سورهٔ توبه آیه ۴۰

تفسیر


جزء ۱۰
سوره توبه
حزب ۳۹

متن عربی آیه

٤٠ إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُـولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

ترجمه‌ها

اگر او را یاری نکنید البتّه خداوند او [یعنی محمد (ص)] را یاری کرده است آنوقتی که کسانی که کفر ورزیدند [حینی که در امر او (ص) در دار النّدوه به اجلاء (تبعید) و حبس و قتل مشاوره کردند] او را اخراج کردند دوّمی (ابوبکر) از آن دو [دیگری با وی (ص) نبود] آنوقت که آن دو در غار [ثور] بودند آنوقت [محمد (ص)] به همراهش (ابوبکر) گفت که محزون مباش که خداوند با ما است [و کسی که خداوند با او باشد مغلوب نمی‌شود] پس خداوند سکینهٔ خود را بر وی نازل کرد {سکینه بنابر آنچه که صوفیّه آن را تحقیق کرده‌اند صورت ملکوتیّهٔ ملکیّهٔ الهیّه است که به صورت محبوبترین اشیاء بر صدر سالک الی الله ظاهر می‌شود و محبوبترین چیزها نزد سالک همان شیخ مرشد و ولیّ قائد او هستند، و نزد آنان سکینه و فکر و حضور نامیده می‌شود و همان سلطان نصیر و طمأنینه است} و با سپاهیانی که آنها را نمی‌دیدید [یعنی قوّت بر دیدن آنها ندارید] او را تأیید کرد و کلمهٔ کسانی که کفر ورزیده‌اند را پایین قرار داد و کلمهٔ خداوند آن بالا است {کلمه شامل کلمات لفظیّه و کلمات تکوینیّه از عقول و ارواح و عالم مثال و قوای بشری و حیوانی و نباتی و اخلاق و احوال و افعال در عالم صغیر است، و آن اگر منتسب به ولایت باشد که همان کلمۀ حقیقی خداوند بلاواسطه باشد یا به کسی که منتسب به ولایت است پس آنها کلمات الله هستند، برای اینکه کلمۀ حقیقی خداوند همان مشیّت است که از آن به «حقّ مخلوقٌ به» و اضافهٔ اشراقیّه و حقیقت محمّدیّه و علویّت علی (ع) تعبیر می‌شود و همان ولایت مطلقه است، و هر آنچه که منتسب به آن باشد کلمهٔ الله می‌باشد، و هر آنچه که کلمهٔ الله باشد به علوّ خداوند علیا می‌باشد و علوّ ذاتی دارد نه عرضیِّ محتاج به جعل و تسبیب} و خداوند غالب است [هرگز مغلوب نمی‌شود تا سفلیّت برای کلمۀ او تصوّر شود] و حکیم است [خلل به آنچه که منتسب به او باشد راه نمی‌یابد تا طرّ (راندن) و سفلیّت بر کلمۀ او تصوّر شود]

اگر او را یاری نکنید البتّه خداوند او (محمد (ص)) را یاری کرده است آنوقتی که کسانی که کفر ورزیدند او را اخراج کردند دوّمی (ابوبکر) از آن دو (دیگری با وی نبود) آنوقت که آن دو در غار بودند آنوقت (محمد (ص)) به همراهش گفت که محزون مباش که خداوند با ما است پس خداوند سکینهٔ خود را بر وی نازل کرد و با سپاهیانی که آنها را نمی‌دیدید او را تأیید کرد و کلمهٔ کسانی که کفر ورزیده‌اند را پایین قرار داد و کلمهٔ خداوند آن بالا است و خداوند غالب و حکیم است

اگر شما او را (یعنی رسول خدا را) یاری نکنید البته خداوند او را یاری کرد هنگامی که کافران او را که یکی از دو تن بود (از مکه) بیرون کردند، آن‌گاه که در غار بودند (و خدا بر در غار کوه پرده عنکبوتان و آشیانه کبوتران گماشت تا دشمنان که به عزم کشتنش آمده بودند او را نیافتند) و آن‌گاه که او به رفیق و همسفر خود (ابو بکر که پریشان و مضطرب بود) می‌گفت: مترس که خدا با ماست. آن زمان خدا وقار و آرامش خاطر خود را بر او فرستاد و او را به سپاه و لشکرهای غیبی خود که شما آنان را ندیدید مدد فرمود و ندای کافران را پست گردانید و ندای خداست که مقام بلند دارد، و خدا را کمال قدرت و دانایی است.

لغات

(برای دیدن جزییات هر کلمه روی آن کلیک کنید)

إِلَّا
اگر او را یاری نکنید
تَنصُرُوهُ
اگر او را یاری نکنید
فَقَدْ
پس البته
نَصَرَهُ
یاری کرد او را
اللَّهُ
خداوند
إِذْ
هنگامی که
أَخْرَجَهُ
خارج کرد او را
الَّذِينَ
کسانی که
كَفَرُوا
کفر ورزیدند
ثَانِيَ
یکی از
اثْنَيْنِ
دو عدد
إِذْ
هنگامی که
هُمَا
آن دو
فِي
در
الْغَارِ
غار
إِذْ
هنگامی که
يَقُولُ
می‌گویند
لِصَاحِبِهِ
به همراه او
لَا
محزون مباش
تَحْزَنْ
محزون مباش
إِنَّ
همانا
اللَّهَ
خداوند
مَعَنَا
با ما
فَأَنزَلَ
پس نازل کرد
اللَّهُ
خداوند
سَكِينَتَهُ
آرامش خویش
عَلَيْهِ
بر او
وَأَيَّدَهُ
تقویت کرد او را
بِجُنُودٍ
با سربازان
لَّمْ
ندیدید آن را
تَرَوْهَا
ندیدید آن را
وَجَعَلَ
و قرار داد
كَلِمَةَ
سخن
الَّذِينَ
کسانی که
كَفَرُوا
کفر ورزیدند
السُّفْلَى
پست تر
وَكَلِمَةُ
وسخن
اللَّهِ
خداوند
هِيَ
آن
الْعُلْيَا
برتر
وَاللَّهُ
و خداوند
عَزِيزٌ
شکست ناپذیر
حَكِيمٌ
حکیم