حزب شمارهٔ ۱۰۰


سورهٔ ۴۴- الدخان

١٧ وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءَهُمْ رَسُـولٌ كَرِيمٌ

و همانا قبل آنان قوم فرعون را [به انواع عذاب‌های نهگانه] آزمودیم (ابتلاء کردیم) و رسولی بزرگوار نزد آنها آمد

- ترجمه سلطانی

و همانا قبل از آنان قوم فرعون را آزمودیم (ابتلاء کردیم) و رسولی بزرگوار نزد آنها آمد

- ترجمه راستین

و ما پیش از این امت قوم فرعون را آزمودیم و رسولی بزرگوار (مانند موسی) به سوی آنها فرستادیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُـولٌ أَمِينٌ

[با این رسالت نزد آنها آمد] که بندگان خداوند را به من واگذارید همانا من فرستاده‌ای امین برای شما هستم

- ترجمه سلطانی

که بندگان خداوند را به من واگذارید همانا من فرستاده‌ای امین برای شما هستم

- ترجمه راستین

(او گفت) که (ای فرعونیان) امر بندگان خدا را به من واگذارید، که من بر شما به یقین رسول امین پروردگارم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ وَأَن لَّا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ

و اینکه [با استعلاء (برتری طلبی) بر خلیفهٔ او] بر خداوند برتری مجویید همانا من حجّتی آشکار [بر صدق خود، ید بیضاء و عصاء] برای شما آورده‌ام

- ترجمه سلطانی

و اینکه بر خداوند برتری مجویید همانا من حجّتی آشکار (بر صدق خود) برای شما آورده‌ام

- ترجمه راستین

و زنهار بر خدا تکبر و طغیان مجویید که من بر شما حجت آشکار آوردم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ

و همانا من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می‌برم از اینکه مرا سنگسار کنید

- ترجمه سلطانی

و همانا من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می‌برم از اینکه مرا سنگسار کنید

- ترجمه راستین

و من به خدای خود و خدای شما پناه می‌برم از اینکه عزم آزار و سنگسار من کنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ وَإِن لَّمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ

و اگر به من ایمان نمی‌آورید [و مرا تصدیق نمی‌کنید] پس [مرا اذیّت نکنید زیرا اذیّت کردن من موجب عذاب دردناکی برای شما است که مدفعی (محلّ دفعی) از آن نیست]، از من کناره‌گیری کنید

- ترجمه سلطانی

و اگر به من ایمان نمی‌آورید پس، از من کناره‌گیری کنید

- ترجمه راستین

و اگر به (رسالت) من ایمان نمی‌آورید پس مرا به حال خود واگذارید (و در پی قتل و آزارم بر نیایید).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَـؤُلَاءِ قَوْمٌ مُّجْرِمُونَ

[بعد آنکه به غایت جهدش در نصیحت کردن آنان رسید و سال‌ها بر آن گذشت و بارها مبتلاء شدند و هرگاه که مبتلاء می‌شدند او را به ارسال بنی اسرائیل و ترک استعباد (به بردگی گرفتن) آنها و به ایمان به او وعده می‌دادند، و هرگاه از عذاب نجات می‌یافتند عهدشان را نقض می‌کردند، پس چون دید که نصیحت و نه ابتلاء در آنها نفع نمی‌کند] آنگاه پروردگارش را دعاء کرد که اینان گروهی مجرم هستند

- ترجمه سلطانی

آنگاه پروردگارش را دعاء کرد که اینان گروهی مجرم هستند

- ترجمه راستین

(فرعونیان دست از ستمش برنداشتند) پس دعا کرد که ای خدا، اینان مردمی سخت مجرم و بدکارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلًا إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ

[آنگاه به مسئولش (درخواستش) او را اجابت کردیم و اِهلاک آنها را اراده کردیم] پس [به او گفتیم] شبانه بندگان مرا (بنی اسرائیل را) در شبی سیر بده (بِبَر)، زیرا آنها (قِبطی‌ها) [شما را] دنبال کننده‌اند

- ترجمه سلطانی

پس شبانه بندگان مرا در شبی سیر بده (بِبَر)، زیرا آنها دنبال کننده‌اند

- ترجمه راستین

(خدا فرمود) پس تو بندگان (با ایمان) مرا شبانه از شهر بیرون بر، چرا که فرعونیان شما را تعقیب کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ وَاتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْوًا إِنَّهُمْ جُندٌ مُّغْرَقُونَ

و دریا را [در حالی که] گشوده شده پشت سر بگذار همانا آنها لشکریانی هستند که غرق می‌شوند

- ترجمه سلطانی

و دریا را (در حالی که) گشوده شده پشت سر بگذار همانا آنها لشکریانی هستند که غرق می‌شوند

- ترجمه راستین

آن گاه دریا را (همان گونه که بر تو بشکافتیم) آرام و خشک بگذار و بگذر که فرعون و لشکریانش تمام به دریا غرق شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ كَمْ تَرَكُوا مِن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ

چه بسیار از بستان‌ها و چشمه‌ها را ترک کردند

- ترجمه سلطانی

چه بسیار از بستان‌ها و چشمه‌ها را ترک کردند

- ترجمه راستین

چه بسیار باغ و بستانها و چشمه‌های آب،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ

و کشتزارها و مقام (منازل) بزرگ

- ترجمه سلطانی

و کشتزارها و مقام (منازل) بزرگ

- ترجمه راستین

و کشت و زرعها و مقام و منزلهای عالی رها کردند و رفتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ

و نعمت‌هایی را که دربارهٔ آنها مزاح کننده بودند

- ترجمه سلطانی

و نعمت‌هایی را که دربارهٔ آنها مزاح کننده بودند

- ترجمه راستین

و ناز و نعمت وافری که در آن غرق بودند و از همه چشم پوشیدند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِينَ

این‌چنین [بودند، یا امر این‌چنین بود] و آنجا را به قومی دیگر (بنو اسرائیل) به میراث دادیم

- ترجمه سلطانی

این‌چنین (بودند، یا امر این‌چنین بود) و آنجا را به قومی دیگر به میراث دادیم

- ترجمه راستین

این چنین بود و ما آن ناز و نعمتها را از قوم گذشته ارث به قوم دیگر دادیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ

پس آسمان و زمین بر آنها نگریست و مهلت داده نشدند

- ترجمه سلطانی

پس آسمان و زمین بر آنها نگریست و مهلت داده نشدند

- ترجمه راستین

و بر مرگ گذشتگان هیچ چشم آسمان و زمین نگریست و بر هلاکشان مهلت ندادند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ

و همانا بنی اسرائیل را از عذاب ذلّت آور (خوار کننده) [آن استعباد (به بردگی کشیدن) آنها و امر قبطی به آنها به حمل گِل بر سَلالیم (نردبان‌ها) با اینکه آنها در قید (بند) بودند و قتل پسرانشان و استحیاء (زنده نگه داشتن، تفتیش حیاء کردن) زنانشان است] نجات دادیم

- ترجمه سلطانی

و همانا بنی اسرائیل را از عذاب ذلّت آور (خوار کننده) نجات دادیم

- ترجمه راستین

و البته ما بنی اسرائیل را از عذاب ذلّت و خواری نجات دادیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كَانَ عَالِيًا مِّنَ الْمُسْرِفِينَ

از فرعون، همانا او برتری‌جویی [مسلّط بر سرزمین مصر] از اسراف‌کاران بود

- ترجمه سلطانی

از فرعون، همانا او برتری‌جویی از اسراف‌کاران بود

- ترجمه راستین

از شر فرعون که سخت متکبر و ستمکار بود آسوده ساختیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَـمِينَ

و (حال آنکه) هرآینه آنها را از روی علم بر عالمیان [زمان خود] برگزیدیم

- ترجمه سلطانی

و (حال آنکه) هرآینه آنها را از روی علم بر عالمیان (زمان خود) برگزیدیم

- ترجمه راستین

و آنها را در آن دور بر عالمیان به علم و دانش (کتاب آسمانی تورات) برگزیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ وَآتَيْنَاهُم مِّنَ الْآيَاتِ مَا فِيهِ بَلَاءٌ مُّبِينٌ

و از آیات خود [مانند فَلَق (شکافتن) دریا و تظلیل (سایبان شدن، سایه افکندن) غَمام (ابرها) و دادن مَنّ و سَلْوی] آنچه که در آنها امتحانی واضح بود به آنها دادیم

- ترجمه سلطانی

و از آیات خود آنچه که در آن امتحانی واضح بود به آنها دادیم

- ترجمه راستین

و آیات و معجزاتی (از رحمت و غضب) بر آنها به دست موسی آوردیم که در آن کاملا و آشکارا آزمایش شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ إِنَّ هَـؤُلَاءِ لَيَقُـولُونَ

همانا اینان، [قریش، به جهت انکار بر معاد] البتّه می‌گویند:

- ترجمه سلطانی

همانا اینان البتّه می‌گویند:

- ترجمه راستین

همانا اینان (یعنی مشرکان مانند دهریان) البته خواهند گفت،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُنشَرِينَ

که [مردنی، یا فتنه (آزمایش) شدنی، یا عاقبت و نهایت امر] جز همین مرگ اوّل ما نیست و ما زنده شونده (بازگشت کنندهٔ برانگیخته شونده) نیستیم

- ترجمه سلطانی

که جز همین مرگ اوّل ما (چیزی) نیست و ما زنده شونده نیستیم

- ترجمه راستین

که ما جز این مرگ اول (دیگر هیچ مرگ و زندگی) نداریم و هیچ (در قیامت) زنده نخواهیم شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ فَأْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

پس اگر [در وعدهٔ اعادت (باز گرداندن) و ثواب و عِقاب] راستگو می‌باشید پدران ما (مردگان به مرگ اولی) را بیاورید {اِعادَت و بَعْث (برانگیخته شدن) در آخرت و انتهاء (پایان یافتن) از دنیا را در دنیا قرار دادند، پس با قیاس سقیمی قیاس کردند و ندانستند که کسی که بالفعل گشت ممکن نمی‌شود که بالقوّه گردد، و اِعادت در دنیا نمی‌شود مگر با بالقوّه قرار دادن آنچه که بالفعل است، و امّا رجعت (بازگشت) به دنیا و احیاء اموات که به بزرگان نسبت داده شده پس آن با بالقوّه قرار دادن آنچه که بالفعل است نیست و جز این نیست که آن توسعه دادن (فراخ کردن مهلت دادن) از سوی کامل در وجود میّت است}

- ترجمه سلطانی

پس اگر راستگو می‌باشید پدران ما را بیاورید

- ترجمه راستین

پس پدران ما را اگر راست می‌گویید بیاورید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ أَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ

آیا اینان بهترند یا قوم تُبّع (نام پادشاهان یمن است) و کسانی که قبل از آنها [مانند قوم نوح و عاد و ثمود، که آنان از جهت احوال بحسب دنیا بهتر از اینان بودند، از جهت قوّت اقوی (قوی‌تر) و از جهت اموال و اولاد اکثر (بیشتر) و از جهت اعمار (عمرها) اطول (طولانی‌تر) بودند و معذلک] آنان را [به کفرشان] هلاک کردیم [و حال آنکه اینان از جهت احوال اخس (زبون‌تر) از آنان و به جهت کفر اشدّ (شدید‌تر) هستند پس با اینان چه کنیم؟!] همانا آنها مجرم بودند

- ترجمه سلطانی

آیا اینان بهترند یا قوم تُبّع (نام پادشاهان یمن) و کسانی که قبل از آنها آنان را هلاک کردیم همانا آنها مجرم بودند

- ترجمه راستین

آیا اینان بهترند (و نیرومندتر) یا قوم تبّع و اقوام پیش از آنان که چون بسیار مردم بدکار مجرمی بودند ما همه را هلاک کردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ

و آسمان‌ها و زمین و آنچه که بین آن دو است را به بازی خلق نکرده‌ایم [تا با خلق کردن آنها بازی کرده باشیم و به آنها و ثوابشان و عقابشان تعرّض نکنیم]

- ترجمه سلطانی

و آسمان‌ها و زمین و آنچه که بین آن دو است را به بازی خلق نکرده‌ایم

- ترجمه راستین

و ما آسمانها و زمین و آنچه را بین آنهاست به بازیچه خلق نکردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ

آن دو [و مابین آن دو] را مگر به حقّ [که همان ولایت مطلقه‌ای است که حقّ بودن هر ذی‌حقّى به آن است] خلق نکرده‌ایم و لکن بیشتر آنان نمی‌دانند [که آن این‌چنین است یا اصلاً علمى ندارند بلکه آنچه از صورت علم که دارند جهل مشابه به علم است و لذلک آنها را اعداء اهل علم می‌بینی]

- ترجمه سلطانی

آن دو را مگر به حقّ خلق نکرده‌ایم و لکن بیشتر آنان نمی‌دانند

- ترجمه راستین

آنها را جز به حق (و از روی حکمت و مصلحت) نیافریدیم و لیکن اکثر مردم از آن آگاه نیستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ

همانا روز فصل (جدایی، قیامت) وعده‌گاه همهٔ آنها است [پس در آنجا بین مُحِقّ و مبطل و عالِم و جاهل مشابه به عالِم جدایی می‌افکنیم]

- ترجمه سلطانی

همانا روز فصل (جدایی) وعده‌گاه همهٔ آنها است

- ترجمه راستین

همانا روز قیامت که روز فصل و جدایی (مؤمن و کافر) است وعده‌گاه جمیع خلایق است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ

روزی که دوست از دوست چیزی را [از اغناء (بی‌نیازی) یا چیزی از عذاب خداوند] بی‌نیاز نمی‌کند و آنها یاری نمی‌شوند [یعنی بعد ابتلای آنان دوستانشان و نه غیر دوستان آنان را یاری نمی‌کنند]

- ترجمه سلطانی

روزی که دوست از دوست چیزی را بی‌نیاز (کفایت) نمی‌کند و آنها یاری نمی‌شوند

- ترجمه راستین

روزی که هیچ حمایت خویش و یار و یاوری کسی را از عذاب نرهاند و احدی را نصرت نکنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ إِلَّا مَن رَّحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

مگر کسی که خداوند [به او] رحم کند [که آن منحصر است به کسی که با بیعت خاصّه ولایت را قبول کرده، یا کسی که در وقت احتضار در حالی که علی (ع) حضور دارد ولایت را قبول کند] همانا او غالب و رحیم (مهربان) است

- ترجمه سلطانی

مگر کسی که خداوند (به او) رحم کند همانا او غالب و رحیم (مهربان) است

- ترجمه راستین

مگر آن که خدا به او رحم کند، که او تنها بر خلق مقتدر و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ إِنَّ شَجَرَتَ الزَّقُّومِ

همانا درخت زقّوم

- ترجمه سلطانی

همانا درخت زقّوم

- ترجمه راستین

همانا درخت زقّوم جهنّم،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ طَعَامُ الْأَثِيمِ

خوراک گناهکار است

- ترجمه سلطانی

خوراک گناهکار است

- ترجمه راستین

قوت و غذای بدکاران است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ

مانند مُهل {مُهْل اسم است برای جمیع معدنیّات جواهر مانند نقره و آهن و نحو آن دو، و قطران رقیق و ماذاب (گدازه‌ها) مس یا آهن، و زیت (روغن) یا دُردی (لای، ته مانده) آن یا رقیق شدهٔ آن، و سمّ و قَیْح (چرک) و صدید (خونابه) میّت} که در شکم‌ها می‌جوشد

- ترجمه سلطانی

مانند مُهل (ریم لاشهٔ مرده) که در شکم‌ها می‌جوشد

- ترجمه راستین

که آن غذا در شکمهاشان چون مس گداخته در آتش می‌جوشد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ كَغَلْيِ الْحَمِيمِ

مانند جوشیدن آب جوشان (آب داغی در منتهای حرارت)

- ترجمه سلطانی

مانند جوشیدن آب جوشان

- ترجمه راستین

آن سان که آب به روی آتش جوشان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٧ خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَاءِ الْجَحِيمِ

[به زبانیه (دوزخبان) گفته می‌شود:] او را بگیرید پس [به عُنف] او را به وسط جهنّم بکِشید

- ترجمه سلطانی

او را بگیرید پس (بدون ترحّم) او را به سوی وسط جهنّم بکِشید

- ترجمه راستین

(خطاب قهر رسد که) این بدکار را بگیرید و به میان دوزخ افکنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٨ ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِيمِ

سپس از عذاب آب جوشان بر سر او بریزید

- ترجمه سلطانی

سپس از عذاب آب جوشان بر سر او بریزید

- ترجمه راستین

پس از آن آب جوشان بر سرش فرو ریزید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٩ ذُقْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ

[استهزاءً به او گفته می‌شود] بِچش همانا تو همان عزیز و کریم هستی

- ترجمه سلطانی

بچش همانا تو همان عزیز و کریم هستی

- ترجمه راستین

(و به استهزاء وی گویید: عذاب دوزخ را) بچش که تو بسیار (نزد خود) توانمند و گرامی هستی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٠ إِنَّ هَذَا مَا كُنتُم بِهِ تَمْتَرُونَ

همانا این همان چیزی است که در آن تردید (شکّ) [یا مجادله] می‌کردید

- ترجمه سلطانی

همانا این همان چیزی است که در آن تردید می‌کردید

- ترجمه راستین

این همان عذابی است که از آن در شک و انکار بودید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥١ إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ

همانا پرهیزگاران در مقامی [که صاحب آن از شرور و آفات] امن [است]

- ترجمه سلطانی

همانا پرهیزگاران در مقامی امن

- ترجمه راستین

همانا (آن روز سخت) آنان که متّقی و خداترس بودند مقام امن و امان یابند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٢ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ

در جنّت‌ها و چشمه‌سار‌ها هستند

- ترجمه سلطانی

در جنّت‌ها و چشمه‌سار‌ها هستند

- ترجمه راستین

در باغها و کنار چشمه‌ها و نهرها بیارامند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٣ يَلْبَسُونَ مِن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَقَابِلِينَ

که از حریر لطیف و دیبای ضخیم می‌پوشند [در حالی که] روبروی هم [نشسته‌اند]

- ترجمه سلطانی

که از حریر لطیف و دیبای ضخیم می‌پوشند (در حالی که) روبروی هم (نشسته‌اند)

- ترجمه راستین

لباس از سندس و استبرق (حریر نازک و ستبر) پوشند و رو به روی هم بر تختها تکیه زنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٤ كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ

[احوال آنان] این‌چنین است و آنها را به ازدواج حوراء (زن سپید پوست) عین (درشت چشم) در می‌آوریم

- ترجمه سلطانی

(احوال آنان) این‌چنین است و آنها را به ازدواج حوراء (زن سپید پوست) عین (درشت چشم) در می‌آوریم

- ترجمه راستین

همچنین است و با حوریان زیبا چشمشان جفت قرار داده‌ایم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٥ يَدْعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَاكِهَةٍ آمِنِينَ

در آنجا هر میوه‌ای را [در هر زمانی] در امنیّت [از آفات و شرور] می‌طلبند

- ترجمه سلطانی

در آنجا هر میوه‌ای را در امنیّت (از آفات و شرور) می‌طلبند

- ترجمه راستین

در آن بهشت پر نعمت از هر نوع میوه‌ای بخواهند بر آنان حاضر و (از هر درد و رنج و زحمت) ایمن و آسوده‌اند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٦ لَا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَى وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ

در آنجا [طمع] مرگ را نمی‌چشند مگر [همان] مردن اوّل را و آنها را از عذاب جحیم حفظ می‌کند

- ترجمه سلطانی

در آنجا (طمع) مرگ را نمی‌چشند مگر (همان) مردن اوّل را و آنها را از عذاب جحیم حفظ می‌کند

- ترجمه راستین

و جز آن مرگ اول (که از دنیا مردند) دیگر هیچ طعم مرگ را نمی‌چشند و خدا آنها را از عذاب دوزخ محفوظ خواهد داشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٧ فَضْلًا مِّن رَّبِّكَ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

آن به عنوان فضل از پروردگارت [برای خلاص از مَکارِه (ناملایمات)] همان فوز (پیروزی، رستگاری) بزرگ است [به آنچه که در آن شَوب تَعَب (خستگی) و نه خوف زوال نیست]

- ترجمه سلطانی

آن به عنوان فضل از پروردگارت همان رستگاری بزرگ است

- ترجمه راستین

این به فضل و رحمت خدای توست و همین به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگ است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٨ فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

پس جز این نیست که ما آن [یعنی قرآن، یا آنچه از جنان و نعیم آنها یا فضیلت ولایت علیّ (ع) که ذکر شد] را آسان کردیم [و آنها را] به زبان تو [قرائت کردیم] با ترقّب به اینکه آنها متذکّر شوند

- ترجمه سلطانی

پس جز این نیست که ما آن را آسان کردیم به زبان تو با ترقّب به اینکه آنها متذکّر شوند

- ترجمه راستین

و ما این قرآن را (با این آیات وعد و وعید با بیان فصیح) به زبان تو آسان کردیم تا مگر خلقان متذکر (حقایق آن) شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٩ فَارْتَقِبْ إِنَّهُم مُّرْتَقِبُونَ

پس مراقب (منتظر، متوقّع) [آنچه از عذاب که به آنان وعده داده‌ایم] باش که آنها [هم] مرتقب (منتظر، چشم انتظار) هستند.

- ترجمه سلطانی

پس مراقب (منتظر، متوقّع) باش که آنها (هم) مرتقب (منتظر، چشم انتظار) هستند.

- ترجمه راستین

پس (از تلاوت این آیات و اتمام حجت بر کافران) منتظر (عذاب بر آنان) باش چنان که آنها هم (بر تو) انتظار (روزگار بد و حوادث ناگوار) دارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
سورهٔ ۴۵- الجاثية

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ حم

«حم»

- ترجمه سلطانی

حم

- ترجمه راستین

حم (قسم به نام خدای حمید و مجید که).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ

تنزیل [نزول تدریجی] این کتاب از سوی خدای عزیز و حکیم است

- ترجمه سلطانی

تنزیل (نزول تدریجی) این کتاب از سوی خدای عزیز و حکیم است

- ترجمه راستین

تنزیل این کتاب عظیم از جانب خدای مقتدر حکیم است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ

همانا در آسمان‌ها و زمین البتّه [از کواکب آسمان و چگونگی حرکات مُتَناسق (هماهنگ، منتظم) آنها و مزاج آنها و تأثیرات غریب آنها، و از بسیط ساکن (سفت) بودن زمین که پا در آن فرو نمی‌رود، و صُلب (خیلی سفت و سخت، انعطاف ناپذیر) نیست تا تصرّف در آن با زراعات و عمارات و اجراء (جاری ساختن، عمل کردن) قنوات و غیر ذلک ممکن نشود، و در ازدواج (پیوند) آسمان‌ها و زمین و تأثیر آسمان‌ها و آنچه که در آنها است در زمین و تأثّر (تأثیرپذیری) زمین و آنچه که در آن است، و در خلقت هر کدام از موالید زمین به حیثی که کمال نوع خود را طلب می‌کند و از آنچه که به ذات آن و کمال آن ضرر می‌رساند فرار می‌کند و به حیثی که در آن اسباب تحصیل کمال مفقود آن و حفظ کمال موجود آن برای آن مهیّا و جمع شده] نشانه‌هایی برای مؤمنین [که با بیعت عامّه یا خاصّه بایع (بیعت کننده) هستند، یا برای اذعان کنندگان منقاد که گوش فرا می‌دارند] هست [نه برای غافلین اعراض کننده]

- ترجمه سلطانی

همانا در آسمان‌ها و زمین البتّه نشانه‌هایی برای مؤمنین هست

- ترجمه راستین

همانا در خلقت آسمانها و زمین برای اهل ایمان آیات و ادلّه‌ای (از قدرت الهی) پدیدار است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ

و در خلقت شما و آنچه از جنبنده‌ها که می‌پراکند [یعنی ذی‌روح‌هایی که دارای حرکت می‌باشند] برای گروهی که یقین دارند نشانه‌هایی هست {صاحب یقین همان کسی است که او قلب داشته باشد و جز کسی که بایع با بیعت خاصّه است و به خودش مشغول شده و آثار عمل خویش را به وجدان خویش یافته نیست، و کسی که این‌چنین گشت یقین علمی و وجدانیش ازدیاد می‌یابد تا اینکه یقین شهودی و یقین تحقّقی برایش حاصل می‌شود، و چون آیات خلقت انسان و خلقت سایر جنبنده‌ها نسبت به آیات آسمان‌ها و زمین خفی‌تر از آنها است و لابدّ از این است که مؤمن به آثار ایمانش نوعی یقین داشته باشد تا آیات خلقت انسان خصوصاً آیات انفسی را درک کند، زیرا ادراک آنها جز بعد اشتغال به نفس و وجدان (یافتن) صفات نفس، رذایل آن و خصائل آن و یقین به آثار اعمال و ضرر رذائل و نفع خصایل، و جز بعد یقین به آثار صفات خدای تعالی و یافتن آن در وجود خود نمی‌باشد}

- ترجمه سلطانی

و در خلقت شما و آنچه از جنبنده‌ها که می‌پراکند برای گروهی که یقین دارند نشانه‌هایی هست

- ترجمه راستین

و در خلقت خود شما آدمیان و انواع بی‌شمار حیوان که در روی زمین پراکنده است هم آیات و براهینی (از قدرت حق) برای اهل یقین آشکار است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ

و آمد و شد شب و روز [طبیعی با تعاقب (دنبال هم بودن) آن دو، و با برودت (سردی) و حرارت (گرمی) و به زیادت و نقیصه و با تاریکی و روشنایی، و همچنین اختلاف (رفت و آمد) عالم طبع و عالم مثال و سُقم (بیماری) و صحّت و غم و سرور (شادی) و غیر آن از مصادیق شب و روز است] و آنچه از روزی که خداوند از آسمان نازل کرده [از اسباب رزق از باران‌ها و اشعّهٔ کواکب و برودت هواء و برودت شب و حرارت روز یا از رزق انسانی از کمالات نفسانیّه که از آسمان عقول و نفوس نازل می‌شوند] پس با آن [یعنی با اسباب رزق جسمانی یا با خود رزق انسانی] زمین [طبیعی] را [با تهییج قوا و عروق مکمون در آن، و زمین انسانیّت را با حیات علم و دین و ایمان] بعد مرگ (مرده بودن) آن زنده کرده و [در تصریف] (به گردش درآوردن) بادها نشانه‌هایی هست برای گروهی که عقل (تعقل) می‌کنند [یا بعد یقین، با عقولشان درک می‌کنند یا بعد آنکه یقیندار و صاحبان مقام قلب بوده‌اند عاقل و صاحبان مقام عقل می‌گردند]

- ترجمه سلطانی

و آمد و شد شب و روز و آنچه از روزی که خداوند از آسمان نازل کرده پس با آن زمین را بعد از مرگ آن زنده کرده و به گردش درآوردن بادها نشانه‌هایی هستند برای گروهی که عقل (تعقل) می‌کنند

- ترجمه راستین

و نیز در رفت و آمد شب و روز و آنچه خدا از آسمان روزی (برای خلق از برف و باران) می‌فرستد و زمین را پس از خزان مرگ دیگر بار بدانها زنده می‌سازد و در وزش بادهای عالم، در همه این موجودات برای خردمندان جهان آیاتی (از قدرت صانع) پیداست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ

اینها (مذکورها) نشانه‌های خداوند هستند [دالّ بر او یا ناشی شده از او] که آنها را به حقّ بر تو می‌خوانیم [متلبّسان یا متلبّسات به حقّ هستند که همان ولایت مطلقه است] پس به کدام سخن بعد [انکار] خداوند و آیات او ایمان می‌آورند؟!

- ترجمه سلطانی

اینها نشانه‌های خداوند هستند که آنها را به حقّ بر تو می‌خوانیم پس به کدام سخن بعد از خداوند و آیات او ایمان می‌آورند؟!

- ترجمه راستین

اینها آیات خداست که ما بر تو به حق تلاوت می‌کنیم، پس بعد از خدا و آیات روشن او دیگر به چه برهان ایمان می‌آورند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ

وای بر هر بسیار دروغگوی بسیار گناهکار

- ترجمه سلطانی

وای بر هر بسیار دروغگوی بسیار گناهکار

- ترجمه راستین

وای بر هر دروغگوی بسیار زشتکار.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ

که آیات خداوند که برای او تلاوت می‌شود را می‌شنود سپس [بر کفر خود یا بر جحود (نفی و انکار) خود نسبت به ولایت علی (ع)] مستکبرانه اصرار می‌ورزد که گویی آن را نشنیده، پس عذابی دردناک را به او بشارت بده

- ترجمه سلطانی

که آیات خداوند که برای او تلاوت می‌شود را می‌شنود سپس مستکبرانه اصرار می‌ورزد که گویی آن را نشنیده، پس عذابی دردناک را به او بشارت بده

- ترجمه راستین

آن که آیات خدا را که بر او تلاوت می‌شود شنیده و بر تکبر و طغیان اصرار می‌کند چنانکه گویی هیچ آیات را نشنیده است، چنین کسانی را به عذاب دردناک بشارت ده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ

و وقتی که از آیات ما چیزی بداند [یعنی وقتی برخی از آیات عظمای ما که همان مظاهر ولایت هستند را می‌بیند] آنها را به تمسخر می‌گیرد آنان عذابی خوار کننده دارند

- ترجمه سلطانی

و وقتی که از آیات ما چیزی بداند آنها را به تمسخر می‌گیرد آنان عذابی خوار کننده دارند

- ترجمه راستین

و چون از آیات ما چیزی بداند آن را به مسخره می‌گیرد، چنین مردم کافر را (در دنیا و آخرت) عذاب ذلّت و خواری مهیّاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ مِّن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ

جهنّم از ورای آنان است و آنچه [از اموال و اولاد] که کسب کرده‌اند [یا از اعمالی که آنها را در اسلام انجام داده‌اند] و نه آنکه را که از غیر خداوند [خود او یا از غیر مظاهر خداوند و خلفای او] به عنوان ولیّ [در عبادت مانند اصنام و کواکب، و ولیّ در طاعت، مثل رؤسای ضلالت] گرفته‌اند آنان را به چیزی [از عذاب خداوند] بی نیاز نمی‌کند و آنها عذابی بزرگ دارند {زیرا شرط قبول آنها و بی نیاز کردن آنها از عذاب خداوند عدم ردّ ولایت است اگر مرگ ایشان در زمان رسول (ص) باشد، و قبول ولایت است اگر مرگشان بعد زمان رسول (ص) باشد}

- ترجمه سلطانی

جهنّم از ورای آنان است و آنچه که کسب کرده‌اند و نه آنکه را که از غیر خداوند به عنوان ولیّ گرفته‌اند آنان را به چیزی بی نیاز نمی‌کند و آنها عذابی بزرگ دارند

- ترجمه راستین

آنها را آتش دوزخ در پیش است و آنچه اندوختند هیچ آنان را نجات و رهایی ندهد و آنچه غیر خدا دوست گرفتند به کارشان نیاید و کیفر آنها بزرگ عذاب قهر خداست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ

این [مذکور از آیات یا قرآن یا قرآن ولایت علیّ (ع)، یا این امر از ولایت علیّ (ع) یا اسلام و قبول آن و احکامش] به عنوان هدایت [به ایمان] است و کسانی که به آیات [تکوینی آفاقی و انفسی و خصوصاً آیات بزرگ که همان خلفای خداوند در زمین هستند و آیات تدوینی] پروردگارشان کفر ورزیده‌اند عذابی از رجز (پلیدی، شدیدترین عذاب) دردناک دارند

- ترجمه سلطانی

این به عنوان هدایت (به ایمان) است و کسانی که به آیات پروردگارشان کفر ورزیده‌اند عذابی از رجز (پلیدی) دردناک دارند

- ترجمه راستین

این قرآن هدایت خلق است و آنان که به آیات خدای خود کافر شدند جزای آنها عذاب دردناک دوزخ است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

خداوند کسی است که دریا را برای شما مسخّر (رام) کرد تا کشتی به امر او در آن جاری شود و تا [با جاری شدن کشتی و تجارات رابحه (سودآور)] از فضل او طلب نمائید و با ترقّب به اینکه شما [نعمت تسخیر دریا و جاری شدن کشتی و اَرْباح (سودها) را] شکرگزاری کنید

- ترجمه سلطانی

خداوند کسی است که دریا را برای شما مسخّر (رام) قرار داد تا کشتی به امر او در آن جاری شود و تا از فضل او طلب نمائید و با ترقّب به اینکه شما شکرگزاری کنید

- ترجمه راستین

خداست آن که برای شما دریا را مسخر گردانید تا کشتی به امر او (آسان) در آب جاری شود و از آن (به تجارت و سفر) از فضل خدا (روزی) طلبید و باشد که شکر نعمتش به جای آرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ

و از سوی خود آنچه که در آسمان‌ها و آنچه که در زمین هست را جمیعاً [برای انتفاع شما یا] برای شما مسخّر (رام) قرار داده است همانا در آن البتّه نشانه‌هایی هست برای قومی که [با استعمال مبادی مشهوده و معقوله و اخذ نتایج از آنها] تفکّر می‌کنند

- ترجمه سلطانی

و از سوی خود آنچه که در آسمان‌ها و آنچه که در زمین هست را جمیعاً برای شما مسخّر (رام) کرده است همانا در آن البتّه نشانه‌هایی هست برای قومی که تفکّر می‌کنند

- ترجمه راستین

و آنچه در آسمانها و زمین است تمام را مسخر شما گردانید و اینها همه از سوی اوست. در این کار نیز برای مردم با فکرت آیاتی (از قدرت الهی) کاملا پدیدار است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ قُل لِّلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْمًا بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ

به کسانی که ایمان آورده‌اند بگو: بیامرزند (در گذرند) از کسانی که به ایّام خداوند امید ندارند [یعنی کسانی که به جای دینشان به دنیایشان مشغول شده‌اند و از دین خود جز اصلاح دنیاشان انتظار ندارند، و کسانی که به مبدء یا به معاد معتقد نشده‌اند زیرا ایّام الله عبارت از مقامات آخرت و درجات آن است و کسی که به درجات آخرت و مقامات آن امید دارد در اعمالش و احوالش ناظر به آنها متوجّه به جهت آنها می‌باشد، و کسی که به آن معتقد نشده یا عملش برای آن نمی‌باشد راجى (امیدوار) به آن نمی‌باشد، و مقصود تأدیب مؤمنانی است که با بیعت خاصّه بیعت کرده‌اند به اینکه به ظاهر افعال خود و احوال خود نظر نمی‌نمایند و معاشرت با آنان و نصیحت آنان و دلالت آنان به خیر خود را ترک می‌کنند زیرا آنها این‌چنین بودند پس خداوند به ایمان و رجاء ایّام الله بر آنان منّت گذاشت، و شکر این نعمت به این است که به بندگان خدا رحم کنند و آنچه که خداوند با آن بر آنان نعمت داده است را ظاهر سازند و غیر خود را به آن دلالت کنند زیرا خداوند وقتی که به عبدی نعمت داد دوست دارد که آن را بر او ببیند، و کسی که آن را ظاهر نسازد نسبت به این نعمت کافر (ناسپاس) می‌باشد] تا به گروهی به خاطر آنچه که کسب می‌کردند جزاء بدهد

- ترجمه سلطانی

به کسانی که ایمان آورده‌اند بگو: بیامرزند (در گذرند) از کسانی که به ایّام خداوند امید ندارند تا به گروهی به خاطر آنچه که کسب می‌کردند جزاء بدهد

- ترجمه راستین

به آنان که ایمان آورده‌اند بگو که از (جور جهالتهای) مردمی که به ایّام الهی (و روز وعده‌های خدا) امیدوار نیستند درگذرند تا خدا عاقبت هر قومی را به پاداش اعمال خود برساند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ مَنْ عَمِلَ صَالِـحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ

کسی که عمل صالحی کند پس برای (به سود) خودش است و کسی که بدی کند پس بر (زیان خود) او است [پس بدی کننده حاجت به عقوبت دیگری از سوی شما ندارد] {انسانیّت انسان اقتضای احسان و عمل صالح می‌کند، و وقتی که انسان احسان می‌کند احسان از حیث انسانیّت او ملایم وی می‌باشد و واصل به ملائمت خود ملتذّ (لذّت برنده) به آن و منتقم به آن است، پس اگر اجر دیگری نداشته باشد وصول به ملائمات خود به عنوان اجر و ثواب برای او کافی می‌باشد و حال آنکه احسان در آخرت به بهترین صورت برای او تجسّم می‌یابد و صورت دیگری مناسب آن استتباع (خواستن پسِ چیزی رفتن) می‌شود، پس محسن با احسان خود سه مرتبه متنعّم می‌شود، و وقتی که انسان بدی می‌کند آن اسائت (بدی کردن) به عنوان منافی انسانیّت او و غیر ملائم به عنوان موذ (اذیّت کننده) انسان است و اگرچه این اسائت بر قوّهٔ دیگر بهیمیّت یا سبعیّت یا شیطانیّت ملائم باشد، پس اگر مسئ (بدی کننده) عقوبت دیگری نداشته باشد این اسائت به عنوان عقوبت برای او کافی می‌باشد، و حال آنکه اسائت در آخرت به صورتی قبیح موذی (آزار دهنده) تجسّم می‌یابد و در آخرت صورت قبیح موذی دیگری استتباع می‌شود، پس مُسئ با اسائت خود سه مرتبه عقوبت می‌شود} سپس نزد پروردگارتان بازگردانده می‌شوید

- ترجمه سلطانی

کسی که عمل صالحی کند پس برای (به سود) خودش است و کسی که بدی کند پس بر (زیان) (خود) او است سپس نزد پروردگارتان بازگردانده می‌شوید

- ترجمه راستین

هر کس کار نیک کند به نفع خود و هر که بد کند به زیان خویش کرده است، آن گاه (برای پاداش نیک و بد) به سوی خدای خود بازگردانیده می‌شوید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَـمِينَ

و همانا به بنی اسرائیل (بنی یعقوب) کتاب و حکم و نبوّت را دادیم و به آنها [بحسب مقام حیوانیشان از مأکول و مشروب و ملبوس و مسکون و مرکوب، و بحسب مقام انسانیشان از آنچه که از غیب بر آنان وارد می‌شد از علوم و وجدانات (یافته‌ها) و مشاهدات] از روزی‌های پاکیزه دادیم و آنان را بر جهانیان [آن زمان] برتری دادیم

- ترجمه سلطانی

و همانا به بنی اسرائیل کتاب و حکم و نبوّت را دادیم و به آنها از روزی‌های پاکیزه دادیم و آنان را بر جهانیان (آن زمان) برتری دادیم

- ترجمه راستین

و ما بنی اسرائیل را کتاب (آسمانی تورات) و حکم و نبوت عطا کردیم و از هر روزی لذیذ و حلال نصیب آنها گردانیدیم و آنان را بر اهل دوران خود فضیلت دادیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ

و به آنها بیّناتی [یعنی معجزات یا احکام رسالت یا احکام نبوّت یا دلایل امر رسالت یا نبوّت یا ولایت] از امر (مذکورات، یا عالم امر، یا امر خداوند) دادیم پس [به ردّ و قبول] با یکدیگر اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه علم نزد آنها آمد از روی بغی (ظلم، استکبار) در بین خود، همانا پروردگار تو در روز قیامت دربارهٔ آنچه [از امر ولایت و خلافت، یا از مطلق امر دین] که در آن با یکدیگر اختلاف می‌کردند بین آنها حکم می‌کند

- ترجمه سلطانی

و به آنها بیّناتی از امر دادیم پس با یکدیگر اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه علم نزد آنها آمد از روی بغی (ستم) در بین خود، همانا پروردگار تو در روز قیامت دربارهٔ آنچه که در آن با یکدیگر اختلاف می‌کردند بین آنها حکم می‌کند

- ترجمه راستین

و نیز به آن قوم آیات و معجزات روشن در امر (دین و نظم دنیا) عطا نمودیم و آنها خلاف و نزاع بر نینگیختند مگر دانسته، برای ظلم و تعدّی به حقوق یکدیگر. البته خدا بین نزاع و اختلافات آنها روز قیامت داوری خواهد کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ

سپس [بعد بنی اسرائیل] تو را [به جهت برتری تو بر آنها با قرار دادن تو] بر شریعتی از امر [رسالت و نبوّت و ولایت] قرار دادیم [که آن مَشْرَع (آبشخور، قانونگزار) همهٔ امّت‌ها و همهٔ طُرُق است] پس، از آن تبعیّت کن و [در خصوص ولایت یا در مطلق آنچه که از امر دین به تو داده‌ایم] از هواهای کسانی که نمی‌دانند تبعیّت مکن

- ترجمه سلطانی

سپس تو را بر شریعتی از امر قرار دادیم پس، از آن تبعیّت کن و از هواهای کسانی که نمی‌دانند تبعیّت مکن

- ترجمه راستین

سپس ما تو را بر شریعت کامل در امر دین مقرر فرمودیم. تو آن را کاملا پیروی کن و هیچ پیرو هوای نفس مردم (مشرک) نادان مباش.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ إِنَّهُمْ لَن يُغْنُوا عَنكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَإِنَّ الظَّالِـمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ

همانا آنان هرگز تو را به چیزی از خداوند [در برابر عذاب او] بی نیاز نخواهند کرد و همانا ستمکاران بعضی آنها اولیاء بعضی هستند [پس از آنها ولیّی اتّخاذ نکن که حتّی ظالمی می‌گردی و اینها همگی تعریض به امّت او (ص) و اشاره به اختلاف آنان با یکدیگر در امر ولایت است] و خداوند ولیّ پرهیزکنندگان [از رأی یا اتّباع نفس] است

- ترجمه سلطانی

همانا آنان هرگز تو را به چیزی از خداوند (در برابر عذاب او) بی نیاز نخواهند کرد و همانا ستمکاران بعضی از آنها اولیاء بعضی دیگر هستند و خداوند ولیّ پرهیزگاران است

- ترجمه راستین

آن مردم هیچ تو را در برابر (عذاب) خدا به کار نیایند، و ستمکاران عالم به نفع خود در ظلم و ستم دوستدار و مددکار یکدیگرند و خدا دوستدار و مددکار متقیان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ

اینها [یعنی مذکورات از اوّل این سوره یا این قرآن یا قرآن ولایت علیّ یا علیّ (ع)] بصیرت‌هایی برای مردم و هدایت و رحمت برای قومی (گروهی، مردمانی) هستند که یقین می‌دارند

- ترجمه سلطانی

اینها بصیرت‌هایی برای مردم و هدایت و رحمت برای قومی (گروهی، مردمانی) است که یقین می‌دارند

- ترجمه راستین

این قرآن برای عموم مردم مایه بصیرت بسیار و برای اهل یقین موجب هدایت و رحمت پروردگار است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَّحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ

آیا کسانی که مرتکب بدی‌ها شده‌اند که زندگی آنها و مرگشان یکسان می‌باشد پنداشته‌اند که آنها را [در منزلت و مقام] مانند کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح کرده‌اند قرار می‌دهیم؟ {مراد از ایمان در اینجا بیعت خاصّه است، یا حالت حاصله به بیعت خاصّه یا بیعت عامّه یا حالت حاصله به بیعت عامّه، و بنابر این مراد از عمل صالح بیعت خاصّه می‌باشد} چه بد است آنچه که حکم می‌کنند

- ترجمه سلطانی

آیا کسانی که مرتکب بدی‌ها شده‌اند که زندگی آنها و مرگشان یکسان می‌باشد پنداشته‌اند که آنها را مانند کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح کرده‌اند قرار می‌دهیم؟ چه بد است آنچه که حکم می‌کنند

- ترجمه راستین

آیا آنان که مرتکب اعمال زشت و تبهکاری شدند گمان کردند رتبه آنها را مانند کسانی که ایمان آورده و نیکوکار شدند قرار می‌دهیم تا در مرگ و زندگانی هم با مؤمنان یکسان باشند؟حکم آنها اندیشه بسیار باطل و جاهلانه‌ای است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ

و (حال آنکه) خداوند آسمان‌ها و زمین را به حقّ خلق کرد و تا به هر نفسی به [نفسِ یا با جزاء] آنچه که کسب کرده جزاء دهد و [در آن] به آنان ستم نمی‌شود [برای اینکه جزاء نتیجهٔ اعمالشان است، پس وقتی که امر بر این منوال است پس چگونه آنها را مُهمل بگذارد و در آخرت آنها را زنده نکند؟]

- ترجمه سلطانی

و (حال آنکه) خداوند آسمان‌ها و زمین را به حقّ خلق کرد و تا به هر نفسی به آنچه که کسب کرده جزاء دهد و به آنان ستم نمی‌شود

- ترجمه راستین

و خدا آسمانها و زمین را به حق آفریده است (و در هر چه خلق کرده مصلحت و مقصودی داشته) و عاقبت هر نفسی بی هیچ ستمی پاداش هر عملی که کرده است خواهد یافت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ

آیا پس دیدی (نظر کن به) کسی که هوایش را به عنوان خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی علم گمراه کرده [یعنی در حالی که خداوند بر علم به استعداد او و استحقاق او برای ضلال است، یا در حالی که ضالّ بر علم به رشد او و هدایت او است، یا در حالی که او بر نور علم بود آنگاه خداوند او را بعد بودن او بر نور علم گمراه کرد مانند کسی که آیاتش را به او داد سپس از آنها منسلخ شد و از غاوین (گمراهان، راه باطل روندگان) گشت] و بر گوشش و قلبش مُهر نموده و بر دیده‌اش پرده‌ای قرار داده پس چه کسی بعد از [اضلال او و عدم هدایت او] خداوند او را هدایت می‌کند آیا پس متذکّر نمی‌شوید؟ [که جاهل مانند عالم و نه فاسق مانند مؤمن نیست و اینکه بعد خداوند و اضلال او هادیی نیست] {و الحقّ که این آیه دربارهٔ کسانی که بعد محمّد (ص) حقّ علی (ع) را غصب کردند و با اهویهٔ خویش امام (پیشوا) برگزیدند جاری شده}

- ترجمه سلطانی

آیا پس دیدی (بنگر به) کسی که هوایش را به عنوان خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی علم گمراه کرده و بر گوشش و قلبش مُهر نموده و بر دیده‌اش پرده‌ای قرار داده پس چه کسی بعد از خداوند او را هدایت می‌کند آیا پس متذکّر نمی‌شوید؟

- ترجمه راستین

(ای رسول ما) آیا می‌نگری آن را که هوای نفسش را خدای خود قرار داده و خدا او را دانسته (و پس از اتمام حجت) گمراه ساخته و مهر (قهر) بر گوش و دل او نهاده و بر چشم وی پرده ظلمت کشیده؟پس او را بعد از خدا دیگر که هدایت خواهد کرد؟آیا متذکر این معنی نمی‌شوید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ

و می‌گویند [حیاتی] جز حیات دنیوی ما نیست [عدّه‌ای از ما] می‌میریم و [عدّه‌ای از ما] زنده می‌شویم [به دنیا می‌آییم] و جز دهر (روزگار) ما را هلاک نمی‌کند و (حال آنکه) آنان علمی به آن ندارند [یعنی همانا این گفتار آنها اصلاً باطل است] جز این نیست که آنها فقط ظنّ می‌ورزند

- ترجمه سلطانی

و می‌گویند (حیاتی) جز حیات دنیوی ما نیست (عدّه‌ای از ما) می‌میریم و (عدّه‌ای از ما) زنده می‌شویم (به دنیا می‌آییم) و جز دهر (روزگار) ما را هلاک نمی‌کند و (حال آنکه) آنان علمی به آن ندارند جز این نیست که آنها فقط ظنّ می‌ورزند

- ترجمه راستین

و کافران گفتند که زندگی ما جز همین نشأه دنیا و مرگ و حیات طبیعت نیست و جز دهر و طبیعت کسی ما را نمی‌میراند. و این سخن نه از روی علم و دلیل بلکه از روی جهل و وهم و خیال می‌گویند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

و چون آیات روشنگر [واضح الدّلالت] ما [یا موضح (واضح کننده) صدق آورندهٔ آنها و موضح بر حال آنان که آنها بر آن هستند] برای آنها تلاوت شود [در معارضه کردن با رسول و در انکار این آیات] برای آنان حجّتشان نمی‌باشد مگر اینکه می‌گویند اگر راستگو می‌باشید پدران ما را بیاورید

- ترجمه سلطانی

و چون آیات روشنگر ما برای آنها تلاوت شود برای آنان حجّت نمی‌باشد مگر اینکه می‌گویند اگر راستگو می‌باشید پدران ما را بیاورید

- ترجمه راستین

و چون آیات و ادلّه روشن ما بر آن کافران تلاوت شود دیگر حجت و عذری نداشته جز اینکه گویند: اگر راست می‌گویید پدران ما را (زنده کنید و) بیاورید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

بگو: خداوند است که شما را زنده می‌کند سپس شما را می‌میراند سپس شما را تا روز قیامت که تردیدی در آن نیست جمع می‌کند [یعنی بگو: آوردن پدران شما فعل خداوند است همانطور که میراندن آنها فعل او بود، و این فعل را انجام می‌دهد و پدران شما را در روز قیامت می‌آورد] و لکن بیشتر مردم نمی‌دانند {که آن برای عدم تفکّر آنان دربارهٔ مغیبات و قصور نظرشان بر محسوسات است وگرنه که آنان عالم آخرت را در خواب مشاهده می‌کنند، و خواب نمونهٔ مرگ است، پس باید بدانند که خروج نفس از بدن به هنگام مرگ جز مثل خروج آن از آن به هنگام خواب نیست، پس همانطور که بعد خواب در عالمی دیگر بقاء می‌یابد پس بعد مرگ نیز چنین است}

- ترجمه سلطانی

بگو: خداوند است که شما را زنده می‌کند سپس شما را می‌میراند سپس شما را تا روز قیامت که تردیدی در آن نیست جمع می‌کند و لکن بیشتر مردم نمی‌دانند

- ترجمه راستین

بگو: خدا شما را زنده کند سپس بمیراند و باز تمام شما را جمع گرداند به روز قیامت که آن روز بی شک و ریب بیاید و لیکن اکثر مردم نمی‌دانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ

و مُلک (مملکت، پادشاهی) آسمان‌ها و زمین [و آنچه که در آن دو است] برای خداوند است [نه برای غیر او، پس احدی غیر او بر آوردن مردگان قادر نیست] و روزی که [در دنیا برپا شود و روزی که] ساعت برپا شود در آنروز مبطلان [باطل اندیشان] زیان می‌کنند

- ترجمه سلطانی

و مُلک (مملکت، پادشاهی) آسمان‌ها و زمین برای خداوند است و روزی که ساعت برپا می‌شود در آنروز مبطلان (باطل اندیشان) زیان می‌کنند

- ترجمه راستین

آسمانها و زمین همه ملک خداست و روزی که ساعت قیامت بر پا شود آن روز اهل باطل (و منکران معاد) زیانکار خواهند بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

و هر امّتی را زانو زده می‌بینی، هر امّتی به سوی کتاب (صحیفهٔ اعمال) خود فرا خوانده می‌شود، امروز به [نفس] آنچه که عمل می‌کردید [یا به جزای آن] جزاء داده می‌شوید

- ترجمه سلطانی

و هر امّتی را زانو زده می‌بینی، هر امّتی به سوی کتاب (صحیفهٔ اعمال) خود فرا خوانده می‌شود، امروز به آنچه که عمل می‌کردید جزاء داده می‌شوید

- ترجمه راستین

و در آن روز هر گروهی را بنگری که به زانو در آمده و هر فرقه به سوی کتاب و نامه عمل خود خوانده شود (و ندا شود که) امروز همه به پاداش اعمال خود می‌رسید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

این کتاب ما است که به حقّ بر شما نطق می‌کند [سخن می‌گوید] همانا ما از آنچه که عمل می‌کردید نسخه برداری می‌کردیم

- ترجمه سلطانی

این کتاب ما است که به حقّ بر شما نطق می‌کند (سخن می‌گوید) همانا ما از آنچه که عمل می‌کردید نسخه برداری می‌کردیم

- ترجمه راستین

این کتاب ضبط ما به حق بر شما سخن می‌گوید، که ما هر چه می‌کرده‌اید همه را درست می‌نگاشتیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ

و امّا کسانی که [با بیعت عامّه یا خاصّه] ایمان آورده‌اند و به صالحات عمل کردند [و اصل آن بیعت خاصّهٔ ولویّه است] پس پروردگارشان آنها را در رحمت خویش [که همان ولایت است] داخل می‌سازد آن [دخول در ولایت] همان رستگاری آشکار است

- ترجمه سلطانی

و امّا کسانی که ایمان آورده‌اند و به صالحات عمل کردند پس پروردگارشان آنها را در رحمت خویش داخل می‌سازد آن همان رستگاری آشکار است

- ترجمه راستین

اما آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند آنها را خدا در رحمت خود داخل سازد که آن سعادت و فیروزی معیّن و معلومی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ

و امّا کسانی که کفر ورزیده‌اند [به آنها گفته می‌شود] آیا [شما حمل کردید (بار کشیدید، عهده‌دار شدید)] پس [اینگونه] نبود که آیات من بر شما تلاوت می‌شد و [از انقیاد بر آن و اتّباع آن] استکبار ورزیدید [تا آنکه از آیات بزرگ و ولایت کبری استکبار نمودید] و [به سبب مخالفتتان با ولیّ امر خود] گروهی مجرم شدید

- ترجمه سلطانی

و امّا کسانی که کفر ورزیده‌اند: (به آنها گفته می‌شود:) آیا پس (اینگونه) نبودید که آیات من بر شما تلاوت می‌شد و استکبار ورزیدید و (به سبب مخالفت با ولیّ امر خود) گروهی مجرم شدید

- ترجمه راستین

و اما آنان که کافر شدند (چون از شدت عذاب بنالند به آنها گوییم) آیا بر شما آیات مرا تلاوت نمی‌کردند و شما تکبر و عصیان کرده و مردمی بدکار و مجرم بودید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ

و وقتی که گفته شود همانا وعدهٔ خداوند [دربارهٔ عذاب و ثواب] حقّ است و [دربارهٔ] ساعت که هیچ شکّی در آن نیست، می‌گویید: درک نمی‌کنیم که ساعت چیست، زیرا گمان می‌کنیم که جز گمانی [بیش] نیست و ما [آن را] به یقین [به تحقیق] نمی‌دانیم

- ترجمه سلطانی

و وقتی که گفته شود همانا وعدهٔ خداوند حقّ است و (دربارهٔ) ساعت که هیچ شکّی در آن نیست، می‌گویید: درک نمی‌کنیم که ساعت چیست، زیرا گمان می‌کنیم که جز گمانی (بیش) نیست و ما (آن را) به یقین (به تحقیق) نمی‌دانیم

- ترجمه راستین

و چون به شما گفته شد که وعده خدا حق است و در قیامت هیچ شک و ریب نیست شما گفتید: قیامت چیست؟نمی‌فهمیم، بس خیالی پیش خود می‌کنیم و به آن هیچ یقین نداریم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ

و برای آنها بدی‌های آنچه که عمل می‌کردند آشکار شد [حیثی که مقام ولیّ امرشان و خَساسَت (پستی) اولیای ظَلَمهٔ (ستمگر) خود را دیدند] و آنچه (گفتار یا عذاب) که آن را استهزاء می‌کردند آنها را در بر گرفت

- ترجمه سلطانی

و برای آنها بدی‌های آنچه که عمل می‌کردند آشکار شد و آنچه که آن را استهزاء می‌کردند آنها را در بر گرفت

- ترجمه راستین

و در آن هنگام بر آنان نتیجه اعمال بدشان پدید آید و عذابی که به آن تمسخر می‌کردند به آنها احاطه کند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ

و گفته می‌شود: ما امروز شما را فراموش (ترک) می‌کنیم همانطور که شما دیدار امروزتان را فراموش کردید [یا عُدّهٔ (توشهٔ) آن را ترک کردید] و جایگاهتان آتش است و هیچ یاری کننده‌ای ندارید

- ترجمه سلطانی

و گفته می‌شود: ما امروز شما را فراموش می‌کنیم همانطور که شما دیدار امروزتان را فراموش کردید و جایگاهتان آتش است و هیچ یاری کننده‌ای ندارید

- ترجمه راستین

و با آنها خطاب شود که امروز ما شما را (از رحمت خود) فراموش می‌کنیم چنانکه شما ملاقات این روز سخت را فراموش کردید. اینک منزل شما آتش دوزخ است و بر نجات خود هیچ یار و یاوری ندارید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ

آن به خاطر این است که آیات (تدوینی) خداوند [از کتب آسمانی و احکام نبوی و آیات آفاقی جزئیّه و انفسیّه و آیات بزرگ که همان انبیاء و اولیاء هستند] را به تمسخر گرفتید و زندگی دنیا شما را مغرور کرد (فریفت) [پس انگاشتید که شما در آن جاوید هستید] پس امروز [به سبب استهزاء کردن آیات] از آن خارج نمی‌شوند و خشنودی (استرضاء) آنها جلب نمی‌شود [و خداوند آنان را قبول نمی‌کند]

- ترجمه سلطانی

آن به خاطر این است که آیات خدا را به تمسخر گرفتید و زندگی دنیا شما را مغرور کرد (فریفت) پس امروز از آن خارج نمی‌شوند و خشنودی آنها جلب نمی‌شود

- ترجمه راستین

این عذاب شما کیفر آن است که به آیات خدا تمسخر کردید و مغرور زندگانی دنیا شدید. پس کافران امروز از آتش دوزخ رهایی ندارند و هیچ عذر و توبه ایشان نپذیرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَـمِينَ

پس حمد فقط برای خداوند پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمین پروردگار عالمیان است

- ترجمه سلطانی

پس حمد فقط برای خداوند پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمین پروردگار عالمیان است

- ترجمه راستین

باری ستایش و سپاس مخصوص خداست که به یکتایی آفریننده آسمانها و زمین و همه جهانهای بی نهایت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ وَلَهُ الْكِبْرِيَاءُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

و کبریا (بزرگی) در آسمان‌ها و زمین برای او است و او چیره است [غالبی است که غلبه نمی‌شود و در علمش و عملش] حکیم است.

- ترجمه سلطانی

و کبریا (بزرگی) در آسمان‌ها و زمین برای او است و او چیره و حکیم است.

- ترجمه راستین

و مقام جلال و کبریایی در آسمانها و زمین مخصوص اوست و او یکتا خدای مقتدر حکیم است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای