حزب شمارهٔ ۱۱۷
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ
دربارهٔ چه از یکدیگر میپرسند [آنها بین خود از مبدء و صفات او و از قیامت و علامات آن، و از بعث و ثواب آن و عقاب آن سؤال میکردند، یا بعد آنکه رسول خدا (ص) به ولایت اشاره نمود از آن سؤال میکردند، زیرا آن نبأ عظیم (خبر بزرگ) است که اختلاف در آن واقع میشود، و اینکه آن نبأئی (خبری) است که شایسته است که مردم در ترک آن تهدید شوند، برای اینکه آن فارقهٔ (جدا کنندهٔ) بین اهل جنّت و آتش است زیرا قابل بر آن وقتی که در آخرت به آن میرسد بدون ریبی (تردیدی) در جنّت داخل میشود، و خارج از آن وقتی که با خروج از آن در آخرت خارج میشود در آتش داخل میشود] {زیرا اگر بندهای هفتاد خریفی (پاییزی) در زیر ناودان عبادت خداوند کند که شبهایش را قائم (نماز) روزهایش را روزه بدارد و ولایت علیّ بن ابی طالب (ع) را نداشته باشد البتّه خداوند او را بر دو سوراخ بینیاش در آتش اندازد}
- ترجمه سلطانیدربارهٔ چه از یکدیگر میپرسند
- ترجمه راستین(مردم) از چه خبر مهمی پرسش و گفتگو میکنند؟
- ترجمه الهی قمشهای٤ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ
نباید [دربارهٔ آن اختلاف شود، زیرا آن امری است که نشاید که در آن اختلاف شود، یا دربارهٔ انکار مستفاد از اختلاف است زیرا اختلاف جز به اقرار برخی و انکار برخی نمیباشد]، بزودی [حین رفع حُجُب از دیدهها هنگام مرگ یا قیامت کبری] خواهند دانست
- ترجمه سلطانینباید (نشابد در آن اختلاف شود)، بزودی خواهند دانست
- ترجمه راستینچنین نیست (که منکران پنداشتهاند) به زودی (به وقت مرگ) خواهند دانست.
- ترجمه الهی قمشهای٦ أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا
[در جواب به این سؤال مقدّر که گوئی گفته شده: آیا خداوند برای بندگانش دلیلی بر ولایت قرار نداده؟ یا بر حشر و حساب و ثواب و عقاب؟ یا گفته شده: آیا برای آنان ولیّی قرار نداده؟ یا آیا برای آنان حشر و حسابی نمیباشد؟ آنگاه فرمود: چگونه برای آنها دلیلی بر آن قرار ندادهایم، یا چگونه آنان را مهمل گذاشتهایم و بعد رسول (ص) برای آنها رئیسی و امامی قرار ندادهایم؟! یا چگونه آنان را مهمل میگذاریم و آنها را بر نمیانگیزانیم و حال آنکه ما آنان را حینی که چیزی مذکور نبوده مهمل نگذاشتیم یا جمیع اسباب وجود آنان و اسباب بقای آنان را برای آنها قرار دادیم] آیا زمین را بستر قرار ندادیم
- ترجمه سلطانیآیا زمین را بستر قرار ندادیم
- ترجمه راستینآیا ما زمین را مهد آسایش خلق نگردانیدیم؟
- ترجمه الهی قمشهای٨ وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا
و شما را [به صورت] زوجهایی (اصنافی، مذکّر و مؤنّث) خلق کردیم [تا آنکه بعضی شما به بعضی اُنس یابید و تا سکون یابید و تناسل ممکن شود، یا شما را به عنوان اصناف قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید، و تا بعضی شما حاجت بعضی را رفع کند]
- ترجمه سلطانیو شما را (به صورت) زوجهایی (اصنافی، مذکّر و مؤنّث) خلق کردیم
- ترجمه راستینو شما را جفت (زن و مرد) آفریدیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا
و فوق شما هفت مستحکم (استوار) بناء کردیم [که انثلام (رخنه) قبول نمیکند و بقای شما و تعیّش (زندگانی) شما با بناء آنها و قرار دادن کواکب در آنها میباشد]
- ترجمه سلطانیو فوق شما هفت مستحکم (استوار) بناء کردیم
- ترجمه راستینو بر فراز شما هفت آسمان محکم بنا کردیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجًا
و از فشرده شدهها [یعنی ابرهایی که معصوره (فشرده) گشتهاند یعنی به عنوان متراکمه با سرما و باد یا بادی که معصره (فشار آورنده) بر ابرها میباشد، یا بادهایی که دارای اعاصیر (فشار آورندهها، گردبادها) به اغبره (غبارها) میباشند زیرا بادها اسباب نزول باران میباشند] آبی پُر بارش را نازل کردیم [که سیّال به مواضع زراعات شما و روضات (باغها) شما است و حیات شما به آن میباشد]
- ترجمه سلطانیو از فشرده شدهها (ابرهای فشرده شده) آبی پُر بارش را نازل کردیم
- ترجمه راستینو از فشار و تراکم ابرها آب باران فرو ریختیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا
[در جواب برای سؤالی مقدّر گوئی که گفته شده: وقتی که آنان را بدون حساب و ثواب و عقاب مهمل نمیگذاری پس آیا موعدی برای آن هست؟ یا وقتی که آنان را بدون ولیّی و رئیسی مهمل نمیگذاری پس آیا برای ظهور آن ولیّ موعدی هست؟ آنگاه فرمود:] همانا روز فصل (جدایی) به عنوان میقات (محلّ قرار) میباشد {و مراد از روز «فصل» روز خروج روح از بدن، یا روز فصل (جدا شدن) محقّ از مبطل و ناجی (نجات یابنده) از هالک (هلاک شونده) است}
- ترجمه سلطانیهمانا روز جدایی به عنوان میقات (محلّ قرار) میباشد
- ترجمه راستینهمانا روز فصل (یعنی روز قیامت که در آن فصل خصومتها شود) وعده گاه خلق است.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا
روزی که [نفخۀ اوّل یا نفخۀ دوّم] در صور دمیده میشود آنگاه دسته دسته میآیید
- ترجمه سلطانیروزی که در صور دمیده میشود آنگاه دسته دسته میآیید
- ترجمه راستینآن روزی که در صور بدمند (تا مردگان زنده شوند) و فوج فوج (به محشر) در آیید.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ وَفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا
و آسمان گشوده شود و بابهایی شوند {اشعار به این است که آسمان از اوّل خلقتش منفتحهای (گشوده شده) منشقه (شکافته شده) بوده که بحسب انظار ظاهره دیده میشود که آن غیر منفرجه (گشوده شده) است زیرا هر ممکنی زوج ترکیبیای منشق به ماهیّتی و وجودی، و وجوبی و امکانی است، و معنیِ به عنوان ابواب بودنِ آن این است که آنها ابواب بر ملکوت هستند، کما اینکه آسمانهای عالم ارواح ابواب برای غیب و فعل او هستند که همان عالم مشیّت است}
- ترجمه سلطانیو آسمان گشوده شود و بابهایی شوند
- ترجمه راستینو درهای آسمان به ابواب مختلف گشوده شود (تا هر فوجی از دری شتابند).
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا
و کوهها به سیر (حرکت) افتند و سرابی شوند [یعنی اینکه کوهها را میپنداری که آنها ثابت هستند و (حال آنکه) آنها به مقتضای تجدّد جوهری مانند ابرها مرور دارند، و سراب بودن آنها از جهت این است که کوهها را عظیم ثابت جامد میبینی و (حال آنکه) اینچنین نیست] {و همچنین است حال کوههای انّیّات برای اشیاء زیرا آنها را اشیاء مستقلّی در وجود میبینی که دارای نفسیّات هستند و (حال آنکه) اینچنین نیستند}
- ترجمه سلطانیو کوهها به سیر (حرکت) افتند و سرابی شوند
- ترجمه راستینو کوهها را به گردش آرند تا به مانند سراب گردد.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا
همانا جهنّم به عنوان کمینگاه میباشد {مرصاد طریق یا مکانی است که در آن برای دشمن کمین میکنند و مانند این است که نگهبانان در جهنّم در کمین دشمنان اولیای خدا هستند}
- ترجمه سلطانیهمانا جهنّم به عنوان کمینگاه میباشد
- ترجمه راستینهمانا دوزخ کمینگاه (کافران و بد کاران) است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ لَّابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا
احقابی {احقاب جمع حُقب به معنی هشتاد سال یا بیشتر و دهر و سال و سالها است} در آن درنگ کنندهاند {این توقیت (تعیین وقت کردن) برای انواع عذاب است نه بر مکث (درنگ کردن) آنان در آتش}
- ترجمه سلطانیسالها در آن درنگ کنندهاند
- ترجمه راستینکه در آن قرنها بمانند (و عذاب کشند).
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا
در آن خنکی و نه شربتی نمیچشند [یعنی سردیی که از حرارت آتش به آنان نفع رساند و نه شرابی که از عطششان به آنان نفع رساند]
- ترجمه سلطانیدر آن خنکی و نه شربتی نمیچشند
- ترجمه راستینهرگز در آنجا هیچ هوی خنک و شراب (طهور) نیاشامند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَابًا
و هر چیزی را ما آن را احصاء کردیم [و از چیزهایی که ما آن را «احصاء» کردیم (بر شمردیم) اعمالشان است که عمل کردند] در کتاب هست [آن نزد ما مکتوب است یا در حالی است که آن نزد ما مکتوب است]
- ترجمه سلطانیو هر چیزی که ما (از اعمال) او را بر شمردیم در کتاب هست
- ترجمه راستینو حال آنکه حساب هر چیزی را ما در کتابی (به احصاء و شماره) رقم کردهایم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ فَذُوقُوا فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَابًا
پس [بگو] بچشید که هرگز جز عذاب به شما نخواهیم افزود [جوابی برای سؤالی مقدّر است مانند اینکه گفته شده: این حال تکذیب کنندگان به «النّبأ العظیم» است پس حال تصدیق کنندگان ولایت چگونه است؟ پس فرمود:]
- ترجمه سلطانیپس بچشید که هرگز جز عذاب به شما نخواهیم افزود
- ترجمه راستینپس بچشید (کیفر تکذیب و بدکاری را) که هرگز بر شما چیزی جز رنج و عذاب دوزخ نیفزاییم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ جَزَاءً مِّن رَّبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا
به عنوان جزاء از سوی پروردگارت است با عطاء کردنی حسابی [بطور کافی یا بنابر قدر (اندازه) اعمالشان]
- ترجمه سلطانیبه عنوان جزاء از سوی پروردگارت است با عطاء کردنی حسابی (بطور کافی)
- ترجمه راستیناین (نعمتهای ابدی) مزدی به عطاء و حساب پروردگار توست.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ رَّبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا
پروردگار آسمانها و زمین و آنچه که بین آن دو است رحمان است که خطابی را از او مالک نمیشوند [یعنی مالک مخاطبه کردن با او نمیشوند، یا از اذن او مالک مخاطبه کردنی نمیشوند و قدرت ندارند و در آن اذن داده نمیشوند]
- ترجمه سلطانیپروردگار آسمانها و زمین و آنچه که بین آن دو است رحمان است که خطابی را از او مالک نمیشوند (در آن اذن داده نمیشوند)
- ترجمه راستینخدایی که آسمانها و زمین و همه مخلوقاتی که در بین آسمان و زمین است بیافریده همان خدای مهربان که (در عین مهربانی) کسی (از قهر و سطوتش) با او به گفتگو نتواند لب گشود.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا
روزی که روح قیام میکند {روح در اینجا عبارت از ربّ النوع انسانی است که او اعظم از جمیع ملائکه است و مقام او فوق مقام جمیع ملائکه بلکه فوق عالم امکان است که با احدی از انبیاء (ع) نبوده، و با محمّد (ص) و بعد او با اوصیای او (ع) میباشد و از او به روح القدس تعبیر میشود} و ملائکه صف کشیده [در صف] هستند [یا در حالی که صف کشیدهاند] و سخن نمیگویند مگر کسی که رحمان به او اجازه داده و [آنگاه در دنیا یا نزد خداوند] به نیکی میگوید
- ترجمه سلطانیروزی که روح قیام میکند و ملائکه صف کشیده هستند و سخن نمیگویند مگر کسی که رحمان به او اجازه داده و (آنگاه) به نیکی (نزد خداوند سخن) میگوید
- ترجمه راستینروزی که آن فرشته بزرگ روح القدس با همه فرشتگان صف زده و به نظم برخیزند و هیچ کس سخن نگوید جز آن کسی که خدای مهربانش به سخن اذن دهد و او سخن به صواب گوید (و به اذن خدا شفاعت گنهکاران کند).
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَن شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا
آن روز حقّ است، پس کسی که بخواهد مراجعت به پروردگار خویش را اتّخاذ کند [یعنی کسی که بخواهد «مآبی» (مراجعتی، بازگشتن از سفر، محلّ بازگشتی) به پروردگار مضاف خویش به علی (ع) اتّخاذ کند، یا کسی که بخواهد به پروردگار مطلق خویش مآبی گیرد، و مآب در این صورت همان ولایت و اتّباع علی (ع) است]
- ترجمه سلطانیآن روز حقّ است، پس کسی که میخواهد مراجعت نزد پروردگار (مضاف)ش را اتّخاذ کند
- ترجمه راستینچنین روز حتمی و محقق خواهد بود، پس هر که میخواهد نزد خدای خود (در آن روز) مقام و منزلتی یابد (امروز در راه ایمان و طاعت بکوشد).
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُـولُ الْكَافِرُ يَالَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا
همانا ما به شما از عذابی نزدیک بیم دادیم [یعنی ما شما را انذار کردیم]، روزی که مرد (شخص) نظر میکند به آنچه که دو دست او [از خیر یا شرّ] پیش فرستادهاند [و آن روز مرگ یا روز قیامت کبرا است] و کافر [به ولایت] میگوید ای [قوم من] کاش [در دنیا] خاکی میبودم [که حشر و نشر و حساب و عقاب نمیداشتم، یا کاش در این روز خاکی میبودم که برای من حسابی نمیبود، یا کاش خاکی قابل برای خلق اشیای دیگر از من بودم].
- ترجمه سلطانیهمانا ما به شما از عذابی نزدیک بیم دادیم، روزی که مرد (شخص) نظر میکند به آنچه که دو دست او پیش فرستادهاند و کافر میگوید ای کاش خاکی میبودم.
- ترجمه راستینما شما را از روز عذاب که نزدیک است ترسانیده و آگاه ساختیم، روزی که هر کس هر چه کرده در پیش روی خود حاضر بیند و کافر در آن روز گوید که ای کاش خاک بودم (تا چنین به آتش کفر خود نمیسوختیم).
- ترجمه الهی قمشهایبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا
قسم به [نفوس] مشتاقان [به اوطان (وطنها) حقیقیشان یا به نفوس مرتدع (باز ایستنده، دست کشنده) از نفس و علائق آن] به غرق شدن [که در اهتمام به سیر الی الله، یا در بحار (دریاها) حبّ او، یا در بحار صفات او، یا در بحر (دریا) احدیّت غرق شدهاند]
- ترجمه سلطانیقسم به مشتاقان به غرق شدن (در اوطان حقیقی خود)
- ترجمه راستینقسم به فرشتگانی که (جان کافران را) به سختی بگیرند.
- ترجمه الهی قمشهای٢ وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا
قسم به [نفوس پاک] چالاکان با نشاط [یعنی نفوس چالاک پاک در سیر الی الله یا چالاک در خروج از دار النّفس، یا خارج شدگان از دار النّفس به دار القلب، یا مراد از «نازعات» ملائکهٔ عذاب هستند که ارواح کفّار را نزع (کندن جان) میکنند، و مراد از «ناشطات» ملائکۀ رحمت هستند که ارواح مؤمنین را با رفق (مدارا) خارج میسازند، یا مراد از «نازعات» نجوم هستند که از مطالع (محلّهای طلوع) خود نزع (درآمدن) میکنند و در مغارب (محلّهای غروب) خود غرق میشوند، و مراد از «ناشطات» نجوم هستند که از برجی به برجی خارج میشوند، یا مراد از «نازعات» قسی (کمان) است که سهم (تیر) میاندازد، و مراد از «ناشطات» اسبهای سمین (تنومند) در جهاد است، یا مراد از «نازعات» نفوس مشتاق به خداوند، و مراد از «ناشطات» نفوس شتابان در خروج هنگام مرگ است]
- ترجمه سلطانیقسم به (نفوس پاک) چالاکان با نشاط (در سیر الی الله)
- ترجمه راستینقسم به فرشتگانی که (جان اهل ایمان را) به آسایش و نشاط ببرند.
- ترجمه الهی قمشهای٣ وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا
و شناگران با شنا کردن [نفوس سابحه (شناگر) در بحار اوصاف او تعالی، یا جاری شدهٔ شتابان به سوی خداوند، یا ملائکهای که در امر خداوند بدون تأمّلی و توانی (سستیای) شتاب میکنند مانند سابح (شناگر) در آب، یا ملائکهای که ارواح مؤمنین را سباحت (شنا کردن) میکنند که آنان را به سلّی (بیخیال کردنی، پوستهٔ جنین را پاره کردنی) رقیق (نرم، خوش) تسلّی (از اندوه بیرون کردن) میدهند سپس آنان را میخوانند تا آنکه مانند سابح با چیزی در آب استراحت (برآسودن) میکنند، یا ملائکهای که با اسراع (شتافتن) از آسمان به زمین نازل میشوند چنانکه به فرس (اسب) جواد (تندرو) سابح گفته میشود، یا نجومی که در فلک خود شناوَری میکنند یا اسبان جنگی که در عَدْو (تاختن) خود سبح (تاختن) میکنند]
- ترجمه سلطانیو شناگران با شنا کردن (در بحار اوصاف او تعالی)
- ترجمه راستینو قسم به فرشتگانی که با کمال سرعت (فرمان حق را) انجام دهند.
- ترجمه الهی قمشهای٤ فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا
و سبقت گیرندگان با سبقت جُستن [ملائکهای که در خیر از ابن آدم سبقت گرفتهاند، یا در حفظ ابن آدم از شیطان از او سبقت گرفتهاند، یا با وحی به انبیاء (ع) از شیطان سبقت گرفتهاند، یا کسانی که با ارواح مؤمنین به سوی جنّت سبقت گرفتهاند، یا نفوس بشری که در رفتن به سوی خداوند یا نزدیک شدن به او از سایر نفوس سبقت میجویند، یا در مرتبت از ملائکه سبقت میجویند، یا در خروج الی الله با شوق به او از ملک الموت سبقت میگیرند، یا نجومی که بعضی آنها در سیر کردن از بعضی سبقت میگیرند، یا اسبان جنگی که بعضی آنها از بعضی سبقت میگیرند]
- ترجمه سلطانیو سبقت گیرندگان با سبقت جُستن (در رفتن به سوی خداوند)
- ترجمه راستینقسم به فرشتگانی که (درنظم عالم) بر هم سبقت گیرند.
- ترجمه الهی قمشهای٥ فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا
و تدبیر کنندگان امر [یعنی ملائکهٔ مدبّرۀ امر اهل زمین، یا رؤساء از جنگ که امر جنود (سپاهیان) و جهاد را تدبیر مینمایند، یا نفوس کاملهٔ بازگشته از سیر الی الله در سیر الی العباد برای تکمیل آنان، یا نفوس سالکهٔ مدبّرۀ امر سیر الی الله نه مجذوبهٔ به او بدون سلوک، یا نجوم مدبّرۀ امر عالم، که البتّه حتماً برانگیخته میشوید]
- ترجمه سلطانیو تدبیر کنندگان امر
- ترجمه راستینقسم به فرشتگانی که (به فرمان حق) به تدبیر نظام خلق میکوشند (که قیامتی و حشری خواهد آمد).
- ترجمه الهی قمشهای١٠ يَقُـولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ
[مانند اینکه مقدراً گفته شده: در حقّ این روز چه میگویند؟ آنگاه فرمود: آن را انکار میکنند و] میگویند آیا همانا ما حتماً به حالت اولیّه [یعنی در حیات دوّم مشابه به حیات اوّل] بر میگردیم {حافره خلقت اوّل است، و عود (بازگشتن) در چیزی است تا آنکه آخر آن بر اوّلش برگردد}
- ترجمه سلطانیمیگویند آیا همانا ما حتماً به حالت اولیّه بر میگردیم
- ترجمه راستین(مردم غافل دنیا) گویند: آیا ما پس از مرگ باز زندگانی دیگری خواهیم یافت؟
- ترجمه الهی قمشهای١٢ قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ
[بر سبیل استهزاء، یا بر سبیل فرض و شکّ] گفتند این [بازگشتن] در آنوقت بازگشتی زیانبار است [یعنی اهل آن خاسر (زیان دیده) هستند]
- ترجمه سلطانیگفتند این (بازگشتن) در آنوقت بازگشتی زیانبار است
- ترجمه راستینو گویند: در این صورت که دیگر بار زنده شویم بسی زیانکار خواهیم بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى
آیا داستان موسی به تو رسید [پس: به آنان انجام بده آنچه را که موسی (ع) به فرعون و قومش انجام داد، و آنچه که به فرعون و قومش کردیم نسبت به آنها خواهیم کرد، و از آنچه که مکر میکنند در ضیق (تنگی) مباش زیرا تو علیهم (بر آنان) سلطانی (تسلّطی، حجّتی) داری همانطور که موسی (ع) علی (بر) قوم فرعون داشت]
- ترجمه سلطانیآیا داستان موسی به تو رسید
- ترجمه راستینآیا خبر موسی عمران به تو رسیده؟
- ترجمه الهی قمشهای١٨ فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى
و بگو آیا تو [میل] داری به اینکه [از آنچه از شرک و ذنوب (گناهان) که تو در آن هستی] پاک شوی [یا متنعّم شوی، یا در آنچه که تو از عزّت و سلطنت در آن هستی نمو یابی]
- ترجمه سلطانیو بگو آیا تو (میل) داری به اینکه پاک شوی
- ترجمه راستینپس بگو: میل داری که (از پلیدی خود پرستی و شرک) پاک و پاکیزه شوی؟
- ترجمه الهی قمشهای١٩ وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى
و تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا فروتن شوی [و برای تو مقام خشیت که آن برای عالم باللّه است حاصل شود]
- ترجمه سلطانیو تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا فروتن شوی
- ترجمه راستینو تو را به راه خدا هدایت کنم تا بترسی (و به درگاه عظمت و قدرت او خاشع و فروتن شوی).
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى
سپس [با این گمان که آیت او سحر است از جهت طلب برای آنچه که با آن آیت او را بشکند به او] پشت کرد [که در طلب آنچه که با آن حجّت او را بشکند] سعی (کوشش) کند [یا که در زمین در افساد بکوشد]
- ترجمه سلطانیسپس پشت کرد (در حالی که) سعی میکرد
- ترجمه راستیناز آن پس (که معجزه موسی دید) باز روی از حق بگردانید و (برای دفع موسی) به جهد و کوشش برخاست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى
پس خداوند با نقمتی [لایق به سخن] آخر [او (من پروردگار اعلای شما هستم)] و [سخن] اوّل [او (جز خویشتن خدائی برای شما نمیشناسم)] او را گرفت {زیرا کبریا و انانیّت ردای او تعالی میباشد و کسی که در ردای او نازع او است را با گرفتنی شدید میگیرد}
- ترجمه سلطانیپس خداوند با نقمتی (لایق به سخن) آخر (او) و (سخن) اوّل (او) او را گرفت
- ترجمه راستینخدا هم او را به عقاب دنیا و آخرت گرفتار کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى
همانا در آن البتّه عبرتی [به معنی اتّعاظی (پند گرفتنی)] هست برای کسی که [در غیب از خدای تعالی] میترسد [و در مقام علم میباشد و از مقام ظنّ که برای اصحاب نفوس میباشد خارج شده و هنوز به مقام شهود نرسیده]
- ترجمه سلطانیهمانا در آن البتّه عبرتی هست برای کسی که میترسد
- ترجمه راستینتا به هلاکت او اهل ترس از خدا عبرت گیرند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا
آیا خلقت شما [از جهت عظمت و از جهت اتقان و از جهت ادامت (دائمی بودن)] سختتر است یا آسمان که [خداوند] آن را بناء کرده؟! {یعنی اینکه خلقت شما در ابتداء ضعیفتر از خلقت آسمان است و شما را خلق کرده و آسمان را خلق نموده پس چگونه از خلقت دوّم شما عاجز باشد}
- ترجمه سلطانیآیا خلقت شما سختتر است یا آسمان که (خداوند) آن را بناء کرده؟!
- ترجمه راستینآیا بنای شما آدمیان استوارتر است یا بنای آسمان بلند که خدا آفرید؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا
سقف آن را [یعنی جهت مرتفعۀ آن را] بالا برده و آن را درست کرده [یعنی آن را با جمیع آنچه که در آن است و جمیع آنچه که مصالح بندگان در آن است تمام نموده]
- ترجمه سلطانیسقف آن را بالا برده و آن را درست کرده
- ترجمه راستینکه سقفی بس بلند و محکم بنیان در کمال زیبایی استوار ساخت.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا
و زمین را بعد (به معنی با) آن [یعنی با بناء آسمان و رفع (بالا بردن) سقف آن و اظلام (تاریک کردن) شب آن و اخراج روز آن] آن را گسترش داده
- ترجمه سلطانیو زمین را با آن، آن را گسترش داده
- ترجمه راستینو زمین را پس از آن بگسترانید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا
و کوههای آن را محکم نموده [یعنی برای تولید معادن در آنها و روئیدن گیاهان و درختان که جز در آنها نمیرویند و سهولت جریان آبها از زیر آنها و چشمهها، آنها را بر دامنۀ آنها در اوساط (وسطها) زمین ثابت نمود]
- ترجمه سلطانیو کوههای آن را محکم نموده
- ترجمه راستینو کوهها را بر روی آن استوار ساخت.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ
به عنوان متاع برای شما و برای چهارپایانتان [یعنی در حالی که آنها اشیایی هستند که در معاش خود به آنها بهرهمند میشوید، یا برای بهرهمندی شما و بهرهمندی چهارپایانتان]
- ترجمه سلطانیبه عنوان متاع برای شما و برای چهارپایانتان
- ترجمه راستینتا (از آن آب و گیاه که از بیابان و کوه بر انگیزد) قوت شما و چهارپایانتان بر آید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى
پس وقتی که مصیبت بزرگتر آید [وقتی که قیامت میآید] {طامّه داهیهای (مصیبتی) است که بر ماسوای خود غلبه میکند و قیامت داهیه است که بر جمیع دواهی (مصیبتها) غلبه میکند}
- ترجمه سلطانیپس وقتی که مصیبت بزرگتر آید
- ترجمه راستینپس چون آن واقعه بزرگ (و حادثه عظیم قیامت) پدید آید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَى
روزی که انسان آنچه که کوشش (عمل) کرده است را به یاد آورد [به معنی اینکه او آثار آن را بر نفس خود میبیند و آن را مشاهده میکند و جزای آنها را مشاهده میکند]
- ترجمه سلطانیروزی که انسان آنچه که کوشش کرده است را به یاد آورد
- ترجمه راستیندر آن روز آدمی هر چه کرده به یاد آرد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى
و امّا کسی که از مقام [خود نزد] پروردگارش [یا از قیام پروردگارش برای حساب، یا از محلّ قیام پروردگارش برای حساب، یا از تمکّن پروردگارش و قدرت او در هنگام حساب] بترسد و نفس [خویش] را از هوای [آن] نهی کند
- ترجمه سلطانیو امّا کسی که از مقام (خود نزد) پروردگارش بترسد و نفس (خویش) را از هوای (آن) نهی کند
- ترجمه راستینو هر کس از حضور در پیشگاه عزّ ربوبیت بترسید و از هوای نفس دوری جست.
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا
از تو دربارهٔ ساعت سؤال میکنند که لنگرگاه (زمان وقوع) آن کِی است [یعنی ثبات آن کِی میباشد]
- ترجمه سلطانیاز تو دربارهٔ ساعت سؤال میکنند که لنگرگاه (زمان وقوع) آن کِی است
- ترجمه راستیناز تو سؤال کنند که قیامت کی بر پا شود؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا
جز این نیست که تو بیم دهندهٔ کسی هستی که از آن میترسد [یعنی شأن تو محصور است در انذار کسی که عالِم به آن و به اهوال (ترسها) آن میباشد که انذار تو به غیر آنان نفع نمیرساند و تو سوای آن انذار شأن نداری]
- ترجمه سلطانیجز این نیست که تو بیم دهندهٔ کسی هستی که از آن میترسد
- ترجمه راستینتو را جز این نباشد که اهل ایمان را هر کس از یاد آن روز هراسان میشود به اهوال آن روز آگاه سازی.
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا
گویی که آنها روزی (حینی) که آن را میبینند [برای کوچکی دنیا در چشمان آنان یا برای شدّت اهوال آنان] جز شامگاهی یا روز آن [یا ساعتى از روز در دنیا] درنگ نکردهاند [تا آنکه به آتش خارج شوند].
- ترجمه سلطانیگویی که آنها روزی که آن را میبینند جز شامگاهی یا روز آن درنگ نکردهاند.
- ترجمه راستینچون آن روز را مردم ببینند گویی همه عمر دنیا شامگاهی یا چاشتگاهی بیش نبوده است.
- ترجمه الهی قمشهایبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
٣ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى
و تو چه میدانی شاید که او زکی (پاک) شود [یعنی تطهیر شود یا در اعمالش با کمال صلاح اصلاح کند، یا در دینش و ایمانش نمو کند]
- ترجمه سلطانیو تو چه میدانی شاید که او پاک (تطهیر) شود
- ترجمه راستینو تو چه میدانی ممکن است او مردی پارسا و پاکیزه صفات باشد.
- ترجمه الهی قمشهای٤ أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى
یا یاد آورد [یعنی متذکر شود که هنوز تزکیّه نکرده] آنگاه یادآوری به او نفع رساند [تا آنکه بعد اسلام آورد، یا حین مرگش به آن منتفع شود]
- ترجمه سلطانییا یاد آورد (متذکّر شود) آنگاه یادآوری به او نفع رساند
- ترجمه راستینیا (به تعلیم رسول) به یاد خدا آید و ذکر حق او را سودمند افتد. (مراد عبد اللّه مکتوم است که چون حضور رسول برای تعلیم قرآن آمد جمعی از اکابر کفار قریش نزد حضرت بودند، حضرت از حرص بر ایمان و هدایت آنها به او توجه کامل نکرد و به صحبت مشغول بود و مرد متشخصی از امویان بر آن نابینا ترشرویی و اظهار انزجار نمود. بر نکوهش او و حرمت عبد اللّه این آیات نازل شد).
- ترجمه الهی قمشهای١٣ فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ
در صحیفههای گرامی [یعنی الواح عالیه یا اقلام (قلمها) عالیه است، که همان عقول طولیّه یا عرضیّه یا صحف قلوب انبیاء (ع) و نفوس آنان است]
- ترجمه سلطانیدر صحیفههای گرامی
- ترجمه راستینآیات الهی در صحیفههایی مکرّم (یعنی لوح محفوظ یا کتب آسمانی یا قلوب پاکان) نگاشته است.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ
[در جواب برای سؤالی مقدّر مانند اینکه گفته شده: آیا آنچه که او را بر آلهت یا رسالت یا ولایت یا بعث دلالت کند دارد؟ پس فرمود:] از چه چیز او را خلق کرد [تا آنکه بداند که آن حقّ است]
- ترجمه سلطانیاز چه چیز او را خلق کرد
- ترجمه راستین(نمینگرد که) خدا و را از چه چیز خلق کرده است؟
- ترجمه الهی قمشهای١٩ مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ
از نطفهای [ضعیف الوجود] او را خلق کرد [که بنفسه صورت خود را در دو آنْ حفظ نمیکند، قذرهٔ (لجن، پلید) بدبو ادلّ دلیل بر مبدء و رسالت و ولایت و بعث است] سپس او را [بحسب اعضای او و اجزائش و مقدار طولش و عرضش] اندازه نمود [اندازهای که لایق به شأن او شود و افعال مترقّبه از او به سهولت تمشّی (گام برداشتن) شود]
- ترجمه سلطانیاز نطفهای او را خلق کرد سپس او را اندازه نمود
- ترجمه راستیناز آب نطفه (بی قدری بدین صورت زیبا) خلقتش فرمود
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ
سپس راه [یعنی سبیل خروج از شکم مادرش، یا سبیل سلوک برای طلب معیشت، یا سبیل سلوک الی الله و طلب معادش، یا سبیل سلوک از دنیا به آخرت با موت اضطراری] را بر او آسان نمود
- ترجمه سلطانیسپس راه را بر او آسان نمود
- ترجمه راستینسپس راه (خروج از نقص به کمال) را بر او سهل و آسان گردانید.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ
سپس او را [از صورتی و فعلیّتی که شایسته است که طرح (دور انداختن) شود] میرانید و او را [در صورتی دیگر] در قبر نهاد [تا که او را از جمیع صور با موت اختیاری یا اضطراری بمیراند سپس او را در قبر خاکی و در صور برزخی و مثالی قبر (دفن کردن) مینماید]
- ترجمه سلطانیسپس او را میراند و او را در قبر نهاد
- ترجمه راستینآن گاه (به وقت معین) او را بمیراند و به خاک قبر سپرد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ كَلَّا لَـمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ
چنین نیست، آنچه [از اخلاص عبادت و اتمام عبودیّت] که به او امر کرده را هنوز انجام نداده [تا آنکه آنچه که شهودش از نشر و حساب و عقاب تمنّا میکند را مشاهده کند، یا انسان هنوز آنچه که خدای تعالی از اوامر شرعی قالبی به او امر کرده است را انجام نداده تا آثار آلهت یا رسالت یا ولایت را مشاهده نماید یا نشر بندگان و حساب آنان را از طریق باطن خویش مشاهده نماید، یا هنوز خداوند آنچه از حشر خلائق و نشر آنها و حسابشان و ثوابشان و عقابشان که به او امر کرده و آن را مقدّر نموده را قضاء نکرده تا آنکه آنچه که از نشر خلایق میگوییم را مشاهده کند]
- ترجمه سلطانیچنین نیست، آنچه که به او امر کرده را هنوز انجام نداده
- ترجمه راستینچنین نیست (که منکران معاد میپندارند) بشر کافر هنوز آنچه خدا امر کرده به جا نیاورده (تا سعادت ابد یابد).
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ
پس انسان باید [به اسباب و مسبّبات و چگونگی ترقّی آنها و ترتّب آنها و وصول آنها به غایات آنها نظر کند و مسبّبات آنها را مشاهده کند تا آنکه به علم الیقین بداند که آنها الهی دارند و اینکه برای او رسولی و امامی هست، و اینکه انسان در تقلّبات (دگرگونیها) خود منتهی میشود به آنکه از قشرش و قالبش خارج میشود، و به لبّ (مغز) خود و قلب خود و به حساب خود و ربّ خود میرسد و از جملهٔ اسباب و مسبّبات باید] به طعام [صوری و معنوی] خویش نظر کند
- ترجمه سلطانیپس انسان باید به طعام خویش نظر کند
- ترجمه راستینآدمی باید به قوت و غذای خود به چشم خود بنگرد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا
همانا ما آب را [از ابرها] با فرو ریختنی [عجیب که به قدر حاجت میباشد و زیاد نیست به حیثی که به او ضرر برساند و نه در غیر وقت حاجت] فرو ریختیم
- ترجمه سلطانیهمانا ما آب را با فرو ریختن فرو ریختیم
- ترجمه راستینکه ما آب باران فرو ریختیم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ
به جهت تمتیع (بهرهمندی) برای شما و برای چهارپایان شما [پس بعد آنکه شما را از ادنی مراتب وجود شما و همان مقام نطفۀ قذره بودن شما تا مقامات اعلای شما و همان مقام روحانیّت شما و مشارکت شما بر ملائکه است رساندیم چگونه شما را مهمل گذاریم، بلکه شما را از عالم شما به عالم اعلی مبعوث میکنیم]
- ترجمه سلطانیبه جهت تمتیع (بهرهمندی) برای شما و برای چهارپایان شما
- ترجمه راستینتا شما آدمیان و حیوانات شما هم از آن بهرهمند شوید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ فَإِذَا جَاءَتِ الصَّاخَّةُ
و وقتی که صدای نهیب بیاید {«صخّ» زدن با چیز صلب (سفت) بر مصمت (صامت) است، و «صاخّهٔ» صیحهای است که برای شدّت آن گوشها کر میشود و قیامت و داهیه (مصیبت) است}
- ترجمه سلطانیو وقتی که صدای نهیب بیاید
- ترجمه راستین(به یاد آرید) آن گاه که ندای مهیب قیامت (به گوش همه خلق) برسد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ
برای هر شخص از آنها در آنروز شأنی هست که او را بینیاز میکند
- ترجمه سلطانیبرای هر شخص از آنها در آنروز شأنی هست که او را بینیاز میکند
- ترجمه راستیندر آن روز هر کس چنان گرفتار شأن و کار خود است که به هیچ کس نتواند پرداخت.
- ترجمه الهی قمشهای٤١ تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ
که [از هول قیامت] به آنها تیرگی میپوشاند [کدرت و سواد (سیاهی) آن را فرا میگیرد] {«غبره» آنچه است که از آسمان به زمین میافتد و «قتره» آنچه است که از زمین به آسمان بالا میرود}
- ترجمه سلطانیکه به آنها تیرگی میپوشاند
- ترجمه راستینو به رویشان خاک سیاه ذلّت و خجلت نشسته.
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ
آنان همان کفره (کافران، در زیر پوشش نهفته شدگان) [از علم خویش] و فاجران [در اعمالشان] هستند [و آنان در دو قوّۀ علّامه و عمّالهٔ خود ناقصند].
- ترجمه سلطانیآنان همان کافران (در زیر پوشش نهفته شدگان) و فاجران (در اعمالشان) هستند.
- ترجمه راستینآنها همان کافران و بدکاران عالمند.
- ترجمه الهی قمشهایبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
٤ وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ
و وقتی که شتران آبستن ده ماهه معطّل [بدون حارس مهمل گذاشته] شوند
- ترجمه سلطانیو وقتی که شتران آبستن ده ماهه (بدون حارس) معطّل (مهمل گذاشته) شوند
- ترجمه راستینو آن گاه که شتران ده ماهه آبستن را (که نزد عرب بسیار عزیز است) به کلی رها کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٧ وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ
و وقتی که نفوس [هر کدام با سنخ خود از انسانها و شیاطین، یا با ملک، و حور العین و جنّ و شیاطین، یا هر کدام با بدن مناسب بر خود، یا هر کدام با جزای عمل خویش در آخرت] جفت شوند
- ترجمه سلطانیو وقتی که نفوس (با سنخ خود) جفت شوند
- ترجمه راستینو هنگامی که نفوس خلق همه با همجنس خود در پیوندند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ
و قسم [ن]میخورم [یا برای عدم حاجت به قسم قسم نمیخورم] به کواکب ناپیدا شونده [در افق یا تحت نور خورشید]
- ترجمه سلطانیو قسم (ن)میخورم به کواکب ناپیدا شونده (در افق یا تحت نور خورشید)
- ترجمه راستینچنین نیست (که منکران قرآن پندارند) قسم یاد میکنم به ستارگان باز گردنده.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ مُّطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ
[در ملائکه] مطاع است [یا در جملۀ مخلوقات برای اینکه او در عالم کبیر به منزلۀ نفس انسانی در عالم صغیر است]، در آنجا [بر وحی خداوند و مدائنِ (شهرهای) علم او] امین است
- ترجمه سلطانیمطاع است، در آنجا امین است
- ترجمه راستینو در آنجا فرمانده فرشتگان و امین وحی خداست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ
و هرآینه او [یعنی قرآن را یا قرآن ولایت علی (ع) یا جبرئیل یا علی (ع)] را در افق روشن دید {و آن افق عالم غیب است}
- ترجمه سلطانیو هرآینه او (قرآن یا جبرئیل یا علی (ع)) را در افق روشن دید
- ترجمه راستینو او امین وحی را در افق اعلای مشرق درست مشاهده کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ
و او بر غیب تنگ نظر (بخیل) نیست [تا آن را کتمان کند و آن را بر شما ظاهر نسازد]
- ترجمه سلطانیو او بر غیب تنگ نظر (بخیل) نیست
- ترجمه راستینو این رسول شما بر وحی از عالم غیب بخل نمیورزد (و شما را از علم وحی خود آگاه میسازد).
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ لِـمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ
برای کسی از شما که بخواهد که [در طاعت علی (ع) و ائمهٔ بعد او] استقامت کند [یا در افعال خود و اقوال خود و احوال خود و اخلاق خویش مستقیم شود یعنی بنابر صدق در آن متمکّن شود]
- ترجمه سلطانیبرای کسی از شما که بخواهد که (در طاعت علی (ع) و ائمهٔ بعد از او) استقامت کند
- ترجمه راستینتا هر که از شما بندگان بخواهد راه راست (حق پرستی و سعادت ابد) پیش گیرد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَـمِينَ
و نمیخواهید مگر اینکه الله پروردگار عالمیان بخواهد.
- ترجمه سلطانیو نمیخواهید مگر اینکه الله پروردگار عالمیان بخواهد.
- ترجمه راستینو شما (کافران، راه حق را) نمیخواهید مگر خدای آفریننده عالم بخواهد.
- ترجمه الهی قمشهای