حزب شمارهٔ ۵۶


سورهٔ ۱۶- النحل

٩٠ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ

همانا خداوند به عدالت {«عدل» توسّط (وسط بودن، میانه‌روی) بین دو طرف افراط و تفریط در جملهٔ امور، یا وضع هر چیزی در موضع خود است، و آن با معرفت تفاصیل اشیاء در مراتب آنها و مقامات آنها و دقایق استحقاقات آنها بحسب تعیّناتشان و اعطاء هر کدام آنچه که بحسب اقتضاء طبایعشان در تکوینیّات و اقتضاء افعالشان در تکلیفیّات استحقاقش را دارند حاصل می‌شود، و آن سیاسات و اجرای حدود و امر به معروف و نهی از منکر و تهدید مُعْرِض (اعراض کننده) و ترغیب راغب (رغبت کننده) را اقتضاء می‌کند و این شأن صدر و قلب از دو جهت خلقیّهٔ آنها است در حالی که آن دو، دو مستنیر به نور رسالت و نبوّت با اتّصاف به آن دو یا با اتّصال به آن دو هستند} و احسان [به معنی دارندهٔ حُسن گشتن انسان، یا رسانیدن معروف با اغماض نظر از استحقاق] و بخشش به خویشاوندان امر می‌کند و از فحشاء [یعنی فعلی که عقلاء یعنی اصحاب شرع آن را بدون اعتبار تعدّی به غیر در مقابل عدل فاحش می‌شمارند] و منکر [فعل متعدّی به غیر که شارعان آن را ضدّ معروف مقابل احسان قبیح می‌شمارند] و بغی [به معنی ستم، تجاوز، دست درازی به مردم یا خروج از طاعت عقل و عدم انقیاد بر «ذِی الْقُرْبى»] نهی می‌کند، به شما وعظ (نصیحت) می‌کند [و آنچه را که به شما نفع می‌رساند و به شما ضرر می‌زند بطور واضح بیان می‌نماید] راقباً به اینکه شما متذکّر شوید (پند بگیرید)

- ترجمه سلطانی

همانا خداوند به عدالت و احسان و بخشش به خویشاوندان امر می‌کند و از فحشاء و منکر و ستم (تجاوز) نهی می‌کند، به شما وعظ (نصیحت) می‌کند راقباً به اینکه شما متذکّر شوید (پند بگیرید)

- ترجمه راستین

همانا خدا (خلق را) فرمان به عدل و احسان می‌دهد و به بذل و عطاء خویشاوندان امر می‌کند و از افعال زشت و منکر و ظلم نهی می‌کند و به شما پند می‌دهد، باشد که موعظه خدا را بپذیرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩١ وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلَا تَنقُضُوا الْأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ

و وقتی که عهد می‌بندید به عهد خداوند [همان عهد مأخوذ در بیعت عامّهٔ نبویّهٔ اسلامی یا بیعت خاصّهٔ ولویّهٔ ایمانی] وفا کنید و سوگندها [همان عهود مأخوذه با بیعت] را بعد استوار کردن آنها [یعنی بیعت نبویّه را بعد توکید (استوار کردن) آن با بیعت ولویّه] نقض نکنید و (در حالی که) خداوند را علیکم (بر خود) کفیل قرار داده‌اید [یعنی خداوند را بواسطهٔ کفالت او برای امورتان در این بیعت که مؤکده (تأکید شده، عهد استوار شده) با بیعت ولویّه است رقیب (نگهبان) بر خود قرار داده‌اید] همانا خداوند می‌داند آنچه را که انجام می‌دهید

- ترجمه سلطانی

و وقتی که عهد می‌بندید به عهد خداوند وفا کنید و سوگندها را بعد از استوار کردن آنها نقض نکنید و (در حالی که) خداوند را علیکم (بر خود) کفیل قرار داده‌اید همانا خداوند می‌داند آنچه را که انجام می‌دهید

- ترجمه راستین

و چون با خدا (و رسول و بندگانش) عهدی بستید بدان عهد وفا کنید و هرگز سوگند و پیمان را که مؤکّد و استوار کردید مشکنید، چرا که خدا را بر خود ناظر و گواه گرفته‌اید؛ همانا خدا به هر چه می‌کنید آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٢ وَلَا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَاثًا تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا يَبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ

و مانند آن (زن) نباشید که [رشتهٔ] تابیدهٔ خود را بعد از قوّت [و استحکام بر ریسمان] با شکافتن باز می‌کرد که سوگندهایتان [همان عهودتان را که در این دو بیعت از شما گرفته می‌شود] به عنوان دَخَل (آنچه که از تباهی پدیدار شود) بین خود بگیرید که [مبادا، از روی کراهت] گروهی آنها [یعنی علی (ع) و اتباع او] از گروهی دیگر [که آنها مخالفشان هستند] برتر باشند [یا برای این است که مبادا گروهی که آنها قریش هستند از گروهی که آنها محمّد (ص) و اتباع او هستند، برتر باشند] جز این نیست که خداوند شما را به وسیلهٔ آن می‌آزماید [شما را با اتّخاذ ایمان یا به بالاتر بودن بعضی از بعضی اختبار (آزمایش کردن) می‌کند تا ثبات کسی که بر ایمان ثابت می‌ماند و نَکْث (شکستن عهد) کسی که نَکْث می‌کند را ظاهر می‌نماید] و البتّه برای شما [سعادت سعید و شقاوت شقی را ظاهر می‌نماید] در روز قیامت حتماً آنچه که دربارهٔ آن با یکدیگر اختلاف می‌کردید را آشکار (روشن) می‌نماید {و بزرگترین آنچه که دربارهٔ آن اختلاف می‌کنید ولایت علی (ع) است}

- ترجمه سلطانی

و مانند آن (زن) نباشید که (رشتهٔ) تابیدهٔ خود را بعد از قوّت (استحکام بر ریسمان) با شکافتن باز می‌کرد که سوگندهایتان را به عنوان دَخَل (آنچه که از تباهی پدیدار شود) بین خود بگیرید که (مبادا) گروهی، آنها از گروهی دیگر برتر باشند جز این نیست که خداوند شما را به وسیلهٔ آن می‌آزماید و البتّه برای شما در روز قیامت حتماً آنچه که دربارهٔ آن با یکدیگر اختلاف می‌کردید را آشکار می‌کند

- ترجمه راستین

و (در مثل) مانند زنی که رشته خود را پس از تابیدن محکم وا تابید نباشید، که عهد و قسم‌های استوار و محکم خود را برای فریب یکدیگر و فسادکاری به کار برید برای آنکه قومی بر قوم دیگر تفوق دارند، زیرا خدا شما را به این عهد و قسمها می‌آزماید و در روز قیامت همه (تقلّبها و) اختلافات شما را بر شما آشکار خواهد ساخت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٣ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

و اگر خداوند می‌خواست البتّه شما را امّت واحدی قرار می‌داد و لکن کسی را که بخواهد گمراه می‌نماید و کسی را که بخواهد هدایت می‌نماید و حتماً از آنچه که عمل می‌کردید سؤال (بازخواست) می‌شوید

- ترجمه سلطانی

و اگر خداوند می‌خواست البتّه شما را امّت واحدی قرار می‌داد و لکن کسی را که بخواهد گمراه می‌نماید و کسی را که بخواهد هدایت می‌نماید و حتماً از آنچه که عمل می‌کردید سؤال (بازخواست) می‌شوید

- ترجمه راستین

و اگر خدا می‌خواست (به مشیّت ازلی) همه بشر را یک امت قرار می‌داد (و هیچ‌گونه اختلافات نژاد و زبان و ملیت در بشر نمی‌گذاشت) و لیکن (این اختلافات برای امتحان است و پس از امتحان) هر که را بخواهد به گمراهی وا می‌گذارد و هر که را بخواهد هدایت می‌کند، و البته آنچه می‌کرده‌اید از همه سؤال خواهید شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٤ وَلَا تَتَّخِذُوا أَيْمَانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُوا السُّوءَ بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ

و سوگندهایتان را [دستمایهٔ] دَخَل (آنچه که از تباهی پدیدار شود) بین خود مگیرید (به کار مبرید) که قدم بعد ثبوت آن [از ایمان] بلغزد و [در دنیا] به (سبب) آنچه که [اهل زمین و اهل مملکت خود] را از راه خدا {و راه تکوینی خداوند که همان طریق قلب است و از راه تکلیفی خداوند که آن طریق ولایت و آخرت است} باز داشتید بدی را بچشید و شما [در آخرت] عذابی بزرگ دارید

- ترجمه سلطانی

و سوگندهایتان را (دستمایهٔ) دَخَل (آنچه که از تباهی پدیدار شود) بین خود مگیرید (به کار مبرید) که قدم بعد از ثبوت آن بلغزد و به (سبب) آنچه که از راه خدا باز داشتید بدی را بچشید و شما (در آخرت) عذابی بزرگ دارید

- ترجمه راستین

و عهد و سوگندهای خود را برای فریب یکدیگر به کار مبرید تا آن که ثابت قدم است نیز (به فریب و سوگند دروغ) بلغزد و از این که راه خدا را (بر خلق) بستید همه به سختی مبتلا شوید و به عذابی بزرگ گرفتار گردید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٥ وَلَا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا إِنَّمَا عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ

و عهد خداوند [یعنی بیعت با محمّد (ص) یا بیعت با علی (ع)] را به بهایی اندک [از اَعراض دنیا و اَغراض آن به اینکه مبادا به خوف از فوت جاه و طمع در ریاست چنانکه حال مُتَرَئّسین (ریاست طلبان) می‌باشد یا به طمع در جیف (لاشه‌های مردهٔ گندیدهٔ بد بوی) دنیا چنانکه حال مَرْئوسین می‌باشد که بیعت با علی (ع) را بشکنید] مفروشید همانا آنچه که نزد خداوند است [از آنچه که برای بندگان وفاداراش از نعم جنان ذخیره کرده] آن برای شما بهتر است اگر می‌دانستید

- ترجمه سلطانی

و عهد خداوند را به بهایی اندک مفروشید همانا آنچه که نزد خداوند است آن برای شما بهتر است اگر می‌دانستید

- ترجمه راستین

و عهد خدا را به بهایی اندک معامله نکنید؛ که آنچه (از نعمت ابد) نزد خداست اگر بفهمید بسیار شما را بهتر است (از آن منفعتی که به نقض عهد بیابید).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٦ مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

آنچه که نزد شما است نابود می‌شود و آنچه که نزد خداوند است باقی است و البتّه حتماً به کسانی که [بر عهدشان] صبر کرده‌اند [و پیمان نشکسته‌اند] اجر آنها را به بهترین آنچه که عمل می‌کردند جزاء می‌دهیم [یعنی به آنها به جمیع اعمالشان جزای اَحْسَنِ اعمالشان را می‌دهیم]

- ترجمه سلطانی

آنچه که نزد شما است نابود میشود و آنچه که نزد خداوند است باقی است و البتّه حتماً به کسانی که صبر کرده‌اند اجر آنها را به بهترین آنچه که عمل می‌کردند جزاء می‌دهیم

- ترجمه راستین

آنچه نزد شماست همه نابود خواهد شد و آنچه نزد خداست (از ذخائر اعمال نیک و ثواب آخرت، تا ابد) باقی خواهد بود و البته اجری که به صابران بدهیم اجری است بسیار بهتر از عملی که به جا می‌آوردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٧ مَنْ عَمِلَ صَالِـحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

کسی که عمل صالحی کند {یعنی کسی که به صالح عظیم که همان اصل جمیع صالحات است و آن نفس ولایت است عمل می‌کند} از مذکّر یا مؤنّث و (در حالی که) او مؤمن است پس البتّه حتماً او را با حیاتی پاک [خالی از شوب آلام در دنیا و آخرت] حیات می‌دهیم و البتّه حتماً اجر آنها را به بهترین آنچه که عمل می‌کرده‌اند جزاء می‌دهیم

- ترجمه سلطانی

کسی که عمل صالحی کند از مذکّر یا مؤنّث و (در حالی که) او مؤمن است پس البتّه حتماً او را با حیاتی پاک حیات می‌دهیم و البتّه حتماً اجر آنها را به بهترین آنچه که عمل می‌کرده‌اند جزاء می‌دهیم

- ترجمه راستین

هر کس از مرد و زن کار نیکی به شرط ایمان به خدا به جای آرد ما او را به زندگانی خوش و با سعادت زنده ابد می‌گردانیم و اجری بسیار بهتر از عمل نیکی که می‌کردند به آنان عطا می‌کنیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٨ فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ

و وقتی که قرآن [که آن صورت شروط عهود و اَیمان (سوگندها) و تذکرهٔ آن است] را قرائت می‌کنی پس به خداوند پناه ببر از شیطان رانده شده

- ترجمه سلطانی

و وقتی که قرآن را قرائت می‌کنی پس به خداوند پناه ببر از شیطان رانده شده

- ترجمه راستین

(ای رسول ما) چون خواهی تلاوت قرآن کنی اول از شر وسوسه شیطان مردود به خدا پناه بر.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٩ إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ

همانا او بر کسانی که [با بیعت عامّه یا خاصّه] ایمان آورده‌اند و [با استعاذه به او و توکّل بر او] بر پروردگارشان توکّل می‌کنند تسلّطی ندارد

- ترجمه سلطانی

همانا او بر کسانی که ایمان آورده‌اند و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند تسلّطی ندارد

- ترجمه راستین

که البته شیطان را هرگز بر کسانی که به خدا ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل و اعتماد می‌کنند تسلط نخواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٠ إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَـوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ

جز این نیست که تسلّط او تنها بر کسانی است که او (شیطان) را به عنوان ولیّ برگزیده‌اند [و به خداوند ایمان نمی‌آورند] و کسانی که آنها به او مشرک هستند

- ترجمه سلطانی

جز این نیست که تسلّط او تنها بر کسانی است که او را به عنوان ولیّ برگزیده‌اند و کسانی که آنها به او مشرک هستند

- ترجمه راستین

تنها تسلط شیطان بر آن نفوسی است که او را دوست گرفته‌اند و کسانی که (به اغوای او) به خدا شرک می‌آورند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠١ وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ

و وقتی که ما [با نَسْخ کردن] آیه‌ای [یا حکمی از قرآن] را مکان (به جای) آیه‌ای [یا حکمی] دیگر می‌گذاریم و خداوند [از حیث حکمت خود و مصالح آن] به آنچه که نازل می‌کند داناتر است آنها (کفّار یا منافقین امّت تو) می‌گویند: جز این نیست که تو افتراء زننده‌ای بلکه اکثر آنان [جواز نسخ و تبدیل و کیفیّت آن و مصلحت در آن را] نمی‌دانند

- ترجمه سلطانی

و وقتی که ما آیه‌ای را مکان (به جای) آیه‌ای دیگر می‌گذاریم و خداوند به آنچه که نازل می‌کند داناتر است آنها می‌گویند: جز این نیست که تو افتراء زننده‌ای بلکه اکثر آنان نمی‌دانند

- ترجمه راستین

و ما هرگاه آیتی را (از راه مصلحت) نسخ کرده و به جای آن آیتی دیگر آوریم-در صورتی که خدا بهتر داند تا چه چیز (به صلاح خلق) نازل کند- (کافران اعتراض بر نسخ آیه کرده و) می‌گویند تو (بر خدا) همیشه افترا می‌بندی. (چنین نیست) بلکه اکثر اینها نمی‌دانند (که این نزول آسمانی است).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٢ قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ

[به منکر ولایت که خطاب به او منتهی می‌شود] بگو: آن را روح القدس (جبرئیل) از سوی پروردگار تو به حقّ نازل کرده تا کسانی را که ایمان آورده‌اند تثبیت کند و به عنوان هدایت و بشارت برای مسلمین است

- ترجمه سلطانی

بگو: آن را روح القدس از سوی پروردگار تو به حقّ نازل کرده تا کسانی را که ایمان آورده‌اند تثبیت کند و به عنوان هدایت و بشارت برای مسلمین (تسلیم شدگان) است

- ترجمه راستین

بگو که این آیات را روح القدس از جانب پروردگارت به حقیقت و راستی نازل کرده تا اهل ایمان را ثابت قدم گرداند و برای مسلمین هدایت و بشارت باشد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٣ وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُـولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ

و همانا می‌دانیم که آنها می‌گویند: جز این نیست که بشری به او تعلیم می‌دهد [در حالی که] زبان کسی که [تعلیم قرآن به تو را] به او نسبت می‌دهند غیر عربی است، و (حال آنکه) این، زبان عربی مبین (واضح) است [پس آنها را چه می‌شود که نمی‌فهمند و قرآن را که آن به زبان عربى مبین است را به عجمى الحاد (نسبت دادن) می‌دهند؟! پس فرمود: برای اینکه آنها به آیات خداوند ایمان نمی‌آورند و کسانی که به آیات خداوند ایمان نمی‌آورند خداوند آنها را به تَفَطُّن (فهم) دقایق گفتار و مفاسد آن هدایت نمی‌کند]

- ترجمه سلطانی

و همانا می‌دانیم که آنها می‌گویند: جز این نیست که بشری به او تعلیم می‌دهد (در حالی که) زبان کسی که (قرآن را) به او نسبت می‌دهند غیر عربی است، و (حال آنکه) این، زبان عربی مبین (واضح) است

- ترجمه راستین

و ما کاملا آگاهیم که کافران (معاند) می‌گویند: آن کس که مطالب این قرآن را به رسول می‌آموزد بشری است، (مقصودشان بلعام ترسا یا عایش یا یعیش یا غلام رومی یا سلمان فارسی بود) در صورتی که زبان آن کس که این قرآن را به او نسبت می‌دهند اعجمی (غیر فصیح) است و این قرآن به زبان عربی فصیح و روشن است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٤ إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ لَا يَهْدِيهِمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

همانا کسانی که به آیات خداوند ایمان نمی‌آورند خداوند آنها را هدایت نمی‌کند و آنها عذابی دردناک دارند

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که به آیات خداوند ایمان نمی‌آورند خداوند آنها را هدایت نمی‌کند و آنها عذابی دردناک دارند

- ترجمه راستین

البته آنان که به آیات خدا ایمان نمی‌آورند (پس از اتمام حجت کامل) خدا هرگز هدایتشان نخواهد کرد و آنها را عذابی دردناک خواهد رسید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٥ إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ

جز این نیست که کسانی که دروغ افتراء می‌زنند به آیات خداوند [و نه به تو] ایمان نمی‌آورند و آنان خود دروغگو هستند [نه تو]

- ترجمه سلطانی

جز این نیست که کسانی که دروغ افتراء می‌زنند به آیات خداوند ایمان نمی‌آورند و آنان خود دروغگو هستند

- ترجمه راستین

دروغ را آن کسانی به خدا می‌بندند که ایمان به آیات خدا ندارند و این کافران البته خود مردمی دروغگویند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٦ مَن كَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ

کسی که بعد از ایمانش [یعنی اسلامش یا ایمان خاصّش] به خداوند کفر بورزد مگر کسی که مجبور [بر کفر قولی] شده باشد [یعنی جز کسی که قولاً به اکراه (اجبار) کفر ‌ورزد] و (حال آنکه) قلب او مطمئن به ایمان است، و لکن کسی که سینه را به کفر گشاید [به کفر اذعان و اعتقاد دارد و به آن اطمینان ‌یابد] پس غضبی (خشمی) از خداوند بر آنها است و عذابی بزرگ دارند

- ترجمه سلطانی

کسی که بعد از ایمانش به خداوند کفر بورزد مگر کسی که مجبور شده و قلب او مطمئن به ایمان باشد، و لکن کسی که سینه را به کفر گشاید پس غضبی از خداوند بر آنها است و عذابی بزرگ دارند

- ترجمه راستین

هر کس بعد از آنکه به خدا ایمان آورده باز کافر شد-نه آنکه به زبان از روی اجبار کافر شود و دلش در ایمان ثابت باشد (مانند عمار یاسر) بلکه به اختیار کافر شد و با رضا و رغبت و هوای نفس، دلش آکنده به ظلمت کفر گشت-بر آنها خشم و غضب خدا و عذاب بزرگ دوزخ خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٧ ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

آن [ارتداد بعد از اسلام یا ایمان] به خاطر این است که آنها حیات دنیا را بر آخرت نیکو شمردند [و آنچه می‌پنداشتند که آن به حیات دنیا نافع‌تر است را اختیار کردند و به وجههٔ اخروى کفر ورزیدند] و اینکه خداوند مردمان کافر را [به سوی ثبات در ایمان] هدایت نمی‌کند

- ترجمه سلطانی

آن به خاطر این است که آنها حیات دنیا را بر آخرت نیکو شمردند (ترجیح دادند) و اینکه خداوند مردمان کافر را هدایت نمی‌کند

- ترجمه راستین

این غضب و عذاب بر آنها بدین سبب است که حیات (فانی) دنیا را بر (حیات ابدی) آخرت برگزیدند و این که خدا هرگز کافران را هدایت نخواهد کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٨ أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ

آنان کسانی هستند که خداوند بر قلوبشان و گوششان و چشمانشان مهر زده [و از معقولات و مسموعات و مُبْصرات آنچه که ادراک آن به سبب آنها است را درک نمی‌کنند] و آنان [برای غفلتشان از آنچه که جملهٔ تذکّرات به خاطر آن است و آن، خداوند و آخرت است] همان غافلان هستند

- ترجمه سلطانی

آنان کسانی هستند که خداوند بر قلوبشان و گوششان و چشمانشان مهر زده و آنان همان غافلان هستند

- ترجمه راستین

همین‌ها هستند که خدا بر دلها و گوش و چشمهایشان مهر (قهر) زده است و اینها همان مردمند که (از خدا و قیامت) غافلند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٩ لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرُونَ

ناگزیر (حقیقتاً) آنها در آخرت، خود زیانکارند {برای اینکه لطیفهٔ انسانی خود که بضاعت آنان برای تحصیل نعیم ابدی بود را بذل کردند و متاعی فانی مستعقب عذاب ابدی را تحصیل نمودند}

- ترجمه سلطانی

ناگزیر آنها در آخرت، خود زیانکارند

- ترجمه راستین

بی‌گمان آنان در عالم آخرت بسیار زیانکارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٠ ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُوا مِن بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ

سپس قطعاً پروردگار تو نسبت به کسانی که بعد از آنکه [مورد] فتنه [واقع] شدند هجرت کردند سپس [در راه خدا با جهاد صوری یا در سبیل ولایت و سبیل قلب با جهاد باطنی] جهاد کردند و [بر این جهاد] صبر کردند همانا پروردگار تو بعد از آن البتّه بسیار آمرزنده است [که جیفه‌ای (لاشهٔ مردهٔ گندیدهٔ بد بوی) که حینی که مهاجر در دار نفس مشرک خود مقام دارد با او است را از نظر ناظران می‌پوشاند] و [با تفضّل بر او و استبدال جِیَف (مردارها) با صُوَر طَیّبه (پاک) از نعیم جنان و حور و غِلْمان آن] مهربان است

- ترجمه سلطانی

سپس قطعاً پروردگار تو نسبت به کسانی که بعد از آنکه (مورد) فتنه (واقع) شدند هجرت کردند سپس جهاد کردند و صبر کردند همانا پروردگار تو بعد از آن البتّه بسیار آمرزنده و مهربان است

- ترجمه راستین

آن‌گاه محققا خدا بر مؤمنانی که از شهر و دیار خود چون به شر و فتنه کفار مبتلا شدند ناگزیر هجرت کردند و در راه دین جهاد و صبر بسیار نمودند، آری خدا از این پس بر آنها بسیار آمرزنده و مهربان خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١١ يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ

روزی می‌آید که هر نفسی [با اعتذار (عذر خواستن) در جهت خلاص از بوار (هلاکت) و طلب مقام ابرار] از خودش (ذاتش) جدال (دفاع) می‌کند و به هر نفسی [عین] آنچه را که عمل کرده ایفا می‌شود و [با نقص ثواب یا زیادت عذاب] به آنها ظلم نمی‌شود

- ترجمه سلطانی

روزی می‌آید که هر نفسی از خودش جدال (دفاع) می‌کند و به هر نفسی آنچه را که عمل کرده ایفا می‌شود و به آنها ظلم نمی‌شود

- ترجمه راستین

(یاد کن بر امت) آن روزی که (از شدت ابتلاء و سختی) هر نفسی می‌آید در حالی که (برای رفع عذاب) به جدل و دفاع از خود برمی‌خیزد، و هر کس را به جزاء عمل او کاملا می‌رسانند و بر آنها ستم نمی‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٢ وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ

و خداوند [برای تنبیه (بیدار کردن) منعمان کافر به نعمت‌های خداوند] مثلی زده [حالت] قریه‌ای (روستایی، شهری) را که [از همهٔ آنچه که ترساننده است از حملهٔ دشمنان و تنگی معیشت و آلام ابدان و غُموم (غم‌ها) نفوس] امن و مطمئن (آرام) بود و رزقش به فراخی (فراوانی) از هر جایی [که در آنجا یافت می‌شد و آن قریه به آن احتیاج داشت] به آنجا می‌رسید پس [اهل آن با غفلت از مُنْعِم (نعمت دهنده) و بَطَر (سرمستی)] به نعمت‌های خداوند کفران (ناسپاسی) کردند پس خداوند [به عنوان جزاء برای کفران و بطر آنها] به آنچه که می‌کردند بر آنها لباس گرسنگی و ترس پوشانید

- ترجمه سلطانی

و خداوند مثلی زده (حالت) قریه‌ای (روستایی) را که امن و مطمئن (آرام) بود و رزقش به فراخی (فراوانی) از هر جایی به آنجا می‌رسید پس به نعمت‌های خداوند کفران (ناسپاسی) کردند پس خداوند به (سبب) آنچه که می‌کردند بر آنها لباس گرسنگی و ترس پوشاند

- ترجمه راستین

و خدا بر شما حکایت کرد و مثل آورد مثل شهری را که در آن امنیت کامل حکمفرما بود و اهلش در آسایش و اطمینان زندگی می‌کردند و از هر جانب روزی فراوان به آنها می‌رسید تا آنکه اهل آن شهر نعمتهای خدا را کفران کردند، خدا هم به موجب آن کفران و معصیت طعم گرسنگی و بیمناکی را به آنها چشانید و چون لباس، سراپای وجودشان را پوشاند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٣ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُـولٌ مِّنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِـمُونَ

و همانا رسولی از ایشان نزد آنها آمد پس او را تکذیب کردند پس عذاب آنها را فرو گرفت و (در حالی که) آنها ستمکار بودند

- ترجمه سلطانی

و همانا رسولی از ایشان نزد آنها آمد پس او را تکذیب کردند پس عذاب آنها را فرو گرفت و (در حالی که) آنها ستمکار بودند

- ترجمه راستین

و رسولی از خود آنها بر آنها آمد ولی او را تکذیب کردند، و عذاب بر آنها فرا رسید در حالی که ستمکار بودند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٤ فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ

پس از آنچه که خداوند حلال و پاک روزی شما کرده بخورید و نعمت خداوند را شکر کنید [و کفر (ناسپاسی) و بطر (سرمستی) مکنید چنانکه اهل این قریه کفران کردند] که تنها او را بندگی کرده باشید

- ترجمه سلطانی

پس از آنچه که خداوند حلال و پاک روزی شما کرده بخورید و نعمت خداوند را شکر کنید که تنها او را بندگی کرده باشید

- ترجمه راستین

پس شما (مؤمنان از حال آنها عبرت گیرید و) از آنچه خدا روزی حلال و طیّب شما قرار داده تناول کنید و شکر نعمت خدا به جای آرید اگر حقیقتا خدا را می‌پرستید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٥ إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

جز این نیست که مردار و خون و گوشت خوک و آنچه که برای غیر خداوند برای آن صدا بلند شود را بر شما حرام کرد پس کسی که ناچار شود بدون زیاده خواهی و نه تجاوز [از اندازهٔ لازم] پس همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است

- ترجمه سلطانی

جز این نیست که مردار و خون و گوشت خوک و آنچه که برای غیر خداوند برای آن صدا بلند شود را بر شما حرام کرد پس کسی که ناچار شود بدون زیاده خواهی و نه تجاوز (از اندازهٔ لازم) پس همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است

- ترجمه راستین

خدا بر شما بندگان تنها مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که به نام غیر خدا ذبح کنند حرام گردانید، و اگر کسی مضطر و ناچار شود بی‌آنکه قصد تجاوز (از اندازه) و تعدی (از حکم خدا) نماید (باز از همین حرامها به قدر ضرورت تناول کند) خدا البته بسیار آمرزنده و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٦ وَلَا تَقُـولُوا لِـمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ

و برای آنچه که زبان‌هایتان به دروغ توصیف می‌کنند نگویید که این حلال و این حرام است تا بر خداوند دروغ افتراء ببندید قطعاً کسانی که بر خداوند دروغ افتراء می‌بندند رستگار نمی‌شوند

- ترجمه سلطانی

و برای آنچه که زبان‌هایتان به دروغ توصیف می‌کنند نگویید که این حلال و این حرام است تا بر خداوند دروغ افتراء ببندید قطعاً کسانی که بر خداوند دروغ افتراء می‌بندند رستگار نمی‌شوند

- ترجمه راستین

و شما نباید از پیش خود به دروغ چیزی را حلال و چیزی را حرام گویید و به خدا نسبت دهید تا بر خدا دروغ بندید، که آنان که بر خدا دروغ بندند هرگز روی رستگاری نخواهند دید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٧ مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

[آنچه را که از این قول آن را قصد می‌کنند] متاعی اندک است و آنها [در آخرت] عذابی دردناک دارند

- ترجمه سلطانی

متاعی اندک است و آنها عذابی دردناک دارند

- ترجمه راستین

(آنچه از این طریق به دست آورند) متاعی قلیل است و (در آخرت) عذابی دردناک خواهند داشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٨ وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ

و بر کسانی که یهودی شدند آنچه را که قبلاً بر تو قصّه کردیم [ناخنداران را] حرام کرده‌ایم و ما [با تحریم آنچه که بر آنها حرام کردیم] به آنها ظلم نکردیم و لکن [خود] آنها به خودشان ظلم می‌کردند

- ترجمه سلطانی

و بر کسانی که یهودی شدند آنچه را که قبلاً بر تو قصّه کردیم (ناخنداران را) حرام کرده‌ایم و ما (با آن تحریم) به آنها ظلم نکردیم و لکن (خود) آنها به خودشان ظلم می‌کردند

- ترجمه راستین

و ما همان چیزها که بر تو پیش از این شرح کردیم (از مردار و خون و خنزیر و ذبیحه به نام غیر خدا) بر یهودیان حرام کردیم، و ما بر آنان ستم نکردیم لیکن آنها خود بر نفس خویش ستم می‌کردند (که حلال خدا را حرام کردند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٩ ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ

سپس همانا پروردگارت نسبت به کسانی که [با انصرافشان از دار علم و دخولشان در تحت حکم جهل] از روی نادانی بدی کردند سپس بعد از آن توبه نمودند [و از مقام جهل برگشتند و بر آنچه که از آنها واقع شده پشیمان شدند] و بعد از آن [با تدارک آنچه از حقوق مردم که برای آنها لازم است و آنچه از حقوق خداوند که از آنها فوت شده یا برای آنها لازم است] اصلاح کردند همانا پروردگار تو البتّه آمرزنده و مهربان است

- ترجمه سلطانی

سپس همانا پروردگارت نسبت به کسانی که از روی نادانی بدی کردند سپس بعد از آن توبه نمودند و اصلاح کردند همانا پروردگار تو بعد از آن البتّه آمرزنده و مهربان است

- ترجمه راستین

باز هم خدا بر آنان که از روی جهالت و نادانی عمل زشتی انجام داده و سپس به درگاه او توبه کرده و (فساد آن عمل زشت را) اصلاح کنند، بعد از توبه خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٠ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِّلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ

همانا ابراهیم امّتی (واحد، جماعت، مأموم و امام) فروتن (خاضع، فرمانبردار بر او) برای خداوند، حنیف (حقگرا، راستین، مُسلم، تسلیم شده، خالص) بود و از مشرکین نبود {تعریض به قریش است برای اینکه آنها می‌پنداشتند که آنها بر دین ابراهیم (ع) هستند}

- ترجمه سلطانی

همانا ابراهیم (خود) امّت و فروتن برای خداوند، حنیف (راستین) بود و از مشرکین نبود

- ترجمه راستین

همانا ابراهیم (خلیل) امتی مطیع و فرمانبردار و یکتاپرست بود و هرگز به خدای یکتا شرک نیاورد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢١ شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ

شاکر بر نعمت‌های او [بود]، او را برگزید و او را به راه مستقیم هدایت کرد

- ترجمه سلطانی

شاکر بر نعمت‌های او (بود)، او را برگزید و او را به راه مستقیم هدایت کرد

- ترجمه راستین

همیشه شکرگزار نعمتهای خدا بود که خدا او را (به رسالت) برگزید و به راه مستقیمش هدایت فرمود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٢ وَآتَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَـمِنَ الصَّالِـحِينَ

و در دنیا به او نیکی دادیم {حسنه در دنیا همان اطمینان یافتن با ذکر خدا و انس با خداوند است به حیثی که چیزی از قضای الهی نزد او مکروه نباشد و به آن سهولت مخرج (راه چاره) و التذاذ در طریق الی الله و محبّت مردم و حُسن صیت (آوازه) و پاکی عیش (زندگانی) و تمتع به اولاد و برکت به کثرت و سلامت از آفات آخرت در اعقاب در پی می‌شود و همانا همهٔ اینها برای ابراهیم (ع) بود} و همانا او در آخرت البتّه از صالحان است {یعنی کسانی که فساد در وجودشان نیست و آنان کسانی هستند که جمیع آنچه از کمالات که برای انسان ممکن می‌شود را حاصل کرده‌اند}

- ترجمه سلطانی

و در دنیا به او نیکی دادیم و همانا او در آخرت البتّه از صالحان است

- ترجمه راستین

و او را در دنیا نیکویی (و سعادت) عطا کردیم و در آخرت از صالحان و نیکان خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٣ ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ

سپس [ای محمّد (ص)] به تو وحی کردیم که از آیین ابراهیم حنیف (راستین) پیروی کن و [او] از مشرکان نبود {«ملّت» همان صورت احکام قالبی مرتبط به احکام قلب مأخوذه از صاحب احکام قلب و قالب است کما اینکه «نحله» همین صورت غیر مأخوذه از صاحب آن با شرایط مقرّره نزد آنها است}

- ترجمه سلطانی

سپس به تو وحی کردیم که از آیین ابراهیم حنیف (راستین) پیروی کن و (او) از مشرکان نبود

- ترجمه راستین

آن گاه بر تو وحی کردیم که (در دعوت به خداپرستی و توحید و بسط معارف الهی) آیین ابراهیم را تعقیب کن که پاک و یکتا پرست بود و هرگز به خدای یکتا شرک نیاورد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٤ إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ

جز این نیست که شنبه بر کسانی که دربارهٔ آن با یکدیگر اختلاف می‌کردند [محترم] قرار داده شد و همانا پروردگار تو در روز قیامت البتّه دربارهٔ آنچه که در آن با یکدیگر اختلاف می‌کردند بین آنها حکم می‌کند

- ترجمه سلطانی

جز این نیست که شنبه بر کسانی که دربارهٔ آن با یکدیگر اختلاف می‌کردند (محترم) قرار داده شد و همانا پروردگار تو در روز قیامت البتّه بین آنها دربارهٔ آنچه که در آن با یکدیگر اختلاف می‌کردند حکم می‌کند

- ترجمه راستین

(حکم حرمت) روز شنبه تنها بر یهود که در آن راه اختلاف پیمودند (و حرمتش نگاه نداشتند) مقرر گردید، و خدای تو البته روز قیامت در آنچه (خلق) در آن اختلاف و نزاع برپا می‌کردند حکم خواهد کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٥ ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ

با حکمت [به معنی اطلاع بر دقایق علوم که بشر از مثل آن عاجز می‌شود (خرده بینی) و قدرت بر دقایق اعمال است که امثال او از مثل آن عاجز می‌شوند (خرده کاری) و آن شأن ولایت است] {مراد از آن در اینجا دعوت از طریق باطن است با تصرّف در مدعو بحسب استعداد او، و از طریق ظاهر بحسب اقتضای حال او با اظهار معجزات و اعلام به او با خواطر و خیالات تا با آنها او را به سوی حقّ برگرداند} و موعظهٔ نیکو [اظهار آنچه است که برای مدعو نافع می‌باشد تا آن را طلب کند و آنچه که ضارّ (ضرر زننده) می‌باشد تا از آن اجتناب نماید، به حیثی که مدعو ببیند که داعى (دعوت کننده) ناصح او و طالب خیر او است و آن شأن نبوّت است] {مجادلۀ حسنه الزام خصم به حجّت و برهان یا به آنچه است که آن نزد او مسلّم است و به آن اذعان دارد چه برهان موافق آن باشد یا خیر یکسان است و آن شأن رسالت است} به راه پروردگارت [یعنی دین اسلام یا اعظم ارکان آن و همان ولایت] دعوت کن و با آنها به طرزی که آن نیکوتر است مجادله کن که پروردگار تو به کسی که از راه او گمراه است داناتر است و او به هدایت شدگان داناتر است {یعنی اینکه تو مأمور به دعوت عامّ هستی پس در دعوت کردن از جهت تفکّر در اینکه آن نفع دارد یا نه سست مشو}

- ترجمه سلطانی

به راه پروردگارت با حکمت و موعظهٔ نیکو دعوت کن و با آنها به طرزی که آن نیکوتر است مجادله کن که پروردگار تو به کسی که از راه او گمراه است داناتر است و او به هدایت شدگان داناتر است

- ترجمه راستین

(ای رسول ما خلق را) به حکمت (و برهان) و موعظه نیکو به راه خدایت دعوت کن و با بهترین طریق با اهل جدل مناظره کن (وظیفه تو بیش از این نیست) که البته خدای تو (عاقبت حال) کسانی را که از راه او گمراه شده و آنان را که هدایت یافته‌اند بهتر می‌داند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٦ وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرِينَ

و اگر [از جهت قصاص] عقوبت کردید به مثل آنچه که به آن عقوبت شُدید عقوبت کنید {لفظ شکّ برای اشعار به این است که قصاص برای مؤمن شایسته نیست، بلکه شأن او عفو است و اقدام او برای قصاص مانند مشکوک (چیز مورد شکّ) است؛ و این برای کسی است که از مرتبهٔ نفس ترقّی نکرده، و قول او: «وَلْیعْفُوا وَلْیصْفَحُوا» (و باید عفو کنند و باید صفح کنند) برای کسی است که از آن به مقام قلب عُرج (بالا برده) شده، و قول او: «وَاللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» (و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد) برای کسی است که متّصف به صفات روح است و به عبارت دیگر: اوّلی برای کسی است که رسالت را قبول کرده، و دوّمی برای کسی است که نبوّت را قبول کرده و سوّمی برای کسی است که ولایت را قبول کرده است} و اگر [از قصاص کردن] صبر [یعنی عفو و کظم غیظ] کنید البتّه آن برای صبر کنندگان بهتر است

- ترجمه سلطانی

و اگر عقوبت کردید به مثل آنچه که به آن عقوبت شُدید عقوبت کنید و اگر صبر کنید البتّه آن برای صبر کنندگان بهتر است

- ترجمه راستین

و اگر به شما مسلمانان کسی عقوبت و ستمی رسانید شما باید به قدر آن در مقابل انتقام کشید (نه بیشتر) و اگر صبوری کنید البته برای صابران بهتر خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٧ وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ

و صبر کن و صبر کردن تو جز به [توفیق] خداوند نیست و بر آنها [یعنی بر اصحابت و آنچه که از قتل و مُثله نسبت به آنها انجام داده شده] اندوه مخور و از آنچه که [در حقّ اصحابت یا دربارهٔ تو یا دربارهٔ علیّ (ع)] مکر می‌کنند دلتنگ مباش

- ترجمه سلطانی

و صبر کن و صبر کردن تو جز به (توفیق) خداوند نیست و بر آنها اندوه مخور و از آنچه که مکر می‌کنند دلتنگ مباش

- ترجمه راستین

و تو (ای رسول) صبر و تحمل پیشه کن که صبر تو تنها به (توفیق) خداست، و بر آنها (که ترک کفر و عناد نمی‌کنند) غمگین مشو و از مکر و حیله آنان دلتنگ مباش.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٨ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوا وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ

همانا خداوند با کسانی که تقوا پیشه کرده‌اند و کسانی که آنها نیکوکارند [یعنی دارندهٔ حُسن و همان ولایت یا احسان کننده به بدی کنندهٔ به خود هستند] است.

- ترجمه سلطانی

همانا خداوند با کسانی که تقوا پیشه کرده‌اند و کسانی که آنها نیکوکارند است.

- ترجمه راستین

محققا خدا یار و یاور متقیان و نیکوکاران عالم است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای