حزب شمارهٔ ۴۰
٦٠ إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
همانا صدقات به عنوان فریضه (واجب) از سوی خداوند جز برای فقراء و مساکین و عاملان (کارگزاران) بر آن [به عنوان اجرت بر عملشان] و دلجویی قلوب آنها [زیرا آنها برای حفظ ثغور مسلمین آمادهاند یا مستمالان (متمایل شدگان، مهربانی خواهان) بر استماع آیات قرآن و احکام مسلمین تا آنکه بشناسند که محمّد (ص) رسول خدا است] و در آزاد کردن بردگان [تحت فشار، یا مکاتب (بردهای که با خواجه خویش قرار بسته که خویش را بخرد) عاجز از اداء مال کتابت، یا آنچه که مسلمین را از کفّارات لازم میشود و قادر بر اداء آن نمیشوند] و بدهکاران (کسانی که در آنچه که خداوند به آن اذن نداده وامدار نشدهاند) و در راه خدا [یا جهاد و حجّ یا هر راه خیر] و در راه ماندگان (مسافر در سفر مباح که بالفعل و نه بالقوّه ولو به قرض کردن بر خرجی سفر خود به وطنش قادر نمیشود) نیست و خداوند [به موارد صدقات] دانا و [در سنّت کردن آنها و تخصیص موارد آنها] حکیم است
- ترجمه سلطانیهمانا صدقات به عنوان فریضه (واجب) از سوی خداوند جز برای فقراء و مساکین و عاملان (کارگزاران) بر آن و دلجویی قلوب آنها و در آزاد کردن بردگان و بدهکاران و در راه خدا و در راه ماندگان نیست و خداوند دانا و حکیم است
- ترجمه راستین(مصرف) صدقات منحصرا مختص است به (این هشت طایفه): فقیران و عاجزان و متصدیان اداره صدقات و کسانی که باید تألیف قلوب آنها کرد (یعنی برای متمایل کردن بیگانگان به دین اسلام) و آزادی بندگان و قرضداران و در راه خدا (یعنی در راه تبلیغ و رواج دین خدا) و به راه درماندگان. این مصارف هشتگانه فرض و حکم خداست، که خدا دانا و بر تمام مصالح خلق آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٦١ وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُـولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
و از آنها کسانی که پیامبر را اذیّت میکنند و میگویند او گوش (دهانبین) است [که هر آنچه که از هر گویندهای که موافق است میشنود را قبول میکند] بگو گوش (دهانبین بودن) برای شما بهتر است [که میشنود هر آنچه را که صلاح شما در آن است و اگرچه نمیدانید که صلاح شما در آن است] که به خداوند ایمان میآورد و مؤمنان را باور میدارد و به عنوان رحمت برای کسانی از شما است که [با ایمان عامّ یا خاصّ] ایمان آوردهاند، و کسانی که رسول خدا را میآزارند عذابی دردناک دارند
- ترجمه سلطانیو از آنها کسانی که پیامبر را اذیّت میکنند و میگویند او گوش (دهانبین) است بگو گوش (دهانبین) برای شما بهتر است که به خداوند ایمان میآورد و مؤمنان را باور میدارد و به عنوان رحمت برای کسانی از شما است که ایمان آوردهاند، و کسانی که رسول خدا را میآزارند عذابی دردناک دارند
- ترجمه راستینو بعضی (از منافقان) هستند که دائم پیغمبر را میآزارند و (چون عذر دروغ آنها به حلم خود میپذیرد) میگویند: او شخص ساده و زودباوری است. بگو زودباوری او لطفی به نفع شماست، که به خدا ایمان آورده و به مؤمنان هم اطمینان دارد و برای مؤمنان (حقیقی) شما وجودش رحمت است، و برای آنها که رسول را آزار دهند عذابی دردناک مهیّاست.
- ترجمه الهی قمشهای٦٢ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُوا مُؤْمِنِينَ
[اذیّت کنندگان رسول (ص)] برای شما به خداوند سوگند میخورند تا شما را راضی کنند و (حال آنکه) خداوند و رسولش سزاوارترند که او را خشنود سازند اگر مؤمن میباشند
- ترجمه سلطانیبرای شما به خداوند سوگند میخورند تا شما را راضی کنند و خداوند و رسولش سزاوارترند که او را خشنود سازند اگر مؤمن میباشند
- ترجمه راستین(منافقان) برای اغفال و خشنود کردن شما مؤمنان به نام خدا سوگند میخورند در صورتی که اگر ایمان داشتند سزاوارتر این بود که خدا و رسول را از خود خشنود کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٣ أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ
آیا هنوز نمیدانند که کسی که با خداوند و رسولش تندی (مخاصمت) کند پس همانا آتش جهنّمی برای او هست که در آن ماندگار است و آن خواری بزرگی است
- ترجمه سلطانیآیا هنوز نمیدانند که کسی که با خداوند و رسولش تندی کند پس همانا آتش جهنّمی برای او هست که در آن ماندگار است و آن خواری بزرگی است
- ترجمه راستینآیا ندانستهاند که هر کس با خدا و رسولش به عداوت برخیزد آتش دوزخ کیفر دائمی اوست؟و این به حقیقت ذلت و خواری بزرگ است.
- ترجمه الهی قمشهای٦٤ يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُـنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِئُوا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ
منافقان میترسند که سورهای علیهم (بر زیان آنها) نازل شود که آنچه که در قلوب آنها است را به آنها خبر دهد، بگو استهزاء کنید همانا خداوند آنچه را که حذر میکنید خارج کننده است
- ترجمه سلطانیمنافقان میترسند که سورهای علیهم (بر زیان آنها) نازل شود که آنچه که در قلوب آنها است را به آنها خبر دهد، بگو استهزاء کنید همانا خداوند آنچه را که حذر میکنید خارج کننده است
- ترجمه راستینمنافقان از آن روزی میترسند که خدا سورهای بفرستد که آنها را از آنچه در درون آنهاست آگاه کند. بگو: اکنون تمسخر کنید، خدا آنچه را که از آن میترسید آشکار خواهد ساخت.
- ترجمه الهی قمشهای٦٥ وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُـولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ
و اگر از آنها سؤال کنی حتماً میگویند جز این نیست که ما قایم میشدیم و [قایم باشک] بازی میکردیم بگو آیا خداوند و آیاتش و رسولش را استهزاء میکردید
- ترجمه سلطانیو اگر از آنها سؤال کنی حتماً میگویند جز این نیست که ما قایم میشدیم و (قایم باشک) بازی میکردیم بگو آیا خداوند و آیاتش و رسولش را استهزاء میکردید
- ترجمه راستینو اگر از آنها بپرسی (که چرا سخریه و استهزاء میکنید؟) پاسخ دهند که ما به مزاح و مطایبه سخن میراندیم. بگو: آیا با خدا و آیات و رسول او تمسخر میکردید؟!
- ترجمه الهی قمشهای٦٦ لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَائِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَائِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ
عذر نیاورید که بعد از ایمانتان [با توبه کردن بر دست محمّد (ص) و بیعت کردن با او با بیعت عامّه] کفر ورزیدهاید اگر [بعد توبه کردن آنها] گروهی از شما را عفو کنیم گروهی [دیگر] را [به خاطر توبه نکردن آنها یا برای انجرار (کشیده شدن) کفر ملّی آنها به کفر فطری که با آن توبه قبول نمیشود] به (سبب) اینکه آنها مجرم بودند عذاب میکنیم
- ترجمه سلطانیعذر نیاورید که بعد از ایمانتان کفر ورزیدهاید اگر گروهی از شما را عفو کنیم گروهی (دیگر) را به (سبب) اینکه آنها مجرم بودند عذاب میکنیم
- ترجمه راستینعذر نیاورید، که شما بعد از ایمان کافر شدید، اگر از برخی (نادانان و ساده لوحان) شما درگذریم گروهی (فتنهگر) را نیز عذاب خواهیم کرد که مردمی بسیار زشتکار بودهاند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٧ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ
[مردان] منافقان و [زنان] منافقات بعضی آنها از [جنس] بعضی هستند [چنانکه ادّعاء کردهاند از شما نیستند] که [قالاً و حالاً و وجوداً در عالم صغیر خود و در عالم کبیر] به منکَر امر میکنند {هر شخص متصوّر به صورت منکرى بر وفق صورت خود امر به منکر میکند، و اگرچه صورت امر او امر به معروف باشد} و از معروف نهی میکنند [برای اینکه آنها از معروف دوری میکنند و دوری کننده از چیزی که غیر متصوّر به آن است لامحاله از آن نهى میکند] و دستان [ظاهری] خود را [از انفاق از روی ابتغاء (طلب) رضای خداوند به خاطر حرص به مال، (در حالی که) معتقد به اجر و عوض از خداوند و از بیعت با نبیّ (ص) و ولیّ (ع) نیستند و دستان باطنیشان را از توسّل به ذیل نبوّت و ولایت، و از روی از دنیا گرداندن به سوی خداوند و تضرّع نزد او] قبض میکنند، خداوند را فراموش کردهاند پس [خداوند] آنها را [از افاضهٔ رحمتش] فراموش کرد [ترک کرد و از نظرش و افاضهٔ رحمتش اسقاط نمود (انداخت)] زیرا منافقین خود فاسق هستند
- ترجمه سلطانیمنافقان (مذکّر) و منافقات (مؤنّث) بعضی آنها از (جنس) بعضی دیگر هستند که به منکَر امر میکنند و از معروف نهی میکنند و دستانشان را قبض میکنند، خداوند را فراموش کردهاند پس (خداوند) آنها را (از افاضهٔ رحمتش) فراموش (ترک) کرد زیرا منافقین خود فاسق هستند
- ترجمه راستینمردان و زنان منافق، متّفق با همدیگر و طرفدار یکدیگرند، مردم را به کار بد وا میدارند و از کار نیکو منع میکنند و دست خود را (از انفاق در راه خدا) میبندند، و چون خدا را فراموش کردند خدا نیز آنها را فراموش کرد (یعنی به خود واگذاشت تا از هر سعادت محروم شوند) ، در حقیقت منافقان بدترین زشتکاران عالمند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٨ وَعَدَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ
خداوند به منافقان و منافقات و به کفّار آتش جهنّم را وعده داده است که در آن مخلّد هستند همان [به عنوان عذاب و به عنوان ایلام (درد رساندن)] برای آنها کافی است و خداوند آنها را لعنت (دور) کرده است و برای آنها عذابی مقیم هست
- ترجمه سلطانیخداوند به منافقان (مذکّر) و منافقات (مؤنّث) و به کفّار آتش جهنّم را وعده داده است که در آن مخلّد هستند همان برای آنها کافی است و خداوند آنها را لعنت کرده است و برای آنها عذابی مقیم هست
- ترجمه راستینخدا مرد و زن از منافقان و کافران را وعده آتش دوزخ و خلود در آن داده، همان دوزخ برای (کیفر) آنها کافی است و خدا آنها را لعن کرده و عذابی ابدی دارند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٩ كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلَاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُم بِخَلَاقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُوا أُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ
مانند کسانی که قبل از شما از لحاظ قوّت شدیدتر و به لحاظ اموال و اولاد بیشتر از شما بودند و از نصیبشان [از شهوات] بهره جستند پس [شما هم مثل آنها] از نصیب خود متمتّع میشوید همانند کسانی که قبل از شما از نصیب خود بهرهمند شدند و همانند کسانی که [در شهوات و ملاهی (لهوها)] فرو رفتند فرو رفتید، آنها اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده و آنان همان زیانکارانند
- ترجمه سلطانیمانند کسانی که قبل از شما از لحاظ قوّت شدیدتر و به لحاظ اموال و اولاد بیشتر از شما بودند و از نصیب خود بهره جستند پس (شما هم) از نصیب خود متمتّع میشوید همانند کسانی که قبل از شما از نصیب خود بهرهمند شدند و فرو رفتید همانند کسانی که فرو رفتند، آنها اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده و آنان همان زیانکارانند
- ترجمه راستین(شما هم دنیا پرستید) به مانند آنهایی که پیش از شما بودند در صورتی که پیشینیان از شما قویتر بودند و مال و اولادشان بیشتر بود، پس به سهم خود (از متاع فانی دنیا دو روزی) متمتّع بودند، اکنون هم که نوبت به شما رسید به تمتّع دنیا به سهم خود مانند آنها سرگرم شدید و هم (در شهوات دنیا) به مانند آنها فرو رفتید!آنان مردمی هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت نابود و باطل گشت و هم آنان به حقیقت زیانکاران عالمند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٠ أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وَأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
آیا خبر کسانی که قبل از آنها بودند به آنها نرسیده است؟ قوم نوح [با طوفان غرق شدند] و عاد [یعنی قوم هود (ع) جهت اختصار بر اسم آنها اقتصار شده که با باد هلاک شدند] و ثمود [یعنی قوم صالح (ع)] و قوم ابراهیم [با پشه هلاک شدند]، و اصحاب مدین [یعنی قوم شعیب (ع)، با آتش هلاک شدند] و مؤتفکات [یعنی قوم لوط، زیرورو شدهها] رسولانشان با بیّنات (احکام واضح از احکام رسالت یا با معجزات) نزد آنها آمدند و [هیچگاه] خداوند را نبوَد که [با اهلاک] به آنها ظلم کند و لکن آنها [همواره] به خودشان ستم میکردند
- ترجمه سلطانیآیا خبر کسانی که قبل از آنها بودند به آنها نرسیده است؟ قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم، و اصحاب مدین و مؤتفکات (قوم لوط، زیرورو شدهها) رسولانشان با بیّنات نزد آنها آمدند پس خداوند بر آن نبود که به آنها ظلم کند و لکن خودشان بودند که ستم کردند
- ترجمه راستینآیا اخبار پیشینیانشان مانند قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اهل مَدْیَن و مُؤْتَفِکات (یعنی شهرهای ویران شده قوم لوط) به آنها نرسید که رسولان الهی آیات و معجزات آشکار بر آنها آوردند (ولی آنها نپذیرفتند و هلاک شدند؟آری) خدا هیچ ستمی بر آنها نکرد بلکه آنها خود در حق خویش ستم میکردند.
- ترجمه الهی قمشهای٧١ وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
و مؤمنین و مؤمنات بعضی از آنها اولیای بعضی [دیگر] هستند که به معروف امر میکنند و از منکر نهی مینمایند و نماز بپا میدارند و زکات میدهند {و ایتاء زکات اعمّ از اعطاء از اموال و ابدان و قوای شهویّه و غضبیّه و محرّکه است} و از خداوند و رسولش اطاعت میکنند آنان هستند که خداوند بزودی به آنها رحمت خواهد کرد همانا خداوند غالب است [مانعی او را از وفا کردن به وعدهٔ او و وعید او عاجز نمیکند و مانع نمیشود] و حکیم است [وعده نمیدهد مگر بر وفق حکمت خود که اعطاء و منع بحسب قابلیّات را اقتضاء میکند]
- ترجمه سلطانیو مؤمنین (مذکّر) و مؤمنات (مؤنّث) بعضی از آنها اولیای بعضی (دیگر) هستند که به معروف امر میکنند و از منکر نهی مینمایند و نماز بپا میدارند و زکات میدهند و از خداوند و رسولش اطاعت میکنند آنان هستند که خداوند بزودی به آنها رحمت خواهد کرد همانا خداوند غالب و حکیم است
- ترجمه راستینو مردان و زنان مؤمن همه یاور و دوستدار یکدیگرند، خلق را به کار نیکو وادار و از کار زشت منع میکنند و نماز به پا میدارند و زکات میدهند و حکم خدا و رسول او را اطاعت میکنند، آنان را البته خدا مشمول رحمت خود خواهد گردانید، که خدا صاحب اقتدار و درست کردار است.
- ترجمه الهی قمشهای٧٢ وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
خداوند به مؤمنان و مؤمنات به جنّتهایی وعده داد که از زیر آنها نهرها جاری میشود که در آنها ماندگارند و مسکنهای پاکی در جنّات عدن و [برای آنها] رضوانی از خداوند اکبر هست که آن (رضوان) همان رستگاری بزرگ است [که همانا اعلی مقامات سالکین الی الله همان مقام رضا است]
- ترجمه سلطانیخداوند به مؤمنان (مذکّر) و مؤمنات (مؤنّث) به جنّتهایی وعده داد که از زیر آنها نهرها جاری میشود که در آنها ماندگارند و مسکنهای پاکی در جنّات عدن و (برای آنها) رضوانی از خداوند اکبر هست که آن همان رستگاری بزرگ است
- ترجمه راستینخدا اهل ایمان را از مرد و زن وعده فرموده که در بهشت خلد ابدی که زیر درختانش نهرها جاری است درآورد و در عمارات نیکو و پاکیزه بهشت عدن منزل دهد و برتر و بزرگتر از هر نعمت، مقام رضا و خشنودی خداست و آن به حقیقت فیروزی بزرگ است.
- ترجمه الهی قمشهای٧٣ يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ
ای پیامبر! [با جهاد صوری و با جنگ کردن با نفس خود] با کفّار و [با مظاهرت و اوصیائت] با منافقان جهاد کن {زیرا او (ص) با منافقان جنگ نکرد، یا با کفّار و منافقین در عالم کبیر و صغیر با نفس خود یا با اوصیاء خود یا با اتباع مؤمن خود جهاد کن، زیرا مؤمنین ایضاً مأمور به جهاد کردن با کفّار وجود خود و منافقین آن با جنگ کردن صوری و معنوی و با محاجّه کردن و مجادلهٔ نیکو و با مدارات و حسن عشرت و با ادخال آنها در تحت سلطنت تو و اخذ جزیه و الزام فرائض (واجبات) و حدود بر منافقین امّتت هستند} و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان جهنّم و بد سرانجامی است
- ترجمه سلطانیای پیامبر! با کفّار و با (اوصیائت با) منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان جهنّم و بد سرانجامی است
- ترجمه راستینای پیغمبر با کافران و منافقان جهاد و مبارزه کن و بر آنها بسیار سختگیر، و مسکن و مأوای آنها دوزخ است که بسیار بد بازگشتگاه و منزلگاهی است.
- ترجمه الهی قمشهای٧٤ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن يَتُوبُوا يَكُ خَيْرًا لَّهُمْ وَإِن يَتَـوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ
به خداوند سوگند یاد میکنند که نگفتند و البتّه که کلمهٔ کفر را گفتهاند و بعد از اسلامشان کفر ورزیدند و به آنچه که نرسیدهاند همّت گماردند و [از آنان] انتقام نگرفتند [یعنی به عقوبت جزاء ندادند یا اکراه نداشتند یا انکار نکردند] جز برای اینکه خداوند آنها را و پیامبرش را از فضل خویش بینیاز کرده، پس اگر [از نفاق و لوازم آن] توبه کنند (برگردند) برای آنها بهتر میباشد و اگر [از توبه کردن یا از رسول (ص)] روی گردانند خداوند آنها را در دنیا و آخرت با عذابی دردناک عذاب میکند و در زمین ولیی و نه نصیری ندارند {ولیّ همان نبیّ (ص) یا خلیفهٔ او یا مُجاز بلاواسطه یا باواسطه از او است از جهت تربیت قلب و تعلیم احکام آن، و نصیر هر کدام از آنها است از جهت رسالت و تربیت قالب}
- ترجمه سلطانیبه خداوند سوگند یاد میکنند که نگفتند و البتّه که کلمهٔ کفر را گفتهاند و بعد از اسلامشان کفر ورزیدند و به آنچه که نرسیدهاند همّت گماردند و (از آنان) انتقام نگرفتند جز برای اینکه خداوند آنها را و پیامبرش را از فضل خویش بینیاز کرده، پس اگر توبه کنند برای آنها بهتر میباشد و اگر روی گردانند خداوند آنها را در دنیا و آخرت با عذابی دردناک عذاب میکند و در زمین ولیی و نه نصیری ندارند
- ترجمه راستین(منافقان) قسم به خدا یاد میکنند که (حرف کفر) بر زبان نیاوردهاند، و (چنین نیست) البته سخن کفر گفته و پس از اظهار اسلام کافر شدند و همت بر آنچه موفق بر آن نشدند گماشتند (یعنی همت بر قتل رسول و اخراج او و هر گونه فساد در دین او گماشتند ولی موفق نشدند) آنها به جای آنکه از آن بینیازی که به فضل خدا و رسول نصیب آنها شد شکر گویند در مقام انتقام و دشمنی برآمدند، اکنون هم اگر باز توبه کنند برای آنها بهتر است و اگر روی بگردانند آنها را خدا در دنیا و آخرت به عذابی دردناک معذب خواهد فرمود و دیگر در همه روی زمین یک نفر دوستدار و یاوری برای آنها نخواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٧٥ وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِـحِينَ
و از آنها کسانی با خداوند عهد بستند که اگر از فضل خود به ما بدهد البتّه حتماً صدقه خواهیم داد و البتّه حتماً از صالحین خواهیم بود
- ترجمه سلطانیو از آنها کسانی با خداوند عهد بستند که اگر از فضل خود به ما بدهد البتّه حتماً صدقه خواهیم داد و البتّه حتماً از صالحین خواهیم بود
- ترجمه راستینو بعضی از آنها این گونه با خدا عهد بستند که اگر نعمت و رحمتی نصیب ما کند البته صدقه (یعنی زکات) پردازیم و از نیکان میشویم.
- ترجمه الهی قمشهای٧٦ فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ
و چون از فضل خویش به آنها داد به آن بخل ورزیدند و [از عهد خویش] روی گردانیدند و (در حالی که) آنها [از خداوند و رسولش (ص)] اعراض کننده بودند
- ترجمه سلطانیو چون از فضل خویش به آنها داد به آن بخل ورزیدند و روی گردانیدند و (در حالی که) آنها اعراض کننده بودند
- ترجمه راستینو (با این عهد) باز چون خدا از فضل و نعمت خود نصیب آنها کرد بر آن بخل ورزیدند و (از آن عهد) روی گردانیده و (از حق) اعراض کردند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٧ فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ
و [بخل و روی گردانیدن] به عنوان نفاق در قلوبشان در پی آنها شد تا روزی که او را با آنچه که از خداوند در آنچه که با او وعده کرده بودند خلاف (سرپیچی) کردند و با آنچه که دروغ بستند ملاقات میکنند
- ترجمه سلطانیو (بخل و روی گردانیدن) به عنوان نفاق در قلوبشان در پی آنها شد تا روزی که او را با آنچه که از خداوند در آنچه که با او وعده کرده بودند خلاف (سرپیچی) کردند و با آنچه که دروغ بستند ملاقات میکنند
- ترجمه راستیندر نتیجه (این تکذیب و نقض عهد) خدا هم دل آنها را ظلمتکده نفاق گردانید تا روزی که به کیفر بخل و اعمال زشت خود برسند، زیرا با خدا خلف وعده کرده و دروغ میگفتند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٨ أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَـلَّامُ الْغُيُوبِ
آیا ندانستند که خداوند سرّ آنها [یعنی خفایای امورشان را از خطوراتشان و خیالاتشان و اخلاقشان و احوالشان] و نجوایشان (آنچه که بر زبانهایشان ظاهر میشود به حیثی که بر دیگران مخفی میشود) را میداند و همانا خداوند به غیبها (پنهانیها) بسیار دانا است
- ترجمه سلطانیآیا ندانستند که خداوند سرّ آنها و نجوایشان را میداند و همانا خداوند به غیبها (پنهانیها) بسیار دانا است
- ترجمه راستینآیا ندانستند که خدا از باطن آنها و سخنان سرّی ایشان آگاه است و خدا دانای غیب و عالم به اسرار پنهانی است؟!
- ترجمه الهی قمشهای٧٩ الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
کسانی که از فرمانبرداران [به طوع، به میل، عطاء کنندگان صدقات، رسانندگان به بهترین گیرندگان آن] از مؤمنان در صدقات لُمَز (عیبجویی همراه با استهزاء با چشم و ابرو) میکنند و به کسانی که جز [با منتهای] تلاششان [یعنی مگر به قدر تعب (کوشش) خود در تحصیل و طلب] بدست نمیآورند [و صدقه میدهند] و آنان را مسخره میکنند، و (حال آنکه) خداوند آنها را مسخره کرده است و آنها عذابی دردناک دارند
- ترجمه سلطانیکسانی که از فرمانبرداران (به طوع، به میل) از مؤمنان در صدقات لمز (عیبجویی همراه با استهزاء) میکنند و به کسانی که جز (با منتهای) تلاششان بدست نمیآورند (و صدقه میدهند) و آنان را مسخره میکنند، و (حال آنکه) خداوند آنها را مسخره کرده است و آنها عذابی دردناک دارند
- ترجمه راستینآن کسانی که عیبجویی میکنند بر آن مؤمنانی که به صدقات مستحب فقیران را دستگیری میکنند و همچنین مسخره میکنند مؤمنانی را که از اندک چیزی که مقدور آنهاست هم (در راه خدا) مضایقه نمیکنند، خدا هم آنها را البته مسخره و مجازات میکند و به آنها عذابی دردناک خواهد رسید.
- ترجمه الهی قمشهای٨٠ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ
چه برای آنها استغفار کنی یا برای آنها استغفار نکنی، اگر برای آنها هفتاد مرتبه استغفار کنی پس هرگز خداوند آنها را نخواهد آمرزید آن به خاطر این است که آنها به خداوند و رسولش کفر ورزیدهاند و خداوند مردمان فاسق را هدایت نمیکند
- ترجمه سلطانیچه برای آنها استغفار کنی یا برای آنها استغفار نکنی، اگر برای آنها هفتاد مرتبه استغفار کنی پس هرگز خداوند آنها را نخواهد آمرزید آن به خاطر این است که آنها به خداوند و رسولش کفر ورزیدهاند و خداوند مردمان فاسق را هدایت نمیکند
- ترجمه راستین(ای پیغمبر) تو بر آن مردم منافق خواهی طلب مغفرت بکن یا نکن، اگر هفتاد مرتبه هم بر آنها (از خدا) آمرزش طلبی خدا هرگز آنان را نخواهد بخشید، زیرا آنها (از راه فسق و سرکشی) به خدا و رسول او کافر شدند و خدا فاسقان را هرگز هدایت نخواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٨١ فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَن يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ
تخلّف کنندگان (باز ماندگان) در مقعدشان (محلّ نشستنشان، خانهشان) بنابر مخالفت کردن با رسول خدا شادمان شدند و کراهت ورزیدند که با اموالشان و انفسشان در راه خدا جهاد کنند و گفتند در گرما راه نیفتید، بگو حرارت آتش جهنّم شدیدتر است اگر میفهمیدند {فقه همان ادراک اغراض و غایات است خصوصاً غایات الهیّه از اشیاء و اقوال نه ادراک مفاهیم از الفاظ فقط چنانکه گمان شده، و لذا تفسیر شده به اینکه آن طلب علم دینی است که با آن به علمی دیگر توسّل جوید، و به عبارت اخری فقه آن ادراکی است که انسان را از حضیض نفس خود به اوج عقل او و از دنیای خود به آخرتش حرکت میدهد و تفسیر آن به علم به مسائل دینیّهٔ فرعیّه از ادلّهٔ تفصیلیّهٔ آن محض مواضعهٔ (با هم قرار گذاشتن) اصطلاحی است، و امّا در شریعت پس آن بر معنای خود باقیست و عدم نامگذاری علم خداوند و ملائکه به فقه برای عدم تصوّر استعداد برای او تعالی است و نه برای ملائکه تا ترقّی تصوّر شود، بلکه کلّ ما کان در آنجا به امکان عامّ است و آن بالفعل است، و عدم نامگذاری علوم انبیاء به فقه برای تبدّل استعداد آنها به فعلیّت است نه چنانکه گفتهاند از اینکه علوم آنها از روی ادلّۀ تفصیلیّهٔ آنها نیست و حاصل این است که اشتداد و تدرّج در طریق انسانیّت مأخوذ در مفهوم فقه است و هر آنچه که ادراک میباشد همچنین فقه میباشد و آنچه که اینچنین نباشد فقه نباشد، پس اگر فرض است که نبیّ حالت اشتداد در علم خود داشته باشد علم او از این جهت فقه میباشد}
- ترجمه سلطانیتخلّف کنندگان (باز ماندگان) در مقعدشان (محلّ نشستنشان، خانهشان) بنابر مخالفت کردن با رسول خدا شادمان شدند و کراهت ورزیدند که با اموالشان و انفسشان در راه خدا جهاد کنند و گفتند در گرما راه نیفتید، بگو حرارت آتش جهنّم شدیدتر است اگر میفهمیدند
- ترجمه راستینآنهایی که از جهاد در رکاب رسول خدا باز نهاده شدند از این بازماندنشان خوشحالند و مجاهده به مال و جانشان در راه خدا را خوش نداشتند و (مؤمنان را هم از جهاد منع کرده و به آنها) گفتند: شما در این هوای سوزان از وطن خود بیرون نروید!آنان را بگو: آتش دوزخ بسیار سوزانتر است، اگر میفهمیدند.
- ترجمه الهی قمشهای٨٢ فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ
پس باید به عنوان جزاء به خاطر آنچه که کسب میکردند کم بخندند و زیاد گریه کنند
- ترجمه سلطانیپس باید به عنوان جزاء به خاطر آنچه که کسب میکردند کم بخندند و زیاد گریه کنند
- ترجمه راستیناکنون آنها باید خنده کم و گریه بسیار کنند به کیفر اعمالی که میکردند.
- ترجمه الهی قمشهای٨٣ فَإِن رَّجَعَكَ اللَّهُ إِلَى طَائِفَةٍ مِّنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُل لَّن تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَدًا وَلَن تُقَاتِلُوا مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُم بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخَالِفِينَ
پس اگر خداوند تو را [از جنگ روم] نزد گروهی از آنها (متخلّفان بلاعذر) بازگرداند پس از تو درخواست اجازه برای خروج (اعزام به جنگی دیگر) میکنند پس بگو: هرگز با من خارج نخواهید شد و هرگز همراه من با دشمنی نخواهید جنگید که شما بار اوّل (قبل از آن هنگامِ غزوهٔ تبوک) به نشستن (خودداری کردن) راضی شدید پس [همچنان] با خالفین (بر جای ماندگان یعنی زنان و کودکان) بنشینید (خودداری کنید)
- ترجمه سلطانیپس اگر خداوند تو را نزد گروهی از آنها بازگرداند پس از تو درخواست اجازه برای خروج (اعزام) میکنند پس بگو هرگز با من خارج نخواهید شد و هرگز همراه من با دشمنی نخواهید جنگید که شما بار اوّل به نشستن (خودداری کردن) راضی شدید پس (همچنان) بنشینید (خودداری کنید) با خالفین (آنان که بعد از رفتن تو میمانند)
- ترجمه راستینپس اگر خدا تو را به سوی گروهی از آن بازماندگان (به مدینه) برگرداند و آنها (به ملاقات تو آمده و) اجازه جهاد خواهند، به آنها بگو: ابدا شما با من به جنگ نخواهید آمد و با هیچ کس از دشمنان من جهاد نخواهید کرد، شما هستید که اول بار برای تخلفتان از سفر جهاد اظهار مسرّت میکردید، اکنون هم با بازماندگان به جای خود بنشینید.
- ترجمه الهی قمشهای٨٤ وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ
و ابداً بر مردهٔ احدی از آنها نماز مگزار [زیرا نماز تو برای آنها آرامش است و آنها استعداد نماز تو را ندارند] و [برای دعاء کردن بر او] بر قبر او نایست زیرا آنها به خداوند و رسولش کفر ورزیدهاند و مُردهاند [در حالی که] آنها فاسق بودند
- ترجمه سلطانیو ابداً بر مردهٔ احدی از آنها نماز مگزار و بر قبر او نایست زیرا آنها به خداوند و رسولش کفر ورزیدهاند و مُردهاند (در حالی که) آنها فاسق بودند
- ترجمه راستینو هیچ گاه به نماز میت آن منافقان حاضر مشو و بر (جنازه و) قبر آنها (به دعا) مایست، که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و در حال فسق و بدکاری مردند.
- ترجمه الهی قمشهای٨٥ وَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ
اموال آنان و اولاد آنان تو را متعجّب نکند جز این نیست که خداوند میخواهد با آنها، آنان را در دنیا عذاب دهد و جانشان را بکَنَد و (در حالی که) آنها کافر هستند
- ترجمه سلطانیاموال آنان و اولاد آنان تو را متعجّب نکند جز این نیست که خداوند میخواهد با آنها، آنان را در دنیا عذاب دهد و جانشان را بکَنَد و (در حالی که) آنها کافر هستند
- ترجمه راستینو بسیاری اموال و اولاد آن منافقان تو را به شگفت نیارد، که خدا خواهد آنها را به آن مال و اولاد در دنیا معذب گرداند و جانشان به حال کفر به درآید.
- ترجمه الهی قمشهای٨٦ وَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُولُو الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَكُن مَّعَ الْقَاعِدِينَ
و وقتی که سورهای نازل میشود که به خداوند ایمان بیاورید و همراه با رسول او جهاد کنید توانگران آنها از تو اجازه میگیرند و [برای عذر] میگویند ما را رها کن که با خانهنشینان باشیم
- ترجمه سلطانیو وقتی که سورهای نازل میشود که به خداوند ایمان بیاورید و همراه با رسول او جهاد کنید توانگران آنها از تو اجازه میگیرند و میگویند ما را رها کن که با خانهنشینان باشیم
- ترجمه راستینو هرگاه سورهای نازل شود که امر به ایمان به خدا و جهاد با رسول (در راه دین خدا) کند ثروتمندان آن منافقان از حضور تو تقاضای معافی از جهاد کرده و گویند: ما را از معافشدگان محسوب دار.
- ترجمه الهی قمشهای٨٧ رَضُوا بِأَن يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ
راضی شدهاند به اینکه با بر جای ماندگان باشند و بر قلبهایشان مهر زده شده و آنها نمیفهمند
- ترجمه سلطانیراضی شدهاند به اینکه با بر جای ماندگان باشند و بر قلبهایشان مهر زده شده و آنها نمیفهمند
- ترجمه راستینبدان راضی بودند که با زنان و کودکان و عجزه در خانه بنشینند (و به جهاد حاضر نشوند) ، و دلهای آنها نقش کفر و ظلمت گرفته و دیگر هیچ درک حقایق نکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٨٨ لَكِنِ الرَّسُـولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
لکن رسول و کسانی که [توانگران حقیقی هستند که] با او ایمان آوردهاند با اموال خود و انفس خود جهاد میکنند و آنها [بزرگانی] هستند که برای آنها [بطور خاصّ همه جور] خیرات هست و آنان همان رستگارانند
- ترجمه سلطانیلکن رسول و کسانی که با او ایمان آوردهاند با اموال خود و انفس خود جهاد میکنند و آنها هستند که برای آنها (همه جور) خیرات هست و آنان همان رستگارانند
- ترجمه راستیناما رسول و مؤمنان اصحابش به مال و جانشان در راه خدا جهاد کردند و آنهایند که همه خیرات و نیکوییها (ی دو عالم) مخصوص آنهاست و هم آنان سعادتمندان عالمند.
- ترجمه الهی قمشهای٨٩ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
خداوند برای آنان جنّتهایی آماده کرده که از تحت آنها نهرها جاری میشود در آنها جاودانهاند و آن رستگاری بزرگ است
- ترجمه سلطانیخداوند برای آنان جنّتهایی آماده کرده که از تحت آنها نهرها جاری میشود در آنها جاودانهاند و آن رستگاری بزرگ است
- ترجمه راستینخدا بر آنها باغهایی که به زیر درختانش نهرها جاری است مهیا فرموده که در آن تا ابد متنعّم باشند و این به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگ است.
- ترجمه الهی قمشهای٩٠ وَجَاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
و عذر آورندگان از اعراب (بادیه نشینان) آمدند تا به آنها [در عقود (خانه نشستن)] اجازه داده شود و کسانی که به خداوند و پیامبرش [در بیعت اسلامیّه] دروغ گفته بودند هم [در خانه] نشستند بزودی به کسانی از آنها که کفر ورزیدهاند عذابی دردناک اصابت خواهد کرد
- ترجمه سلطانیو عذر آورندگان از اعراب (بادیه نشینان) آمدند تا به آنها اجازه داده شود و کسانی که به خداوند و پیامبرش دروغ گفته بودند (در خانه) نشستند بزودی به کسانی از آنها که کفر ورزیدهاند عذابی دردناک اصابت خواهد کرد
- ترجمه راستینو گروهی از اعراب بادیه (نزد تو) آمده و عذر میآورند که اجازه معافی از جهاد یابند و نیز گروهی که تکذیب خدا و رسول را کرده (بدون هیچ عذری) از جهاد بازنشستند، به زودی کافران از این دو طایفه را عذابی دردناک خواهد رسید.
- ترجمه الهی قمشهای٩١ لَّيْسَ عَلَى الضُّعَفَاءِ وَلَا عَلَى الْمَرْضَى وَلَا عَلَى الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلَّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
بر ضعفا [در تخلّفشان از جنگ] حرجی نیست و نه بر بیماران و نه بر کسانی که چیزی نمییابند که انفاق (هزینه) کنند آنوقت که بر خداوند و رسولش نصح (دوستی بی آلایش) میکنند (اخلاص میورزند) بر نیکوکاران سبیلی (وزری، ذمّی) نیست و خداوند [بر کسی که بد کرده] بسیار آمرزنده است [پس چگونه است به کسی که نیکی کرده] و مهربان است [پس راهی بر آنها به عقوبت در آخرت نیست]
- ترجمه سلطانیبر ضعفا حرجی نیست و نه بر بیماران و نه بر کسانی که چیزی نمییابند که انفاق (هزینه) کنند آنوقت که بر خداوند و رسولش نصح (دوستی بی آلایش) میکنند بر نیکوکاران سبیلی (وزری، ذمّی) نیست و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینبر ناتوانان و بیماران و فقیران که خرج سفر (و نفقه عیال خود را) ندارند گناهی بر ترک جهاد نیست هرگاه که با خدا و رسول او خیرخواهی و اخلاص ورزند (که این کار نیکوست و) بر نیکوکاران عالم از هیچ راه حرج و زحمتی نیست و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٩٢ وَلَا عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لَا أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوا وَّأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلَّا يَجِدُوا مَا يُنفِقُونَ
و نه بر کسانی که وقتی که نزد تو میآیند تا آنها را سوار کنی [حیثی که آنچه که انفاق (هزینه) کنند و در بدنهایشان قوی شوند را مییابند لکن طاقت پیاده رفتن با تو و نه بر توشه (زاد) قدرت ندارند و از تو درخواست توشه میکنند] گفتی آنچه که شما را بر آن سوار کنم نمییابم برگشتند و از چشمان لبریز از اندوهشان اشک روان میشود که آنچه که [لازم دارند تا] انفاق (خرج) کنند را نمییابند
- ترجمه سلطانیو نه بر کسانی که وقتی که نزد تو میآیند تا آنها را سوار کنی گفتی آنچه که شما را بر آن سوار کنم نمییابم برگشتند و از چشمان لبریز از اندوهشان اشک روان میشود که آنچه که (لازم دارند تا) انفاق (خرج) کنند را نمییابند.
- ترجمه راستینو همچنین بر آن مؤمنانی که چون مهیای جهاد شده و نزد تو آیند که زاد و لوازم سفر آنها را مهیا سازی و تو پاسخ دهی که من مالی که به شما مساعدت کنم ندارم برمیگردند در حالی که از شدت حزن اشک از چشمانشان جاری است که چرا نمیتوانند مخارج سفر خود فراهم سازند (بر آنها هم حرج و گناهی بر ترک جهاد نیست).
- ترجمه الهی قمشهای