سورهٔ نازعات

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۴۶
نام‌های سوره:
نازعات، ساهره، طامّه
نمایش آیات ۱ الی ۴۶
(نمایش صفحه به صفحه آیات سوره)
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


١ وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا

قسم به [نفوس] مشتاقان [به اوطان (وطن‌ها) حقیقیشان یا به نفوس مرتدع (باز ایستنده، دست کشنده) از نفس و علائق آن] به غرق شدن [که در اهتمام به سیر الی الله، یا در بحار (دریاها) حبّ او، یا در بحار صفات او، یا در بحر (دریا) احدیّت غرق شده‌اند]

- ترجمه سلطانی

قسم به مشتاقان به غرق شدن (در اوطان حقیقی خود)

- ترجمه راستین

قسم به فرشتگانی که (جان کافران را) به سختی بگیرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا

قسم به [نفوس پاک] چالاکان با نشاط [یعنی نفوس چالاک پاک در سیر الی الله یا چالاک در خروج از دار النّفس، یا خارج شدگان از دار النّفس به دار القلب، یا مراد از «نازعات» ملائکهٔ عذاب هستند که ارواح کفّار را نزع (کندن جان) می‌کنند، و مراد از «ناشطات» ملائکۀ رحمت هستند که ارواح مؤمنین را با رفق (مدارا) خارج می‌سازند، یا مراد از «نازعات» نجوم هستند که از مطالع (محلّ‌های طلوع) خود نزع (درآمدن) می‌کنند و در مغارب (محلّ‌های غروب) خود غرق می‌شوند، و مراد از «ناشطات» نجوم هستند که از برجی به برجی خارج می‌شوند، یا مراد از «نازعات» قسی (کمان) است که سهم (تیر) می‌اندازد، و مراد از «ناشطات» اسب‌های سمین (تنومند) در جهاد است، یا مراد از «نازعات» نفوس مشتاق به خداوند، و مراد از «ناشطات» نفوس شتابان در خروج هنگام مرگ است]

- ترجمه سلطانی

قسم به (نفوس پاک) چالاکان با نشاط (در سیر الی الله)

- ترجمه راستین

قسم به فرشتگانی که (جان اهل ایمان را) به آسایش و نشاط ببرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا

و شناگران با شنا کردن [نفوس سابحه (شناگر) در بحار اوصاف او تعالی، یا جاری شدهٔ شتابان به سوی خداوند، یا ملائکه‌ای که در امر خداوند بدون تأمّلی و توانی (سستی‌ای) شتاب می‌کنند مانند سابح (شناگر) در آب، یا ملائکه‌ای که ارواح مؤمنین را سباحت (شنا کردن) می‌کنند که آنان را به سلّی (بی‌خیال کردنی، پوستهٔ جنین را پاره کردنی) رقیق (نرم، خوش) تسلّی (از اندوه بیرون کردن) می‌دهند سپس آنان را می‌خوانند تا آنکه مانند سابح با چیزی در آب استراحت (برآسودن) می‌کنند، یا ملائکه‌ای که با اسراع (شتافتن) از آسمان به زمین نازل می‌شوند چنانکه به فرس (اسب) جواد (تندرو) سابح گفته می‌شود، یا نجومی که در فلک خود شناوَری می‌کنند یا اسبان جنگی که در عَدْو (تاختن) خود سبح (تاختن) می‌کنند]

- ترجمه سلطانی

و شناگران با شنا کردن (در بحار اوصاف او تعالی)

- ترجمه راستین

و قسم به فرشتگانی که با کمال سرعت (فرمان حق را) انجام دهند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا

و سبقت گیرندگان با سبقت جُستن [ملائکه‌ای که در خیر از ابن آدم سبقت گرفته‌اند، یا در حفظ ابن آدم از شیطان از او سبقت گرفته‌اند، یا با وحی به انبیاء (ع) از شیطان سبقت گرفته‌اند، یا کسانی که با ارواح مؤمنین به سوی جنّت سبقت گرفته‌اند، یا نفوس بشری که در رفتن به سوی خداوند یا نزدیک شدن به او از سایر نفوس سبقت می‌جویند، یا در مرتبت از ملائکه سبقت می‌جویند، یا در خروج الی الله با شوق به او از ملک الموت سبقت می‌گیرند، یا نجومی که بعضی آنها در سیر کردن از بعضی سبقت می‌گیرند، یا اسبان جنگی که بعضی آنها از بعضی سبقت می‌گیرند]

- ترجمه سلطانی

و سبقت گیرندگان با سبقت جُستن (در رفتن به سوی خداوند)

- ترجمه راستین

قسم به فرشتگانی که (درنظم عالم) بر هم سبقت گیرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا

و تدبیر کنندگان امر [یعنی ملائکهٔ مدبّرۀ امر اهل زمین، یا رؤساء از جنگ که امر جنود (سپاهیان) و جهاد را تدبیر می‌نمایند، یا نفوس کاملهٔ بازگشته از سیر الی الله در سیر الی العباد برای تکمیل آنان، یا نفوس سالکهٔ مدبّرۀ امر سیر الی الله نه مجذوبهٔ به او بدون سلوک، یا نجوم مدبّرۀ امر عالم، که البتّه حتماً برانگیخته می‌شوید]

- ترجمه سلطانی

و تدبیر کنندگان امر

- ترجمه راستین

قسم به فرشتگانی که (به فرمان حق) به تدبیر نظام خلق می‌کوشند (که قیامتی و حشری خواهد آمد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ

روزی که لرزاننده [همان نفخهٔ اولی] می‌لرزاند

- ترجمه سلطانی

روزی که لرزاننده می‌لرزاند

- ترجمه راستین

روزی که آن لرزاننده (یعنی نفخه صور الهی، جهان را) بلرزاند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ

[نفخهٔ دوم] دنبال آن در پی می‌آید

- ترجمه سلطانی

دنبال آن در پی می‌آید

- ترجمه راستین

و لرزاننده دیگر (یعنی نفخه صور دیگر) از پی آن در آید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ

قلب‌ها در آنروز تپنده (مضطرب) هستند

- ترجمه سلطانی

قلب‌ها در آنروز تپنده هستند

- ترجمه راستین

در آن روز سخت دلهای برخی مضطرب و هراسان شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ

چشمان [قلوب] آنها خاشع است

- ترجمه سلطانی

چشمان (قلوب) آنها خاشع است

- ترجمه راستین

که (از ترس) چشمها به زیر افکنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ يَقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ

[مانند اینکه مقدراً گفته شده: در حقّ این روز چه می‌گویند؟ آنگاه فرمود: آن را انکار می‌کنند و] می‌گویند آیا همانا ما حتماً به حالت اولیّه [یعنی در حیات دوّم مشابه به حیات اوّل] بر می‌گردیم {حافره خلقت اوّل است، و عود (بازگشتن) در چیزی است تا آنکه آخر آن بر اوّلش برگردد}

- ترجمه سلطانی

می‌گویند آیا همانا ما حتماً به حالت اولیّه بر می‌گردیم

- ترجمه راستین

(مردم غافل دنیا) گویند: آیا ما پس از مرگ باز زندگانی دیگری خواهیم یافت؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا نَخِرَةً

آیا وقتی که به صورت استخوان‌های پوسیده شده [به معنی پاشیده، متفتّت (ریزریز شده)] باشیم

- ترجمه سلطانی

آیا وقتی که به صورت استخوان‌های پوسیده شده باشیم

- ترجمه راستین

چگونه چون مردیم و استخوان ما پوسید زنده خواهیم شد؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ

[بر سبیل استهزاء، یا بر سبیل فرض و شکّ] گفتند این [بازگشتن] در آنوقت بازگشتی زیانبار است [یعنی اهل آن خاسر (زیان دیده) هستند]

- ترجمه سلطانی

گفتند این (بازگشتن) در آنوقت بازگشتی زیانبار است

- ترجمه راستین

و گویند: در این صورت که دیگر بار زنده شویم بسی زیانکار خواهیم بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ

پس جز این نیست که آن یک نهیب [یعنی صیحه‌ای (بانگی) واحد] است

- ترجمه سلطانی

و آن جز یک نهیب نیست

- ترجمه راستین

جز یک صدای مهیب (که در صور اسرافیل کنند) نشنوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ فَإِذَا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ

پس آنوقت آنها [از قبور] در بیابان [بر وجه زمین] خواهند بود

- ترجمه سلطانی

پس آنوقت آنها در بیابان خواهند بود

- ترجمه راستین

و ناگاه همه از خاک بر شوند و به صحرای قیامت رهسپار گردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَىٰ

آیا داستان موسی به تو رسید [پس: به آنان انجام بده آنچه را که موسی (ع) به فرعون و قومش انجام داد، و آنچه که به فرعون و قومش کردیم نسبت به آنها خواهیم کرد، و از آنچه که مکر می‌کنند در ضیق (تنگی) مباش زیرا تو علیهم (بر آنان) سلطانی (تسلّطی، حجّتی) داری همانطور که موسی (ع) علی (بر) قوم فرعون داشت]

- ترجمه سلطانی

آیا داستان موسی به تو رسید

- ترجمه راستین

آیا خبر موسی عمران به تو رسیده؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۳۰
سوره نازعات
حزب ۱۱۷

١٦ إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

آنوقت که پروردگار او در وادی مقدّس طُوی به او نداء داد

- ترجمه سلطانی

آنوقت که پروردگار او در وادی مقدّس طوی به او نداء داد

- ترجمه راستین

آن گاه که خدایش او را در وادی مقدس طوی (قرب طور) ندا کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ اذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ

[گفت] که برو به سوی فرعون همانا او طغیان کرده است

- ترجمه سلطانی

(گفت) که برو به سوی فرعون همانا او طغیان کرده است

- ترجمه راستین

که به سوی فرعون برو که او سخت به راه طغیان رفته است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلَىٰ أَنْ تَزَكَّىٰ

و بگو آیا تو [میل] داری به اینکه [از آنچه از شرک و ذنوب (گناهان) که تو در آن هستی] پاک شوی [یا متنعّم شوی، یا در آنچه که تو از عزّت و سلطنت در آن هستی نمو یابی]

- ترجمه سلطانی

و بگو آیا تو (میل) داری به اینکه پاک شوی

- ترجمه راستین

پس بگو: میل داری که (از پلیدی خود پرستی و شرک) پاک و پاکیزه شوی؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ وَأَهْدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخْشَىٰ

و تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا فروتن شوی [و برای تو مقام خشیت که آن برای عالم باللّه است حاصل شود]

- ترجمه سلطانی

و تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا فروتن شوی

- ترجمه راستین

و تو را به راه خدا هدایت کنم تا بترسی (و به درگاه عظمت و قدرت او خاشع و فروتن شوی).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَىٰ

[نزد او آمد و با نرمی کردن با او، او را دعوت کرد] و به او نشانۀ بزرگتر [که همان ثعبان (اژدها) یا ید بیضاء است] را نشان داد

- ترجمه سلطانی

و به او نشانۀ بزرگتر را نشان داد

- ترجمه راستین

پس آن آیت و معجزه بزرگتر را به او نمود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ

آنگاه تکذیب کرد و [در حضور او] عصیان نمود

- ترجمه سلطانی

آنگاه تکذیب کرد و عصیان نمود

- ترجمه راستین

فرعون تکذیب و نافرمانی کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَىٰ

سپس [با این گمان که آیت او سحر است از جهت طلب برای آنچه که با آن آیت او را بشکند به او] پشت کرد [که در طلب آنچه که با آن حجّت او را بشکند] سعی (کوشش) کند [یا که در زمین در افساد بکوشد]

- ترجمه سلطانی

سپس پشت کرد (در حالی که) سعی می‌کرد

- ترجمه راستین

از آن پس (که معجزه موسی دید) باز روی از حق بگردانید و (برای دفع موسی) به جهد و کوشش برخاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ فَحَشَرَ فَنَادَىٰ

پس [قومش و سپاهیانش و اهل مملکتش را] جمع کرد و نداء داد

- ترجمه سلطانی

پس جمع کرد و نداء داد

- ترجمه راستین

پس (با رجال بزرگ دربار خود) انجمن کرد و ندا داد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ

و گفت من پروردگار اعلای شما هستم

- ترجمه سلطانی

و گفت من پروردگار اعلای شما هستم

- ترجمه راستین

و گفت: منم خدای بزرگ شما.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَىٰ

پس خداوند با نقمتی [لایق به سخن] آخر [او (من پروردگار اعلای شما هستم)] و [سخن] اوّل [او (جز خویشتن خدائی برای شما نمی‌شناسم)] او را گرفت {زیرا کبریا و انانیّت ردای او تعالی می‌باشد و کسی که در ردای او نازع او است را با گرفتنی شدید می‌گیرد}

- ترجمه سلطانی

پس خداوند با نقمتی (لایق به سخن) آخر (او) و (سخن) اوّل (او) او را گرفت

- ترجمه راستین

خدا هم او را به عقاب دنیا و آخرت گرفتار کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشَىٰ

همانا در آن البتّه عبرتی [به معنی اتّعاظی (پند گرفتنی)] هست برای کسی که [در غیب از خدای تعالی] می‌ترسد [و در مقام علم می‌باشد و از مقام ظنّ که برای اصحاب نفوس می‌باشد خارج شده و هنوز به مقام شهود نرسیده]

- ترجمه سلطانی

همانا در آن البتّه عبرتی هست برای کسی که می‌ترسد

- ترجمه راستین

تا به هلاکت او اهل ترس از خدا عبرت گیرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا

آیا خلقت شما [از جهت عظمت و از جهت اتقان و از جهت ادامت (دائمی بودن)] سخت‌تر است یا آسمان که [خداوند] آن را بناء کرده؟! {یعنی اینکه خلقت شما در ابتداء ضعیف‌تر از خلقت آسمان است و شما را خلق کرده و آسمان را خلق نموده پس چگونه از خلقت دوّم شما عاجز باشد}

- ترجمه سلطانی

آیا خلقت شما سخت‌تر است یا آسمان که (خداوند) آن را بناء کرده؟!

- ترجمه راستین

آیا بنای شما آدمیان استوارتر است یا بنای آسمان بلند که خدا آفرید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا

سقف آن را [یعنی جهت مرتفعۀ آن را] بالا برده و آن را درست کرده [یعنی آن را با جمیع آنچه که در آن است و جمیع آنچه که مصالح بندگان در آن است تمام نموده]

- ترجمه سلطانی

سقف آن را بالا برده و آن را درست کرده

- ترجمه راستین

که سقفی بس بلند و محکم بنیان در کمال زیبایی استوار ساخت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا

و شب آن را تاریک کرده (قرار داده) و [از شب] روشنی آن را خارج (ظاهر) کرده

- ترجمه سلطانی

و شب آن را تاریک کرده و روشنی آن را خارج کرده

- ترجمه راستین

و شامش را تیره و روزش را روشن گردانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا

و زمین را بعد (به معنی با) آن [یعنی با بناء آسمان و رفع (بالا بردن) سقف آن و اظلام (تاریک کردن) شب آن و اخراج روز آن] آن را گسترش داده

- ترجمه سلطانی

و زمین را با آن، آن را گسترش داده

- ترجمه راستین

و زمین را پس از آن بگسترانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا

از آن آب آن و چراگاه آن را خارج کرده

- ترجمه سلطانی

از آن آب آن و چراگاه آن را خارج کرده

- ترجمه راستین

و از آن آب و گیاه پدید آورد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا

و کوه‌های آن را محکم نموده [یعنی برای تولید معادن در آنها و روئیدن گیاهان و درختان که جز در آنها نمی‌رویند و سهولت جریان آب‌ها از زیر آنها و چشمه‌ها، آنها را بر دامنۀ آنها در اوساط (وسط‌ها) زمین ثابت نمود]

- ترجمه سلطانی

و کوه‌های آن را محکم نموده

- ترجمه راستین

و کوهها را بر روی آن استوار ساخت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ مَتَاعًا لَكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ

به عنوان متاع برای شما و برای چهارپایانتان [یعنی در حالی که آنها اشیایی هستند که در معاش خود به آنها بهره‌مند می‌شوید، یا برای بهره‌مندی شما و بهره‌مندی چهارپایانتان]

- ترجمه سلطانی

به عنوان متاع برای شما و برای چهارپایانتان

- ترجمه راستین

تا (از آن آب و گیاه که از بیابان و کوه بر انگیزد) قوت شما و چهارپایانتان بر آید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَىٰ

پس وقتی که مصیبت بزرگتر آید [وقتی که قیامت می‌آید] {طامّه داهیه‌ای (مصیبتی) است که بر ماسوای خود غلبه می‌کند و قیامت داهیه است که بر جمیع دواهی (مصیبت‌ها) غلبه می‌کند}

- ترجمه سلطانی

پس وقتی که مصیبت بزرگتر آید

- ترجمه راستین

پس چون آن واقعه بزرگ (و حادثه عظیم قیامت) پدید آید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ مَا سَعَىٰ

روزی که انسان آنچه که کوشش (عمل) کرده است را به یاد آورد [به معنی اینکه او آثار آن را بر نفس خود می‌بیند و آن را مشاهده می‌کند و جزای آنها را مشاهده می‌کند]

- ترجمه سلطانی

روزی که انسان آنچه که کوشش کرده است را به یاد آورد

- ترجمه راستین

در آن روز آدمی هر چه کرده به یاد آرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَىٰ

و جحیم برای کسی که می‌بیند [یا کسی که آن را ببیند] بارز می‌شود

- ترجمه سلطانی

و جحیم برای کسی که می‌بیند بارز می‌شود

- ترجمه راستین

و دوزخ برای بینندگان آشکار شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ فَأَمَّا مَنْ طَغَىٰ

و امّا کسی که طغیان کرده (از طاعت خارج شده)

- ترجمه سلطانی

و امّا کسی که طغیان کرده

- ترجمه راستین

پس هر کس (از حکم شرع خدا) سرکش و طاغی شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا

و زندگانی دنیا را [بر زندگی آخرت] برگزیده

- ترجمه سلطانی

و زندگانی دنیا را برگزیده

- ترجمه راستین

و زندگی دنیا را برگزید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَىٰ

پس همانا جحیم همان مأوای [او] است

- ترجمه سلطانی

پس همانا جحیم همان مأوای (او) است

- ترجمه راستین

دوزخ جایگاه اوست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ

و امّا کسی که از مقام [خود نزد] پروردگارش [یا از قیام پروردگارش برای حساب، یا از محلّ قیام پروردگارش برای حساب، یا از تمکّن پروردگارش و قدرت او در هنگام حساب] بترسد و نفس [خویش] را از هوای [آن] نهی کند

- ترجمه سلطانی

و امّا کسی که از مقام (خود نزد) پروردگارش بترسد و نفس (خویش) را از هوای (آن) نهی کند

- ترجمه راستین

و هر کس از حضور در پیشگاه عزّ ربوبیت بترسید و از هوای نفس دوری جست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَىٰ

پس همانا جنّت همان مأوای [او] است

- ترجمه سلطانی

پس همانا جنّت همان مأوای (او) است

- ترجمه راستین

همانا بهشت منزلگاه اوست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا

از تو دربارهٔ ساعت سؤال می‌کنند که لنگرگاه (زمان وقوع) آن کِی است [یعنی ثبات آن کِی می‌باشد]

- ترجمه سلطانی

از تو دربارهٔ ساعت سؤال می‌کنند که لنگرگاه (زمان وقوع) آن کِی است

- ترجمه راستین

از تو سؤال کنند که قیامت کی بر پا شود؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْرَاهَا

تو را چه به ذکر کردن آن

- ترجمه سلطانی

تو را چه به ذکر کردن آن

- ترجمه راستین

تو را چه کار است دیگر که از آن به یاد آری؟ (بسیار یاد آور شدی و منکران از تو نپذیرفتند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ إِلَىٰ رَبِّكَ مُنْتَهَاهَا

منتهای آن به پروردگارت است [یعنی که ساعت منتهاى آن پروردگار است]

- ترجمه سلطانی

منتهای آن به پروردگارت است

- ترجمه راستین

کار آن ساعت به خدای تو منتهی شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشَاهَا

جز این نیست که تو بیم دهندهٔ کسی هستی که از آن می‌ترسد [یعنی شأن تو محصور است در انذار کسی که عالِم به آن و به اهوال (ترس‌ها) آن می‌باشد که انذار تو به غیر آنان نفع نمی‌رساند و تو سوای آن انذار شأن نداری]

- ترجمه سلطانی

جز این نیست که تو بیم دهندهٔ کسی هستی که از آن می‌ترسد

- ترجمه راستین

تو را جز این نباشد که اهل ایمان را هر کس از یاد آن روز هراسان می‌شود به اهوال آن روز آگاه سازی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا

گویی که آنها روزی (حینی) که آن را می‌بینند [برای کوچکی دنیا در چشمان آنان یا برای شدّت اهوال آنان] جز شامگاهی یا روز آن [یا ساعتى از روز در دنیا] درنگ نکرده‌اند [تا آنکه به آتش خارج شوند].

- ترجمه سلطانی

گویی که آنها روزی که آن را می‌بینند جز شامگاهی یا روز آن درنگ نکرده‌اند.

- ترجمه راستین

چون آن روز را مردم ببینند گویی همه عمر دنیا شامگاهی یا چاشتگاهی بیش نبوده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای