سورهٔ طارق

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۱۷
نام‌های سوره:
طارق، السماء و الطارق
نمایش آیات ۱ الی ۱۷
(نمایش صفحه به صفحه آیات سوره)
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


جزء ۳۰
سوره طارق
حزب ۱۱۸

١ وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ

قسم به آسمان و طارق (در شب پیدا شونده)

- ترجمه سلطانی

قسم به آسمان و طارق (در شب پیدا شونده)

- ترجمه راستین

قسم به آسمان و طارق آن.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ

و چه چیز تو را آگاه کرد که طارق چیست

- ترجمه سلطانی

و تو چه دانی که طارق چیست

- ترجمه راستین

و چگونه توانی طارق آسمان را بدانی؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ النَّجْمُ الثَّاقِبُ

ستارۀ درخشان [یعنی مُضیء (نور دهنده) یا ثاقب (تابان) با نور خود بر افلاک]

- ترجمه سلطانی

ستارۀ درخشان

- ترجمه راستین

طارق همان کوکب درخشان است که نورش نفوذ کند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ

که هیچ نفْسی نیست مگر اینکه نگهبانی بر آن هست

- ترجمه سلطانی

که هیچ نفْسی نیست مگر اینکه نگهبانی بر آن هست

- ترجمه راستین

(قسم به اینان) که هیچ شخصی نیست جز آنکه او را البته (از طرف خدا) مراقب و نگهبانی هست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ

پس انسان باید نظر کند که از چه خلق شده [یعنی پس باید به مادّۀ خویش نظر کند و اینکه آن اضعف موجود و اخسّ (زبونترین) آن بود تا بداند که او خالقى قادر و دانا و حکیم دارد، و بداند که خالق او بر اعادت (باز گرداندن) او قدرت دارد و بر حال اعادت خود عمل کند]

- ترجمه سلطانی

پس انسان باید نظر کند که از چه خلق شده

- ترجمه راستین

پس انسان مغرور باید بنگرد که از چه آفریده شده است؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ خُلِقَ مِن مَّاءٍ دَافِقٍ

از آب جهنده‌ای خلق شد

- ترجمه سلطانی

از آب جهنده‌ای خلق شده

- ترجمه راستین

از آب نطفه جهنده‌ای خلقت گردیده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ

که از بین ستون فقرات و استخوان‌های سینه خارج می‌شود {حکیمان بر آن هستند که نطفه فضلۀ هضم رابع (چهارم) و آن تفضّل (زیادی) در جمیع بدن است و به بیضتین پایین می‌آید، و آن از جمیع اجزای بدن خارج می‌شود که اختصاص به صلب و ترائب ندارد، لکن چون دو کلیه در اصلاح نطفه در مرد و دو پستان در زن ادخل هستند فرمود از بین صلب مرد و بین ترائب زن خارج می‌شود، یا مقصود این است که نطفه از اجواف (شکم‌ها) مرد و زن خارج می‌شود و آن محلّ کثافات بدن است، یا منظور این است که صلب و ترائب در مرد و زن در اصلاح نطفه ادخل هستند و گوئی که نطفه از بین صلب مرد و ترائبش، و از بین صلب زن و ترائبش خارج می‌شود}

- ترجمه سلطانی

که از بین ستون فقرات و استخوان‌های سینه خارج می‌شود

- ترجمه راستین

که از میان صلب (پدر) و سینه (مادر) بیرون آید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ

همانا او بر بازگرداندنش البتّه توانا است

- ترجمه سلطانی

همانا او بر بازگرداندنش البتّه توانا است

- ترجمه راستین

(خدایی که او را از این نا چیز بی جان آفرید و جان بخشید) او البته بر زنده کردنش دوباره (پس از مرگ) قادر است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ

روزی که باطن‌ها آزمایش شود [یعنی هر سریره‌ای (نهانی) اختبار (آزمون) می‌شود که آیا آن خالصه است یا مغشوشه] {مراد از سرائر یا اعمال قالبی است زیرا سرائر از حیث خلوص و شوب، و از حیث مبادی و غایات، یا فعلیّات حاصله برای نفس از آنها، یا نیّات، یا مکمونات نفوس است که صاحبان نفوس آنها را نمی‌دانند}

- ترجمه سلطانی

روزی که باطن‌ها آزمایش شود

- ترجمه راستین

روزی که اسرار باطن شخص آشکار شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ

پس [در آنروز] نیرویی [که با آن عذاب را از خودش دفع نماید] و نه یاوری [که او را از بأس (سختگیری) خداوند یاری کند] ندارد

- ترجمه سلطانی

پس نیرویی و نه یاوری ندارد

- ترجمه راستین

و آن روز قوّتی در خویش و یاوری بر نجات خود نیابد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ

سوگند به آسمان دارای بازگشت [یعنی دارندهٔ رجوع به وصف اوّل خود است، زیرا آن در وضعی نیست و مگر آنکه در حالت دوّم به آن برمی‌گردد، یا دارندۀ باران، یا دارندۀ خورشید و ماه و ستارگان، زیرا آنها دائماً در رجع (بازگشتن) هستند یا دارندۀ خیر دائم هستند زیرا آنها علی الاتّصال آن را بر اهل عالم بازمی‌گردانند]

- ترجمه سلطانی

سوگند به آسمان دارای بازگشت

- ترجمه راستین

قسم به آسمان فرو ریزنده باران.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ

و زمین دارای شیار [یعنی شقه شده با آب یا شخم یا غیره با گیاهان و درختان]

- ترجمه سلطانی

و زمین دارای شیار (شقه شده با آب یا شخم یا غیره)

- ترجمه راستین

و قسم به زمین گیاه روینده (برای خلقان).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ إِنَّهُ لَقَـوْلٌ فَصْلٌ

همانا آن [قرآن یا امر رسالت یا امر ولایت یا رسول (ص) یا علی (ع)] البتّه گفتاری جدا کننده [بین حقّ و باطل، یا محقّ و مبطل، یا قول به بعث و جزاء به عنوان قول مقطوعٌ به] است

- ترجمه سلطانی

همانا آن البتّه گفتاری جدا کننده است

- ترجمه راستین

که قرآن به حقیقت کلام جدا کننده (حق از باطل) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ

و آن شوخی (مزاح) نیست

- ترجمه سلطانی

و آن شوخی نیست

- ترجمه راستین

و هرگز سخن هزل بیهوده نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا

همانا آنها با کیدی [بزرگ] حیله می‌کنند

- ترجمه سلطانی

همانا آنها با کیدی حیله می‌کنند

- ترجمه راستین

دشمنان اسلام هر چه بتوانند کید و مکر (بر محو اسلام) می‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ وَأَكِيدُ كَيْدًا

و من [نیز] با کیدی [عظیم] کید می‌کنم

- ترجمه سلطانی

و من (نیز) با کیدی (عظیم) کید می‌کنم

- ترجمه راستین

و من هم در مقابل مکرشان مکر خواهم کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا

پس به کافران مهلت بده، به آنان مهلت اندکی بده.

- ترجمه سلطانی

پس به کافران مهلت بده، به آنان مهلت اندکی بده.

- ترجمه راستین

پس اندکی کافران را مهلت ده و آنها را فرو گذار (تا وقت کیفرشان فرا رسد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای