حزب شمارهٔ ۱۰۴


سورهٔ ۴۹- الحجرات

١٤ قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

اعراب گفتند: ایمان آوردیم {اسلام دخول در تحت احکام قالب است که به محض اقرار زبانی و بیعت عامّهٔ نبویّه حاصل می‌شود و لذلک مردم با تخویف (ترساندن) و شمشیر و قتل و اجلاء (تبعید) و اسارت و نهب (غارت) با بیعت عامّه در اسلام داخل می‌شدند و آن در حقیقت انقیاد به سلطنت خلقیّه است نه حکومت الهی، و اگر با آن اعتقاد به حکومت الهیّه و انقیاد در قلب باشد اسلام حقیقی می‌باشد و در حقیقت مسلم نام می‌گیرند وگرنه مسلم ظاهری می‌باشند نه حقیقی، و ایمان دخول در تحت احکام قلب است که با بیعت خاصّهٔ ولویّه حاصل می‌شود و جز انقیاد قلب برای کسی که بر دست او ایمان آورد نیست، و به عبارتٍ اخری: اسلام حقیقی قبول رسالت است کما اینکه اسلام ظاهری قبول احکام رسالت است، و ایمان قبول احکام نبوّت و ولایت است، و به عبارتٍ اخری: اسلام آراستن ظاهر به حلیهٔ (زیور) شریعت، و ایمان تکیّف باطن به کیفیّت امام است که آن صورت نازلهٔ ملکوتیّه از او است که در قلب مؤمن داخل می‌شود و فعلیّت اخیرهٔ او به آن می‌باشد} [و چون اعراب به محض بیعت عامّه و دخول در تحت احکام قالب گفتند: ایمان آورده‌ایم، و (حال آنکه) با بیعت خاصّه ایمان نیاورده بودند و هنوز قلوب آنها با کیفیّت امام متکیّف نشده بود و صورت امام در قلوب آنها نازل نشده بود، زیرا آن جز با بیعت خاصّه و اتّصال معنوی به امام (ع) نازل نمی‌شود فرمود: به آنان بگو: ایمان غیر اسلام است و اسلام ظاهری که آن دخول در تحت سلطنت به محض بیعت عامّه است غیر اسلام حقیقی است که آن انقیاد در تحت حکومت الهی با بیعت عامّه است و رأساً ایمان را از آنها نفی کن و] بگو: شما ایمان نیاورده‌اید و لکن بگویید اسلام آوردیم و ایمان [که همان کیفیّت نازلهٔ از امام با بیعت در قلب مؤمن است] هنوز [برای عدم وقوع این بیعت از شما] در قلوب شما داخل نشده و [لکن] اگر از خداوند و رسولش اطاعت کنید [تا آنکه حقیقت اسلام با طاعت کردن در شما محقّق شود] از اعمالتان [به انفس آن و از اجور آن] چیزی را برای شما کم نمی‌گذارد (نقص نمی‌کند) که خداوند بسیار آمرزنده [است که زلّات (لغزش‌ها) شما را از شما می‌آمرزد و به عدم ایمان شما و به اینکه اسلام ظاهر سوای منافع دنیوی نفع نمی‌دهد نظر نمی‌کند] و مهربان است [که با انواع فضلش بر شما تفضّل می‌کند و به عدم استحقاق شما نظر نمی‌کند]

- ترجمه سلطانی

اعراب گفتند: ایمان آوردیم بگو: شما ایمان نیاورده‌اید و لکن بگویید: اسلام آوردیم و ایمان هنوز در قلوب شما داخل نشده و (لکن) اگر از خداوند و رسولش اطاعت کنید از اعمالتان چیزی را برای شما کم نمی‌گذارد که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است

- ترجمه راستین

اعراب (بر تو منّت گذارده و) گفتند: ما (بی جنگ و نزاع) ایمان آوردیم، بگو: شما که ایمانتان (از زبان) به قلب وارد نشده به حقیقت هنوز ایمان نیاورده‌اید لیکن بگویید ما اسلام آوردیم (و از خوف جان به ناچار تسلیم شدیم) ، و اگر خدا و رسول وی را اطاعت کنید او از (اجر) اعمال شما هیچ نخواهد کاست (و از گناه گذشته می‌گذرد) که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ

جز این نیست که مؤمنان کسانی هستند که به خداوند و رسول او ایمان آورده‌اند [یعنی با بیعت خاصّه بیعت کرده‌اند که با آن ایمان و دخول در تحت احکام قلب و قبول احکام ولایت حاصل می‌شود و بر آن باقی می‌مانند تا آنکه آثار ولایت بر آنها ظاهر می‌شود و به حدود قلب می‌رسند] سپس تردید نکرده‌اند و با اموالشان [از اعراض دنیویّه و اعراض نفسانیّه و قوای بدنیّه و وجاهت انسانیّه] و انفسشان [از انانیّاتشان که آن اصل سیّئات (بدی‌ها) آنها و شرور آنها است] در راه خدا جهاد کردند، آنان همان راستگویان [خارج شدگان از اعوجاج] هستند

- ترجمه سلطانی

جز این نیست که مؤمنان کسانی هستند که به خداوند و رسول او ایمان آورده‌اند سپس تردید نکرده‌اند و با اموالشان و انفسشان در راه خدا جهاد کردند، آنان همان راستگویانند

- ترجمه راستین

منحصرا مؤمنان واقعی آن کسانند که به خدا و رسول او ایمان آوردند و بعدا هیچ گاه شک و ریبی به دل راه ندادند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند. اینان به حقیقت راستگو هستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ قُلْ أَتُعَلِّمُونَ اللَّهَ بِدِينِكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

[به اینان که ایمان را بر زبان‌هایشان اظهار می‌دارند] بگو: آیا شما خداوند را به دین خود آگاه می‌سازید و (حال آنکه) خداوند آنچه که در آسمان‌ها هست و آنچه که در زمین هست را می‌داند و خداوند به هر چیزی دانا است

- ترجمه سلطانی

بگو آیا شما خداوند را به دین خود آگاه می‌سازید و (حال آنکه) خداوند آنچه که در آسمان‌ها هست و آنچه که در زمین هست را می‌داند و خداوند به هر چیزی دانا است

- ترجمه راستین

بگو: آیا شما می‌خواهید خدا را به دین خود آگاه سازید (که اظهار دیانت می‌کنید) ؟و حال آنکه خدا آنچه در آسمانها و زمین است همه را می‌داند و به کلّیّه امور عالم داناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُل لَّا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُم بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

بر تو منّت می‌گذارند که اسلام آورده‌اند بگو برای اسلام آوردنتان بر من منّت ننهید [برای اینکه اسلام نعمت برای شما و نه برای من نیست بلکه آن مقدّمه برای ایمان است که آن نعمت برای شما و برای من است] بلکه خداوند بر شما منّت می‌نهد [بر شما نعمت می‌کند یا آن را به عنوان نعمت بر شما بر می‌شمرد] که شما را برای ایمان هدایت کرد [که شما را در اسلام که آن آنچه است که با آن هدایت به ایمان که همان نعمت است داخل کرد] اگر [در ادّعای اسلام] راستگو می‌باشید

- ترجمه سلطانی

بر تو منّت می‌گذارند که اسلام آورده‌اند بگو برای اسلام آوردنتان بر من منّت ننهید بلکه خداوند بر شما منّت می‌نهد که شما را برای ایمان هدایت کرد اگر (در ادّعای اسلام) راستگو می‌باشید

- ترجمه راستین

آنها بر تو به مسلمان شدن منّت می‌گذارند، بگو: شما به اسلام خود بر من منّت منهید بلکه اگر راست می‌گویید (و ایمان حقیقی دارید) خدا بر شما منّت دارد که شما را به سوی ایمان هدایت فرموده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

همانا خداوند غیب آسمان‌ها و زمین [و خفیّات امور شما و صدق نیّات شما و مکمونات شما از قوا و استعدادات مکمونه که به آن خبرت (آگاهی) ندارید] را می‌داند و خداوند به آنچه که عمل می‌کنید بینا است [و اغراض شما را در آنها می‌داند].

- ترجمه سلطانی

همانا خداوند غیب آسمان‌ها و زمین را می‌داند و خداوند به آنچه که عمل می‌کنید بینا است.

- ترجمه راستین

خدا اسرار غیب آسمانها و زمین را می‌داند و به آنچه شما بندگان می‌کنید بیناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
سورهٔ ۵۰- ق

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ

«ق» {اسم برای خداوند یا برای نبیّ (ص)، یا برای قرآن، یا برای کوه محیط به دنیا است، و آن از کوه‌های عالم برزخ یا مثال یا خود عالم برزخ است برای اینکه خلف (پشت) آن عالم مثال است} و قسم به قرآن مجید [که تو البتّه رسول خدا هستی، یا که آنها حتماً برانگیخته می‌شوند]

- ترجمه سلطانی

«ق» و قسم به قرآن مجید

- ترجمه راستین

ق (قسم به قدس و قدرت و) قسم به قرآن با مجد و عظمت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ

بلکه تعجّب کردند [یعنی تو را تکذیب نکردند برای اینکه آنها تو را به عنوان کاذب یافته‌اند بلکه تو را برای تعجّب خود از رسالت بشر تکذیب کردند] که انذار کننده‌ای از آنها نزد آنها آمده است و کافران [به رسالت تو] گفتند این [که آن را از رسالت از خداوند ادّعاء می‌کند] چیزی عجیب است

- ترجمه سلطانی

بلکه تعجّب کردند که انذار کننده‌ای از آنها نزد آنها آمده است و کافران گفتند این چیزی عجیب است

- ترجمه راستین

(که منکران ایمان نیاوردند) بلکه از آمدن رسولی از خودشان که آنها را هشدار و اندرز دهد به شگفت آمده و کفار (نادان) گفتند: این (دعوی رسالت و خبر از قیامت) بسیار چیز عجیبی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ

آیا وقتی که مردیم و خاک شدیم [آنگاه زنده می‌شویم و بر می‌گردیم] آن (زنده شدن بعد مرگ) بازگشتنی بعید است

- ترجمه سلطانی

آیا وقتی که مردیم و خاک شدیم (آنگاه زنده می‌شویم و بر می‌گردیم) آن بازگشتنی بعید است

- ترجمه راستین

آیا ما پس از آنکه مردیم و یکسره خاک شدیم (باز زنده می‌شویم) ؟این بازگشت بسیار بعید است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ

همانا آنچه که زمین از آنها می‌کاهد را می‌دانیم و کتابی پاسدارنده [یعنی حافظ جمیع آنچه که دارند از قوا و اعضاء و حافظ بر اسماء آنها و اعداد آنها و اعمال آنها از خیر و شرّ، یا محفوظ از تغییر و تبدیل] نزد ما هست

- ترجمه سلطانی

همانا آنچه که زمین از آنها می‌کاهد را می‌دانیم و کتابی پاسدارنده نزد ما هست

- ترجمه راستین

(تعجب نکنند که) ما به آنچه زمین از آنها بکاهد کاملا آگاهیم و کتابی نگاهدارنده (لوح محفوظ که مشتمل بر همه حقایق عالم است) نزد ماست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَـمَّا جَاءَهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ

بلکه چون نزد آنها آمد حقّ را تکذیب کردند [یعنی تکذیب آنها نسبت به بعث برای وجود برهان علیه (بر آن) نیست، بلکه برای این است که آنها باطل گشته‌اند، و باطل حقّ را و از آن رسالت تو و خلافت علیّ (ع) و قرآن و بعث را تصدیق نمی‌کند] و آنها در امر مشوّشی (مختلطی) [از اهویهٔ بهیمیّه و استعلاء (برتری طلبی) سبعیّه و حیل (حیله‌ها) شیطانیّه هستند یا آنها در امرى مختلط (درآمیزنده) از حال محمّد (ص) هستند و می‌گویند که او مجنون یا شاعر یا ساحر یا کاهن است] هستند

- ترجمه سلطانی

بلکه چون نزد آنها آمد حقّ را تکذیب کردند و آنها در امر مشوّشی هستند

- ترجمه راستین

بلکه کافران چون (رسول) حق آمد او را تکذیب کردند و (در کار بزرگ رسالت و قرآن با عظمت) در حالی مضطرب و سرگردان ماندند (گاهی از جهل، افسانه پیشینیان شمردند و گاهی سحر و شعر پنداشتند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ

آیا [از حدود انفسشان خارج نشده‌اند و از نکس (کجی) خود راست نشده‌اند] پس به آسمان بالای خود نظر نکرده‌اند که چگونه آن را بناء کرده‌ایم [به حیثی که بقاء موالید زمین بدون این بناء ممکن نمی‌شود] و آن را [با کواکب] زینت داده‌ایم [به حیثی که اثر آن به زمین و موالیدش متّصل می‌شود و اگر آثار این کواکب نبود بقای آنها ممکن نمی‌شد] و [حال آنکه بحسب صورت] شکاف‌هایی ندارد [و مثل بناء بانین (بناء کنندگان) از بشر نیست که بر آنان ممکن نمی‌شود که بدون فروج (شکاف‌ها) بناء کنند و در خلقت آن خلل و نقصی نیست تا برای احدی ممکن شود که بگوید: اگر چنین بود البتّه بهتر می‌بود]

- ترجمه سلطانی

آیا پس به آسمان بالای خود نظر نکرده‌اند که چگونه آن را بناء کرده‌ایم و آن را زینت داده‌ایم و (حال آنکه) شکاف‌هایی ندارد

- ترجمه راستین

پس مگر (منکران حق) آسمان را فراز خود نمی‌نگرند که ما چگونه بنای محکم اساس نهاده‌ایم و آن را به زیور (ستارگان رخشان) آراسته‌ایم و هیچ شکاف و خللی در آن راه ندارد؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ

و زمین را، آن را [به حیثی] گستراندیم [که زندگی بر آن و انتفاع به آن با زراعات و تجارات و امارات ممکن می‌شود] و در آن کوه‌های استوار افکندیم و در آن از هر زوجی (صنفی) [گیاهی] شاداب رویاندیم [و با آن انبات (رویانیدن) زندگی کردن شما و زندگی کردن انعام (چهارپایان) شما سهل می‌شود و این از محض طبیعت نیست بلکه از مبدئی دانای توانای رحیم حکیم مدبّر است]

- ترجمه سلطانی

و زمین را، آن را گستراندیم و در آن کوه‌های استوار افکندیم و در آن از هر زوجی (صنفی) (گیاهی) شاداب رویاندیم

- ترجمه راستین

و زمین را نمی‌نگرند که آن را بگستردیم و در آن کوههای استوار بیفکندیم و هر نوع گیاه با حسن و طراوت از آن برویانیدیم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ

به عنوان روشنگر و یادآوری برای هر بندهٔ برگشت کننده [به پروردگارش] است

- ترجمه سلطانی

به عنوان روشنگر و یادآوری برای هر بندهٔ برگشت کننده است

- ترجمه راستین

تا موجب بصیرتی باشد (در برهان الهیّت) و تذکری برای هر بنده‌ای که رو به درگاه خدا آرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَكًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ

و از آسمان آبی مبارک (پر برکت) نازل کردیم پس با آن، باغ‌ها و دانهٔ [نبات] درو شونده را رویاندیم [که از شأن آن این است که درو شود]

- ترجمه سلطانی

و از آسمان آبی مبارک نازل کردیم پس با آن، باغ‌ها و دانهٔ درو شونده رویاندیم

- ترجمه راستین

و ما از آسمان رحمت آب باران با برکت را نازل کردیم و باغهای میوه و دانه‌های درو شدنی برویانیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ

و نخل‌های بلند (طوال) که بر آنها غنچه‌ها [بعضی آنها فوق بعضی منضود (چیده شده)] بر هم چیده شده‌اند

- ترجمه سلطانی

و نخل‌های بلند که بر آنها غنچه‌ها بر هم چیده شده‌اند

- ترجمه راستین

و نیز نخلهای بلند خرما که میوه آن منظم روی هم چیده شده است برانگیختیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ رِّزْقًا لِّلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ الْخُرُوجُ

به عنوان روزی برای بندگان [یعنی با آن شکوفه بعد بلوغ آن و نُضج (رسیدن میوه) آن به عنوان رزق به بندگان روزی می‌دهیم، یا در حالی که شکوفه به عنوان رزق برای بندگان است] و با آن (آب) سرزمین مرده را زنده کردیم همچنین است خروج [بعد مرگ، پس شما را چه شده که مردن درختان و زمین‌ها را از برگ‌ها و گیاه و زنده کردن آنها بعد آن را می‌بینید و احیاء بشر بعد مرگ را انکار می‌کنید]

- ترجمه سلطانی

به عنوان روزی برای بندگان و با آن سرزمین مرده را زنده کردیم همچنین است خروج (بعد از مرگ)

- ترجمه راستین

اینها را رزق بندگان قرار دادیم و به باران زمین مرده را زنده ساختیم (تا خلق بدانند که) همچنین پس از مرگ سر از خاک بیرون می‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ

قبل آنها قوم نوح و اصحاب رسّ تکذیب کردند [که پیامبرشان را در زمین رَسّ (اخفاء، دفن کردن) کردند]

- ترجمه سلطانی

قبل از آنها قوم نوح و اصحاب رسّ تکذیب کردند

- ترجمه راستین

پیش از اینان هم قوم نوح و اصحاب رسّ (که پیغمبر خود را به چاه افکندند) و قوم ثمود هم تکذیب رسولان کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ

و [قوم] ثمود و [قوم] عاد و [قوم] فرعون و برادران لوط [در معاشرت]

- ترجمه سلطانی

و (قوم) ثمود و (قوم) عاد و (قوم) فرعون و برادران لوط (در معاشرت)

- ترجمه راستین

و قوم عاد و فرعون و قوم لوط.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ

و اصحاب ایکه (قوم شعیب) و قوم تُبّع (پادشاه یمن) همه، رسولان را تکذیب کردند پس وعیدِ من محقّق شد

- ترجمه سلطانی

و اصحاب ایکه (قوم شعیب) و قوم تُبّع (پادشاه یمن) همه، رسولان را تکذیب کردند پس وعیدِ من محقّق شد

- ترجمه راستین

و اصحاب ایکه (امت شعیب) و قوم تبّع (پادشاه یمن) همه رسولان حق را تکذیب کردند تا وعده عذاب من بر آنان حتم و واجب گردید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ

آیا پس به خلق کردن [بار] اوّل درمانده شدیم [که از اعاده به آن عاجز شویم؟] بلکه آنها در تردید از آفرینش جدید [در اشتباه] هستند [و لذلک خلقت جدید را انکار کردند، نه آنکه آنان بر عدم اعاده برهانی دارند]

- ترجمه سلطانی

آیا پس به خلق کردن (بار) اوّل درمانده شدیم بلکه آنها در تردید از آفرینش جدید هستند

- ترجمه راستین

آیا در اول بار که آفرینش را آوردیم هیچ درماندیم؟ (پس در خلقت معاد دیگر بار هم عاجز نیستیم) بلکه این منکران در شک و ریب از خلقت نو (و نشأه معاد) اند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

و همانا انسان را خلق کرده‌ایم و می‌دانیم نفس او [از خطرات (خطورات، در معرض مخاطره قرار گرفتن) قلوب او] چه به او وسوسه می‌کند و ما از رگ گردن به او نزدیک‌تریم

- ترجمه سلطانی

و همانا انسان را خلق کرده‌ایم و می‌دانیم نفس او به او چه وسوسه می‌کند و ما از رگ گردن به او نزدیک‌تریم

- ترجمه راستین

و ما انسان را خلق کرده‌ایم و از وساوس و اندیشه‌های نفس او کاملا آگاهیم که ما از رگ گردن او به او نزدیکتریم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ

آنوقت که دو دریافت کننده نشسته از راست و از چپ دریافت می‌کنند [یعنی ما نزدیکتر به او هستیم وقتی که دو دریافت کننده آنچه را که تلفّظ می‌کند و آنچه که آن را انجام می‌دهد دریافت می‌کنند و به کاتبی حاجت نداریم که اعمال او را بنویسد]

- ترجمه سلطانی

آنوقت که دو دریافت کننده نشسته از راست و از چپ دریافت می‌کنند

- ترجمه راستین

آن گاه که دو ملک دریافت دارنده (یعنی فرشتگان مراقب و حاضر مأمور نگارش اعمال خیر و شر او) از طرف راست و چپ (به مراقبت او) بنشسته و (اعمال آدمی را) دریافت می‌دارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ

سخنی تلفّظ نمی‌کند مگر که رقیبی (مراقبی) [بسیار مراقب بر اعمال او] نزد او آماده [برای نوشتن] است

- ترجمه سلطانی

سخنی تلفّظ نمی‌کند مگر که رقیبی (مراقبی) نزد او آماده (برای نوشتن) است

- ترجمه راستین

سخنی بر زبان نیاورد جز آنکه همان دم فرشته‌ای مراقب و آماده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ

و [ای انسان یا ای منکِر بعث] مستی مرگ [یعنی بیهوشی حاصله به هنگام آن در نفخهٔ اوّل] حقّ را آورد [یعنی حقّ تغییر نمی‌کند تا امار‌ای (نشانه‌ای) کاذب باشد]، آن، آنچه است که از آن عدول (فرار) می‌کردی

- ترجمه سلطانی

و مستی (بیهوشی) مرگ حقّ را آورد (حقّ را تغییر نمی‌دهد)، آن، آنچه است که از آن عدول (فرار) می‌کردی

- ترجمه راستین

و (به هوش آیید که) هنگام بیهوشی و سختی مرگ به حق و حقیقت فرا رسید، آری همان مرگی که از آن دوری می‌جستی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ

و [با نفخهٔ دوّم] در صور دمیده شد [به او گفته می‌شود] آن [روز بزرگ] روز وعید است [که آن را انکار می‌کردی]

- ترجمه سلطانی

و در آنروز وعید در صور دمیده شد

- ترجمه راستین

و آن گاه در صور بدمند (و ملایک ندا کنند که) این است روز تهدید (های الهی به خلق).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ

و هر نفسی که آمد با آن سوق دهنده‌ای و شهادت دهنده‌ای هست {سَائِق ملک موکّل بر انسان است که او را به محشر و به آخرت سوق می‌دهد، و او را از وقوف در مواقف باز می‌دارد، و شهید ملک موکّل بر او است که در هر موطن با او حاضر می‌شود و در جمیع اعمالش حفظ می‌کند و بر او شهادت می‌دهد، کما اینکه انسان در دنیا نوائبی (دشواری‌هایی) دارد که او را از وقوف و اطمینان به دنیا مانع می‌شوند و حالتی دارد که در مناجات و طاعات از آن لذّت می‌برد، همچنین در آخرت، مَلَکی بر او هست که او را از وقوف باز می‌دارد و او را سوق می‌دهد و مَلکی در جمیع مواطن او با او حاضر است، و این دو مَلک در دنیا هم با او می‌باشند لکن به آن دو علم ندارد}

- ترجمه سلطانی

و هر نفسی که با آن سوق دهنده‌ای و شهادت دهنده‌ای هست آمد

- ترجمه راستین

و هر نفسی را فرشته‌ای (برای حساب به محشر) کشاند و فرشته‌ای (بر نیک و بدش) گواهی دهد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ لَّقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ

[حال آنکه] همانا تو [در دنیا] از این در غفلت بوده‌ای آنگاه پرده‌ات را از تو بر انداختیم [و در این روز می‌بینی آنچه که آن را در دنیا نمی‌دیدی] و چشم تو امروز تیز [بین] است [و در این روز دقایق آنچه که در دنیا قادر بر دیدن آن نبودی را ببین]

- ترجمه سلطانی

(حال آنکه) همانا تو از این در غفلت بوده‌ای آنگاه پرده‌ات را از تو بر انداختیم و چشم تو امروز تیز (بین) است

- ترجمه راستین

و تو (ای آدمی نادان) از این (روز سخت مرگ) در غفلت بودی تا آنکه ما پرده از کار تو برانداختیم و امروز چشم بصیرتت بیناتر گردید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ

و قرین او [یعنی ملک موکل بر او] گفت این [مکتوب] آنچه است که [آن را بر او نوشته‌ام] نزد من آماده [برای اظهار] است

- ترجمه سلطانی

و (ملک) قرین او گفت این (مکتوب) آنچه است که (آن را بر او نوشته‌ام) نزد من آماده (برای اظهار) است

- ترجمه راستین

و قرین وی (یعنی فرشته موکّل و شاهد او بدو) گوید: این همان اعمالی است که نزد من (برای امروز تو) محفوظ و مهیّاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ

[گفته شد] شما دو تا هر کفر ورزندهٔ پر عناد را در جهنّم بیفکنید

- ترجمه سلطانی

شما دو تا هر کفر ورزندهٔ پر عناد را در جهنّم بیفکنید

- ترجمه راستین

(و خطاب آید که) امروز هر کافر معاند را به دوزخ درافکنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ

منّاع للخیر (بسیار منع بر خیر کنندهٔ) تجاوزکار [که به حدود خداوند تعدّى (تجاوز) می‌کند، یا مُعتد (تعدّی کننده) بر بندگان است] تردید افکن [شاکّ (شکّ انداز) دربارهٔ خداوند، یا دربارهٔ رسول او، یا دربارهٔ خلافت خلیفهٔ او] را

- ترجمه سلطانی

بسیار منع بر خیر کنندهٔ تجاوزکار تردید افکن را

- ترجمه راستین

همان کافری که از هر کار خیر مانع می‌گشت و (به حق خدا و خلق) ستم می‌کرد و (در کار خدا و قیامت) به شک و ریب بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ

که با الله خدای دیگری [از اصنام و کواکب و اهویه] را قرار داد [یا با مظاهر خداوند خلیفهٔ دیگری مثل نمرود و فرعون را در زمین قرار داد] پس شما دو تا او را در عذاب سخت افکنید

- ترجمه سلطانی

که با الله خدای دیگری را قرار داد پس شما دو تا او را در عذاب سخت افکنید

- ترجمه راستین

همان کافر مشرک که با خدای یکتا خدای دیگری جعل کرد، پس او را در عذاب سخت جهنم درافکنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ

قرین او [یعنی شیطان مقیّض (مقدّر شده) بر او] گفت ای پروردگار ما، من او را به طغیان نینداختم و لکن [او خود] در گمراهی دوری [از حقّ] بود [یعنی که او در فطرت ضالّ (گمراه) بود، و او را بر آن اعانت (کمک) کردم نه آنکه گمراهی را برای او پدید آوردم]

- ترجمه سلطانی

قرین او گفت ای پروردگار ما، من او را به طغیان نینداختم و لکن (او خود) در گمراهی دوری بود

- ترجمه راستین

آن گاه قرین او (شیطان) گوید: بار الها، من او را به طغیان و عصیان نکشیدم بلکه او خود در ضلالت دور (از اطاعت و سعادت) افتاد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ

[خداوند] گفت نزد من مخاصمه نکنید و وعید را از پیش به شما فرستاده بودم [و آن را نشنیدید و ارتداع (بازایستادن) نکردید پس حجّتی نزد من ندارید]

- ترجمه سلطانی

(خداوند) گفت نزد من مخاصمه نکنید و وعید را از پیش به شما فرستاده بودم

- ترجمه راستین

(آن گاه خدا به عتاب) گوید: در حضور من خصومت مکنید که من قبلا وعده عذاب را به شما گوشزد کردم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَـلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ

گفتار [به عذاب بر کسی که عذاب را بر او مسجّل کردم] نزد من تبدیل نمی‌شود و من بر بندگان ستمکار نیستم [و بدون سببی کسی را عذاب نمی‌کنم و بدون داعی کسی را عفو نمی‌کنم]

- ترجمه سلطانی

گفتار نزد من تبدیل نمی‌شود و من بر بندگان ستمکار نیستم

- ترجمه راستین

دیگر وعده عذاب من مبدّل نخواهد شد و هیچ (در کیفر) ستمی به بندگان نخواهم کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ يَوْمَ نَقُولُ لِـجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُـولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ

روزی که به جهنّم می‌گوییم که آیا پُر شده‌ای؟ و [در جواب] می‌گوید آیا بیش از این هست

- ترجمه سلطانی

روزی که به جهنّم می‌گوییم که آیا پُر شده‌ای؟ و می‌گوید آیا بیش از این هست

- ترجمه راستین

روزی که جهنّم را گوییم: آیا مملوّ (از وجود کافران) شدی؟و او گوید: آیا (دوزخیان) بیش از این هم هستند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ

و برای پرهیزگاران جنّت نزدیک گردانیده شده نه دور

- ترجمه سلطانی

و برای پرهیزگاران جنّت نزدیک گردانیده شده نه دور

- ترجمه راستین

و بهشت را برای اهل تقوا نزدیک آرند تا هیچ دور از آن نباشند (و رنج حرکت نکشند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ

این آنچه است که برای هر بسیار اوّاب (کثیر الرجوع به سوی خداوند) پاسدارنده [یعنی حافظ خودش از تدنّس (آلوده شدن) به ادناس (کثافات) معاصی، یا محفوظ از معاصی] وعده داده می‌شدید

- ترجمه سلطانی

این آنچه است که برای هر بسیار توبه کنندهٔ پاسدارنده (خویش از آلودگی) وعده داده می‌شدید

- ترجمه راستین

این بهشت همان است که وعده داده شدید، برای هر بنده‌ای که به درگاه خدا بازگشته و نفس را (از حرام) نگه داشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ مَّنْ خَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ

[آن] کسی که به نهان از رحمان بترسد و قلبی منیب [راجع (رجوع کننده) به سوی خداوند] بیاورد

- ترجمه سلطانی

(آن) کسی که به نهان از رحمان بترسد و قلبی منیب (بازگشت کننده) بیاورد

- ترجمه راستین

آن کس که از خدای مهربان در باطن ترسید و با قلب خاشع و نالان به درگاه او باز آمد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ

به سلامت [از هر آفتی] در آن داخل شوید که آن روز جاودانگی است

- ترجمه سلطانی

به سلامت در آن داخل شوید که آن روز جاودانگی است

- ترجمه راستین

در آن بهشت با تحیّت و سلام حق در آیید که این روز دخول ابدی در بهشت جاودانی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ

آنچه را که می‌خواهند در آنجا برای آنها هست و نزد ما بیشتر [هم] هست [از آنچه که به بال (اندیشه) آنها خطور نمی‌کند که آن را بخواهند]

- ترجمه سلطانی

آنچه را که می‌خواهند در آنجا برای آنها هست و نزد ما بیشتر (هم) هست

- ترجمه راستین

بر آن بندگان در آنجا هر چه بخواهند مهیّاست و باز افزون‌تر از آن نزد ما خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًا فَنَقَّبُوا فِي الْبِلَادِ هَلْ مِن مَّحِيصٍ

و چه بسیار از مردمان پیشین قبل آنها (قریش یا اهل مکّه) را هلاک کردیم، آنان [به جهت قوّت] سخت‌تر از آنها بودند پس به سرزمین‌ها راه جستند آیا گریزگاهی [و مَخلصی از هلاکت] هست (یافتند)؟!

- ترجمه سلطانی

و چه بسیار از مردمان پیشین را که قبل از آنها هلاک کردیم آنان (به جهت قوّت) سخت‌تر از آنها بودند پس به سرزمین‌ها راه جستند آیا گریزگاهی (یافتند) هست؟!

- ترجمه راستین

و چقدر طوایفی را پیش از اینان ما هلاک کردیم که با قهر و قوّت‌تر از اینان بودند و در هر دیار راه جستند. آیا هیچ راه نجاتی یافتند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِـمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ

همانا در آن (اخبار یا در آن اهلاک) البتّه یادآوریی هست برای کسی که قلب داشته باشد یا گوش کند و (حال آنکه) او شهید [یعنی حاضر الذهن نزد گوینده] است

- ترجمه سلطانی

همانا در آن البتّه یادآوریی هست برای کسی که قلبی داشته باشد یا گوش کند و (حال آنکه) او شهید است

- ترجمه راستین

در این هلاک پیشینیان پند و تذکر است آن را که قلب هوشیاری داشته باشد یا گوش فرا دهد و توجه کامل کند و گواهی دهد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ

و همانا آسمان‌ها و زمین و آنچه که بین آن دو است را در شش روز خلق کردیم و خستگیی به ما نرسید [تا آنکه به استراحت احتیاج پیدا کنیم]

- ترجمه سلطانی

و همانا آسمان‌ها و زمین و آنچه که بین آن دو است را در شش روز خلق کردیم و خستگیی به ما نرسید

- ترجمه راستین

و همانا ما آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست همه را در شش روز آفریدیم و هیچ رنج و خستگی به ما نرسید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُـولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ

پس به آنچه که [در حقّ خداوند] می‌گویند [به آنچه که به جناب (ساحت) او و در حقّ تو و در حقّ علیّ (ع) لایق نمی‌شود] صبر کن و قبل طلوع خورشید و قبل غروب [یعنی در جمیع اوقات] به ستایش پروردگارت تسبیح کن

- ترجمه سلطانی

پس به آنچه که می‌گویند صبر کن و قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب به ستایش پروردگارت تسبیح کن

- ترجمه راستین

پس تو (ای رسول) بر آنچه می‌گویند (و می‌کنند از آزار و تکذیب) صبر کن (تا ما آنها را کیفر دهیم) و به حمد و ستایش خدایت تسبیح‌گو پیش از طلوع خورشید (به نماز صبح) و پیش از غروب آن (به نماز ظهر و عصر).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ

و [بعضی] از شب [او را تسبیح کن] و پشت (بعد از) سجود پس او را تسبیح کن

- ترجمه سلطانی

و از شب و پشت (بعد از) سجده‌ها پس او را تسبیح کن

- ترجمه راستین

و باز برخی از شب را (به نماز مغرب و عشاء) و هم در عقب سجده‌ها به تسبیح خدا پرداز.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ

و [تو در حال حاضر به نداى منادى در روز قیامت یا در روز ظهور قائم (ع)] گوش فرا ده {زیرا تو برای خروجت از مرقد خویش و شهود قیامتت یا خروج قائم (ع) بالفعل نداى آن منادى را می‌شنوی} روزی که منادی [برای بعث و حساب] از مکانی نزدیک [به همهٔ مردم] نداء می‌کند

- ترجمه سلطانی

و گوش فرا ده روزی که منادی از مکانی نزدیک نداء می‌کند

- ترجمه راستین

و به ندای منادی حق (اسرافیل) روزی که از مکان نزدیک (مردگان را برای زنده شدن) ندا کند گوش فرا دار (که هم اکنون به گوش دلت ندای او را بشنوی).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ

روزی که صیحه [برای حساب و قیام نزد خداوند، یا صیحۀ قائم یا صیحه به خروج قائم (ع)] را به حقّ می‌شنوند آن روز خروج [از مراقد (گورها)] است

- ترجمه سلطانی

روزی که صیحه را به حقّ می‌شنوند آن روز خروج است

- ترجمه راستین

روزی که خلق آن صیحه به حق را بشنوند آن روز هنگام خروج (از قبرها) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ

همانا ما [در دنیا] زنده می‌کنیم و می‌میرانیم و محلّ برگشت [در آخرت] به ما است

- ترجمه سلطانی

همانا ما (در دنیا) زنده می‌کنیم و می‌میرانیم و محلّ برگشت (در آخرت) به ما است

- ترجمه راستین

البته ما خلق را زنده ساخته و می‌میرانیم و بازگشت همه به سوی ماست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ذَلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ

روزی که زمین به سرعت از آنها شکافته می‌شود آن حشری است که بر ما آسان است [و آن در رجعت یا در قیامت است]

- ترجمه سلطانی

روزی که زمین به سرعت از آنها شکافته می‌شود آن حشری است که بر ما آسان است

- ترجمه راستین

روزی که زمین از (احاطه بر) آنها بشکافد و همه (به عرصه قیامت) بشتابند و این جمع‌آوری خلق بر ما سهل و آسان باشد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُـولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ

ما به آنچه که [در حقّ ما، یا در حقّ تو یا در حقّ علیّ (ع)] می‌گویند داناتریم و تو [با اجبار کردن] بر آنها مسلّط (زورگو) نیستی [جز این نیست که تو بیم دهندهٔ تذکّر دهنده هستی] پس کسی که از وعیدِ من خوف ‌دارد را با قرآن تذکّر بده.

- ترجمه سلطانی

ما به آنچه که می‌گویند داناتریم و تو بر آنها زورگو نیستی پس کسی را که از وعیدِ من خوف می‌دارد با قرآن یادآوری کن.

- ترجمه راستین

ما به گفتار مردم (مغرض نادان) داناتریم و تو بر آن مردم، جبّار و مسلّط نیستی (تو رسول حقّی) پس آن کس را که از وعده عذاب قیامت من ترسان است به آیات قرآن متذکر ساز.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
سورهٔ ۵۱- الذاريات

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ وَالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا

سوگند به باد‌های پاشاننده [یعنی بادها، یا زنانی که اولاد می‌آورند، یا اسبابی که خلائق را می‌پراکنند از ملائکه و غیر آنها]

- ترجمه سلطانی

سوگند به باد‌های پاشاننده

- ترجمه راستین

قسم به نفس بادهای عالم که (به امر حق بذرافشانی کنند و تخم نباتات را به هر جا) نیکو بپرا کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ فَالْحَامِلَاتِ وِقْرًا

و حمل کنندگان بار سنگین [یعنی ابرهای حامل باران‌ها، یا بادهای حامل ابر، یا زنان حامله]

- ترجمه سلطانی

و حمل کنندگان بار سنگین

- ترجمه راستین

قسم به ابرها که بار سنگین (باران را به امر حق) به دوش گیرند (تا به هر جا مأمورند فرو بارند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ فَالْجَارِيَاتِ يُسْرًا

و جاری شوندگان به سهولت (کشتی‌ها) [یا باد‌های جاری شونده در مهاب (وزیدن‌گاه‌ها) خود، یا کواکب جاری در مناطق خویش]

- ترجمه سلطانی

و جاری شوندگان به سهولت

- ترجمه راستین

قسم به کشتی‌ها که آسان (به روی آب) روان شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا

و تقسیم کنندگان امر [یعنی ملائکه‌ای که ارزاق و باران‌ها و غیر آنها را تقسیم می‌کنند، یا باد‌هایی که باران‌ها و ابر‌ها را تقسیم می‌کنند، یا جمیع آنچه که چیزی را تقسیم می‌کند از ملائکه و بادها و انبیاء و اولیاء]

- ترجمه سلطانی

و تقسیم کنندگان امر

- ترجمه راستین

قسم به فرشتگان که کار جهانیان را (به اذن خدا) قسمت کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ

همانا البتّه آنچه [از ثواب و عقاب و حشر و حساب] که وعده داده می‌شوید جز راست نیست

- ترجمه سلطانی

همانا البتّه آنچه که وعده داده می‌شوید جز راست نیست

- ترجمه راستین

قسم به اینان که آنچه شما را وعده دادند همه صدق و حقیقت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ وَإِنَّ الدِّينَ لَوَاقِعٌ

و همانا دین (جزاء) حتماً واقع می‌شود [یا این دین که او آن را ادّعاء می‌کند البتّه واقع یعنی حقّ و صدق است]

- ترجمه سلطانی

و همانا پاداش حتماً واقع می‌شود

- ترجمه راستین

و البته جزای اعمال، روزی واقع خواهد گردید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ

قسم به آسمان دارندهٔ راه‌ها [یعنی مسیر کواکب]

- ترجمه سلطانی

قسم به آسمان دارندهٔ راه‌ها

- ترجمه راستین

قسم به آسمان که در آن راههای بسیار است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ

همانا شما [در این دین واقع حقّ] البتّه در گفتاری مختلف هستید [به اینکه بعضی از شما تصدیق می‌کند و بعضی از شما تکذیب می‌کند، یا با تصدیق و تکذیب دربارهٔ محمّد (ص) و به اینکه او مجنون یا شاعر است یا معَلّم از غیر خود است یا کاهن است، یا دربارهٔ قرآن به اینکه آن سحر و کهانت و رجز و افسانه‌های پیشینیان است، یا دربارهٔ علیّ (ع) خلیفهٔ او]

- ترجمه سلطانی

همانا شما البتّه در گفتاری مختلف هستید

- ترجمه راستین

که شما (مردم نادان) در اختلاف سخن باز ماندید (و حقیقت قرآن و رسول حق را نیافته شعر و سحر و ساحرش خواندید).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ

از او منحرف می‌شود کسی که منحرف شد [یعنی از دین یا محمّد (ص) یا قرآن یا علیّ (ع) و ولایتش]

- ترجمه سلطانی

از او منحرف می‌شود کسی که منحرف شد

- ترجمه راستین

از این قرآن هر که را شایسته فهم آن نبود هم آخر روگردان کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ

کشته باد (مرگ بر) دروغگویان [یعنی گویندگان در دین و خلافت امیر المؤمنین (ع) به ظنّ و تخمین را لعن کرد] {استعمال قُتِلَ در لعن برای این است که کسی که خداوند او را لعنت کرد او را از حیات انسانی می‌کُشد}

- ترجمه سلطانی

کشته باد (مرگ بر) دروغگویان

- ترجمه راستین

کشته باد و نابود آنان که دروغ بندند (و قرآن را سحر و فسانه برخوانند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُونَ

کسانی که آنها در غفلت [از آنچه که به آنها ذکر کردیم بحسب فطرتشان از طریق آخرت و نعیم آن، یا از آنچه که در عالم ذرّ به یاد آنها آوردیم، یا از خداوند و از مُنعم و انعام او] سهل انگارند [کسانی که آنها از هر چیزی از جهل و شهوات و غضبات و شیطنت و کبر و عُجب (خودپسندی) و فخر در غفلت هستند]

- ترجمه سلطانی

کسانی که آنها در غفلت سهل انگارند

- ترجمه راستین

آنان که در ضلالت و غفلت زیستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ يَسْأَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ

[از روی استهزاء و انکار] سؤال می‌کنند که روز دین (روز جزاء) کِی است؟

- ترجمه سلطانی

سؤال می‌کنند که روز دین (جزاء) کی است؟

- ترجمه راستین

باز می‌پرسند که پس این روز جزاکی خواهد بود؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ

روزی است که آنها در آتش دوزخ آزموده می‌شوند

- ترجمه سلطانی

روزی است که آنها در آتش دوزخ آزموده می‌شوند

- ترجمه راستین

آن روز خواهد بود که آنها را به آتش بسوزانند و معذّب کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ

فتنهٔ خویش [یعنی عذابتان و حریقتان یا فسادتان در دنیا] را بچشید این است که به آن عجله می‌کردید

- ترجمه سلطانی

فتنهٔ خویش را بچشید این است که به آن عجله می‌کردید

- ترجمه راستین

(و خطاب قهر کنند که) اینک بچشید کیفر خود را، این همان عذابی است که خود به تعجیل می‌خواستید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ

همانا پرهیزگاران در جنّات و چشمه‌سار‌ها هستند

- ترجمه سلطانی

همانا پرهیزگاران در جنّات و چشمه‌سار‌ها هستند

- ترجمه راستین

(آن روز) متقیان همه در بهشت و بر لب چشمه‌های آب غنوده‌اند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُحْسِنِينَ

دریافت کنندگان آنچه که پروردگار آنان به آنان داده است همانا آنها قبل آن محسن (نیکوکار) [یا دارای حسن و همان ولایت] بودند

- ترجمه سلطانی

دریافت کنندگان آنچه که پروردگار آنان به آنان داده است همانا آنها قبل از آن محسن (نیکوکار، دارای حُسن) بودند

- ترجمه راستین

همان نعمتها که خدایشان به آنها عطا کند فراگیرند چرا که پیش از آن مردمی نیکوکار بودند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ كَانُوا قَلِيلًا مِّنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ

و از شب اندکی را می‌خوابیدند

- ترجمه سلطانی

و از شب اندکی را می‌خوابیدند

- ترجمه راستین

از شب اندکی را خواب می‌کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ

و آنها در سحر‌ها طلب آمرزش می‌کردند {انسان صغیر مانند انسان کبیر در وجودش شب و روز و خورشید و ماه هست، و شب او مراتب طبعش و نفس حیوانی او است، و روز او مراتب ملکوتش است، و خورشید او عقلش، و ماه او نفسش است که مستضیئه (روشنی یافته) به نور عقل است، و تا انسان از خانهٔ طبع خود و نفسش خارج نشود غفران مَساوی (بدی‌ها) او ممکن نمی‌شود و اگرچه هر روز هزار بار استغفار کند، و وقتی که از حدود نفس حیوانی‌اش خارج شود و به حدود قلبش و عقلش که آن در صغیر به منزله اسحار (سحرها) در کبیر است نزدیک شود با زبان حال خود غفران مَساوی خود را از پروردگارش سؤال (درخواست) می‌کند و خداوند او را اجابت می‌کند و او را می‌آمرزد چه با زبان قال خود سؤال کند یا سؤال نکند}

- ترجمه سلطانی

و آنها در سحر‌ها طلب آمرزش می‌کردند

- ترجمه راستین

و سحرگاهان از درگاه خدا طلب آمرزش و مغفرت می‌کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ

و در اموالشان حقّی [از منفعت کسب او] برای سائل (درخواست کننده) و محروم هست

- ترجمه سلطانی

و در اموالشان حقّی برای سائل (درخواست کننده) و محروم هست

- ترجمه راستین

و در اموالشان بر فقیر سائل و محروم حقّی منظور می‌داشتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ

و در زمین نشانه‌هایی (دلالت کننده‌هایی) [بر مُبدء و علم او و قدرت او و عنایت او به خلقش و رأفت او] برای یقین داران [به امر آخرت] هست [نه غیر آنها]

- ترجمه سلطانی

و در زمین نشانه‌هایی برای یقین داران هست

- ترجمه راستین

و (بدانید که) در روی زمین برای اهل یقین ادله‌ای (از قدرت الهی) پدیدار است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ

و در انفس شما، آیا پس نمی‌نگرید

- ترجمه سلطانی

و در انفس شما، آیا پس نمی‌نگرید

- ترجمه راستین

و هم در نفوس خود شما مردم، آیا نمی‌نگرید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ

و روزی [خاصّ به شما از حیث انسانیّت شما یا اسباب رزق نباتی شما و ارزاق انسانی] شما و آنچه [از نعیم جنّت] که وعده داده می‌شوید در آسمان است {زیرا جنّت و نعیمش در آسمان صوری به معنی این است که آن مظهر برای آن و در آسمان‌های عالم ارواح است، زیرا محلّ جنّت و نعیم آخرت عالم ملکوت و جبروت است}

- ترجمه سلطانی

و روزی شما و آنچه که وعده داده می‌شوید در آسمان است

- ترجمه راستین

و روزی شما با همه وعده‌ها که به شما می‌دهند در آسمان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ فَوَرَبِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ

پس قسم به پروردگار آسمان و زمین همانا آن مثل آنچه که سخن می‌گویید البتّه حقّ است [یعنی آنچه که وعده داده می‌شوید یا رزق بودن و در آسمان بودن آنچه که وعده داده می‌شوید، یا که معهود مقصود از هر قصّه و حکایت و همان ولایت، ولایت علیّ (ع) البتّه حقّ است، مثل نطق شما که در آن شکّ نمی‌کنید، یا رزق شما در آسمان مثل آنچه که شما نطق می‌کنید است یعنی معانی غیبی را درک می‌کنید که آن از آسمان به سوی شما نازل می‌شود، یا ولایت حقّ است در حالی که آن مثل نطق شما است که آن از آثار ولایت تکوینی و نازله از آن است]

- ترجمه سلطانی

پس قسم به پروردگار آسمان و زمین همانا آن مثل آنچه که سخن می‌گویید البتّه حقّ است

- ترجمه راستین

پس به خدای آسمان و زمین قسم که این (وعده و رزق مقدّر) به مانند تکلّمی که با یکدیگر می‌کنید حقّ و حقیقت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ

آیا حدیث میهمانان گرامی ابراهیم به تو رسیده است

- ترجمه سلطانی

آیا حدیث میهمانان گرامی ابراهیم به تو رسیده است

- ترجمه راستین

آیا حکایت مهمانان گرامی ابراهیم (فرشتگان) به تو رسیده است؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ

آنوقت که بر او داخل شدند آنگاه گفتند: سلام، [ابراهیم] گفت: سلامٌ [ای] گروه ناشناس [یا در نفس خود گفت: اینان قومى ناشناس ناشناخته شده برای من هستند یا به آنها گفت: شما قومى ناشناس هستید یعنی شما را نمی‌شناسم]

- ترجمه سلطانی

آنوقت که بر او داخل شدند آنگاه گفتند: سلام، (ابراهیم) گفت: سلام (ای) گروه ناشناس

- ترجمه راستین

هنگامی که بر او وارد شدند و سلام گفتند و او جواب سلام گفت و فرمود که شما مردمی ناشناس می‌باشید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ

و [ابراهیم] پنهانی [در خفاء از مهمان‌هایش با تعجیل برای پذیرائی] به سوی خانواده‌اش رفت و گوساله‌ای فربه آورد

- ترجمه سلطانی

و (ابراهیم) پنهانی به سوی خانواده‌اش رفت و گوساله‌ای فربه آورد

- ترجمه راستین

آن‌گاه پنهانی نزد اهل بیت خود رفت و کباب گوساله فربهی نزد مهمانان باز آورد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ

پس آن را نزدیک آنها (میهمانان) بُرد، گفت: آیا نمی‌خورید

- ترجمه سلطانی

پس آن را نزدیک آنها (میهمانان) بُرد، گفت: آیا نمی‌خورید

- ترجمه راستین

غذا را نزد آنها گذارد (آنها توجهی به غذا نکردند) ابراهیم گفت: شما غذا تناول نمی‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ

و در پنهان از آنها ترسید، [میهمانان] گفتند: نترس [برای اینکه ما رسولان پروردگارت هستیم] و او (ابراهیم) را به پسری دانا بشارت دادند

- ترجمه سلطانی

و (ابراهیم) در پنهان از آنها ترسید، (میهمانان) گفتند: نترس و او (ابراهیم) را به پسری دانا بشارت دادند

- ترجمه راستین

آن گاه (از اینکه بی‌اجازه بر او وارد شده و غذا هم نخوردند) سخت از آنها بیم و اندیشه کرد، آن فرشتگان گفتند: هیچ مترس، و او را به پسری دانا (یعنی اسحاق) بشارت دادند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ

پس [ساره] زن او [بعد بشارت] اقبال نمود و در جیغ کشیدنی به روی خود سیلی زد و گفت: من پیرزن و عقیم هستم [یعنی چگونه بزایم و حال آنکه وقت اقتضای سنّ حمل عاقر (نازا) بودم و حالا عجوزی (پیرزنی) گشته‌ام که حمل از شأن من نیست]

- ترجمه سلطانی

پس (ساره) زن او (ابراهیم) در جیغ کشیدنی اقبال نمود و به روی خود سیلی زد و گفت: من پیرزن و عقیم هستم

- ترجمه راستین

در آن حال زن ابراهیم (ساره) با فریاد شادمانی روی به آنها آورد و (از شوق) سیلی به صورت زد و گفت: (ای عجب) من زنی پیر و نازا هستم (چگونه پسری توانم زایید).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ قَالُوا كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ

[میهمانان] گفتند: پروردگار تو این‌چنین فرموده [و جز این نیست که از آن به تو خبر می‌دهیم]، همانا او همان حکیم دانا است [که دقایق امور را می‌داند و امور متقنه را صنع می‌کند که غیر او از ادراک آن و صنع آن عاجز می‌شود و می‌داند که تو عقیم می‌باشی و پیرزن گشته‌ای و بر زاینده قرار دادن عقیم و دارندهٔ حیض و فرزند قرار دادن پیرزن قادر است]

- ترجمه سلطانی

(میهمانان) گفتند: پروردگار تو این‌چنین فرموده، همانا او همان حکیم دانا است.

- ترجمه راستین

فرشتگان گفتند: خدای تو چنین فرموده که او به مصالح خلق آگاه و (به حال بندگان) داناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای