حزب شمارهٔ ۱۰۷


سورهٔ ۵۵- الرحمن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ الرَّحْمَنُ

رحمان

- ترجمه سلطانی

رحمان

- ترجمه راستین

خدای بخشنده،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ عَلَّمَ الْقُرْآنَ

قرآن را تعلیم داد

- ترجمه سلطانی

قرآن را تعلیم داد

- ترجمه راستین

(به رسولش) قرآن آموخت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ خَلَقَ الْإِنسَانَ

انسان را خلق کرد

- ترجمه سلطانی

انسان را خلق کرد

- ترجمه راستین

انسان را خلق کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ

به او بیان آموخت

- ترجمه سلطانی

به او بیان آموخت

- ترجمه راستین

به او تعلیم نطق و بیان فرمود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ

خورشید و ماه را با حسابی [یعنی نظمی در نزد خود خلق کرد]

- ترجمه سلطانی

خورشید و ماه را با حسابی (نظمی) (در نزد خود خلق کرد)

- ترجمه راستین

خورشید و ماه به حساب معیّن به گردشند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ

و بوته (گیاه بی ساقه) و درخت [آن دو بر الله] سجده می‌کنند

- ترجمه سلطانی

و بوته (گیاه بی ساقه) و درخت (آن دو بر او) سجده می‌کنند

- ترجمه راستین

و گیاهان و درختان هم به سجده او سر به خاک اطاعت نهاده‌اند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ

و آسمان [یعنی آسمان عالم طبع و آسمان ارواح و آسمان روح انسان و آسمان ولایت] را آن را بالا برد [به حیثی که چشمان شما به آنچه که آنها بر آن هستند نمی‌رسد] و میزان را قرار داد {هر آنچه که وزن می‌کند و با آن شیئی دیگر قیاس می‌شود آن میزان برای آن شیء است و شریعت هر نبیّ میزان برای امّت او است، کما اینکه ولایت هر ولیّ و خلافت او برای نبیّ خود میزان برای اتباع او در اعمالشان است، و نفوس انسانی و عقول معاشی و عقول معادی موازین برای اعضاء و قوا و اعمال و تمییز اشیاء با اوصاف آنها هستند، و میزان کلّ همان ولایت با وجه آن به عالم کثرات است}

- ترجمه سلطانی

و آسمان را آن را بالا برد و میزان را قرار داد

- ترجمه راستین

و آسمان را او کاخی رفیع گردانید و میزان (عدل و نظم) را در عالم وضع فرمود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ

که در میزان سرکشی [یعنی تجاوز از حدّ اعتدال به افراط] نکنید

- ترجمه سلطانی

که در میزان سرکشی نکنید

- ترجمه راستین

(و حکم کرد) که هرگز در میزان (عدل و احکام شرع من) تعدّی و نافرمانی مکنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ

و وزن را به قسط (دادگری) اقامه کنید و از میزان نکاهید [نهی از تفریط در آن است]

- ترجمه سلطانی

و وزن را به قسط (دادگری) اقامه کنید و از میزان نکاهید

- ترجمه راستین

و هر چیز را به ترازوی عدل و انصاف بسنجید و هیچ در میزان کم فروشی و نادرستی مکنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ

و زمین، آن را برای خلایق قرار داد (بسط داد)

- ترجمه سلطانی

و زمین، آن را برای خلایق قرار داد

- ترجمه راستین

و زمین را (با هزاران نعمت) برای (زندگانی) خلق مقرّر فرمود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ

که در آن میوه‌ها هست و نخل و خرمای غلاف‌دار

- ترجمه سلطانی

که در آن میوه‌ها هست و نخل و خرمای غلاف‌دار

- ترجمه راستین

که در آن میوه‌های گوناگون و نخل خرمای با پوشش برگ و شکوفه و غلاف است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ

و دانهٔ کاه‌دار و ریحان

- ترجمه سلطانی

و دانهٔ کاه‌دار و ریحان

- ترجمه راستین

و هم حبوبات متنوع که دارای برگ و گل است و نیز ریاحین است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید؟!

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید؟!

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ

انسان را مانند سبوها (سفال‌ها) از گِل خلق کرد

- ترجمه سلطانی

انسان را مانند سبوها (سفال‌ها) از گِل خلق کرد

- ترجمه راستین

انسان را خدا از خشک گلی مانند گل کوزه گران (بدین حسن و زیبایی) آفرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ

و جان (جنّ، ابو الجنّ) را از آمیخته‌ای از آتش [خالصه از دود] خلق کرد

- ترجمه سلطانی

و جان (جن، ابو الجن) را از آمیخته‌ای از آتش خلق کرد

- ترجمه راستین

و جنّیان را از رخشنده شعله آتش خلق کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ

پروردگار دو مشرق {مراد مشرق آفتاب در تابستان و مشرق آن در زمستان است} و پروردگار دو مغرب {به همچنین}

- ترجمه سلطانی

پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب

- ترجمه راستین

آن خدایی که آفریننده دو مشرق و دو مغرب است (یکی مشرق و مغرب تابستان مطلع سرطان، و یکی زمستان مطلع جدی).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ

دو دریا [عذب (شیرین) فرات (گوارا) و ملح (شور) اجاج (تلخ) یا دریای فاعلیّت و دریای قابلیّت و مَظهر آن دو و مُظهر آن دو علیّ (ع) و فاطمه (ع) هستند] را رها کرد که آن دو [بدون امتزاجی (آمیخته شدنی) به هم] تلاقی می‌کنند

- ترجمه سلطانی

دو دریا (شیرین گوارا و تلخ شور) را رها کرد که آن دو (به هم) تلاقی می‌کنند

- ترجمه راستین

اوست که دو دریا (ی آب شور و گوارا) را به هم در آمیخت تا به هم برخورد کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ

بین آن دو برزخی (حائلی) هست که [هیچیک از] آن دو بر هم غلبه نمی‌کنند

- ترجمه سلطانی

بین آن دو برزخی (حائلی) هست که آن دو بر هم غلبه نمی‌کنند

- ترجمه راستین

و میان آن دو دریا برزخ و فاصله‌ای است که تجاوز به حدود یکدیگر نمی‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ

از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج می‌کند

- ترجمه سلطانی

از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج می‌کند

- ترجمه راستین

از آن دو دریا لؤلؤ و مرجان گرانبها بیرون آید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ

و برای او هستند کشتی‌های بادبان برافراشته در دریا مانند کوه‌ها (جبال طوّال (بلند، طویل))

- ترجمه سلطانی

و برای او هستند کشتی‌های بادبان برافراشته در دریا مانند کوه‌ها

- ترجمه راستین

و او راست کشتیهای بزرگ بادبان برافراشته مانند کوه که به دریا در گردشند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ

هر کسی بر آن (زمین) است فانی است {زیرا ذوات همه بحسب حدود و ماهیّات فانى هستند، و بحسب وجود که همان وجه الله الباقى است باقیات هستند}

- ترجمه سلطانی

هر کسی بر آن (بر زمین) است فانی است

- ترجمه راستین

هر که روی زمین است دستخوش مرگ و فناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ

و وجه دارای جلال و اکرام پروردگارت باقی می‌ماند {زیرا وجود اصلاً فناء و عدم قبول نمی‌کند، وگرنه اتّصاف شیء به ضدّ آن لازم می‌آمد و جز این نیست که موجودات بحسب حدود خود عدم و فناء را قبول می‌کنند نه بحسب وجودات خود، و از اینجا استنباط می‌شود که وجودات همگی ظهور حقّ اوّل هستند، و بحسب حقیقت خویش غیر قابل بر فناء هستند، و استنباط می‌شود که همگی متقوّم به وجود حقّ واجب تعالی شأنه هستند}

- ترجمه سلطانی

و وجه دارای جلال و اکرام پروردگارت باقی می‌ماند

- ترجمه راستین

و زنده ابدی ذات خدای با جلال و عظمت توست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ

کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند از او سؤال (درخواست) می‌کنند {زیرا او غنی علی الاطلاق است و همه با زبان‌های فقرشان و استعدادشان و حالشان به او محتاج، سائل از او هستند، کما اینکه اکثر با زبان‌های اقوالشان سائل از او هستند} هر روز او در شأنی است

- ترجمه سلطانی

کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند از او سؤال (درخواست) می‌کنند هر روز او در شأنی است

- ترجمه راستین

هر که در آسمانها و زمین است همه از او (حوائج خود را) می‌طلبند و او هر روز به شأن و کاری (در تکمیل و افاضه به خلق) پردازد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلَانِ

بزودی ای جنّ و انس بر شما ظاهر خواهیم کرد

- ترجمه سلطانی

بزودی ای جنّ و انس بر شما ظاهر خواهیم کرد

- ترجمه راستین

ای گروه انس و جنّ به زودی به حساب کار شما هم خواهیم پرداخت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ يَامَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ

ای گروه جنّ و انس اگر توانستید که [با نفوذ در جهات چهارگانهٔ آن] از اقطار (چهار جهت) آسمان‌ها و زمین نفوذ کنید [و تحت آن دو فرار کننده از خداوند یا فرار کننده از ملائکهٔ او یا خارج شونده از ملک او خارج شوید] پس نفوذ کنید، نمی‌توانید نفوذ کنید مگر با سلطانی [از خداوند و آن ولیّ او است که به عنوان واسطه بین او و خلقش می‌باشد یا مگر با سلطانی و آن سکینه‌ای است که خداوند آن را بر کسی از بندگانش که می‌خواهد نازل می‌کند، پس اگر او این سکینه را نازل نمود و تمکّن داد نفوذ و خروج از اقطار آسمان‌ها و زمین به عالم ملکوت و جبروت برای انسان سهل است همانطور که محمّد (ص) نفوذ کرد و از ملکوت و جبروت خارج شد]

- ترجمه سلطانی

ای گروه جنّ و انس اگر توانستید که از اقطار (چهار جهت) آسمان‌ها و زمین نفوذ کنید پس نفوذ کنید، نمی‌توانید نفوذ کنید مگر با سلطانی (از او)

- ترجمه راستین

ای گروه جنّ و انس، اگر می‌توانید از اطراف آسمانها و زمین (و از قبضه قدرت الهی) بیرون شوید، بیرون شوید (ولی این خیال محالی است زیرا) هرگز خارج از ملک و سلطنت خدا نتوانید شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ

بر شما شراره‌هایی از آتش و مس فرستاده می‌شود پس نمی‌توانید دفاع کنید

- ترجمه سلطانی

بر شما شراره‌هایی از آتش و مس فرستاده می‌شود پس نمی‌توانید دفاع کنید

- ترجمه راستین

(اگر به کفر و طغیان گرایید) بر شما شراره‌های آتش و مس گداخته فروریخته شود و هیچ نصرت و نجاتی نیابید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ

پس وقتی که آسمان [در عالم صغیر] منشق شود {زیرا در حال احتضار آسمان روح حیوانی منشق می‌شود و روح انسانی از آن منفلق (نیمه شده) می‌شود، و وقتی که آسمان دنیا در عالم صغیر منشق می‌شود در نظر کسی که آسمانش در عالم او منشق شده آسمان دنیا در عالم کبیر منشق می‌شود} آنگاه مانند روغن گُلگون (سرخ رنگ) می‌باشد {یعنی مانند نور گیاه در انشقاق (شکفته شدن) آن و انفلاق (جدا شدن) میوه از آن و عدم احتیاج به آن، یا سرخ و زرد و سفید گشته یعنی به الوان (رنگ‌ها) مختلف مانند رنگ نور، و دُهن (روغن) یا آن ادیم احمر (نانخورش سرخ)، یا آن عکر (ته‌نشین، رسوب) زیت (روغن خوراکی) است، زیرا روغن وقتی که بعض آن روی بعضی ریخته می‌شود رنگ‌های آنها مختلف می‌شوند و دُردی زیت ایضاً رنگ‌هایش مختلف می‌شود}

- ترجمه سلطانی

پس وقتی که آسمان منشق شود آنگاه مانند روغن گُلگون (سرخ رنگ) می‌باشد

- ترجمه راستین

پس آن‌گاه که آسمان شکافته شود تا چون گل سرخ گون و چون روغن مذاب و روان گردد (آن روز سخت هولناک از گنه پشیمان شوید).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ

و در آنروز هیچ انسی و نه جنّی از ذنبش (گناهش) سؤال نمی‌شود {برای آنچه از دهشت و غشی و حیرت که او را فرا گرفته که با آنها موقع سؤالى از او باقی نمی‌ماند}

- ترجمه سلطانی

و در آنروز هیچ انسی و نه جنّی از ذنبش (گناهش) سؤال نمی‌شود

- ترجمه راستین

پس در آن روز هیچ از گناه انس و جنّ باز نپرسند (چون خدا و فرشتگان از گناهان خلق آگاهند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ

مجرمان به سیمایشان شناخته می‌شوند {مراد از سیما علامتی است که بر آنها از سواد (سیاهی) وجه و زرقت (آبی آسمانی) چشم‌ها بر آنان است، یا آنچه که از قتر (تنگی) و ذلّت آنها را می‌پوشاند} پس آنها به ناصیه‌ها (پیشانی‌ها) و اقدام (پاها) گرفته می‌شوند {یعنی که زبانه کشیدن‌ها آنها را می‌گیرد و بین پیشانی‌هایشان و پاهای آنها را با غل جمع می‌کند سپس آنها را در آتش می‌کشاند، یا زبانه‌ها آنها را به پیشانی‌هایشان و پاهایشان می‌گیرد و آنها را به سوی آتش می‌کشاند}

- ترجمه سلطانی

مجرمان به سیمایشان شناخته می‌شوند پس آنها به ناصیه‌ها (پیشانی‌ها) و اقدام (پاها) گرفته می‌شوند

- ترجمه راستین

(آن روز) بدکاران به سیمایشان شناخته شوند، پس موی پیشانی آنها را با پاهایشان بگیرند (و در آتش دوزخ افکنند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ

[به آنها گفته می‌شود:] این جهنّمی است که مجرمان آن را تکذیب می‌کردند

- ترجمه سلطانی

این جهنّمی است که مجرمان آن را تکذیب می‌کردند

- ترجمه راستین

این همان دوزخی است که بدکاران تکذیب می‌کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ

بین آن و آب داغ [یعنی بین آب داغ واقع در بین جهنّم] دور می‌زنند [یا گاهی در بین جهنّم در آتش، و گاهی در بین آب داغ غایت الحرارت دور می‌زنند]

- ترجمه سلطانی

بین آن و آب داغ دور می‌زنند

- ترجمه راستین

اینک میان آن جهنّم و در حمیم سوزان آن می‌گردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ وَلِـمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ

و برای کسی که از مقام پروردگارش [نسبت به خودش] ترسان است [و اینکه او در مقامى است که او را می‌بیند و گفتارش را می‌شنود، یا از مقام خود نزد پروردگارش برای حساب ترسان است] دو بهشت هست {هر کدام از آن دو بحسب دو صفحهٔ نفس عمّاله و علّامه و آن که بحسب صفحهٔ عمّالهٔ آن است جنّت نعیم و دیگری جنّت رضوان می‌باشد و آن این است که قوّهٔ عمّاله‌اش از قبیح، و قوّه علّامه‌اش از شیطنت منع کرده است}

- ترجمه سلطانی

و برای کسی که از مقام پروردگارش ترسان است دو بهشت هست

- ترجمه راستین

و هر که از مقام (قهر و کبریایی) خدایش بترسد او را دو باغ بهشت خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٧ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٨ ذَوَاتَا أَفْنَانٍ

دو دارندهٔ انواع [درختان و میوه‌هاو نعمت‌ها]

- ترجمه سلطانی

دو دارندهٔ انواع (درختان و میوه‌ها)

- ترجمه راستین

در آن دو بهشت انواع گوناگون میوه‌ها و نعمتهاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٩ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٠ فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ

در آن دو [بهشت]، دو چشمه جاری می‌شوند [یعنی در هر کدام از دو جنّت دو چشمه هست یا در هر کدام از آن دو، چشمه‌ای هست]

- ترجمه سلطانی

در آن دو (بهشت)، دو چشمه جاری می‌شوند

- ترجمه راستین

در آن دو بهشت دو چشمه آب (تسنیم و سلسبیل) روان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥١ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٢ فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ

در آن دو [بهشت] از هر میوه‌ای از میوه‌های جنّات دو زوج (گونه، نوع) [یعنی تر و خشک، یا معروف از ثمار (میوه‌ها) و غریب از آنها] هست {یا مراد آنچه که در آن حظّ برای علّامه و آنچه که در آن حظّ برای عمّاله است هست، زیرا ثمار دنیا که باصره از آنها لذّت می‌برد همانطور ذائقه از آن لذّت می‌برد و در جنان دو کیفیّت با محالّ آن دو متمایز می‌شوند یا صنفی مستقدر (اندازه‌گیری شده) برای مقام تقدّر انسان و صنفی مجرّد برای مقام تجرّد او هست}

- ترجمه سلطانی

در آن دو (بهشت) از هر میوه‌ای دو زوج (گونه، نوع) هست

- ترجمه راستین

در آن دو بهشت از هر میوه‌ای دو نوع است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٣ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٤ مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ

تکیه دهندگان بر تخت‌هایی (مبل‌هایی) که باطن (آستر، در لغت قبطیان روکش) آنها از دیبای ستبر (حریر شخین یا سفت) است و چیدن ثمرهٔ (میوه) دو جنّت (بوستان) نزدیک (پائین، در دسترس) است [یعنی میوه‌هایی که از شأن آنها این است که به خورندگان نزدیک هستند که چیده شوند حتّی ایستاده و نشسته و خوابیده آنها دسترس هستند]

- ترجمه سلطانی

تکیه دهندگان بر تخت‌هایی (مبل‌هایی) که باطن (آستر، در لغت قبطیان روکش) آنها از دیبای ستبر است و چیدن ثمرهٔ (میوه) دو جنّت (بوستان) نزدیک (پائین، در دسترس) است

- ترجمه راستین

در حالتی که بهشتیان بر بسترهایی که آستر آنها از حریر و استبرق است (در کمال عزّت) تکیه زده‌اند و میوه درختانش در همان تکیه گاه در دسترس آنهاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٥ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٦ فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ

در آنها [در جنان، زنان] کوتاه کنندهٔ نگاه (مأخوذ به حیا) [بر شوهران خود] هستند که قبل آنان، انسانی و نه جنّی آنها را طمث (لمس، اُنس، افتضاض (ازالهٔ بکارت)) نکرده [یا چشم‌ها از نظر کردن به آنها برای تلألؤ (درخشش) آنها کوتاه می‌شود]

- ترجمه سلطانی

در آنها (زنان) کوتاه کنندهٔ نگاه (مأخوذ به حیا) هستند که قبل از آنان، انسانی و نه جنّی آنها (مؤنّث) را طمث (لمس، اُنس، ازالهٔ بکارت) نکرده

- ترجمه راستین

در آن بهشتها زنان زیبای با حیائی است (که به چشم پر ناز جز به شوهر خود ننگرند) و دست هیچ کس از جن و انس پیش از آنها بدان زنان نرسیده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٧ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٨ كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ

گویی [در صفاء و شفیف (شفافیّت، جامهٔ نازک و بدن نما)] یاقوت و مرجان هستند

- ترجمه سلطانی

گویی یاقوت و مرجان هستند

- ترجمه راستین

آن زنان حور العین (در صفا و لطافت) گویی یاقوت و مرجانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٩ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٠ هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ

آیا جزای احسان جز احسان است {یعنی آنچه که به عنوان جزاء کسی که بر او معرفت نعمت شده یعنی معرفت امام، جز جنّت است؟ زیرا احسان یعنی دارای حسن گشتن انسان برای انسان حاصل نمی‌شود مگر با قبول ولایت علیّ (ع)}

- ترجمه سلطانی

آیا جزای احسان جز احسان است

- ترجمه راستین

آیا پاداش نکویی و احسان جز نکویی و احسان است؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦١ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٢ وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ

و غیر آن دو [بهشت] دو بهشت هست [غیر از دو جنّت اوّل که بحسب قوّه عمّالهٔ انسانیش و قوّه علّامهٔ انسانیش دارد دو جنّت بحسب دو قوّهٔ عمّالهٔ جزئیّه و علّامهٔ جزئیّه‌اش هست]

- ترجمه سلطانی

و غیر آن دو (بهشت) دو بهشت هست

- ترجمه راستین

و ورای آن دو بهشت دو بهشت دیگر است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٣ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٤ مُدْهَامَّتَانِ

دو خرّمگاه [یعنی از خضرت (سبز بودن) آن دو، آن دو به سواد (سیاهی) می‌زنند زیرا حُسن خضرت این است که به سواد بزند یا از کثرت اغصان (شاخه‌ها) درختان آن دو و التفاف (بهم پیچیده شدن) آن دو و کثرت اوراق (برگ‌ها) آنها]

- ترجمه سلطانی

دو خرّمگاه

- ترجمه راستین

که درختان آن دو بهشت در منتهای سبزی و خرّمی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٥ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٦ فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ

در آن دو، دو چشمهٔ فواره هست

- ترجمه سلطانی

در آن دو، دو چشمهٔ فواره هست

- ترجمه راستین

در آن دو بهشت دیگر هم دو چشمه آب گوارا می‌جوشد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٧ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٨ فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ

در آن دو میوه‌ها و خرما و انار هست

- ترجمه سلطانی

در آن دو میوه‌ها و خرما و انار هست

- ترجمه راستین

در آن دو بهشت نیز هرگونه میوه خوش و خرما و انار بسیار است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٩ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٠ فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ

در آنجا زنان خوب خوبرو (خوش‌وجه) هستند [زنانی خوش‌اخلاق‌تر از زنان دنیا یا از حور]

- ترجمه سلطانی

در آنجا زنان خوب خوبرو هستند

- ترجمه راستین

در آن بهشتها نیکو زنان با حسن و جمال بسیارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧١ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٢ حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ

حور زنان چشم‌پاک [مأخوذ به حیا] در خیمه‌ها

- ترجمه سلطانی

حور زنان چشم‌پاک (مأخوذ به حیا) در خیمه‌ها

- ترجمه راستین

حورانی در سراپرده‌های خود (مستور از چشم بیگانگان).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٣ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٤ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ

قبل آنها، آنها [مؤنّث] را انسانی و نه جنّی طمث (لمس، اُنس، ازالهٔ بکارت) نکرده

- ترجمه سلطانی

قبل از آنها، آنها را انسانی و نه جنّی طمث (لمس، اُنس، ازالهٔ بکارت) نکرده

- ترجمه راستین

که پیش از شوهران دست هیچ کس از جن و انس بدان زنان نرسیده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٥ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٦ مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ

[در حالی که] بر رفرف (بالش) سبز و فرش‌های زیبا تکیه کننده‌اند

- ترجمه سلطانی

(در حالی که) بر رفرف (بالش) سبز و فرش‌های زیبا تکیه کننده‌اند

- ترجمه راستین

در حالتی که بهشتیان (با حور العین) بر رفرف سبز (وجد و عزّت) و بساط زیبا (ی فخر و دولت) تکیه زده‌اند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٧ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه سلطانی

پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

(الا ای جنّ و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٨ تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ

مبارک است اسم پروردگار دارندهٔ جلال و کرامتت {اسم رَبّ بطور مطلق همان اسم اعظم است که او علیّ (ع) به علویّتش است}.

- ترجمه سلطانی

مبارک است اسم پروردگار دارندهٔ جلال و کرامتت.

- ترجمه راستین

بزرگوار و مبارک نام پروردگار توست که خداوند جلال و عزّت و احسان و کرامت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
سورهٔ ۵۶- الواقعة

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ

وقتی که واقع شونده (قیامت، مرگ) واقع شود

- ترجمه سلطانی

وقتی که واقع شونده واقع شود

- ترجمه راستین

هنگامی که آن واقعه بزرگ (قیامت) واقع می‌گردد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ

دروغی بر وقوع آن نیست

- ترجمه سلطانی

دروغی بر وقوع آن نیست

- ترجمه راستین

که در وقوعش هیچ کذب و جای هیچ شک و ریب نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ

[جمعی را] پائین آورنده و [جمعی را] بالا برنده است [یعنی جماعتی از انس و جنّ را خفض (پایین آوردن) می‌کند و جماعتی را رفع (بالا بردن) می‌کند، یا فرقه‌ای از قوای نفس را خفض می‌کند و دیگری را رفع می‌کند]

- ترجمه سلطانی

(جمعی را) پائین آورنده و (جمعی را) بالا برنده است

- ترجمه راستین

آن روز (قومی را به دوزخ) خوار و ذلیل کند و (طایفه‌ای را به جنّت) سربلند و رفیع گرداند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا

وقتی که زمین با لرزاندنی لرزانده شود

- ترجمه سلطانی

وقتی که زمین با لرزاندنی لرزانده شود

- ترجمه راستین

آن‌گاه که زمین شدید به حرکت و لرزه در آید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا

و کوه‌ها با نرم شدن خمیر شوند

- ترجمه سلطانی

و کوه‌ها با نرم شدن خمیر شوند

- ترجمه راستین

و کوههای سخت متلاشی شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ فَكَانَتْ هَبَاءً مُّنبَثًّا

پس گَرد (غُبار) پراکنده‌ای شود

- ترجمه سلطانی

پس گَرد پراکنده‌ای شود

- ترجمه راستین

و مانند ذرّات گرد در هوا پراکنده گردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَكُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً

و شما اصنافی سه‌گانه شوید

- ترجمه سلطانی

و شما اصنافی سه‌گانه شوید

- ترجمه راستین

و شما خلایق بر سه دسته مختلف شوید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ

پس اصحاب راست، چه اصحاب نیکبختی

- ترجمه سلطانی

پس اصحاب راست، چه اصحاب نیکبختی

- ترجمه راستین

گروهی راستان، اصحاب یمین باشند که چقدر حالشان (در بهشت ابد) نیکوست!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ

و اصحاب چپ، چه اصحاب نگونبختی

- ترجمه سلطانی

و اصحاب چپ، چه اصحاب نگونبختی

- ترجمه راستین

و گروهی ناراستان، اصحاب شومی و شقاوتند که چقدر روزگارشان (در دوزخ) سخت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ

و سابقان (اصحاب یمین) سبقت (پیشی) گیرندگانند [معنی می‌دهد سابقان بر اصحاب یمین آنان به سبقت معروفند، یا سابقان بر اصحاب یمین آنها علی الاطلاق در جملهٔ کمالات سابق هستند، یا سابقان، آنها انبیاء (ع) معروف به سبق هستند، یا سابقین در فضل، آنها سابقان اصحاب یمین هستند، یا سابقین در ایمان، آنها سابقان بر کلّ هستند]

- ترجمه سلطانی

و سابقان سبقت (پیشی) گیرندگانند

- ترجمه راستین

و (طایفه سوم) آنان که (مشتاقانه در ایمان) بر همه پیشی گرفتند و (در اطاعت خدا و رسول) مقام تقدم یافتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ

آنان مقرّبان هستند

- ترجمه سلطانی

آنان مقرّبان هستند

- ترجمه راستین

آنان به حقیقت مقربان درگاهند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ

در جنّت‌های پر نعمت

- ترجمه سلطانی

در جنّت‌های پر نعمت

- ترجمه راستین

آنان در بهشت پرنعمت جاودانی متنعّمند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ

جمع کثیری از [آنها از] اوّلین [در زمان هستند و آنها از زمان آدم (ع) تا زمان خاتم (ص)، یا از اوّلین در بیعت و قبول ولایت، یا از اوّلین در رتبه هستند]

- ترجمه سلطانی

جمع کثیری از اوّلین

- ترجمه راستین

آنها جمعی بسیار از امم پیشینیان هستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ وَقَلِيلٌ مِّنَ الْآخِرِينَ

و [عدّهٔ] قلیلی از متأخّران [از آنها]

- ترجمه سلطانی

و (عدّهٔ) قلیلی از متأخّران

- ترجمه راستین

و عدّه قلیلی از متأخّران (یا بسیاری از مقدّمان امّت محمّد ص و قلیلی از مردم آخر زمان این امّت باشند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ

بر سریر‌های زربفت هستند

- ترجمه سلطانی

بر سریر‌های زربفت هستند

- ترجمه راستین

آنان بر سریرهای زربفت مرصّع به انواع جواهر تکیه زنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ مُّتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ

[در حالی که] روبروی هم بر آنها تکیه کننده‌اند

- ترجمه سلطانی

(در حالی که) روبروی هم بر آنها تکیه کننده‌اند

- ترجمه راستین

همه (شادان) با یاران و دوستان رو به روی یکدیگر بر آن سریرهای عزّت می‌نشینند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ

پسرانی (غلمان‌هایی) [که در جنّت] جاویدانند [از حیث غلمان بودنشان همواره جوان هستند] بر [دور] آنها می‌چرخند

- ترجمه سلطانی

پسرانی (که در جنّت) جاویدانند (از حیث غلمان بودنشان همواره جوان هستند) بر (دور) آنها می‌چرخند

- ترجمه راستین

و پسرانی زیبا که حسن و جوانیشان همیشگی و ابدی است گرد آنها به خدمت می‌گردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ

با تُنگ‌ها و کوزه‌ها و باده‌هایی (جاریه) از شراب

- ترجمه سلطانی

با تُنگ‌ها و کوزه‌ها و باده‌هایی (جاریه) از شراب

- ترجمه راستین

با کوزه‌ها (ی بلورین) و مشربه‌ها (ی زرّین) و جامهای پر از شراب ناب.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ لَّا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ

که از آن [مانند خمر دنیا] سردرد نمی‌گیرند و بی‌عقل نمی‌شوند

- ترجمه سلطانی

که از آن سردرد نمی‌گیرند و بی‌عقل نمی‌شوند

- ترجمه راستین

نه هرگز از آنها (هر چه نوشند) دردسری یابند و نه مستی عقل و رنج خمار کشند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ وَفَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ

و میوه [یعنی با میوه بر دور آنان می‌چرخند] از آنچه که اختیار کنند

- ترجمه سلطانی

و میوه از آنچه که اختیار کنند

- ترجمه راستین

و میوه خوش از هر چه برگزینند،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ وَلَحْمِ طَيْرٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ

و گوشت پرندگان از آنچه که اشتهاء نمایند

- ترجمه سلطانی

و گوشت پرندگان از آنچه که اشتهاء نمایند

- ترجمه راستین

و گوشت مرغان و هر غذا که مایل باشند،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ وَحُورٌ عِينٌ

و حور عین

- ترجمه سلطانی

و حور عین

- ترجمه راستین

و زنان سیه چشم زیبا صورت،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ

مانند امثال مروارید مکنون (پنهان، درخشان)

- ترجمه سلطانی

مانند امثال مروارید مکنون (پنهان، درخشان)

- ترجمه راستین

که (در بهاء و لطافت) چون درّ و لؤلؤ مکنونند (بر آنها مهیّاست).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

به عنوان پاداش برای آنچه که [در دار دنیا] عمل می‌کردند

- ترجمه سلطانی

به عنوان پاداش برای آنچه که عمل می‌کردند

- ترجمه راستین

(این نعمتهای الهی) پاداش اعمال نیک آن بهشتیان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا

در آنجا لغوی و نه تأثیمی (نسبت بد دادن) [همانطور که در دنیا می‌شنوند را] نشنوند

- ترجمه سلطانی

در آنجا لغوی و نه تأثیمی (نسبت بد دادن) نشنوند

- ترجمه راستین

نه آنجا هیچ حرفی لغو و بیهوده شنوند و نه به یکدیگر گناهی بربندند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا

مگر سلام گفتنی به سلام

- ترجمه سلطانی

مگر سلام گفتنی به سلام

- ترجمه راستین

هیچ جز سلام و تحیّت و احترام هم نگویند و نشنوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ

و اصحاب یمین، چه اصحاب یمینی [یعنی بر کدام وصف اصحاب یمین]

- ترجمه سلطانی

و اصحاب یمین، چه اصحاب یمینی

- ترجمه راستین

و اصحاب یمین هم چه خوش روزگارند!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ فِي سِدْرٍ مَّخْضُودٍ

در کُنار (درختان سدر) شاخه بریده

- ترجمه سلطانی

در کُنار (درختان سدر) شاخه بریده

- ترجمه راستین

در سایه درختان سدر پرمیوه بی‌خار.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ

و درختان موز روی هم چیده شده

- ترجمه سلطانی

و درختان موز روی هم چیده شده

- ترجمه راستین

و درختان پربرگ سایه‌دار.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ

و سایه‌ای ممتد (غیر مقطوع)

- ترجمه سلطانی

و سایه‌ای ممتد

- ترجمه راستین

و در سایه بلند درختان.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ وَمَاءٍ مَّسْكُوبٍ

و آبی ریزان (دائم الجریان)

- ترجمه سلطانی

و آبی ریزان

- ترجمه راستین

و در طرف نهر آبهای روان زلال.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ

و میوه‌های بسیار

- ترجمه سلطانی

و میوه‌های بسیار

- ترجمه راستین

و میوه‌های بسیار.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ

که نه قطع شدنی و نه منع شدنی هستند

- ترجمه سلطانی

که نه قطع شدنی و نه منع شدنی هستند

- ترجمه راستین

که هیچ وقت منقطع نشود و هیچ کس بهشتیان را از آن میوه‌ها منع نکند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ

و فُرُش (تخت‌ها، مبل‌ها) بلند (عالی) [یا مراد از فُرُش زنان است، یعنی زنان عالیات (محترمه، بَرین، بلند مرتبه)]

- ترجمه سلطانی

و تخت‌های (مبل‌های) بلند (عالی)

- ترجمه راستین

و فرشهای پربها (یا فراش و زنان زیبا).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاءً

همانا ما آنها (زنان) را با ایجاد کردنی [عجیب با طراوت] ایجاد کرده‌ایم [یعنی جوان با طراوت زیبا بعد آنکه پیر کریه گشته بودند، یا حور العین را ایجاد کردیم بدون طروّ (پوسیدگی) حالات بر آنها، بلکه آنها را بالغ با طراوت ایجاد کردیم]

- ترجمه سلطانی

همانا ما آنها (مؤنّث) را با ایجاد کردنی (عجیب با طراوت) ایجاد کرده‌ایم

- ترجمه راستین

که آنها را ما در کمال حسن و زیبایی بیافریده‌ایم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا

و آنها را باکره قرار دادیم

- ترجمه سلطانی

و آنها را باکره قرار دادیم

- ترجمه راستین

و همیشه آن زنان را با کره گردانیده‌ایم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ عُرُبًا أَتْرَابًا

دوستدار زوجش [یا عاشقه بر او، یا خندان]، همسال

- ترجمه سلطانی

شوهر دوست، همسال

- ترجمه راستین

و شوهر دوست و با غنج و ناز و جوان و همسالان دلنواز.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ لِّأَصْحَابِ الْيَمِينِ

برای اصحاب یمین {و یمین به امیر المؤمنین (ع)، و اصحاب یمین به شیعهٔ او تفسیر شده و آن برای این است که او اصل عالم ارواح است}

- ترجمه سلطانی

برای اصحاب یمین

- ترجمه راستین

این نعمتهای بهشتی مخصوص اصحاب یمین است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ

جمع بسیاری از اوّلین [از اصحاب یمین]

- ترجمه سلطانی

جمع بسیاری از اوّلین

- ترجمه راستین

که جمعی از پیشینیان،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ وَثُلَّةٌ مِّنَ الْآخِرِينَ

و جمع بسیاری از آخِرین (متأخرین) [از اصحاب یمین]

- ترجمه سلطانی

و جمع بسیاری از آخِرین (متأخرین)

- ترجمه راستین

و جمعی از امت رسول آخر زمان هستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ

و اصحاب شمال، چه اصحاب شمالی (نگونبختی) {شمال به دشمنان آل محمّد و اصحاب آنها به اصحاب شمال تفسیر شده}

- ترجمه سلطانی

و اصحاب شمال، چه اصحاب شمالی

- ترجمه راستین

و اما اصحاب شومی و شقاوت (که نامه عملشان به دست چپ است) چقدر روزگارشان سخت است!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ

در بادی گرم [که حرارت آتش آن در منافذ بدن داخل می‌شود] و آبی داغ

- ترجمه سلطانی

در بادی گرم و آبی داغ

- ترجمه راستین

آنها در عذاب باد سموم و آب گرم باشند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ وَظِلٍّ مِّن يَحْمُومٍ

و سایه‌ای از دود غلیظ [از دودی اسود (سیاه) یا کوهی اسود در جهنّم]

- ترجمه سلطانی

و سایه‌ای از دود غلیظ

- ترجمه راستین

و سایه‌ای از دود آتش دوزخ.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ لَّا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ

نه سرد است و نه ارجمند [که نظر کردن به آن لذّت دهد]

- ترجمه سلطانی

نه سرد است و نه ارجمند

- ترجمه راستین

که نه هرگز سرد شود و نه خوش نسیم گردد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ

همانا آنها قبل آن مُترف (ثروتمند) بودند

- ترجمه سلطانی

همانا آنها قبل از آن مُترف (ثروتمند) بودند

- ترجمه راستین

این عذاب آنها را بدین سبب است که از این پیش به ناز و نعمت پرداختند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِيمِ

و بر پیمانشکنی بزرگ اصرار داشتند

- ترجمه سلطانی

و بر پیمانشکنی بزرگ اصرار داشتند

- ترجمه راستین

و بر گناه بزرگ (شرک و عناد) لجاجت و اصرار داشتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٧ وَكَانُوا يَقُـولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ

و می‌گفتند آیا وقتی که مُردیم و خاک و استخوان شدیم آیا ما به راستی زنده می‌شویم

- ترجمه سلطانی

و می‌گفتند آیا وقتی که مُردیم و خاک و استخوان شدیم آیا ما به راستی زنده می‌شویم

- ترجمه راستین

و دایم می‌گفتند: آیا ما چون مردیم و خاک و استخوان پوسیده شدیم باز هم ما زنده می‌شویم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٨ أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ

یا پدران گذشتهٔ ما

- ترجمه سلطانی

یا پدران گذشتهٔ ما

- ترجمه راستین

و آیا پدران گذشته ما زنده خواهند شد؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٩ قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ

[به آنان] بگو همانا اوّلین و آخرین (متأخرین)

- ترجمه سلطانی

بگو همانا اوّلین و آخرین (متأخرین)

- ترجمه راستین

بگو: البته تمام خلق اولین و آخرین،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٠ لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ

البتّه در روز معلوم در میقات جمع شده هستند

- ترجمه سلطانی

البتّه در روز معلوم در میقات جمع شده هستند

- ترجمه راستین

همه در وعده گاه روز معیّن محشر گرد آورده می‌شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥١ ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ

سپس همانا شما ای گمراهان تکذیب کننده

- ترجمه سلطانی

سپس همانا شما ای گمراهان تکذیب کننده

- ترجمه راستین

آن گاه شما ای گمراهان منکر (قیامت).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٢ لَآكِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ

البتّه خورنده از درختی از زقّوم هستید

- ترجمه سلطانی

البتّه خورنده از درختی از زقّوم هستید

- ترجمه راستین

از درخت زقّوم تلخ دوزخ البته خواهید خورد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٣ فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ

و شکم‌ها را از آن پُر کننده‌اید

- ترجمه سلطانی

و شکم‌ها را از آن پُر کننده‌اید

- ترجمه راستین

تا آنکه شکم را از آن پر می‌سازید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٤ فَشَارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ

و بر آن از آب گرم نوشنده‌اید

- ترجمه سلطانی

و بر آن از آب گرم نوشنده‌اید

- ترجمه راستین

آن‌گاه همه از آب گرم جهنم بر روی آن می‌آشامند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٥ فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ

و (در حالی که) نوشندگانی تشنه هستید

- ترجمه سلطانی

و (در حالی که) نوشندگانی تشنه هستید

- ترجمه راستین

بدان‌سان از عطش، آن آب را می‌نوشید که شتران تشنه آب می‌آشامند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٦ هَذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ

این پذیرائی آنها در روز جزاء است

- ترجمه سلطانی

این پذیرائی آنها در روز جزاء است

- ترجمه راستین

این است طعام و شراب کافران در روز جزا.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٧ نَحْنُ خَلَقْنَاكُمْ فَلَـوْلَا تُصَدِّقُونَ

ما شما را آفریدیم [نه غیر ما] پس چرا [به مخلوق بودن خویش] تصدیق نمی‌کنید [تا آنکه خالق خویش را تصدیق کنید]

- ترجمه سلطانی

ما شما را آفریدیم پس چرا تصدیق نمی‌کنید

- ترجمه راستین

ما شما را بیافریدیم پس چرا تصدیق نمی‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٨ أَفَرَأَيْتُم مَّا تُمْنُونَ

آیا پس می‌بینید که چه منی می‌کنید

- ترجمه سلطانی

آیا پس می‌بینید که چه منی می‌کنید

- ترجمه راستین

آیا ندیدید (و به حقیقت در نیافتید) که نخست شما نطفه‌ای (بی‌قدر و قابلیّت) بودید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٩ أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ

آیا شما آن را خلق می‌کنید یا ما خالق هستیم

- ترجمه سلطانی

آیا شما آن را خلق می‌کنید یا ما خالق هستیم

- ترجمه راستین

آیا شما خود آن نطفه را (به صورت فرزند انسان) می‌آفرینید یا ما آفریننده‌ایم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٠ نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ

ما مرگ را بین شما مقدّر کرده‌ایم [نه غیر ما] و ما مغلوب (شکست خورده) نیستیم

- ترجمه سلطانی

ما مرگ را بین شما مقدّر کرده‌ایم و ما مغلوب (شکست خورده) نیستیم

- ترجمه راستین

ما مرگ را بر همه شما مقدّر ساختیم و هیچ کس بر قدرت ما سبق نتواند برد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦١ عَلَى أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ

بر اینکه امثال شما را تبدیل کنیم و شما را ایجاد کنیم در آنچه (عالمی) که نمی‌دانید [یعنی شأن ما و شغل ما بر استمرار تبدیل خلق به خلقى دیگر و اخراج خلق اوّل از قبور ابدان و انشاء (ایجاد) آنان در عالم دیگر است نظیر اخراج جنین از رحم و انشاء او در عالمی که آن را نمی‌داند و تبدیل او به جنینی دیگر و از آن برای ما مانعی نیست]

- ترجمه سلطانی

بر اینکه امثال شما را تبدیل کنیم و شما را ایجاد کنیم در آنچه (عالمی) که نمی‌دانید

- ترجمه راستین

در اینکه شما را فانی کرده و خلقی دیگر مثل شما بیافرینیم و شما را به صورتی (در جهانی دیگر) که اکنون از آن بی‌خبرید برانگیزیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٢ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَـوْلَا تَذَكَّرُونَ

و همانا البتّه نشأت (پدید آمدن، پرورش یافتن) اوّل را دانستید [یعنی نشأت دنیا و تبدیل ما برای گیاه به گیاهی دیگر و انشاء گیاه در نشأت حیوان و انسان و تبدیل حیوان و انشاء او در عالم حیوانی دیگر یا انسانی، و تبدیل نطفه از صورتی به صورتی و از مقامی به مقامی و از حالتی به حالتی و هر آنچه از احوال و صور که بر آن دچار می‌شود از سابقش اعلی و اشرف می‌باشد، و همانا دنیا جز مانند رحم برای جنین نیست، و اینکه نقل جنین از رحم به دنیا جز نقل از زندان به پهنهٔ وسیع نیست] پس چرا [نقل خود را از دنیا به آخرت] متذکّر نمی‌شوید

- ترجمه سلطانی

و همانا البتّه نشأت (پدید آمدن، پرورش یافتن) اوّل را دانستید پس چرا متذکّر نمی‌شوید

- ترجمه راستین

و بی‌شک شما از نشأه اوّل خود آگاه شدید (که از عدم به وجودتان آوردیم) پس چرا متذکر (عالم آخرت) نمی‌شوید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٣ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ

آیا پس دیدید آنچه را که کشت می‌کنید

- ترجمه سلطانی

آیا پس دیدید آنچه را که کشت می‌کنید

- ترجمه راستین

آیا دیدید تخمی را که در زمین می‌کارید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٤ أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ

آیا شما آن را زرع می‌کنید یا ما زارع هستیم [یعنی آیا شما آن را می‌رویانید و آن را به مقام بلوغ حبّ (دانه) و حصاد (درو) می‌رسانید یا ما فاعل آن هستیم؟ شما نباید بگویید که رویانیدن و رساندن به حصاد فعل بشر است زیرا]

- ترجمه سلطانی

آیا شما آن را زرع می‌کنید یا ما زارع هستیم

- ترجمه راستین

آیا شما آن تخم را می‌رویانید یا ما رویاننده‌ایم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٥ لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ

اگر بخواهیم البتّه آن را خاشاک [هشیمی (خشکه‌هایی) لایق برای آتش] قرار می‌دهیم پس همچنان به سخن گفتن (لطیفه گوئی) ادامه می‌دهید

- ترجمه سلطانی

اگر بخواهیم البتّه آن را خاشاک می‌کنیم پس همچنان به سخن گفتن (لطیفه گوئی) ادامه می‌دهید

- ترجمه راستین

اگر ما بخواهیم کشت و زرع شما را خشک و تباه می‌سازیم تا با حسرت و ندامت به سخنان بیهوده پردازید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٦ إِنَّا لَمُغْرَمُونَ

که حتماً ما مُغرَم (شرّ دائم دیده، هلاک شده، عذاب شده، شیفته) هستیم

- ترجمه سلطانی

که حتماً ما مُغرَم (شرّ دائم دیده، هلاک شده، عذاب شده، شیفته) هستیم

- ترجمه راستین

(و گویید) که ما سخت در زیان و غرامت افتادیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٧ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ

بلکه ما [گروهی] محروم [از ارزاق] هستیم

- ترجمه سلطانی

بلکه ما (گروهی) محروم (از ارزاق) هستیم

- ترجمه راستین

بلکه به کلی محروم گردیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٨ أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ

آیا پس آبی که می‌نوشید را دیدید

- ترجمه سلطانی

آیا پس آبی که می‌نوشید را دیدید

- ترجمه راستین

آیا آبی را که شما می‌نوشید متوجهید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٩ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ

آیا شما آن را از ابر نازل کردید یا ما نازل کننده‌ایم [نمی‌توانید که بگویید آن را بشر نازل کرد زیرا ما]

- ترجمه سلطانی

آیا شما آن را از ابر نازل کردید یا ما نازل کننده‌ایم

- ترجمه راستین

آیا شما آن آب را از ابر فرو ریختید یا ما نازل ساختیم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٠ لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَـوْلَا تَشْكُرُونَ

اگر می‌خواستیم آن را تلخ قرار می‌دادیم پس چرا شما [با تعظیم مُنعم به این نعم با امتثال اوامر او و نواهی او] تشکّر نمی‌کنید

- ترجمه سلطانی

اگر می‌خواستیم آن را تلخ قرار می‌دادیم پس چرا شما تشکّر نمی‌کنید

- ترجمه راستین

اگر می‌خواستیم آن آب را شور و تلخ می‌گردانیدیم، پس چرا شکرگزاری نمی‌کنید؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧١ أَفَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ

آیا پس آتشی را که می‌افروزید دیدید

- ترجمه سلطانی

آیا پس آتشی را که می‌افروزید دیدید

- ترجمه راستین

آیا آتشی که روشن می‌کنید می‌نگرید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٢ أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِئُونَ

آیا شما درخت آن را [یعنی درختی که شما از آن زَند (آتش زنه) و زَنده (پازند، چوب زیرین آتش زنه) می‌گیرید و آن دو از درخت سبز گرفته می‌شوند، پس زند با پازند خراشیده می‌شود و آتش جرقّه می‌زند] ایجاد کردید یا ما ایجاد کننده‌ایم

- ترجمه سلطانی

آیا شما درخت آن را ایجاد کردید یا ما ایجاد کننده‌ایم

- ترجمه راستین

آیا شما درخت آن را آفریدید یا ما آفریدیم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٣ نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْكِرَةً وَمَتَاعًا لِّلْمُقْوِينَ

ما آنها را [یعنی آتش یا درخت را] به عنوان یادآوری [بر تصرّف حقّ تعالی و قرار دادن هر چیزی از سنخ آن مانند آتش، یا به عنوان تذکره بر قدرت حقّ و عنایت او به خلقش حیثی که از درخت سبز آتشی خارج می‌کند که در بسیاری از معایشتان از آن نفع می‌برید] و به عنوان متاع [آنچه که از آن تمتّع (بهره جستن) می‌شود] برای صحرانشینان قرار دادیم

- ترجمه سلطانی

ما آنها را به عنوان یادآوری و به عنوان متاع برای صحرانشینان قرار دادیم

- ترجمه راستین

ما آن را مایه پند و عبرت و توشه مسافران (کوه و بیابان عالم) گردانیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٤ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ

پس [تو خدای را] به اسم پروردگار عظیمت تسبیح کن [یعنی خداوند را به سبب اسم پروردگارت تسبیح کن یعنی به سبب تذکّر او یا به سبب بشریّت علیّ (ع)، یا به سبب مقام نورانیّت او زیرا همه اسم الله هستند، یا اسم پروردگارت را تسبیح کن]

- ترجمه سلطانی

پس (خدای را) به (سبب) اسم پروردگار عظیمت تسبیح کن

- ترجمه راستین

پس (ای رسول) به نام بزرگ خدای خود تسبیح گو.

- ترجمه الهی قمشه‌ای