سورهٔ شمس

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۱۵
نام‌های سوره:
شمس، ناقه، صالح، والشمس و ضحها
نمایش آیات ۱ الی ۱۵
(نمایش صفحه به صفحه آیات سوره)
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


جزء ۳۰
سوره شمس
حزب ۱۱۹

١ وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا

سوگند به خورشید [صوری، یا به شمس حقیقی یا به روح انسانیّه] و روشنایی آن

- ترجمه سلطانی

سوگند به خورشید و روشنایی آن

- ترجمه راستین

قسم به آفتاب و تابش آن (هنگام رفعتش).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا

و به ماه وقتی که از پی آن در می‌آید [یعنی در روشنایی خَلَّف (پی) آن، یا در طلوع کردن از آن تبعیّت می‌کند یا هنگام غروب آن در دنبال آن است، یا سوگند یاد کرد به ماه نفس انسانیّه وقتی که از پی می‌آید و از روح در عروج الی الله تبعیت می‌کند]

- ترجمه سلطانی

و به ماه وقتی که از پی آن در می‌آید

- ترجمه راستین

و قسم به ماه آن گاه که در پی آفتاب تابان در آید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا

سوگند به روز، وقتی که آن را آشکار کند [یعنی خورشید تجلّی نماید و خود را به کمال ظهور بارز می‌کند، یا مراد از شمس امام و از نهار سینۀ منشرح به اسلام است وقتی که امام را بارز می‌نماید و به نور امام استشراق (طلب روشنی) می‌کند، و آن وقت نزول سکینه بر سالک است به ظهور امام با ملکوتش بر او]

- ترجمه سلطانی

سوگند به روز، وقتی که آن را آشکار کند

- ترجمه راستین

و قسم به روز هنگامی که جهان را روشن سازد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا

سوگند به شب وقتی که آن را بپوشاند [وقت احاطۀ تاریکیش نور آفتاب را]

- ترجمه سلطانی

سوگند به شب وقتی که آن را بپوشاند

- ترجمه راستین

و به شب وقتی که عالم را در پرده سیاهی کشد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا

سوگند به آسمان و آنکه (کسی که) آن را بناء نمود

- ترجمه سلطانی

سوگند به آسمان و آنکه آن را بناء نمود

- ترجمه راستین

و قسم به آسمان بلند و آن که این کاخ رفیع را بنا کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا

سوگند به زمین و آنکه آن را گستراند

- ترجمه سلطانی

سوگند به زمین و آنکه آن را گستراند

- ترجمه راستین

و به زمین و آن که آن را بگسترد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا

سوگند به نفس {نفس مخصوصهٔ مفخمّه‌ای است به حیثی که تعریف آن ممکن نمی‌شود و آن نفس کلّیّه یا نفس نبیّ (ص) یا ولیّ (ع) یا نفس محمّد (ص) یا علی (ع) است، یا برای اراده کردن نوع مخصوص بزرگی از آن و همان نوع نفس انسان است} و آنکه آن را درست کرد

- ترجمه سلطانی

سوگند به نفس و آنکه آن را درست کرد

- ترجمه راستین

و قسم به نفس ناطقه انسان و آن که او را نیکو به حد کمال بیافرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا

و به آن گناهکاریش و پرهیزکاریش را الهام نمود [یعنی فعل فجورش را در خاطرش القاء کرد، یا معرفت (شناخت) فجورش را به آن الهام نمود تا آنکه اجتناب کند و معرفت تقوایش را تا آنکه مرتکب شود]

- ترجمه سلطانی

و به آن گناهکاریش و پرهیزکاریش را الهام نمود

- ترجمه راستین

و به او شر و خیر او را الهام کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا

همانا کسی که آن را پاک کرد [یعنی آن را نمو داد و اصلاح کرد یا آن را تطهیر نمود] رستگار شده است

- ترجمه سلطانی

همانا کسی که آن را پاک کرد رستگار شده است

- ترجمه راستین

(قسم به این آیات الهی) که هر کس نفس ناطقه خود را از گناه و بدکاری پاک و منزه سازد به یقین (در دو عالم) رستگار خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا

و کسی که آن را آلوده کرده بینوا شده [یعنی زیان دیده، یا کفر ورزیده، یا فقیر شده، یا گرسنه شده]

- ترجمه سلطانی

و کسی که آن را آلوده کرده بینوا شده (زیان دیده)

- ترجمه راستین

و هر که او را (به کفر و گناه) پلید گرداند البته (در دو جهان) زیانکار خواهد گشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا

[قوم] ثمود به (سبب) طغیانشان تکذیب کردند

- ترجمه سلطانی

(قوم) ثمود به (سبب) طغیانشان تکذیب کردند

- ترجمه راستین

طایفه ثمود از غرور و سرکشی (پیغمبر خود صالح را) تکذیب کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا

وقتی که شقی‌ترین آنها [برای پِی کردن شتر] بپا خاست

- ترجمه سلطانی

وقتی که شقی‌ترین آنها (برای پی کردن شتر) بپا خاست

- ترجمه راستین

هنگامی که شقی‌ترینشان (قدار بن سالف) بر انگیخته شد (تا ناقه صالح را پی کند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْيَاهَا

رسول خدا [یعنی صالح (ع)] پس به آنها گفت [این] شتر خداوند [است] و به آن آب بنوشانید

- ترجمه سلطانی

و رسول خدا به آنها گفت (این) شتر خداوند (است) و به آن آب بنوشانید

- ترجمه راستین

و رسول خدا (صالح) به آنها گفت: این ناقه آیت خداست، از خدا بترسید و آن را سیراب گردانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا

آنگاه او را [در رسالتش یا در تحذیر و اغراء (توجّه دادن مخاطب توسط محذِّر متکلّم بر امر ناپسند جهت اجتناب آن)، یا در نزول عذاب] تکذیب کردند و آن را پِی کردند پس پروردگار آنها به (سبب) گناه آنان بر آنها خشم کرد [و آنها را درهم کوبید و آنها را هلاک کرد] پس آنها را یکسان کرد

- ترجمه سلطانی

آنگاه او را تکذیب کردند و آن را پی کردند پس پروردگار آنها به (سبب) گناه آنان بر آنها خشم کرد پس آنها را یکسان کرد

- ترجمه راستین

آن قوم رسول را تکذیب و ناقه او را پی کردند، خدا هم آنان را به کیفر (ظلم و) گناهشان هلاک ساخت و شهرشان را با خاک یکسان نمود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ وَلَا يَخَافُ عُقْبَاهَا

و [خداوند یا صالح] از عاقبت آن [عقوباتی که آنها را با آن ترسانده بود] ترسان نمی‌شود.

- ترجمه سلطانی

و از عاقبت آن ترسان نمی‌شود.

- ترجمه راستین

و هیچ باک از هلاک آنها نمی‌داشت (یا آنها هیچ از عاقبت بدگناه خود نمی‌ترسیدند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای