حزب شمارهٔ ۱۱۸


سورهٔ ۸۲- الانفطار

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ

وقتی که آسمان شکافته شود (انشقاق یابد)

- ترجمه سلطانی

وقتی که آسمان شکافته شود

- ترجمه راستین

هنگامی که آسمان شکافته شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انْتَثَرَتْ

و وقتی که کواکب پراکنده شوند [یعنی با تساقط (با هم سقوط کردن) از محلّ خود متفرّق شوند]

- ترجمه سلطانی

و وقتی که کواکب پراکنده شوند

- ترجمه راستین

و هنگامی که ستارگان آسمان فرو ریزند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ

و وقتی که [آب] دریاها سیلان کند

- ترجمه سلطانی

و وقتی که (آب) دریاها سیلان کند

- ترجمه راستین

و هنگامی که آب دریاها روان گردد (تا به هم پیوسته همه یک دریا شود).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ

و وقتی که قبرها زیرورو شوند {مراد وقت مرگ یا وقت بعث است}

- ترجمه سلطانی

و وقتی که قبرها زیرورو شوند

- ترجمه راستین

و هنگامی که قبرها زیر و رو شود (و خلایق از آنها بر انگیخته شوند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ

هر نفسی خواهد دانست که چه مقدّم کرده [پیش فرستاده] و [چه] مؤخّر کرده است

- ترجمه سلطانی

هر نفسی خواهد دانست که چه مقدّم کرده (پیش فرستاده) و (چه) مؤخّر کرده است

- ترجمه راستین

آن هنگام است که هر شخصی به هر چه مقدّم و مؤخّر انجام داده همه را بداند (شاید مراد از مقدم عملی است که پیش از رفتن از دنیا برای آخرت به جای آورده، و مؤخر آن اعمالی که پس از مرگ به او می‌رسد مانند باقیات صالحات و اعمال خیری که وصیت کرده و وقف و صدقات جاری و فرزند صالح یا کتاب علمی و سنّت حسنه).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ يَاأَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ

ای انسان چه تو را به پروردگار کریمت مغرور کرد

- ترجمه سلطانی

ای انسان چه تو را به پروردگار کریمت مغرور کرد

- ترجمه راستین

ای انسان، چه باعث شد که به خدای کریم بزرگوار خود مغرور گشتی (و نافرمانی او کردی).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ

کسی که تو را خلق کرد و [با خلق کردن جمیع آنچه که در معاشت و معادت به آن احتیاج داری] تو را درست کرد و تو را [در بدنت و نفست] معتدل نمود [و هر کدام از اعضای تو را با دیگری و همگی را با بدن و نفس متوافق قرار داد]

- ترجمه سلطانی

کسی که تو را خلق کرد و تو را درست کرد و تو را (در بدنت و نفست) معتدل نمود

- ترجمه راستین

آن خدایی که تو را به وجود آورد و به صورتی تمام و کامل بیاراست و به اعتدال (اندام و تناسب قوا) برگزید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ فِي أَيِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَكَّبَكَ

در هر صورتی که خواست تو را ترکیب نمود {صورت مرکوبه (ترکیبی) صورت بدنیّه از زیبا و زشت، و بلند و کوتاه، و مذکّر و مؤنّث، و سفید و سیاه است یا صورت نفسیّه و اخلاق باطنیّه است، یا صورتى است که آن فعلیّت اخیره از فعلیّات علویّهٔ ملکوتیّه یا سفلیّهٔ ملکوتیّه است}

- ترجمه سلطانی

در هر صورتی که خواست تو را ترکیب نمود

- ترجمه راستین

و حال آنکه به هر صورتی که خواستی (جز این صورت زیبا هم) خلق توانستی کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ

چنین نیست، بلکه دین را تکذیب می‌کنید {تکذیب آنها دین را یعنی جزاء را یا ولایت علی (ع) یا شریعت محمّد (ص) را}

- ترجمه سلطانی

چنین نیست، بلکه دین را تکذیب می‌کنید

- ترجمه راستین

چنین نیست (که شما کافران پنداشتید که معاد و قیامتی نیست) بلکه شما (از جهل) روز جزا را تکذیب می‌کنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ

و همانا علیکم (بر شما) البتّه نگهبان‌هایی هستند

- ترجمه سلطانی

و همانا علیکم (بر شما) البتّه نگهبان‌هایی هستند

- ترجمه راستین

البته نگهبانها بر (مراقبت احوال) شما مأمورند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ كِرَامًا كَاتِبِينَ

بزرگوارانی نویسنده

- ترجمه سلطانی

بزرگوارانی نویسنده

- ترجمه راستین

که آنها نویسندگان (اعمال شما و فرشته) مقرب خدایند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ

می‌دانند که چه انجام می‌دهید [پس وقتی که می‌دانند که چه انجام می‌دهید پس بر معصیت خداوند جرأت نکنید]

- ترجمه سلطانی

می‌دانند که چه انجام می‌دهید

- ترجمه راستین

شما هر چه کنید همه را می‌دانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ

همانا نیکان البتّه در نعیم هستند

- ترجمه سلطانی

همانا نیکان البتّه در نعیم هستند

- ترجمه راستین

همانا نیکو کاران عالم در بهشت پر نعمت متنعّمند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ

و همانا فُجّار (بدکاران) البتّه در جحیم هستند

- ترجمه سلطانی

و همانا بدکاران البتّه در جحیم هستند

- ترجمه راستین

و بدکاران در آتش دوزخ معذبند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ

که آنها را می‌سوزاند [که حرارت آن را متحمّل می‌شوند] در روز دین (جزاء)

- ترجمه سلطانی

که آنها را می‌سوزاند در روز دین

- ترجمه راستین

روز جزا به آن دوزخ در افتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ

و آنها از آن غایب نیستند [یعنی که آنها در این دنیا در آن حاضر هستند و اگرچه آن از آنان در آن غایب (پنهان) باشد]

- ترجمه سلطانی

و آنها از آن غایب نیستند

- ترجمه راستین

و هیچ از آن آتش دور نتوانند بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ

و چه چیز تو را آگاه کرد که روز دین چیست

- ترجمه سلطانی

و تو چه می‌دانی روز دین چیست

- ترجمه راستین

و تو چگونه به روز با عظمت جزا (ای بشر امروز کاملا) آگاه توانی شد؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ

سپس چه چیز تو را آگاه کرد که روز دین چیست

- ترجمه سلطانی

سپس تو چه می‌دانی روز دین چیست

- ترجمه راستین

باز هم عظمت آن روز جزا را چگونه توانی دانست؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ

روزی که نفسی بر نفسی مالک چیزی نمی‌شود و در آنروز [ظاهر می‌شود که] امر برای خداوند است.

- ترجمه سلطانی

روزی که نفسی بر نفسی مالک چیزی نمی‌شود و در آنروز (ظاهر می‌شود که) امر برای خداوند است.

- ترجمه راستین

آن روز هیچ کس برای کسی قادر بر هیچ کار نیست و تنها حکم و فرمان در آن روز با خدای یکتاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
سورهٔ ۸۳- المطففين

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ

وای بر کم‌فروشان {مطفّف همان است که کمتر از وزن یا کیلی (پیمانه‌ای) که بیع (فروش) بر آن واقع شده بدهد و به بیش از آنچه که بیع بر آن واقع شده بگیرد که آن ایضاً تقلیل در ثمن (بها) است و تطفیف جز در معاملات نمی‌باشد، و معاملات بین شخص و خداوند، یا بین او و کسی که در دین فوق او می‌باشد مثل امامش و اخوانش که در ایمان از او سبقت گرفته‌اند، یا بین شخص و کسانی که زیر دست او هستند از اهل او و اولاد او و خادم او و خادمۀ او، یا بین او و کسانی که در دین یا دنیا با او مساوی می‌باشند مانند سایر مؤمنین از عشائرهٔ (قبایل و خویشان) او و غیر آنان، یا بین او و کسانی که از او پایین‌تر می‌باشند مانند سایر فِرَق مسلمین و جمیع انواع کفّار، و نیز معاملات یا در اموال و اعراض دنیویّه، یا در افعال و آداب بدنیّه، یا در احوال و اغراض و اخلاق نفسیّه، یا در علوم و عقاید قلبیّه است، و برای هر کدام از بندگان و سایر افراد حیوان حقّی علیک (بر تو) است که لابدّ هستی که آن را به عنوان وافی (وفاء کننده به عهد) اداء کنی و تو برای هر کدام حقّی داری که لابدّ هستند که آن را بطور وافی (تمام، شایسته) اداء کنند، و اگر حقّی که علیک (بر تو) است را اداء نکرده باشی تو مطفّف می‌باشی، و اگر از آنها بیشتر از حقّت که علیهم (بر آنها) است را طلب کنی مطفّف می‌باشی}

- ترجمه سلطانی

وای بر کم‌فروشان

- ترجمه راستین

وای به حال کم فروشان.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ

کسانی که وقتی که بر مردم [به اینکه اجناس مردم را برای خود آنها] کیل می‌کنند به تمام می‌ستانند

- ترجمه سلطانی

کسانی که وقتی که بر مردم کیل (پیمانه) می‌کنند به تمام می‌ستانند

- ترجمه راستین

آنان که چون به کیل (یا وزن) چیزی از مردم بستانند تمام بستانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ

و وقتی که [اجناس] آنها را که [برای آنها] پیمانه می‌کنند یا [اجناس] آنها را که وزن می‌کنند کم می‌گذارند

- ترجمه سلطانی

و وقتی که (اجناس) آنها را که پیمانه می‌کنند یا (اجناس) آنها را که وزن می‌کنند کم می‌گذارند

- ترجمه راستین

و چون چیزی بدهند در کیل و وزن به مردم کم دهند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ أَلَا يَظُنُّ أُولَٰئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ

آیا آنان گمان نمی‌دارند که آنها برانگیخته می‌شوند؟!

- ترجمه سلطانی

آیا آنان گمان نمی‌دارند که آنها برانگیخته می‌شوند؟!

- ترجمه راستین

آیا آنها نمی‌دانند که (پس از مرگ برای مجازات) بر انگیخته می‌شوند،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ لِيَوْمٍ عَظِيمٍ

برای روزی بزرگ

- ترجمه سلطانی

برای روزی بزرگ

- ترجمه راستین

در روزی که آن بسیار روز بزرگی است؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ

روزی که مردم برای پروردگار عالمیان می‌ایستند

- ترجمه سلطانی

روزی که مردم برای پروردگار عالمیان می‌ایستند

- ترجمه راستین

روزی که مردم تمام در حضور پروردگار عالم (برای حساب) می‌ایستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ

نه چنان است [که می‌پندارند]، همانا کتاب فُجّار (بدکاران) البتّه در سجّین (زندان طولانی و سخت) است {که آن عبارت از ملکوت سفلی است که همان دار جنّ و شیاطین است و جحیم و نیران آن و عقارب (عقرب‌ها) آن و حیّات (مارها) آن در آن است}

- ترجمه سلطانی

نه چنان است (که می‌پندارند)، همانا کتاب بدکاران البتّه در سجّین (زندان طولانی و سخت) است

- ترجمه راستین

چنین نیست (که منکران پندارند) البته (روز قیامت) بد کاران با نامه عمل سیاهشان در عذاب سجّینند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ

و چه چیز تو را آگاه کرد که سجیّن چیست

- ترجمه سلطانی

و تو چه می‌دانی که سجیّن چیست

- ترجمه راستین

و چگونه به حقیقت سجّین آگاه توانی شد؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ كِتَابٌ مَرْقُومٌ

کتابی است مرقوم

- ترجمه سلطانی

کتابی است مرقوم

- ترجمه راستین

کتابی است (که به قلم حق) نوشته شده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ

در آنروز وای [از آن سجن سجّین] بر تکذیب کنندگان

- ترجمه سلطانی

در آنروز وای بر تکذیب کنندگان

- ترجمه راستین

وای آن روز به حال منکران و تکذیب کنندگان.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ

کسانی که روز دین را تکذیب می‌کنند

- ترجمه سلطانی

کسانی که روز دین را تکذیب می‌کنند

- ترجمه راستین

آنان که روز جزا را تکذیب می‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ

و آن را تکذیب نمی‌کند مگر هر تجاوزکار [متجاوزی از حقّ که همان طریق قلب و همان طریق ولایت است] گناه پیشه‌ای

- ترجمه سلطانی

و آن را تکذیب نمی‌کند مگر هر تجاوزکاری گناه پیشه

- ترجمه راستین

در صورتی که آن روز را کسی تکذیب نمی‌کند مگر هر ظالم و بد کاری در عالم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ

وقتی که آیات [تدوینی] ما [در بیان احکام شرعی، یا در مواعظ و نصایح یا در بیان آیات تکوینی حاصلهٔ ما در آفاق یا انفس و خصوصاً آیات عظمی که آنها انبیاء و اوصیاء (ع) هستند، یا در بیان آیت عظمای ما که او علی (ع) و ولایت او است] برای او تلاوت شود می‌گوید که افسانه‌های پیشینیان است

- ترجمه سلطانی

وقتی که آیات ما برای او تلاوت شود می‌گوید که افسانه‌های پیشینیان است

- ترجمه راستین

که بر او چون آیات ما تلاوت شود گوید: این سخنان افسانه پیشینیان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ

چنین نیست [یعنی آیات ما از اساطیر پیشینیان نیست] بلکه [رین (چرک جراحت) طبع و دنس (پلیدی)] آنچه که کسب می‌کردند بر قلوب آنها چیره شده {زیرا آنچه که کسب می‌کردند جز فعلیّت جهت نفس سفلی نبوده و آن ختم بر جهت علیای آن و کدرت (کدر کردن) بر آن و سدّ بر روزنهٔ آن به ملکوت علیا است}

- ترجمه سلطانی

چنین نیست بلکه (زنگار، رین، چرک) آنچه که کسب می‌کردند بر قلوب آنها چیره شده

- ترجمه راستین

چنین نیست، بلکه ظلمت ظلم و بد کاریهاشان بر دلهای تیره آنها غلبه کرده است (که قرآن را انکار می‌کنند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ

چنین نیست {ردع برای آنان است از توقّع خیر و شهود جمال او تعالی در آخرت} همانا در آنروز آنان از پروردگارشان البتّه محجوب هستند

- ترجمه سلطانی

چنین نیست همانا در آنروز آنان از پروردگارشان البتّه محجوب هستند

- ترجمه راستین

چنین نیست (که می‌پندارند) ، آنها در آن روز از (رحمت و کرم) پروردگارشان محجوب و محرومند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ

سپس همانا آنان البتّه سوزندگان جحیم هستند

- ترجمه سلطانی

سپس همانا آنان البتّه سوزندگان جحیم هستند

- ترجمه راستین

سپس آنها را به آتش دوزخ در افکنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ ثُمَّ يُقَالُ هَٰذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ

سپس گفته می‌شود که این همان است که آن را تکذیب می‌کردید

- ترجمه سلطانی

سپس گفته می‌شود که این همان است که آن را تکذیب می‌کردید

- ترجمه راستین

و به آنان گویند: این همان دوزخی است که تکذیب آن می‌کردید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ

چنین نیست، همانا کتاب نیکان البتّه در علیّین است

- ترجمه سلطانی

چنین نیست، همانا کتاب نیکان البتّه در علیّین است

- ترجمه راستین

چنین نیست (که شما کافران پنداشتید، امروز) نکو کاران عالم با نامه اعمالشان در بهشت علّیّین روند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ

و چه چیز تو را آگاه کرد که علیّین چیست

- ترجمه سلطانی

و تو چه می‌دانی علیّین چیست

- ترجمه راستین

و چگونه به حقیقت علّیّین آگاه توانی شد؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ كِتَابٌ مَرْقُومٌ

کتابی است مرقوم

- ترجمه سلطانی

کتابی است مرقوم

- ترجمه راستین

کتابی است (که به قلم حق) نوشته شده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ

که مقرّبین [از ملائکه] آن را مشاهده می‌کنند {زیرا عالم مثال علوی برای جمیع ملائکهٔ مقرّب، یا از انبیاء و مرسلین (ع) و اولیای مقرّب مشهود است زیرا آنان با نظرهای ملکوتیشان اعمال خلایق و صحائف اعمال آنان را مشاهده می‌کنند}

- ترجمه سلطانی

که مقرّبین آن را مشاهده می‌کنند

- ترجمه راستین

که مقربان درگاه حق به مشاهده آن مقام نائل شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ

همانا نیکان البتّه در نعیم هستند

- ترجمه سلطانی

همانا نیکان البتّه در نعیم هستند

- ترجمه راستین

محققا نیکوکاران در بهشت ابد متنعّمند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ

بر اریکه‌ها (تخت‌ها) [نشسته] نظر می‌کنند

- ترجمه سلطانی

بر تخت‌ها (نشسته) نظر می‌کنند

- ترجمه راستین

آنجا بر تختها (ی عزت تکیه زنند و رحمت و نعمتهای خدا را) بنگرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ

در چهره‌هایشان شکفتگی نعیم را می‌شناسی

- ترجمه سلطانی

در چهره‌هایشان شکفتگی نعیم را می‌شناسی

- ترجمه راستین

در رخسارشان نشاط و شادمانی نعیم بهشتی خواهی دید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ

از رحیق (شراب ناب، یا خشبوتر از آن یا برتر از آن یا خالص یا صافی) [و از پاکی] مُهر زده شده [به حیثی که غیر دست ساقی آن دستی آن را مسّ نمی‌کند]

- ترجمه سلطانی

از شراب ناب مهر شده (سرچسب دار) نوشانده می‌شوند

- ترجمه راستین

(ساقیان حور و غلمان) به آنها شراب ناب سر به مهر بنوشانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ

مُهر (سرچسب، گِلی که با آن مهر زده می‌شود) آن مُشک (مادۀ خوش‌بو در ناف آهو) است و راغبان باید در آن رغبت کنند [یا متنازعان باید در آن با هم نزاع کنند، نه در مثل مهوّیات (خواهش‌ها) انفس فانی زایل شدنی مستعقب حسرت و ندامت]

- ترجمه سلطانی

مهر (سرچسب، باندرول) آن مُشک است و راغبان باید در آن رغبت کنند

- ترجمه راستین

که به مشک مهر کرده‌اند و راغبان (عاقل) بر این نعمت و شادمانی ابدی باید به شوق و رغبت بکوشند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ وَمِزَاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ

و مزاج آن از تسنیم [به معنی بلند کردن و بالا بردن، اسم چشمه‌ای از بلندترین چشمه‌های جنّت، یا شراب آن از اعلی اقسام شراب جنّت می‌باشد] است

- ترجمه سلطانی

و مزاج آن از تسنیم (بلند کردن و بالا بردن) است

- ترجمه راستین

و ترکیب طبع آن شراب ناب از (جشمه‌ای از) عالم بالاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ

چشمه‌ای که مقرّبان از آن می‌نوشند {مقرّبین خالصهٔ غیر ممزوجه از آن را می‌نوشند، و امّا غیر مقرّبین پس ممزوجه از آن را می‌نوشند}

- ترجمه سلطانی

چشمه‌ای که مقرّبان از آن می‌نوشند

- ترجمه راستین

سر چشمه‌ای که مقربان خدا از آن می‌نوشند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ

همانا کسانی که جرم کرده‌اند به کسانی که ایمان آورده بودند می‌خندیدند

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که جرم کرده‌اند به کسانی که ایمان آورده بودند می‌خندیدند

- ترجمه راستین

همانا (در دنیا) بد کاران بر اهل ایمان می‌خندیدند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ وَإِذَا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ

و وقتی که به آنها می‌گذشتند با همدیگر [جهت استهزاء آنها] غمز (اشاره با چشم و ابرو) می‌کردند

- ترجمه سلطانی

و وقتی که به آنها می‌گذشتند (جهت استهزاء آنها) با همدیگر غمز (اشاره کردن با چشم و ابرو) می‌کردند

- ترجمه راستین

و چون به آنها می‌گذشتند به چشم طعن و استهزا می‌نگریستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ وَإِذَا انْقَلَبُوا إِلَىٰ أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ

و وقتی که به اهل خود بر می‌گشتند فَکِه [یعنی متلذّذ از اغتیاب (غیبت کردن) مردم و اعراض از آنان و به سخریّه گرفتن آنها] بر می‌گشتند

- ترجمه سلطانی

و وقتی که به اهل خود بر می‌گشتند شادمان بر می‌گشتند

- ترجمه راستین

و چون به سوی کسان خود باز می‌گشتند به سخن مزاح و فکاهی (به نکوهش نماز و طاعت مؤمنان) با هم تفریح می‌کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَٰؤُلَاءِ لَضَالُّونَ

و وقتی که آنان را می‌دیدند [حیثی که آنان را غیر متنعّم در دنیا ثابت بر آنچه از ولایت علی (ع) که آنها بر آنند را با کمال ضیق (تنگی) و رثاثت (فرسودگی) حال می‌دیدند] می‌گفتند که اینان البتّه گمراه هستند

- ترجمه سلطانی

و وقتی که آنان را می‌دیدند می‌گفتند که اینان البتّه گمراه هستند

- ترجمه راستین

و چون مؤمنان را می‌دیدند می‌گفتند که اینان به حقیقت مردم گمراهی هستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ

و (حال آنکه) آنها علیهم (بر آنان) به عنوان حافظ (نگهدارنده) [بر اعمال آنها یا حافظان بر آنها از گمراهی] فرستاده نشده بودند [تا آنکه آنچه که آن را به عنوان مخالف با آنچه که خود بر آن هستند را از آنها می‌بینند انکار (نکوهش) کنند]

- ترجمه سلطانی

و (حال آنکه) آنها علیهم (بر آنان) به عنوان نگهدارنده فرستاده نشده بودند

- ترجمه راستین

در صورتی که آن بدان را موکّل کار و نگهبان اعمال مؤمنان نفرستاده بودند (تا بدین سخنان پردازند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ

پس امروز [یعنی روز قیامت] کسانی که ایمان آورده‌اند (علی (ع) و پیروان او) به بعضی کفّار می‌خندند

- ترجمه سلطانی

پس امروز کسانی که ایمان آورده‌اند به (بعضی از) کفّار می‌خندند

- ترجمه راستین

پس امروز هم اهل ایمان به کفار می‌خندند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ

بر اریکه‌ها [نشسته] نظر می‌کنند

- ترجمه سلطانی

بر تخت‌ها (نشسته) نظر می‌کنند

- ترجمه راستین

در حالی که بر تختها (ی عزت تکیه زده و دوزخیان را) مشاهده می‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ

آیا پاداش کفّار [عین] آنچه است که انجام می‌دادند.

- ترجمه سلطانی

آیا پاداش کفّار (عین) آنچه است که انجام می‌دادند.

- ترجمه راستین

آیا کافران به نتیجه افعال زشتی که می‌کردند رسیدند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای
سورهٔ ۸۴- الانشقاق

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ إِذَا السَّمَاءُ انْشَقَّتْ

وقتی که آسمان شکافته شود {انسان حین مرگ با خروج روح انسانی از آن، آسمان روح حیوانیش شکافته می‌شود، و کواکب قوای او پراکنده می‌شوند و فرو می‌ریزند و فرو می‌افتند و کوه‌های اعضایش و کوه‌های انانیّتش متلاشی می‌شوند، و زمین بدنش و اعضایش انبساط می‌یابد، و جمیع قوای انسانیّه و حیوانیّه که همان اثقال (سنگینی‌ها) آن هستند خارج می‌شوند و از آن خالی می‌شوند، و چون عالم صغیر نمونه‌ای از عالم کبیر است هر آنچه که در آن واقع می‌باشد، ایضاً در عالم کبیر واقع می‌باشد و انشقاق آسمان عالم کبیر و انکدار (فرو ریختن) کواکب آن و انتثار (فرو افتادن، پاره پاره شدن) آنها و اندکاک (متلاشی شدن) کوه‌ها و غیر ذلک ظاهر می‌شود}

- ترجمه سلطانی

وقتی که آسمان شکافته شود

- ترجمه راستین

هنگامی که آسمان شکافته شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ

و به پروردگارش گوش دهد و محقّق شود [یعنی سزاوار است به اینکه منقاد شوند]

- ترجمه سلطانی

و به پروردگارش گوش دهد و محقّق شود

- ترجمه راستین

و به فرمان حق گوش فرا دارد و البته سزد که فرمان او پذیرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ

و وقتی که زمین [با خروج آنچه که جمع آن و قبض آن از روح انسانی به آن است و با اندکاک کوه‌های عالم کبیر و تسطیح آکام (پشته‌ها) آن و تلال (تلّ‌ها) آن و وهاد (زمین‌های پست و هموار) آن] پهن شود

- ترجمه سلطانی

و وقتی که زمین پهن شود

- ترجمه راستین

و هنگامی که زمین وسیع و منبسط شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ

و آنچه [از قوای موجودهٔ مشهوده و مکمونه] که در آن است را بیرون افکنَد و [از جمیع آنها] خالی شود {زیرا متّصل به ملکوت، ملک را از جمیع آنچه که محجوب آن را در زمین صغیر و کبیر می‌بیند خالی می‌بیند}

- ترجمه سلطانی

و آنچه که در آن است را بیرون افکند و خالی شود

- ترجمه راستین

و هر چه در درون دل پنهان داشته (از مردگان و گنجها و معادن) همه را به کلی بیرون افکند و تهی گردد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ

و به پروردگارش [در آن] گوش دهد و محقّق شود [یعنی پروردگارش یا عملش به انسان القاء می‌کند]

- ترجمه سلطانی

و به پروردگارش گوش دهد و محقّق شود

- ترجمه راستین

و به فرمان خدا گوش فرا دهد د البته سزد که فرمان او پذیرد (در آن هنگام قیامت بر پا شود).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ يَاأَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ

ای [تو] ای انسان [تو از نفس خود و حرکات آن غافل هستی، پس بیدار شو تا بدانی که] همانا تو با رنج کوشش به سوی پروردگارت [با جهد و جدّ] کوشش کننده‌ای [یا تو به جدّ به سوی انشقاق آسمان و تخلّی (خالی کردن) زمین به عنوان کادحی (ساعی‌ای) ذاهب (رونده) به سوی پروردگارت مجاوزی (فراتر رونده‌ای) از آن با رنج کوشش هستی]، پس ملاقات کنندۀ او هستی

- ترجمه سلطانی

ای (تو) ای انسان همانا تو با رنج کوشش به سوی پروردگارت کوشش کننده‌ای، پس ملاقات کنندۀ او هستی

- ترجمه راستین

ای انسان البته با هر رنج و مشقت (در راه طاعت و عبادت حق بکوش که) عاقبت حضور پروردگار خود می‌روی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ

و امّا کسی که کتابش به [دست] راستش به او داده شود [به اینکه فعلیّت او فعلیّت الهی ‌باشد و نفس او و قوایش و بدنش و آنچه که در او است با تصرّف فعلیّت الهیّهٔ او باشد زیرا از فعلیّت الهیّهٔ اخیرۀ او به یمنى (طرف راست) تعبیر می‌شود]

- ترجمه سلطانی

و امّا کسی که کتابش به (دست) راستش به او داده شود

- ترجمه راستین

اما آن کس که (در آن روز) نامه اعمالش به دست راست دهند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا

پس حساب [او] به آسانی محاسبه خواهد شد

- ترجمه سلطانی

پس حساب (او) به آسانی محاسبه خواهد شد

- ترجمه راستین

آن کس بسیار حسابش آسان کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ وَيَنْقَلِبُ إِلَىٰ أَهْلِهِ مَسْرُورًا

و با شادمانی به اهل خود [یعنی به کسی که شایسته است که به عنوان اهل برای او باشد] بر گردد

- ترجمه سلطانی

و با شادمانی به اهل خود بر گردد

- ترجمه راستین

و او به سوی کسان و خویشانش (در بهشت) مسرور و شادمان خواهد رفت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ

و امّا کسی که نامه‌اش از ورای پشتش [به دستش] داده شود [که آن فعلیّت شیطانیّهٔ او یا حیوانیّهٔ سبعیّه یا بهیمیّه است که از این فعلیّت گاهی به خلف انسان و وراى او تعبیر می‌شود، برای اینکه آن خلف انسانیّت است زیرا انسانیّت همان لطیفۀ مقبله (اقبال آورنده) بر خداوند مُدبره (پشت کننده) از شیطنت و حیوانیّت است و گاهی از آن به شمال تعبیر می‌شود، چنانکه از فعلیّت الهیّهٔ او به یمین تعبیر می‌شود]

- ترجمه سلطانی

و امّا کسی که نامه‌اش از ورای پشتش (به دستش) داده شود

- ترجمه راستین

و اما آن کس که نامه اعمالش را از پشت سر (به دست چپ) دهند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا

پس واویلا را خواهد خواند [ای هلکاتم بیا که وقت تو رسید]

- ترجمه سلطانی

پس واویلا را خواهد خواند

- ترجمه راستین

او بر هلاک خود آه و فریاد حسرت بسیار کند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ وَيَصْلَىٰ سَعِيرًا

و در آتشی [که حرارت آن را تحمّل می‌نماید] در آید (داخل شود)

- ترجمه سلطانی

و در آتشی (که حرارت آن را تحمّل می‌نماید) در آید

- ترجمه راستین

و به آتش سوزان دوزخ در افتد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا

همانا او [در دنیا بدون غمی برای آخرتش و بدون حزنی بر عمل به خاطر آن] در اهل خود شادمان بود

- ترجمه سلطانی

همانا او در اهل خود شادمان بود

- ترجمه راستین

که او میان کسانش بسیار مغرور و مسرور بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ

همانا او گمان می‌داشت که هرگز باز نخواهد گشت [یعنی مسرور بود برای اینکه او گمان می‌کرد که به سوی خداوند یا به سوی آخرت باز نمی‌گردد]

- ترجمه سلطانی

همانا او گمان می‌داشت که هرگز باز نخواهد گشت

- ترجمه راستین

و گمان کرد که ابدا (به سوی خدا) باز نخواهد گشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ بَلَىٰ إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا

بلی [باز می‌گردد] همانا پروردگارش به او بینا می‌باشد

- ترجمه سلطانی

بلی همانا پروردگارش به او بینا می‌باشد

- ترجمه راستین

بلی خدا به احوال و اعمال او کاملا آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ

و قسم [ن]می‌خورم به شفق {شفق سرخی در افق از غروب تا عشای آخر است، یا مراد از آن نوریّت باقی مانده از نفس انسانی بعد غروب آن در بدن یا در مرتبۀ حیوانی است}

- ترجمه سلطانی

و قسم (ن)می‌خورم به شفق (سرخی غروب آفتاب)

- ترجمه راستین

چنین نیست (که خدا از فعل مخلوقش آگه نباشد) قسم به شفق (و روشنی او وقت غروب، هنگام نماز مغرب).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ

و شب و آنچه که جمع می‌کند [یعنی آنچه که جمع کرده] {روز به عنوان سبب برای نشور (پراکنده شدن) و شب برای جمع و سکون می‌باشد، و همچنین است شب بدن انسان که متضادّات را جمع می‌کند و متخالفات را الفت می‌دهد}

- ترجمه سلطانی

و شب و آنچه که جمع می‌کند

- ترجمه راستین

و قسم به شب تار و آنچه در خود گرد آورده (و در دل شب خزیده و آرام گرفته).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ

و ماه وقتی که کامل می‌شود [منتظّم می‌شود و در نورش کامل می‌شود، و همچنین است ماه قلب وقتی که کامل می‌شود]

- ترجمه سلطانی

و ماه وقتی که کامل می‌شود

- ترجمه راستین

و قسم به ماه تابان هنگام بدر که تمام فروزان شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ

و هرآینه حتماً از حالتی در حالتی [در مرتبه‌ای فراتر] قرار می‌گیرید [یعنی مرتبه‌ای فراتر از مرتبه‌ای یعنی بعد مرتبه‌ای از مراتب آخرت یعنی شما در دنیا در رکوب (سواری) مراتب اخرویّه هستید و لکن شما از آن غافلید، یا حالتی بعد حالتی است برای ورود احوال مختلفه به شما، یا هرآینه حتماً شما سنن (سنّت‌ها) کسانی که قبل شما بوده‌اند را مطابق بر آنان بعد جمعی دیگر مطابق با آنها مرتکب می‌شوید، یا بعد حالتی دیگر مطابق شده با حالت آنان چنانکه در اخبار هست که شما در عذر آوردن دربارۀ اوصیاء بعد انبیاء (ع) حتماً راه کسانی از امّت‌هایی که قبل شما بودند را طی می‌کنید]

- ترجمه سلطانی

و هرآینه حتماً از حالتی در حالتی (در مرتبه‌ای فراتر) قرار می‌گیرید

- ترجمه راستین

(قسم به این امور) که شما حوال گوناگون و حوادث رنگارنگ (از نخستین خلقت تا مرگ و برزخ و ورود به بهشت و دوزخ) خواهید یافت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ

پس آنها را چه شده [یعنی چه نفعی دارند؟ یا چه مانعی دارند؟، یا چه حالی دارند؟ آیا جنون دارند؟ یا عقل؟] که ایمان نمی‌آورند؟! [و مراد از عدم ایمان، عدم ایمان به خداوند یا به رسالت یا به ولایت است]

- ترجمه سلطانی

پس آنها را چه شده که ایمان نمی‌آورند؟!

- ترجمه راستین

پس کافران از چه رو ایمان نمی‌آورند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ

و وقتی که قرآن بر آنان قرائت می‌شود سجده نمی‌کنند [یعنی برای خداوند خضوع نمی‌کنند]

- ترجمه سلطانی

و وقتی که قرآن بر آنان قرائت می‌شود سجده نمی‌کنند

- ترجمه راستین

و چون بر آنان آیات قرآن تلاوت شود سجده حق نمی‌کنند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ

بلکه کسانی که کفر ورزیدند تکذیب می‌کنند

- ترجمه سلطانی

بلکه کسانی که کفر ورزیدند تکذیب می‌کنند

- ترجمه راستین

بلکه آن مردم کافر (قرآن خدا را) تکذیب می‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ

و خداوند داناتر است به آنچه که پنهان می‌کنند [یعنی به آنچه که در قلوب خود ضمیر می‌دارند یا به آنچه که در نفوسشان از نتایج اعمالشان جمع می‌کنند]

- ترجمه سلطانی

و خداوند داناتر است به آنچه که پنهان می‌کنند

- ترجمه راستین

و خدا به آنچه در دل پنهان می‌دارند (از خود آنها) داناتر است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ

پس آنها را به عذابی دردناک بشارت بده

- ترجمه سلطانی

پس آنها را به عذابی دردناک بشارت بده

- ترجمه راستین

پس آنها را به عذاب دردناک (دوزخ) بشارت ده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ

مگر کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح کردند برای آنان پاداشی بی منّت [یعنی غیر مقطوع یا بدون منّت به آن بر آنان] هست.

- ترجمه سلطانی

مگر کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح کردند برای آنان پاداشی بی منّت (قطع ناشدنی) هست.

- ترجمه راستین

مگر آنان که ایمان آرند و نیکوکار شوند که آنها را اجری بی منّت و ثوابی بی نهایت (در بهشت جاودانی) خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
سورهٔ ۸۵- البروج

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ

سوگند به آسمان دارندۀ بروج (برج‌های دوازدهگانه) [یا مراد آسمان روح انسان است که آن دارای مراتب و درجاتی است]

- ترجمه سلطانی

سوگند به آسمان دارندۀ بروج (برج‌ها)

- ترجمه راستین

قسم به آسمان بلند که دارای کاخهای با عظمت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ

و روز موعود [همان قیامت کبری برای روح انسانی که جز با فنای تامّ محقّق نمی‌شود]

- ترجمه سلطانی

و روز موعود

- ترجمه راستین

و قسم به روز موعود (قیامت که وعده گاه خلایق است).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ

و شاهد (مشاهده کننده) و مشهود (مقام احدیّت) {«شاهد» بر مقام احدیّت معرفتش ممکن نمی‌شود، و «مشهود» که همان مقام احدیّت است ایضاً شناخته نمی‌شود، و «شاهد» به روز جمعه و «مشهود» به روز عرفه، یا به روز قیامت تفسیر شده‌اند، و «شاهد» به محمّد (ص) و «مشهود» به روز قیامت تفسیر شده‌اند و آن دو به نبیّ (ص) و امیر المؤمنین (ع)، و به ملک و روز قیامت، و به نبیّ هر زمان و امّتش، و به محمّد (ص) و جمیع خلق، و به این امّت و سایر امم، و به اعضای بنی آدم و انفسشان، و به حجر الاسود و حجّاج، و به ایّام و بنی آدم، و به انبیاء و محمّد (ص)، و به الله و لا اله الّا الله، و به خلق و حقّ تفسیر شده‌اند}

- ترجمه سلطانی

و شاهد و مشهود

- ترجمه راستین

و قسم به شاهد (عالم، پیغمبر خاتم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) و به مشهود (او قیامت و امت).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ

اصحاب اخدود کشته شدند {جواب برای قسم یا جملهٔ دعائیّه معترضه بین قسم و جواب آن است یا خبریّهٔ معترضه و اِخبار از حال کفّار است که مؤمنین را سوزاندند یا اِخبار از حال مؤمنین است که در اخدود سوختند} {ذکر حکایت «اصحاب اخدود» در روایات خاصّه و عامّه با اختلاف است، منجمله اینکه خداوند مردی حبشی را به عنوان نبی فرستاد و قومش او را تکذیب کردند، پس با آنها جنگ کرد پس اصحابش را کشتند و او را اسیر کردند، سپس پادشاه امر به ساختن اخدود (شکاف) کرد و بر دهانه‌های آن سکک (تنگه) کَند سپس آن را پُر از آتش کردند سپس مردم را جمع کردند و گفت: کسی که از دینش برگردد پس او را واگذارید و کسی که اباء نمود پس او را در آن بیفکنید}

- ترجمه سلطانی

اصحاب اخدود کشته شدند

- ترجمه راستین

قسم به اینان که اصحاب اخدود (یعنی آن قوم کافری که بر مؤمنان به مکر مسلط شدند و آنها را به خندقهای آتش در افکندند) همه کشته (یعنی ملعون و مطرود) شدند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ

آتش دارای هیزم {توصیف به «ذات الوقود» اشاره به کثرت هیزم و ادامۀ ايقاد (افروختن) آن است}

- ترجمه سلطانی

آتش دارای هیزم

- ترجمه راستین

همان آتش سختی که (آن مردم ظالم به جان خلق) بر افروختند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ

وقتی که آنان (پادشاه و اصحابش) بر آن [بر کرسی‌هایی که حول آتش بودند و مؤمنین را عذاب می‌کردند] نشستند

- ترجمه سلطانی

وقتی که آنان بر آن نشستند

- ترجمه راستین

که بر کنار آن خندقهای آتش بنشستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَهُمْ عَلَىٰ مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ

و آنان بر آنچه که به مؤمنین انجام می‌دادند شاهد (حاضر بر تعذیب آنها) بودند

- ترجمه سلطانی

و آنان بر آنچه که به مؤمنین انجام می‌دادند شاهد بودند

- ترجمه راستین

و سوختن مؤمنانی که به آتش افکندند مشاهده می‌کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ

و از آنها عیبی (ایرادی) نگرفتند [یعنی از آنها مکافات نکشیدند یا قبیح نشمردند یا کراهت نورزیدند]، جز آنکه [آنها] به خدای غالب و ستوده ایمان آورده بودند

- ترجمه سلطانی

و از آنها عیبی (ایرادی) نگرفتند جز آنکه به خدای غالب و ستوده ایمان آوردند

- ترجمه راستین

و با آن مؤمنان که بسوختند هیچ عداوتی نداشتند جز آنکه آنان به خدای مقتدر ستوده صفات ایمان آورده بودند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ

که مُلک (پادشاهی) آسمان‌ها و زمین فقط برای او است و خداوند بر هر چیزی بسیار گواه است [چه رسد به مالکیّت او، و شهود او بر هر چیزی به نحو شهود نفس بر صور ادراکیّهٔ آن و مالکیّت او به نحو مالکیّت نفس بر صور ذهنیّهٔ آن است]

- ترجمه سلطانی

که مُلک (مملکت، پادشاهی) آسمان‌ها و زمین فقط برای او است و خداوند بر هر چیزی بسیار گواه است

- ترجمه راستین

آن خدایی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، و خدا بر هر چه در عالم است گواه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ

همانا کسانی که نسبت به مؤمنان و مؤمنات فتنه (ایذاء) کردند سپس توبه نکردند پس عذاب جهنّم برای آنها است و برای آنان عذاب سوزان [ناشی از احتراق] هست {«حريق» اسم برای احتراق (سوختن) است به معنی اینکه آنها عذابی مسبَّب از احتراق دارند، یا عذابی که آن احتراق است و مقصود این است که آنان عذاب حیّات (مارها) و عقارب (عقرب‌ها) و حمیم و زقّوم را در جهنّم دارند و عذاب احتراق برای آنان است، یا مراد اصحاب اخدود و احتراق آنان با آتش اخدود است}

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که نسبت به مؤمنان و مؤمنات فتنه کردند سپس توبه نکردند پس عذاب جهنّم برای آنها است و برای آنان عذاب سوزان هست

- ترجمه راستین

آنان که مردان و زنان با ایمان را به آتش فتنه سوختند و توبه نکردند، بر آنها عذاب جهنم و آتش سوزان دوزخ مهیاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ

همانا کسانی که ایمان آورده‌اند و اعمال صالح کردند جنّت‌هایی دارند که از تحت آنها نهرها جاری می‌شود آن رستگاری بزرگ است {اضافات حقّ اوّل تعالی اعتباریّه (نوعی از رابطه‌ها که صرفاً در ذهن انسان اعتبار می‌شوند و در خارج از ذهن وجود واقعی ندارند) نیستند بلکه اضافات حقیقیّهٔ اشراقیّه (نوعی از رابطه‌ها که وجود واقعی و عینی در خارج از ذهن دارند، این نوع اضافه، برخلاف اضافات اعتباریّه، حقیقی و ذاتی است) هستند که از آن به «أنهار» تعبیر می‌شود و هر مرتبه از عالیات محلّی برای ظهور اضافات او در آن و محلّ بروز آن از آن به غیر آن هستند، و جهت آن که تلی (متّصل به، باقی، بازمانده) حقّ واجب تعالی است عالی و محیط به جهتی است که تلی خلق است، و بروز اضافات او تعالی به خلق از جهتی است که تلی خلق است پس صحیح است که گفته شود: که انهار جاريه به سوی خلق از تحت این مراتب که به وجهی همان جنان هستند جارى می‌شود}

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که ایمان آورده‌اند و اعمال صالح کردند جنّت‌هایی دارند که از تحت آنها نهرها جاری می‌شود آن رستگاری بزرگ است

- ترجمه راستین

آنان که به خدا ایمان آورده و نیکوکار شدند بر آنها البته (در بهشت) باغهایی است که زیر درختانش نهرها جاری است. این بهشت ابد به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگ است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ

همانا سختگیری پروردگارت البتّه بطش (شدید) است {بطش گرفتن به عنف (زور) و سطوت (قهر) است}

- ترجمه سلطانی

همانا سختگیری پروردگارت البتّه شدید است

- ترجمه راستین

همانا مؤاخذه و انتقام خدا بسیار سخت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ

همانا او است که آغاز می‌کند و بر می‌گرداند

- ترجمه سلطانی

همانا او است که آغاز می‌کند و بر می‌گرداند

- ترجمه راستین

اوست که به حقیقت نخست خلق را بیافریند و باز (پس از مرگ به عرصه قیامت) برگرداند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ

و او بسیار آمرزنده و بسیار دوست دارنده است [آمرزنده‌ای و ودودی (دوست دارنده‌ای) جز او نیست، و مغفرت او و وداد (دوستی) او نسبت به مستحقّ آن دو فوق آنچه است که تصوّر می‌شود]

- ترجمه سلطانی

و او بسیار آمرزنده و بسیار دوست دارنده است

- ترجمه راستین

و هم او بسیار آمرزنده و دوستدار مؤمنان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ

دارندۀ عرش (جمیع ماسوای او) بزرگوار است [و بر جمیع ماسوای خود عظمت و مالکیّت دارد]

- ترجمه سلطانی

دارندۀ عرش بزرگوار است

- ترجمه راستین

و خداوند عرش (عظیم) و هم با اقتدار و عزت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ

[بدون مانع و عجز] آنچه را که می‌خواهد انجام دهنده است

- ترجمه سلطانی

آنچه را که می‌خواهد انجام دهنده است

- ترجمه راستین

هر چه بخواهد آن را در کمال قدرت و اختیار انجام دهد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ

آیا حدیث لشکریان [که در ماسلف بر پیامبرانشان لشکرکشی کردند و حکایات آنان و آنچه که کفّار از آنها انجام دادند و آنچه که مؤمنین از آنها با آن اکرام شدند] به تو رسید (آن را شنیده‌ای)؟

- ترجمه سلطانی

آیا حدیث لشکریان به تو رسید

- ترجمه راستین

آیا احوال جنود (شاهان گذشته) بر تو حکایت شده است؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ

فرعون و ثمود [آن را شنیده‌ای پس نظر کن تا به کفّار از آنها چه شد و به مؤمنین چه شد، تا آنکه بر یقین به وعید او و وعدۀ او باشی]

- ترجمه سلطانی

فرعون و ثمود

- ترجمه راستین

داستان فرعون و قوم ثمود (که به کیفر کفر و دشمنی با رسل هلاک شدند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ

بلکه کسانی که در تکذیب کردن کفر ورزیدند [یعنی چنین نیست که هنوز حکایات لشکریان را نشنیده‌اند بلکه آنان سوای شأن تکذیب کردن شأنی ندارند]

- ترجمه سلطانی

بلکه کسانی که در تکذیب کردن کفر ورزیدند

- ترجمه راستین

بلی آنان که کافرند به تکذیب می‌پردازند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ وَاللَّهُ مِنْ وَرَائِهِمْ مُحِيطٌ

و خداوند از ورای (خلف) آنان [به آنها] محیط است

- ترجمه سلطانی

و خداوند از ورای (خلف) آنان (به آنها) محیط است

- ترجمه راستین

و خدا بر همه آنها محیط است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ

بلکه آن قرآنی [در بساطتش و وحدتش مجموعی] ارجمند

- ترجمه سلطانی

بلکه آن قرآنی ارجمند

- ترجمه راستین

بلکه این کتاب قرآن بزرگوار و ارجمند الهی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ

در لوحی محفوظ [از دستان محجوبان یا از تغیّر و تبدّل، یا از مسیس (مسّ کردن) شیاطین، یا از اختلاق (دروغ بر بافتن) مختلقان (دروغ بافندگان)] است {مراد از لوح محفوظ نفوس کلّیّه یا عقول کلّیّه است زیرا آنها به وجهی کتب و الواح هستند، یا صدور (سینه‌ها) راسخین در علم از صدر محمّد (ص) و اوصیای او (ع) هستند، و این لَوْح همان أُمِّ الْکتَابِ است و نسخ جمیع کتب از آن است}.

- ترجمه سلطانی

در لوحی محفوظ (از دستان محجوبان) است.

- ترجمه راستین

که در لوح محفوظ حق (و صفحه عالم ازلی) نگاشته است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
سورهٔ ۸۶- الطارق

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ

قسم به آسمان و طارق (در شب پیدا شونده)

- ترجمه سلطانی

قسم به آسمان و طارق (در شب پیدا شونده)

- ترجمه راستین

قسم به آسمان و طارق آن.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ

و چه چیز تو را آگاه کرد که طارق چیست

- ترجمه سلطانی

و تو چه دانی که طارق چیست

- ترجمه راستین

و چگونه توانی طارق آسمان را بدانی؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ النَّجْمُ الثَّاقِبُ

ستارۀ درخشان [یعنی مُضیء (نور دهنده) یا ثاقب (تابان) با نور خود بر افلاک]

- ترجمه سلطانی

ستارۀ درخشان

- ترجمه راستین

طارق همان کوکب درخشان است که نورش نفوذ کند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ

که هیچ نفْسی نیست مگر اینکه نگهبانی بر آن هست

- ترجمه سلطانی

که هیچ نفْسی نیست مگر اینکه نگهبانی بر آن هست

- ترجمه راستین

(قسم به اینان) که هیچ شخصی نیست جز آنکه او را البته (از طرف خدا) مراقب و نگهبانی هست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ

پس انسان باید نظر کند که از چه خلق شده [یعنی پس باید به مادّۀ خویش نظر کند و اینکه آن اضعف موجود و اخسّ (زبونترین) آن بود تا بداند که او خالقى قادر و دانا و حکیم دارد، و بداند که خالق او بر اعادت (باز گرداندن) او قدرت دارد و بر حال اعادت خود عمل کند]

- ترجمه سلطانی

پس انسان باید نظر کند که از چه خلق شده

- ترجمه راستین

پس انسان مغرور باید بنگرد که از چه آفریده شده است؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ

از آب جهنده‌ای خلق شد

- ترجمه سلطانی

از آب جهنده‌ای خلق شده

- ترجمه راستین

از آب نطفه جهنده‌ای خلقت گردیده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ

که از بین ستون فقرات و استخوان‌های سینه خارج می‌شود {حکیمان بر آن هستند که نطفه فضلۀ هضم رابع (چهارم) و آن تفضّل (زیادی) در جمیع بدن است و به بیضتین پایین می‌آید، و آن از جمیع اجزای بدن خارج می‌شود که اختصاص به صلب و ترائب ندارد، لکن چون دو کلیه در اصلاح نطفه در مرد و دو پستان در زن ادخل هستند فرمود از بین صلب مرد و بین ترائب زن خارج می‌شود، یا مقصود این است که نطفه از اجواف (شکم‌ها) مرد و زن خارج می‌شود و آن محلّ کثافات بدن است، یا منظور این است که صلب و ترائب در مرد و زن در اصلاح نطفه ادخل هستند و گوئی که نطفه از بین صلب مرد و ترائبش، و از بین صلب زن و ترائبش خارج می‌شود}

- ترجمه سلطانی

که از بین ستون فقرات و استخوان‌های سینه خارج می‌شود

- ترجمه راستین

که از میان صلب (پدر) و سینه (مادر) بیرون آید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ إِنَّهُ عَلَىٰ رَجْعِهِ لَقَادِرٌ

همانا او بر بازگرداندنش البتّه توانا است

- ترجمه سلطانی

همانا او بر بازگرداندنش البتّه توانا است

- ترجمه راستین

(خدایی که او را از این نا چیز بی جان آفرید و جان بخشید) او البته بر زنده کردنش دوباره (پس از مرگ) قادر است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ

روزی که باطن‌ها آزمایش شود [یعنی هر سریره‌ای (نهانی) اختبار (آزمون) می‌شود که آیا آن خالصه است یا مغشوشه] {مراد از سرائر یا اعمال قالبی است زیرا سرائر از حیث خلوص و شوب، و از حیث مبادی و غایات، یا فعلیّات حاصله برای نفس از آنها، یا نیّات، یا مکمونات نفوس است که صاحبان نفوس آنها را نمی‌دانند}

- ترجمه سلطانی

روزی که باطن‌ها آزمایش شود

- ترجمه راستین

روزی که اسرار باطن شخص آشکار شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ فَمَا لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ

پس [در آنروز] نیرویی [که با آن عذاب را از خودش دفع نماید] و نه یاوری [که او را از بأس (سختگیری) خداوند یاری کند] ندارد

- ترجمه سلطانی

پس نیرویی و نه یاوری ندارد

- ترجمه راستین

و آن روز قوّتی در خویش و یاوری بر نجات خود نیابد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ

سوگند به آسمان دارای بازگشت [یعنی دارندهٔ رجوع به وصف اوّل خود است، زیرا آن در وضعی نیست و مگر آنکه در حالت دوّم به آن برمی‌گردد، یا دارندۀ باران، یا دارندۀ خورشید و ماه و ستارگان، زیرا آنها دائماً در رجع (بازگشتن) هستند یا دارندۀ خیر دائم هستند زیرا آنها علی الاتّصال آن را بر اهل عالم بازمی‌گردانند]

- ترجمه سلطانی

سوگند به آسمان دارای بازگشت

- ترجمه راستین

قسم به آسمان فرو ریزنده باران.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ

و زمین دارای شیار [یعنی شقه شده با آب یا شخم یا غیره با گیاهان و درختان]

- ترجمه سلطانی

و زمین دارای شیار (شقه شده با آب یا شخم یا غیره)

- ترجمه راستین

و قسم به زمین گیاه روینده (برای خلقان).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ

همانا آن [قرآن یا امر رسالت یا امر ولایت یا رسول (ص) یا علی (ع)] البتّه گفتاری جدا کننده [بین حقّ و باطل، یا محقّ و مبطل، یا قول به بعث و جزاء به عنوان قول مقطوعٌ به] است

- ترجمه سلطانی

همانا آن البتّه گفتاری جدا کننده است

- ترجمه راستین

که قرآن به حقیقت کلام جدا کننده (حق از باطل) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ

و آن شوخی (مزاح) نیست

- ترجمه سلطانی

و آن شوخی نیست

- ترجمه راستین

و هرگز سخن هزل بیهوده نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا

همانا آنها با کیدی [بزرگ] حیله می‌کنند

- ترجمه سلطانی

همانا آنها با کیدی حیله می‌کنند

- ترجمه راستین

دشمنان اسلام هر چه بتوانند کید و مکر (بر محو اسلام) می‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ وَأَكِيدُ كَيْدًا

و من [نیز] با کیدی [عظیم] کید می‌کنم

- ترجمه سلطانی

و من (نیز) با کیدی (عظیم) کید می‌کنم

- ترجمه راستین

و من هم در مقابل مکرشان مکر خواهم کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا

پس به کافران مهلت بده، به آنان مهلت اندکی بده.

- ترجمه سلطانی

پس به کافران مهلت بده، به آنان مهلت اندکی بده.

- ترجمه راستین

پس اندکی کافران را مهلت ده و آنها را فرو گذار (تا وقت کیفرشان فرا رسد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای