سورهٔ عبس
عبس، سَفره، صاخّه، أعمی، إبن أم مکتوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
٣ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى
و تو چه میدانی شاید که او زکی (پاک) شود [یعنی تطهیر شود یا در اعمالش با کمال صلاح اصلاح کند، یا در دینش و ایمانش نمو کند]
- ترجمه سلطانیو تو چه میدانی شاید که او پاک (تطهیر) شود
- ترجمه راستینو تو چه میدانی ممکن است او مردی پارسا و پاکیزه صفات باشد.
- ترجمه الهی قمشهای٤ أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى
یا یاد آورد [یعنی متذکر شود که هنوز تزکیّه نکرده] آنگاه یادآوری به او نفع رساند [تا آنکه بعد اسلام آورد، یا حین مرگش به آن منتفع شود]
- ترجمه سلطانییا یاد آورد (متذکّر شود) آنگاه یادآوری به او نفع رساند
- ترجمه راستینیا (به تعلیم رسول) به یاد خدا آید و ذکر حق او را سودمند افتد. (مراد عبد اللّه مکتوم است که چون حضور رسول برای تعلیم قرآن آمد جمعی از اکابر کفار قریش نزد حضرت بودند، حضرت از حرص بر ایمان و هدایت آنها به او توجه کامل نکرد و به صحبت مشغول بود و مرد متشخصی از امویان بر آن نابینا ترشرویی و اظهار انزجار نمود. بر نکوهش او و حرمت عبد اللّه این آیات نازل شد).
- ترجمه الهی قمشهای١٣ فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ
در صحیفههای گرامی [یعنی الواح عالیه یا اقلام (قلمها) عالیه است، که همان عقول طولیّه یا عرضیّه یا صحف قلوب انبیاء (ع) و نفوس آنان است]
- ترجمه سلطانیدر صحیفههای گرامی
- ترجمه راستینآیات الهی در صحیفههایی مکرّم (یعنی لوح محفوظ یا کتب آسمانی یا قلوب پاکان) نگاشته است.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ
[در جواب برای سؤالی مقدّر مانند اینکه گفته شده: آیا آنچه که او را بر آلهت یا رسالت یا ولایت یا بعث دلالت کند دارد؟ پس فرمود:] از چه چیز او را خلق کرد [تا آنکه بداند که آن حقّ است]
- ترجمه سلطانیاز چه چیز او را خلق کرد
- ترجمه راستین(نمینگرد که) خدا و را از چه چیز خلق کرده است؟
- ترجمه الهی قمشهای١٩ مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ
از نطفهای [ضعیف الوجود] او را خلق کرد [که بنفسه صورت خود را در دو آنْ حفظ نمیکند، قذرهٔ (لجن، پلید) بدبو ادلّ دلیل بر مبدء و رسالت و ولایت و بعث است] سپس او را [بحسب اعضای او و اجزائش و مقدار طولش و عرضش] اندازه نمود [اندازهای که لایق به شأن او شود و افعال مترقّبه از او به سهولت تمشّی (گام برداشتن) شود]
- ترجمه سلطانیاز نطفهای او را خلق کرد سپس او را اندازه نمود
- ترجمه راستیناز آب نطفه (بی قدری بدین صورت زیبا) خلقتش فرمود
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ
سپس راه [یعنی سبیل خروج از شکم مادرش، یا سبیل سلوک برای طلب معیشت، یا سبیل سلوک الی الله و طلب معادش، یا سبیل سلوک از دنیا به آخرت با موت اضطراری] را بر او آسان نمود
- ترجمه سلطانیسپس راه را بر او آسان نمود
- ترجمه راستینسپس راه (خروج از نقص به کمال) را بر او سهل و آسان گردانید.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ
سپس او را [از صورتی و فعلیّتی که شایسته است که طرح (دور انداختن) شود] میرانید و او را [در صورتی دیگر] در قبر نهاد [تا که او را از جمیع صور با موت اختیاری یا اضطراری بمیراند سپس او را در قبر خاکی و در صور برزخی و مثالی قبر (دفن کردن) مینماید]
- ترجمه سلطانیسپس او را میراند و او را در قبر نهاد
- ترجمه راستینآن گاه (به وقت معین) او را بمیراند و به خاک قبر سپرد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ كَلَّا لَـمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ
چنین نیست، آنچه [از اخلاص عبادت و اتمام عبودیّت] که به او امر کرده را هنوز انجام نداده [تا آنکه آنچه که شهودش از نشر و حساب و عقاب تمنّا میکند را مشاهده کند، یا انسان هنوز آنچه که خدای تعالی از اوامر شرعی قالبی به او امر کرده است را انجام نداده تا آثار آلهت یا رسالت یا ولایت را مشاهده نماید یا نشر بندگان و حساب آنان را از طریق باطن خویش مشاهده نماید، یا هنوز خداوند آنچه از حشر خلائق و نشر آنها و حسابشان و ثوابشان و عقابشان که به او امر کرده و آن را مقدّر نموده را قضاء نکرده تا آنکه آنچه که از نشر خلایق میگوییم را مشاهده کند]
- ترجمه سلطانیچنین نیست، آنچه که به او امر کرده را هنوز انجام نداده
- ترجمه راستینچنین نیست (که منکران معاد میپندارند) بشر کافر هنوز آنچه خدا امر کرده به جا نیاورده (تا سعادت ابد یابد).
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ
پس انسان باید [به اسباب و مسبّبات و چگونگی ترقّی آنها و ترتّب آنها و وصول آنها به غایات آنها نظر کند و مسبّبات آنها را مشاهده کند تا آنکه به علم الیقین بداند که آنها الهی دارند و اینکه برای او رسولی و امامی هست، و اینکه انسان در تقلّبات (دگرگونیها) خود منتهی میشود به آنکه از قشرش و قالبش خارج میشود، و به لبّ (مغز) خود و قلب خود و به حساب خود و ربّ خود میرسد و از جملهٔ اسباب و مسبّبات باید] به طعام [صوری و معنوی] خویش نظر کند
- ترجمه سلطانیپس انسان باید به طعام خویش نظر کند
- ترجمه راستینآدمی باید به قوت و غذای خود به چشم خود بنگرد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا
همانا ما آب را [از ابرها] با فرو ریختنی [عجیب که به قدر حاجت میباشد و زیاد نیست به حیثی که به او ضرر برساند و نه در غیر وقت حاجت] فرو ریختیم
- ترجمه سلطانیهمانا ما آب را با فرو ریختن فرو ریختیم
- ترجمه راستینکه ما آب باران فرو ریختیم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ
به جهت تمتیع (بهرهمندی) برای شما و برای چهارپایان شما [پس بعد آنکه شما را از ادنی مراتب وجود شما و همان مقام نطفۀ قذره بودن شما تا مقامات اعلای شما و همان مقام روحانیّت شما و مشارکت شما بر ملائکه است رساندیم چگونه شما را مهمل گذاریم، بلکه شما را از عالم شما به عالم اعلی مبعوث میکنیم]
- ترجمه سلطانیبه جهت تمتیع (بهرهمندی) برای شما و برای چهارپایان شما
- ترجمه راستینتا شما آدمیان و حیوانات شما هم از آن بهرهمند شوید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ فَإِذَا جَاءَتِ الصَّاخَّةُ
و وقتی که صدای نهیب بیاید {«صخّ» زدن با چیز صلب (سفت) بر مصمت (صامت) است، و «صاخّهٔ» صیحهای است که برای شدّت آن گوشها کر میشود و قیامت و داهیه (مصیبت) است}
- ترجمه سلطانیو وقتی که صدای نهیب بیاید
- ترجمه راستین(به یاد آرید) آن گاه که ندای مهیب قیامت (به گوش همه خلق) برسد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ
برای هر شخص از آنها در آنروز شأنی هست که او را بینیاز میکند
- ترجمه سلطانیبرای هر شخص از آنها در آنروز شأنی هست که او را بینیاز میکند
- ترجمه راستیندر آن روز هر کس چنان گرفتار شأن و کار خود است که به هیچ کس نتواند پرداخت.
- ترجمه الهی قمشهای٤١ تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ
که [از هول قیامت] به آنها تیرگی میپوشاند [کدرت و سواد (سیاهی) آن را فرا میگیرد] {«غبره» آنچه است که از آسمان به زمین میافتد و «قتره» آنچه است که از زمین به آسمان بالا میرود}
- ترجمه سلطانیکه به آنها تیرگی میپوشاند
- ترجمه راستینو به رویشان خاک سیاه ذلّت و خجلت نشسته.
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ
آنان همان کفره (کافران، در زیر پوشش نهفته شدگان) [از علم خویش] و فاجران [در اعمالشان] هستند [و آنان در دو قوّۀ علّامه و عمّالهٔ خود ناقصند].
- ترجمه سلطانیآنان همان کافران (در زیر پوشش نهفته شدگان) و فاجران (در اعمالشان) هستند.
- ترجمه راستینآنها همان کافران و بدکاران عالمند.
- ترجمه الهی قمشهای