حزب شمارهٔ ۵۷


سورهٔ ۱۷- الإسراء

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

١ سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ

منزّه است کسی که بنده‌اش را در شبی شبانه از مسجد الحرام به مسجد الاقصی [که در بیت المقدّس است یا به مسجد الاقصایى که آن در آسمان چهارم مسمّی به الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ است که مسجد الاقصى مظهر آن است و آن ملکوت آن است همانطور که مسجد الحرام مظهر آن و آن ملکوت این است] که حول آن [یعنی شام و مصر یا بیت المعمور] را مبارک گردانیده‌ایم سیر داد تا از آیات خود به او بنمایانیم [آنها را به او نشان دادیم و آنها را دید و بدانها متحقّق شد و به حیثی گشت که سمع و بصرى نبوده مگر آنکه او سمعش و بصرش بوده است و به حالتی گردید که در حقّش گفته شود:] همانا او همان شنوا و بینا است

- ترجمه سلطانی

منزّه است کسی که بنده‌اش را در شبی شبانه از مسجد الحرام به مسجد الاقصی که حول آن را مبارک گردانیده‌ایم سیر داد تا از آیات خود به او بنمایانیم همانا او همان شنوا و بینا است

- ترجمه راستین

پاک و منزه است خدایی که در (مبارک) شبی بنده خود (محمّد) را از مسجد حرام (مکّه معظّمه) به مسجد اقصایی که پیرامونش را مبارک و پر نعمت ساختیم سیر داد تا آیات و اسرار غیب خود را به او بنماییم که او (خدا) به حقیقت شنوا و بیناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلَّا تَتَّخِذُوا مِن دُونِي وَكِيلًا

و کتاب را به موسی دادیم و آن را برای بنی اسرائیل [مایهٔ] هدایت قرار دادیم که غیر از من وکیلی مگیرید

- ترجمه سلطانی

و کتاب را به موسی دادیم و آن را برای بنی اسرائیل (مایهٔ) هدایت قرار دادیم که غیر از من وکیلی مگیرید

- ترجمه راستین

و به موسی کتاب (تورات) را فرستادیم و آن را وسیله هدایت بنی اسرائیل قرار دادیم (و گفتیم) که غیر من هیچ کس را حافظ و کارساز فرا نگیرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا

[ای] ذریّهٔ کسانی که [آنها را] با نوح حمل کردیم، همانا او بنده‌ای بسیار شکرگزار بود

- ترجمه سلطانی

(ای) ذریّهٔ کسانی که (آنها را) با نوح حمل کردیم، همانا او بنده‌ای بسیار شکرگزار بود

- ترجمه راستین

(ای) فرزندان کسانی که به کشتی نوحشان بردیم (و از هلاک نجاتشان دادیم، چنانکه) نوح بسیار بنده شکرگزاری بود (شما هم مانند او شاکر باشید تا نجات یابید).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا

و در کتاب [یعنی تورات یا اخبار نبوّت] به بنی اسرائیل حکم کردیم [یعنی به بنی اسرائیل دربارهٔ حکم خود خبر دادیم] که البتّه قطعاً در زمین دو بار فساد می‌کنید {منظور قتل زکریّا (ع) و قتل یحیی (ع) است} و البتّه حتماً با برتری‌جویی به بزرگی کردن [با استکبار آنها و طغیان و خروج آنها از طاعت انبیاء (ع)] سر بر می‌آورید

- ترجمه سلطانی

و در کتاب به بنی اسرائیل حکم کردیم که البتّه قطعاً در زمین دو بار فساد می‌کنید و البتّه حتماً با برتری‌جویی به بزرگی کردن سر بر می‌آورید

- ترجمه راستین

و در کتاب (تورات، یا در لوح محفوظ و کتاب تکوین الهی) خبر دادیم و چنین مقدر کردیم که شما بنی اسرائیل دو بار حتما در زمین فساد و خونریزی می‌کنید و تسلط و سرکشی سخت ظالمانه می‌یابید (یک بار به قتل اشعیا و مخالفت ارمیا، و بار دیگر به قتل زکریا و یحیی).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولًا

پس وقتی که نخستین وعده [عقوبت] از آن دو [وعدهٔ عقوبت] {اوّلی به دست بُخْتُ النُصَّر و لشکریانش و عقوبت دوّم با مسلّط کردن فارس بر آنها بوده است} فرا رسد بندگانی نیرومند از خود را بر شما می‌گماریم که آنان درون [یعنی مواضع مخفی] خانه‌ها را [برای قتل و اسارت و غارت شما] جستجو خواهند کرد و [این] وعده فعلیّت یافته (حتمی) می‌باشد

- ترجمه سلطانی

پس وقتی که نخستین وعده از آن دو (وعده) فرا رسد بندگانی نیرومند از خود را بر شما می‌گماریم که آنان درون خانه‌ها را (برای قتل و اسارت و غارت شما) جستجو خواهند کرد و (این) وعده فعلیّت یافته (حتمی) می‌باشد

- ترجمه راستین

پس چون وقت انتقام اول فرا رسد بندگان سخت جنگجو و نیرومند خود را (چون بخت النصر) بر شما برانگیزیم تا آنجا که در درون خانه‌های شما نیز جستجو کنند. و این وعده (انتقام خدا) حتمی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا

سپس شما را دوباره بر آنها [یعنی بر کسانی که بر شما گماشته شده بودند] غلبه می‌دهیم و شما را با اموال و فرزندان مدد می‌کنیم و شما را با نفراتی بیشتر [از آنچه که هستید یا از آنها] قرار می‌دهیم

- ترجمه سلطانی

سپس شما را دوباره بر آنها غلبه می‌دهیم و شما را با اموال و فرزندان مدد می‌کنیم و شما را با نفراتی بیشتر قرار می‌دهیم

- ترجمه راستین

آن‌گاه شما را به روی آنها برگردانیم و بر آنها غلبه دهیم و به مال و فرزندان مدد بخشیم و عدّه (جنگجویان) شما را بیشتر (از دشمن) گردانیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا

[به آنها گفتیم:] اگر نیکی کنید به خودتان نیکی کرده‌اید و اگر بدی کنید پس آن به خودتان است، و وقتی که وعدهٔ [عقوبت] دیگر فرا رسد [آنها را بر شما می‌گماریم] تا رخسارتان را تیره (غمگین) کنند و تا داخل مسجد [الاقصای شما] شوند چنانکه بار اوّل داخل آن شدند و تا بر آنچه که غلبه یافتند با نابود کردنی نابود کنند

- ترجمه سلطانی

اگر نیکی کنید به خودتان نیکی کرده‌اید و اگر بدی کنید پس آن به خودتان است، و وقتی که وعدهٔ دیگر فرا رسد (آنها دوباره می‌آیند) تا رخسارتان را تیره (غمگین) کنند و تا داخل مسجد شوند چنانکه بار اوّل داخل آن شدند و تا بر آنچه که غلبه یافتند با نابود کردنی نابود کنند

- ترجمه راستین

اگر نیکی و احسان کردید به خود کرده‌اید و اگر بدی و ستم کردید باز به خود کرده‌اید. و آن‌گاه که وقت (انتقام ظلم) دیگر شما (که کشتن یحیی و زکریاست یا عزم قتل عیسی) فرا رسید (باز بندگانی قوی و جنگ آور را بر شما مسلط می‌کنیم) تا اثر بیچارگی و خوف و اندوه بر رخسار شما نشانند و به مسجد بیت المقدس (معبد بزرگ شما) مانند بار اول درآیند و به هر چه رسند نابود سازند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا

چه بسا که پروردگارتان به شما رحم کند و اگر [به طغیانتان] بازگردید [ما هم به عقوبت شما] باز می‌گردیم و [این عقوبتی دنیوی است که مدّت و انقطاع دارد و در آخرت] جهنّم را به عنوان حصر (زندان) برای کافران قرار دادیم

- ترجمه سلطانی

چه بسا که پروردگارتان به شما رحم کند و اگر بازگردید (ما هم) باز می‌گردیم و جهنّم را به عنوان حصر (زندان) برای کافران قرار دادیم

- ترجمه راستین

امید است خدا به شما (اگر توبه کرده و صالح شوید) باز مهربان گردد و اگر (به عصیان و ستمگری) برگردید ما هم (به عقوبت و مجازات شما) بازمی‌گردیم و جهنم را زندان کافران قرار داده‌ایم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا

همانا این قرآن به استوارترین [طریق قلب یا طریقتی استوارتر از طریق نبوّت که همان ولایت است] هدایت می‌کند و به مؤمنانی که عمل صالح می‌کنند [یعنی طبق آنچه که از آنها در بیعت خاصهٔ ولویّه گرفته شده عمل می‌کنند] بشارت می‌دهد که آنها پاداشی بزرگ دارند

- ترجمه سلطانی

همانا این قرآن به استوارترین (طریق) هدایت می‌کند و به مؤمنانی که عمل صالح می‌کنند بشارت می‌دهد که آنها پاداشی بزرگ دارند

- ترجمه راستین

همانا این قرآن (خلق را) به راست و استوارترین طریقه هدایت می‌کند و اهل ایمان را که نیکوکار باشند به اجر و ثواب بزرگ بشارت می‌دهد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَأَنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا

و [خبر می‌دهد] که کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند برای آنها عذابی دردناک مهیّا کرده‌ایم

- ترجمه سلطانی

و (خبر می‌دهد) که کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند برای آنها عذابی دردناک مهیّا کرده‌ایم

- ترجمه راستین

و بر آنان که به عالم آخرت ایمان نمی‌آورند البته عذاب دردناک مهیا ساخته‌ایم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ وَيَدْعُ الْإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنسَانُ عَجُولًا

و انسان به [گونه‌ای] شرّ را می‌خواهد (می‌طلبد) که [گویی] خیر خود را می‌طلبد و انسان همواره عجول می‌باشد {یعنی بدون صبر و تأمّل آنچه را که نمی‌داند دعاء (طلب) می‌کند}

- ترجمه سلطانی

و انسان به (گونه‌ای) شرّ را می‌خواهد که (گویی) خیر خود را می‌طلبد و انسان همواره عجول می‌باشد

- ترجمه راستین

انسان با شوق و رغبتی که خیر و منفعت خود را می‌جوید (چه بسا به نادانی) با همان شوق و رغبت شر و زیان خود را می‌طلبد، و انسان بسیار بی‌صبر و شتاب‌کار است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا

و [دو نور دهندهٔ] شب و روز را دو آیت (خورشید و ماه) قرار دادیم پس آیت شب را محو کردیم و آیت روز را روشنایی بخش قرار دادیم تا فضلی را از پروردگارتان طلب کنید تا [به سبب اختلاف (رفت و آمد) ماه نسبت به اوضاع آن با خورشید در حالت هلال و بدر و محاق] عدد سال‌ها و حساب را بدانید و هر چیزی را، آن را با تفصیل دادنی تفصیل دادیم {یعنی انتظام شب و روز و خورشید و ماه فقط برای انتفاع شما نیست بلکه هر چیزی در عالم از مادّیّات زمینیات و آسمانیات و مجرّدات متقدّرات (اندازه‌دار) و متعلّقات و غیر متعلّقات آن را با نظمی اَنیق (شگفت‌انگیز) نظم داده‌ایم}

- ترجمه سلطانی

و شب و روز را دو آیت قرار دادیم پس آیت شب را محو کردیم و آیت روز را روشنایی بخش قرار دادیم تا فضلی را از پروردگارتان طلب کنید تا عدد سال‌ها و حساب را بدانید و هر چیزی را، آن را با تفصیل دادنی تفصیل دادیم

- ترجمه راستین

و ما شب و روز را دو آیت و نشانه‌ای (از قدرت خود) قرار دادیم آن‌گاه آیت شب (روشنی ماه) را زدودیم و آیت روز (خورشید) را تابان ساختیم تا شما در روز (روزی حلال) از فضل خدا طلب کنید و تا آنکه شمار سالها و حساب (اوقات) را عموما بدانید و ما (برای پند و صلاح بندگان) هر چیزی را مفصل بیان کردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا

و با هر انسانی پرنده‌اش (سبب خیر او و شرّ او) را در گردنش ملازم با او کردیم و در روز قیامت برای او کتابی [مکتوب دستان ملائکهٔ ما از آنچه که آن عبارت از الواح نفس او است یا آنچه که خارج از آن است] خارج می‌کنیم (بیرون می‌آوریم) که آن را گشوده می‌یابد

- ترجمه سلطانی

و با هر انسانی پرنده‌اش (سرشتش) را در گردنش ملازم با او کردیم و در روز قیامت برای او کتابی خارج می‌کنیم (بیرون می‌آوریم) که آن را گشوده می‌یابد

- ترجمه راستین

و ما مقدرات و نتیجه اعمال هر انسانی را طوق گردن او ساختیم (که ملازم و قرین همیشگی او باشد) و روز قیامت کتابی (که نامه اعمال اوست) بر او بیرون آریم در حالی که آن نامه چنان باز باشد که همه اوراق آن را یک مرتبه ملاحظه کند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا

[در حالی که گوینده‌اند:] بخوان کتابت را، که امروز به جهت حسابرسی بر تو خودِ تو کافی هستی [حاجت به محساب (حسابرس) دیگری برای تو نیست]

- ترجمه سلطانی

بخوان کتابت را، که امروز به جهت حسابرسی بر تو خودِ تو کافی هستی

- ترجمه راستین

تو خود کتاب اعمالت را بخوان (و بنگر تا در دنیا چه کرده‌ای) که تو خود تنها برای رسیدگی به حساب خویش کافی هستی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُـولًا

کسی که هدایت شود پس جز این نیست که برای (به سود) خودش هدایت می‌شود و کسی که گمراه شود پس جز این نیست که علیها (به زیان خود) گمراه می‌شود و بارکشی بار دیگری را نمی‌کشد و ما کسی را عذاب نمی‌کنیم مگر آنکه رسولی را [یعنی رسول عقل را در عالم صغیر، و یکی از انبیاء و اولیاء (ع) را در عالم کبیر] مبعوث کرده باشیم

- ترجمه سلطانی

کسی که هدایت شود پس جز این نیست که برای (به سود) خودش هدایت می‌شود و کسی که گمراه شود پس جز این نیست که علیها (به زیان خود) گمراه می‌شود و بارکشی بار دیگری را نمی‌کشد و ما کسی را عذاب نمی‌کنیم مگر آنکه رسولی را (قبل از آن) مبعوث کرده باشیم

- ترجمه راستین

هر کس راه هدایت یافت تنها به نفع و سعادت خود یافته، و هر که به گمراهی شتافت آن هم به زیان و شقاوت خود شتافته، و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نگیرد، و ما تا رسول نفرستیم (و بر خلق اتمام حجّت نکنیم) هرگز کسی را عذاب نخواهیم کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا

و وقتی که اراده کنیم که قریه‌ای را هلاک کنیم به مُترفین (متنعّمان مُصرّ بر نافرمانی) آن امر می‌کنیم و آنها در آن فسق (خارج شدن از طریق حقّ و صلاح) می‌کنند پس گفتار [به نزول عذاب و اهلاک بعد از ارتکاب فسق آنان] بر آن تحقّق می‌یابد و آن را با درهم کوبیدنی درهم می‌کوبیم

- ترجمه سلطانی

و وقتی که اراده کنیم که قریه‌ای را هلاک کنیم به مُترفین (متنعّمان مُصرّ بر نافرمانی) آن امر می‌کنیم و آنها در آن فسق (خارج شدن از طریق حقّ و صلاح) می‌کنند پس گفتار (عذاب) بر آن تحقّق می‌یابد و آن را با درهم کوبیدنی درهم می‌کوبیم

- ترجمه راستین

و ما چون اهل دیاری را بخواهیم به کیفر گناه هلاک سازیم پیشوایان و متنعّمان آن شهر را امر کنیم (به طاعت، لیکن) آنها راه فسق (و تبهکاری و ظلم) در آن دیار پیش گیرند (و مردم هم به راه آنها روند) پس آنجا تنبیه و عقاب لزوم خواهد یافت، آن گاه همه را هلاک می‌سازیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِن بَعْدِ نُوحٍ وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا

و چه بسیار جوامعی را که بعد از نوح هلاک کردیم [پس، از اهلاک فاسقین شما باکی نداریم] و پروردگار تو کافی است که به گناهان بندگانش آگاه و بینا است [پس بر گناهان تجرّی نجویید برای آنکه خداوند به آنها علم دارد و او بر آنها مؤاخذه می‌کند]

- ترجمه سلطانی

و چه بسیار جوامعی را که بعد از نوح هلاک کردیم و پروردگار تو کافی است که به گناهان بندگانش آگاه و بینا است

- ترجمه راستین

و چه بسیاری از ملل و اقوامی را بعد از نوح هلاک کردیم و تنها خدای تو که بر گناهان بندگانش آگاه و با خبر است کفایت می‌کند (که به مصلحت هر که را خواهد عفو و هر که را خواهد عقاب کند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِـمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا

کسی که این زودگذر [حاضر و این دنیا و نعیم آن] را بخواهد آنچه را که بخواهیم برای کسی که اراده کنیم برای او در آن عجله می‌کنیم (زود می‌دهیم) سپس برای او جهنّم را قرار می‌دهیم که نکوهیدهٔ مطرود (رانده شده) به آن می‌رسد

- ترجمه سلطانی

کسی که این زودگذر (دنیا) را بخواهد آنچه را که بخواهیم برای کسی که اراده کنیم برای او در آن عجله می‌کنیم (زود می‌دهیم) سپس برای او جهنّم را قرار می‌دهیم که نکوهیدهٔ رانده شده به آن می‌رسد

- ترجمه راستین

هر کس متاع عاجل و زودگذر دنیا را طالب است متاع دنیا را به او می‌دهیم (لیکن باز) به هر که خواهیم و هر چه مشیّت ازلی ما باشد، سپس (در عالم آخرت به کیفر کردارش) دوزخ را نصیب او کنیم که با نکوهش و مردودی به جهنم درآید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ وَمَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا

و کسی که آخرت را بخواهد و برای آن بکوشد شایستهٔ آن است و (در حالی که) او مؤمن است پس آنان تلاششان تمجید شده (مُجزیّاً علیه) می‌باشد

- ترجمه سلطانی

و کسی که آخرت را بخواهد و برای آن بکوشد شایستهٔ آن است و (در حالی که) او مؤمن است پس آنان تلاششان تمجید شده می‌باشد

- ترجمه راستین

و هر که طالب حیات آخرت باشد و برای آن به قدر لزوم و طاقت بکوشد البته به شرط ایمان (به خدا) سعی چنین کسانی مقبول و مأجور خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ كُلًّا نُّمِدُّ هَـؤُلَاءِ وَهَـؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا

آنان و اینان هر دو را از عطای پروردگار [مضاف]ت مدد (کمک، یاری) می‌کنیم و عطای پروردگارت [از قوا و مدارک و آنچه که نیکوکار و بدکار به آن احتیاج دارد از ارزاق و ملبوس (پوشاک) و مسکون و اسبابی که با آنها به تعیّش (زندگانی) و اعمال خوب و بد توسّل می‌جوید] ممنوع (منع شده) [از آن دو] نمی‌باشد

- ترجمه سلطانی

آنان و اینان هر دو را از عطای پروردگارت مدد (کمک، یاری) می‌کنیم و عطای پروردگارت ممنوع (منع شده) (از آن دو) نمی‌باشد

- ترجمه راستین

و ما به هر دو فرقه (از دنیا طلبان و آخرت طلبان) به لطف پروردگارت مدد خواهیم داد، که لطف و عطای پروردگار تو از هیچ‌کس دریغ نخواهد شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلًا

نظر کن که چگونه بعض آنها را بر بعضی برتری داده‌ایم [تا بر تفاضل در آخرت تنبّه یابی] و البتّه آخرت درجه‌های بزرگتر و برتری‌های بزرگتری دارد

- ترجمه سلطانی

نظر کن که چگونه بعضی از آنها را بر بعضی دیگر برتری داده‌ایم و البتّه آخرت درجه‌های بزرگتر و برتری‌های بزرگتری دارد

- ترجمه راستین

بنگر تا ما چگونه (در دنیا) بعضی مردم را بر بعضی فضیلت و برتری بخشیدیم (تا بدانی که) البته مراتب آخرت بسیار بیش از درجات دنیاست و برتری خلایق بر یکدیگر به مراتب افزون از حد تصور است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ لَّا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَّخْذُولًا

با خداوند [در آلهت یا عبادت یا طاعت یا وجود، یا با خداوند بحسب مظاهر او که آنان مظاهر ولایت هستند] خدایی دیگر قرار مده تا نکوهش شده [که خداوند و خواصّ او تو را مذمّت نمایند] و خوار شده (بی بهره) [از یاری خداوند و یاری خواصّ او] وا بمانی {زیرا قاعد (نشسته) متأخّر از همراهان است}

- ترجمه سلطانی

با خداوند خدایی دیگر قرار مده تا نکوهش شده و خوار شده (بی بهره) وا بمانی

- ترجمه راستین

هرگز با خدای یکتا شرک و شریک میاور و گر نه به نکوهش و خذلان ابدی خواهی نشست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَـوْلًا كَرِيمًا

و پروردگارت [از جهت تکوین و از جهت تکلیف] امر کرد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر احسان کنید اگر یکی از آن دو یا هر دوی آنها نزد تو به پیری (سالمندی و سالخوردگی) رسند پس به آن دو اُف مگو [و از آن دو منزجر مشو و انزجارت را به آن دو ظاهر مکن] و بر آن دو داد نزن [و از آن دو قهر نکن به این صورت که آن دو را ناراحت کنی] و به آن دو با گفتاری ارجمند (بطور زیبا، زیبنده) [سخن] بگو

- ترجمه سلطانی

و پروردگارت امر کرد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر احسان کنید اگر یکی از آن دو یا هر دوی آنها نزد تو به پیری رسند پس به آن دو اُف مگو و بر آن دو داد نزن و به آن دو با گفتاری ارجمند (زیبنده سخن) بگو

- ترجمه راستین

و خدای تو حکم فرموده که جز او را نپرستید و درباره پدر و مادر نیکویی کنید و چنانکه یکی از آنها یا هر دو در نزد تو پیر و سالخورده شوند (که موجب رنج و زحمت تو باشند) زنهار کلمه‌ای که رنجیده خاطر شوند مگو و بر آنها بانگ مزن و آنها را از خود مران و با ایشان به اکرام و احترام سخن‌گو.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا

و برای آن دو از روی رحمت [خود] بال ذلَّت بگستران (فروتنی کن) [و برای آن دو در حیاتشان و مماتشان خدای را بخوان] و بگو: پروردگارا به آن دو رحم کن همانطور که آن دو مرا در خرد‌سالی تربیت کردند

- ترجمه سلطانی

و برای آن دو از روی رحمت بال ذلَّت بگستران (فروتنی کن) و بگو: پروردگارا به آن دو رحم کن همانطور که آن دو مرا در خرد‌سالی تربیت کردند

- ترجمه راستین

و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو: پروردگارا، چنانکه پدر و مادر، مرا از کودکی (به مهربانی) بپروردند تو در حق آنها رحمت و مهربانی فرما.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُوا صَالِـحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلْأَوَّابِينَ غَفُورًا

پروردگارتان داناتر است به آنچه که در نفوس شما هست اگر صالح باشید پس همانا او البتّه نسبت به بازگردندگان بسیار آمرزنده است

- ترجمه سلطانی

پروردگارتان داناتر است به آنچه که در نفوس شما هست اگر صالح باشید پس همانا او البتّه نسبت به بازگردندگان بسیار آمرزنده است

- ترجمه راستین

خدایتان به آنچه در دلهای شماست داناتر است، اگر همانا در دل اندیشه صلاح دارید خدا هر که را با نیّت پاک به درگاه او تضرع و توبه کند البته خواهد بخشید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا

و حقّ دارندهٔ قرابت (خویشاوندان، نزدیکان) را به او بده و به مسکین (کسی که عجز از کسب قوْت او را ساکن کرده) و به در راه مانده (منقطع از بلاد خود در حالی که سیر کننده به سوی آن است) و [هرگز] با اسرافکاری (با اعطاء به غیر مستحّق یا اعطاء به مستحّق زائد از حقّ او) ریخت و پاش مکن

- ترجمه سلطانی

و حقّ دارندهٔ قرابت (خویشاوندان، نزدیکان) را به او بده و به مسکین و به در راه مانده و (هرگز) با اسرافکاری ریخت و پاش مکن

- ترجمه راستین

و (ای رسول ما) تو خود حقوق خویشاوندان و ارحام خود را ادا کن و نیز فقیران و رهگذران بیچاره را به حق خودشان برسان و هرگز (در کارها) اسراف روا مدار.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا

همانا تبذیر کنندگان (انفاق کنندگان در غیر طاعت خداوند و به غفلت از امر خداوند) برادران شیاطین می‌باشند [برای اینکه انفاق وقتی که به امر خداوند نباشد به امر شیطان می‌باشد زیرا او مترصّد (در کمین) بنده و غفلت او از امر خداوند است، و در او تصرّف و بر او حکومت می‌کند همانطور که بر شیاطین خود حکومت می‌کند] و شیطان نسبت به پروردگار خود کفور (بسیار ناسپاس) می‌باشد {و مبذّر مُنفق بدون التفات به امر خداوند نسبت به پروردگار خود کفور است پس او در کفران ورزیدن (ناسپاسی کردن) به پروردگار خود برادر شیطان است}

- ترجمه سلطانی

همانا تبذیر کنندگان برادران شیاطین می‌باشند و شیطان نسبت به پروردگار خود بسیار ناسپاس می‌باشد

- ترجمه راستین

که مبذّران و مسرفان برادران شیطانهایند، و شیطان است که سخت کفران (نعمت) پروردگار خود کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَـوْلًا مَّيْسُورًا

و اگر [از آنچه که به ایتا‌ء حقوق آنها امر شده‌ای با ترک اعطاء مسئول (درخواست شده) آنها برای عدم استعداد آنها برای این مسئول یا عدم وجدان (یافتن) مسئول آنها حین سؤالشان] از آنها روی می‌گردانی (اعراض می‌کنی) رحمتی که آن را از پروردگارت امید داری بخواه [که به آن برای مسئول مستعدّ شوند یا به وسیلهٔ آن مسئول را بیابی و اعطاء برای تو میسّر شود] پس سخنی سهل به آنها بگو [که شنیدنش سهل باشدنه آنکه معسور (دشوار) باشد و آن گفتاری است که با آن قلوبشان خوش می‌شود]

- ترجمه سلطانی

و اگر از آنها روی می‌گردانی رحمتی که آن را از پروردگارت امید داری بخواه پس سخنی سهل به آنها بگو

- ترجمه راستین

و چنانچه از ارحام و فقیران ذوی الحقوق مذکور چون فعلا نادار هستی ولی در آتیه به لطف خدا میدواری اکنون اعراض کرده و توجه به حقوقشان نتوانی کرد باز گفتار خوش به آنان بگو.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا

و دستت را بسته شده به گردنت قرار مده و آن را به هر باز کردنی باز مکن {کنایه از تقتیر (تنگ گرفتن) و اسراف است، زیرا تقتیر و اعطاء در اغلب با قبض ید و بسط آن است} که ملامت شده و حسرت خورده [از مال] بنشینی

- ترجمه سلطانی

و دستت را بسته شده به گردنت قرار مده و آن را به هر باز کردنی باز مکن که ملامت شده و حسرت خورده (از مال) بنشینی

- ترجمه راستین

و نه هرگز دست خود (در احسان به خلق) محکم به گردنت بسته‌دار، و نه بسیار باز و گشاده‌دار، که (هر کدام کنی) به نکوهش و درماندگی خواهی نشست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِـمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا

همانا پروردگارت روزی را برای کسی که بخواهد گسترش می‌دهد و تنگ می‌نماید [پس تو با امساک بر خودت و نه بر غیر خود با اعطاء جمیع آنچه که نزد تو است قادر بر بسط روزی نیستی] همانا او به بندگانش آگاه و بینا است [و احوال باطن آنها را می‌داند و احوال ظاهر آنها را می‌بیند، و مصالحشان را می‌داند و آنچه که آنها را اصلاح می‌نماید می‌دهد و از آنچه که آنها را فاسد می‌نماید منع می‌کند]

- ترجمه سلطانی

همانا پروردگارت روزی را برای کسی که بخواهد گسترش می‌دهد و تنگ می‌نماید همانا او به بندگانش آگاه و بینا است

- ترجمه راستین

همانا خدای تو هر که را خواهد روزی وسیع دهد و هر که را خواهد تنگ روزی گرداند، که او به (صلاح کار) بندگان خود کاملا آگاه و بصیر است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا

و فرزندانتان را از ترس افلاس (تنگدستی) نکشید ما به آنها و به شما روزی می‌دهیم همانا کشتن آنها خطای بزرگی می‌باشد

- ترجمه سلطانی

و فرزندانتان را از ترس تنگدستی نکشید ما به آنها و به شما روزی می‌دهیم همانا کشتن آنها خطای بزرگی می‌باشد

- ترجمه راستین

هرگز فرزندان خود را از ترس فقر به قتل مرسانید (زنده به گور مکنید) که ما رازق آنها و شما هستیم، زیرا این قتل فرزندان بسیار گناه بزرگی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلًا

و به زنا نزدیک نشوید همانا آن فاحشه (کار بسیار زشتی) می‌باشد و بد راهی است [راهی به سوی آتش است]

- ترجمه سلطانی

و به زنا نزدیک نشوید همانا آن فاحشه (کار بسیار زشتی) می‌باشد و بد راهی است

- ترجمه راستین

و هرگز به عمل زنا نزدیک نشوید، که کاری بسیار زشت و راهی بسیار ناپسند است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنصُورًا

و نفسی را که خداوند کشتن آن را حرام کرده جز به حقّ [با اسباب مقرّر آن در شرع از ارتداد بعد ایمان و تکرار بعضی معاصی که حدّ دارد بعد مراتب حدّ و قتل نفس و زنا بعد احصان (داشتن شوهر) و لواط] نکشید {و حقّ همان ولایت می‌باشد، و ولایت ظهور حقّ اوّل تعالی شأنه است، و بنابر این معنی می‌دهد: و نفسى را نکشید مگر با فاعلیّت حقّ، نه با فاعلیّت خودتان} و کسی که مظلوماً (غیر مستحقّ به قتل) کشته شود پس همانا برای ولیّش [یعنی کسی که امر او را تصدّی می‌کند از کسی که او به میراث او اولی (سزاوارتر) است و آنها جمیع ورثه هستند] سلطانی (تسلّطی) قرار داده‌ایم و [اراده کنندهٔ قتل نفس] نباید در قتل اسراف کند [به اینکه بدون استحقاق کسی را بکشد یا بیشتر از یکی را در برابر یکی بکُشد یا قصاص شونده را مُثله نماید] که او (مقتول یا ولیّ) یاری شده می‌باشد [یعنی از اسراف نهی کرده‌ایم برای اینکه ولیِّ مقتول منصور می‌باشد و قادر بر اسراف است]

- ترجمه سلطانی

و نفسی را که خداوند کشتن آن را حرام کرده جز به حقّ نکشید و کسی که مظلوماً کشته شود پس همانا برای ولیّش سلطانی (تسلّطی) قرار داده‌ایم و نباید در قتل اسراف کند که او (ولیِّ مقتول) یاری شده می‌باشد

- ترجمه راستین

و هرگز نفس محترمی که خدا قتلش را حرام کرده مکشید مگر آنکه به حکم حق مستحق قتل شود، و کسی که خونش به مظلومی و ناحق ریخته شود ما به ولیّ او حکومت و تسلط (بر قاتل) دادیم پس (در مقام انتقام) آن ولی در قتل و خونریزی اسراف نکند که او از جانب ما مؤید و منصور خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا

و به مال یتیم نزدیک نشوید [چه رسد به تصرّف در آن] مگر به طرزی (خصلت و صفتی) که آن بهترین است {و بهترین خصلت نزدیک شدن به مال، همان جمع آن و حفظ آن برای او و اگر ممکن باشد انماء (افزون کردن) آن است} تا آنکه به قوّت خود برسد [و آن وقت استحکام جمیع قوا و اعضاء وی است] و به پیمان [عموماً، و به عهد اسلام مأخوذ علیکم (بر شما) در بیعت عامّهٔ نبویّه خصوصاً، تا آنکه وفا به عهود عموماً شما را به وفا به عهد اسلام برساند، و وفا به عهد اسلام شما را به عهد ایمان که با بیعت خاصّهٔ ولویّه اخذ می‌شود و وفا به آن منتهی نماید] وفا کنید همانا از عهد سؤال می‌شود [یعنی بعد تجسّم اعمال از عهد سؤال می‌شود که آیا به تو وفا کردند یا نه؟ یا از حال عهودشان سؤال می‌شوند که آیا به آنها وفا کردید یا نه؟]

- ترجمه سلطانی

و به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به طرزی که آن بهترین است تا آنکه به قوّت خود برسد و به پیمان وفا کنید همانا از عهد سؤال می‌شود

- ترجمه راستین

و هرگز به مال یتیم نزدیک نشوید مگر آنکه راه خیر و طریق بهتری (به نفع یتیم) منظور دارید، تا آنکه به حد بلوغ و رشد خود برسد، و همه به عهد خود باید وفا کنید که البته (در قیامت) از عهد و پیمان سؤال خواهد شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذَا كِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا

و پیمانه را به تمامی بدهید وقتی که پیمانه می‌کنید و [وزن شدنی‌ها را] وزن می‌کنید با ترازوی مستقیم (صحیح) [وزن کنید] آن [در دنیا] بهتر است [برای حسن صیت (آوازه) و خروج از رذیلت سرقت کردن و نیرنگ زدن] و [آن به غایت یا به ارجاع یا به مرجوع بودن به سوی غایات] نیک فرجام‌تر است {برای اینکه غایت آن در دنیا جلب برکت و در آخرت سهولت محاسبه و حُسن مثوبت (ثواب) است}

- ترجمه سلطانی

و پیمانه را به تمامی بدهید وقتی که پیمانه می‌کنید و وزن می‌کنید با ترازوی مستقیم (صحیح) (وزن کنید) آن بهتر است و (آن) نیک فرجام‌تر است

- ترجمه راستین

و هر چه را به پیمانه (یا وزن) می‌سنجید تمام بپیمایید (و کم و گران نفروشید) و (همه چیز را) با ترازوی درست و عادلانه بسنجید، که این کاری بهتر و عاقبتش نیکوتر است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا

و در پی آنچه که به آن علم نداری مرو [یعنی از آن مُدرَک تبعیت نکن] همانا گوش و چشم و فؤاد همهٔ آنان از آن سؤال می‌شوند

- ترجمه سلطانی

و در پی آنچه که به آن علم نداری مرو همانا گوش و چشم و فؤاد همهٔ آنان از آن سؤال می‌شوند

- ترجمه راستین

و (ای انسان) هرگز آنچه را که بدان علم و اطمینان نداری دنبال مکن که چشم و گوش و دل همه مسئولند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا

و در زمین با تبختر (با ناز و تکبّر خرامیدن، بزرگ منشی کردن) راه مرو همانا تو هرگز نخواهی توانست که زمین را بشکافی (بر پاره کردن آن یا بر سیر بر همهٔ آن قدرت نداری) و در طول (بلندی) هرگز به کوه‌ها نخواهی رسید [یعنی با عظمت جثّه‌ات هرگز به عظمت کوه‌ها نمی‌رسی]

- ترجمه سلطانی

و در زمین با تبختر (با ناز و تکبّر خرامیدن) راه مرو همانا تو هرگز نخواهی توانست که زمین را بشکافی و در طول (بلندی) هرگز به کوه‌ها نخواهی رسید

- ترجمه راستین

و هرگز در زمین به کبر و ناز مرو و غرور و نخوت مفروش، که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيِّئُهُ عِندَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا

همهٔ اینها (این مذکورات) سیّئهٔ (بدی) آن نزد پروردگار تو آن (مذکور از خصال) به عنوان مکروه می‌باشد

- ترجمه سلطانی

همهٔ اینها سیّئهٔ (بدی) آن نزد پروردگار تو آن به عنوان مکروه می‌باشد

- ترجمه راستین

که این قبیل کارها و اندیشه‌های بد گناهش نزد خدا ناپسند است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَّدْحُورًا

آن [مذکورات] از آنچه است که پروردگارت از حکمت [علمی و عملی] به تو وحی کرده است، و با خداوند خدایی دیگر قرار مده پس در جهنّم سرزنش شده [نزد خودت و نزد خداوند و نزد ملائکه و نزد مردم] و رانده شده [از رحمت] افکنده می‌شوی

- ترجمه سلطانی

آن (مذکورات) از آنچه است که پروردگارت از حکمت به تو وحی کرده است، و با خداوند خدایی دیگر قرار مده پس در جهنّم سرزنش شده و (نزد مردم) رانده شده افکنده می‌شوی

- ترجمه راستین

اینها پاره‌ای از حکمتهاست که پروردگارت به تو وحی کرد، و هرگز با خدای یکتا کسی را به خدایی مپرست و گر نه ملامت زده و مردود به دوزخ درخواهی افتاد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُم بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِنَاثًا إِنَّكُمْ لَتَقُـولُونَ قَـوْلًا عَظِيمًا

آیا پس پروردگارتان پسران را برای شما برگزید و [خود] اناث از ملائکه را اتّخاذ کرد؟ همانا شما [با اثبات فرزند برای خداوند و برتری دادن خودتان و نسبت دادن نرینگی و زنانگی به ملائکۀ مجرّدهٔ عالیه از این دو، و توصیف آنها به انوثت] البتّه سخنی بزرگ (سنگین) می‌گوئید

- ترجمه سلطانی

آیا پس پروردگارتان پسران را برای شما برگزید و (خود) اناث از ملائکه را اتّخاذ کرد؟ همانا شما البتّه سخنی بزرگ (سنگین) میگوئید

- ترجمه راستین

آیا خدا شما را به فرزندان پسر برگزیده و خود از فرشتگان دخترانی برگرفته است؟! این رأی و گفتار شما (مشرکان، افترایی عظیم و گناهی) بسیار بزرگ است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُورًا

و همانا در این قرآن صرف [یعنی به اشکال مختلف بیان] کرده‌ایم تا به یاد آورند [و پند گیرند] و (حال آنکه) جز نفرت (دوری) به آنها نیفزاید

- ترجمه سلطانی

و همانا در این قرآن صرف (به اشکال مختلف بیان) کرده‌ایم تا به یاد آورند و (حال آنکه) جز نفرت به آنها نیفزاید

- ترجمه راستین

و ما در این قرآن انواع سخنان را نیکو بیان کردیم تا خلق متذکر شوند و از آن پند گیرند و لیکن بدان را به جز نفرت حاصلی نمی‌افزاید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُـولُونَ إِذًا لَّابْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا

چنانکه می‌گویند که اگر با او خدایان دیگری می‌بود آنوقت البتّه راهی به دارندهٔ عرش طلب می‌کردند بگو:

- ترجمه سلطانی

چنانکه می‌گویند که اگر با او خدایان دیگری می‌بود آنوقت البتّه راهی به دارندهٔ عرش طلب می‌کردند بگو:

- ترجمه راستین

بگو: اگر با خدای یکتا چنانکه آنها می‌گویند خدایان دیگری بود در این صورت آن خدایان بر خدای عرش (به تنازع) راه می‌گرفتند (و تمانع آنان موجب اختلال نظام عالم می‌شد. پس چون عالم را نظام ثابتی است دلیل است که با خدای یگانه خدایان دیگری نیست).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُـولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا

او منزّه و تعالی، از آنچه که می‌گویند عالی‌تر و برتر است

- ترجمه سلطانی

او منزّه و تعالی، از آنچه که می‌گویند عالی‌تر و برتر است

- ترجمه راستین

خدا از آنچه (مشرکان نادان) می‌گویند بسیار برتر و منزه‌تر است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا

آسمان‌های هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند [یعنی آنچه که در آنها هست] برای او تسبیح می‌کنند و هیچ چیزی نیست مگر آنکه با ستایش او تسبیح می‌کند و لکن شما تسبیح آنان را در نمی‌یابید همانا او بسیار بردبار و بسیار آمرزنده می‌باشد

- ترجمه سلطانی

آسمان‌های هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند برای او تسبیح می‌کنند و هیچ چیزی نیست مگر آنکه با ستایش او تسبیح می‌کند و لکن شما تسبیح آنان را در نمی‌یابید همانا او بسیار بردبار و بسیار آمرزنده می‌باشد

- ترجمه راستین

هفت آسمان و زمین و هر که در آنهاست همه به ستایش و تنزیه خدا مشغولند و موجودی نیست در عالم جز آنکه ذکرش تسبیح و ستایش حضرت اوست و لیکن شما تسبیح آنها را فهم نمی‌کنید. همانا او بسیار بردبار و آمرزنده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا

و وقتی که قرآن را قرائت می‌کنی بین تو و کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند حجابی مستور (پنهان) [در برابر انظار آنان] قرار می‌دهیم {و حقیقت تو را از آنان مستور (پوشیده) قرار دادیم که آن را نبینند و اگر آن را می‌دیدند البتّه تو را تکذیب نمی‌کردند و حتماً از قرائت تو نفرت (دوری، فرار) نمی‌کردند}

- ترجمه سلطانی

و وقتی که قرآن را قرائت می‌کنی بین تو و کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند حجابی مستور (پنهان) قرار می‌دهیم

- ترجمه راستین

و چون تو قرآن تلاوت کنی ما میان تو و آنها که به قیامت ایمان ندارند حجابی بداریم که آنها از فهم حقایق آن دور و مستور مانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا

و بر قلوب آنها پوشش‌هایی قرار می‌دهیم که مبادا آن را بفهمند [یعنی که کراهت ورزند از اینکه آن را بفهمند یا پرده‌هایی که مانع از این هستند که آن را بفهمند] و در گوش‌های آنها سنگینی [قرار می‌دهیم که مبادا آن را بشنوند یعنی مقصود آن را بشنوند وگرنه که لفظ آن برای آنان مسموع بود و لذا فرمود:] و وقتی که در قرآن از پروردگارت به یگانگی او یاد کنی به نفرت پشتشان را بر می‌گردانند [برای اینکه لفظ آن را می‌شنوند ولی مقصود آن را درک نمی‌کنند و آن را مخالف با معتقد خود می‌بینند]

- ترجمه سلطانی

و بر قلوب آنها پوشش‌هایی و در گوش‌های آنها سنگینی قرار می‌دهیم که مبادا آن را بفهمند و وقتی که در قرآن از پروردگارت به یگانگی او یاد کنی به نفرت پشتشان را بر می‌گردانند

- ترجمه راستین

و ما بر دلهای تیره آن کافران پرده‌ای افکندیم که قرآن را فهم نکنند و در گوشهایشان هم سنگینی نهادیم، و چون تو در قرآن خدایت را به وحدانیت و یگانگی یاد کنی آنان روی گردانیده و به پشت گریزان می‌شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٧ نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُـولُ الظَّالِـمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا

ما به (سبب) آنچه که آن را [از استهزاء و تغلیظ (سخن درشت گفتن)] می‌شنوند داناتریم وقتی که به تو گوش فرا می‌دهند و وقتی که نجوا (درِگوشی صحبت) می‌کنند [یعنی در حالی که نجوا کننده‌اند] آنوقت که ستمگران گویند که پیروی نمی‌کنید مگر از مردی که سحر شده [و مجنون شده و عقل برای او باقی نمانده] است

- ترجمه سلطانی

ما به آنچه که آن را می‌شنوند داناتریم وقتی که به تو گوش فرا می‌دهند و وقتی که نجوا (درِگوشی صحبت کردن) می‌کنند آنوقت که ستمگران گویند که پیروی نمیکنید مگر از مردی که سحر شده است

- ترجمه راستین

ما به خیالات باطلی که وقت شنیدن گفتار تو در دل خود می‌کنند (از خود آنها) آگاه‌تریم و آن‌گاه که به رازگویی می‌پردازند و آن مردم ستمکار گویند که شما جز شخصی مفتون و سحرزده را پیروی نمی‌کنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٨ انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا

نظر کن که چگونه [این] مَثَل‌ها را [با قرار دادن تو یکبار به عنوان مسحور (سحر شده) و یکبار به عنوان مجنون و یکبار به عنوان شاعر و ساحر و کاهن] برای تو زده‌اند و [از طریق معرفت تو] گمراه شده‌اند و آنان استطاعت به راهی [به سوی معرفت تو و به سوی معرفت آخرت و معاد] ندارند

- ترجمه سلطانی

نظر کن که چگونه (این) مَثَل‌ها را برای تو زده‌اند و گمراه شده‌اند و آنان استطاعت به راهی ندارند

- ترجمه راستین

بنگر تا چه نسبتها به تو می‌دهند!پس گمراه شدند و هیچ راه خلاصی نمی‌یابند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٩ وَقَالُوا أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا

و گفتند: آیا وقتی که ما استخوان و متلاشی شده (خاکی پوسیده) باشیم آیا ما حتماً با خلقتی جدید برانگیخته می‌شویم؟!

- ترجمه سلطانی

و گفتند: آیا وقتی که ما استخوان و متلاشی شده باشیم آیا ما حتماً با خلقتی جدید برانگیخته می‌شویم؟!

- ترجمه راستین

و (کافران به معاد) گفتند: آیا ما چون استخوان پوسیده و غبار پراکنده شویم باز روزی از نو زنده و برانگیخته خواهیم شد؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای