حزب شمارهٔ ۳۵
١٧١ وَإِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَظَنُّوا أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
و آنوقت را که آن کوه را [با قَلع (کَندن) بالا بردیم] مانند سایبانی در فوق آنها بر افراشتیم و گمان کردند که آن بر آنها فرو میافتد، [در حالی که میگفتیم] آنچه که به شما دادهایم را با قوّت بگیرید [یعنی (در حالی که) میگفتیم: تورات و احکام آن را با قوّت و عزم از قلوبتان بگیرید و احکام آن را با قوّت از ابدانتان امتثال کنید] و یاد کنید آنچه [از عبرتها و احکام] را که در آن هست به این ترقّب که شما [از موبقات (مهلکههای) نفس] بهراسید (تقوا پیشه کنید)
- ترجمه سلطانیو آنوقت را که آن کوه را مانند سایبانی در فوق آنها بر افراشتیم و گمان کردند که آن بر آنها فرو میافتد، آنچه که به شما دادهایم را با قوّت بگیرید و یاد کنید آنچه را که در آن هست به این ترقّب که شما (از مهلکههای نفس) بهراسید (تقوا پیشه کنید)
- ترجمه راستینو آنگاه که کوه طور را از جای برکندیم و مانند قطعه ابری بر فراز سر آنها برآوردیم که پنداشتند بر آنها فرو خواهد افتاد (و امر کردیم) دستور توراتی که به شما آمد با قوت (ایمان و عقیده محکم) اخذ کنید و آنچه در آن مذکور است متذکر شوید، باشد که پرهیزکار شوید.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٢ وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُـولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ
و آنوقتی را که پروردگارت نسلشان را از پشت آنها از بنی آدم برگرفت و آنها را بر خودشان شاهد گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بله شهادت میدهیم تا مبادا [یعنی کراهت داشته باشید که] در روز قیامت بگویید که ما از این غافل بودیم {اشیاء همگی خصوصاً آنچه که فوق عالم طبع است نسبت به خدای تعالی همگی علم و شعور و سمع و بصر و نطق هستند و تأمّلی باقی نمیماند در اینکه اِشْهاد (شهادت خواستن) و اِسْماع (شنواندن) و اِقْرار، همگی بنابر حقایق لغوی خود هستند بلکه احقّ به حقایق آنها همآنچه است که آن در مافوق عالم طبع است}
- ترجمه سلطانیو آنوقتی را که پروردگارت نسلشان را از پشت آنها از بنی آدم برگرفت و آنها را بر خودشان شاهد گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بله شهادت میدهیم تا مبادا در روز قیامت بگویید که ما از این غافل بودیم
- ترجمه راستینو به یاد آر هنگامی که خدای تو از پشت فرزندان آدم ذرّیّه آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟همه گفتند: بلی، ما گواهی دهیم. (برخی مفسرین گفتند: مراد ظهور ارواح فرزندان آدم است در نشأه ذرّ و عالم روح و گواهی آنها به نور تجرّد و شهود به توحید خدا و ربّانیت او در عوالم ملک و ملکوت. ) (و ما این گواهی گرفتیم) که دیگر در روز قیامت نگویید: ما از این واقعه غافل بودیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٣ أَوْ تَقُـولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ
یا [کراهت داشته باشید که] بگویید جز این نیست که پدران ما قبل از ما شرک میورزیدهاند و ما فرزندان بعد از آنان هستیم، آیا پس ما را به آنچه که اهل باطل انجام میدادهاند هلاک میکنی
- ترجمه سلطانییا (مبادا) بگویید جز این نیست که پدران ما قبل از ما شرک میورزیدهاند و ما فرزندان بعد از آنان هستیم، آیا پس ما را به آنچه که اهل باطل انجام میدادهاند هلاک میکنی
- ترجمه راستینیا آنکه نگویید که منحصرا پدران ما به دین شرک بودند و ما هم فرزندان بعد از آنها بودیم، آیا به عمل زشت اهل باطل ما را به هلاکت خواهی رسانید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٧٤ وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
و اینچنین [تفصیلی با قول و با فعل] آیات را تفصیل میدهیم و به این ترقّب که آنها بازگردند
- ترجمه سلطانیو اینچنین آیات را تفصیل میدهیم و به این ترقّب که آنها بازگردند
- ترجمه راستینو بدین گونه ما آیات خود را تفصیل میدهیم (تا آیات ما را بفهمند) و باشد که بازگردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٥ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ
و بر آنها بخوان خبر کسی را که آیات خود را به او داده بودیم سپس [با ترک عمل به مقتضای آنها و غفلت از آنها] از آنها منسلخ (جدا) شد و شیطان او را تابع [خود] کرد و از گمراهان گشت
- ترجمه سلطانیو بر آنها بخوان خبر کسی را که آیات خود را به او داده بودیم سپس از آنها منسلخ (جدا) شد و شیطان او را تابع (خود) کرد و از گمراهان گشت
- ترجمه راستینو بخوان بر این مردم (بر قوم یهود) حکایت آن کس (بَلْعَم باعور) را که ما آیات خود را به او عطا کردیم، و او از آن آیات بیرون رفت و شیطان او را تعقیب کرد تا از گمراهان عالم گردید.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٦ وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
و اگر میخواستیم حتماً او را به آنها [یعنی به آن آیات] بالا میبردیم و لکن او به زمین [طَبْع و بعد از آن به زمین طین (گل، خاک) برای قضای مشتهیاتی از آن] تمایل داشت و از هوایش پیروی کرد و مثل او [بعد از آنکه به زمین تمایل پیدا کرد در شدّت تعبش و کثرت حرکتش برای تحصیل مأمول (خواسته، آرزو شده) خود از زمین برای تسکین حرارت حرصش و عدم انتفاع در تسکین حرص] مانند مَثَل [آن] سگی است که چه بر آن حملهور شوی لَهلَه میزند یا آن را ترک کنی [باز] لهله میزند آن مَثل این مردمان است که آیات ما را تکذیب کردهاند [و هر مکذّب (دروغ بند) به آیات خداوند این مَثَل او است] پس این قصّهها را [بر یهود و غیر آنها] قصّه کن راجی به اینکه آنها [در مآل (نتیجه، عاقبت) افعالشان و احوالشان] تفکّر کنند
- ترجمه سلطانیو اگر میخواستیم حتماً او را به آن (آیات) بالا میبردیم و لکن او به زمین تمایل داشت و از هوایش پیروی کرد و مثل او مانند مَثَل (آن) سگی است که چه بر آن حملهور شوی لَهلَه میزند یا آن را ترک کنی (باز) لهله میزند آن مَثل این مردمان است که آیات ما را تکذیب کردهاند پس این قصّهها را قصّه کن راجی به اینکه آنها تفکّر کنند
- ترجمه راستینو اگر میخواستیم به آن آیات او را رفعت مقام میبخشیدیم، لیکن او به زمین (تن) فروماند و پیرو هوای نفس گردید، و در این صورت مثل و حکایت حال او به سگی ماند که اگر بر او حمله کنی و یا او را به حال خود واگذاری به عوعو زبان کشد. این است مثل مردمی که آیات ما را بعد از علم به آن تکذیب کردند. پس این حکایت بگو، باشد که به فکر آیند.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٧ سَاءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُوا يَظْلِمُونَ
مَثَل این مردمانی که آیات ما را دروغین شمردند و به خودشان ستم میکردند چه بد است
- ترجمه سلطانیمَثَل این مردمانی که آیات ما را دروغین شمردند و به خودشان ستم میکردند چه بد است
- ترجمه راستینمثل حال گروهی که آیات ما را تکذیب کردند و به خویش ستم میکردند بسیار بد مثلی است.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٨ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ
کسی را که خداوند هدایت کند پس او هدایت شده است و کسی را که گمراه کند پس آنها همان زیانکارانند
- ترجمه سلطانیکسی را که خداوند هدایت کند پس او هدایت شده است و کسی را که گمراه کند پس آنها همان زیانکارانند
- ترجمه راستینهر که را خدا هدایت فرماید هم اوست که هدایت یافته، و آنها را که به گمراهی واگذارد هم آنان زیانکاران عالمند.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٩ وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِـجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ
و همانا بسیاری از جن و انس را برای جهنم ایجاد کردهایم، [البتّه فعل ما اجباری از سوی ما نیست بلکه آنها] قلبهایی دارند که با آنها تفقّه (فهم کردن) نمیکنند [پس به عدم استعداد آنها و عدم استحقاقشان آنها را داخل جهنّم کردیم] {تَفَقّه علمی دینی است که با آن به علم دیگری توسّل میشود و علوم آنان و اگرچه کثیرهٔ دقیقه است باعث ترقّی آنها در طریق قلب و آخرت نمیشود} و چشمانی دارند که با آنها [در عین حدّت آنها، از اشیاء آنچه را که بر خداوند و بر مبدئیّت او و معادیّت او دلالت میکند] نمیبینند و گوشهایی دارند که با آنها [در عین حدّت آنها، از اشیاء و اصوات آنچه را که در آخرتشان به آنها نفع میرساند] نمیشنوند آنان [در عدم تفقّه و اِشْتِداد (استوار بودن) علم و در عدم اِبْصار (دیدن) آنچه از دیدنیها که شایسته است که دیده شود، و عدم سماع آنچه از مسموعات که شایسته است که شنیده شود] مانند چهارپایان هستند [بلکه مَدارِک آنان موقوف بر درک اسباب تعیّش (زندگی کردن) در آجل (آینده، آخرت) است و اگرچه در اعلی مرتبه درک باشند، کما اینکه مدارک چهارپایان موقوف بر درک نافع (سود) و ضارّ (زیان) در آجل است] بلکه آنان گمراهترند آنان همان غافلان هستند
- ترجمه سلطانیو همانا بسیاری از جن و انس را برای جهنم ایجاد کردهایم، قلبهایی دارند که با آنها تفقّه (فهم کردن) نمیکنند و چشمانی دارند که با آنها نمیبینند و گوشهایی دارند که با آنها نمیشنوند آنان مانند چهارپایان هستند بلکه آنان گمراهترند آنان همان غافلان هستند
- ترجمه راستینو محققا بسیاری از جن و انس را برای جهنم آفریدیم، چه آنکه آنها را دلهایی است بیادراک و معرفت، و دیدههایی بینور و بصیرت، و گوشهایی ناشنوای حقیقت، آنها مانند چهارپایانند بلکه بسی گمراهترند، آنها همان مردمی هستند که غافلاند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٠ وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
و خداوند اسمهای نیکویی دارد {اسم به اسمى که به اسماء لفظی و نه به مفاهیم ذهنی و نه به آنچه که به مواضعه دلالت میکند اختصاص ندارد، بلکه در حقیقت بر موجودات عینی اطلاق میشود برای اینکه حقیقت اسم آنچه است که حکایت از غیر کند چه لفظی باشد یا ذهنی یا عینی} [یعنی خداوند اسماء خاصّی دارد که دلالتی بر غیر او ندارند، و آنها فی انفسها احسن از غیر خود هستند و خاتم الانبیاء (ص) اسمى است که از جهات سهگانه احسن (بهترین) است که احسنى از او نیست، سپس خاتم الاولیاء (ع) است سپس سایر انبیاء (ع) و اولیاء (ع) بنابر تفاوت مراتب آنها هستند] پس او را به وسیلهٔ آنها بخوانید و [خواندن خداوند را به وسیلهٔ] کسانی که حرمت اسماء او را نگه نمیدارند را ترک کنید که بزودی به آنچه که عمل میکردند مجازات خواهند شد
- ترجمه سلطانیو خداوند اسمهای نیکویی دارد پس او را به وسیلهٔ آنها بخوانید و کسانی را که حرمت اسماء او را نگه نمیدارند ترک کنید که بزودی به آنچه که عمل میکردند مجازات خواهند شد
- ترجمه راستینو خدا را نیکوترین نامهاست، بدانها خدا را بخوانید، و آنان را که در نامهای او به انحراف میگرایند به خود واگذارید، که به زودی کردار بدشان را مجازات خواهند دید.
- ترجمه الهی قمشهای١٨١ وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ
و از کسانی که خلق کردهایم گروهی به حقّ [مضاف همان ولایت است و نبوّت و رسالت صورت آن است] هدایت میکنند و با آن عدالت میورزند
- ترجمه سلطانیو از کسانی که خلق کردهایم گروهی به حقّ هدایت میکنند و با آن عدالت میورزند
- ترجمه راستینو از خلقی که آفریدهایم فرقهای به حق هدایت میکنند و به حق حکم و دادگری میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٢ وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ
و کسانی که آیات ما را دروغین انگاشتند بزودی آنها را از حیثی که نمیدانند استدراج (تنزّل درجه به درجه) خواهیم داد
- ترجمه سلطانیو کسانی که آیات ما را دروغین انگاشتند بزودی آنها را از حیثی که نمیدانند استدراج (تنزّل) خواهیم داد
- ترجمه راستینو آنان که آیات ما را تکذیب کردند به زودی آنها را به عذاب و هلاکت میافکنیم از جایی که فهم آن نکنند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٣ وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ
و به آنها مهلت میدهم، همانا کید من متین است [که ظاهر آن احسان و باطن آن استدراج است]
- ترجمه سلطانیو به آنها مهلت میدهم، همانا کید من متین است
- ترجمه راستینروزی چند به آنها مهلت دهیم، که همانا مکر و عقاب من بس شدید است.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٤ أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ
آیا [محمّد (ص) را انکار کردند و] فکر نکردهاند که صاحب (همنشین) آنها مجنون نیست که او جز بیم دهندهای آشکار نیست
- ترجمه سلطانیآیا فکر نکردهاند که صاحب (همنشین) آنها مجنون نیست که او جز بیم دهندهای آشکار نیست
- ترجمه راستینآیا این مردم فکر نکردند که صاحب آنها (یعنی پیامبر) هرگز جنونی در او نیست؟او فقط ترساننده خلق است (از اهوال قیامت) به بیانی روشن.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٥ أَوَلَمْ يَنظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
آیا در ملکوت آسمانها و زمین و آنچه که خداوند از هر چیزی خلق کرده است نظر (فکر) نکردهاند {ملکوت هر چیزی، باطن آن است و باطن هر شیء مالک ظاهر آن است، مانند باطن انسان مسخّر بر ظاهرش، به حیثی که متمکّن از عدم اطاعت او نمیشود، و باطن آسمانها مسخّر بر اجرام آنها در حرکات متناسقهٔ (منتظم با هم) آنها است و ملکوت زمین مثال آن در عالم مثال و همان عالم ملکوت اعلی است، و مقصود از نظر کردن در ملکوت آن دو نظر در دقایق حکمتهای مودِعه (ودیعه شده) در حرکات متناسق منتظم است که کلیّات نظام عالم و جزئیّات آن مترتّب بر آنها است که عاقل شکّ نمیکند در آنکه آنها از اجرام بدون علم و شعور آن نیست، بلکه آنها مُسخِّرِ (تسخیر کننده) عالم شاعر حکیم دارند} و اینکه چه بسا که اجل آنها نزدیک شده باشد پس به کدام سخن بعد آن (اجل) ایمان میآورند؟
- ترجمه سلطانیآیا در ملکوت آسمانها و زمین و آنچه که خداوند از هر چیزی خلق کرده است نظر نکردهاند و اینکه چه بسا که اجل آنها نزدیک شده باشد پس به کدام سخن بعد از آن ایمان میآورند؟
- ترجمه راستینآیا فکر و نظر در ملکوت آسمانها و زمین و در هر چه خدا آفریده نکردند و در این که اجل و مرگ آنها بسا باشد که به آنان بسیار نزدیک شده باشد؟پس به چه حدیثی بعد از این (کتاب مبارک آسمانی) ایمان خواهند آورد؟
- ترجمه الهی قمشهای١٨٦ مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَا هَادِيَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ
و کسی را که خداوند گمراه کند پس او هادیی ندارد و آنها را در طغیان خویش رها میکند که کوری ورزند (سرگردان شوند)
- ترجمه سلطانیو کسی را که خداوند گمراه کند پس او هادیی ندارد و آنها را در طغیان خویش رها میکند که کوری ورزند (سرگردان شوند)
- ترجمه راستینهر که را خدا گمراه خواست هیچ کس رهنمای او نباشد، و چنین گمراهان را خدا در طغیان و سرکشی خود به حیرت و ضلالت واگذارد.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٧ يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
از تو دربارهٔ ساعت (قیامت، ظهور قائم عجّل الله فرجه، وقت مرگ) سؤال میکنند که چه زمانی آن فرا میرسد بگو: جز این نیست که علم آن نزد پروردگار من است، جز او آن را در وقت آن آشکار (ظاهر) نمیکند، آن در آسمانها و زمین سنگین است [برای اینکه صغرای آن و کبرای آن حدود و تعیّنات را رفع (از بین بردن) میکند و انیّات را میمیراند و حقّ را ظاهر و باطل را نابود میکند و آسمانها و زمین و اهل آن دو جز تعیّنات و انیّات باطله نیستند، و سنگینیای، سنگینتر از آنچه که شیء را رفع میکند و برای او اثری باقی نمیگذارد نیست] نزد شما نمیآید مگر ناگهانی، [چنان] از تو سؤال میکنند که گویی تو از آن آگاهی، بگو: جز این نیست که علم آن تنها نزد خداوند است و لکن اکثر مردم نمیدانند
- ترجمه سلطانیاز تو دربارهٔ ساعت سؤال میکنند که چه زمانی آن فرا میرسد بگو: جز این نیست که علم آن نزد پروردگار من است، جز او در وقت آن آن را آشکار نمیکند، آن در آسمانها و زمین سنگین است نزد شما نمیآید مگر ناگهانی، (چنان) از تو سؤال میکنند که گویی تو از آن آگاهی، بگو: جز این نیست که علم آن تنها نزد خداوند است و لکن اکثر مردم نمیدانند
- ترجمه راستین(ای رسول ما) از تو احوال و ساعت قیامت را سؤال خواهند کرد که چه وقت فراخواهد رسید؟پاسخ ده که علم آن منحصرا نزد ربّ و خدای من است، کسی به جز او آن را به هنگامش آشکار نکند، (شأن) آن ساعت در آسمانها و زمین بسی سنگین و عظیم است، نیاید شما را مگر ناگهانی. از تو میپرسند گویی تو کاملا بدان آگاهی. بگو: علم آن ساعت محققا نزد خداست، لیکن اکثر مردم آگاه نیستند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٨ قُل لَّا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
بگو: [من] مالک نفع و نه ضرری برای خودم نیستم [پس برای من اطّلاع بر غیوب نمیباشد] مگر آنچه را که خداوند بخواهد [که مرا بر ظاهرش مالک نماید و مرا بر معنای مکنّای (کنایه شده) آن تعلیم دهد] و اگر غیب میدانستم حتماً طلب فراوانی خیر (سعه در مال و صحّت و سلامت) میکردم و به من بدی (آفت در مال و در انفس) نمیرسید که من جز انذار کنندهای و بشارت دهندهای برای گروهی که ایمان میآورند نیستم
- ترجمه سلطانیبگو: (من) مالک نفع و نه ضرری برای خودم نیستم مگر آنچه را که خداوند بخواهد و اگر غیب میدانستم حتماً طلب فراوانی خیر میکردم و به من بدی نمیرسید که من جز انذار کنندهای و بشارت دهندهای برای گروهی که ایمان میآورند نیستم
- ترجمه راستینبگو که من مالک نفع و ضرر خویش نیستم مگر آنچه خدا خواسته، و اگر من از غیب (جز آنچه به وحی میدانم) آگاه بودم بر خیر و نفع خود همیشه میافزودم و هیچگاه زیان و رنج نمیدیدم، من نیستم مگر رسولی ترساننده، و بشارت دهنده گروهی که اهل ایمانند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٩ هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِـحًا لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ
او کسی است که شما را از نفسی واحد خلق کرد و از [سنخ] آن زوجش را قرار داد تا [وقتی که او را از سنخ خود میبیند] به وی (جفتش) آرام بگیرد و چون با او درآمیخت حملی (بارداری) سبک را حمل کرد پس [مدّتی را] با آن (حمل) سپری کرد و چون سنگین شد (زوجش)، [آن دو] خداوند پروردگار خود را خواندند که اگر به ما [فرزند] صالحی [در نفس و بدن] بدهی البتّه هرآینه ما از شکر کنندگان خواهیم بود
- ترجمه سلطانیاو کسی است که شما را از نفسی واحد خلق کرد و از آن زوجش را قرار داد تا به او (مؤنّث) آرام بگیرد و چون با او درآمیخت حملی (بارداری) سبک را حمل کرد پس (مدّتی را) با آن سپری کرد و چون سنگین شد (مؤنّث)، (آن دو) خداوند پروردگار خود را خواندند که اگر به ما (فرزند) صالحی بدهی البتّه هرآینه ما از شکر کنندگان خواهیم بود
- ترجمه راستیناوست خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید و از (نوع) او نیز جفتش را مقرر داشت تا به او انس و آرام گیرد، و چون با او خلوت کرد باری سبک برداشت، پس با آن بار حمل چندی بزیست تا سنگین شد، آنگاه هر دو خدا و پروردگار خود را خواندند که اگر به ما فرزندی صالح (و تندرست) عطا کردی البته از شکرگزاران خواهیم بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٠ فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِـحًا جَعَلَا لَهُ شُرَكَاءَ فِيمَا آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
پس چون به آن دو [فرزند] صالحی داد در آنچه که به آن دو داده بود آن دو شرکائی برای او قرار دادند {اشراک به خداوند مراتب عدیده دارد: اشراک به او در وجوب وجود، در الهت، در عبادت، در وجود، در طاعت، در محبّت، در ولایت} پس خداوند از آنچه (کسی) که شریک میکنند عالیتر است
- ترجمه سلطانیپس چون به آن دو (فرزند) صالحی داد در آنچه که به آن دو داده بود آن دو شرکائی برای او قرار دادند پس خداوند از آنچه که شریک میکنید عالیتر است
- ترجمه راستینپس چون به آن پدر و مادر فرزندی صالح (و تندرست) عطا کرد مشرک شدند و برای خدا در آنچه به آنها عطا کرد شریک قرار دادند (یعنی فرزندان خود را به نام بتها نامیدند مثل عبد اللات و عبد العزی) ، و خدای تعالی برتر است از آنچه شریک او سازند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩١ أَيُشْرِكُونَ مَا لَا يَخْلُقُ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ
آیا آن کسانی را که چیزی را خلق نمیکنند و خود خلق میشوند را شریک [خداوند] میکنند
- ترجمه سلطانیآیا آن کسانی را که چیزی را خلق نمیکنند و خود خلق میشوند را شریک (خدا) میکنند
- ترجمه راستینآیا این چیزهایی را که هیچ موجود را خلق نتوانند کرد و خود مخلوق (خدا) هستند شریک خدا قرار میدهند؟
- ترجمه الهی قمشهای١٩٢ وَلَا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلَا أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ
و نه استطاعت دارند که به آنها یاری دهند و نه به خودشان یاری رسانند
- ترجمه سلطانیو نه استطاعت دارند که به آنها یاری دهند و نه به خودشان یاری رسانند
- ترجمه راستیندر صورتی که آنها نه هرگز به مشرکان و نه به خود یاری توانند کرد.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٣ وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لَا يَتَّبِعُوكُمْ سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُونَ
و اگر آنها را به هدایت دعوت کنید از شما پیروی نمیکنند برای شما یکسان است چه آنها را بخوانید یا ساکت بمانید
- ترجمه سلطانیو اگر آنها را به هدایت دعوت کنید از شما پیروی نمیکنند برای شما یکسان است چه آنها را بخوانید یا ساکت بمانید
- ترجمه راستینو اگر آنها را (یعنی بتپرستان را) به راه هدایت بخوانید پیروی شما (مؤمنان) نخواهند کرد، بر شما یکسان است که آنها را بخوانید یا خاموش بمانید.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٤ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
همانا کسانی را که به جای خداوند میخوانید بندگانی امثال شما هستند آنگاه که آنها را بخوانید پس باید شما را استجابت کنند اگر راست میگویید
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی را که به جای خداوند میخوانید بندگانی امثال شما هستند آنگاه که آنها را بخوانید پس باید شما را استجابت کنند اگر راست میگویید
- ترجمه راستینغیر خدا هر آن کس را که شما (مشرکان و یهود و نصاری) به خدایی میخوانید (مانند بتان و عیسی و عُزَیر و غیره) به حقیقت همه مثل شما بندگانی هستند، اگر راستگویید آنها را بخوانید تا مشکلات و حوائج شما را روا کنند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٥ أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلَا تُنظِرُونِ
آیا آنها پاهایی دارند که با آنها راه بروند یا دستانی دارند که با آنها بگیرند یا چشمانی دارند که با آنها ببینند یا گوشهایی دارند که با آنها بشنوند بگو: شرکایتان را بخوانید سپس برای من کید کنید و منتظر من مشوید [و من به شما و به شرکاى شما بعد از غایت ضعف شما و ضعف شرکائتان و قوّت پروردگارم و حفظ او و نصرت او بالی (اندیشهای) ندارم]
- ترجمه سلطانیآیا آنها پاهایی دارند که با آنها راه بروند یا دستانی دارند که با آنها بگیرند یا چشمانی دارند که با آنها ببینند یا گوشهایی دارند که با آنها بشنوند بگو: شرکایتان را بخوانید سپس برای من کید کنید و منتظر من مشوید
- ترجمه راستینآیا آن بتان را پایی است که راهی پیمایند یا دستی که از آستین قدرت بیرون آرند، یا چشم و گوشی که به آن ببینند و بشنوند؟بگو: شریکان (باطل) خود را بخوانید و هر حیلت که با من میتوانید به کار برید بیآنکه هیچ مرا مهلت بدهید.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٦ إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَـوَلَّى الصَّالِـحِينَ
همانا ولیّ من آن خدایی است که این کتاب [نبوّت و قرآن صورت آن] را نازل کرد و او صالحین را ولایت (سرپرستی) میکند
- ترجمه سلطانیهمانا ولیّ من آن خدایی است که این کتاب را نازل کرد و او صالحین را ولایت (سرپرستی) میکند
- ترجمه راستینمرا دوست و یاور به حقیقت خدایی است که این کتاب (قرآن) را فرستاده و اوست که نیکوکاران را دوستی و سرپرستی میکند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٧ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلَا أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ
و کسانی که به جای او میخوانید نه استطاعت یاری کردن به شما را دارند و نه به خودشان یاری میرسانند
- ترجمه سلطانیو کسانی که به جای او میخوانید نه استطاعت یاری کردن به شما را دارند و نه به خودشان یاری میرسانند
- ترجمه راستینو آنهایی را که شما خدا میخوانید جز خدای یکتا هیچ یک قدرت بر یاری شما بلکه بر یاری خود ندارند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٨ وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لَا يَسْمَعُوا وَتَرَاهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ
و اگر آنها را به هدایت دعوت کنید نمیشنوند و آنها را [در حالتی] میبینی که به تو نظر میکنند و (حال آنکه) آنها [تو را] نمیبینند
- ترجمه سلطانیو اگر آنها را به هدایت دعوت کنید نمیشنوند و آنها را (در حالتی) میبینی که به تو نظر میکنند و (حال آنکه) آنها (تو را) نمیبینند
- ترجمه راستینو اگر آنها را به راه هدایت خوانید نخواهند شنید (یعنی بتان چون گوش و بتپرستان چون هوش ندارند دعوت اسلام را نپذیرند. و ای رسول ما یا ای اهل عقل و بینش) تو میبینی که آنها (بتان یا بتپرستان) در تو مینگرند ولی نمیبینند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٩ خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ
عفو را بگیر و به [کارهای] پسندیده امر کن و از جاهلان روی بگردان {معاشر، یا معاند بدکار و یا محبّ مُقبل و یا جاهل غیر معاند و غیر مُقبل است، و جمیع آداب حسن معاشرت با معاند مَطْوی (در هم پیچیده) در ترک مقابله با بدی کردن به او به انتقام گرفتن و همان عفو است، و تخلیهٔ قلب از یادآوری سوء صنیعهٔ او و آن صفح است، و آداب معاشرت با مُقبل محبّ مَطْویّه در ارادهٔ خیر او در هر حالی است و ارادهٔ خیر او به این است که او و نفس او را ترک نکند بلکه به او معروفش را بشناساند و او را به آن امر کند، و آداب معاشرت با جاهل غیر قابل بر خیر عدم معارضت با او و ترک محادثت با او به خیر او است}
- ترجمه سلطانیعفو را بگیر و به (کارهای) پسندیده امر کن و از جاهلان روی بگردان
- ترجمه راستینطریقه عفو و بخشش پیشگیر و امت را به نیکوکاری امر کن و از مردم نادان روی بگردان.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٠ وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
و اگر وسوسهای از شیطان تو را وسوسه کرد [تا تو را بر انتقام از بدی کننده و ترک نصیحت به محبّ و معارضه با جاهل تحریک کند] پس به خداوند پناه ببر همانا او [به استغاثهٔ (طلب کمک) تو یا به وسوسهٔ شیطان] شنوا و [به عاقبت آنچه که تو را به آن امر میکند یا به چگونگی دفع وسوسهٔ شیطان] بسیار دانا است
- ترجمه سلطانیو اگر وسوسهای از شیطان تو را وسوسه کرد پس به خداوند پناه ببر همانا او شنوا و بسیار دانا است
- ترجمه راستینو چنانچه بخواهد از طرف شیطان (انس و جن) در تو وسوسه و جنبشی پدید آید به خدا پناه بر که او به حقیقت شنوا و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠١ إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ
همانا کسانی که تقوا پیشه کردهاند [میخواهند از وسوسهٔ شیطان پرهیز کنند] وقتی که طائفی (وسوسهای) از شیطان آنها را لمس (خطور و وسوسه) کند [اوامر او تعالی و نواهی او را] ذکر میکنند [یا سوء عاقبت طائف (وسوسه) را یاد میآورند، یا به ذکر مأخوذ از ولیّ امرشان ذکر میکنند، یا به فکر حاصل از ذکر مأخوذی که آن مثال شیخ او است را به یاد میآورند] پس آنوقت آنها مراقب هستند [به سوء عاقبت طائف یا به اینکه طائف از شیطان است، یا به جذب طائف به سفل سجین یا اینکه آن شیطانی است که او را از قِبل ابلیس وسوسه میکند]
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که تقوا پیشه کردهاند وقتی که طائفی (وسوسهای) از شیطان آنها را لمس کند ذکر میکنند پس آنوقت آنها مراقب هستند
- ترجمه راستینچون اهل تقوا را از شیطان وسوسه و خیالی به دل فرا رسد همان دم خدا را به یاد آرند و همان لحظه بصیرت و بینایی پیدا کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٢ وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ
و [حال اینکه] برادرانشان [اخوان کسانی که تقوا پیشه میکنند یا اخوان شیاطین از انسان] آنها را به گمراهی میکشانند (بر مخالفت با امر فریب میدهند) در آن هنگام کوتاهی نمیکنند
- ترجمه سلطانیو (حال اینکه) برادرانشان آنها را به گمراهی میکشانند در آن هنگام کوتاهی نمیکنند
- ترجمه راستینو مشرکان را برادرانشان (یعنی شیاطین انس و جن) به راه ضلالت و گمراهی میکشند و هیچ کوتاهی نمیکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٣ وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُوا لَـوْلَا اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِن رَّبِّي هَذَا بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
و وقتی که برای آنها آیهای [از درخواستهایشان یا آیهای از قرآن را دربارهٔ احکامشان به هنگام مسئلتشان (درخواستشان)] نمیآوری [درخواست کنندگان] میگویند چرا تو آن را برنگزیدی (اختیار نکردی)؟ بگو: جز این نیست که من از آنچه که از پروردگارم به من وحی میشود تبعیّت میکنم این [قرآن یا این مذکور] بصیرتهایی از سوی پروردگار شما است و به عنوان هدایت و رحمت است برای مردمانی که ایمان میآورند
- ترجمه سلطانیو وقتی که برای آنها آیهای (از درخواست آنان را) نمیآوری میگویند چرا تو آن را برنگزیدی (اختیار نکردی)؟ بگو: جز این نیست که من از آنچه که از پروردگارم به من وحی میشود تبعیّت میکنم این (قرآن یا این مذکور) بصیرتهایی از سوی پروردگار شما است و به عنوان هدایت و رحمت است برای مردمانی که ایمان میآورند
- ترجمه راستینو هر زمان که تو آیتی بر آنها نیاوری بر تو اعتراض کنند که چرا آیتی فراهم نساختی؟بگو: من تنها پیروی از آنچه از خدایم به من وحی رسد خواهم کرد، این آیات قرآن است مایه بصیرتهایی از جانب پروردگار شما و هدایت و رحمتی برای گروهی که ایمان آورند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٤ وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
و وقتی که قرآن قرائت میشود پس به آن گوش کنید و سکوت کنید راجی به اینکه شما [مورد] رحمت [واقع] شوید
- ترجمه سلطانیو وقتی که قرآن قرائت میشود پس به آن گوش کنید و سکوت کنید راجی به اینکه شما (مورد) رحمت (واقع) شوید
- ترجمه راستینو چون قرآن قرائت شود همه گوش بدان فرا دهید و سکوت کنید، باشد که مورد لطف و رحمت حق شوید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٥ وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَـوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ
و یاد (ذکر) کن پروردگارت را [پروردگار مضاف یا مطلقت را] در نفس خود [یعنی نه بر زبانت که آن متبادر است] {و آن اشاره به ذکر خفی است همان که مصطلح صوفیّه است و لذا آن مقدّم شده، و مراد از ذکر اعمّ از ذکر نقشیّ مثالی مأخوذ از ولیّ امر و از ذکر تمثالی مثالی است که از آن به فکر و حضور تعبیر میشود، و آن تصوّر مثال شیخ نزد ذاکر است و آن در ذکر ابلغ (رسانندهتر) از نقشیّ مثالی است و آن ابلغ از زبانی غیر مجهور (با صدای بلند اداء شده) و آن ابلغ از مجهور است، و اجازه میدهد که از ذکر در نفس، مطلق تذکّر ربّ یا تذکّر امر و نهی او به هنگام هر فعالی اراده شود} با تضرّع و از روی خوف و [با زبان و] بدون جهر (بلند اداء کردن) گفتار {و آن اشاره به ذکر جلی است که آن از مصطلحات صوفیّه است و امّا ذکر زبانی مجهور چنانکه آن شأن قُرّاء (قاریان) و قَصّاص (قصّهسرایان) و عوام است و مذمّت آن وارد شده و از سنّت صوفیّهٔ صافیّه نیست} در صبحگاهان و شامگاهان [یعنی در جملهٔ اوقاتت] و از غافلان [منهمک (کوشنده یا شیفته) در غفلت] نباش
- ترجمه سلطانیو یاد (ذکر) کن پروردگارت را در نفس خود با تضرّع و از روی خوف و بدون بلند (اداء) کردن گفتار در صبحگاهان و شامگاهان و از غافلان نباش
- ترجمه راستینخدای خود را با تضرّع و پنهانی و بیآنکه آواز برکشی در صبح و شام یاد کن و از غافلان مباش.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٦ إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ
همانا کسانی که نزد پروردگار تو هستند [کسانی که برای آنها حضور نزد او از انبیاء (ع) و رسولان (ع) و خلفای آنها در سلسلهٔ صعود و ملائکهٔ المقرّبین در سلسلهٔ نزول حاصل شده] از عبادت او استکبار نمیکنند و پیوسته او را [بر سبیل استمرار] تسبیح مینمایند و پیوسته [با استمرار] برای او سجده میکنند {پس اگر میخواهی به آنها ملحق شوی و به صفات آنان متّصف گردی پس از ذکر او غافل مشو}.
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که نزد پروردگار تو هستند از عبادت او استکبار نمیکنند و پیوسته او را تسبیح مینمایند و پیوسته برای او سجده میکنند.
- ترجمه راستینآنان (یعنی ارواح و فرشتگانی) که در حضور پروردگار تواند هیچگاه از بندگی او سرکشی نکنند و پیوسته به تسبیح و تنزیه ذات احدیت و به سجده او مشغولند.
- ترجمه الهی قمشهای