حزب شمارهٔ ۱۷


سورهٔ ۴- النساء

٢٤ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا

و [حرام شد بر شما نکاح با] شوهرداران از زنان [زیرا بُضع (شرمگاه زن) آنها مملوک دیگری است] مگر آنچه را که مالک شده‌اید [مانند زنان اسیر که ازواج کافر دارند و امر به طلاق کنیزی که صاحبش او را به ازدواج بَردهٔ خود درآورده یا پس از فروختن آنها که به منزلهٔ طلاق است]، [اینها احکام] مقرّرهٔ خداوند بر شما است، و ماورای آن برای شما حلال شده که با اموالتان طلب زناشویی کنید نه [آنکه] زنا کننده [باشید] پس به آنچه که با آن از آنها استمتاع (طلب تمتّع) کردید پس به عنوان فریضه [فرض شده یا به جهت عقد واجب شده] مزدشان را به آنها بدهید {آیه دالّ بر تحلیل مُتعه است}، و بعد از این فریضه گناهی بر شما نیست در آنچه که [هر دو] به آن [اعطاء زیاده بر فریضه یا اسقاط چیزی از فریضه توسط زن] تراضی کنید همانا خداوند دانا و حکیم می‌باشد [و مُتعه را از روی علم و به جهت غایاتی منوط به مصالح و حِکمى حلال نمود] {مُتعه به ازدواجی گفته می‌شود که در آن مرد و زن مدّت زمانی را برای عقد معیّن می‌کنند و پس از سپری شدن مدّت، خود به خود محرمیّت از بین رفته و احتیاجی به طلاق ندارد}

- ترجمه سلطانی

و (حرام شد بر شما نکاح با) شوهرداران از زنان مگر آنچه را که مالک شده‌اید (مانند اسراء و امر به طلاق کنیزی که صاحبش او را به ازدواج بَردهٔ خود درآورده یا فروختن آنها)، (اینها احکام) مقرّرهٔ خداوند بر شما است، و ماورای آن برای شما حلال شده که با اموالتان طلب زناشویی کنید نه (آنکه) زنا کننده (باشید) پس به آنچه که با آن از آنها طلب تمتع کردید پس به عنوان فریضه مزدشان را به آنها بدهید، و بعد از این فریضه گناهی بر شما نیست در آنچه که (هر دو) به آن تراضی کنید همانا خداوند دانا و حکیم می‌باشد

- ترجمه راستین

و نکاح زنان شوهردار نیز (برای شما حرام شد) مگر آن زنانی که (در جنگهای با کفّار، به حکم خدا) متصرّف شده‌اید. این حکم خدا بر شماست، و هر زنی غیر آنچه ذکر شد شما را حلال است که به مال خود به طریق زناشویی بگیرید نه آنکه زنا کنید، پس چنانچه از آنها بهره‌مند شوید آن مهر معیّن که حق آنهاست به آنان بپردازید، و باکی نیست بر شما که بعد از تعیین مهر هم به چیزی با هم تراضی کنید (و بدانید که) البته خدا دانا و آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلًا أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُم بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِـمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنكُمْ وَأَن تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

و هر کس از شما که به لحاظ توانگری استطاعت ندارد که با زنان مؤمن [آزاد] نکاح کند پس از آنچه که مالک شده‌اید از کنیزان جوان مؤمن خود [نکاح کند] و خداوند به ایمان شما داناتر است [و به ظاهر ایمان اکتفاء کنید زیرا خداوند است که او عالم به سرائر (رازهای پنهان) است، و چه بسا کنیزی که در ایمان برتر از حرهّ (زن آزاد) باشد، و کنیز بحسب معاش بر شما سبکتر است]، بعضی از شما [در نسبت داده شدن به آدم (ع) و به اسلام] از بعضی [دیگر] هستید پس آنها را به اجازهٔ اهل آنها (خانوادهٔ دختر) نکاح کنید [زیرا بدون اذن زنا است] و اجور (مزدهای) آنها (زنان) را به عنوان [زنان] شوهردار [عفیفه] به نیکی بدهید نه به عنوان [زنان] زناکار و نه به عنوان [زنان] دوستِ پنهان گیرنده (دوستان در سرّ)، پس وقتی که به زناشویی (به تزویج) در می‌آیند پس اگر فاحشه (زنا) آوردند پس نصف آنچه که از عذاب بر زنان آزاد است بر آنها (کنیزان) است [یعنی اینکه عبید (بردگان) و اماء (کنیزان) نصف حدّ زده می‌شوند] این [ترخیص نکاح با کنیزان] برای کسی از شما است که از عَنَت [تعب (رنج) و اذیّت از عزوبت (نداشتن جفت)] می‌ترسد و اگر صبر کنید [و از نکاح با کنیزان عفّت ورزید] برای شما بهتر است و خداوند [بر سوءهٔ (چیزی که باعث شرم و خجالت شود) لازمه از نکاح با آنها] بسیار آمرزنده و مهربان است [که با ترخیص (اجازه دادن) بر شما در نکاح آنها (مؤنّث) حین عنت (دشواری) و ترجیح تعفّف از آنها تا آنچه که امکان دارد تا آنکه از مضاجعت با آنها بدی بر شما وارد نشود]

- ترجمه سلطانی

و هر کس از شما که به لحاظ توانگری استطاعت ندارد که با زنان مؤمن (آزاد) نکاح کند پس از آنچه که مالک شده‌اید از کنیزان جوان مؤمن خود (نکاح کند) و خداوند به ایمان شما داناتر است، بعضی از شما از بعضی پس آنها را به اجازهٔ اهل آنها (دختر) نکاح کنید و اجور (مزدهای) آنها (مؤنّث) را به عنوان (زنان) شوهردار (عفیفه) به نیکی بدهید نه به عنوان (زنان) زناکار و نه به عنوان (زنان) دوستِ پنهان گیرنده، پس وقتی که به زناشویی در می‌آیند پس اگر فاحشه (زنا) آوردند پس نصف آنچه که از عذاب بر زنان آزاد است بر آنها (کنیزان) است این برای کسی از شما است که از دشواری می‌ترسد و اگر صبر کنید برای شما بهتر است و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است

- ترجمه راستین

و هر که را توانایی آن نباشد که زنان پارسای با ایمان (و آزاد) گیرد پس، از کنیزان مؤمنه که مالک آن شدید به زنی اختیار کند. خدا آگاه‌تر است به (مراتب) ایمان شما که شما اهل ایمان بعضی از جنس بعضی دیگرید (و همه مؤمن و در رتبه یکسانید) ، پس با کنیزان مؤمنه با اذن مالکشان ازدواج کنید و مهر آنها را به طرز پسندیده بدهید، کنیزانی که عفیف باشند نه زناکار و رفیق و دوست‌باز، پس چون شوهر کردند چنانچه عمل زشتی از آنها سر زند بر آنها نصف عذاب (یعنی حدّ) زنان پارسای آزاد است. این حکم درباره کسی است که بترسد مبادا به رنج افتد، و صبر کردن برای شما بهتر است، و خدا بخشنده و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ

خداوند می‌خواهد تا [آنچه را که آن در معاشتان و معادتان به صلاح شما است با این احکام از تحریم محرمّات و تحلیل محلّلات و تسنین (وضع کردن قانون) استمتاع از زنان و ترخیص در مکروهات از نکاح با اِماء (کنیزان) در وقت مساس (تماس) حاجت و تعفّف مهما امکن از آنها] برای شما بیان کند و شما را با سنّت‌های کسانی [از انبیاءِ] قبل از شما راهنمائی کند [تا به آنها اقتداء کنید] و [با خروج شما از مشتهیات انفستان و دخول شما در تحت امر خود و با امتثال اوامر خود و نواهی خود] بر شما توبه (التفات) کند و خداوند بسیار دانا [است و آنچه که اصلح به حال شما است را می‌داند] و حکیم است [که به آنچه که صلاح شما در آن نیست امر نمی‌کند]

- ترجمه سلطانی

خداوند می‌خواهد تا برای شما بیان (روشن) کند و شما را با سنّت‌های کسان (انبیاء) قبل از شما راهنمائی کند و بر شما توبه (التفات) کند و خداوند بسیار دانا و حکیم است

- ترجمه راستین

خدا می‌خواهد (راه سعادت را) برای شما بیان کند و شما را به آداب (ستوده) آنان که پیش از شما بودند رهبر گردد و بر شما ببخشاید، که خدا دانا و به حقایق امور آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ وَاللَّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيمًا

و خداوند می‌خواهد که [با خروج شما از مشتهیات انفستان و دخول شما در تحت امر خود و به امتثال اوامر و نواهی خود] بر شما توبه (التفات) کند و کسانی که از شهوات پیروی می‌کنند [همچنین کسی که از استمتاع زنان منع می‌نماید] می‌خواهند که به میلی (انحرافی) بزرگ [از طریقی که مؤدی به نجات شما است] متمایل (منحرف) شوید (حال آنکه) او حقیق (شایسته) به اتّباع است و آنان احقّ به اجتناب هستند]

- ترجمه سلطانی

و خداوند می‌خواهد که بر شما توبه (التفات) کند و کسانی که از شهوات پیروی می‌کنند می‌خواهند که به میلی (انحرافی) بزرگ متمایل (منحرف) شوید

- ترجمه راستین

و خدا می‌خواهد بر شما (به رحمت و مغفرت) بازگشت فرماید، و مردم هوسناکِ پیرو شهوات می‌خواهند که شما (از راه حقّ و رحمت) دور و منحرف گردید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا

خداوند می‌خواهد تا [با تشریع مُتعه و ترخیص نکاح کنیز] از شما سبک کند [تا عزوبت بر شما گران نشود] {در آیه تعریض هست به کسی که از متعه منع می‌کند و اینکه او از کسانی است که از شهوات تبعیّت می‌کنند و اخراج شما را از سنن انبیاء می‌خواهند و اینکه عزوبت بر شما گران شود تا در زنا داخل شوید} و انسان ضعیف خلق شده [و مقاومت در برابر شهوت و صبر از آن برای او ممکن نمی‌شود حتّی در آنچه از زنا که به او ضرر می‌رساند داخل می‌شود لذا متعه و نکاح با کنیز در وقت خوف از عنت ترخیص شده و تعفّف از اماء با امکان برای او رجحان داده شده تا برای ضعفش به مضاجعت، با آنها (اماء) مجانس (همجنس، مأنوس) نشود]

- ترجمه سلطانی

خداوند می‌خواهد تا از شما سبک کند و انسان ضعیف خلق شده است

- ترجمه راستین

خدا می‌خواهد کار بر شما آسان کند، که انسان ضعیف خلق شده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید اموال یکدیگر را به باطل مخورید مگر آنکه تجارتی ناشی از تراضی بین شما باشد، و خودتان را مکشید همانا خداوند به شما مهربان است

- ترجمه سلطانی

ای کسانی که ایمان آورده‌اید اموال یکدیگر را به باطل مخورید مگر آنکه تجارتی ناشی از تراضی بین شما باشد و خودتان را مکشید همانا خداوند به شما مهربان است

- ترجمه راستین

ای اهل ایمان، مال یکدیگر را به ناحق مخورید مگر آنکه تجارتی باشد که از روی رضا و رغبت کرده (و سودی برید) ، و یکدیگر را نکشید، که البته خدا به شما بسیار مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَارًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا

و کسی که آن (صرف و قتل) را از روی (برای) دشمنی [یعنی از روی عمد و تجاوز از حدود خداوند] و از روی ظلم انجام دهد پس او را با آتش خواهیم سوزاند و آن برای خداوند آسان می‌باشد

- ترجمه سلطانی

و کسی که آن را از روی دشمنی و از روی ظلم انجام دهد پس او را با آتش خواهیم سوزاند و آن برای خداوند آسان می‌باشد

- ترجمه راستین

و هر کس از روی دشمنی و ستمگری چنین کند، پس او را به زودی در آتش دوزخ درآوریم، و این کار (انتقام کشیدن از ظالمان) برای خدا آسان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ إِن تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلًا كَرِيمًا

اگر از کبائر (گناهان بزرگ) که از آنها نهی شده‌اید اجتناب کنید سیّئات (بدی‌های کوچک) شما را از شما می‌پوشانیم و شما را به مدخلی (جایگاهی) کریم داخل می‌کنیم

- ترجمه سلطانی

اگر از کبائر (گناهان بزرگ) که از آنها نهی شده‌اید اجتناب کنید سیّئات شما را از شما می‌پوشانیم و شما را به مدخلی (جایگاهی) کریم داخل می‌کنیم

- ترجمه راستین

(ای اهل ایمان) چنانکه از گناهان بزرگی که شما را از آن نهی کرده‌اند دوری گزینید، ما از گناهان دیگر شما درگذریم و شما را به مقامی نیکو برسانیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا

و آنچه را که خداوند به (سبب) آن بعضی از شما را بر بعضی فضل (برتری) داده تمنّا نکنید {تمنّی طلب امر محال یا طلب چیزی است بدون تهیّهٔ اسباب وصول به آن، و مراد از آنچه که خداوند فضل کرده یا نعمت‌های صوری است از سعهٔ عیش و امنیّت و صحّت و قوّت و عظمت در جسم و جاه و مسکن و زوج و قوا و جوارح و غیر آنها یا نعم باطنی از اخلاق و علم و حکمت و حُسن تدبیر و اُلفت و زهد و طاعت و غیر آنها} [یعنی چیزی را بدون اسباب حصول آن طلب نکنید، برای اینکه] مردان از آنچه که کسب کرده‌اند نصیبی (بهره‌ای) دارند و زنان از آنچه که کسب کرده‌اند نصیبی دارند [پس متوسّل به اسباب شوید و نعمت‌ها‌ی بعضى از خودتان را طلب نکنید برای اینکه آن از فضل خداوند بر وی است، و به خداوند توجّه (روی آوردن) کنید] و از خداوند از فضل او درخواست کنید همانا خداوند به هر چیزی دانا می‌باشد

- ترجمه سلطانی

و آنچه را که خداوند به (سبب) آن بعضی از شما را بر بعضی برتری داده تمنّا نکنید، مردان از آنچه که کسب کرده‌اند نصیبی (بهره‌ای) دارند و زنان از آنچه که کسب کرده‌اند نصیبی دارند و از خداوند از فضل او درخواست کنید همانا خداوند به هر چیزی دانا می‌باشد

- ترجمه راستین

آرزو (و توقّع بیجا) در فضیلت و مزیّتی که خدا به آن بعضی را بر بعضی برتری داده مکنید؛ که هر یک از مرد و زن از آنچه اکتساب کنند بهره‌مند شوند. و هر چه می‌خواهید از فضل خدا درخواست کنید (نه از خلق) که خدا به همه چیز داناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا

و برای همه سرپرستانی [مخصوص در ارث] قرار دادیم [یعنی اقارب (نزدیکان، خویشان) مخصوص یا دارندگان نسب مخصوص که به سبب استحقاق نسبت قرابت یا نسبت عقد بر آنان تفضّل می‌کنیم که ارث ببرند] از ماترک والدان (پدر و مادر) و خویشان و کسانی که با دستانتان عقد (عقد ملک یا عقد ضمان جریره یا عقد اسلام و ایمان) بسته‌اید پس نصیب [مقرّر] آنها را به آنها بدهید همانا خداوند بر هر چیزی شهید (بسیار مشاهده کننده) می‌باشد [و دقایق استحقاق بحسب نسب را مشاهده می‌کند]

- ترجمه سلطانی

و برای همه سرپرستانی قرار دادیم، از ماترک والدان (پدر و مادر) و خویشان و کسانی که با دستانتان عقد (پیمان) بسته‌اید پس نصیب آنها را به آنها بدهید همانا خداوند بر هر چیزی بسیار شاهد (مشاهده کننده) می‌باشد

- ترجمه راستین

و ما برای هر چیزی از آنچه پدر و مادر و خویشان به جای گذاشته‌اند وارثانی قرار داده‌ایم، و با هر که عهد و پیمان (حقوقی) بسته‌اید بهره آنان را بدهید (و نقض عهد نکنید) که خدا بر هر چیز گواه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَالـلَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا

مردان عهده‌دار بر زنان [قائم بر آنها] هستند [قیام ولات (والی‌ها) بر رعیّت خود مراقب بودن احوال آنها، مقیّم (راست کننده) بودن اعوجاج آنها است] به (سبب) آنچه که خداوند بعضی از آنها را [با تفضیل او به مردان در جثّه و قوّه و ادراک و حُسن تدبیر و کمال عقل] بر بعضی و به (سبب) آنکه از اموالشان نفقه می‌دهند برتری داده [پس مراقبت آنها و سدّ فاقت (فقر و نیازمندی) آنها و قضای حاجت آنها بر عهدهٔ مردان است، و بر عهدهٔ زنان انقیاد و قبول نصیحت ایشان و حفظ غیب مردان است] پس زنان صالح [از آنها از آنچه که آن شأن آنها و حکم آنها است خارج نمی‌شوند بلکه آنها] مطیع و حافظ [بر خودشان و اموال ازواجشان] در غیاب [ازواج] هستند به آنچه که خداوند حفظ کرده است و [امّا غیر صالحات] زنانی که از نشوز (خروج) آنها [از طاعت شما] می‌ترسید [پس آداب معاشرت با آنها مدارات است با نصیحت کردن، و اگر آنها را کفایت نکرد پس به مهاجرتی (دوری کردنی) اندک به حیثی که منافی قسامهٔ آنها (مؤنّث) نشود، و اگر نتیجه نداشت پس آنها را بزند به حیثی که گوشتی از بدنشان قطع نشود و استخوانی نشکند] پس [با گفتار] به آنها اندرز بدهید و [با استدبار (پشت کردن) به آنها] در بستر از آنها دوری کنید و آنها را بزنید پس اگر از شما اطاعت کردند پس راهی [به ایذاء و تحَکّم به آنچه که شارع به آن رخصت نداده] را بر آنها طلب نکنید که خداوند علی (والا) و کبیر (بزرگ) است [پس در اعلاء (بالاتر) بودنتان بر زنان از علوّ خداوند بر خود غفلت نکنید که غفلت مورث تعدّی شما بر آنها (زنان) می‌شود] {در نشوز فاحش زن تنبیه زوجه باعث ترحّم و عفو زوج و عدم ارجاع به حاکم و سقوط حدّ یا جَلد زوجه یا لعان زوج و در اکثر مانع متارکهٔ زوجین می‌شود}

- ترجمه سلطانی

مردان عهده‌دار بر زنان هستند به آنچه که خداوند بعضی از آنها را بر بعضی و به (سبب) آنکه از اموالشان نفقه می‌دهند برتری داده پس زنان صالح، مطیع و حافظ در غیاب (ازواج) هستند به آنچه که خداوند حفظ کرده است و زنانی که از نشوز آنها می‌ترسید پس به آنها اندرز بدهید و در رختخواب از آنان دوری کنید و آنها را بزنید پس اگر از شما اطاعت کردند پس راه (دیگر)ی را بر آنها طلب نکنید که خداوند علی (والا) و کبیر (بزرگ) است

- ترجمه راستین

مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا برای بعضی بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود نفقه دهند، پس زنان شایسته مطیع شوهران و در غیبت آنان حافظ (حقوق آنها) باشند از آن رو که خدا هم (حقوق زنان را) حفظ فرموده است. و زنانی که از نافرمانی آنان (در حقوق همسری) بیمناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و (اگر مطیع نشدند) از خوابگاه آنان دوری گزینید و (اگر باز مطیع نشدند) آنان را به زدن تنبیه کنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِّنْ أَهْلِهَا إِن يُرِيدَا إِصْلَاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا

و [ای اولیاء زوجین یا ای حکّام] اگر از جدایی [یعنی از اختلاف و نزاع] بین آن دو (زوج و زوجه) خوف داشتید پس [بین آن دو را اصلاح کنید که آن از لوازم ایمان و قرابت و حکومت است و آن دو را به خودشان وانگذارید و] داوری از اهل (خانوادهٔ) او (مرد) و داوری از اهل (خانوادهٔ) او (زن) برگزینید که [بحسب قرابت دو شفیق بر آن دو و دو اراده کننده بر اصلاح باشند و ارادهٔ آن دو بر اصلاح در آن دو مؤثّر باشد] آن دو (داور از اقرباء) اصلاح (سازش) بین آن دو (زوج و زوجه) را بخواهند [ارادهٔ آن دو در نفوس زوجین تأثیر می‌کند و آن دو را برای افاضهٔ توافق از خداوند بین خود مستعدّ به آن تأثّر می‌نماید و اگر آن دو مستعدّ آن شوند] خداوند بین آن دو (زوج و زوجه) را موافق می‌نماید همانا خداوند دانا می‌باشد [به آنچه که به سبب آن، آن دو مستعدّ بر توافق می‌شوند و به آن به شما امر می‌کند] و آگاه [می‌باشد به چگونگی توافق و اصلاح]

- ترجمه سلطانی

و (ای اولیاء زوجین یا ای حکّام) اگر از جدایی بین آن دو خوف داشتید پس داوری از اهل (خانوادهٔ) او (مرد) و داوری از اهل (خانوادهٔ) او (زن) برگزینید که آن دو اصلاح (سازش) بین آن دو را بخواهند خداوند بین آن دو را موافق می‌نماید همانا خداوند دانا و آگاه می‌باشد

- ترجمه راستین

و چنانچه بیم آن دارید که نزاع سخت بین آنها پدید آید، از طرف کسان مرد و کسان زن داوری برگزینید، که اگر مقصود اصلاح داشته باشند خدا میان ایشان موافقت و سازگاری برقرار کند، که خدا دانا و آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا

و خداوند را بندگی کنید و چیزی را با او شریک نکنید و به والدین و به خویشاوندان و به یتیمان و مسکینان و به همسایه‌ای که دارای نزدیکی (خویشاوندی نَسَبی) است و به همسایهٔ دور [نَسَبی و مکانی] و به همنشین نزدیک [مانند رفیق در تعلّم یا حرفه یا سفر] و به در راه ماندگان و به آنچه که دستان شما مالک شده [بردگان و کنیزان و اهل و خادم و خادمه و زیردستان] احسان کنید [پس اگر محبّت خدا را می‌خواهید از تعهّد (سرکشی، دلجوئی) حال آنان و توجّه و احسان به آنها تأنّف نورزید] همانا خداوند کسی که مختال (خودپسند) و فخور (فخر فروش) می‌باشد را دوست ندارد {مختال کسی است که از توجّه به غیر حتّی به والدین روحانی تأنّف می‌ورزد و فخور وقتی که به غیر خود التفات می‌کند خودش را عظیم و غیر خود را حتّی والدین روحانی‌اش را حقیر می‌دارد}

- ترجمه سلطانی

و خداوند را بندگی کنید و چیزی را با او شریک نکنید و به والدین و به خویشاوندان و به یتیمان و مسکینان و به همسایه‌ای که دارای نزدیکی (خویشاوندی) است و به همسایهٔ دور و به همنشین نزدیک و به در راه ماندگان و به آنچه که دستان شما مالک شده احسان کنید همانا خداوند کسی که خودپسند و فخر فروش می‌باشد را دوست ندارد

- ترجمه راستین

و خدای یکتا را پرستید و هیچ چیزی را شریک وی نگیرید و نسبت به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و فقیران و همسایه دور و نزدیک و دوستان موافق و رهگذران و بندگان که زیردست تصرف شمایند نیکی کنید، که خدا مردم متکبّر خودپسند را دوست ندارد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا

کسانی که بُخل می‌ورزند {بخل سجیّه‌ای است که انسان را از خارج کردن آنچه که تحت ید او است و رفع ید (دست کشیدن) او از آن منع می‌کند، چه از حقوق الهی باشد مانند زکات و خمس یا حقوق خلقی مانند نفقات واجب و دیون حالّ (سررسید) شدهٔ مفروضه (واجب شده)، یا مسنونه (سنّت شده) مانند زکات و سایر صدقات مستحّب و صنایع (نیکویی کردن) معروفه (پسندیده) و مانند انفاقات مستحّب برای خودش و عیالش و خویشانش و همسایگانش} و مردم را به بُخل امر می‌کنند و آنچه که خداوند از فضلش [از نعمت‌های ظاهری و باطنی و قوّت قوا و حشمت و جاه و علوم و معارف] به آنها داده است را کتمان می‌کنند [عذر می‌آورند به اینکه آنچه که انفاق کنند را ندارند، کفران کننده هستند] و [ما] برای کافران (کتمان کنندگان نِعَم) عذابی خوار کننده مهیّا کرده‌ایم {کتمان به آنچه که خداوند به آنها داده از ادلهٔ نبوّت محمّد (ص) یا ادّلهٔ ولایت علی (ع) از آنچه که آن را از کتب خود و اِخبار انبیای خود و از قرآن و اخبار محمّد (ص) شناخته‌اند و از آنچه که آن را از اخلاق اخروی که همان نمونهٔ اخلاق آن دو و احوال آن دو است در نفوس خود یافته‌اند تفسیر شده}

- ترجمه سلطانی

کسانی که بُخل می‌ورزند و مردم را به بُخل امر می‌کنند و آنچه که خداوند از فضلش به آنها داده را کتمان می‌کنند و برای کافران عذابی خوار کننده مهیّا کرده‌ایم

- ترجمه راستین

همان گروه که بخل می‌ورزند و مردم را به بخل وادار می‌کنند و آنچه را که خدا از فضل خود به آنها بخشیده (از آیات و احکام آسمانی) کتمان می‌کنند. و ما برای کافران عذابی خوارکننده مهیّا داشته‌ایم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ وَالَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَن يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا

و کسانی که مال‌هایشان را انفاق می‌کنند که مردم ببینند و به خداوند و نه به روز آخِر ایمان نمی‌آورند [زیرا عدم ایمان، علّت برای انفاق در سبیل شیطان و برای عدم انفاق در راه خدا یعنی بخل است] و هر کس که شیطان قرینی برای او باشد پس بد قرینی (همدمی) است [برای اینکه اقتران (نزدیک شدن) او به سجن و سجّین و ملک شیاطین می‌کشاند]

- ترجمه سلطانی

و کسانی که مال‌هایشان را انفاق می‌کنند که مردم ببینند و به خداوند و نه به روز آخِر ایمان نمی‌آورند و هر کس که شیطان قرینی برای او باشد پس بد قرینی (همدمی) است

- ترجمه راستین

و هم آنان که اموال خود را به قصد ریا و خودنمایی به مردم می‌بخشند و به خدا و روز قیامت نمی‌گروند. و هر که را شیطان یار است بسیار بد یاری است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ وَمَاذَا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ وَكَانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيمًا

و بر آنها چه شده؟! [یعنی البتّه کُلفت (مشقت) دنیوی و نه عقوبت اُخروی بر آنها نیست] اگر به خداوند و روز آخر ایمان بیاورند [یعنی به مبدأ و معاد تا آنکه یقین کنند که نعمت از خداوند است و اینکه خزائن او با انفاق کردن تمام نمی‌شود و اینکه اعمال او به آن جزا داده می‌شود] و از آنچه که خداوند به آنها روزی داده انفاق کنند و خداوند به آنها دانا می‌باشد

- ترجمه سلطانی

و بر آنها چه شده؟! اگر به خداوند و روز آخر ایمان بیاورند و از آنچه که خداوند به آنها روزی داده انفاق کنند و خداوند به آنها دانا می‌باشد

- ترجمه راستین

چه زیانی به آنها می‌رسید اگر به خدا و روز قیامت ایمان آورده و از بهره‌ای که خدا به آنان داده چیزی انفاق می‌کردند؟! و خدا به (احوال و نیّات) آنان دانا است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا

همانا خداوند [به اندازهٔ] سنگینی ذرّه‌ای ظلم نمی‌کند و اگر حسنه باشد آن را چند برابر می‌کند و از نزد خود پاداشی عظیم می‌دهد

- ترجمه سلطانی

همانا خداوند (به اندازهٔ) سنگینی ذرّه‌ای ظلم نمی‌کند و اگر حسنه باشد آن را چند برابر می‌کند و از نزد خود پاداشی عظیم می‌دهد

- ترجمه راستین

خداوند به مقدار ذرّه‌ای به کسی ستم نکند، و اگر عمل نیکی باشد زیاد گرداند و (به نیکان) جانب خود مزدی بزرگ عطا کند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَـؤُلَاءِ شَهِيدًا

پس [حال این مختالین (خودپسندان) موصوف با اوصاف سابق از شدّت خوف و عقوبت] چگونه است وقتی که از هر امّتی [از اُمم پیامبران] گواهی را [همان پیامبرشان را، یا از هر فرقه از فِرَق امّت تو با شاهدی که همان امامشان در عصر آنها است یا از هر امّتى از اُمَم انبیاء و از هر فرقه از فِرَق امم انبیاء و از فِرَق امّت تو با شاهدی که همان نبیّ آنها یا وصیّ نبیّ آنها و امام آنها است] بیاوریم و [ای محمّد] تو را به عنوان گواه بر اینان بیاوریم [که لهم (برای آنها) و علیهم (بر آنها) شهادت دهی]

- ترجمه سلطانی

پس چگونه است (حال آنان) وقتی که از هر امّتی (از امم پیامبران) گواهی را بیاوریم و (ای محمّد (ص)) تو را به عنوان گواه بر اینان بیاوریم

- ترجمه راستین

پس چگونه است (حال آنان) آن‌گاه که از هر طایفه‌ای گواهی آریم و تو را بر این امّت به گواهی خواهیم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُـولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا

در آنروز کسانی که [به خداوند یا به رسولان یا به اوصیاء آنها و ولایات اوصیای آنان] کفر ورزیده‌اند و رسول را [در امر او به ولایت و غیر آن] نافرمانی کرده‌اند آرزو می‌کنند که ایکاش زمین با آنها مساوی می‌شد [یعنی در آنروز یا در روز غصب خلافت دفن می‌شدند، یا برانگیخته نمی‌شدند یا خاک می‌بودند و آفریده نمی‌شدند، یا قابل محض قرار داده می‌شدند و اصلاً برای آنها فعلیّتی نمی‌بود] و هیچ سخنی را از خداوند کتمان نمی‌کنند

- ترجمه سلطانی

در آنروز کسانی که کفر ورزیده‌اند و رسول را نافرمانی کرده‌اند آرزو می‌کنند که ایکاش زمین با آنها مساوی می‌شد و هیچ سخنی را از خداوند کتمان نمی‌کنند

- ترجمه راستین

در آن روز آنان که به راه کفر رفته و نافرمانی رسول کردند آرزو کنند که ای کاش با خاک زمین یکسان بودند، و از خدا سخنی پنهان نتوانند کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُـولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید [یعنی به خداوند و به محمّد (ص) اذعان کرده‌اید، یا بر دست محمّد (ص) ایمان به خداوند را اراده کرده‌اید، یا با بیعت عامّهٔ نبویّه و قبول دعوت ظاهره بر دست محمّد (ص) ایمان آورده‌اید، یا با بیعت خاصّهٔ ولویّه و قبول دعوت باطنه ایمان آورده‌اید] به نماز نزدیک نشوید {صلات (نماز) در لغت بر دعاء و رحمت و استغفار و در شرع بر افعال و اذکار موضوعه (وضع شده) در شریعت، و در حقیقت یا بطور مجاز بر مواضع مقرّر برای نماز شرعی، و بر ذکر قلبی مأخوذ از صاحب اجازهٔ الهی، و بر صاحب اجازهٔ الهی، و بر صورت مثالی حاضر شده در قلب سالک از صاحب اجازه، و بر هر کدام از مراتب بشری و مثالی و قلبی و روحی به مراتب روحی او اطلاق می‌شود} و (در حالی که) شما مست هستید تا آنکه [از مستی خود فائق آیید و] بدانید که چه می‌گوئید و نه در حال جُنُب مگر رهگذران تا آنکه غسل کنید [به اینکه بدن‌هایتان را در آب فرو برید] و اگر مریض یا بر سفر بودید یا یکی از شما که از غائط می‌آید یا زنان را لمس (مجامعت) کردید پس هنوز که آب [برای استعمال] نیافته‌اید پس خاکی پاک را تیمّم (قصد) کنید و به روی خود و دستانتان مسح کنید همانا خداوند بسیار بخشاینده و بسیار آمرزنده است [آنچه که از اثر دَنَس هوی بر شما باقی می‌ماند را بر شما می‌پوشاند و شما را به سبب ذنوبتان از حضرت خود طرد نمی‌کند]

- ترجمه سلطانی

ای کسانی که ایمان آورده‌اید به نماز نزدیک نشوید و (در حالی که) شما مست هستید تا آنکه (از مستی خود فائق آیید و) بدانید که چه می‌گوئید و نه در حال جُنُب مگر رهگذران تا آنکه غسل کنید و اگر مریض یا بر سفر بودید یا یکی از شما که از غائط می‌آید یا زنان را لمس (مجامعت) کردید پس هنوز که آب نیافته‌اید پس خاکی پاک را تیمّم (قصد) کنید و به روی خود و دستانتان مسح کنید همانا خداوند بسیار بخشاینده و بسیار آمرزنده است

- ترجمه راستین

ای اهل ایمان، هرگز در حال مستی به نماز نیایید تا بدانید چه می‌گویید (و چه می‌کنید) و نه در حال جنابت (به مساجد آیید) مگر آنکه رهگذر باشید تا وقتی که غسل کنید. و اگر بیمار بودید یا آنکه در سفر باشید یا قضاء حاجتی دست داده باشد یا با زنان مباشرت کرده‌اید و آب برای تطهیر و غسل نیافتید پس به خاک پاک تیمم کنید، آن‌گاه صورت و دستها را (بدان) مسح کنید، که خدا بخشنده و آمرزنده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّوا السَّبِيلَ

آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای (حظّ اندکی) از کتاب داده شده‌اند [یعنی کتاب نبوّت به اینکه در شریعت داخل شدند و دعوت نبیّ را به دعوت ظاهره‌اش قبول کردند] گمراهی [و خروج از طریق ولایت و طریق قلب] را می‌خرند و [ای مؤمنین] می‌خواهند که شما را از راه [ولایت علی (ع)] گمراه کنند

- ترجمه سلطانی

آیا ندیدی کسانی را که بهرهٔ (اندکی) از کتاب داده شده‌اند گمراهی را می‌خرند و (ای مؤمنین) می‌خواهند که شما را از راه گمراه کنند

- ترجمه راستین

آیا ندیدی و ننگریستی به (حال) آنان که اندک بهره‌ای از علم کتاب یافتند که خریدار ضلالت هستند و همی خواهند که شما (اهل ایمان) نیز گمراه شوید؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللَّهِ وَلِيًّا وَكَفَى بِاللَّهِ نَصِيرًا

و خداوند به دشمنان شما [از شما] داناتر است [پس هر کس که با زبانش محبّت شما و ولایت شما را اظهار کرد را ولی نگیرید بلکه به ولایت خداوند در مظاهر اولیائش که خداوند شما را به ولایت آنها امر کرده است اکتفاء کنید] و خداوند [در مظاهرش] به عنوان ولیّ کافی است و خداوند به عنوان یاری رساننده کافی است [پس ولایت و نصرت را غیر از کسی که خداوند و رسولش (ص) به شما به قبول ولایت او امر کرده‌اند و او علیّ (ع) است طلب نکنید و وجوه قلوبتان را از کسی که خداوند شما را به صرف (روی گردانیدن) از او امر کرده است برتابید]

- ترجمه سلطانی

و خداوند داناتر است به دشمنان شما و خداوند به عنوان ولیّ کافی است و خداوند به عنوان یاری رساننده کافی است

- ترجمه راستین

و خدا داناتر است به دشمنان شما، و همین بس که خدا دوستدار و یاور (شما) باشد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ مِّنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُـولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا

از کسانی که تهوّد (یهودیّت گرفتن) ورزیدند کلمات را از مواضع خود تحریف می‌کنند [با تبدیل کردن کلمه‌ای در مکان کلمه‌ای دیگر، یا با اسقاط بعضی از کلم، یا با صرف (برگردانیدن) آن از مصادیق آن به غیر آن با تمویه (خلاف نمایاندن) آن که آن غیر مصادیق آن است، یا با صرف آن از مقاصد مراد شدهٔ آن با تمویه اینکه غیر آن مقصود از کلام است چه آن از روی علم به مصداق و مقصود یا از روی جهل باشد] و [با زبانشان] می‌گویند ما شنیدیم و [در انفسشان می‌گویند] نافرمانی کردیم و بشنو! نه [به معنی] شنونده [بلکه در معنی کر!] و «رعایت ما را بکن» {«راعنا» در لغت آنها به معنی ما را تحمیق (خَر) کن است}، با پیچاندن زبان‌هایشان و از روی طعنه (استهزاء) در دین و اگر که آنها می‌گفتند که: «شنیدیم و اطاعت کردیم» و «بشنو و به ما نظر کن» البتّه برای آنان بهتر و استوارتر [و عادلانه‌تر] می‌بود و لکن خداوند آنها را به جهت کفرشان [به تو از خیر و صلاح] لعن (دور) کرده است و جز با [ایمان] اندکی ایمان نمی‌آورند

- ترجمه سلطانی

از کسانی که تهوّد (یهودیّت گرفتن) ورزیدند کلمات را از مواضع خود تحریف می‌کنند و می‌گویند ما شنیدیم و نافرمانی کردیم و بشنو! نمی‌شنوی! و «رعایت ما را بکن» (در زبان عبری به معنی ما را تحمیق کن)، با پیچاندن زبان‌هایشان و از روی طعنه در دین و اگر که آنها می‌گفتند که شنیدیم و اطاعت کردیم و بشنو و به ما نظر کن البتّه برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود و لکن خداوند آنها را به جهت کفرشان لعنت (دور) کرده است و جز به اندکی ایمان نمی‌آورند

- ترجمه راستین

گروهی از یهود کلمات (خدا) را از جای خود تغییر داده و گویند: (فرمان خدا را) شنیدیم و (از آن) سرپیچیم و (به جسارت گویند) بشنو که (کاش) ناشنوا باشی؛ و گویند ما را رعایت کن. و گفتار ایشان زبان‌بازی و طعنه و تمسخر به دین است. و اگر (به احترام) می‌گفتند که ما (فرمان حق را) شنیدیم و (تو را) اطاعت کنیم و تو نیز (سخن ما) بشنو و به حال ما بنگر، هر آینه آنان را نیکوتر بود و به صواب نزدیکتر، لیکن چون کافر شدند خدا آنها را لعنت کرد، و به جز اندکی ایمان نخواهند آورد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٧ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّـمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا

ای کسانی که کتاب داده شده‌اید [از یهود و نصاری، یا از اهل محمّد (ص)] به آنچه که [از قرآن یا از ولایت علی (ع)] نازل کردیم که تصدیق کننده [و مُثبت (اثبات کننده)] است بر آنچه که با شما است ایمان بیاورید قبل از اینکه [با محو محاسن آنها و اشکال فطری و کسبی آنها] وجوهی را محو کنیم و آنها را بر پشت (روزگار پیشین) خود بر گردانیم یا آنها را [با تغییر صور تمام اعضای آنها] لعنت کنیم و [آنها را مسخ کنیم] همانطور که اصحاب شنبه را لعنت (دور) [و مسخ] کردیم و امر خداوند انجام شده می‌باشد [و مانعی از نفاذ (جاری بودن امر و حکم) آن نیست پس حذر کنید از آنچه که وعده داده شده‌اید]

- ترجمه سلطانی

ای کسانی که کتاب داده شده‌اید به آنچه که نازل کردیم که تصدیق کننده است بر آنچه که با شما است ایمان بیاورید قبل از اینکه وجوهی را محو کنیم و آنها را بر پشت (روزگار پیشین) خود بر می‌گردانیم یا آنها را لعنت کنیم همانطور که اصحاب شنبه را لعنت (دور) کردیم و امر خداوند انجام شده می‌باشد

- ترجمه راستین

ای کسانی که به شما کتاب آسمانی داده شد، به قرآنی که فرستادیم که مصدّق تورات و انجیل شماست ایمان آورید پیش از آنکه بر چهره‌هایی (از اثر ضلالت) خط خذلان کشیم و آنها را واژگون کنیم یا مانند اصحاب سَبت بر آنها لعنت و عذاب فرستیم، و (بترسید که) قضای خدا واقع‌شدنی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٨ إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِـمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا

همانا خداوند نمی‌آمرزد که [به اعتبار اتمّ مظاهر او که همان علیّ (ع) است] به او شرک ورزیده شود و آنچه که غیر آن [شرک] است را بر کسی [از والی (پیمان بسته، دوستدار) و شیعهٔ علیّ (ع)] که بخواهد می‌آمرزد و کسی که به خداوند [با اعتبار شرک به مظاهر اتمّ او] شرک ورزد [زیرا خداوند جز در مظاهرش شناخته و درک نمی‌شود، پس شرک به مظاهر او شرک به او است] پس گناهی عظیم را افتراء زده است

- ترجمه سلطانی

همانا خداوند نمی‌آمرزد که به او شرک ورزیده شود و آنچه که غیر آن است را بر کسی که بخواهد می‌آمرزد و کسی که به خداوند شرک ورزد پس گناهی عظیم را افتراء زده است

- ترجمه راستین

محققاً خدا گناه شرک را نخواهد بخشید و سوای شرک را برای هر که خواهد می‌بخشد، و هر کس که شرک به خدا آورد به دروغی که بافته گناهی بزرگ مرتکب شده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٩ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُم بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا

آیا ندیدی کسانی را که خودشان را پاک می‌دانند؟ {تزکیه یا به معنی نسبت دادن طهارت به انفس و پاک و طاهر شمردن آن است یا به معنی ازالهٔ دَرَن (چرک‌ها، آلودگی‌ها) از انفس است به افعال خود و اذکارشان و هر یک یا به قول است مثل اینکه بگوید من عصیان نکرده‌ام، و چنین روزه داشته‌ام، و چنین نماز خوانده‌ام، و چنان انفاق کرده‌ام، و غیر آن، یا مثل این است که بنفسه بدون اذنی و اجازه‌ای به قصد تحصیل کمال نفس و تطهیر آن از نقایص آن بدون ریا بر ذکر لسانی مداومت نماید، و یا به فعل است مثل اینکه افعال نیک را از جهت ریاء و از جهت اظهار بر مردم انجام دهد که او زاهدی راغب در آخرت است، یا مثل اینکه به افعال خوب و ریاضات از قِبَل خودش بدون ریا مشغول شود بلکه برای تحصیل کمال نفس و طهارت آن، به گمان آنکه افعال او نفسش را تزکیه می‌کند، و همه خیال باطل است زیرا ریا کردن فعلی یا قولی از اعظم معاصی است و عمل کردن از قِبَل نفس برای تزکیت آن جز در شقاء (بدبختی) آن نمی‌افزاید} بلکه خداوند است که کسی را که بخواهد پاک می‌کند [طهارت کسی را که بخواهد بدون حاجت به اظهار آنها ظاهر می‌سازد، یا کسی را که بخواهد از اَدناس و رذائل پاک می‌نماید، نه کسی که بخواهد که خودش را به عمل خویش پاک کند، برای اینکه آن فضل از خداوند است که اکتساب آن به عمل ممکن نمی‌شود، بلکه عمل اگر به امر خلفای او باشد نفس را بر قبول آن فضل آماده می‌کند] و [به قدر] فتیلی (رشتهٔ سفید در شکاف هستهٔ خرما) ظلم نمی‌شوند

- ترجمه سلطانی

آیا ندیدی کسانی را که خودشان را پاک می‌دانند؟ بلکه خداوند است که کسی را که بخواهد پاک می‌کند و (به قدر) فتیلی (رشتهٔ سفید در شکاف هستهٔ خرما) ظلم نمی‌شوند

- ترجمه راستین

نمی‌بینی آنان را که دعوی پاکدلی کنند؟خداست که هر که را خواهد از رذائل پاک و منزّه دارد، و به قدر فتیلی (رشته خرما) به کسی ستم نشود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٠ انظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَكَفَى بِهِ إِثْمًا مُّبِينًا

نظر کن چگونه [در نسبت دادن طهارت به انفس خود، یا در تحصیل طهارت به فعلشان از روی گمان خود که خداوند در فعلشان راضی شده و اذن او است] به دروغ بر خداوند افتراء می‌بندند و همان به عنوان گناهی آشکار کافی است

- ترجمه سلطانی

نظر کن چگونه به دروغ بر خداوند افتراء می‌بندند و همان به عنوان گناه آشکار کافی است

- ترجمه راستین

بنگر چگونه بر خدا دروغ می‌بافند!و همین (افترا) بس گناهی آشکار است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥١ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُـولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَـؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا

آیا ندیدی کسانی را که از کتاب نصیبی داده شده‌اند به جِبْت (بت) و طاغوت (گردنکشان) ایمان می‌آورند و برای (در حقّ) کسانی که کفر ورزیده‌اند می‌گویند که اینان هدایت‌یافته‌تر از کسانی هستند که به راه ایمان آورده‌اند {اصل آنها علی (ع) و سپس ائمّهٔ (ع) و سپس شیعیانشان هستند}

- ترجمه سلطانی

آیا ندیدی کسانی را که از کتاب نصیبی داده شده‌اند به جِبْت (بت) و طاغوت (گردنکشان) ایمان می‌آورند و کسانی که کفر ورزیده‌اند را (در حقّ آنها) می‌گویند که اینان هدایت‌یافته‌تر از کسانی هستند که به راه ایمان آورده‌اند

- ترجمه راستین

ندیدی آنان که بهره‌ای از کتاب آسمانی داشتند (یعنی جهودان) چگونه به (بتان) جِبت و طاغوت می‌گروند و درباره کافران مشرک می‌گویند که راه آنان به صواب نزدیکتر از طریقه اهل ایمان است؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٢ أُولَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا

آنان کسانی هستند که خداوند آنها را [با طرد آنها از باب خود و روی گردانیدن آنها از ولایت و متابعت بر کسی که او به منزلت او است] لعن (دور) کرده و کسی را که خداوند لعنت (دور) کند پس هرگز برای او یاوری نخواهی یافت

- ترجمه سلطانی

آنان کسانی هستند که خداوند آنها را لعن (دور) کرده و کسی را که خداوند لعنت (دور) کند پس هرگز برای او یاوری نخواهی یافت

- ترجمه راستین

این گروهند که خدا آنان را لعنت کرد، و هر که را خدا لعن کند دیگر مددکار و یاوری برای او نتوانی یافت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٣ أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لَّا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا

آیا آنها (متبوعین) از مُلک (مملکت) بهره‌ای دارند [تا بدان مستحقّ اتّباع شوند]؟ [و اگر فرض شود که نصیبى از ملک دارند] پس آنوقت نقیری (پشیزی) به مردم {یعنی متحقّقان به انسانیّت و همان اولیاء و اصل آنان علیّ (ع)} نمی‌دهند [چه رسد به اشباه ناس و نسناس]

- ترجمه سلطانی

آیا آنها (متبوعین) از مُلک (پادشاهی، مملکت) بهره‌ای دارند؟ (بر فرض اینکه داشته باشند) پس آنوقت نقیری (پشیزی) به مردم نمی‌دهند

- ترجمه راستین

مگر آنان که از احسان به خلق به هسته خرمایی بخل می‌ورزند بهره‌ای از مُلک خدا خواهند یافت؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٤ أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا

یا بر آنچه که خداوند از فضل خود به آنها داده به مردم {اصل در مردم بعد محمّد (ص)، علیّ (ع) و خلفای او هستند} حسد می‌ورزند، و همانا [علیرغم تأنّف آنها و کوری چشمشان] کتاب را [یعنی نبوّت را] و حکمت را به آل ابراهیم [محمّد (ص) و علیّ (ع) و خلفای او صلوات الله و سلامه علیهم] داده‌ایم {حکمت قوّه‌ای است که به آن انسان بر ادراک دقایق امور و خفایای مصنوع و بر اتیان به مصنوع مشتمل بر دقایق صنع قادر می‌شود} و به آنها مُلکی (مملکتی) عظیم دادیم

- ترجمه سلطانی

یا بر آنچه که خداوند از فضل خود به آنها داده به مردم حسد می‌ورزند، و همانا کتاب و حکمت را به آل ابراهیم داده‌ایم و به آنها مُلکی (مملکتی) عظیم دادیم

- ترجمه راستین

بلکه حسد می‌ورزند با مردم (یعنی پیامبر و مسلمین) چون آنها را خدا به فضل خود برخوردار نمود. که البته ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنها ملک و سلطنتی بزرگ عطا کردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٥ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُم مَّن صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا

پس کسانی از آنها به او ایمان آوردند و کسانی از آنها او را مانع شدند (اعراض کردند یا دیگران را منع کردند) و جهنم به لحاظ سوزانندگی [برای آنها] کافی است [یعنی اگر در دنیا آنها را عقاب نکنیم پس جهنّم در آخرت برای آنها کافى است]

- ترجمه سلطانی

پس کسانی از آنها به او ایمان آوردند و کسانی از آنها او را مانع شدند و جهنم به لحاظ سوزانندگی (برای آنها) کافی است

- ترجمه راستین

آن‌گاه برخی بدو گرویدند و برخی مانع ایمان به او شدند؛ پس (آنان را) کیفر آتش افروخته دوزخ بس است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٦ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا

همانا کسانی که به آیات ما کفر ورزیده‌اند {علیّ (ع) اعظم آیات و کافر به او، کافر به جمیع آیات است} بزودی آنها را در آتش می‌سوزانیم هر چه پوست‌های آنها می‌سوزد پوستی غیر آن را بدل از آن می‌کنیم تا که عذاب را بچشند همانا خداوند عزیز (چیره) است [و هیچ مانعی از حکم و عقوبت او برای او نیست] و حکیم می‌باشد [که بدون استحقاق عقاب نمی‌کند]

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که به آیات ما کفر ورزیده‌اند بزودی آنها را در آتش می‌سوزانیم هر چه پوست‌های آنها می‌سوزد پوستی غیر آن را بدل از آن می‌کنیم تا که عذاب را بچشند همانا خداوند عزیز و حکیم می‌باشد

- ترجمه راستین

آنان که به آیات ما کافر شدند به زودی در آتش دوزخشان درافکنیم که هر چه پوست تن آنها بسوزد آنان را پوست دیگری جایگزین کنیم تا (سختی) عذاب را بچشند، که همانا خدا مقتدر و کارش از روی حکمت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٧ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا

و کسانی که [به علی (ع)] ایمان آورده‌اند و عمل صالح کردند بزودی آنها را در جنّت‌هایی داخل خواهیم کرد که نهر‌ها از زیر آنها جاری می‌شود، در آن بطور ابد جاویدانند، در آنها زوج‌هایی پاک برای آنها هست و آنها را در سایه‌ای که همواره سایه است داخل می‌کنیم

- ترجمه سلطانی

و کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح کردند بزودی آنها را در جنّت‌هایی داخل خواهیم کرد که نهر‌ها از زیر آنها جاری می‌شود، در آن بطور ابد جاویدانند، در آنها زوج‌هایی پاک برای آنها هست و آنها را در سایه‌ای که همواره سایه است داخل می‌کنیم

- ترجمه راستین

آنان را که ایمان آوردند و نیکوکار شدند به زودی در بهشتی درآوریم که نهرها از زیر درختانش جاری است و در آن زندگانی جاوید کنند و برای آنها در بهشت جفتهای پاکیزه است و آنان را به سایه رحمت ابدی خود درآوریم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای