متن عربی آیه
١٣ فَكُّ رَقَبَةٍ
ترجمهها
آزاد کردن برده [نفس خود از تقیّد به قیود نفس] است {اگر مراد از آن اصل خصال و روح آن باشد که از آن به فناء از نسبت دادن افعال و صفات به نفس خود بلکه از نسبت دادن ذات به نفس خود تعبیر میشود و لذلک آن بر جمیع مقدّم شده، و اگر مراد از آن آزاد کردن رقاب (گردنها) مردم از رقیّت (بردگی) انفسشان و از آتش باشد اشاره به اشرف اقسام عدل میباشد، و اگر مراد از آن فک رقاب بردگان صوری از بردگی باشد اشاره به اعلی اقسام سخاوت میباشد که آن اشرف انواع عفّت است} {قوای چهارگانهٔ علّامه و عمّاله و شهویّه و غضبیّه انسان هر کدام دارای اعتدال و توسّط بین افراط و تفریط در آثار هستند، توسّط و اعتدال از آنها ممدوح و مطلوب، و افراط و تفریط مذموم و قبیح است، اعتدال علّامه به تمییز آن بین حقّ و باطل و محقّ و مبطل و خیر و شرّ کما هى (همانطور که هست) است، و آن تمیز حکمت علمی نامیده میشود، و حکمت علمی همان تمیز بین ذوات و اقوال و افعال و احوال و اخلاق و علوم و وجدانات و خطورات و خیالات و مشاهدات و التفاتات قلب از حیث ارتباط آنها و رجوع آنها به آخرت است و دارای دو طرف افراط و تفریط نمیباشد، بلکه جربزه که عِدْوْ (حدّ و نهایت) آن افراط قوّهٔ علّامهٔ نفسانیّه است به عنوان تفریط و به عنوان قصور برای نفس از رسیدن به درجهٔ حکمت است، برای اینکه جربزه همان تصرّف بحسب علم وهمی در امور دنیویّه به عنوان زائد بر آنچه است که شایسته است و آن جز از نقصان ادراک امور اخرویّه نیست، پس جربزه و بلادت (کُند ذهنی مقابل ذکاء و فِطْنَت) که دو عِدْوْ (حدّ و نهایت) آن، دو طرف افراط علّامه و تفریط آن هستند آن دو از قسم بلادت شمرده شدهاند و به خاطر عدم طرف افراط مذموم برای حکمت گفتهاند که رذایل بحسب امّهات هفت هستند و خصائل بحسب امّهات چهار هستند، و اعتدال عمّاله به این است که تحت حکم عاقلهٔ علّامه باشد و اینکه بنابر اتیان به آنچه که عاقله به آن امر میکند قادر شود و عدل نامیده میشود که همان وضع هر شیئی در محلّ خود است و آن ممکن نمیشود مگر با استخدام شهویّه و غضبّیه، و دو طرف افراط آن و تفریط آن ظلم و انظلام نامیده میشوند، و اعتدال قوّهٔ شهویّه به این است که به عنوان مطیع برای عمّاله منقاده برای عاقلهٔ علّامه باشد و اعتدال آن عفّت نامیده میشود، و دو طرف افراط آن و تفریط آن شَرَه و خمود نامیده میشوند، و اعتدال غضبیّه شجاعت نامیده میشود و دو طرف افراط آن و تفریط آن تهوّر و جُبن نامیده میشوند، و گاهی گفته میشود: که قوای چهارگانه در انسان همان بهیمیّت و سبعیّت و شیطنت که همان علّامهٔ نفسانیّه وهمی است و عاقله که همان علّامهٔ عقلانیّه است هستند و عمّاله خادمهٔ قوای چهارگانه قرار داده میشود و عدل متوسّط بین ظلم و انظلام از شعب شجاعت قرار داده میشود، و حکمت که همان توسّط بین بلادت و جربزه است از مقتضیات علّامهٔ نفسانیّه قرار داده میشود، و مقتضای علّامهٔ عقلانیّه تعدیل قوای سهگانه و تعدیل عمّاله قرار داده میشود به حیثی که چیزی از آن از حکم عاقله خارج نمیشود و عدالت نامیده میشود و این عدالت دو طرف افراط و تفریط ندارد، بلکه فقط تفریط دارد و تفریط آن همان قصور عاقله از تسخیر قوای سهگانه و همان ظلم از قوا و انظلام بر عاقله است و گویی که علّامهٔ نفسانیّه از عمّاله از جعل عمّاله به عنوان منشأ برای بعضی خصائل برای تلازم واقع بین آن دو اراده شده}
آزاد کردن برده است
آن بنده (در راه خدا) آزاد کردن است.
لغات
(برای دیدن جزییات هر کلمه روی آن کلیک کنید)