حزب شمارهٔ ۵


سورهٔ ۲- البقرة

١٤٢ سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ

بزودی سفیهانی از مردم {مراد از سُفهاء از منافقان و مشرکان و اهل کتاب کسانی هستند که احلام (خِرَد) آنان خفّت یافته و به آنچه که از پدرانشان دیده‌اند عادت کرده‌اند و با عقولشان نظر (تأمّل کردن، اندیشه کردن) نمی‌کنند و مُنقاد کسی که نظر کرده است نمی‌شوند} خواهند گفت چه چیزی آنها را از قبله‌ای که آنها بر آن بودند (بیت المقدّس) روی گردان نمود، [بعد آنکه آن را گفتند] بگو: مشرق و مغرب برای خداوند است کسی که بخواهد را به راه مستقیم هدایت می‌کند [و آن از خداوند است به آنچه که حکمت او به آن اقضاء کند و وظیفه از جانب خلق تسلیم بر امر او است]

- ترجمه سلطانی

بزودی مردمانی سفیه خواهند گفت چه چیزی آنها را از قبله‌ای که آنها بر آن بودند روی گردان نمود، بگو: مشرق و مغرب برای خداوند است کسی که بخواهد را به راه مستقیم هدایت میکند

- ترجمه راستین

مردم بی‌خرد خواهند گفت: چه موجب شد که مسلمین از قبله‌ای که بر آن بودند (از بیت المقدس) روی به کعبه آوردند؟بگو: مشرق و مغرب برای خداست و هر که را خواهد به راه راست هدایت می‌کند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٣ وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ

[شما را به ایمان به خداوند و به آنچه که نازل شد و به راه راست هدایت کردیم] و این‌چنین شما [یعنی ائمّه (ع) و کسانی که پا جای پای آنها می‌گذارند و بسان آنها از مشایخ ایشان] را امّتی وسط [یعنی متوسّط بین مفرِطین (افراط کنندگان) و مفرِّطین (تفریط کنندگان)] قرار دادیم تا شاهدانی بر مردم باشید و رسول شاهد (اظهار کنندهٔ خیر و شرّ) بر شما باشد و قبله‌ای [یعنی بیت المقدّس] که [به مدّت چهارده سال] بر آن بودی را قرار ندادیم مگر اینکه تا کسی که از رسول تبعیّت می‌کند را از کسی که [از دین محمّد] به عقب خود بر می‌گردد را بدانیم (تمییز دهیم) و اگرچه [قبله‌ای که بر آن بودی، یا نماز به سوی این قبله در آن وقت] مسلّماً کبیره‌ای گران می‌باشد، مگر بر کسانی که خداوند [آنها را] هدایت کرده [نه بر کسانی که برای اغراض نفسانی بدون هدایتى از خداوند با محمّد (ص) بیعت نمودند] و خداوند بر آن نباشد که ایمان شما [یعنی نمازتان] را ضایع کند همانا خداوند نسبت به مردم البتّه رئوف و رحیم است

- ترجمه سلطانی

و این‌چنین شما را امّتی وسط قرار دادیم تا شاهدانی بر مردم باشید و رسول شاهد بر شما باشد و قبله‌ای که بر آن بودی را قرار ندادیم تا مگر اینکه بدانیم که چه کسی از کسانی که به عقب خود بر می‌گردند از رسول تبعیّت می‌کند و اگرچه مسلّماً کبیره‌ای گران می‌باشد، مگر بر کسانی که خداوند (آنها را) هدایت کرده و خداوند بر آن نباشد که ایمان شما را ضایع کند همانا خداوند نسبت به مردم البتّه رئوف و رحیم است

- ترجمه راستین

و ما همچنان شما (مسلمین) را به آیین اسلام هدایت کردیم و به سیرت نیکو بیاراستیم تا گواه مردم باشید و پیغمبر نیز گواه شما باشد (تا شما از وی بیاموزید) . و (ای پیغمبر) ما قبله‌ای را که بر آن بودی تغییر ندادیم مگر برای اینکه بیازماییم و جدا سازیم گروهی را که از پیغمبر خدا پیروی می‌کنند از آنان که عقبگرد کنند و (به مخالفت او برخیزند) ، و این تغییر قبله بسی بزرگ نمود جز در نظر هدایت یافتگان خدا. و خداوند اجر پایداری شما را در راه ایمان تباه نگرداند که خدا به خلق مشفق و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٤ قَدْ نَرَىٰ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ

گاهی برگرداندن رویت را در آسمان می‌بینیم و حتماً تو را [در نمازت] به سوی قبله‌ای (کعبه) [که جز این نیست که] تو از آن راضی شوی بر می‌گردانیم پس رویت را به طرف مسجد الحرام {یعنی هتک آن حرام است} بگردان و هر جایی که بودید پس رویتان را به سوی آن برگردانید [پس همانا آن حقّ است از پروردگار شما] و همانا کسانی که کتاب داده شده‌اند {و مراد از کتاب، شریعت الهیّه است از هر پیامبری که باشد، یا کتاب تورات و انجیل است} البتّه می‌دانند که آن [تحویل (تغییر دادن) یا توجّه یا طرف مسجد، یا مسجد از حیث توجّه] حقّ از پروردگارشان است [برای اینکه آنها اهل شرایع الهیّه بودند و هر کسی که داخل در شریعتی الهیّه است، می‌داند که احکام در هر شریعتی مغایر با شریعت دیگر هستند، و بعض آنچه که در شریعتی هست با شریعت دیگر نسخ می‌شود بنابر اینکه اهل کتاب در کتبشان خوانده‌اند و از احبارشان (علمائشان) با اخبار انبیائشان شنیده‌اند که محمّد (ص) است که به دو قبله نماز می‌گزارد] و خداوند از آنچه که عمل می‌کنید غافل نیست

- ترجمه سلطانی

گاهی برگرداندن رویت را در آسمان می‌بینیم و حتماً تو را به سوی قبله‌ای که تو از آن راضی شوی بر میگردانیم پس رویت را به طرف مسجد الحرام بگردان و هر جایی که بودید پس رویتان را به سوی آن برگردانید و همانا کسانی که کتاب داده شده‌اند البتّه می‌دانند که آن حقّ از پروردگارشان است و خداوند از آنچه که عمل میکنید غافل نیست

- ترجمه راستین

ما توجه تو را بر آسمان (به انتظار وحی و تغییر قبله) بنگریم و البته روی تو را به قبله‌ای که به آن خشنود شوی گردانیم، پس روی کن به طرف مسجد الحرام و شما (مسلمین) نیز هر کجا باشید (در نماز) روی بدان جانب کنید. و گروه اهل کتاب به خوبی می‌دانند که این تغییر قبله به حق و راستی از جانب خداست (نه به دلخواه کس) و خدا از کردار آنها غافل نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٥ وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ

و محقّقاً اگر هر نشانه‌ای [یعنی معجزهٔ مقترحه‌ای (بی اندیشه درخواست شده‌ای) را برای آنان یا غیر مقترحه‌ای] را برای اهل کتاب بیآوری از قبلهٔ تو تبعیّت نمی‌کنند [برای اینکه آنها اصحاب نفس هستند و نفس مانند شیطان عدم انقیاد از فطرت آن است، و طلب آیت جز برای فرار از انقیاد نیست و اگر آیت مقترحه‌ای را بیاوری همچنان مُنقاد نمی‌شود و با عذری دیگر عذر می‌آورد و آیت دیگری را اقتراح (خواستار شدن) می‌کند و این قطع بر اطماع مؤمنین از اتّباع اهل کتاب از آنان است]، و تو تابع قبلهٔ آنان نیستی {قطع بر اطماع آنها است از متابعت او (ص) از قبلۀ آنها، زیرا آنان ‌گفتند: اگر تو بر قبلۀ ما ثابت بودی البتّه امیدوار می‌شدیم که تو صاحب ما می‌باشی که منتظرش هستیم}، و بعض آنان [مانند نصاری] تابع قبلهٔ بعضی دیگر [مانند یهود] نیستند، و محقّقاً اگر تو بعد از آنکه علمی نزدت آمد از هوا‌های آنان تبعیّت کنی {خطاب بر او (ص) است، و مقصود امّت او (ص) است مانند آنچه که سابق آن است زیرا مؤمنان برای رغبتشان در اسلام آوردن اهل کتاب، دوست داشتند که رسول خدا (ص) بر قبلۀ آنان باقی می‌بود تا آنکه اسلام بیاورند}، همانا آنوقت البتّه تو از ستمکاران خواهی بود {قطع بر اطماع مؤمنان از بقای او (ص) بر قبلۀ آنان و اتّباع او (ص) از اهواء آنان است}

- ترجمه سلطانی

و محقّقاً اگر هر نشانه‌ای را برای اهل کتاب بیآوری از قبلهٔ تو تبعیّت نمی‌کنند، و تو تابع قبلهٔ آنان نیستی، و بعضی از آنان تابع قبلهٔ بعضی دیگر نیستند، و محقّقاً اگر تو بعد از آنکه علمی نزدت آمد از هواهای آنان تبعیّت کنی، همانا آنوقت البتّه تو از ستمکاران خواهی بود

- ترجمه راستین

و تو (ای پیغمبر) اگر هر قسم معجزه برای اهل کتاب بیاوری پیرو قبله تو نشوند و تو نیز تبعیت از قبله آنان نخواهی کرد و بعضی ملل تابع قبله برخی دیگر نشوند، و اگر تو تابع دلخواه و هوسهای جاهلانه آنها شوی بعد از آنکه از جانب خدا علم یافتی، در این صورت البته از گروه ستمکاران خواهی بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٦ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ

کسانی که به آنها [یعنی به احبار (علماء) آنها] کتاب دادیم [محمّد یا تحویل] او [در نمازش به سوی قبلهٔ دیگر] را می‌شناسند همانطور که فرزندانشان را [در منازلشان] می‌شناسند [به حیثی که شکّ و ریب بر آنها ممکن نمی‌شود] و همانا گروهی از آنان [برای محض لجاجت با حقّ دشمنی می‌ورزند] البتّه حقّ را کتمان می‌کنند و (حال آنکه) آنها [حقّ را یا این را که محمّد (ص) نبیّ است] می‌دانند

- ترجمه سلطانی

کسانی که به آنها کتاب دادیم او را می‌شناسند همانطور که فرزندانشان را می‌شناسند و همانا گروهی از آنان البتّه حقّ را کتمان می‌کنند و (حال آنکه) آنها می‌دانند

- ترجمه راستین

گروهی که ما بر آنها کتاب فرستادیم، (محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و حقّانیّت) او را به خوبی می‌شناسند همان گونه که فرزندان خود را، و لکن گروهی از آنان (از راه عناد) حق را کتمان می‌کنند در صورتی که علم به آن دارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٧ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ

که این حقّ از پروردگار تو است و [تو] هرگز از تردید کنندگان مباش

- ترجمه سلطانی

که این حقّ از پروردگار تو است و هرگز از تردید کنندگان مباش

- ترجمه راستین

حق همان است که از طرف خدا به سوی تو آمد، پس هیچ شبهه به دل راه مده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٨ وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

و برای هر کسی وجهی (قبله‌ای) هست که او روی کننده به آن است، پس در کارهای خوب از یکدیگر پیشی بگیرید {و در امر قبله به گفتار و به تأویل آن مشغول نشوید، ردّ بر کسانی مانند عامّه است که ولایت و توجّه نفوس به قلب و صاحب قلب را انکار کرده‌اند، و ترغیب است در توجّه از جهات نفسانیّهٔ فانیّه به جهت قلبیّهٔ اخرویّهٔ ولویّهٔ باقیّه، و معنی می‌دهد هر صنفی یا فردی وجهى دارد که به آن توجّه می‌کند و هیچکدام از شما از توجّه کردن به جهتی از جهات منفک نمی‌شود، پس، توجّه کنید به آنچه که به شما نفع می‌رساند و با شما باقی می‌ماند و آن جهت قلب است که توجّه کردن به آن ممکن نمی‌شود مگر با قبول ولایت، پس در ولایت سبقت جوئید که آن اصل جمیع خیرات است}، هر کجا که باشید خداوند شما را جمیعاً خواهد آورد همانا خداوند به هر چیزی توانا است [و با اختلاف شما در مکان و مقام بر جمع کردن شما در مکانی واحد و مقامی واحد و محشری واحد قدرت دارد]

- ترجمه سلطانی

و برای هر کسی وجهی (قبله‌ای) هست که او روی‌کننده به آن است، پس در کارهای خوب از یکدیگر پیشی بگیرید، هر کجا که باشید خداوند شما را جمیعاً خواهد آورد همانا خداوند به هر چیزی توانا است

- ترجمه راستین

هر کسی را راهی است به سوی حق که بدان راه یابد (یا قبله‌ای است که به آن روی آورد) پس بشتابید به خیرات که هر کجا باشید همه شما را خداوند (به عرصه محشر) خواهد آورد و محققا خدا بر همه چیز تواناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٩ وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ

و [برای سفر در شهرها و برای حرکت در شئون و تقلّب (برگردان شدن) در احوال] از جایی که خارج شدی پس رویت را به طرف مسجد الحرام بگردان و همانا آن البتّه به عنوان حقّ (ثابت) از پروردگارت است [یا حقّى است که آن غیر باطل است] و خداوند از آنچه که عمل می‌کنید غافل نیست

- ترجمه سلطانی

و از جایی که خارج شدی پس رویت را به طرف مسجد الحرام بگردان و همانا آن البتّه به عنوان حقّ از پروردگارت است و خداوند از آنچه که عمل میکنید غافل نیست

- ترجمه راستین

و از هر کجا و به سوی هر دیار بیرون شدی (در نماز) روی به طرف کعبه آور، و این دستور قبله بر وجه صواب و به امر خداست و خدا از کار شما غافل نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٠ وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ

و از جایی که خارج شدی پس رویت را به سوی مسجد الحرام بگردان و هر جایی که باشید پس رویتان را به سوی آن بگردانید تا مبادا مردم بر زیان شما حجّتی داشته باشند مگر کسانی از ایشان که ظلم کردند {ظلم به معنی وضع (قرار دادن) شیء در غیر موضع خود است} {زیرا آنان حجّت باطلی علیک (بر تو) وارد می‌کنند همان که: اگر نماز به سوی بیت المقدّس باطل باشد، حتماً نماز آنها در مدّت گذشته باطل بوده، و اگر صحیح بوده حتماً نماز آنها به سوی کعبه باطل می‌باشد} و از آنها نترسید [چون حجّتشان داحضه (واهی، بی اعتبار) است و مطاعنشان (طعنه‌هایشان) ضارّه (ضرررسان) نیست] و از من بترسید [و نظر به امر و نهی من بکنید و به غیر من نظر نکنید] و تا [با اقبال شما به سوی کعبه که آن ظهور قلب و صورت او است] نعمتم را بر شما تمام کنم و به این ترقّب که شما هدایت شوید

- ترجمه سلطانی

و از جایی که خارج شدی پس رویت را به سوی مسجد الحرام بگردان و هر جایی که باشید پس رویتان را به سوی آن بگردانید تا مبادا مردم حجّتی بر زیان شما داشته باشند مگر کسانی از ایشان که ظلم کردند و از آنها نترسید و از من بترسید و تا نعمتم را بر شما تمام کنم و به این ترقّب که شما هدایت شوید

- ترجمه راستین

و از هر جا و به هر دیار بیرون شدی روی به جانب کعبه کن و شما مسلمین هم به هر کجا بودید روی بدان جانب کنید تا مردم به حجّت و مجادله بر شما زبان نگشایند-جز گروه ستمکار (معاند) که از (جدل و گفتگوی) آنان هم نیندیشید و از (نافرمانی) من بترسید-و تا نعمت و رحمتم را برای شما به حد کمال رسانم، و باشد که (به طریق صواب) راه یابید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥١ كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ

همانطور که رسولی را از شما [که در جسد و بشریّت مشابه با شما است، نه از غیر شما از اصناف ملائکه] به میان شما ارسال کردیم، [او] آیات [تدوینی] ما را بر شما می‌خواند و شما را [از اخلاق رذیله و نقائص بشری] پاک می‌کند [یا با تأسیس آداب نظافت شما را بر طهارت از نجاسات شرعی و ادناس (چرک‌ها) عرفی وامی‌دارد، یا در ذات شما و صفات شما، شما را نمو می‌دهد، یا شما را به تأدیهٔ زکات اموالتان و ابدانتان حمل (وادار) می‌کند، یا شما را اصلاح می‌کند و شما را متنعّم قرار می‌دهد، یا شما را بر امور آخرت تشنه می‌کند] و به شما کتاب و حکمت می‌آموزد و [از امور غیبی] آنچه که هنوز [با قوّت بشری] ندانسته‌اید را به شما تعلیم می‌دهد

- ترجمه سلطانی

همانطور که رسولی را از شما به میان شما ارسال کردیم، (او) آیات ما را بر شما می‌خواند و شما را پاک می‌کند و به شما کتاب و حکمت میآموزد و به شما تعلیم می‌دهد آنچه را که هنوز ندانسته‌اید

- ترجمه راستین

چنانکه در میان شما رسولی از خودتان فرستادیم که آیات ما را برای شما تلاوت می‌کند و نفوس شما را (از پلیدی جهل) پاک و منزّه می‌گرداند و به شما تعلیم کتاب و حکمت می‌دهد و آنچه را نمی‌دانید به شما می‌آموزد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٢ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ

پس [جهراً (با صدا) و دون جهر (بدون صدا) با زبان و به جنان به سرّ و هنگام فعال (عمل) با تذکر (یادآوری) امر و نهی و هنگام نعمت با شکر] مرا یاد کنید {ذِکر، حفظ شیء است در خاطر و در جاری کردن آن بر زبان و در صیت (آوازه) و شرف استعمال می‌شود، ذکر لسانی (ذکر جلّی) جاری کردن مذکور با اسماء او و اوصاف او بر زبان است، ذکر قلبی (ذکر خفی) که آن مصطلح صوفیّه است و آن ایضاً تذکر ذاکر بر مذکور است، و ذکر نفسی تذکر مذکور در نفس است، و تذکّر مذکور هنگام هر فعل و نعمت است با تذکر امر او و نهی او و شکر او قسم دیگری از ذکر است. ذکر لسانی و قلبی چون آن دو از عبادات می‌باشند و عبادات لابدّ از اخذ آن از صاحب اجازهٔ شرعیّه هستند، و الّا وقتی که عابد مجاز نباشد مقبول نمی‌باشد، چه موافق باشد یا مخالف، چنانکه در فقه تقریر شده که وقتی که از صاحب اجازه اخذ نشوند آن دو اثر نداشته باشند بلکه می‌گوییم: که شیطان البتّه مترصّد عابد است و ذاکر غیر آخذ (اخذ کننده) از صاحب اجازه، پس اسماء الهیّهٔ جاری شده بر زبانش را از معنای آنها خالی می‌کند و خودش را در آنها قرار می‌دهد، آنگاه ذاکر، ذاکر شیطان می‌گردد و (حال آنکه) او می‌پندارد که او ذاکر خدا است و زبانش را به الفاظی می‌چرخاند که گمان می‌کند که آنها اسماء خدا هستند، و (حال آنکه) آنها اسماء خدا نیستند، بلکه آنها اسماء شیطان هستند پس با ذکر از باب رحمان طرد می‌شود و (حال آنکه) او می‌پندارد که او صُنع خوبی انجام می‌دهد} تا شما را یاد کنم و مرا شکر کنید {شکر، ملاحظهٔ انعام مُنعم است در نعمت، و ملاحظهٔ حقّ مُنعم است در انعام، و ملاحظهٔ حقّ مُنعم در اِنعام و در نعمت، صرف نعمت بر آنچه که آن به خاطر آن انعام شده را لازم می‌نماید} و به [نِعَم] من کفران (ناسپاسی) نورزید {کفر به نعم، پوشیده نگهداشتن انعام و حقّ مُنعم در نعمت است}

- ترجمه سلطانی

پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا شکر کنید و به من کفران (ناسپاسی) نورزید

- ترجمه راستین

پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکر نعمت من به جای آرید و کفران نعمت من نکنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٣ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید [در ذکر من و شکر من یا در جملهٔ آنچه که در آیات اخیر ذکر شد، یا در جملهٔ آنچه که همّت می‌گمارید، از معاشتان و معادتان و جملهٔ آنچه که شما را اندوهناک می‌کند و بی‌تاب می‌نماید] از صبر و نماز استعانت (مدد) بجوئید همانا خداوند با شکیبایان است {اشاره به معیّت رحیمیّهٔ خاصّه به خواصّ مؤمنین است نه معیّت رحمانیّهٔ قیّومی حاصله برای همهٔ موجودات و نه معیّت رحیمیّهٔ عامّه برای هر مؤمن بایع (بیعت کننده) با ولیّ امرش و برای هر مسلم بایع با نبیّ وقتش، زیرا انسان هر چه قُربش به خداوند زیاد شود، با او معیّت دیگری غیر معیّت اوّلش بر خداوند حاصل می‌شود}

- ترجمه سلطانی

ای کسانی که ایمان آورده‌اید (در ذکر من و شکر من) از صبر و نماز استعانت بجوئید (کمک بگیرید) همانا خداوند با شکیبایان است

- ترجمه راستین

ای اهل ایمان، (در پیشرفت کار خود) از صبر و مقاومت کمک گیرید و به ذکر خدا و نماز توسّل جویید که خدا با صابران است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٤ وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَٰكِنْ لَا تَشْعُرُونَ

و به کسی که در راه خدا کشته می‌شود نگوئید که مرده است {هر عملی که انسان با آن به خدای تعالی منتهی شود پس آن سبیل الله (راه خدا) است، و هر آنچه که به آن به شیطان منتهی شود، پس آن سبیل شیطان است}، بلکه زنده است و لکن نمی‌فهمید [برای اینکه حیات آنان حیات اخروی است و شعور شما دنیوی است و سنخیتی بین مدارک دنیویّه و مدرکات اخرویّه نیست]

- ترجمه سلطانی

و به کسی که در راه خدا کشته می‌شود نگوئید که مرده است، بلکه زنده است و لکن نمی‌فهمید

- ترجمه راستین

و به آنان که در راه خدا کشته شوند مرده نگویید، بلکه زنده ابدی هستند و لیکن همه شما این حقیقت را درنخواهید یافت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٥ وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ

و البتّه شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و نقص در اموال و انفس و ثمره‌ها می‌آزماییم و به صبر کنندگان بشارت بده

- ترجمه سلطانی

و البتّه شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و نقص در اموال و انفس و ثمره‌ها می‌آزماییم و بشارت بده به صبر کنندگان

- ترجمه راستین

و البته شما را به پاره‌ای از سختی‌ها چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم، و صابران را بشارت و مژده بده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٦ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

کسانی که وقتی مصیبتی به آنها اصابت می‌نماید [با زبان ابدانشان و احوالشان] می‌گویند ما برای خداییم و ما [در منتهی] به او مراجعت کننده‌ایم {و چون مصائب وارده بر انسان می‌باشد نه به مداخلهٔ نفس او و اختیار او در آن تا مآرب نفسانیش را غایت آن قرار دهد نمونهٔ اجر آن برای او، از کسر انانیّت او وکبریای او و تضرّع به پروردگارش و التجاء به او و قرب به او مشهود است به خلاف عبادات که انسان آن را به اختیار خود عمل می‌کند و در آن به اغراض نفس خویش نظر می‌کند پس این است که او در آن اجر و قرب و لذّتی نمی‌یابد}

- ترجمه سلطانی

کسانی که وقتی مصیبتی به آنها اصابت می‌نماید می‌گویند ما برای خداییم و ما به او مراجعت کننده‌ایم

- ترجمه راستین

آنان که چون به حادثه سخت و ناگواری دچار شوند (صبوری پیش گرفته و) گویند: ما به فرمان خدا آمده‌ایم و به سوی او رجوع خواهیم کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٧ أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ

برای آنان از پروردگارشان درودها بر آنها و رحمت هست و آنان همان هدایت یافتگان [به آنچه که شایسته‌اند که به آن هدایت شوند، یا به تسهیل مصیبت با تسلیم شدن بر امر خداوند] هستند

- ترجمه سلطانی

برای آنان از پروردگارشان درودها و رحمت بر آنها هست و آنان همان هدایت یافتگان هستند

- ترجمه راستین

آن گروهند که مخصوص به درود و الطاف الهی و رحمت خاص خدایند و آنها خود هدایت یافتگانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٨ إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ

همانا [دو کوه] صفا و مروه [در مکّه] از شعائر (علامات) الهی هستند پس کسی که حجّ بیت کند یا عمره بجا آورد {حجّ در لغت، قصد و کفّ (خودداری) و قدوم (آمدن) و تردّد و قصد مکّه برای نسک (آنچه که بدرگاه خداوند متعال اهداء شود) است، و عمره زیارت است و هر دو در شرع اسم مناسک مخصوصی هستند} پس گناهی بر او نیست که به آن دو طواف کند و کسی که به عنوان خیر تطوّع (انجام کاری به قصد نیکی و عبادت) کند پس همانا خداوند [به او به خیر جزاء می‌دهد، برای اینکه او] شکرگزارنده [است که عمل خیر بندگان را بلاجزاء رها نمی‌کند] و دانا است [که عمل عاملی از او ناپدید نمی‌شود]

- ترجمه سلطانی

همانا صفا و مروه از علامات الهی است پس کسی که حجّ بیت کند یا عمره بجا آورد پس گناهی بر او نیست که به آن دو طواف کند و کسی که به عنوان خیر تطوّع (انجام کاری به قصد نیکی و عبادت) کند پس همانا خداوند شکرگزار و دانا است

- ترجمه راستین

سعی صفا و مروه از شعائر دین خداست، پس هر کس حجّ خانه کعبه یا اعمال مخصوص عمره به جای آورد باکی بر او نیست که سعی صفا و مروه نیز به جای آرد، و هر کس به راه خیر و نیکی شتابد (خدا پاداش وی خواهد داد که) خدا قدردان و (به همه امور خلق) عالم است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٩ إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ

همانا کسانی که آنچه از بیّنات و هدایت [مطلق که همان ولایت علی (ع) است زیرا او حقیقت هدایت است، و هر چه که بر ولایت دلالت می‌کند پس آن به اعتبار منتهی شدنش به هدایت مطلق به عنوان هدایت است] را نازل کردیم، بعد از آنکه آن [هدایت که همان ولایت علی (ع) است] را در کتاب [قرآن و اخبار] برای مردم بیان کردیم کتمان می‌کنند خداوند آنها را لعنشان می‌کند و لعن کنندگان آنها را لعن می‌کنند

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که آنچه از بیّنات و هدایت را نازل کردیم، بعد از آنکه آن را در کتاب برای مردم بیان کردیم کتمان می‌کنند خداوند آنها را لعنشان می‌کند و لعن کنندگان آنها را لعن می‌کنند

- ترجمه راستین

آن گروه (از علمای اهل کتاب) که آیات واضحه و هدایتی را که فرستادیم کتمان نمایند بعد از آنکه آن را برای (هدایت) مردم در کتاب آسمانی بیان کردیم، آنها را خدا و تمام لعن کنندگان (از جن و انس و ملک) نیز لعن می‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٠ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَٰئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

مگر کسانی که [از کتمان کردن] توبه کردند و [با جبران آنچه که آن را افساد کرده‌اند] اصلاح کردند و [آنچه آن را کتمان کرده بودند] بیان کردند پس به آنان، بر ایشان توبه (التفات) می‌کنم و من بسیار توبه (التفات) کننده و مهربان هستم

- ترجمه سلطانی

مگر کسانی که توبه کردند و اصلاح کردند و بیان کردند پس به آنان، بر ایشان توبه (التفات) می‌کنم و من بسیار توبه کننده و مهربان هستم

- ترجمه راستین

مگر آنهایی که توبه کردند و به اصلاح مفاسد اعمال خود پرداختند و بیان کردند (آنچه را که کتمان کردند) ، پس توبه اینان را می‌پذیرم که منم توبه پذیر و مهربان.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦١ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ

همانا کسانی که کفر ورزیدند و مردند و (در حالی که) آنها کافر بودند [یعنی همانا کفّار حین مرگ و ظهور علی (ع) بر آنان ولایت بر آنان عرضه می‌شود پس بعض آنان قبول می‌نمایند، و بعض آنان ردّ می‌کنند، پس حال کافر را بعد مرگ نداند مگر مطّلع بر خفایای احوال، پس لعن کافر بعد مرگ او جایز نیست، مگر برای کسی که حال او را می‌داند، و مگر بر کسی که جواز لعن او را از کسی که حال او را می‌داند شنیده است] لعنت (دوری) خداوند و ملائکه و مردم بر آنها همگی بر آنان است

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که کفر ورزیدند و مردند و (در حالی که) آنها کافر بودند آنان، لعنت خداوند و ملائکه و مردم همگی بر ایشان است

- ترجمه راستین

آنان که کافر شده و به عقیده کفر مردند البته بر آن گروه، خدا و فرشتگان و مردمان همه لعن می‌فرستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٢ خَالِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ

در آن (لعنت یا در آتش جهنّم) ماندگارند، عذاب از آنها خفیف نمی‌شود و آنان منتظر (مهلت داده) نمی‌شوند [یا به آنان نظر نمی‌شود]

- ترجمه سلطانی

در آن ماندگارند، عذاب از آنها خفیف نمی‌شود و آنان منتظر (مهلت داده، نظر) نمیشوند

- ترجمه راستین

همیشه در جهنم (به عذاب و شکنجه) باشند، نه بر آنان تخفیف عذاب دهند و نه به نظر رحمت بنگرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٣ وَإِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُ

و خدای شما خدایی یکتا است هیچ خدایی جز او نیست [یعنی سوای او مستحقّ عبادت شدن نیست تا برای غیر شما معبود باشد یا شما را از خدایتان دفاع (حمایت) کند] رحمان {به معنی مفیض (فیض دهنده) بر وجود اشیاء همگی و مبقی (بقاء دهنده) به آنها و معطی (عطاء کننده) به آنچه که در بقائشان به آن احتیاج دارند است} و رحیم {به معنی مفیض بر کمالات اختیاریّهٔ بشریّه} است

- ترجمه سلطانی

و خدای شما خدایی یکتا است هیچ خدایی جز او نیست رحمان و رحیم است

- ترجمه راستین

و خدای شما، خدای یکتاست، نیست خدایی مگر او که بخشاینده و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٤ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ

همانا در خلق آسمان‌ها و زمین و آمد و رفت شب و روز و کشتی که در دریا جریان می‌یابد به آنچه که به مردم نفع می‌رساند و آنچه از آب که خداوند از آسمان (از جهت فلک یا از جهت علو) فرو فرستاد و زمین را بعد مرگش با آن [یعنی با تهییج قوای آن و رویانیدن گیاهان آن و برگ دادن درختان آن] زنده کرد و در آن از هر جنبنده‌ای [از حشرات و اَنعام و سِباع و اصناف انسان] پراکند و گرداندن بادها و ابر که بین آسمان و زمین فرمانبر است البتّه نشانه‌هایی هست [دالّ بر صانع علیم حکیم قادر رحمان رحیم که از علم او چیزی شاذّ نمی‌شود] برای قومی که تعقّل می‌کنند [یعنی با عقول درک می‌کنند نه با مدارک حیوانی، یا برای قومى که عاقل گشتند، نه برای غیر عقلاء از کسانی که مانند انعام هستند یا گمراهتر (پست‌تر) هستند، زیرا عاقل دقایق حِکم مودعه در آنها و اسباب آنها و مسبّبات آنها از اشیاء را درک می‌نماید نه غیر او]

- ترجمه سلطانی

همانا در خلق آسمان‌ها و زمین و آمد و رفت شب و روز و کشتی که در دریا جریان می‌یابد به آنچه که به مردم نفع می‌رساند و آنچه از آب که خداوند از آسمان فرو فرستاد و زمین را بعد از مرگش با آن زنده کرد و در آن از هر جنبنده‌ای پراکنده کرد و گرداندن بادها و ابر که بین آسمان و زمین فرمانبر است البتّه نشانه‌هایی هست برای قومی که تعقّل می‌کنند

- ترجمه راستین

محققا در خلقت آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز، و کشتی‌ها که بر روی آب برای انتفاع خلق در حرکت است، و بارانی که خدا از بالا فرو فرستاد تا به آن آب، زمین را بعد از مردن زنده کرد و سبز و خرّم گردانید، و در پراکندن انواع حیوانات در زمین، و گردانیدن بادها (به هر طرف) و در خلقت ابر که میان زمین و آسمان مسخّر است، در همه این امور ادلّه‌ای واضح برای عاقلان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٥ وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ

و از مردم کسانی از غیر خداوند همتایانی (رؤسای خود از منافقان امّت) را اتّخاذ می‌کنند [و معنی می‌دهد: از مردم، کسانی هستند که همتایانی برای ولیّ امر اتّخاذ می‌کنند، در حالی که انداد بعضاً از غیر خدای تعالی در مظهر او هستند، یا کسانی که بدون اذن خداوند همتایانی را، یا بدون اذن خداوند همتایانی برای خداوند در مظهر او اتّخاذ می‌کنند] که آنها را آنطور که خداوند باید دوست داشته شود دوست می‌دارند، و (حال آنکه) کسانی که [با بیعت خاصّهٔ ولویّه و قبول دعوت باطنه] ایمان آورده‌اند دوستی شدیدتری [در مظهر او که همان علی (ع) است] به خداوند دارند، و اگر کسانی که [به نفس خویش با منع آن از حقوقش که آن تسلیم شدن بر ولایت و قبول و تأثّر از آن و اتّباع ولیّ امر و استنارت (روشن شدن) به نور او است] ظلم کردند [می‌توانستند] ببینند آنوقت را که عذاب را می‌بینند [خواهند دانست] که قوّت جمیعاً برای خداوند است و همانا خداوند شدید العذاب است

- ترجمه سلطانی

و از مردم کسانی که از غیر خداوند همتایانی اتّخاذ می‌کنند آنها را دوست می‌دارند همانطور که خداوند باید دوست داشته شود و کسانی که ایمان آورده‌اند شدیدترین دوستی را به خداوند دارند و اگر ببینی کسانی که ظلم کردند آنوقت که عذاب را ببینند (خواهند دانست) که قوّت جمیعاً برای خداوند است و همانا خداوند شدید العذاب است

- ترجمه راستین

برخی از مردم (نادان) غیر خدا را همانند خدا گیرند و چنانکه خدا را بایست دوست داشت با آنها دوستی ورزند، لیکن آنها که اهل ایمانند کمال محبّت و دوستی را فقط به خدا مخصوص دارند. و اگر فرقه مشرکین ستمکار وقتی که عذاب خدا را مشاهده کنند ببینند که قدرت خاص خدا است و عذاب خدا بسیار سخت است (از شرک خود سخت پشیمان شوند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٦ إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ

آنوقت کسانی که تبعیّت می‌شدند و (در حالی که) عذاب را دیده‌اند از کسانی که [از آنها] تبعیّت کردند بیزاری می‌جویند و [لیکن] اسباب از آنها قطع شده

- ترجمه سلطانی

آنوقت کسانی که تبعیّت می‌شدند از کسانی که تبعیّت کردند بیزاری جسته‌اند و (در حالی که) عذاب را دیده‌اند و (حال آنکه) اسباب از آنها قطع شده

- ترجمه راستین

هنگامی که بیزاری جویند رؤسا و پیشوایان (باطل) از پیروان خود و عذاب خدا را مشاهده کنند و هر گونه وسیله و اسباب از آنها قطع شود (و روابط باطل به جا نماند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٧ وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا كَذَٰلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ

و کسانی که تبعیّت کردند گفتند ایکاش برای ما بازگشتی [در دنیا] می‌بود پس حتماً [در آنجا] از آنها بیزاری می‌جستیم همانطور که [در اینجا] از ما تبرّی جستند این‌چنین [یعنی مثل نشان دادن اتّباع آنان برای رؤسای مضلّین (گمراه کنندگان) بطور حسرت بر آنها] خداوند [جمیع] اعمال آنان را به شکل حسرت‌هایی بر آنان به آنها نشان می‌دهد و آنان خارج شوندگان از آتش نیستند

- ترجمه سلطانی

و کسانی که تبعیّت کردند گفتند ای‌کاش برای ما بازگشتی می‌بود پس حتماً (در آنجا) از آنها بیزاری می‌جُستیم همانطور که (در اینجا) از ما تبرّی جستند این‌چنین خداوند اعمال آنان را به شکل حسرت‌هایی بر آنان به آنها نشان میدهد و آنان خارج‌شوندگان از آتش نیستند

- ترجمه راستین

و آن پیروان گویند: کاش دیگر بار به دنیا باز می‌گشتیم و از (اطاعت) اینان بیزاری می‌جستیم چنان که اینها (گرهی از کار ما نگشودند و) از ما بیزاری جستند!این گونه خدا، کردار (زشت جاهلانه) آنها را مایه حسرت و پشیمانی آنان کند و آنها از عذاب آتش جهنّم بیرون شدنی نباشند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٨ يَاأَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ

ای مردم از آنچه که در زمین حلال و پاکیزه است بخورید و از گام‌های شیطان [در ترک خوردن و تحرّج (تنگ گرفتن) به طیّبات که شریعت از آن حَظْر (منع) نکرده، یا در خوردن] تبعیّت نکنید همانا او برای شما دشمنی واضح است [یعنی عداوتش ظاهر است یا مُظهر عداوتش است برای کسی که جهت الهیّه داشته باشد نه برای غیر او]

- ترجمه سلطانی

ای مردم از آنچه که در زمین حلال و پاکیزه است بخورید و از گام‌های شیطان تبعیّت نکنید همانا او برای شما دشمنی واضح است

- ترجمه راستین

ای مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه را تناول کنید و پیروی نکنید و ساوس شیطان را، محققا شیطان از برای شما دشمنی آشکار است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٩ إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ

جز این نیست که [شیطان] شما را به بدی و فحشاء (قبایح بزرگ) امر می‌کند و اینکه آنچه را که [حقیقت آن یا اثر آن را که این نافع یا ضارّ است را] نمی‌دانید بر خداوند بگویید [یعنی حرمت یا اباحه در چیزی از ادویه یا اغذیه را به خدای تعالی نسبت بدهید]

- ترجمه سلطانی

جز این نیست که امر می‌کند به شما به بدی و فحشاء و اینکه بر خداوند آنچه را که نمی‌دانید بگویید

- ترجمه راستین

این دشمن است که به شما دستور زشتی و بدکاری می‌دهد و بر آن می‌گمارد که سخنانی از روی جهل و نادانی به خدا نسبت دهید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٠ وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ

و وقتی که به آنها گفته شود از آنچه که خداوند [دربارهٔ ولایت علی (ع)] نازل کرده تبعیّت کنید می‌گویند بلکه [ما] از آنچه که پدرانمان ما را بر آن عادت داده‌اند تبعیّت می‌کنیم، حتّی اگر پدرانشان چیزی را تعقّل نمی‌کردند و هدایت نمی‌شدند

- ترجمه سلطانی

و وقتی که به آنها گفته شود از آنچه که خداوند نازل کرده تبعیّت کنید می‌گویند بلکه از آنچه که پدرانمان ما را بر آن عادت داده‌اند تبعیّت می‌کنیم، حتّی اگر پدرانشان چیزی را تعقّل نمی‌کردند و هدایت نمی‌شدند

- ترجمه راستین

و چون کفار را گویند: پیروی از شریعت و کتابی که خدا فرستاده کنید، پاسخ دهند که ما پیرو کیش پدران خود خواهیم بود. آیا بایست آنها تابع پدران باشند گر چه آن پدران بی‌عقل و نادان بوده و هرگز به حق و راستی راه نیافته باشند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧١ وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ

و مَثَل کسانی که کفر ورزیده‌اند [که آنها گفتند: بلکه از آنچه که پدرانمان ما را بر آن عادت داده‌اند تبعیّت می‌کنیم و حال آنکه آنان در عدم هُشیاری مانند بهائم هستند یا پدرانشان مانند بهائم هستند] مانند مَثَل کسی است که بانگ می‌زند به آنچه [غیر ذوی العقول از حیوان] که جز دعاء (هین) و نداء (هُش) نمی‌شنود، کر و لال و کور هستند و آنها [برای تنزّلشان به مقام مدارک حیوانی و سّد کردن آنها روزن‌های به سوی عقل خود را] تعقّل نمی‌کنند

- ترجمه سلطانی

و مَثَل کسانی که کفر ورزیده‌اند مانند مَثَل کسی است که بانگ می‌زند به آنچه (غیر ذوی العقول از حیوان) که جز دعاء (هین) و نداء (هُش) نمی‌شنود، کر و لال و کورند و آنها تعقّل نمی‌کنند

- ترجمه راستین

و مثل کافران (در شنیدن سخن انبیاء و درک نکردن معنای آن) چون حیوانی است که آوازش کنند و او از آن آواز (معنایی درک نکرده و) جز صدایی نشنود، کفّار هم (از شنیدن و دیدن حق) کر و گنگ و کورند، زیرا تعقل نمی‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٢ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید از پاکیزه‌ها از آنچه که روزی شما کرده‌ایم بخورید و خداوند را شکر کنید [یعنی نعمت را در وجه آن صرف کنید] که تنها او را عبادت کرده باشید {یعنی شایسته است که مؤمن عبادتش مقصور بر معبودش باشد، و در عبادتش به غیر او نظر نکند از رضا و قرب و نعیم و خلاصی از جحیم و اغراض مباح فانی و اغراض فاسدهٔ محرّمه از ریا و سُمعه (خود نیک نمایاندن) و مناصب و جاه و تحبّب (محبوب شدن) نزد مردم و غیر آن}

- ترجمه سلطانی

ای کسانی که ایمان آورده‌اید از آنچه که روزی شما کرده‌ایم از پاکیزه‌ها بخورید و خداوند را شکر کنید که تنها او را عبادت کرده باشید

- ترجمه راستین

ای اهل ایمان، روزی حلال و پاکیزه‌ای که ما نصیب شما کرده‌ایم بخورید و شکر خدا به جای آرید اگر شما خالص خدا را می‌پرستید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٣ إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ

جز این نیست که مردار و خون و گوشت خوک و آنچه که آن برای غیر خداوند خوانده شود (آنچه که اسم غیر خدا بر آن ذکر شود) را بر شما حرام کرد [نه آنچه که شما به اهوایتان از آنچه که نهی از خدا به آن وارد نشده را حرام کردید] پس کسی که [به چیزی از این محرّمات] ناچار شد [در حالی که] نافرمان و تعدّی کننده نیست پس [در خوردن از اینها] بر او گناهی نیست همانا خداوند بسیار آمرزنده [است، آنچه که آن نقص و شین برای شما است را بر شما می‌پوشاند] و مهربان است [که با اذن دادن در مخمصه که آنچه که آن را در غیر آن بر شما حرام کرده است مرتکب شوید به شما رحم می‌کند]

- ترجمه سلطانی

جز این نیست که مردار و خون و گوشت خوک و آنچه که آن برای غیر خداوند خوانده شود را بر شما حرام کرده پس کسی که ناچار شد (در حالی که) نافرمان و تعدّی‌کننده نیست پس (در خوردن از اینها) بر او گناهی نیست همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است

- ترجمه راستین

به تحقیق، خدا حرام گردانید بر شما مردار و خون و گوشت خوک را و آنچه را که به اسم غیر خدا کشته باشند، پس هر کس که به خوردن آنها محتاج و مضطر شود در صورتی که به آن تمایل نداشته و (از اندازه رمق) تجاوز نکند گناهی بر او نخواهد بود (که به قدر احتیاج صرف کند که) محققا خدا آمرزنده و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٤ إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

همانا کسانی که آنچه که خداوند از کتاب نازل کرده را پنهان می‌دارند {مقصود یا منافقان امّت و اسقاط (انداختن، ساقط کردن) آنها از کتاب، مناقب علی (ع) و مثالب (معایب، زبونی‌ها) احزاب آنها است، یا مراد اعمّ از اهل کتاب و منافقان امّت است} و آن را به بهایی اندک [از اعراض دنیوی و اعتباری و اغراض نفسانی از تبسّط و جاه و تحبّب (دوستی جستن) و غیر آن] می‌فروشند آنها جز آتش به درونشان نمی‌خورند (فرو نمی‌برند) [یعنی با خوردن از اعواضی (عوض‌هایی) که آنها به آنچه که نازل شده اخذ می‌کنند را داخل نمی‌کنند] و خداوند در روز قیامت با آنان سخن نخواهد گفت و آنها را تزکیه (پاک) نمی‌کند [یا بر آنها ثناء نمی‌کند به اینکه آنها ازکیاء (پاک شدگان) هستند، یا بر آنان انعام نمی‌دارد] و آنان عذابی دردناک دارند

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که آنچه که خداوند از کتاب نازل کرده را پنهان میدارند و آن را به بهایی اندک میفروشند آنها نمی‌خورند (فرو نمی‌برند) به درونشان جز آتش و خداوند در روز قیامت با آنان سخن نخواهد گفت و آنها را تزکیه (پاک) نمی‌کند و آنان عذابی دردناک دارند

- ترجمه راستین

آنان که پنهان دارند آیاتی از کتاب آسمانی را که خدا فرستاده بود و آن را به بهای اندک فروشند، جز آتش جهنّم در شکم نمی‌برند و در قیامت خدا با آنها سخن نگوید و (از پلیدی عصیان) پاکشان نگرداند، و هم آنان را در قیامت عذابی دردناک خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٥ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَىٰ وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ

آنان کسانی هستند که [در دنیا] گمراهی را به جای هدایت [یعنی ضلالت را که همان ملک شیطان است با هدایت استبدال (طلب تبدیل کردن، جایگزین) کردند که در دنیا برای آنها به عنوان ملک بود]، و عذاب را به جای مغفرت [در آخرت] خریده‌اند پس چه چیز آنها را به صبر بر آتش [یعنی بر فعلی که آنها را در آتش داخل می‌کند و آنها را در آن باقی می‌دارد] واداشت؟

- ترجمه سلطانی

آنان کسانی هستند که گمراهی را به جای هدایت و عذاب را به جای مغفرت خریده‌اند پس چه صبورند بر آتش؟

- ترجمه راستین

آنها همان گروهند که اختیار کردند گمراهی را به جای هدایت، و عذاب را به جای آمرزش، پس چقدر بر آتش جهنم سخت جان و پرطاقتند!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٦ ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ

آن [مذکور از حکم بر کاتمان (کتمان کنندگان) آنچه که خداوند نازل کرده با ادخال (داخل کردن) در آتش و عدم سخن گفتن خداوند با آنان و عدم تزکیت آنها و ثبوت عذاب الیم برای آنها و استبدال ضلالت با هدایت و عذاب با مغفرت] به (سبب) این است که خداوند کتاب را به (سبب) حقّ [مخلوقٌ به و همان مشیّتی که اشیاء به آن خلق ‌شدند، یا متلبّس به «حقّ موصوفاً به» است، یا به «حقّ مقارناً له»] نازل کرد [پس کاتم (کتمان کننده) بر او کاتم بر حقّ و مستحقّ بر آنچه که ذکر شد است] {مراد از کتاب احکام نبوّت است، و تورات و انجیل و قرآن صورت آن هستند} و همانا کسانی که [برای استنباط احکام شرعی و برای اینکه قیاس کنند آنچه را که در آن نمی‌باشد به آنچه که آن را در آن می‌یابند] در کتاب اختلاف (تردید) کرده‌اند {مراد از کتاب احکام نبوّت است، و تورات و انجیل و قرآن صورت آن هستند} البتّه در شقاق (چند دستگی و مخالفت) دوری هستند [یا البتّه در عناد با شما و دشمنی هستند]

- ترجمه سلطانی

آن به (سبب) این است که خداوند کتاب را به (سبب) حقّ (مخلوقٌ به) نازل کرد و همانا کسانی که در کتاب اختلاف کرده‌اند البتّه در شقاق (چند دستگی و مخالفت) دوری هستند

- ترجمه راستین

این عذاب از آن روست که خدا کتاب آسمانی را به راستی فرستاد و گروهی که در آن اختلاف و مکابره کردند در اختلافی دور (از حق) خواهند بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای