سورهٔ عبس

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۴۲
نام‌های سوره:
عبس، سَفره، صاخّه، أعمی، إبن أم مکتوم
نمایش آیات ۱ الی ۴۲
(نمایش صفحه به صفحه آیات سوره)
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


جزء ۳۰
سوره عبس
حزب ۱۱۷

١ عَبَسَ وَتَوَلَّى

تُرُش (اخم) کرد و روی گرداند

- ترجمه سلطانی

تُرُش (اخم) کرد و روی گرداند

- ترجمه راستین

عبوس و ترشرو گشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ أَن جَاءَهُ الْأَعْمَى

که نابینا نزد او آمده

- ترجمه سلطانی

که نابینا نزد او آمده

- ترجمه راستین

چون آن مرد نابینا حضورش آمد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى

و تو چه می‌دانی شاید که او زکی (پاک) شود [یعنی تطهیر شود یا در اعمالش با کمال صلاح اصلاح کند، یا در دینش و ایمانش نمو کند]

- ترجمه سلطانی

و تو چه می‌دانی شاید که او پاک (تطهیر) شود

- ترجمه راستین

و تو چه می‌دانی ممکن است او مردی پارسا و پاکیزه صفات باشد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى

یا یاد آورد [یعنی متذکر شود که هنوز تزکیّه نکرده] آنگاه یادآوری به او نفع رساند [تا آنکه بعد اسلام آورد، یا حین مرگش به آن منتفع شود]

- ترجمه سلطانی

یا یاد آورد (متذکّر شود) آنگاه یادآوری به او نفع رساند

- ترجمه راستین

یا (به تعلیم رسول) به یاد خدا آید و ذکر حق او را سودمند افتد. (مراد عبد اللّه مکتوم است که چون حضور رسول برای تعلیم قرآن آمد جمعی از اکابر کفار قریش نزد حضرت بودند، حضرت از حرص بر ایمان و هدایت آنها به او توجه کامل نکرد و به صحبت مشغول بود و مرد متشخصی از امویان بر آن نابینا ترشرویی و اظهار انزجار نمود. بر نکوهش او و حرمت عبد اللّه این آیات نازل شد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى

امّا کسی که [در مالش] مستغنی شده [یا از اسلام بی‌نیاز شده]

- ترجمه سلطانی

امّا کسی که مستغنی شده

- ترجمه راستین

اما آن که دارا (و مغرور دنیا) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى

پس تو به او روی می‌آوری [یعنی تعرّض (چیزی را خواستن و به سوی آن رفتن) می‌کنی]

- ترجمه سلطانی

پس تو به او روی می‌آوری

- ترجمه راستین

تو به او توجه کنی (و حریص بر ایمان او باشی).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى

و (حال آنکه) بر [عهدهٔ] تو نیست که [آن غنی] مزکّی (پاک) نشود

- ترجمه سلطانی

و (حال آنکه) بر (عهدهٔ) تو نیست که پاک نشود

- ترجمه راستین

در صورتی که اگر او به پارسایی نپردازد بر تو تکلیفی نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ وَأَمَّا مَن جَاءَكَ يَسْعَى

و امّا کسی که نزد تو آمد [در حالی که در طلب دین و ازدیاد ایمانش] سعی می‌کند

- ترجمه سلطانی

و امّا کسی که نزد تو آمد (در حالی که) سعی می‌کند

- ترجمه راستین

اما آن کس که (چون عبد اللّه مکتوم به شوق دل برای ذکر خدا) به سوی تو می‌شتابد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ وَهُوَ يَخْشَى

و (در حالی که) او [در غیب از پروردگارش] می‌ترسد

- ترجمه سلطانی

و (در حالی که) او (در غیب از پروردگارش) می‌ترسد

- ترجمه راستین

و او مرد خدا ترس و با تقوایی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى

آنگاه تو از او غفلت می‌ورزی

- ترجمه سلطانی

آنگاه تو از او غفلت می‌ورزی

- ترجمه راستین

تو از توجه به او خود داری می‌کنی!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ

چنین نیست، همانا آن (قرآن) یادآوری است

- ترجمه سلطانی

چنین نیست، همانا آن یادآوری است

- ترجمه راستین

این روا نیست، که آیات حق برای پند و تذکر (همه خلق) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ فَمَن شَاءَ ذَكَرَهُ

پس هر کس که ذکر او [یعنی قرآن یا شأن رسالت یا ولایت] را بخواهد

- ترجمه سلطانی

پس هر کس که ذکر او را بخواهد

- ترجمه راستین

تا هر که بخواهد پند گیرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ

در صحیفه‌های گرامی [یعنی الواح عالیه یا اقلام (قلم‌ها) عالیه است، که همان عقول طولیّه یا عرضیّه یا صحف قلوب انبیاء (ع) و نفوس آنان است]

- ترجمه سلطانی

در صحیفه‌های گرامی

- ترجمه راستین

آیات الهی در صحیفه‌هایی مکرّم (یعنی لوح محفوظ یا کتب آسمانی یا قلوب پاکان) نگاشته است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ

بلند مرتبهٔ [از نیل (دسترسی) دستان ناقصه] پاک [از نقایص مادّه و زشتی‌های آن]

- ترجمه سلطانی

بلند مرتبهٔ پاک

- ترجمه راستین

که آن صحیفه‌ها بسی بلند مرتبه و پاک و منزه (از خطا) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ بِأَيْدِي سَفَرَةٍ

در دستان کاتبان (نویسندگان) [یا مراد ملائکه‌ای هستند که سفیران بین او و پیامبرانش (ع) بودند]

- ترجمه سلطانی

در دستان کاتبان (نویسندگان)

- ترجمه راستین

(سپرده) به دست سفیران حق (و فرشتگان وحی) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ كِرَامٍ بَرَرَةٍ

بزرگوار و نیک [خوبی کنندگان به انبیاء (ع)، یا به خلایق، یا محسنین (نیکوکاران) مطیع امر پروردگارشان در (میان) خودشان] است

- ترجمه سلطانی

بزرگوار و نیک است

- ترجمه راستین

که ملائکه مقرب عالی رتبه با حسن و کرامتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ

مرگ بر انسان، چه کفر پیشه است او

- ترجمه سلطانی

مرگ بر انسان، چه کفر پیشه است او

- ترجمه راستین

ای کشته باد انسان (بی ایمان) که تا این حد کفر و عناد می‌ورزد!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ

[در جواب برای سؤالی مقدّر مانند اینکه گفته شده: آیا آنچه که او را بر آلهت یا رسالت یا ولایت یا بعث دلالت کند دارد؟ پس فرمود:] از چه چیز او را خلق کرد [تا آنکه بداند که آن حقّ است]

- ترجمه سلطانی

از چه چیز او را خلق کرد

- ترجمه راستین

(نمی‌نگرد که) خدا و را از چه چیز خلق کرده است؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ

از نطفه‌ای [ضعیف الوجود] او را خلق کرد [که بنفسه صورت خود را در دو آنْ حفظ نمی‌کند، قذرهٔ (لجن، پلید) بدبو ادلّ دلیل بر مبدء و رسالت و ولایت و بعث است] سپس او را [بحسب اعضای او و اجزائش و مقدار طولش و عرضش] اندازه نمود [اندازه‌ای که لایق به شأن او شود و افعال مترقّبه از او به سهولت تمشّی (گام برداشتن) شود]

- ترجمه سلطانی

از نطفه‌ای او را خلق کرد سپس او را اندازه نمود

- ترجمه راستین

از آب نطفه (بی قدری بدین صورت زیبا) خلقتش فرمود

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ

سپس راه [یعنی سبیل خروج از شکم مادرش، یا سبیل سلوک برای طلب معیشت، یا سبیل سلوک الی الله و طلب معادش، یا سبیل سلوک از دنیا به آخرت با موت اضطراری] را بر او آسان نمود

- ترجمه سلطانی

سپس راه را بر او آسان نمود

- ترجمه راستین

سپس راه (خروج از نقص به کمال) را بر او سهل و آسان گردانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ

سپس او را [از صورتی و فعلیّتی که شایسته است که طرح (دور انداختن) شود] میرانید و او را [در صورتی دیگر] در قبر نهاد [تا که او را از جمیع صور با موت اختیاری یا اضطراری بمیراند سپس او را در قبر خاکی و در صور برزخی و مثالی قبر (دفن کردن) می‌نماید]

- ترجمه سلطانی

سپس او را میراند و او را در قبر نهاد

- ترجمه راستین

آن گاه (به وقت معین) او را بمیراند و به خاک قبر سپرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ ثُمَّ إِذَا شَاءَ أَنشَرَهُ

آنگاه وقتی که بخواهد او را [از قبرش] زنده می‌کند

- ترجمه سلطانی

آنگاه وقتی که بخواهد او را زنده می‌کند

- ترجمه راستین

و سپس هر وقت خواهد باز او را از قبر بر انگیزد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ كَلَّا لَـمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ

چنین نیست، آنچه [از اخلاص عبادت و اتمام عبودیّت] که به او امر کرده را هنوز انجام نداده [تا آنکه آنچه که شهودش از نشر و حساب و عقاب تمنّا می‌کند را مشاهده کند، یا انسان هنوز آنچه که خدای تعالی از اوامر شرعی قالبی به او امر کرده است را انجام نداده تا آثار آلهت یا رسالت یا ولایت را مشاهده نماید یا نشر بندگان و حساب آنان را از طریق باطن خویش مشاهده نماید، یا هنوز خداوند آنچه از حشر خلائق و نشر آنها و حسابشان و ثوابشان و عقابشان که به او امر کرده و آن را مقدّر نموده را قضاء نکرده تا آنکه آنچه که از نشر خلایق می‌گوییم را مشاهده کند]

- ترجمه سلطانی

چنین نیست، آنچه که به او امر کرده را هنوز انجام نداده

- ترجمه راستین

چنین نیست (که منکران معاد می‌پندارند) بشر کافر هنوز آنچه خدا امر کرده به جا نیاورده (تا سعادت ابد یابد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ

پس انسان باید [به اسباب و مسبّبات و چگونگی ترقّی آنها و ترتّب آنها و وصول آنها به غایات آنها نظر کند و مسبّبات آنها را مشاهده کند تا آنکه به علم الیقین بداند که آنها الهی دارند و اینکه برای او رسولی و امامی هست، و اینکه انسان در تقلّبات (دگرگونی‌ها) خود منتهی می‌شود به آنکه از قشرش و قالبش خارج ‌می‌شود، و به لبّ (مغز) خود و قلب خود و به حساب خود و ربّ خود می‌رسد و از جملهٔ اسباب و مسبّبات باید] به طعام [صوری و معنوی] خویش نظر کند

- ترجمه سلطانی

پس انسان باید به طعام خویش نظر کند

- ترجمه راستین

آدمی باید به قوت و غذای خود به چشم خود بنگرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا

همانا ما آب را [از ابرها] با فرو ریختنی [عجیب که به قدر حاجت می‌باشد و زیاد نیست به حیثی که به او ضرر برساند و نه در غیر وقت حاجت] فرو ریختیم

- ترجمه سلطانی

همانا ما آب را با فرو ریختن فرو ریختیم

- ترجمه راستین

که ما آب باران فرو ریختیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا

سپس زمین را [با رویانیدن گیاهان و درختان] با شکافتنی [مناسب] شکافتیم

- ترجمه سلطانی

سپس زمین را (با رویانیدن گیاهان) با شکافتنی (مناسب) شکافتیم

- ترجمه راستین

آن گاه خاک زمین بشکافتیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا

و در آن حَبّی [یعنی گیاه دانه‌داری را] رویاندیم

- ترجمه سلطانی

و در آن حَبّی رویاندیم

- ترجمه راستین

و حبوبات برویانیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ وَعِنَبًا وَقَضْبًا

و انگور و سبزی را

- ترجمه سلطانی

و انگور و سبزی را

- ترجمه راستین

و باغ انگور و نباتاتی که هر چه بدروند باز بروید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا

و [درخت] زیتون و درخت خرما را

- ترجمه سلطانی

و زیتون و درخت خرما را

- ترجمه راستین

و درخت زیتون و نخل خرما.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ وَحَدَائِقَ غُلْبًا

و بستان‌های انبوه از درخت را

- ترجمه سلطانی

و بستان‌های انبوه از درخت را

- ترجمه راستین

و باغهای پر از درختان کهن.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ وَفَاكِهَةً وَأَبًّا

و [سایر انواع] میوه‌ها و علف چراگاه را

- ترجمه سلطانی

و میوه‌ها و چراگاه را

- ترجمه راستین

و انواع میوه‌ها و علفها و مرتعها.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ

به جهت تمتیع (بهره‌مندی) برای شما و برای چهارپایان شما [پس بعد آنکه شما را از ادنی مراتب وجود شما و همان مقام نطفۀ قذره بودن شما تا مقامات اعلای شما و همان مقام روحانیّت شما و مشارکت شما بر ملائکه است رساندیم چگونه شما را مهمل ‌گذاریم، بلکه شما را از عالم شما به عالم اعلی مبعوث می‌کنیم]

- ترجمه سلطانی

به جهت تمتیع (بهره‌مندی) برای شما و برای چهارپایان شما

- ترجمه راستین

تا شما آدمیان و حیوانات شما هم از آن بهره‌مند شوید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ فَإِذَا جَاءَتِ الصَّاخَّةُ

و وقتی که صدای نهیب بیاید {«صخّ» زدن با چیز صلب (سفت) بر مصمت (صامت) است، و «صاخّهٔ» صیحه‌ای است که برای شدّت آن گوش‌ها کر می‌شود و قیامت و داهیه (مصیبت) است}

- ترجمه سلطانی

و وقتی که صدای نهیب بیاید

- ترجمه راستین

(به یاد آرید) آن گاه که ندای مهیب قیامت (به گوش همه خلق) برسد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ

[در روز مرگ یا روز قیامت کبری] روزی که مرد (شخص) از برادرش فرار می‌کند

- ترجمه سلطانی

روزی که مرد (شخص) از برادرش فرار می‌کند

- ترجمه راستین

آن روز که (از وحشت و هولناکی) هر کس از برادرش می‌گریزد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ

و از مادرش و پدرش

- ترجمه سلطانی

و از مادرش و پدرش

- ترجمه راستین

و بلکه از مادر و پدرش.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ

و همسرش و فرزندانش

- ترجمه سلطانی

و همسرش و فرزندانش

- ترجمه راستین

و از زن و فرزندانش هم می‌گریزد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ

برای هر شخص از آنها در آنروز شأنی هست که او را بی‌نیاز می‌کند

- ترجمه سلطانی

برای هر شخص از آنها در آنروز شأنی هست که او را بی‌نیاز می‌کند

- ترجمه راستین

در آن روز هر کس چنان گرفتار شأن و کار خود است که به هیچ کس نتواند پرداخت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ

در آنروز چهره‌هایی روشن (مشرقه، شفاف)

- ترجمه سلطانی

در آنروز چهره‌هایی روشن

- ترجمه راستین

آن روز طایفه‌ای (که اهل ایمانند) رخسارشان فروزان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ

خندان و شادان هستند [برای آنچه که آن را می‌بیند که خداوند برایش آماده کرده]

- ترجمه سلطانی

خندان و شادان هستند

- ترجمه راستین

خندان و شادمانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ

و در آنروز چهره‌هایی بر آنها غبار هست

- ترجمه سلطانی

و در آنروز چهره‌هایی بر آنها غبار هست

- ترجمه راستین

و رخسار گروهی گرد آلود غم و اندوه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ

که [از هول قیامت] به آنها تیرگی می‌پوشاند [کدرت و سواد (سیاهی) آن را فرا می‌گیرد] {«غبره» آنچه است که از آسمان به زمین می‌افتد و «قتره» آنچه است که از زمین به آسمان بالا می‌رود}

- ترجمه سلطانی

که به آنها تیرگی می‌پوشاند

- ترجمه راستین

و به رویشان خاک سیاه ذلّت و خجلت نشسته.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ

آنان همان کفره (کافران، در زیر پوشش نهفته شدگان) [از علم خویش] و فاجران [در اعمالشان] هستند [و آنان در دو قوّۀ علّامه و عمّالهٔ خود ناقصند].

- ترجمه سلطانی

آنان همان کافران (در زیر پوشش نهفته شدگان) و فاجران (در اعمالشان) هستند.

- ترجمه راستین

آنها همان کافران و بدکاران عالمند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای