حزب شمارهٔ ۱۱۷


سورهٔ ۷۸- النبإ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ

دربارهٔ چه از یکدیگر می‌پرسند [آنها بین خود از مبدء و صفات او و از قیامت و علامات آن، و از بعث و ثواب آن و عقاب آن سؤال می‌کردند، یا بعد آنکه رسول خدا (ص) به ولایت اشاره نمود از آن سؤال می‌کردند، زیرا آن نبأ عظیم (خبر بزرگ) است که اختلاف در آن واقع می‌شود، و اینکه آن نبأئی (خبری) است که شایسته است که مردم در ترک آن تهدید شوند، برای اینکه آن فارقهٔ (جدا کنندهٔ) بین اهل جنّت و آتش است زیرا قابل بر آن وقتی که در آخرت به آن می‌رسد بدون ریبی (تردیدی) در جنّت داخل می‌شود، و خارج از آن وقتی که با خروج از آن در آخرت خارج می‌شود در آتش داخل می‌شود] {زیرا اگر بنده‌ای هفتاد خریفی (پاییزی) در زیر ناودان عبادت خداوند کند که شب‌هایش را قائم (نماز) روزهایش را روزه بدارد و ولایت علیّ بن ابی طالب (ع) را نداشته باشد البتّه خداوند او را بر دو سوراخ بینی‌اش در آتش اندازد}

- ترجمه سلطانی

دربارهٔ چه از یکدیگر می‌پرسند

- ترجمه راستین

(مردم) از چه خبر مهمی پرسش و گفتگو می‌کنند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ

از خبر بزرگ

- ترجمه سلطانی

از خبر بزرگ

- ترجمه راستین

از خبر بزرگ (قیامت).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ

که آنها در آن اختلاف کننده‌اند

- ترجمه سلطانی

که آنها در آن اختلاف کننده‌اند

- ترجمه راستین

که در آن با هم به جدال و اختلاف کلمه برخاستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ

نباید [دربارهٔ آن اختلاف شود، زیرا آن امری است که نشاید که در آن اختلاف شود، یا دربارهٔ انکار مستفاد از اختلاف است زیرا اختلاف جز به اقرار برخی و انکار برخی نمی‌باشد]، بزودی [حین رفع حُجُب از دیده‌ها هنگام مرگ یا قیامت کبری] خواهند دانست

- ترجمه سلطانی

نباید (نشابد در آن اختلاف شود)، بزودی خواهند دانست

- ترجمه راستین

چنین نیست (که منکران پنداشته‌اند) به زودی (به وقت مرگ) خواهند دانست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ

سپس نباید، بزودی خواهند دانست

- ترجمه سلطانی

سپس نباید، بزودی خواهند دانست

- ترجمه راستین

و باز چنین نیست (که منکران پنداشته‌اند) البته به زودی آگاه می‌شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا

[در جواب به این سؤال مقدّر که گوئی گفته شده: آیا خداوند برای بندگانش دلیلی بر ولایت قرار نداده؟ یا بر حشر و حساب و ثواب و عقاب؟ یا گفته شده: آیا برای آنان ولیّی قرار نداده؟ یا آیا برای آنان حشر و حسابی نمی‌باشد؟ آنگاه فرمود: چگونه برای آنها دلیلی بر آن قرار نداده‌ایم، یا چگونه آنان را مهمل گذاشته‌ایم و بعد رسول (ص) برای آنها رئیسی و امامی قرار نداده‌ایم؟! یا چگونه آنان را مهمل می‌گذاریم و آنها را بر نمی‌انگیزانیم و حال آنکه ما آنان را حینی که چیزی مذکور نبوده مهمل نگذاشتیم یا جمیع اسباب وجود آنان و اسباب بقای آنان را برای آنها قرار دادیم] آیا زمین را بستر قرار ندادیم

- ترجمه سلطانی

آیا زمین را بستر قرار ندادیم

- ترجمه راستین

آیا ما زمین را مهد آسایش خلق نگردانیدیم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا

و کوه‌ها را به عنوان میخ‌ها

- ترجمه سلطانی

و کوه‌ها را به عنوان میخ‌ها

- ترجمه راستین

و کوهها را عماد و نگهبان آن نساختیم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا

و شما را [به صورت] زوج‌هایی (اصنافی، مذکّر و مؤنّث) خلق کردیم [تا آنکه بعضی شما به بعضی اُنس یابید و تا سکون یابید و تناسل ممکن شود، یا شما را به عنوان اصناف قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید، و تا بعضی شما حاجت بعضی را رفع کند]

- ترجمه سلطانی

و شما را (به صورت) زوج‌هایی (اصنافی، مذکّر و مؤنّث) خلق کردیم

- ترجمه راستین

و شما را جفت (زن و مرد) آفریدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا

و خوابتان را آسایش قرار دادیم [یعنی به عنوان راحت یا قطع از اعمال و متاعب (خستگی‌ها)]

- ترجمه سلطانی

و خوابتان را آسایش قرار دادیم

- ترجمه راستین

و خواب را برای شما مایه (قوم حیات و) استراحت قرار دادیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا

و شب را پوشش قرار دادیم [به عنوان ساتر که هر عورتی را می‌پوشاند]

- ترجمه سلطانی

و شب را پوشش قرار دادیم

- ترجمه راستین

و (پرده سیاه) شب را ساتر (احوال خلق) گردانیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا

و روز را به جهت معاش [وقت تمتّع شما یا سبب ابتغاء معاش شما] قرار دادیم

- ترجمه سلطانی

و روز را به جهت معاش قرار دادیم

- ترجمه راستین

و روز روشن را برای تحصیل معاش آنان مقرر داشتیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا

و فوق شما هفت مستحکم (استوار) بناء کردیم [که انثلام (رخنه) قبول نمی‌کند و بقای شما و تعیّش (زندگانی) شما با بناء آنها و قرار دادن کواکب در آنها می‌باشد]

- ترجمه سلطانی

و فوق شما هفت مستحکم (استوار) بناء کردیم

- ترجمه راستین

و بر فراز شما هفت آسمان محکم بنا کردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا

و چراغی فروزان قرار دادیم (خلق کردیم) [که وجود شما و نه بقای شما بدون آن ممکن نمی‌شود]

- ترجمه سلطانی

و چراغی فروزان قرار دادیم

- ترجمه راستین

و چراغی (چون خورشید) رخشان بر افروختیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجًا

و از فشرده شده‌ها [یعنی ابرهایی که معصوره (فشرده) گشته‌اند یعنی به عنوان متراکمه با سرما و باد یا بادی که معصره (فشار آورنده) بر ابرها می‌باشد، یا بادهایی که دارای اعاصیر (فشار آورنده‌ها، گردبادها) به اغبره (غبارها) می‌باشند زیرا بادها اسباب نزول باران می‌باشند] آبی پُر بارش را نازل کردیم [که سیّال به مواضع زراعات شما و روضات (باغ‌ها) شما است و حیات شما به آن می‌باشد]

- ترجمه سلطانی

و از فشرده شده‌ها (ابرهای فشرده شده) آبی پُر بارش را نازل کردیم

- ترجمه راستین

و از فشار و تراکم ابرها آب باران فرو ریختیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ لِّنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَبَاتًا

تا با آن [برای ارزاق شما و ارزاق دوابّ (چهارپایان، جنبندگان) شما] دانه را و [همچنین] گیاه را خارج کنیم

- ترجمه سلطانی

تا با آن دانه و گیاه را خارج کنیم

- ترجمه راستین

تا بدان آب، دانه و گیاه رویانیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ وَجَنَّاتٍ أَلْفَافًا

و باغ‌های انبوهی (با درختان به هم پیچیده) را

- ترجمه سلطانی

و باغ‌های انبوهی را

- ترجمه راستین

و باغهای پر درخت (و انواع میوه‌ها) پدید آوریم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا

[در جواب برای سؤالی مقدّر گوئی که گفته شده: وقتی که آنان را بدون حساب و ثواب و عقاب مهمل نمی‌گذاری پس آیا موعدی برای آن هست؟ یا وقتی که آنان را بدون ولیّی و رئیسی مهمل نمی‌گذاری پس آیا برای ظهور آن ولیّ موعدی هست؟ آنگاه فرمود:] همانا روز فصل (جدایی) به عنوان میقات (محلّ قرار) می‌باشد {و مراد از روز «فصل» روز خروج روح از بدن، یا روز فصل (جدا شدن) محقّ از مبطل و ناجی (نجات یابنده) از هالک (هلاک شونده) است}

- ترجمه سلطانی

همانا روز جدایی به عنوان میقات (محلّ قرار) می‌باشد

- ترجمه راستین

همانا روز فصل (یعنی روز قیامت که در آن فصل خصومتها شود) وعده گاه خلق است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا

روزی که [نفخۀ اوّل یا نفخۀ دوّم] در صور دمیده می‌شود آنگاه دسته دسته می‌آیید

- ترجمه سلطانی

روزی که در صور دمیده می‌شود آنگاه دسته دسته می‌آیید

- ترجمه راستین

آن روزی که در صور بدمند (تا مردگان زنده شوند) و فوج فوج (به محشر) در آیید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ وَفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا

و آسمان گشوده شود و باب‌هایی شوند {اشعار به این است که آسمان از اوّل خلقتش منفتحه‌ای (گشوده شده) منشقه (شکافته شده) بوده که بحسب انظار ظاهره دیده می‌شود که آن غیر منفرجه (گشوده شده) است زیرا هر ممکنی زوج ترکیبی‌ای منشق به ماهیّتی و وجودی، و وجوبی و امکانی است، و معنیِ به عنوان ابواب بودنِ آن این است که آنها ابواب بر ملکوت هستند، کما اینکه آسمان‌های عالم ارواح ابواب برای غیب و فعل او هستند که همان عالم مشیّت است}

- ترجمه سلطانی

و آسمان گشوده شود و باب‌هایی شوند

- ترجمه راستین

و درهای آسمان به ابواب مختلف گشوده شود (تا هر فوجی از دری شتابند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا

و کوه‌ها به سیر (حرکت) افتند و سرابی شوند [یعنی اینکه کوه‌ها را می‌پنداری که آنها ثابت هستند و (حال آنکه) آنها به مقتضای تجدّد جوهری مانند ابرها مرور دارند، و سراب بودن آنها از جهت این است که کوه‌ها را عظیم ثابت جامد می‌بینی و (حال آنکه) این‌چنین نیست] {و همچنین است حال کوه‌های انّیّات برای اشیاء زیرا آنها را اشیاء مستقلّی در وجود می‌بینی که دارای نفسیّات هستند و (حال آنکه) این‌چنین نیستند}

- ترجمه سلطانی

و کوه‌ها به سیر (حرکت) افتند و سرابی شوند

- ترجمه راستین

و کوهها را به گردش آرند تا به مانند سراب گردد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا

همانا جهنّم به عنوان کمینگاه می‌باشد {مرصاد طریق یا مکانی است که در آن برای دشمن کمین می‌کنند و مانند این است که نگهبانان در جهنّم در کمین دشمنان اولیای خدا هستند}

- ترجمه سلطانی

همانا جهنّم به عنوان کمینگاه می‌باشد

- ترجمه راستین

همانا دوزخ کمینگاه (کافران و بد کاران) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ لِّلطَّاغِينَ مَآبًا

که محلّ بازگشتی برای سرکشان است {«طغى» به معانی «از اندازه تجاوز کرد»، و «بالا آمد» و «در کفر غلوّ کرد» و «در معاصی و ظلم اسراف نمود» است}

- ترجمه سلطانی

که محلّ بازگشتی برای سرکشان است

- ترجمه راستین

آن دوزخ جایگاه مردم سرکش ستمکار است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ لَّابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا

احقابی {احقاب جمع حُقب به معنی هشتاد سال یا بیشتر و دهر و سال و سال‌ها است} در آن درنگ کننده‌اند {این توقیت (تعیین وقت کردن) برای انواع عذاب است نه بر مکث (درنگ کردن) آنان در آتش}

- ترجمه سلطانی

سال‌ها در آن درنگ کننده‌اند

- ترجمه راستین

که در آن قرنها بمانند (و عذاب کشند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا

در آن خنکی و نه شربتی نمی‌چشند [یعنی سردیی که از حرارت آتش به آنان نفع رساند و نه شرابی که از عطششان به آنان نفع رساند]

- ترجمه سلطانی

در آن خنکی و نه شربتی نمی‌چشند

- ترجمه راستین

هرگز در آنجا هیچ هوی خنک و شراب (طهور) نیاشامند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ إِلَّا حَمِيمًا وَغَسَّاقًا

مگر آب داغ و غسّاق (زردآب، چرکاب، یا چرک زخم اهل آتش)

- ترجمه سلطانی

مگر آب داغ و زردآب (چرک زخم)

- ترجمه راستین

مگر آبی پلید و سوزان که حمیم و غسّاق جهنم است به آنها دهند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ جَزَاءً وِفَاقًا

به عنوان جزای موافق [با اعمالشان به آنان این مجازات را جزاء می‌دهد]

- ترجمه سلطانی

به عنوان جزای موافق

- ترجمه راستین

کیفری که با اعمال آنها موافق است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَابًا

همانا آنان امید به حساب نمی‌داشتند [یعنی به حشری و حسابی اعتقاد نداشتند، یا از حساب نمی‌ترسیدند]

- ترجمه سلطانی

همانا آنان امید به حساب نمی‌داشتند

- ترجمه راستین

زیرا آنها به حقیقت امید به روز حساب نداشتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كِذَّابًا

و آیات ما [از حیث اینکه آنها آیات هستند و اعظم آنها علی (ع) است] را با تکذیب کردنی شدید دروغ می‌شمردند

- ترجمه سلطانی

و آیات ما را با تکذیب کردنی شدید دروغ می‌شمردند

- ترجمه راستین

و آیات ما را سخت تکذیب کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَابًا

و هر چیزی را ما آن را احصاء کردیم [و از چیزهایی که ما آن را «احصاء» کردیم (بر شمردیم) اعمالشان است که عمل کردند] در کتاب هست [آن نزد ما مکتوب است یا در حالی است که آن نزد ما مکتوب است]

- ترجمه سلطانی

و هر چیزی که ما (از اعمال) او را بر شمردیم در کتاب هست

- ترجمه راستین

و حال آنکه حساب هر چیزی را ما در کتابی (به احصاء و شماره) رقم کرده‌ایم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ فَذُوقُوا فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَابًا

پس [بگو] بچشید که هرگز جز عذاب به شما نخواهیم افزود [جوابی برای سؤالی مقدّر است مانند اینکه گفته شده: این حال تکذیب کنندگان به «النّبأ العظیم» است پس حال تصدیق کنندگان ولایت چگونه است؟ پس فرمود:]

- ترجمه سلطانی

پس بچشید که هرگز جز عذاب به شما نخواهیم افزود

- ترجمه راستین

پس بچشید (کیفر تکذیب و بدکاری را) که هرگز بر شما چیزی جز رنج و عذاب دوزخ نیفزاییم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا

همانا محلّ رستگاری برای پرهیزگاران

- ترجمه سلطانی

همانا محلّ رستگاری برای پرهیزگاران

- ترجمه راستین

متقیان را در آن جهان مقام گشایش و هر گونه آسایش است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا

باغ‌ها و انگورها [یعنی بستان‌ها و میوه‌های آنها لکن انگورها را با ذکر کردن خاصّ کرد برای امتیاز آنها از بین میوه‌ها]

- ترجمه سلطانی

باغ‌ها و انگورها

- ترجمه راستین

باغها و تاکستانهاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا

و نارپستان‌های (دخترانی که پستان‌هایشان نارپستان است) هم سنّ [یعنی در سنّ مساوی هستند و همهٔ آنها در اوّل بلوغند]

- ترجمه سلطانی

و نارپستان‌های هم سنّ

- ترجمه راستین

و دختران زیبای دلربا که همه در خوبی و جوانی مانند یکدیگرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ وَكَأْسًا دِهَاقًا

و جام‌های لبریز (پُر یا پیاپی) هست

- ترجمه سلطانی

و جام‌های لبریز هست

- ترجمه راستین

و جامهای پر از شراب (طهور و انواع نوشابه‌های شیرین و خوش).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا

در آنجا لغوی و نه دروغی نمی‌شنوند

- ترجمه سلطانی

در آنجا لغوی و نه دروغی نمی‌شنوند

- ترجمه راستین

هرگز در آنجا سخن بیهوده و دروغ نشنوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ جَزَاءً مِّن رَّبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا

به عنوان جزاء از سوی پروردگارت است با عطاء کردنی حسابی [بطور کافی یا بنابر قدر (اندازه) اعمالشان]

- ترجمه سلطانی

به عنوان جزاء از سوی پروردگارت است با عطاء کردنی حسابی (بطور کافی)

- ترجمه راستین

این (نعمتهای ابدی) مزدی به عطاء و حساب پروردگار توست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ رَّبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا

پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه که بین آن دو است رحمان است که خطابی را از او مالک نمی‌شوند [یعنی مالک مخاطبه کردن با او نمی‌شوند، یا از اذن او مالک مخاطبه کردنی نمی‌شوند و قدرت ندارند و در آن اذن داده نمی‌شوند]

- ترجمه سلطانی

پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه که بین آن دو است رحمان است که خطابی را از او مالک نمی‌شوند (در آن اذن داده نمی‌شوند)

- ترجمه راستین

خدایی که آسمانها و زمین و همه مخلوقاتی که در بین آسمان و زمین است بیافریده همان خدای مهربان که (در عین مهربانی) کسی (از قهر و سطوتش) با او به گفتگو نتواند لب گشود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا

روزی که روح قیام می‌کند {روح در اینجا عبارت از ربّ النوع انسانی است که او اعظم از جمیع ملائکه است و مقام او فوق مقام جمیع ملائکه بلکه فوق عالم امکان است که با احدی از انبیاء (ع) نبوده، و با محمّد (ص) و بعد او با اوصیای او (ع) می‌باشد و از او به روح القدس تعبیر می‌شود} و ملائکه صف کشیده [در صف] هستند [یا در حالی که صف کشیده‌اند] و سخن نمی‌گویند مگر کسی که رحمان به او اجازه داده و [آنگاه در دنیا یا نزد خداوند] به نیکی می‌گوید

- ترجمه سلطانی

روزی که روح قیام می‌کند و ملائکه صف کشیده هستند و سخن نمی‌گویند مگر کسی که رحمان به او اجازه داده و (آنگاه) به نیکی (نزد خداوند سخن) می‌گوید

- ترجمه راستین

روزی که آن فرشته بزرگ روح القدس با همه فرشتگان صف زده و به نظم برخیزند و هیچ کس سخن نگوید جز آن کسی که خدای مهربانش به سخن اذن دهد و او سخن به صواب گوید (و به اذن خدا شفاعت گنهکاران کند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَن شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا

آن روز حقّ است، پس کسی که بخواهد مراجعت به پروردگار خویش را اتّخاذ کند [یعنی کسی که بخواهد «مآبی» (مراجعتی، بازگشتن از سفر، محلّ بازگشتی) به پروردگار مضاف خویش به علی (ع) اتّخاذ کند، یا کسی که بخواهد به پروردگار مطلق خویش مآبی گیرد، و مآب در این صورت همان ولایت و اتّباع علی (ع) است]

- ترجمه سلطانی

آن روز حقّ است، پس کسی که می‌خواهد مراجعت نزد پروردگار (مضاف)ش را اتّخاذ کند

- ترجمه راستین

چنین روز حتمی و محقق خواهد بود، پس هر که می‌خواهد نزد خدای خود (در آن روز) مقام و منزلتی یابد (امروز در راه ایمان و طاعت بکوشد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُـولُ الْكَافِرُ يَالَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا

همانا ما به شما از عذابی نزدیک بیم دادیم [یعنی ما شما را انذار کردیم]، روزی که مرد (شخص) نظر می‌کند به آنچه که دو دست او [از خیر یا شرّ] پیش فرستاده‌اند [و آن روز مرگ یا روز قیامت کبرا است] و کافر [به ولایت] می‌گوید ای [قوم من] کاش [در دنیا] خاکی می‌بودم [که حشر و نشر و حساب و عقاب نمی‌داشتم، یا کاش در این روز خاکی می‌بودم که برای من حسابی نمی‌بود، یا کاش خاکی قابل برای خلق اشیای دیگر از من بودم].

- ترجمه سلطانی

همانا ما به شما از عذابی نزدیک بیم دادیم، روزی که مرد (شخص) نظر می‌کند به آنچه که دو دست او پیش فرستاده‌اند و کافر می‌گوید ای کاش خاکی می‌بودم.

- ترجمه راستین

ما شما را از روز عذاب که نزدیک است ترسانیده و آگاه ساختیم، روزی که هر کس هر چه کرده در پیش روی خود حاضر بیند و کافر در آن روز گوید که ای کاش خاک بودم (تا چنین به آتش کفر خود نمی‌سوختیم).

- ترجمه الهی قمشه‌ای
سورهٔ ۷۹- النازعات

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا

قسم به [نفوس] مشتاقان [به اوطان (وطن‌ها) حقیقیشان یا به نفوس مرتدع (باز ایستنده، دست کشنده) از نفس و علائق آن] به غرق شدن [که در اهتمام به سیر الی الله، یا در بحار (دریاها) حبّ او، یا در بحار صفات او، یا در بحر (دریا) احدیّت غرق شده‌اند]

- ترجمه سلطانی

قسم به مشتاقان به غرق شدن (در اوطان حقیقی خود)

- ترجمه راستین

قسم به فرشتگانی که (جان کافران را) به سختی بگیرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا

قسم به [نفوس پاک] چالاکان با نشاط [یعنی نفوس چالاک پاک در سیر الی الله یا چالاک در خروج از دار النّفس، یا خارج شدگان از دار النّفس به دار القلب، یا مراد از «نازعات» ملائکهٔ عذاب هستند که ارواح کفّار را نزع (کندن جان) می‌کنند، و مراد از «ناشطات» ملائکۀ رحمت هستند که ارواح مؤمنین را با رفق (مدارا) خارج می‌سازند، یا مراد از «نازعات» نجوم هستند که از مطالع (محلّ‌های طلوع) خود نزع (درآمدن) می‌کنند و در مغارب (محلّ‌های غروب) خود غرق می‌شوند، و مراد از «ناشطات» نجوم هستند که از برجی به برجی خارج می‌شوند، یا مراد از «نازعات» قسی (کمان) است که سهم (تیر) می‌اندازد، و مراد از «ناشطات» اسب‌های سمین (تنومند) در جهاد است، یا مراد از «نازعات» نفوس مشتاق به خداوند، و مراد از «ناشطات» نفوس شتابان در خروج هنگام مرگ است]

- ترجمه سلطانی

قسم به (نفوس پاک) چالاکان با نشاط (در سیر الی الله)

- ترجمه راستین

قسم به فرشتگانی که (جان اهل ایمان را) به آسایش و نشاط ببرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا

و شناگران با شنا کردن [نفوس سابحه (شناگر) در بحار اوصاف او تعالی، یا جاری شدهٔ شتابان به سوی خداوند، یا ملائکه‌ای که در امر خداوند بدون تأمّلی و توانی (سستی‌ای) شتاب می‌کنند مانند سابح (شناگر) در آب، یا ملائکه‌ای که ارواح مؤمنین را سباحت (شنا کردن) می‌کنند که آنان را به سلّی (بی‌خیال کردنی، پوستهٔ جنین را پاره کردنی) رقیق (نرم، خوش) تسلّی (از اندوه بیرون کردن) می‌دهند سپس آنان را می‌خوانند تا آنکه مانند سابح با چیزی در آب استراحت (برآسودن) می‌کنند، یا ملائکه‌ای که با اسراع (شتافتن) از آسمان به زمین نازل می‌شوند چنانکه به فرس (اسب) جواد (تندرو) سابح گفته می‌شود، یا نجومی که در فلک خود شناوَری می‌کنند یا اسبان جنگی که در عَدْو (تاختن) خود سبح (تاختن) می‌کنند]

- ترجمه سلطانی

و شناگران با شنا کردن (در بحار اوصاف او تعالی)

- ترجمه راستین

و قسم به فرشتگانی که با کمال سرعت (فرمان حق را) انجام دهند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا

و سبقت گیرندگان با سبقت جُستن [ملائکه‌ای که در خیر از ابن آدم سبقت گرفته‌اند، یا در حفظ ابن آدم از شیطان از او سبقت گرفته‌اند، یا با وحی به انبیاء (ع) از شیطان سبقت گرفته‌اند، یا کسانی که با ارواح مؤمنین به سوی جنّت سبقت گرفته‌اند، یا نفوس بشری که در رفتن به سوی خداوند یا نزدیک شدن به او از سایر نفوس سبقت می‌جویند، یا در مرتبت از ملائکه سبقت می‌جویند، یا در خروج الی الله با شوق به او از ملک الموت سبقت می‌گیرند، یا نجومی که بعضی آنها در سیر کردن از بعضی سبقت می‌گیرند، یا اسبان جنگی که بعضی آنها از بعضی سبقت می‌گیرند]

- ترجمه سلطانی

و سبقت گیرندگان با سبقت جُستن (در رفتن به سوی خداوند)

- ترجمه راستین

قسم به فرشتگانی که (درنظم عالم) بر هم سبقت گیرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا

و تدبیر کنندگان امر [یعنی ملائکهٔ مدبّرۀ امر اهل زمین، یا رؤساء از جنگ که امر جنود (سپاهیان) و جهاد را تدبیر می‌نمایند، یا نفوس کاملهٔ بازگشته از سیر الی الله در سیر الی العباد برای تکمیل آنان، یا نفوس سالکهٔ مدبّرۀ امر سیر الی الله نه مجذوبهٔ به او بدون سلوک، یا نجوم مدبّرۀ امر عالم، که البتّه حتماً برانگیخته می‌شوید]

- ترجمه سلطانی

و تدبیر کنندگان امر

- ترجمه راستین

قسم به فرشتگانی که (به فرمان حق) به تدبیر نظام خلق می‌کوشند (که قیامتی و حشری خواهد آمد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ

روزی که لرزاننده [همان نفخهٔ اولی] می‌لرزاند

- ترجمه سلطانی

روزی که لرزاننده می‌لرزاند

- ترجمه راستین

روزی که آن لرزاننده (یعنی نفخه صور الهی، جهان را) بلرزاند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ

[نفخهٔ دوم] دنبال آن در پی می‌آید

- ترجمه سلطانی

دنبال آن در پی می‌آید

- ترجمه راستین

و لرزاننده دیگر (یعنی نفخه صور دیگر) از پی آن در آید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ

قلب‌ها در آنروز تپنده (مضطرب) هستند

- ترجمه سلطانی

قلب‌ها در آنروز تپنده هستند

- ترجمه راستین

در آن روز سخت دلهای برخی مضطرب و هراسان شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ

چشمان [قلوب] آنها خاشع است

- ترجمه سلطانی

چشمان (قلوب) آنها خاشع است

- ترجمه راستین

که (از ترس) چشمها به زیر افکنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ يَقُـولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ

[مانند اینکه مقدراً گفته شده: در حقّ این روز چه می‌گویند؟ آنگاه فرمود: آن را انکار می‌کنند و] می‌گویند آیا همانا ما حتماً به حالت اولیّه [یعنی در حیات دوّم مشابه به حیات اوّل] بر می‌گردیم {حافره خلقت اوّل است، و عود (بازگشتن) در چیزی است تا آنکه آخر آن بر اوّلش برگردد}

- ترجمه سلطانی

می‌گویند آیا همانا ما حتماً به حالت اولیّه بر می‌گردیم

- ترجمه راستین

(مردم غافل دنیا) گویند: آیا ما پس از مرگ باز زندگانی دیگری خواهیم یافت؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً

آیا وقتی که به صورت استخوان‌های پوسیده شده [به معنی پاشیده، متفتّت (ریزریز شده)] باشیم

- ترجمه سلطانی

آیا وقتی که به صورت استخوان‌های پوسیده شده باشیم

- ترجمه راستین

چگونه چون مردیم و استخوان ما پوسید زنده خواهیم شد؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ

[بر سبیل استهزاء، یا بر سبیل فرض و شکّ] گفتند این [بازگشتن] در آنوقت بازگشتی زیانبار است [یعنی اهل آن خاسر (زیان دیده) هستند]

- ترجمه سلطانی

گفتند این (بازگشتن) در آنوقت بازگشتی زیانبار است

- ترجمه راستین

و گویند: در این صورت که دیگر بار زنده شویم بسی زیانکار خواهیم بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ

پس جز این نیست که آن یک نهیب [یعنی صیحه‌ای (بانگی) واحد] است

- ترجمه سلطانی

و آن جز یک نهیب نیست

- ترجمه راستین

جز یک صدای مهیب (که در صور اسرافیل کنند) نشنوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ

پس آنوقت آنها [از قبور] در بیابان [بر وجه زمین] خواهند بود

- ترجمه سلطانی

پس آنوقت آنها در بیابان خواهند بود

- ترجمه راستین

و ناگاه همه از خاک بر شوند و به صحرای قیامت رهسپار گردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى

آیا داستان موسی به تو رسید [پس: به آنان انجام بده آنچه را که موسی (ع) به فرعون و قومش انجام داد، و آنچه که به فرعون و قومش کردیم نسبت به آنها خواهیم کرد، و از آنچه که مکر می‌کنند در ضیق (تنگی) مباش زیرا تو علیهم (بر آنان) سلطانی (تسلّطی، حجّتی) داری همانطور که موسی (ع) علی (بر) قوم فرعون داشت]

- ترجمه سلطانی

آیا داستان موسی به تو رسید

- ترجمه راستین

آیا خبر موسی عمران به تو رسیده؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

آنوقت که پروردگار او در وادی مقدّس طُوی به او نداء داد

- ترجمه سلطانی

آنوقت که پروردگار او در وادی مقدّس طوی به او نداء داد

- ترجمه راستین

آن گاه که خدایش او را در وادی مقدس طوی (قرب طور) ندا کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى

[گفت] که برو به سوی فرعون همانا او طغیان کرده است

- ترجمه سلطانی

(گفت) که برو به سوی فرعون همانا او طغیان کرده است

- ترجمه راستین

که به سوی فرعون برو که او سخت به راه طغیان رفته است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى

و بگو آیا تو [میل] داری به اینکه [از آنچه از شرک و ذنوب (گناهان) که تو در آن هستی] پاک شوی [یا متنعّم شوی، یا در آنچه که تو از عزّت و سلطنت در آن هستی نمو یابی]

- ترجمه سلطانی

و بگو آیا تو (میل) داری به اینکه پاک شوی

- ترجمه راستین

پس بگو: میل داری که (از پلیدی خود پرستی و شرک) پاک و پاکیزه شوی؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى

و تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا فروتن شوی [و برای تو مقام خشیت که آن برای عالم باللّه است حاصل شود]

- ترجمه سلطانی

و تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا فروتن شوی

- ترجمه راستین

و تو را به راه خدا هدایت کنم تا بترسی (و به درگاه عظمت و قدرت او خاشع و فروتن شوی).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى

[نزد او آمد و با نرمی کردن با او، او را دعوت کرد] و به او نشانۀ بزرگتر [که همان ثعبان (اژدها) یا ید بیضاء است] را نشان داد

- ترجمه سلطانی

و به او نشانۀ بزرگتر را نشان داد

- ترجمه راستین

پس آن آیت و معجزه بزرگتر را به او نمود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ فَكَذَّبَ وَعَصَى

آنگاه تکذیب کرد و [در حضور او] عصیان نمود

- ترجمه سلطانی

آنگاه تکذیب کرد و عصیان نمود

- ترجمه راستین

فرعون تکذیب و نافرمانی کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى

سپس [با این گمان که آیت او سحر است از جهت طلب برای آنچه که با آن آیت او را بشکند به او] پشت کرد [که در طلب آنچه که با آن حجّت او را بشکند] سعی (کوشش) کند [یا که در زمین در افساد بکوشد]

- ترجمه سلطانی

سپس پشت کرد (در حالی که) سعی می‌کرد

- ترجمه راستین

از آن پس (که معجزه موسی دید) باز روی از حق بگردانید و (برای دفع موسی) به جهد و کوشش برخاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ فَحَشَرَ فَنَادَى

پس [قومش و سپاهیانش و اهل مملکتش را] جمع کرد و نداء داد

- ترجمه سلطانی

پس جمع کرد و نداء داد

- ترجمه راستین

پس (با رجال بزرگ دربار خود) انجمن کرد و ندا داد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى

و گفت من پروردگار اعلای شما هستم

- ترجمه سلطانی

و گفت من پروردگار اعلای شما هستم

- ترجمه راستین

و گفت: منم خدای بزرگ شما.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى

پس خداوند با نقمتی [لایق به سخن] آخر [او (من پروردگار اعلای شما هستم)] و [سخن] اوّل [او (جز خویشتن خدائی برای شما نمی‌شناسم)] او را گرفت {زیرا کبریا و انانیّت ردای او تعالی می‌باشد و کسی که در ردای او نازع او است را با گرفتنی شدید می‌گیرد}

- ترجمه سلطانی

پس خداوند با نقمتی (لایق به سخن) آخر (او) و (سخن) اوّل (او) او را گرفت

- ترجمه راستین

خدا هم او را به عقاب دنیا و آخرت گرفتار کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى

همانا در آن البتّه عبرتی [به معنی اتّعاظی (پند گرفتنی)] هست برای کسی که [در غیب از خدای تعالی] می‌ترسد [و در مقام علم می‌باشد و از مقام ظنّ که برای اصحاب نفوس می‌باشد خارج شده و هنوز به مقام شهود نرسیده]

- ترجمه سلطانی

همانا در آن البتّه عبرتی هست برای کسی که می‌ترسد

- ترجمه راستین

تا به هلاکت او اهل ترس از خدا عبرت گیرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا

آیا خلقت شما [از جهت عظمت و از جهت اتقان و از جهت ادامت (دائمی بودن)] سخت‌تر است یا آسمان که [خداوند] آن را بناء کرده؟! {یعنی اینکه خلقت شما در ابتداء ضعیف‌تر از خلقت آسمان است و شما را خلق کرده و آسمان را خلق نموده پس چگونه از خلقت دوّم شما عاجز باشد}

- ترجمه سلطانی

آیا خلقت شما سخت‌تر است یا آسمان که (خداوند) آن را بناء کرده؟!

- ترجمه راستین

آیا بنای شما آدمیان استوارتر است یا بنای آسمان بلند که خدا آفرید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا

سقف آن را [یعنی جهت مرتفعۀ آن را] بالا برده و آن را درست کرده [یعنی آن را با جمیع آنچه که در آن است و جمیع آنچه که مصالح بندگان در آن است تمام نموده]

- ترجمه سلطانی

سقف آن را بالا برده و آن را درست کرده

- ترجمه راستین

که سقفی بس بلند و محکم بنیان در کمال زیبایی استوار ساخت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا

و شب آن را تاریک کرده (قرار داده) و [از شب] روشنی آن را خارج (ظاهر) کرده

- ترجمه سلطانی

و شب آن را تاریک کرده و روشنی آن را خارج کرده

- ترجمه راستین

و شامش را تیره و روزش را روشن گردانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا

و زمین را بعد (به معنی با) آن [یعنی با بناء آسمان و رفع (بالا بردن) سقف آن و اظلام (تاریک کردن) شب آن و اخراج روز آن] آن را گسترش داده

- ترجمه سلطانی

و زمین را با آن، آن را گسترش داده

- ترجمه راستین

و زمین را پس از آن بگسترانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا

از آن آب آن و چراگاه آن را خارج کرده

- ترجمه سلطانی

از آن آب آن و چراگاه آن را خارج کرده

- ترجمه راستین

و از آن آب و گیاه پدید آورد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا

و کوه‌های آن را محکم نموده [یعنی برای تولید معادن در آنها و روئیدن گیاهان و درختان که جز در آنها نمی‌رویند و سهولت جریان آب‌ها از زیر آنها و چشمه‌ها، آنها را بر دامنۀ آنها در اوساط (وسط‌ها) زمین ثابت نمود]

- ترجمه سلطانی

و کوه‌های آن را محکم نموده

- ترجمه راستین

و کوهها را بر روی آن استوار ساخت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ

به عنوان متاع برای شما و برای چهارپایانتان [یعنی در حالی که آنها اشیایی هستند که در معاش خود به آنها بهره‌مند می‌شوید، یا برای بهره‌مندی شما و بهره‌مندی چهارپایانتان]

- ترجمه سلطانی

به عنوان متاع برای شما و برای چهارپایانتان

- ترجمه راستین

تا (از آن آب و گیاه که از بیابان و کوه بر انگیزد) قوت شما و چهارپایانتان بر آید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى

پس وقتی که مصیبت بزرگتر آید [وقتی که قیامت می‌آید] {طامّه داهیه‌ای (مصیبتی) است که بر ماسوای خود غلبه می‌کند و قیامت داهیه است که بر جمیع دواهی (مصیبت‌ها) غلبه می‌کند}

- ترجمه سلطانی

پس وقتی که مصیبت بزرگتر آید

- ترجمه راستین

پس چون آن واقعه بزرگ (و حادثه عظیم قیامت) پدید آید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَى

روزی که انسان آنچه که کوشش (عمل) کرده است را به یاد آورد [به معنی اینکه او آثار آن را بر نفس خود می‌بیند و آن را مشاهده می‌کند و جزای آنها را مشاهده می‌کند]

- ترجمه سلطانی

روزی که انسان آنچه که کوشش کرده است را به یاد آورد

- ترجمه راستین

در آن روز آدمی هر چه کرده به یاد آرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِـمَن يَرَى

و جحیم برای کسی که می‌بیند [یا کسی که آن را ببیند] بارز می‌شود

- ترجمه سلطانی

و جحیم برای کسی که می‌بیند بارز می‌شود

- ترجمه راستین

و دوزخ برای بینندگان آشکار شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ فَأَمَّا مَن طَغَى

و امّا کسی که طغیان کرده (از طاعت خارج شده)

- ترجمه سلطانی

و امّا کسی که طغیان کرده

- ترجمه راستین

پس هر کس (از حکم شرع خدا) سرکش و طاغی شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا

و زندگانی دنیا را [بر زندگی آخرت] برگزیده

- ترجمه سلطانی

و زندگانی دنیا را برگزیده

- ترجمه راستین

و زندگی دنیا را برگزید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى

پس همانا جحیم همان مأوای [او] است

- ترجمه سلطانی

پس همانا جحیم همان مأوای (او) است

- ترجمه راستین

دوزخ جایگاه اوست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى

و امّا کسی که از مقام [خود نزد] پروردگارش [یا از قیام پروردگارش برای حساب، یا از محلّ قیام پروردگارش برای حساب، یا از تمکّن پروردگارش و قدرت او در هنگام حساب] بترسد و نفس [خویش] را از هوای [آن] نهی کند

- ترجمه سلطانی

و امّا کسی که از مقام (خود نزد) پروردگارش بترسد و نفس (خویش) را از هوای (آن) نهی کند

- ترجمه راستین

و هر کس از حضور در پیشگاه عزّ ربوبیت بترسید و از هوای نفس دوری جست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى

پس همانا جنّت همان مأوای [او] است

- ترجمه سلطانی

پس همانا جنّت همان مأوای (او) است

- ترجمه راستین

همانا بهشت منزلگاه اوست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا

از تو دربارهٔ ساعت سؤال می‌کنند که لنگرگاه (زمان وقوع) آن کِی است [یعنی ثبات آن کِی می‌باشد]

- ترجمه سلطانی

از تو دربارهٔ ساعت سؤال می‌کنند که لنگرگاه (زمان وقوع) آن کِی است

- ترجمه راستین

از تو سؤال کنند که قیامت کی بر پا شود؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَاهَا

تو را چه به ذکر کردن آن

- ترجمه سلطانی

تو را چه به ذکر کردن آن

- ترجمه راستین

تو را چه کار است دیگر که از آن به یاد آری؟ (بسیار یاد آور شدی و منکران از تو نپذیرفتند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ إِلَى رَبِّكَ مُنتَهَاهَا

منتهای آن به پروردگارت است [یعنی که ساعت منتهاى آن پروردگار است]

- ترجمه سلطانی

منتهای آن به پروردگارت است

- ترجمه راستین

کار آن ساعت به خدای تو منتهی شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا

جز این نیست که تو بیم دهندهٔ کسی هستی که از آن می‌ترسد [یعنی شأن تو محصور است در انذار کسی که عالِم به آن و به اهوال (ترس‌ها) آن می‌باشد که انذار تو به غیر آنان نفع نمی‌رساند و تو سوای آن انذار شأن نداری]

- ترجمه سلطانی

جز این نیست که تو بیم دهندهٔ کسی هستی که از آن می‌ترسد

- ترجمه راستین

تو را جز این نباشد که اهل ایمان را هر کس از یاد آن روز هراسان می‌شود به اهوال آن روز آگاه سازی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا

گویی که آنها روزی (حینی) که آن را می‌بینند [برای کوچکی دنیا در چشمان آنان یا برای شدّت اهوال آنان] جز شامگاهی یا روز آن [یا ساعتى از روز در دنیا] درنگ نکرده‌اند [تا آنکه به آتش خارج شوند].

- ترجمه سلطانی

گویی که آنها روزی که آن را می‌بینند جز شامگاهی یا روز آن درنگ نکرده‌اند.

- ترجمه راستین

چون آن روز را مردم ببینند گویی همه عمر دنیا شامگاهی یا چاشتگاهی بیش نبوده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
سورهٔ ۸۰- عبس

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ عَبَسَ وَتَوَلَّى

تُرُش (اخم) کرد و روی گرداند

- ترجمه سلطانی

تُرُش (اخم) کرد و روی گرداند

- ترجمه راستین

عبوس و ترشرو گشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ أَن جَاءَهُ الْأَعْمَى

که نابینا نزد او آمده

- ترجمه سلطانی

که نابینا نزد او آمده

- ترجمه راستین

چون آن مرد نابینا حضورش آمد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى

و تو چه می‌دانی شاید که او زکی (پاک) شود [یعنی تطهیر شود یا در اعمالش با کمال صلاح اصلاح کند، یا در دینش و ایمانش نمو کند]

- ترجمه سلطانی

و تو چه می‌دانی شاید که او پاک (تطهیر) شود

- ترجمه راستین

و تو چه می‌دانی ممکن است او مردی پارسا و پاکیزه صفات باشد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى

یا یاد آورد [یعنی متذکر شود که هنوز تزکیّه نکرده] آنگاه یادآوری به او نفع رساند [تا آنکه بعد اسلام آورد، یا حین مرگش به آن منتفع شود]

- ترجمه سلطانی

یا یاد آورد (متذکّر شود) آنگاه یادآوری به او نفع رساند

- ترجمه راستین

یا (به تعلیم رسول) به یاد خدا آید و ذکر حق او را سودمند افتد. (مراد عبد اللّه مکتوم است که چون حضور رسول برای تعلیم قرآن آمد جمعی از اکابر کفار قریش نزد حضرت بودند، حضرت از حرص بر ایمان و هدایت آنها به او توجه کامل نکرد و به صحبت مشغول بود و مرد متشخصی از امویان بر آن نابینا ترشرویی و اظهار انزجار نمود. بر نکوهش او و حرمت عبد اللّه این آیات نازل شد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى

امّا کسی که [در مالش] مستغنی شده [یا از اسلام بی‌نیاز شده]

- ترجمه سلطانی

امّا کسی که مستغنی شده

- ترجمه راستین

اما آن که دارا (و مغرور دنیا) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى

پس تو به او روی می‌آوری [یعنی تعرّض (چیزی را خواستن و به سوی آن رفتن) می‌کنی]

- ترجمه سلطانی

پس تو به او روی می‌آوری

- ترجمه راستین

تو به او توجه کنی (و حریص بر ایمان او باشی).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى

و (حال آنکه) بر [عهدهٔ] تو نیست که [آن غنی] مزکّی (پاک) نشود

- ترجمه سلطانی

و (حال آنکه) بر (عهدهٔ) تو نیست که پاک نشود

- ترجمه راستین

در صورتی که اگر او به پارسایی نپردازد بر تو تکلیفی نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ وَأَمَّا مَن جَاءَكَ يَسْعَى

و امّا کسی که نزد تو آمد [در حالی که در طلب دین و ازدیاد ایمانش] سعی می‌کند

- ترجمه سلطانی

و امّا کسی که نزد تو آمد (در حالی که) سعی می‌کند

- ترجمه راستین

اما آن کس که (چون عبد اللّه مکتوم به شوق دل برای ذکر خدا) به سوی تو می‌شتابد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ وَهُوَ يَخْشَى

و (در حالی که) او [در غیب از پروردگارش] می‌ترسد

- ترجمه سلطانی

و (در حالی که) او (در غیب از پروردگارش) می‌ترسد

- ترجمه راستین

و او مرد خدا ترس و با تقوایی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى

آنگاه تو از او غفلت می‌ورزی

- ترجمه سلطانی

آنگاه تو از او غفلت می‌ورزی

- ترجمه راستین

تو از توجه به او خود داری می‌کنی!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ

چنین نیست، همانا آن (قرآن) یادآوری است

- ترجمه سلطانی

چنین نیست، همانا آن یادآوری است

- ترجمه راستین

این روا نیست، که آیات حق برای پند و تذکر (همه خلق) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ فَمَن شَاءَ ذَكَرَهُ

پس هر کس که ذکر او [یعنی قرآن یا شأن رسالت یا ولایت] را بخواهد

- ترجمه سلطانی

پس هر کس که ذکر او را بخواهد

- ترجمه راستین

تا هر که بخواهد پند گیرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ

در صحیفه‌های گرامی [یعنی الواح عالیه یا اقلام (قلم‌ها) عالیه است، که همان عقول طولیّه یا عرضیّه یا صحف قلوب انبیاء (ع) و نفوس آنان است]

- ترجمه سلطانی

در صحیفه‌های گرامی

- ترجمه راستین

آیات الهی در صحیفه‌هایی مکرّم (یعنی لوح محفوظ یا کتب آسمانی یا قلوب پاکان) نگاشته است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ

بلند مرتبهٔ [از نیل (دسترسی) دستان ناقصه] پاک [از نقایص مادّه و زشتی‌های آن]

- ترجمه سلطانی

بلند مرتبهٔ پاک

- ترجمه راستین

که آن صحیفه‌ها بسی بلند مرتبه و پاک و منزه (از خطا) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ بِأَيْدِي سَفَرَةٍ

در دستان کاتبان (نویسندگان) [یا مراد ملائکه‌ای هستند که سفیران بین او و پیامبرانش (ع) بودند]

- ترجمه سلطانی

در دستان کاتبان (نویسندگان)

- ترجمه راستین

(سپرده) به دست سفیران حق (و فرشتگان وحی) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ كِرَامٍ بَرَرَةٍ

بزرگوار و نیک [خوبی کنندگان به انبیاء (ع)، یا به خلایق، یا محسنین (نیکوکاران) مطیع امر پروردگارشان در (میان) خودشان] است

- ترجمه سلطانی

بزرگوار و نیک است

- ترجمه راستین

که ملائکه مقرب عالی رتبه با حسن و کرامتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ

مرگ بر انسان، چه کفر پیشه است او

- ترجمه سلطانی

مرگ بر انسان، چه کفر پیشه است او

- ترجمه راستین

ای کشته باد انسان (بی ایمان) که تا این حد کفر و عناد می‌ورزد!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ

[در جواب برای سؤالی مقدّر مانند اینکه گفته شده: آیا آنچه که او را بر آلهت یا رسالت یا ولایت یا بعث دلالت کند دارد؟ پس فرمود:] از چه چیز او را خلق کرد [تا آنکه بداند که آن حقّ است]

- ترجمه سلطانی

از چه چیز او را خلق کرد

- ترجمه راستین

(نمی‌نگرد که) خدا و را از چه چیز خلق کرده است؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ

از نطفه‌ای [ضعیف الوجود] او را خلق کرد [که بنفسه صورت خود را در دو آنْ حفظ نمی‌کند، قذرهٔ (لجن، پلید) بدبو ادلّ دلیل بر مبدء و رسالت و ولایت و بعث است] سپس او را [بحسب اعضای او و اجزائش و مقدار طولش و عرضش] اندازه نمود [اندازه‌ای که لایق به شأن او شود و افعال مترقّبه از او به سهولت تمشّی (گام برداشتن) شود]

- ترجمه سلطانی

از نطفه‌ای او را خلق کرد سپس او را اندازه نمود

- ترجمه راستین

از آب نطفه (بی قدری بدین صورت زیبا) خلقتش فرمود

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ

سپس راه [یعنی سبیل خروج از شکم مادرش، یا سبیل سلوک برای طلب معیشت، یا سبیل سلوک الی الله و طلب معادش، یا سبیل سلوک از دنیا به آخرت با موت اضطراری] را بر او آسان نمود

- ترجمه سلطانی

سپس راه را بر او آسان نمود

- ترجمه راستین

سپس راه (خروج از نقص به کمال) را بر او سهل و آسان گردانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ

سپس او را [از صورتی و فعلیّتی که شایسته است که طرح (دور انداختن) شود] میرانید و او را [در صورتی دیگر] در قبر نهاد [تا که او را از جمیع صور با موت اختیاری یا اضطراری بمیراند سپس او را در قبر خاکی و در صور برزخی و مثالی قبر (دفن کردن) می‌نماید]

- ترجمه سلطانی

سپس او را میراند و او را در قبر نهاد

- ترجمه راستین

آن گاه (به وقت معین) او را بمیراند و به خاک قبر سپرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ ثُمَّ إِذَا شَاءَ أَنشَرَهُ

آنگاه وقتی که بخواهد او را [از قبرش] زنده می‌کند

- ترجمه سلطانی

آنگاه وقتی که بخواهد او را زنده می‌کند

- ترجمه راستین

و سپس هر وقت خواهد باز او را از قبر بر انگیزد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ كَلَّا لَـمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ

چنین نیست، آنچه [از اخلاص عبادت و اتمام عبودیّت] که به او امر کرده را هنوز انجام نداده [تا آنکه آنچه که شهودش از نشر و حساب و عقاب تمنّا می‌کند را مشاهده کند، یا انسان هنوز آنچه که خدای تعالی از اوامر شرعی قالبی به او امر کرده است را انجام نداده تا آثار آلهت یا رسالت یا ولایت را مشاهده نماید یا نشر بندگان و حساب آنان را از طریق باطن خویش مشاهده نماید، یا هنوز خداوند آنچه از حشر خلائق و نشر آنها و حسابشان و ثوابشان و عقابشان که به او امر کرده و آن را مقدّر نموده را قضاء نکرده تا آنکه آنچه که از نشر خلایق می‌گوییم را مشاهده کند]

- ترجمه سلطانی

چنین نیست، آنچه که به او امر کرده را هنوز انجام نداده

- ترجمه راستین

چنین نیست (که منکران معاد می‌پندارند) بشر کافر هنوز آنچه خدا امر کرده به جا نیاورده (تا سعادت ابد یابد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ

پس انسان باید [به اسباب و مسبّبات و چگونگی ترقّی آنها و ترتّب آنها و وصول آنها به غایات آنها نظر کند و مسبّبات آنها را مشاهده کند تا آنکه به علم الیقین بداند که آنها الهی دارند و اینکه برای او رسولی و امامی هست، و اینکه انسان در تقلّبات (دگرگونی‌ها) خود منتهی می‌شود به آنکه از قشرش و قالبش خارج ‌می‌شود، و به لبّ (مغز) خود و قلب خود و به حساب خود و ربّ خود می‌رسد و از جملهٔ اسباب و مسبّبات باید] به طعام [صوری و معنوی] خویش نظر کند

- ترجمه سلطانی

پس انسان باید به طعام خویش نظر کند

- ترجمه راستین

آدمی باید به قوت و غذای خود به چشم خود بنگرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا

همانا ما آب را [از ابرها] با فرو ریختنی [عجیب که به قدر حاجت می‌باشد و زیاد نیست به حیثی که به او ضرر برساند و نه در غیر وقت حاجت] فرو ریختیم

- ترجمه سلطانی

همانا ما آب را با فرو ریختن فرو ریختیم

- ترجمه راستین

که ما آب باران فرو ریختیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا

سپس زمین را [با رویانیدن گیاهان و درختان] با شکافتنی [مناسب] شکافتیم

- ترجمه سلطانی

سپس زمین را (با رویانیدن گیاهان) با شکافتنی (مناسب) شکافتیم

- ترجمه راستین

آن گاه خاک زمین بشکافتیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا

و در آن حَبّی [یعنی گیاه دانه‌داری را] رویاندیم

- ترجمه سلطانی

و در آن حَبّی رویاندیم

- ترجمه راستین

و حبوبات برویانیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ وَعِنَبًا وَقَضْبًا

و انگور و سبزی را

- ترجمه سلطانی

و انگور و سبزی را

- ترجمه راستین

و باغ انگور و نباتاتی که هر چه بدروند باز بروید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا

و [درخت] زیتون و درخت خرما را

- ترجمه سلطانی

و زیتون و درخت خرما را

- ترجمه راستین

و درخت زیتون و نخل خرما.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ وَحَدَائِقَ غُلْبًا

و بستان‌های انبوه از درخت را

- ترجمه سلطانی

و بستان‌های انبوه از درخت را

- ترجمه راستین

و باغهای پر از درختان کهن.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ وَفَاكِهَةً وَأَبًّا

و [سایر انواع] میوه‌ها و علف چراگاه را

- ترجمه سلطانی

و میوه‌ها و چراگاه را

- ترجمه راستین

و انواع میوه‌ها و علفها و مرتعها.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ

به جهت تمتیع (بهره‌مندی) برای شما و برای چهارپایان شما [پس بعد آنکه شما را از ادنی مراتب وجود شما و همان مقام نطفۀ قذره بودن شما تا مقامات اعلای شما و همان مقام روحانیّت شما و مشارکت شما بر ملائکه است رساندیم چگونه شما را مهمل ‌گذاریم، بلکه شما را از عالم شما به عالم اعلی مبعوث می‌کنیم]

- ترجمه سلطانی

به جهت تمتیع (بهره‌مندی) برای شما و برای چهارپایان شما

- ترجمه راستین

تا شما آدمیان و حیوانات شما هم از آن بهره‌مند شوید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ فَإِذَا جَاءَتِ الصَّاخَّةُ

و وقتی که صدای نهیب بیاید {«صخّ» زدن با چیز صلب (سفت) بر مصمت (صامت) است، و «صاخّهٔ» صیحه‌ای است که برای شدّت آن گوش‌ها کر می‌شود و قیامت و داهیه (مصیبت) است}

- ترجمه سلطانی

و وقتی که صدای نهیب بیاید

- ترجمه راستین

(به یاد آرید) آن گاه که ندای مهیب قیامت (به گوش همه خلق) برسد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ

[در روز مرگ یا روز قیامت کبری] روزی که مرد (شخص) از برادرش فرار می‌کند

- ترجمه سلطانی

روزی که مرد (شخص) از برادرش فرار می‌کند

- ترجمه راستین

آن روز که (از وحشت و هولناکی) هر کس از برادرش می‌گریزد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ

و از مادرش و پدرش

- ترجمه سلطانی

و از مادرش و پدرش

- ترجمه راستین

و بلکه از مادر و پدرش.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ

و همسرش و فرزندانش

- ترجمه سلطانی

و همسرش و فرزندانش

- ترجمه راستین

و از زن و فرزندانش هم می‌گریزد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ

برای هر شخص از آنها در آنروز شأنی هست که او را بی‌نیاز می‌کند

- ترجمه سلطانی

برای هر شخص از آنها در آنروز شأنی هست که او را بی‌نیاز می‌کند

- ترجمه راستین

در آن روز هر کس چنان گرفتار شأن و کار خود است که به هیچ کس نتواند پرداخت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ

در آنروز چهره‌هایی روشن (مشرقه، شفاف)

- ترجمه سلطانی

در آنروز چهره‌هایی روشن

- ترجمه راستین

آن روز طایفه‌ای (که اهل ایمانند) رخسارشان فروزان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ

خندان و شادان هستند [برای آنچه که آن را می‌بیند که خداوند برایش آماده کرده]

- ترجمه سلطانی

خندان و شادان هستند

- ترجمه راستین

خندان و شادمانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ

و در آنروز چهره‌هایی بر آنها غبار هست

- ترجمه سلطانی

و در آنروز چهره‌هایی بر آنها غبار هست

- ترجمه راستین

و رخسار گروهی گرد آلود غم و اندوه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ

که [از هول قیامت] به آنها تیرگی می‌پوشاند [کدرت و سواد (سیاهی) آن را فرا می‌گیرد] {«غبره» آنچه است که از آسمان به زمین می‌افتد و «قتره» آنچه است که از زمین به آسمان بالا می‌رود}

- ترجمه سلطانی

که به آنها تیرگی می‌پوشاند

- ترجمه راستین

و به رویشان خاک سیاه ذلّت و خجلت نشسته.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ

آنان همان کفره (کافران، در زیر پوشش نهفته شدگان) [از علم خویش] و فاجران [در اعمالشان] هستند [و آنان در دو قوّۀ علّامه و عمّالهٔ خود ناقصند].

- ترجمه سلطانی

آنان همان کافران (در زیر پوشش نهفته شدگان) و فاجران (در اعمالشان) هستند.

- ترجمه راستین

آنها همان کافران و بدکاران عالمند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
سورهٔ ۸۱- التكوير

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ

وقتی که خورشید درهم بپیچد {و مراد از وقت تکویر خورشید وقت مرگ و ظهور آثار آخرت، یا وقت قیامت کبرا است}

- ترجمه سلطانی

وقتی که خورشید درهم بپیچد

- ترجمه راستین

هنگامی که آفتاب تابان تاریک شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ

و وقتی که ستارگان [با رفتن ضؤ (روشنایی) آنها] تیره شوند

- ترجمه سلطانی

و وقتی که ستارگان (با رفتن روشنایی آنها) تیره شوند

- ترجمه راستین

و هنگامی که ستارگان آسمان تیره شوند (و فرو ریزند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ

و وقتی که کوه‌ها [با اندکاک (متلاشی شدن) آنها و انتثار (پراکنده شدن) آنها] حرکت داده شوند

- ترجمه سلطانی

و وقتی که کوه‌ها (با متلاشی و پراکنده شدن) حرکت داده شوند

- ترجمه راستین

و آن گاه که گوهها به رفتار آیند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ

و وقتی که شتران آبستن ده ماهه معطّل [بدون حارس مهمل گذاشته] شوند

- ترجمه سلطانی

و وقتی که شتران آبستن ده ماهه (بدون حارس) معطّل (مهمل گذاشته) شوند

- ترجمه راستین

و آن گاه که شتران ده ماهه آبستن را (که نزد عرب بسیار عزیز است) به کلی رها کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ

و وقتی که وحوش جمع کرده شوند [در عالم صغیر هنگام مرگ و در عالم کبیر در قیامت]

- ترجمه سلطانی

و وقتی که وحوش جمع کرده شوند

- ترجمه راستین

و هنگامی که وحوش (و طیور نیز به عرصه قیامت) محشور شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ

و وقتی که دریاها افروخته شوند

- ترجمه سلطانی

و وقتی که دریاها افروخته شوند

- ترجمه راستین

و هنگامی که دریاهای آب (چون آتش سوزان) شعله‌ور گردد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ

و وقتی که نفوس [هر کدام با سنخ خود از انسان‌ها و شیاطین، یا با ملک، و حور العین و جنّ و شیاطین، یا هر کدام با بدن مناسب بر خود، یا هر کدام با جزای عمل خویش در آخرت] جفت شوند

- ترجمه سلطانی

و وقتی که نفوس (با سنخ خود) جفت شوند

- ترجمه راستین

و هنگامی که نفوس خلق همه با همجنس خود در پیوندند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ

و آنگاه از دختر زنده به گور شده سؤال شود

- ترجمه سلطانی

و آنگاه از دختر زنده به گور شده سؤال شود

- ترجمه راستین

و هنگامی که از دختران زنده به گور شده باز پرسند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ

که به کدامین گناه کشته شد {و مقصود این است که از خود دختر زنده به گور شده یا از قاتلین دربارهٔ حال او (دختر) سؤال می‌شود}

- ترجمه سلطانی

که به کدامین گناه کشته شد

- ترجمه راستین

که (آن بی گناهان) به چه جرم و گناه کشته شدند؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ

و وقتی که صحیفه‌ها باز شوند [یعنی صحف اعمال برای حساب و جزاء نشر شوند]

- ترجمه سلطانی

و وقتی که صحیفه‌ها (ی اعمال) باز شوند

- ترجمه راستین

و هنگامی که نامه اعمال خلق گشوده شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ وَإِذَا السَّمَاءُ كُشِطَتْ

و وقتی که آسمان کنده شود [یعنی از موضع خود زایل شود]

- ترجمه سلطانی

و وقتی که آسمان کنده شود (از موضع خود زایل شود)

- ترجمه راستین

و هنگامی که آسمان را از جای بر کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ

و وقتی که جحیم شعله‌ور (افروخته) شود [تا آنکه به شدّت بر شدّتش افزون ‌شود]

- ترجمه سلطانی

و وقتی که جحیم شعله‌ور (افروخته) شود

- ترجمه راستین

و هنگامی که آتش دوزخ را سخت بیفروزند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ

و وقتی که جنّت [به اهل آن برای دخول در آن] نزدیک شود [یا نزدیک شود تا مؤمنین آن را مشاهده کنند و سرور آنان افزون شود]

- ترجمه سلطانی

و وقتی که جنّت (به اهل آن) نزدیک شود

- ترجمه راستین

و هنگامی که بهشت را (به اهلش) نزدیک سازند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ

نفس بداند که چه حاضر کرده

- ترجمه سلطانی

نفس بداند که چه حاضر کرده

- ترجمه راستین

در آن هنگام (که روز قیامت است) هر نفسی هر آنچه بر خود حاضر کرده همه را بداند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ

و قسم [ن]می‌خورم [یا برای عدم حاجت به قسم قسم نمی‌خورم] به کواکب ناپیدا شونده [در افق یا تحت نور خورشید]

- ترجمه سلطانی

و قسم (ن)می‌خورم به کواکب ناپیدا شونده (در افق یا تحت نور خورشید)

- ترجمه راستین

چنین نیست (که منکران قرآن پندارند) قسم یاد می‌کنم به ستارگان باز گردنده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ الْجَوَارِ الْكُنَّسِ

روان شوندگان پنهان شونده [متواری در بروج]

- ترجمه سلطانی

روان شوندگان پنهان شونده (متواری در بروج)

- ترجمه راستین

که به گردش آیند و در مکان خود رخ پنهان کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ

قسم به شب وقتی که رو آورد [یا برود، یعنی وقتی که پشت نماید یا رو کند]

- ترجمه سلطانی

قسم به شب وقتی که رو آورد (یا برود)

- ترجمه راستین

قسم به شب تار هنگامی که روی جهان را تاریک گرداند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ

قسم به صبح وقتی که [چون تنفّس انسان] بر دمد

- ترجمه سلطانی

قسم به صبح وقتی که (چون تنفّس انسان) بر دمد

- ترجمه راستین

و قسم به صبح روشن وقتی که دم زند (و عالم را به روی خود بیفروزد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ

همانا آن [قرآن] البتّه قول رسولی بزرگوار (جبرئیل)

- ترجمه سلطانی

همانا آن البتّه قول رسولی بزرگوار (جبرئیل)

- ترجمه راستین

(قسم به این آیات) که همانا قرآن کلام رسول بزرگوار حق (جبرئیل) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ

دارای قوّت (منزلت) نزد دارندۀ عرش منزلت‌دار

- ترجمه سلطانی

دارای قوّت (منزلت) نزد دارندۀ عرش منزلت‌دار

- ترجمه راستین

که فرشته با قوّت و قدرت است و نزد خدای مقتدر عرش با جاه و منزلت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ مُّطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ

[در ملائکه] مطاع است [یا در جملۀ مخلوقات برای اینکه او در عالم کبیر به منزلۀ نفس انسانی در عالم صغیر است]، در آنجا [بر وحی خداوند و مدائنِ (شهرهای) علم او] امین است

- ترجمه سلطانی

مطاع است، در آنجا امین است

- ترجمه راستین

و در آنجا فرمانده فرشتگان و امین وحی خداست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ

و صاحب (یار، همراه) شما [یعنی محمّد (ص)] مجنون نیست

- ترجمه سلطانی

و صاحب (یار، همراه) شما (محمّد (ص)) مجنون نیست

- ترجمه راستین

و رسول عصر شما هرگز دیوانه نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ

و هرآینه او [یعنی قرآن را یا قرآن ولایت علی (ع) یا جبرئیل یا علی (ع)] را در افق روشن دید {و آن افق عالم غیب است}

- ترجمه سلطانی

و هرآینه او (قرآن یا جبرئیل یا علی (ع)) را در افق روشن دید

- ترجمه راستین

و او امین وحی را در افق اعلای مشرق درست مشاهده کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ

و او بر غیب تنگ نظر (بخیل) نیست [تا آن را کتمان کند و آن را بر شما ظاهر نسازد]

- ترجمه سلطانی

و او بر غیب تنگ نظر (بخیل) نیست

- ترجمه راستین

و این رسول شما بر وحی از عالم غیب بخل نمی‌ورزد (و شما را از علم وحی خود آگاه می‌سازد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ

و آن قول شیطان رجیم نیست

- ترجمه سلطانی

و آن قول شیطان رجیم نیست

- ترجمه راستین

و قرآن او هرگز کلام شیطانی مردود نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ

پس [از علی (ع)] به کجا می‌روید!

- ترجمه سلطانی

پس (از علی (ع)) به کجا می‌روید!

- ترجمه راستین

پس شما به کجا می‌روید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَـمِينَ

که آن [قرآن، یا علی (ع)] جز ذکری برای جهانیان نیست

- ترجمه سلطانی

که آن (علی (ع)) جز ذکری برای جهانیان نیست

- ترجمه راستین

این (قرآن عظیم) جز پند و نصیحت اهل عالم هیچ نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ لِـمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ

برای کسی از شما که بخواهد که [در طاعت علی (ع) و ائمهٔ بعد او] استقامت کند [یا در افعال خود و اقوال خود و احوال خود و اخلاق خویش مستقیم شود یعنی بنابر صدق در آن متمکّن شود]

- ترجمه سلطانی

برای کسی از شما که بخواهد که (در طاعت علی (ع) و ائمهٔ بعد از او) استقامت کند

- ترجمه راستین

تا هر که از شما بندگان بخواهد راه راست (حق پرستی و سعادت ابد) پیش گیرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَـمِينَ

و نمی‌خواهید مگر اینکه الله پروردگار عالمیان بخواهد.

- ترجمه سلطانی

و نمی‌خواهید مگر اینکه الله پروردگار عالمیان بخواهد.

- ترجمه راستین

و شما (کافران، راه حق را) نمی‌خواهید مگر خدای آفریننده عالم بخواهد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای