سورهٔ نازعات
نازعات، ساهره، طامّه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا
قسم به [نفوس] مشتاقان [به اوطان (وطنها) حقیقیشان یا به نفوس مرتدع (باز ایستنده، دست کشنده) از نفس و علائق آن] به غرق شدن [که در اهتمام به سیر الی الله، یا در بحار (دریاها) حبّ او، یا در بحار صفات او، یا در بحر (دریا) احدیّت غرق شدهاند]
- ترجمه سلطانیقسم به مشتاقان به غرق شدن (در اوطان حقیقی خود)
- ترجمه راستینقسم به فرشتگانی که (جان کافران را) به سختی بگیرند.
- ترجمه الهی قمشهای٢ وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا
قسم به [نفوس پاک] چالاکان با نشاط [یعنی نفوس چالاک پاک در سیر الی الله یا چالاک در خروج از دار النّفس، یا خارج شدگان از دار النّفس به دار القلب، یا مراد از «نازعات» ملائکهٔ عذاب هستند که ارواح کفّار را نزع (کندن جان) میکنند، و مراد از «ناشطات» ملائکۀ رحمت هستند که ارواح مؤمنین را با رفق (مدارا) خارج میسازند، یا مراد از «نازعات» نجوم هستند که از مطالع (محلّهای طلوع) خود نزع (درآمدن) میکنند و در مغارب (محلّهای غروب) خود غرق میشوند، و مراد از «ناشطات» نجوم هستند که از برجی به برجی خارج میشوند، یا مراد از «نازعات» قسی (کمان) است که سهم (تیر) میاندازد، و مراد از «ناشطات» اسبهای سمین (تنومند) در جهاد است، یا مراد از «نازعات» نفوس مشتاق به خداوند، و مراد از «ناشطات» نفوس شتابان در خروج هنگام مرگ است]
- ترجمه سلطانیقسم به (نفوس پاک) چالاکان با نشاط (در سیر الی الله)
- ترجمه راستینقسم به فرشتگانی که (جان اهل ایمان را) به آسایش و نشاط ببرند.
- ترجمه الهی قمشهای٣ وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا
و شناگران با شنا کردن [نفوس سابحه (شناگر) در بحار اوصاف او تعالی، یا جاری شدهٔ شتابان به سوی خداوند، یا ملائکهای که در امر خداوند بدون تأمّلی و توانی (سستیای) شتاب میکنند مانند سابح (شناگر) در آب، یا ملائکهای که ارواح مؤمنین را سباحت (شنا کردن) میکنند که آنان را به سلّی (بیخیال کردنی، پوستهٔ جنین را پاره کردنی) رقیق (نرم، خوش) تسلّی (از اندوه بیرون کردن) میدهند سپس آنان را میخوانند تا آنکه مانند سابح با چیزی در آب استراحت (برآسودن) میکنند، یا ملائکهای که با اسراع (شتافتن) از آسمان به زمین نازل میشوند چنانکه به فرس (اسب) جواد (تندرو) سابح گفته میشود، یا نجومی که در فلک خود شناوَری میکنند یا اسبان جنگی که در عَدْو (تاختن) خود سبح (تاختن) میکنند]
- ترجمه سلطانیو شناگران با شنا کردن (در بحار اوصاف او تعالی)
- ترجمه راستینو قسم به فرشتگانی که با کمال سرعت (فرمان حق را) انجام دهند.
- ترجمه الهی قمشهای٤ فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا
و سبقت گیرندگان با سبقت جُستن [ملائکهای که در خیر از ابن آدم سبقت گرفتهاند، یا در حفظ ابن آدم از شیطان از او سبقت گرفتهاند، یا با وحی به انبیاء (ع) از شیطان سبقت گرفتهاند، یا کسانی که با ارواح مؤمنین به سوی جنّت سبقت گرفتهاند، یا نفوس بشری که در رفتن به سوی خداوند یا نزدیک شدن به او از سایر نفوس سبقت میجویند، یا در مرتبت از ملائکه سبقت میجویند، یا در خروج الی الله با شوق به او از ملک الموت سبقت میگیرند، یا نجومی که بعضی آنها در سیر کردن از بعضی سبقت میگیرند، یا اسبان جنگی که بعضی آنها از بعضی سبقت میگیرند]
- ترجمه سلطانیو سبقت گیرندگان با سبقت جُستن (در رفتن به سوی خداوند)
- ترجمه راستینقسم به فرشتگانی که (درنظم عالم) بر هم سبقت گیرند.
- ترجمه الهی قمشهای٥ فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا
و تدبیر کنندگان امر [یعنی ملائکهٔ مدبّرۀ امر اهل زمین، یا رؤساء از جنگ که امر جنود (سپاهیان) و جهاد را تدبیر مینمایند، یا نفوس کاملهٔ بازگشته از سیر الی الله در سیر الی العباد برای تکمیل آنان، یا نفوس سالکهٔ مدبّرۀ امر سیر الی الله نه مجذوبهٔ به او بدون سلوک، یا نجوم مدبّرۀ امر عالم، که البتّه حتماً برانگیخته میشوید]
- ترجمه سلطانیو تدبیر کنندگان امر
- ترجمه راستینقسم به فرشتگانی که (به فرمان حق) به تدبیر نظام خلق میکوشند (که قیامتی و حشری خواهد آمد).
- ترجمه الهی قمشهای١٠ يَقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ
[مانند اینکه مقدراً گفته شده: در حقّ این روز چه میگویند؟ آنگاه فرمود: آن را انکار میکنند و] میگویند آیا همانا ما حتماً به حالت اولیّه [یعنی در حیات دوّم مشابه به حیات اوّل] بر میگردیم {حافره خلقت اوّل است، و عود (بازگشتن) در چیزی است تا آنکه آخر آن بر اوّلش برگردد}
- ترجمه سلطانیمیگویند آیا همانا ما حتماً به حالت اولیّه بر میگردیم
- ترجمه راستین(مردم غافل دنیا) گویند: آیا ما پس از مرگ باز زندگانی دیگری خواهیم یافت؟
- ترجمه الهی قمشهای١٢ قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ
[بر سبیل استهزاء، یا بر سبیل فرض و شکّ] گفتند این [بازگشتن] در آنوقت بازگشتی زیانبار است [یعنی اهل آن خاسر (زیان دیده) هستند]
- ترجمه سلطانیگفتند این (بازگشتن) در آنوقت بازگشتی زیانبار است
- ترجمه راستینو گویند: در این صورت که دیگر بار زنده شویم بسی زیانکار خواهیم بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَىٰ
آیا داستان موسی به تو رسید [پس: به آنان انجام بده آنچه را که موسی (ع) به فرعون و قومش انجام داد، و آنچه که به فرعون و قومش کردیم نسبت به آنها خواهیم کرد، و از آنچه که مکر میکنند در ضیق (تنگی) مباش زیرا تو علیهم (بر آنان) سلطانی (تسلّطی، حجّتی) داری همانطور که موسی (ع) علی (بر) قوم فرعون داشت]
- ترجمه سلطانیآیا داستان موسی به تو رسید
- ترجمه راستینآیا خبر موسی عمران به تو رسیده؟
- ترجمه الهی قمشهای١٨ فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلَىٰ أَنْ تَزَكَّىٰ
و بگو آیا تو [میل] داری به اینکه [از آنچه از شرک و ذنوب (گناهان) که تو در آن هستی] پاک شوی [یا متنعّم شوی، یا در آنچه که تو از عزّت و سلطنت در آن هستی نمو یابی]
- ترجمه سلطانیو بگو آیا تو (میل) داری به اینکه پاک شوی
- ترجمه راستینپس بگو: میل داری که (از پلیدی خود پرستی و شرک) پاک و پاکیزه شوی؟
- ترجمه الهی قمشهای١٩ وَأَهْدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخْشَىٰ
و تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا فروتن شوی [و برای تو مقام خشیت که آن برای عالم باللّه است حاصل شود]
- ترجمه سلطانیو تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا فروتن شوی
- ترجمه راستینو تو را به راه خدا هدایت کنم تا بترسی (و به درگاه عظمت و قدرت او خاشع و فروتن شوی).
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَىٰ
سپس [با این گمان که آیت او سحر است از جهت طلب برای آنچه که با آن آیت او را بشکند به او] پشت کرد [که در طلب آنچه که با آن حجّت او را بشکند] سعی (کوشش) کند [یا که در زمین در افساد بکوشد]
- ترجمه سلطانیسپس پشت کرد (در حالی که) سعی میکرد
- ترجمه راستیناز آن پس (که معجزه موسی دید) باز روی از حق بگردانید و (برای دفع موسی) به جهد و کوشش برخاست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَىٰ
پس خداوند با نقمتی [لایق به سخن] آخر [او (من پروردگار اعلای شما هستم)] و [سخن] اوّل [او (جز خویشتن خدائی برای شما نمیشناسم)] او را گرفت {زیرا کبریا و انانیّت ردای او تعالی میباشد و کسی که در ردای او نازع او است را با گرفتنی شدید میگیرد}
- ترجمه سلطانیپس خداوند با نقمتی (لایق به سخن) آخر (او) و (سخن) اوّل (او) او را گرفت
- ترجمه راستینخدا هم او را به عقاب دنیا و آخرت گرفتار کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشَىٰ
همانا در آن البتّه عبرتی [به معنی اتّعاظی (پند گرفتنی)] هست برای کسی که [در غیب از خدای تعالی] میترسد [و در مقام علم میباشد و از مقام ظنّ که برای اصحاب نفوس میباشد خارج شده و هنوز به مقام شهود نرسیده]
- ترجمه سلطانیهمانا در آن البتّه عبرتی هست برای کسی که میترسد
- ترجمه راستینتا به هلاکت او اهل ترس از خدا عبرت گیرند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا
آیا خلقت شما [از جهت عظمت و از جهت اتقان و از جهت ادامت (دائمی بودن)] سختتر است یا آسمان که [خداوند] آن را بناء کرده؟! {یعنی اینکه خلقت شما در ابتداء ضعیفتر از خلقت آسمان است و شما را خلق کرده و آسمان را خلق نموده پس چگونه از خلقت دوّم شما عاجز باشد}
- ترجمه سلطانیآیا خلقت شما سختتر است یا آسمان که (خداوند) آن را بناء کرده؟!
- ترجمه راستینآیا بنای شما آدمیان استوارتر است یا بنای آسمان بلند که خدا آفرید؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا
سقف آن را [یعنی جهت مرتفعۀ آن را] بالا برده و آن را درست کرده [یعنی آن را با جمیع آنچه که در آن است و جمیع آنچه که مصالح بندگان در آن است تمام نموده]
- ترجمه سلطانیسقف آن را بالا برده و آن را درست کرده
- ترجمه راستینکه سقفی بس بلند و محکم بنیان در کمال زیبایی استوار ساخت.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا
و زمین را بعد (به معنی با) آن [یعنی با بناء آسمان و رفع (بالا بردن) سقف آن و اظلام (تاریک کردن) شب آن و اخراج روز آن] آن را گسترش داده
- ترجمه سلطانیو زمین را با آن، آن را گسترش داده
- ترجمه راستینو زمین را پس از آن بگسترانید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا
و کوههای آن را محکم نموده [یعنی برای تولید معادن در آنها و روئیدن گیاهان و درختان که جز در آنها نمیرویند و سهولت جریان آبها از زیر آنها و چشمهها، آنها را بر دامنۀ آنها در اوساط (وسطها) زمین ثابت نمود]
- ترجمه سلطانیو کوههای آن را محکم نموده
- ترجمه راستینو کوهها را بر روی آن استوار ساخت.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ مَتَاعًا لَكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ
به عنوان متاع برای شما و برای چهارپایانتان [یعنی در حالی که آنها اشیایی هستند که در معاش خود به آنها بهرهمند میشوید، یا برای بهرهمندی شما و بهرهمندی چهارپایانتان]
- ترجمه سلطانیبه عنوان متاع برای شما و برای چهارپایانتان
- ترجمه راستینتا (از آن آب و گیاه که از بیابان و کوه بر انگیزد) قوت شما و چهارپایانتان بر آید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَىٰ
پس وقتی که مصیبت بزرگتر آید [وقتی که قیامت میآید] {طامّه داهیهای (مصیبتی) است که بر ماسوای خود غلبه میکند و قیامت داهیه است که بر جمیع دواهی (مصیبتها) غلبه میکند}
- ترجمه سلطانیپس وقتی که مصیبت بزرگتر آید
- ترجمه راستینپس چون آن واقعه بزرگ (و حادثه عظیم قیامت) پدید آید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ مَا سَعَىٰ
روزی که انسان آنچه که کوشش (عمل) کرده است را به یاد آورد [به معنی اینکه او آثار آن را بر نفس خود میبیند و آن را مشاهده میکند و جزای آنها را مشاهده میکند]
- ترجمه سلطانیروزی که انسان آنچه که کوشش کرده است را به یاد آورد
- ترجمه راستیندر آن روز آدمی هر چه کرده به یاد آرد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ
و امّا کسی که از مقام [خود نزد] پروردگارش [یا از قیام پروردگارش برای حساب، یا از محلّ قیام پروردگارش برای حساب، یا از تمکّن پروردگارش و قدرت او در هنگام حساب] بترسد و نفس [خویش] را از هوای [آن] نهی کند
- ترجمه سلطانیو امّا کسی که از مقام (خود نزد) پروردگارش بترسد و نفس (خویش) را از هوای (آن) نهی کند
- ترجمه راستینو هر کس از حضور در پیشگاه عزّ ربوبیت بترسید و از هوای نفس دوری جست.
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا
از تو دربارهٔ ساعت سؤال میکنند که لنگرگاه (زمان وقوع) آن کِی است [یعنی ثبات آن کِی میباشد]
- ترجمه سلطانیاز تو دربارهٔ ساعت سؤال میکنند که لنگرگاه (زمان وقوع) آن کِی است
- ترجمه راستیناز تو سؤال کنند که قیامت کی بر پا شود؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشَاهَا
جز این نیست که تو بیم دهندهٔ کسی هستی که از آن میترسد [یعنی شأن تو محصور است در انذار کسی که عالِم به آن و به اهوال (ترسها) آن میباشد که انذار تو به غیر آنان نفع نمیرساند و تو سوای آن انذار شأن نداری]
- ترجمه سلطانیجز این نیست که تو بیم دهندهٔ کسی هستی که از آن میترسد
- ترجمه راستینتو را جز این نباشد که اهل ایمان را هر کس از یاد آن روز هراسان میشود به اهوال آن روز آگاه سازی.
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا
گویی که آنها روزی (حینی) که آن را میبینند [برای کوچکی دنیا در چشمان آنان یا برای شدّت اهوال آنان] جز شامگاهی یا روز آن [یا ساعتى از روز در دنیا] درنگ نکردهاند [تا آنکه به آتش خارج شوند].
- ترجمه سلطانیگویی که آنها روزی که آن را میبینند جز شامگاهی یا روز آن درنگ نکردهاند.
- ترجمه راستینچون آن روز را مردم ببینند گویی همه عمر دنیا شامگاهی یا چاشتگاهی بیش نبوده است.
- ترجمه الهی قمشهای