سورهٔ بروج

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۲۲
نام‌های سوره:
بروج، السماء ذات البروج
نمایش آیات ۱ الی ۲۲
(نمایش صفحه به صفحه آیات سوره)
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


جزء ۳۰
سوره بروج
حزب ۱۱۸

١ وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ

سوگند به آسمان دارندۀ بروج (برج‌های دوازدهگانه) [یا مراد آسمان روح انسان است که آن دارای مراتب و درجاتی است]

- ترجمه سلطانی

سوگند به آسمان دارندۀ بروج (برج‌ها)

- ترجمه راستین

قسم به آسمان بلند که دارای کاخهای با عظمت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ

و روز موعود [همان قیامت کبری برای روح انسانی که جز با فنای تامّ محقّق نمی‌شود]

- ترجمه سلطانی

و روز موعود

- ترجمه راستین

و قسم به روز موعود (قیامت که وعده گاه خلایق است).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ

و شاهد (مشاهده کننده) و مشهود (مقام احدیّت) {«شاهد» بر مقام احدیّت معرفتش ممکن نمی‌شود، و «مشهود» که همان مقام احدیّت است ایضاً شناخته نمی‌شود، و «شاهد» به روز جمعه و «مشهود» به روز عرفه، یا به روز قیامت تفسیر شده‌اند، و «شاهد» به محمّد (ص) و «مشهود» به روز قیامت تفسیر شده‌اند و آن دو به نبیّ (ص) و امیر المؤمنین (ع)، و به ملک و روز قیامت، و به نبیّ هر زمان و امّتش، و به محمّد (ص) و جمیع خلق، و به این امّت و سایر امم، و به اعضای بنی آدم و انفسشان، و به حجر الاسود و حجّاج، و به ایّام و بنی آدم، و به انبیاء و محمّد (ص)، و به الله و لا اله الّا الله، و به خلق و حقّ تفسیر شده‌اند}

- ترجمه سلطانی

و شاهد و مشهود

- ترجمه راستین

و قسم به شاهد (عالم، پیغمبر خاتم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) و به مشهود (او قیامت و امت).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ

اصحاب اخدود کشته شدند {جواب برای قسم یا جملهٔ دعائیّه معترضه بین قسم و جواب آن است یا خبریّهٔ معترضه و اِخبار از حال کفّار است که مؤمنین را سوزاندند یا اِخبار از حال مؤمنین است که در اخدود سوختند} {ذکر حکایت «اصحاب اخدود» در روایات خاصّه و عامّه با اختلاف است، منجمله اینکه خداوند مردی حبشی را به عنوان نبی فرستاد و قومش او را تکذیب کردند، پس با آنها جنگ کرد پس اصحابش را کشتند و او را اسیر کردند، سپس پادشاه امر به ساختن اخدود (شکاف) کرد و بر دهانه‌های آن سکک (تنگه) کَند سپس آن را پُر از آتش کردند سپس مردم را جمع کردند و گفت: کسی که از دینش برگردد پس او را واگذارید و کسی که اباء نمود پس او را در آن بیفکنید}

- ترجمه سلطانی

اصحاب اخدود کشته شدند

- ترجمه راستین

قسم به اینان که اصحاب اخدود (یعنی آن قوم کافری که بر مؤمنان به مکر مسلط شدند و آنها را به خندقهای آتش در افکندند) همه کشته (یعنی ملعون و مطرود) شدند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ

آتش دارای هیزم {توصیف به «ذات الوقود» اشاره به کثرت هیزم و ادامۀ ايقاد (افروختن) آن است}

- ترجمه سلطانی

آتش دارای هیزم

- ترجمه راستین

همان آتش سختی که (آن مردم ظالم به جان خلق) بر افروختند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ

وقتی که آنان (پادشاه و اصحابش) بر آن [بر کرسی‌هایی که حول آتش بودند و مؤمنین را عذاب می‌کردند] نشستند

- ترجمه سلطانی

وقتی که آنان بر آن نشستند

- ترجمه راستین

که بر کنار آن خندقهای آتش بنشستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَهُمْ عَلَىٰ مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ

و آنان بر آنچه که به مؤمنین انجام می‌دادند شاهد (حاضر بر تعذیب آنها) بودند

- ترجمه سلطانی

و آنان بر آنچه که به مؤمنین انجام می‌دادند شاهد بودند

- ترجمه راستین

و سوختن مؤمنانی که به آتش افکندند مشاهده می‌کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ

و از آنها عیبی (ایرادی) نگرفتند [یعنی از آنها مکافات نکشیدند یا قبیح نشمردند یا کراهت نورزیدند]، جز آنکه [آنها] به خدای غالب و ستوده ایمان آورده بودند

- ترجمه سلطانی

و از آنها عیبی (ایرادی) نگرفتند جز آنکه به خدای غالب و ستوده ایمان آوردند

- ترجمه راستین

و با آن مؤمنان که بسوختند هیچ عداوتی نداشتند جز آنکه آنان به خدای مقتدر ستوده صفات ایمان آورده بودند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ

که مُلک (پادشاهی) آسمان‌ها و زمین فقط برای او است و خداوند بر هر چیزی بسیار گواه است [چه رسد به مالکیّت او، و شهود او بر هر چیزی به نحو شهود نفس بر صور ادراکیّهٔ آن و مالکیّت او به نحو مالکیّت نفس بر صور ذهنیّهٔ آن است]

- ترجمه سلطانی

که مُلک (مملکت، پادشاهی) آسمان‌ها و زمین فقط برای او است و خداوند بر هر چیزی بسیار گواه است

- ترجمه راستین

آن خدایی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، و خدا بر هر چه در عالم است گواه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ

همانا کسانی که نسبت به مؤمنان و مؤمنات فتنه (ایذاء) کردند سپس توبه نکردند پس عذاب جهنّم برای آنها است و برای آنان عذاب سوزان [ناشی از احتراق] هست {«حريق» اسم برای احتراق (سوختن) است به معنی اینکه آنها عذابی مسبَّب از احتراق دارند، یا عذابی که آن احتراق است و مقصود این است که آنان عذاب حیّات (مارها) و عقارب (عقرب‌ها) و حمیم و زقّوم را در جهنّم دارند و عذاب احتراق برای آنان است، یا مراد اصحاب اخدود و احتراق آنان با آتش اخدود است}

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که نسبت به مؤمنان و مؤمنات فتنه کردند سپس توبه نکردند پس عذاب جهنّم برای آنها است و برای آنان عذاب سوزان هست

- ترجمه راستین

آنان که مردان و زنان با ایمان را به آتش فتنه سوختند و توبه نکردند، بر آنها عذاب جهنم و آتش سوزان دوزخ مهیاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ

همانا کسانی که ایمان آورده‌اند و اعمال صالح کردند جنّت‌هایی دارند که از تحت آنها نهرها جاری می‌شود آن رستگاری بزرگ است {اضافات حقّ اوّل تعالی اعتباریّه (نوعی از رابطه‌ها که صرفاً در ذهن انسان اعتبار می‌شوند و در خارج از ذهن وجود واقعی ندارند) نیستند بلکه اضافات حقیقیّهٔ اشراقیّه (نوعی از رابطه‌ها که وجود واقعی و عینی در خارج از ذهن دارند، این نوع اضافه، برخلاف اضافات اعتباریّه، حقیقی و ذاتی است) هستند که از آن به «أنهار» تعبیر می‌شود و هر مرتبه از عالیات محلّی برای ظهور اضافات او در آن و محلّ بروز آن از آن به غیر آن هستند، و جهت آن که تلی (متّصل به، باقی، بازمانده) حقّ واجب تعالی است عالی و محیط به جهتی است که تلی خلق است، و بروز اضافات او تعالی به خلق از جهتی است که تلی خلق است پس صحیح است که گفته شود: که انهار جاريه به سوی خلق از تحت این مراتب که به وجهی همان جنان هستند جارى می‌شود}

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که ایمان آورده‌اند و اعمال صالح کردند جنّت‌هایی دارند که از تحت آنها نهرها جاری می‌شود آن رستگاری بزرگ است

- ترجمه راستین

آنان که به خدا ایمان آورده و نیکوکار شدند بر آنها البته (در بهشت) باغهایی است که زیر درختانش نهرها جاری است. این بهشت ابد به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگ است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ

همانا سختگیری پروردگارت البتّه بطش (شدید) است {بطش گرفتن به عنف (زور) و سطوت (قهر) است}

- ترجمه سلطانی

همانا سختگیری پروردگارت البتّه شدید است

- ترجمه راستین

همانا مؤاخذه و انتقام خدا بسیار سخت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ

همانا او است که آغاز می‌کند و بر می‌گرداند

- ترجمه سلطانی

همانا او است که آغاز می‌کند و بر می‌گرداند

- ترجمه راستین

اوست که به حقیقت نخست خلق را بیافریند و باز (پس از مرگ به عرصه قیامت) برگرداند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ

و او بسیار آمرزنده و بسیار دوست دارنده است [آمرزنده‌ای و ودودی (دوست دارنده‌ای) جز او نیست، و مغفرت او و وداد (دوستی) او نسبت به مستحقّ آن دو فوق آنچه است که تصوّر می‌شود]

- ترجمه سلطانی

و او بسیار آمرزنده و بسیار دوست دارنده است

- ترجمه راستین

و هم او بسیار آمرزنده و دوستدار مؤمنان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ

دارندۀ عرش (جمیع ماسوای او) بزرگوار است [و بر جمیع ماسوای خود عظمت و مالکیّت دارد]

- ترجمه سلطانی

دارندۀ عرش بزرگوار است

- ترجمه راستین

و خداوند عرش (عظیم) و هم با اقتدار و عزت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ

[بدون مانع و عجز] آنچه را که می‌خواهد انجام دهنده است

- ترجمه سلطانی

آنچه را که می‌خواهد انجام دهنده است

- ترجمه راستین

هر چه بخواهد آن را در کمال قدرت و اختیار انجام دهد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ

آیا حدیث لشکریان [که در ماسلف بر پیامبرانشان لشکرکشی کردند و حکایات آنان و آنچه که کفّار از آنها انجام دادند و آنچه که مؤمنین از آنها با آن اکرام شدند] به تو رسید (آن را شنیده‌ای)؟

- ترجمه سلطانی

آیا حدیث لشکریان به تو رسید

- ترجمه راستین

آیا احوال جنود (شاهان گذشته) بر تو حکایت شده است؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ

فرعون و ثمود [آن را شنیده‌ای پس نظر کن تا به کفّار از آنها چه شد و به مؤمنین چه شد، تا آنکه بر یقین به وعید او و وعدۀ او باشی]

- ترجمه سلطانی

فرعون و ثمود

- ترجمه راستین

داستان فرعون و قوم ثمود (که به کیفر کفر و دشمنی با رسل هلاک شدند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ

بلکه کسانی که در تکذیب کردن کفر ورزیدند [یعنی چنین نیست که هنوز حکایات لشکریان را نشنیده‌اند بلکه آنان سوای شأن تکذیب کردن شأنی ندارند]

- ترجمه سلطانی

بلکه کسانی که در تکذیب کردن کفر ورزیدند

- ترجمه راستین

بلی آنان که کافرند به تکذیب می‌پردازند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ وَاللَّهُ مِنْ وَرَائِهِمْ مُحِيطٌ

و خداوند از ورای (خلف) آنان [به آنها] محیط است

- ترجمه سلطانی

و خداوند از ورای (خلف) آنان (به آنها) محیط است

- ترجمه راستین

و خدا بر همه آنها محیط است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ

بلکه آن قرآنی [در بساطتش و وحدتش مجموعی] ارجمند

- ترجمه سلطانی

بلکه آن قرآنی ارجمند

- ترجمه راستین

بلکه این کتاب قرآن بزرگوار و ارجمند الهی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ

در لوحی محفوظ [از دستان محجوبان یا از تغیّر و تبدّل، یا از مسیس (مسّ کردن) شیاطین، یا از اختلاق (دروغ بر بافتن) مختلقان (دروغ بافندگان)] است {مراد از لوح محفوظ نفوس کلّیّه یا عقول کلّیّه است زیرا آنها به وجهی کتب و الواح هستند، یا صدور (سینه‌ها) راسخین در علم از صدر محمّد (ص) و اوصیای او (ع) هستند، و این لَوْح همان أُمِّ الْکتَابِ است و نسخ جمیع کتب از آن است}.

- ترجمه سلطانی

در لوحی محفوظ (از دستان محجوبان) است.

- ترجمه راستین

که در لوح محفوظ حق (و صفحه عالم ازلی) نگاشته است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای