حزب شمارهٔ ۴۵


سورهٔ ۱۱- هود

٦ وَمَا مِن دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ

و جنبنده‌ای در زمین نیست مگر آنکه روزی آن بر [عهدهٔ] خداوند است [پس چگونه حال آن و آنچه که موافق با آن و آنچه که مخالف با آن است را نداند] و قرارگاه [دائمی] آن را [در دنیا و آخرت] و ودیعه‌گاه (محلّ قرارگاه موقتی) آن را [که از آن منتقل می‌شود از اصلاب پدران و ارحام مادران و از منازل دنیا و منازل آخرت تا قرارگاه دائمی آن در آخرت] می‌داند همه [از جنبنده‌ها یا از قرارگاه‌های موقت یا محل استقرار دائمی] در کتاب مبین [همان قلم عالی یا لوح محفوظ] است

- ترجمه سلطانی

و جنبنده‌ای در زمین نیست مگر آنکه روزی آن بر (عهدهٔ) خداوند است و قرارگاه (دائمی) آن و ودیعه‌گاه (قرارگاه موقتی) آن را میداند همه در کتابی مبین است

- ترجمه راستین

و هیچ جنبنده در زمین نیست جز آنکه روزیش بر خداست و خدا قرارگاه (منزل دائمی) و آرامشگاه (جای موقت) او را می‌داند، و همه احوال خلق در دفتر علم ازلی خدا ثبت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُـولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ

و او کسی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز خلق کرد و عرش او {عرش رحمان، مشیّت او است که همان فعل او و کلمهٔ او و «حقّ مخلوقٌ به» و ولایت مطلقه و حقیقت محمّدیّه (ص)، و اضافهٔ اشراقیّهٔ او است، و آن اضافهٔ حقّ الی الخلق است، و وجهی به سوی حقّ مطلق دارد و به این وجه به عنوان عرش نامیده می‌شود و وجهی به سوی خلق دارد و به این وجه به عنوان کرسی نامیده می‌شود، و آن به وجه اوّلش ظهور او تعالی به اسماء او، و به وجه دوّمش ظهور او تعالی به افعالش است، و وقتی که اضافهٔ آن به خلق اعتبار شود حامل آن نزدیکترین ممکنات به او می‌باشد} بر آب می‌باشد تا شما را بیازماید (بداند) که کدامیک از شما [بطور اختیار] در عمل کردن بهتر هستید و اگر بگوئی که شما بعد مرگ قطعاً برانگیخته خواهید شد حتماً کسانی که [به معاد] کفر ورزیده‌اند می‌گویند این [گفتار به عود (بازگشتن)] جز سحر (گفتار باطل) آشکاری نیست

- ترجمه سلطانی

و او کسی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز خلق کرد و عرش او بر آب می‌باشد تا شما را بیازماید که کدامیک از شما در عمل کردن بهتر هستید و اگر بگوئی که شما بعد از مرگ قطعاً برانگیخته خواهید شد حتماً کسانی که کفر ورزیده‌اند می‌گویند این جز سحر (گفتار باطل) آشکاری نیست

- ترجمه راستین

و اوست خدایی که آسمانها و زمین را در فاصله شش روز آفرید و عرش با عظمت او (شاید یک معنی عرش که روح و حقیقت انسان است اینجا مراد باشد) بر آب قرار داشت (شاید مراد از آب علم باشد) تا شما را بیازماید که عمل کدام یک از شما نیکوتر است. و محققا اگر به این مردم بگویی که پس از مرگ زنده خواهید شد، همانا کافران خواهند گفت که این سخن را هرگز حقیقتی جز سحر آشکار نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّيَقُـولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلَا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ

و البتّه اگر برای مدّتی معدود (مشخّص) عذاب را [که آنها را بر زبان تو وعده دادیم] از آنها به تأخیر بیاندازیم البتّه حتماً [از روی استهزاء] می‌گویند چه چیزی آن را حبس می‌کند (باز می‌دارد)؟ آگاه باشید آنروز [ظهور قائم (ع) یا روز مرگ یا روز عذاب دنیا یا روز ساعت] که به آنها برسد برگرداندنی برای آنها نخواهد بود و [قبل این زمان] آنچه که آن را استهزاء می‌کردند (عذاب موعود) آنها را احاطه می‌کند {زیرا مادّهٔ آن محیط به آنها است و صورت آن در آنها مکمون است لکن برای غشاوت (پرده داشتن) ابصارشان به آن شعور نمی‌ورزند}

- ترجمه سلطانی

و البتّه اگر برای مدّتی معدود (مشخّص) عذاب را از آنها به تأخیر بیاندازیم البتّه حتماً می‌گویند چه چیزی آن را حبس می‌کند (باز می‌دارد)؟ آگاه باشید آنروز که به آنها برسد برگرداندنی برای آنها نخواهد بود و آنچه که آن را استهزاء می‌کردند آنها را احاطه می‌کند

- ترجمه راستین

و اگر ما عذاب را از آن منکران معاد تا وقت معین (هنگام مرگ) به تعویق اندازیم آنها گویند: چه موجب تأخیر عذاب شده؟آگه باشند که چون هنگام عذاب برسد هرگز از آنان بازگردانده نشود و آنچه بدان تمسخر می‌کردند سخت آنان را فرا گیرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ وَلَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ

و اگر از سوی خود رحمتی (نعمت صحت و سعه و فرزند) به انسان بچشانیم سپس آن را از او نزع (سلب) کنیم همانا البتّه او [برای عدم صحت اعتقادش به فضل ما از اعطاء آن] مأیوس می‌شود و [برای تعلّق قلبش به خود آن نعمت و برای غفلت او از مُنعم و انقطاع او به سبب زوال نعمت بعد از انتزاع آن حالت شکر بر نعمت برای او باقی نمی‌ماند و] بسیار ناسپاس است

- ترجمه سلطانی

و اگر از سوی خود رحمتی به انسان بچشانیم سپس آن را از او نزع (سلب) کنیم همانا البتّه او نومید می‌شود و بسیار ناسپاس است

- ترجمه راستین

و اگر ما بشر را به نعمت و رحمتی برخوردار کنیم، سپس (چون کفران کرد) آن نعمت را از او بازگیریم او سخت به خوی نومیدی و کفران درافتد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُـولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ

و اگر بعد از ضرری که به او رسیده است نعمتی به او بچشانیم البتّه حتماً می‌گویند که بدی‌ها از من رفته است [برای اینکه نظرش مقصور بر صورت نعمت، غیر متجاوز به مُنعم و به غایت نعمت می‌باشد] که او البتّه شادمان و فخر فروش است

- ترجمه سلطانی

و اگر بعد از ضرری که به او رسیده است نعمتی به او بچشانیم البتّه حتماً می‌گویند که بدی‌ها از من رفته است که او البتّه شادمان و فخر فروش است

- ترجمه راستین

و اگر آدمی را به نعمتی پس از محنتی که به او رسیده باشد رسانیم (مغرور و غافل شود و) گوید که دیگر روزگار زحمت و رنج من سرآمده، سرگرم شادمانی و مفاخرت گردد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ

مگر کسانی که صبر کردند و اعمال صالح کردند آنان آمرزشی و اجری کبیر دارند

- ترجمه سلطانی

مگر کسانی که صبر کردند و اعمال صالح کردند آنان آمرزشی و اجری کبیر دارند

- ترجمه راستین

مگر آنان که دارای ملکه صبر و عمل صالحند که بر آنها آمرزش حق و اجری بزرگ است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن يَقُـولُوا لَـوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ كَنزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ

پس شاید تو بعضی از آنچه که به تو [دربارهٔ فضیلت علی (ع) یا دربارهٔ ولایتش] وحی می‌شود را ترک کنی و سینه‌ات به خاطر آن تنگ شود [برای این] که می‌گویند [اگر صادق بود در اینکه بر او وحی نازل می‌شود یا در اینکه او دعایش را اجابت می‌کند] چرا بر او گنجی نازل نشده یا ملکی با او نیامده [تا به او کمک می‌کرد یا او را تصدیق می‌نمود] جز این نیست که تو بیم دهنده‌ای هستی [یعنی برای تو این ترک کردن به خاطر قول آنها و استهزاء آنان سزاوار نیست، برای اینکه شأن تو انذار است و قبول آنها و رّد آنان بر عهدهٔ تو نیست تا آنکه به خاطر رّد آنها شأنت را ترک کنی] و خداوند است که بر هر چیزی وکیل است [نه تو، و بر تو نیست جز آنچه که آن شأن تو است از انذار و تبلیغ آنچه که از سوی خداوند از آن نهی نشده‌ای]

- ترجمه سلطانی

پس شاید تو بعضی از آنچه را که به تو وحی می‌شود ترک کنی و سینه‌ات به خاطر آن تنگ شود که می‌گویند چرا بر او گنجی نازل نشده یا ملکی با او نیامده جز این نیست که تو بیم دهنده‌ای هستی و خداوند بر هر چیزی وکیل است

- ترجمه راستین

(ای رسول ما) مبادا بعض آیاتی را که به تو وحی شده (درباره کافران به ملاحظاتی) تبلیغ نکنی و از قول مخالفانت که می‌گویند (اگر این مرد پیغمبر است) چرا گنج و مالی ندارد و یا فرشته آسمان همراه او نیست دلتنگ شوی، که وظیفه تو تنها نصیحت و اندرز خلق است، و حاکم و نگهبان هر چیز خداست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ أَمْ يَقُـولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

یا می‌گویند آن را افتراء بسته است بگو پس ده سوره مثل آن مفتری (دروغ بافته شده) بیاورید و هر کس غیر از خداوند که می‌توانید [از شیاطین و جنّ که کاهنان آنها را می‌خوانند، و از کواکب و اصنام که مشرکین آنها را می‌خوانند، و از فصحائی که مردم گمان می‌کنند آنها قادر بر آوردن مثل آن هستند] را فراخوانید اگر راستگو می‌باشید [که او مفترى (بهتان زننده، افترا زننده) است]

- ترجمه سلطانی

یا می‌گویند آن را افتراء بسته است بگو پس ده سوره مثل آن مفتری (دروغ بافته شده) بیاورید و هر کس غیر از خداوند را که میتوانید فراخوانید اگر راستگو می‌باشید

- ترجمه راستین

آیا کافران می‌گویند این قرآن را خود او به هم بافته و به خدا نسبت می‌دهد؟! بگو: اگر راست می‌گویید شما هم با کمک همه فصحای عرب بدون وحی خدا ده سوره بربافته مانند این قرآن بیاورید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَأَن لَّا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ

پس اگر شما را اجابت نکردند پس بدانید جز این نیست که [قرآن] به علم (با اطلاع) خداوند نازل شده و اینکه خدایی جز او نیست [یعنی همانا کسانی که آنها را غیر از خداوند می‌خوانند از شیاطین و اصنام و کواکب، تصرّف و نه تسلّط بر چیزی ندارند و جز او کسی استحقاق عبودیّت ندارد] پس آیا شما مسلمان (تسلیم شده، مُنقاد خالص از ریب) هستید

- ترجمه سلطانی

پس اگر شما را اجابت نکردند پس بدانید جز این نیست که به علم خداوند نازل شده و اینکه خدایی جز او نیست پس آیا شما مسلمان (تسلیم شده) هستید

- ترجمه راستین

پس هرگاه کافران جواب شما را ندادند در این صورت بدانید که این کتاب به علم خدا نازل شده و دعوتش این است که هیچ خدایی جز آن ذات یکتای الهی نیست، پس آیا شما مردم تسلیم (حکم خدا و رسول) خواهید شد؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ

کسی که [با اعمال اسلامیّهٔ خود و ارتکاب صور اعمال حسنه و تحمّل مشقّت‌ها و انفاق اموال در حفظ اسلام و اِعلاء (بلند گردانیدن) آن] زندگانی دنیا و زینت آن را بخواهد برای آنها اعمالشان را در آن (دنیا) [و نه در آخرت] وفا (به تمامی دادن) می‌کنیم {چنانکه منافقین از اصحاب رسول (ص) و اظلال (دنباله‌روها) آنها از اتباع آنها تا روز قیامت انجام می‌دهند و همچنین کسانی که متاعب (رنج‌ها) شدیده را در تحصیل مسایل دینی برای غرض وصول به مناصب دنیوى تحمّل می‌کنند} و آنها در آن کم داده نمی‌شوند

- ترجمه سلطانی

کسی که زندگانی دنیا و زینت آن را بخواهد برای آنها اعمالشان را در آن وفا (به تمامی دادن) می‌کنیم و آنها در آن کم داده نمی‌شوند

- ترجمه راستین

کسانی که طالب تعیّش مادی و زینت دنیوی هستند ما مزد سعی آنها را در همین دنیا کاملا می‌دهیم و هیچ از اجر عملشان در دنیا کم نخواهد شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ

آنان کسانی هستند که در آخرت جز آتش ندارند و آنچه که در آنجا ساخته‌اند تباه می‌شود و آنچه که عمل می‌کرده‌اند باطل است

- ترجمه سلطانی

آنان کسانی هستند که در آخرت جز آتش ندارند و آنچه که در آنجا ساخته‌اند تباه می‌شود و آنچه که عمل می‌کرده‌اند باطل است

- ترجمه راستین

ولی هم اینان هستند که دیگر در آخرت نصیبی جز آتش دوزخ ندارند و همه اعمالشان در راه دنیا (پس از مرگ) ضایع و باطل می‌گردد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ

آیا پس [کسی که در ادّعایش بیّنه‌ای ندارد و دنیا را می‌خواهد] مانند کسی است که بر بینّه‌ای از پروردگارش می‌باشد و گواهی از او در پی او می‌آید و قبل از او کتاب موسی [او را] به عنوان امام و رحمت [معرفی کرده] است، آنها به آن [یعنی به قرآن یا رسول (ص) یا علی (ع) یا آنچه که از ولایت علی (ع) نازل شده] ایمان می‌آورند و کسی از این احزاب که به او کفر بورزد پس وعده‌گاه او آتش است پس از آن [یعنی از قرآن یا شأن رسالت یا علی (ع) یا شأن ولایت علی (ع)] در شکّ مباش همانا آن، حقّ از پروردگارت است و لکن اکثر مردم ایمان نمی‌آورند

- ترجمه سلطانی

آیا پس مانند کسی است که بر بینّه‌ای از پروردگارش می‌باشد و گواهی از او در پی او می‌آید و قبل از او کتاب موسی (او را) به عنوان امام و رحمت (معرفی کرده) است، آنها به او ایمان می‌آورند و کسی از این احزاب که به او کفر بورزد پس وعده‌گاه او آتش است پس از آن در شکّ مباش همانا آن، حقّ از پروردگارت است و لکن اکثر مردم ایمان نمی‌آورند

- ترجمه راستین

آیا پیغمبری که از جانب خدا دلیلی روشن (مانند قرآن) دارد و گواهی صادق (مانند علی علیه السّلام) در پی اوست و به علاوه کتاب تورات موسی هم که پیشوا و رحمت حق بر خلق بود پیش از او بوده و اینان (از اهل کتاب) به آن ایمان دارند (به آمدن آن پیامبر بشارت داده، چنین پیامبری مانند آن کس است که این امتیازات را ندارد) ؟و هر کس از طوایف بشر به او کافر شود وعده گاهش البته آتش دوزخ است، پس در آن هیچ شک مدار که این حق و درست از سوی پروردگار توست و لیکن اکثر مردم (به آن) ایمان نمی‌آورند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أُولَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُـولُ الْأَشْهَادُ هَـؤُلَاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى رَبِّهِمْ أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِـمِينَ

و کیست ظالم‌تر از کسی که بر خداوند دروغی را افتراء می‌زند آنها بر پروردگارشان عرضه می‌شوند و شاهدان می‌گویند اینان کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ بسته‌اند هان لعنت خداوند بر ستمکاران {این آیه عامّ است دربارهٔ هر کسی که چیزی را ادّعاء کند و ادّعاء کند که آن از سوی خداوند است}

- ترجمه سلطانی

و کیست ظالم‌تر از کسی که بر خداوند دروغی را افتراء می‌زند آنها بر پروردگارشان عرضه می‌شوند و شاهدان می‌گویند اینان کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ بسته‌اند هان لعنت خداوند بر ستمکاران

- ترجمه راستین

و در جهان از آنهایی که به خدا نسبت دروغ دادند ستمکارتر کیست؟آنان بر خدای خود عرضه داشته شوند و گواهان (محشر) گویند: اینان هستند که بر خدای خود دروغ بستند، آگاه باشید که لعن خدا بر ستمکاران عالم است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ

کسانی که از راه خدا باز می‌دارند و می‌خواهند که آن کج باشد [یعنی آن را به کجی طلب می‌کنند یا آن را در حالی که کج شده است طلب می‌کنند یعنی اگر کج شده باشد آن را طلب می‌کنند نه وقتی که مستقیم باشد] و آنها در آخرت همان کافرانند

- ترجمه سلطانی

کسانی که از راه خدا باز میدارند و می‌خواهند که آن کج باشد و آنها در آخرت همان کافرانند

- ترجمه راستین

آن ستمکاران که (بندگان را) از راه خدا باز می‌دارند و سعی می‌کنند که راه حق را کج کنند (و خلق را به راه باطل کشند) و هم آنها که منکر قیامتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُوا يُبْصِرُونَ

آنان در زمین عاجز کننده نبوده‌اند و آنها غیر از خداوند اولیائی نداشته‌اند [تا آنان را از عقوبت خداوند حفظ کنند و آنچه که از امورشان فاسد شده است را اصلاح نمایند و کسانی را که آنها را اولیاء گمان می‌کنند از کسانی هستند که آنها را دون ولیّ امر (ع) نصب کرده‌اند، پس آنها از خودشان حفاظت نمی‌کنند و خودشان را اصلاح نمی‌کنند پس به دیگران چگونه است! پس حال اولیاء آنها که از اصنام و احبار و رهبان و رؤسایی که گمان می‌کنند آنها رؤسای دین هستند تولّی می‌جویند چگونه است؟] برای آنها عذاب مضاعف می‌شود استطاعت شنیدن [فضیلت علی (ع) را برای بغضشان به او (ع)] نداشتند و آنان نمی‌دیدند

- ترجمه سلطانی

آنان در زمین عاجز کننده نبوده‌اند و آنها غیر از خداوند اولیائی نداشته‌اند برای آنها عذاب مضاعف می‌شود استطاعت شنیدن نداشتند و آنان نمیدیدند

- ترجمه راستین

اینها هیچ قدرت و راه مفرّی در زمین (از قهر خدا) ندارند و جز خدا یار و مددکاری نخواهند یافت، عذابشان دو چندان شود، و هرگز گوششان هم در شنوایی (سخن راست) و چشمشان در بینایی (حق و حقیقت) به آنها مدد نتواند کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ أُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ

آنان کسانی هستند که به خودشان زیان رسانده‌اند و آنچه که افتراء می‌بستند [از آنچه که انتساب آن را به خداوند ادّعاء کردند از ادّعای خلافت و فتاوای باطل و ادّعای شفاعت آلهه و شفاعت کسانی که آنها را خلفاء رسول (ص) و رؤساء دین و شفیعان روز قیامت گمان می‌کردند] از آنها گم شد

- ترجمه سلطانی

آنان کسانی هستند که به خودشان زیان رسانده‌اند و آنچه که افتراء می‌بستند از آنها گم شد

- ترجمه راستین

همین مردم هستند که نفوس خود را سخت در زیان افکندند و هر دروغی که می‌بسته همه از دستشان برود و محو و نابود شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ

ناگزیر آنها در آخرت زیانکارتر هستند [حیثی که بضاعتشان را به آنچه که عینی و نه اثری از آن باقی نمانده تبدیل کردند و گمان کردند که آن برترین عوضی است که آن را گرفته‌اند]

- ترجمه سلطانی

ناگزیر آنها در آخرت زیانکارتر هستند

- ترجمه راستین

ناگزیر در عالم آخرت زیانکارترین مردم آنها هستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

همانا کسانی که [با ایمان عامّ با بیعت عامّهٔ نبویّه یا با ایمان خاصّ با بیعت خاصّهٔ ولویّه و دخول ایمان در قلوبشان] ایمان آورده‌اند و [بعد ایمان عامّ با دخول در ایمان خاصّ یا عمل به شرایط ایمان خاصّ از آنچه که در میثاق و بیعت ولویّه از آنها اخذ شده] اعمال صالح کردند [زیرا اصل صالحات همان ولایت است و عمل صالح نمی‌باشد مگر با قبول ولایت و دخول ایمان در قلب] و با خشوع به ربّشان [یعنی ربّ مضافشان، همان ولیّ که با بیعت خاصّهٔ ولویّ با او بیعت کرده‌اند] اطمینان کردندآنان اصحاب جنّت هستند، آنها در آن جاودانه‌اند

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که ایمان آورده‌اند و اعمال صالح کردند و با خشوع به ربّشان اطمینان کردند آنان اصحاب جنّت هستند، آنها در آن جاودانه‌اند

- ترجمه راستین

اما آنان که به خدا ایمان آورده و به اعمال صالح پرداختند و به درگاه خدای خود خاضع و خاشع گردیدند آنها البته اهل بهشت جاویدند که در آن بهشت متنعّم ابدی خواهند بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمَى وَالْأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا أَفَلَا تَذَكَّرُونَ

مَثَل فریقین (دو گروه) [بازدارنده از راه خدا و مؤمنین به او] مانند کور [که راهش را و هلاکتگاه‌های راهش را نمی‌بیند] و کر [که او از صوت آنچه که آن مقصود از آن است را نمی‌شنود]، و بینا و شنوا است، آیا در مَثل مساوی می‌شوند؟ آیا پس توجّه نمی‌کنید؟

- ترجمه سلطانی

مَثَل فریقین (دو گروه) مانند کور و کر، و بینا و شنوا است، آیا در مَثل مساوی می‌شوند؟ آیا پس توجّه نمی‌کنید؟

- ترجمه راستین

حال این دو گروه (کفر و ایمان) در مثل به شخص کور و کر و شخص شنوا و بینا مانند است، آیا حال این هر دو شخص یکسان است؟! پس چرا متذکر نمی‌شوید؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ

و همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم، که من برای شما انذار کنندهٔ آشکاری هستم

- ترجمه سلطانی

و همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم، که من برای شما انذار کنندهٔ آشکاری هستم

- ترجمه راستین

و به حقیقت ما نوح را به سوی قومش به رسالت فرستادیم (او قومش را گفت) که من با بیان روشن برای نصیحت و هشدار شما آمدم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ أَن لَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ

که جز خداوند را بندگی نکنید که من از عذاب روزی دردآور بر شما می‌ترسم

- ترجمه سلطانی

که جز خداوند را بندگی نکنید که من از عذاب روز دردآور بر شما می‌ترسم

- ترجمه راستین

که غیر خدای یکتا کسی را نپرستید، که من از عذاب روز سخت و دردناک قیامت بر شما می‌ترسم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلَّا بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ

پس رؤسایی از قوم او که کفر ورزیده بودند گفتند: که ما تو را جز بشری مثل خود نمی‌بینیم و ما پیروان تو را جز کسانی که آنها اراذل ما هستند که دارای رأی (اعتقاد) بدوی هستند نمی‌بینیم و فضلی (برتریی) برای شما نسبت به خود نمی‌بینیم بلکه [در دعوی رسالت و تصدیق آنها تو را] شما را دروغگو می‌پنداریم

- ترجمه سلطانی

پس رؤسایی از قوم او که کفر ورزیده بودند گفتند که ما تو را جز بشری مثل خود نمی‌بینیم و ما پیروان تو را جز کسانی که آنها اراذل ما هستند که دارای رأی (اعتقاد) بدوی هستند نمی‌بینیم و فضلی (برتریی) برای شما نسبت به خود نمی‌بینیم بلکه شما را دروغگو می‌پنداریم

- ترجمه راستین

سران کافران قومش پاسخ دادند که ما تو را مانند خود بشری بیشتر نمی‌دانیم و در بادی نظر، آنان که پیرو تواند اشخاصی پست و بی‌قدر بیش نیستند و ما هیچ‌گونه مزیتی برای شما نسبت به خود نمی‌بینیم، بلکه شما را دروغگو می‌پنداریم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ قَالَ يَاقَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ

گفت ای قوم من، آیا رأی (اعتقاد) دارید [به من خبر دهید] اگر بر بیّنه‌ای از پروردگارم باشم و به من رحمتی از نزد خودش داده که بر شما نادیدنی می‌باشد {بیّنه همان نبوّت است همانگونه که زُبُر همان ولایت است و اطلاق آن بر رسالت و احکام آن و بر معجزهٔ مبیّنه برای صدق دعوی و بر کتاب آسمانی برای صورت نبوّت بودن آنها و ظهور آن است، و رحمت همان ولایت است و نبوّت و توابع آن صورت رحمت هستند} آیا شما را به آن الزام کنم و (حال آنکه) شما به آن اکراه دارید

- ترجمه سلطانی

گفت ای قوم من، آیا رأی (اعتقاد) دارید (به من خبر دهید) اگر بر بیّنه‌ای از پروردگارم باشم و به من رحمتی از نزد خودش داده که بر شما نادیدنی می‌باشد آیا شما را به آن الزام کنم و (حال آنکه) شما به آن اکراه دارید

- ترجمه راستین

نوح قومش را پاسخ داد که ای قوم، شما چه می‌گویید، اگر مرا دلیل روشن و رحمت مخصوص از جانب پروردگار عطا شده باشد ولی حقیقت حال بر شما پوشیده مانده باشد آیا (جهالت نیست که) ما شما را (به رحمت و سعادت) اجبار کنیم با آنکه شما تنفّر اظهار می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ وَيَاقَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالًا إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُم مُّلَاقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ

و ای قوم من، بابت آن از شما مالی درخواست نمی‌کنم که اجر من جز بر خداوند نیست و [اگر ازدراء (خوار شمردن) مؤمنین در چشمان شما سببی برای توهین به من و مانعی از اتّباع شما از من می‌باشد پس امر آنها نزد من نیست و] من طرد کنندهٔ کسانی که ایمان آورده‌اند نیستم زیرا آنها [با ملاقات خلیفهٔ او و مظهر او و با ملاقات ملکوت ربّ مضافشان در دنیا و آخرت] ملاقات کنندهٔ پروردگارشان هستند و لکن من شما را قومی می‌بینم که جهالت (نادانی) می‌ورزید

- ترجمه سلطانی

و ای قوم من، بابت آن از شما مالی درخواست نمی‌کنم که اجر من جز بر خداوند نیست و من طرد کنندهٔ کسانی که ایمان آورده‌اند نیستم زیرا آنها ملاقات کنندهٔ پروردگارشان هستند و لکن من شما را قومی می‌بینم که جهالت (نادانی) می‌ورزید

- ترجمه راستین

ای قوم، من از شما در عوض هدایت ملک و مالی نمی‌خواهم، اجر من تنها بر خداست و من هرگز آن مردم با ایمان را از خود دور نمی‌کنم، که آنها به شرف ملاقات خدا می‌رسند، ولی به نظر من شما خود مردم نادانی هستید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ وَيَاقَوْمِ مَن يَنصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِن طَرَدتُّهُمْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ

و ای قوم من، چه کسی از خداوند به من نصرت (یاری) می‌دهد اگر آنها را طرد کنم [یعنی اینکه ایمان آنها به مشیّت الله است و طرد (راندن) آنها اجازه داده نمی‌شود مگر به مشیّت الله و اگر آنها را به هوای خود یا به اهویهٔ شما طرد کنم سخط خداوند بر من است و چه کسی مرا از سخط او یاری می‌نماید؟] آیا پس متذکّر نمی‌شوید؟ [تا از من طرد کردن آنها را مسئلت نکنید]

- ترجمه سلطانی

و ای قوم من، چه کسی از خداوند به من نصرت (یاری) می‌دهد اگر آنها را طرد کنم آیا پس متذکّر نمی‌شوید؟

- ترجمه راستین

و ای قوم، اگر من آن مردم (پاک خداپرست) را از خود برانم (و خدا از من برنجد) به مدد که از خشم خدا نجات یابم؟آیا پند نمی‌گیرید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلَا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْرًا اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَّـمِنَ الظَّالِـمِينَ

و به شما نمی‌گویم که خزاین خداوند نزد من است و غیب را نمی‌دانم و نمی‌گویم که من ملک هستم و نمی‌گویم که کسانی که چشمان شما آنها را خوار می‌بینند خداوند هرگز به آنها خیری نخواهد داد خداوند به آنچه که در نفس‌های آنها است داناتر است که آنوقت من البتّه از ظالمان خواهم بود

- ترجمه سلطانی

و به شما نمی‌گویم که خزاین خداوند نزد من است و غیب را نمی‌دانم و نمی‌گویم که من ملک هستم و نمی‌گویم که کسانی که چشمان شما آنها را خوار می‌بینند خداوند هرگز به آنها خیری نخواهد داد خداوند به آنچه که در نفس‌های آنها است داناتر است که آنوقت من البتّه از ظالمان خواهم بود

- ترجمه راستین

من شما را نمی‌گویم که خزائن خدا نزد من است و نه مدعیم که از علم غیب حق آگاهم و نه دعوی کنم که فرشته آسمانم و هرگز مؤمنان پاکی را که به چشم شما خوارند نخواهم گفت که خدا آنها را هیچ خیری نرساند، که خدا بر دلهای با اخلاص آنها داناتر است که (آنها را عزیز و گرامی داشته و) اگر من آنها را خوار شمارم از ستمکاران عالم به شمار باشم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ قَالُوا يَانُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ

[بعد عجزشان از محاجّه (حجّت آوردن) کردن] گفتند: ای نوح با ما جدال نموده‌ای و در جدال با ما زیاده‌روی کرده‌ای [و ما را با جدال کردنت خسته کرده‌ای و به ما وعدهٔ عذاب از پروردگارت را می‌دهی] پس اگر از راستگویان می‌باشی آنچه را که به ما وعده می‌دهی نزد ما بیاور [زیرا جدال تو در ما نفع نمی‌رساند]

- ترجمه سلطانی

گفتند ای نوح با ما جدال نموده‌ای و در جدال با ما زیاده‌روی کرده‌ای پس اگر از راستگویان می‌باشی آنچه را که به ما وعده می‌دهی نزد ما بیاور

- ترجمه راستین

قوم گفتند: ای نوح، تو با ما جدل و گفتگوی بسیار کردی، اکنون اگر راست می‌گویی بر ما عذابی که وعده می‌دهی بیار.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُم بِهِ اللَّهُ إِن شَاءَ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ

[نوح] گفت: [من قادر به آوردن عذاب و وعدۀ او نیستم و نسبت دادن آن به من جز از جهل شما نیست] جز این نیست که خداوند اگر بخواهد آن را نزد شما می‌آورد [نه غیر او] و شما عاجز کننده نیستید [پس بر تحدّی (مبارز طلبی) تجرّی (جرأت طلبی) نکنید]

- ترجمه سلطانی

گفت جز این نیست که خداوند اگر بخواهد آن را نزد شما می‌آورد و شما عاجز کننده نیستید

- ترجمه راستین

نوح گفت: آن وعده را اگر خدا خواهد به شما می‌رساند و هیچ از آن مفرّی ندارید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ وَلَا يَنفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

اگر بخواهم به شما اندرز دهم اگر خداوند خواسته باشد که اغوایتان کند اندرز من به شما نفع نمی‌رساند او پروردگار شما است و نزد او بازگردانده می‌شوید

- ترجمه سلطانی

اگر بخواهم به شما اندرز دهم اگر خداوند خواسته باشد که اغوایتان کند اندرز من به شما نفع نمی‌رساند او پروردگار شما است و نزد او بازگردانده می‌شوید

- ترجمه راستین

و اگر بخواهم شما را پند دهم دیگر پند و نصایح من سود نکند اگر خدا خواهد که شما را گمراه کند (یعنی پس از اتمام حجت به تعلیمات رسالت به حال گمراهی خود واگذارد) ، او خدای شماست و به سوی او بازگردانده می‌شوید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ أَمْ يَقُـولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَا بَرِيءٌ مِّمَّا تُجْرِمُونَ

[خداوند به نوح (ع) فرمود] یا می‌گویند آن را افتراء بسته است، بگو اگر آن را افتراء بسته باشم پس گناه من بر من است و من از آنچه که جرم می‌کنید مبرّی هستم

- ترجمه سلطانی

یا می‌گویند آن را افتراء بسته است بگو اگر آن را افتراء بسته باشم پس گناه من بر من است و من از آنچه که جرم می‌کنید مبرّی هستم

- ترجمه راستین

آیا باز خواهند گفت که او از پیش خود این سخنان (قرآن) را فرا بافته؟بگو: اگر چنین باشد عقوبت آن گناه بر من است (نه بر شما) و من از (کفر و) گناه شما بیزارم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ وَأُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلَّا مَن قَدْ آمَنَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ

و به نوح وحی شد که هرگز از قوم تو جز کسانی که [تا کنون] ایمان آورده‌اند ایمان نخواهند آورد [پس یاری فرما، خداوند فرمود: خودت را در شدّت حزن و ضیق (تنگی) غم واقع مدار] و به آنچه که انجام می‌دهند اندوهگین مباش

- ترجمه سلطانی

و به نوح وحی شد که هرگز از قوم تو جز کسانی که (تا کنون) ایمان آورده‌اند ایمان نخواهند آورد پس به آنچه که انجام می‌دهند اندوهگین مباش

- ترجمه راستین

و به نوح وحی شد که جز همین عده که ایمان آورده‌اند دیگر ابدا هیچ کس از قومت ایمان نخواهد آورد، پس تو بر کفر و عصیان این مردم لجوج محزون مباش.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

و کشتی را در برابر دیدگان (در محضر و در محل دید) ما و وحی (تعلیم) ما بساز {آن را در محضر من انجام بده تا امری باشد که به آن اهتمام است} و با من دربارهٔ کسانی که ستم کرده‌اند گفتگو مکن که آنان حتماً [محکوم به] غرق شده هستند

- ترجمه سلطانی

و کشتی را در برابر دیدگان (در محضر) ما و وحی (تعلیم) ما بساز، و با من دربارهٔ کسانی که ستم کرده‌اند گفتگو مکن که آنان حتماً غرق شده هستند

- ترجمه راستین

و به ساختن کشتی در حضور و مشاهده ما و به دستور ما مشغول شو و درباره ستمکاران که البته باید غرق شوند دیگر با من سخن مگوی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِن تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ

و کشتی را می‌ساخت و هر بار که رؤسای قوم او بر او می‌گذشتند او را در آن باره مسخره می‌کردند، گفت اگر شما ما را مسخره کنید پس ما هم شما را مسخره می‌کنیم همانطوری که مسخره می‌کنید

- ترجمه سلطانی

و کشتی را می‌ساخت و هر بار که رؤسای قوم او بر او می‌گذشتند او را در آن باره مسخره می‌کردند، گفت اگر شما ما را مسخره کنید پس ما هم شما را مسخره می‌کنیم همانطوری که مسخره می‌کنید

- ترجمه راستین

و نوح به ساختن کشتی پرداخت و هرگاه گروهی از قومش بر او می‌گذشتند وی را مسخره و استهزاء می‌کردند و نوح در جواب آنها می‌گفت: اگر (امروز) شما ما را مسخره می‌کنید ما هم (روزی) شما را مسخره کنیم همان‌گونه که شما مسخره می‌کنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ

و بزودی خواهید دانست که عذاب به چه کسی می‌آید که او را خوار می‌کند و عذاب مقیم بر او فرود می‌آید

- ترجمه سلطانی

و بزودی خواهید دانست که عذاب به چه کسی می‌آید که او را خوار می‌کند و عذاب مقیم بر او فرود می‌آید

- ترجمه راستین

و به زودی معلوم شما شود که کدام یک به عذاب ذلت و خواری گرفتار و عذاب دائم خدا را مستوجب خواهد شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ

تا آنوقت که امر ما آمد و تنور جوشید گفتیم از هر جفت دو تا و اهلت را در آن سوار کن جز کسی که سخن بر (زیان) او سابق شد و کسی که ایمان آورد، و با او ایمان نیاوردند مگر اندکی

- ترجمه سلطانی

تا آنوقت که امر ما آمد و تنور جوشید گفتیم از هر جفت دو تا و اهلت را در آن سوار کن جز کسی که سخن بر (زیان) او سابق شد و کسی که ایمان آورد، و با او ایمان نیاوردند مگر اندکی

- ترجمه راستین

(نوح به ساختن کشتی و قوم به تمسخر پرداختند) تا وقتی که فرمان (قهر) ما فرا رسید و از تنور آتش آب بجوشید، در آن هنگام به نوح خطاب کردیم که از هر جفت حیوان دو فرد (نر و ماده) با جمیع خانواده‌ات-جز آن (پسرت کنعان و زنت) که وعده هلاکش در علم ازلی گذشته-و هر که ایمان آورده همه را در کشتی سوار کن (که از غرقاب برهند) . و گرویدگان به نوح عده قلیلی بیش نبودند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای