عنوان پاداش برای شما میباشد و کوشش شما مورد سپاس میباشد
- ترجمه سلطانیهمانا این به عنوان پاداش برای شما میباشد و کوشش شما مورد سپاس میباشد
- ترجمه راستیناین بهشت به حقیقت پاداش (اعمال) شماست و سعی و اشتیاقتان (در راه طاعت حق) مشکور و مقبول است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنزِيلًا
همانا ما قرآن را با تنزیل (نازل کردن تدریجی) بر تو نازل کردیم [یعنی که قرآن ولایت علی (ع) جز از نزد ما نیست، پس چرا تو از مردم میترسی و آن را از آنان مخفی میکنی و از ردّ آنها یا ارتداد آنها یا از صرف (برگرداندن) علی (ع) از حقّش، ترسانی؟!]
- ترجمه سلطانیهمانا ما قرآن را با تنزیل (نازل کردن تدریجی) بر تو نازل کردیم
- ترجمه راستینمحققا ما این قرآن (عظیم الشأن) را بر تو فرو فرستادیم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا
پس بر حکم پروردگارت صبر کن [و بر آنچه که در حقّ علی (ع) میگویند اندوه مدار و آنچه که ما آن را بر تو نازل کردهایم را تغییر نده] و از آنها از گناهکاران [عاصی بر تو دربارۀ علی (ع)] یا از کافران [ساتر بر ولایت او یا ساتر بر نبوّتت] اطاعت مکن
- ترجمه سلطانیپس بر حکم پروردگارت صبر کن و از آنها از گناهکاران (عاصی بر تو) یا کافران (ساتر بر ولایت علی (ع) یا ساتر بر نبوّتت) اطاعت مکن
- ترجمه راستینپس بر اطاعت حکم پروردگارت صبور و شکیبا باش و هیچ از مردم بدکار کفر کیش اطاعت مکن.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَأَصِيلًا
و اسم ربّ خود را [دائماً یا مخصوصاً] در بامدادان و شامگاهان [برای شرافت آن دو] ذکر کن {اسم ربّ همان لطیفهٔ انسانیّه است که همان ولایت تکوینیّه است و با ولایت تکلیفیّه تقویّت میشود، سپس صاحب ولایت و رسالت، سپس هر کسی است که ولایت را قبول کرده، سپس هر وجود عینیِ امکانی است، سپس الفاظ و حروف موضوعه (وضع شده)، سپس نقوش مکتوبه (نقشهای نوشته شده) هستند}
- ترجمه سلطانیو اسم ربّ خود را ذکر کن در بامدادان و شامگاهان
- ترجمه راستینو نام خدایت را صبح و شام (به عظمت) یاد کن.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا
و از شب [که آن مظهر عالم طبع و مظهر تاریکی نفس و انانیّات آن است] پس [با کسر (شکستن) انانیّت نفس] بر او سجده کن و در طویل شب [یعنی بعضی (قسمتی) طویل از شب، یا شب طبع که طول آن به قدر عمر است] او را تسبیح کن
- ترجمه سلطانیو از شب پس بر او سجده کن و او را در (قسمتی) طویل (از) شب تسبیح کن
- ترجمه راستینو شب را برخی (در نماز) به سجده خدا پرداز و شام دراز به تسبیح و ستایش او صبح گردان.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ إِنَّ هَـؤُلَاءِ يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ يَوْمًا ثَقِيلًا
همانا اینان [یعنی مشرکین یا منافقین ممتنع (امتناع کننده) از ولایت علی (ع)] عاجل (حاضر، دنیا) را دوست دارند [و لذلک به امر خداوند و نه به امر نبیّش (ص) ایتمار نمیکنند و منقاد نبیّ او (ص) و نه وصیّ او نمیشوند] و روز سنگینی را به ورای (امام، جلو، مُقبل) خود رها میکنند {او تعالی تعبیر به «وراء» (پشت سر) آنها کرد برای اشعار به اینکه آنان منکوس (وارونه) مقبول (اقبال آورده) بر دنیا هستند که آن مدبره (پشت کننده) از آنان است و مدبر (پشت کننده) به آخرت هستند که آن مقبل (روبرو) بر آنان است، و مراد از ثقل (سنگینی) همان ثقل حساب او و ثقل شدائد آن و ثقل حسّاب (حسابرسان) آن است}
- ترجمه سلطانیهمانا اینان عاجل (حاضر، دنیا) را دوست دارند و روز سنگینی را به ورای (مُقبل) خود رها میکنند
- ترجمه راستیناین مردم کافر غافل همه دنیای نقد عاجل را دوست میدارند و آن روز (قیامت) سخت سنگین را به کلی از یاد میبرند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ نَّحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلًا
ما آنان را خلق کردیم و پیوندهایشان را محکم نمودیم [یعنی خلقتشان را یا مفاصل آنان را با اعصاب و اوتار (زردپی) یا الیاف معده و مثانه را تا آنکه با اختیار صاحب آن دو گشتند] و وقتی که بخواهیم [با اذهاب (بردن) آنها و جانشین قرار دادن اولادشان به جای آنها] با تبدیلی [آنها را] به امثال آنان تبدیل کنیم
- ترجمه سلطانیما آنان را خلق کردیم و پیوندهایشان را محکم نمودیم و وقتی که بخواهیم (با بردن آنها و جانشین قرار دادن اولادشان) با تبدیلی (آنها را) به امثال آنان تبدیل کنیم
- ترجمه راستینما اینان را آفریدیم و محکم بنیان ساختیم و هرگاه بخواهیم همه را فانی ساخته و مانندشان قوم دیگر خلق میکنیم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا
همانا این [یعنی ولایت علی (ع) یا قرآن ولایت او، یا این سوره که در آن ولایت ذکر شده] تذکّری است پس کسی که بخواهد راهی به سوی پروردگارش اتّخاذ میکند
- ترجمه سلطانیهمانا این تذکّری است پس کسی که بخواهد راهی به سوی پروردگارش اتّخاذ میکند
- ترجمه راستیناین آیات پند و تذکری است، پس هر که (سعادت و حسن عاقبت) بخواهد راهی به سوی خدای خود پیش گیرد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا
و [لکن] نمیخواهید، مگر آنکه خداوند بخواهد {چیزی از مکوّنات و از افعال بندگان و اخلاق آنها و ارادههای آنان و مشیّتهایشان جز به مبادی (مقدّمات) هفتگانه به مشیّت از خداوند، و اراده کردن از او، و قدری از او سبحانه، و قضائی و اذنی و اجلی و کتابی نمیباشد و اینکه مشیّت همان اضافهٔ اشراقیّهٔ او است که همان فعل او و کلمۀ او است، و اینکه هر چیزی از مبدعات و منشئات (ایجاد شدهها) و مخترعات و مکوّنات قوام وجود آن مشیّت الله است، و اینکه مشیّت خداوند غیر محبّت او و رضای او است، و اینکه رضا و سخط (خشم) به منزلۀ صورت برای مشیّت است، و مشیّت مانند مادّه است و اینکه مشیّت عباد همان مشیّت خداوند است با ضمیمهٔ خصوصیّت اضافه به عباد و آیه معنی میدهد مگر در حالی که خداوند بخواهد، یا به سبب اینکه خداوند بخواهد، یا برای اینکه خداوند بخواهد، برای اینکه هر آنچه که عباد آن را میخواهند پس آن متقوّم به مشیّت خداوند است بلکه آن عین مشیّت الله است که بحسب اضافه محدود به حدود ممکنات گشته است} که خداوند دانا [میباشد که با علم خود به دقایق صنع و مصالح مصنوع مشیّت خویش را عین مشیّت بندگان قرار داد] و [از حیث لطف کردن در این صُنع از روی لطف که احدی آن را درک نمیکند بلکه ضدّ آن را توهّم میکنند و میگویند: خداوند امور بندگان و افعال آنها را به آنها واگذار کرده است] حکیم میباشد
- ترجمه سلطانیو (لکن) نمیخواهید، مگر آنکه خداوند بخواهد که خداوند دانا و حکیم میباشد
- ترجمه راستینو شما (کافران، راه حق را) نمیخواهید مگر خدای بخواهد (و به قهر شما را به این راه بدارد) ، که البته خدا دانا و به صلاح بندگان آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای