حزب شمارهٔ ۶۹
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ
همانا مؤمنان [با ایمان خاصّ و بیعت ولویّه و قبول دعوت باطنه] رستگار شدهاند {زیرا مؤمن به معنی مسلم اگر به عنوان واقف (متوقّف شده) بر اسلامش باشد غیر سالک یا واصل به ایمان است که فلاح نداشته باشد و منفعت او سوای منافع راجع به دنیا از حفظ خون و جواز تناکح و توارث و معامله به نحو معاملهٔ مسلمین از عدم جواز غیبت او و هتک عِرض (آبرو) او و غیر ذلک نمیباشد}
- ترجمه سلطانیهمانا مؤمنان رستگار شدهاند
- ترجمه راستینهمانا اهل ایمان به فیروزی و رستگاری رسیدند.
- ترجمه الهی قمشهای٢ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ
کسانی که در نمازشان (دعائشان) خاشع هستند {«صلوهٔ» به معنی دعاء خواندن است یعنی دعاء (خواندن، خواستن، دعوت کردن) خداوند برای حضور نزد داعی (دعاء کننده) و به معنی هر آنچه که با آن خداوند دعاء (خوانده) میشود از فعل یا قول یا هیئت یا فکر یا تخیّل (در خیال آوردن)، و چون نماز مشروع قالبی، مرکّب از هیئآت (هیئتها، صورتها) و افعال و اقوال است که همگی آنچه هستند که خداوند برای حضور نزد او با آنها دعاء میشود «صلوهٔ» نامیده شده و ذکر مأخوذ از صاحب اجازه چه جلیّ باشد یا خفی، و هکذا فکر مصطلح صوفیّه از تمثّل ملکوت شیخ نزد سالک چه با تعمّل (کوشش) از سالک باشد یا به غیر تعمّل از او، و چون مقصود از دعای خداوند، به هر صورتی که باشد دخول او در بیت قلب داعی یا حضور داعی نزد او است، و حضور سالک نزد خداوند جز با کسر (شکستن) انانیّت خود و خروج از وجود خود نمیشود و آن جز به محبّت بر خداوند و استشعار هیبت او از او نمیشود، برای اینکه خشوع حالت حاصله از محبّت کسی که بر او خشوع میشود و استشعار هیبت او است و این حال جز با کسر انانیّت خاشع نمیباشد پس اگر داعی در دعای خویش خشوع نکند دعای او لغو میباشد پس نمازگزار به نماز قالبیّهٔ شرعیّه چون قیام او در نماز قیام کسی است که نزد ملک مقتدر میایستد، و تکبیر او اظهار و استشعار به عظمتِ خداوند است به معنی اینکه در ذکر او سوای خداوند نیست و لذلک «تکبیرهٔ الاِحرام» نامیده شده، و اقوال او همگی دعاء و تضرّع بر خداوند و رکوع او و سجودش تواضع بر عظمت خداوند است}
- ترجمه سلطانیکسانی که در نمازشان خاشع هستند
- ترجمه راستینآنان که در نماز خود خاضع و خاشعند.
- ترجمه الهی قمشهای٣ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ
و کسانی که از لغو [یعنی فعل یا قولی که به آن اعتناء نمیشود و فایدهٔ مطلوب از آن بر آن مترتّب نمیشود] روی گردان هستند
- ترجمه سلطانیو کسانی که از لغو روی گردان هستند
- ترجمه راستینو آنان که از لغو و سخن باطل اعراض و احتراز میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٦ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ
مگر بر ازواجشان یا آنچه که دستانشان مالک شده (کنیزان نه بردگان)، پس همانا آنها سرزنش نمیشوند {با اینکه مضاجعت اگر به امر خداوند و از جهتی که خداوند به آن رضایت دارد باشد صاحب آن مأجور است برای اینکه اکثر مردم مانند سایر افعالشان، مضاجعتشان جز محض تَشَهّی (اشتهاء نمودن) نفس نمیباشد پس اجر و پاداش در آن ندارند}
- ترجمه سلطانیمگر بر ازواجشان یا آنچه که دستانشان مالک شده (کنیزان) پس همانا آنها سرزنش نمیشوند
- ترجمه راستینمگر بر جفتهاشان (که زنان عقدی آنها باشند) یا کنیزان ملکی متصرفی آنها که هیچگونه ملامتی (در مباشرت این زنان) بر آنها نیست.
- ترجمه الهی قمشهای٧ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ
پس کسی که ورای آن [مذکور] را طلب کند پس آنان همان تجاوزگران هستند
- ترجمه سلطانیپس کسی که ورای آن را طلب کند پس آنان همان تجاوزگران هستند
- ترجمه راستینو کسی که غیر این (زنان حلال) را به مباشرت طلبد البته چنین کسانی ستمکار و متعدی خواهند بود.
- ترجمه الهی قمشهای٨ وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ
و آنها کسانی هستند که اماناتشان [یعنی از هر آنچه که نزد انسان ودیعه شده تا محفوظ سالم نامی و نموّ داده شده برای صاحب آن باشد و وقتی که صاحب آن، طالب آن شود آن را به او تسلیم نماید] و عهدشان (بیعت عامّه و خاصّه) را رعایت کنندهاند {مراعات عهد به این است که آن را ترک ننماید و شروط آن را ترک نکند و آن را نقض نکند}
- ترجمه سلطانیو آنها کسانی هستند که اماناتشان و عهدشان را رعایت کنندهاند
- ترجمه راستینو آنان که به امانتها و عهد و پیمان خود کاملا وفا میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٩ وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ
و کسانی که آنها نمازهایشان را محافظت کننده هستند {محافظت مواظبت بر چیزی است با ذبّ (حمایت) و دفاع از آن، و حفظ آن از ضیاع و ضایع شدن}
- ترجمه سلطانیو کسانی که آنها نمازهایشان را محافظت کننده هستند
- ترجمه راستینو آنان که بر نمازهاشان (و همه اوقات و شرایط ظاهر و باطن نماز) محافظت دارند.
- ترجمه الهی قمشهای١١ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
کسانی هستند که فردوس [یعنی طبقات جنان و طبقهٔ بالای آن] را به ارث میبرند آنان در آن جاودانهاند
- ترجمه سلطانیکسانی هستند که فردوس را به ارث میبرند آنان در آن جاودانهاند
- ترجمه راستینکه بهشت فردوس ارث آن خوبان و منزلگاه ابدی آن پاکان است.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ
و همانا [جنس] انسان را از چکیدهای {اشاره به نطفه است قبل انفصال آن از اصلاب (استخوانهای پشت) و ترائب (استخوانهای سینه) و قبل آنکه به عنوان نطفه نامیده شود} از گِل {اشاره به گل آدم یا مطلق غذاء یا غذای هضم شده در معده یا کبد یا عروق یا اعضاء است، زیرا همگی به وجهی تراب (خاک) خلیط (مخلوط شده) با آب هستند که خلطی تمامتر و رساتر از گل معروف هستند} خلق کردهایم
- ترجمه سلطانیو همانا انسان را از چکیدهای از گِل خلق کردهایم
- ترجمه راستینو همانا ما آدمی را از گل خالص آفریدیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ
سپس آن را نطفهای [مستقر] در جایگاهی با منزلت (استوار) قرار دادیم {اشاره به رَحِم است}
- ترجمه سلطانیسپس آن را نطفهای در جایگاهی با منزلت (استوار) قرار دادیم
- ترجمه راستینآنگاه او را نطفه گردانیده و در جای استوار (صلب و رحم) قرار دادیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ
سپس نطفه را به صورت علقه (خون لخته شده) خلق کردیم (گردانیدیم) پس لختهٔ خون را پارهٔ گوشتی خلق کردیم (گردانیدیم) سپس گوشت را به صورت استخوان خلق کردیم (گردانیدیم) پس بر استخوانها گوشت پوشاندیم سپس آن را [به صورت] خلقی دیگر ایجاد کردیم {خلق در مکوّنات مادّیات استعمال میشود، و انشاء دربارهٔ مجرّدات، و گاهی خلق به خلق آنچه که به مادّه و مدّت احتیاج دارد اختصاص مییابد مانند موالید، و اختراع به آنچه که به مادّه دون مدّت احتیاج دارد مانند آسمانها و عناصر، و انشاء متقدّرات مجرّد از مادّه و مدّت، و ابداع مجرّدات از همه و به هر دو معنی انشاء درجهٔ اعلی (بالاتر) از خلق هستند} و خجسته است خدایی که بهترین خلق کنندگان است {یعنی همانا خالقیّت حقیقی اگرچه منحصر در خداوند میباشد پس وسائط او برای خلق کردن او از ملائکه و قوا و صنّاع (صنعتگرها، عوامل) بسیار هستند و خدای تعالی بهتر از همه است برای عدم احتیاج خود در خلق کردنش به چیزی از مثال سابق و مادّه و مدد و آلت و قوا و جوارح و اعضاء}
- ترجمه سلطانیسپس نطفه را به صورت علقه (خون لخته شده) گردانیدیم پس لختهٔ خون را پارهٔ گوشتی گردانیدیم سپس گوشت را به صورت استخوان گردانیدیم پس بر استخوانها گوشت پوشاندیم سپس آن را (به صورت) خلقی دیگر ایجاد کردیم و خجسته است خدایی که بهترین خلق کنندگان است
- ترجمه راستینآنگاه نطفه را علقه و علقه را گوشت پاره و باز آن گوشت را استخوان ساختیم و سپس بر استخوانها گوشت پوشانیدیم (و پیکری کامل کردیم) پس از آن (به دمیدن روح پاک مجرد) خلقتی دیگرش انشا نمودیم؛ آفرین بر (قدرت کامل) خدای که بهترین آفرینندگان است.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ
و همانا فوق [سر] شما هفت طریقه (آسمان) خلق کردهایم {و شما باید قبل مرگ یا بعد مرگ بر آنها مرور کنید پس خودتان را برای مرور بر آنها آماده کنید و برای خودتان دلیلی (راهنمایی) برای مرور بر آنها طلب کنید که شما به آنها نادانتر از طرق زمین هستید} و ما از خلق غافل نمیباشیم [تا آنچه را که خلق به آن احتیاج دارند مهمل گذاریم و آن را برای آنان خلق نکنیم پس آنچه که در سیر بر طُرُق آسمانی به آن احتیاج دارید را طلب کنید که بیابید]
- ترجمه سلطانیو همانا فوق (سر) شما هفت طریقه (آسمان) خلق کردهایم و ما از خلق غافل نمیباشیم
- ترجمه راستینو همانا مافوق شما (خاکیان) هفت آسمان (عالم پاک) را فراز یکدیگر آفریدیم و لحظهای از توجه به خلق غافل نبوده و نخواهیم بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ
و از آسمان [یعنی از جهت علو (بالا) یا از ابر] آب را به اندازه [معیّنی] نازل کردیم [به حیثی که از آن بهرهمند شوید و اماکن شما و نه زراعات شما با آن فاسد نشوند] سپس آن را در زمین ساکن کردیم (جای دادیم) [تا زراعات و بهائم شما با آن آب نوشانیده شوند و در سایر منافع خود از آن منتفع شوید] و ما البتّه بر از بین بردن آن توانائیم [و حال آنکه آن را از روی ترحّم بر شما در زمین ابقا کردیم]
- ترجمه سلطانیو از آسمان آب را به اندازه (معیّنی) نازل کردیم سپس آن را در زمین ساکن کردیم (جای دادیم) و ما البتّه بر از بین بردن آن توانائیم
- ترجمه راستینو ما آب را به قدر معین از آسمان نازل و در زمین ساکن ساختیم و محققا بر بردن و نابود ساختن آن نیز قادریم.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ فَأَنشَأْنَا لَكُم بِهِ جَنَّاتٍ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ لَّكُمْ فِيهَا فَوَاكِهُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ
پس با آن باغهایی از خرما و انگور برای شما ایجاد کردیم که در آنها میوههای بسیاری برای شما هست و از آنها (از باغها یا از میوهها) میخورید
- ترجمه سلطانیپس با آن باغهایی از خرما و انگور برای شما ایجاد کردیم که در آنها میوههای بسیاری برای شما هست و از آنها میخورید
- ترجمه راستینآنگاه ما به آن آب برای شما باغها و نخلستانهای خرما و انگور ایجاد کردیم که شما را در آنها میوههای گوناگون بسیاری است که از آن تناول میکنید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِن طُورِ سَيْنَاءَ تَنبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ لِّلْآكِلِينَ
و درختی که از کوه سیناء میروید دانهٔ روغنی میرویاند و نانخورشی برای خورندگان است
- ترجمه سلطانیو درختی که از کوه سیناء میروید دانهٔ روغنی میرویاند و نانخورشی برای خورندگان است
- ترجمه راستینو نیز درختی که از طور سینا برآید و روغن زیت بار آورد و نان خورش مردم گردد.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ وَإِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهَا وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ
و همانا در چهارپایان [اهلی] البتّه برای شما از آنچه [از البان (شیرها)] که در شکمهای آنان به شما مینوشانیم [از جهت اعتبار (عبرت گرفتن) و از جهت استدلال بر عنایت او تعالی به شما و کمال حکمت او و قدرت او] عبرتی هست و برای شما در آنها [به سبب تسخیر آنها برای شما از پشت (سواری و بارکشی)ها و پشمها و مویها و کرکها و تجمّل به آنها] منافع زیادی هست و از [گوشت و چربی] آنها میخورید
- ترجمه سلطانیو همانا در چهارپایان (اهلی) البتّه برای شما از آنچه که در شکمهای آنان به شما مینوشانیم عبرتی هست و برای شما در آنها منافع زیادی هست و از آنها میخورید
- ترجمه راستینو بیشک برای شما در (مطالعه حال) چهارپایان و حیوانات اهلی عبرت خواهد بود که از شیر آنها به شما میآشامانیم و در آنها برای شما منافع بسیاری است (مانند فرشها و لباسها و اثاثیه و باربری و فواید بسیار دیگر) و از گوشت آنها نیز تناول میکنید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ
و همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم پس گفت: ای قوم من، خدای را بندگی کنید خدایی غیر او ندارید آیا پس [اصنام را میپرستید و از سخط (خشم) او] نمیترسید
- ترجمه سلطانیو همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم پس گفت: ای قوم من، خدای را بندگی کنید خدایی غیر او ندارید آیا پس نمیترسید
- ترجمه راستینو همانا ما پیغمبر خود نوح را (به رسالت) به سوی امتش فرستادیم. نوح به قوم خود گفت که خدا را پرستید که جز آن ذات یکتا شما را خدایی نیست، آیا شما مردم خداترس و باتقوا نمیشوید؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَائِكَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ
پس سرانی از قوم او که کفر میورزیدند [به اتباع] گفتند: این جز بشری مثل شما نیست [یعنی بین او و شما فرقی نیست تا غیر شما مستحقّ تفضّل (برتر بودن) بر شما باشد و به جای شما مستحقّ رسالت باشد] که میخواهد بر شما برتری یابد [و شما را اتباع خودش قرار دهد] و اگر خداوند میخواست [که رسولى برای ما بفرستد] البتّه ملائکه را [برای رسالت] نازل میکرد ما چنین [چیزی یعنی به ارسال رسولى از بشر یا به آنچه از توحید که ما را به آن دعوت میکند] در [سخنان] پدران پیشین (نیاکان) خود نشنیدهایم [تا از آن غریبی (شگفت زدگی) نکنیم و آن را انکار نکنیم]
- ترجمه سلطانیپس سرانی از قوم او که کفر میورزیدند گفتند: این جز بشری مثل شما نیست که میخواهد بر شما برتری یابد و اگر خداوند میخواست البتّه ملائکه را نازل میکرد ما چنین (چیزی) در (سخنان) پدران پیشین (نیاکان) خود نشنیدهایم
- ترجمه راستیناشراف قوم او که کافر شدند (به مردم) گفتند که این شخص جز آنکه بشری است مانند شما که میخواهد بر شما برتری یابد فضیلت دیگری ندارد و اگر خدا میخواست (رسول بر بشر بفرستد) همانا از جنس فرشتگان میفرستاد، ما این سخنانی که این شخص میگوید در میان پدران پیشین خود هیچ نشنیدهایم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتَّى حِينٍ
او جز مردی دیوانه (مجنون) نیست پس تا مدّتی برای او منتظر شوید [یعنی او را تحمّل کنید و منتظر افاقت (بهبودی) او شوید]
- ترجمه سلطانیاو جز مردی دیوانه نیست پس تا مدّتی برای او منتظر شوید
- ترجمه راستیناین شخص جز مردی دیوانه به شمار نیست، پس باید تا مدتی با او (مدارا کنید و) انتظار برید (تا یا از مرض جنون بهبود یابد یا بمیرد).
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِ
[آن رسول] گفت: پروردگارا مرا به خاطر آنچه که مرا تکذیب کردند [علیهم (بر آنها)] یاری نما
- ترجمه سلطانیگفت: پروردگارا مرا به خاطر آنچه که مرا تکذیب کردند یاری نما
- ترجمه راستیننوح عرض کرد: خدایا، تو مرا بر اینان که تکذیب من کردند یاری فرما.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ فَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا فَإِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ فَاسْلُكْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ
پس [بعد دعای او و اجابت ما بر او و امهال (مهلت دادن) ما بر آنها به مدّت متمادی تا کسانی که داخل در دین او بودند از او برگشتند] به او وحی کردیم که کشتیای را در [برابر] چشمان ما و [بر اساس] وحی ما [با تعلیم صنع (ساخت) آن به تو] بساز پس وقتی که [آن را ساختی و] امر ما آمد و تنور جوشید [که فوران آن را با آب علامت اهلاک قوم تو و غرق آنان قرار دادیم] پس از هر [حیوان] دو جفت [نوع] دو تا (نر و ماده) [تا مبادا نوع مستأصل (ریشه کَن) شود] و خانوادهات را در آن داخل کن مگر کسانی از آنها که قول بر آنها سابق شده و با من دربارۀ کسانی که ظلم کردهاند سخن مگوی زیرا آنها غرق شونده هستند
- ترجمه سلطانیپس به او وحی کردیم که کشتیای را در (برابر) چشمان ما و (بر اساس) وحی ما بساز پس وقتی که امر ما آمد و تنور جوشید پس از هر (حیوان) دو جفت (نوع) دو تا (نر و ماده) و خانوادهات را در آن داخل کن مگر کسانی از آنها که قول بر آنها سابق شده و با من دربارۀ کسانی که ظلم کردهاند سخن مگوی زیرا آنها غرق شونده هستند
- ترجمه راستینما هم به او وحی کردیم که در حضور ما و به وحی و دستور ما به ساختن کشتی پرداز، تا آنگاه که فرمان (طوفان از جانب) ما آمد و آب از تنور فوران کرد پس در آن کشتی با خود از هر نوع جفتی (نر و ماده) همراه بر و اهل بیت خود را هم جز آن کس که در علم ازلی ما هلاک او گذشته (یعنی زن و فرزند نااهلت را) تمام به کشتی بنشان، و به شفاعت ستمکاران با من سخن مگو، که البته آنها باید همه غرق شوند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِـمِينَ
پس وقتی که تو و کسانی که با تو هستند بر کشتی مستقرّ شدید آنگاه بگو: ستایش برای خداوندی است که ما را از این قوم ستمکار نجات داد {چون منقطع الفطرت مانند عضو فاسد است که صاحبش را اذیّت میکند و آنچه را که در مجاور آن است فاسد میکند و با قطع آن سایر اعضاء سالم میشود و بدن استراحت میکند، و قوم او بعد کمال شقاوتشان مانند اعضاء فاسده گشتند و با قطع آنها و استیصال (ریشه کَن کردن) آنها ملائکه و خلفای خداوند راحت میشوند، به او امر کرد تعالی به حمد بر نعمت استیصال آنها وگرنه که نوح (ع) همانطور که در دفع عذاب از قومش با خداوند مجادله میکرد به خاطر هلاک آنان اندوهناک میبود، نه اینکه او به خاطر استیصال آنان شکر نماید}
- ترجمه سلطانیپس وقتی که تو و کسانی که با تو هستند بر کشتی مستقرّ شدید آنگاه بگو: ستایش برای خداوندی است که ما را از این قوم ستمکار نجات داد
- ترجمه راستینپس چون با همراهانت در کشتی نشستی بگو: ستایش خدای را که ما را از (ظلم) ستمکاران نجات داد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِي مُنزَلًا مُّبَارَكًا وَأَنتَ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ
و بگو پروردگارا مرا [از کشتی و از مقام حضور و اطلاق به مقام غیبت و کثرات] در منزلگاهی مبارک (پُر برکت) [برای من در مالم و اولادم و اعوانم] فرود آور و تو بهترین منزل دهندگان (فرود آورندگان) هستی
- ترجمه سلطانیو بگو پروردگارا مرا در منزلگاهی مبارک (پُر برکت) فرود آور و تو بهترین منزل دهندگان (فرود آورندگان) هستی
- ترجمه راستینو باز بگو: پروردگارا، مرا به منزلی مبارک فرود آور که تو بهترین کسی هستی که به منزل خیر و سعادت توانی فرود آورد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ وَإِن كُنَّا لَمُبْتَلِينَ
همانا در آن [قصص (قصّهها، قصّه سرایی) یا در ارسال نوح (ع) و دعوت او و اهلاک قومش] البتّه نشانههایی [عدیده] هست [بر مُبدء و توحید او و علم او و قدرت او و توانی (مهلت دادن) او نسبت به عاصیان (عصیان کنندگان) از خلق خود و رحمت او و تدبیر او] و همانا البتّه ما ابتلاء (آزمایش) کننده بودهایم [یعنی از قدیم امتحان کنندهٔ بندگانمان با شرّ و خیر بودهایم یا در ارسال نوح (ع) و توانی (تأخیر) در اهلاک قوم او ممتحِن (آزمایش کننده) بودهایم]
- ترجمه سلطانیهمانا در آن البتّه نشانههایی هست و همانا البتّه ما ابتلاء (آزمایش) کننده بودهایم
- ترجمه راستینهمانا در این حکایت آیت و عبرتهاست و البته ما (بندگان را به اینگونه حوادث) آزمایش کنندهایم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُـولًا مِّنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ
پس رسولی از [خود] آنها [یعنی هود یا صالح] را در میان آنها فرستادیم که خداوند را بندگی کنید شما خدایی غیر از او ندارید آیا پس نمیترسید
- ترجمه سلطانیپس رسولی از (خود) آنها را در میان آنها فرستادیم که خداوند را بندگی کنید شما خدایی غیر از او ندارید آیا پس نمیترسید
- ترجمه راستینو در میان آن قوم باز رسولی از خودشان (یعنی هود را) فرستادیم که خدای یکتا را پرستش کنید که جز او شما را خدایی نیست، آیا خداترس و باتقوا نمیشوید؟
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ وَقَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقَاءِ الْآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ
و سران قوم او [همان] کسانی که کفر ورزیده بودند و ملاقات آخِرت را دروغ انگاشته بودند و در زندگانی دنیا به آنها رفاه داده بودیم [و نعمتی که به آنها نعمت داده بودیم آنها را أبطر (گستاخ) کرده بود قولاً مانند منکران بعث یا فعلاً و حالاً مانند اکثر اهل هر زمانهای] گفتند: این جز بشری مثل شما نیست که از آنچه که شما از آن میخورید میخورد و از آنچه که شما مینوشید مینوشد
- ترجمه سلطانیو سران قوم او (همان) کسانی که کفر ورزیده بودند و ملاقات آخِرت را دروغ انگاشته بودند و در زندگانی دنیا به آنها رفاه داده بودیم گفتند: این جز بشری مثل شما نیست که از آنچه که شما از آن میخورید میخورد و از آنچه که شما مینوشید مینوشد
- ترجمه راستینو باز اشراف و اعیان قوم وی که کافر شدند و عالم آخرت را تکذیب کردند و ما متنعّمشان در حیات دنیا کرده بودیم (به مردم) گفتند که این شخص بشری مانند شما بیش نیست که از هر چه شما بشر میخورید و میآشامید او هم میخورد و میآشامد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ وَلَئِنْ أَطَعْتُم بَشَرًا مِّثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُونَ
و اگر شما از بشری مثل خود اطاعت کنید آنوقت شما [برای ضیاع (ضایع کردن) بضاعتتان که همان عقول شما است با اطاعت از بشرى مثل خود] البتّه زیانکار خواهید بود
- ترجمه سلطانیو اگر شما از بشری مثل خود اطاعت کنید آنوقت شما البتّه زیانکار خواهید بود
- ترجمه راستینو شما مردم اگر بشری مانند خود را اطاعت کنید بسیار زیانکار خواهید بود.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ أَيَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذَا مِتُّمْ وَكُنتُمْ تُرَابًا وَعِظَامًا أَنَّكُم مُّخْرَجُونَ
آیا به شما وعده میدهد که وقتی که شما میمیرید و خاک و استخوان میشوید آنگاه شما [از قبرها] خارج شوندهاید؟!
- ترجمه سلطانیآیا به شما وعده میدهد که وقتی که شما میمیرید و خاک و استخوان میشوید آنگاه شما (از قبرها) خارج شوندهاید؟!
- ترجمه راستینآیا به شما نوید میدهد که پس از آنکه مردید و استخوانهای شما هم پوسید و خاک شد باز (از گور) بیرونتان آرند؟!
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ
که [حیاتی] جز این حیات دنیایی ما نیست (وجود ندارد) چه بمیریم و چه زنده بمانیم هیچوقت [از قبرها] برانگیخته نخواهیم شد
- ترجمه سلطانیکه (حیاتی) جز این حیات دنیایی ما نیست (وجود ندارد) چه بمیریم و چه زنده بمانیم هیچوقت (از قبرها) برانگیخته نخواهیم شد
- ترجمه راستینزندگانی جز این چند روزه حیات دنیایمان بیش نیست که زنده شده و خواهیم مرد و دیگر هرگز برانگیخته نخواهیم شد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا وَمَا نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِينَ
همانا او جز مردی که بر خداوند به دروغ افتراء میزند نیست و ما به او مؤمن [یعنی اذعان کننده، یا موقن (یقین دارنده) بر گفتۀ او] نیستیم
- ترجمه سلطانیهمانا او جز مردی که بر خداوند به دروغ افتراء میزند نیست و ما به او مؤمن نیستیم
- ترجمه راستینو این شخص جز آنکه مردی است که دروغ و افترا بر خدا میبندد هیچ مزیّت ندارد و ما هرگز به او ایمان نخواهیم آورد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ قَالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَّيُصْبِحُنَّ نَادِمِينَ
[خداوند به عنوان اجابت بر دعای او] گفت: اندکی از آن [طولی] نمیکشد تا پشیمان شوند
- ترجمه سلطانیگفت: اندکی از آن (طولی) نمیکشد تا پشیمان شوند
- ترجمه راستینخدا فرمود: اندک زمانی نگذرد که این قوم سخت پشیمان خواهند شد.
- ترجمه الهی قمشهای٤١ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنَاهُمْ غُثَاءً فَبُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِـمِينَ
پس آنها را غرّشی (صدای وحشتناکی) به حقّ فرا گرفت و آنها را خاشاکی قرار دادیم پس برای گروه ستمگران دوری (هلاکت ثابتی) هست
- ترجمه سلطانیپس آنها را غرّشی (صدای وحشتناکی) به حقّ فرا گرفت و آنها را خاشاکی قرار دادیم پس برای گروه ستمگران دوری (هلاکت ثابتی) هست
- ترجمه راستینتا آنگاه که صیحه و بانگ آسمانی (عذاب) آنها را بگرفت و ما آنان را خار و خاشاک بیابان ساختیم، که ستمکاران را (از رحمت الهی) دوری باد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَى كُلَّ مَا جَاءَ أُمَّةً رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ
سپس رسولانمان را پی در پی فرستادیم هرگاه رسولشان نزد امّتی آمد او را تکذیب کردند پس بعضی آنها را در پی [هلاکت] بعضی [هلاک] کردیم و [سرگذشت] آنها را داستانهایی قرار دادیم [که دربارهٔ آنها داستان گویند و با قصص آنها افسانه کنند] پس برای قومی که ایمان نمیآورند دوری (هلاکت ثابتی) هست
- ترجمه سلطانیسپس رسولانمان را پی در پی فرستادیم هرگاه رسولشان نزد امّتی آمد او را تکذیب کردند پس بعضی از آنها را در پی (هلاکت) بعضی دیگر (هلاک) کردیم و (سرگذشت) آنها را داستانهایی قرار دادیم پس برای قومی که ایمان نمیآورند دوری (هلاکت ثابتی) هست
- ترجمه راستینسپس پیغمبران خود را پی در پی فرستادیم و هر قومی که رسول بر آنها آمد آن رسول را تکذیب و انکار کردند، ما هم آنها را از پی یکدیگر همه را هلاک کردیم و داستانهای هلاک آن اقوام را عبرت دیگران ساختیم، که قوم بیایمان را (از رحمت خدا) دوری باد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ
سپس موسی و برادرش هارون را با آیات [نهگانهٔ] خود [یا با معجزاتمان یا با احکام خویش] و سلطانی (دلیلی) واضح فرستادیم
- ترجمه سلطانیسپس موسی و برادرش هارون را با آیات خود و سلطانی (دلیلی) واضح فرستادیم
- ترجمه راستینآنگاه موسی و برادرش هارون را فرستادیم با آیات و معجزات خود و حجّت روشن.
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا عَالِينَ
به سوی فرعون و سران او پس [در برابر موسی (ع) و قبول دین او] استکبار ورزیدند و [آنها بحسب دنیا به سبب غلبۀ آنان بر اهل سرزمین خویش و علوّ (برتری) آنان بر کسانی که در مصر بودند] قومی برتری طلب بودند
- ترجمه سلطانیبه سوی فرعون و سران او پس استکبار ورزیدند و (آنها) قومی برتری طلب بودند
- ترجمه راستینبه سوی فرعون و اشراف قومش، آنها هم تکبر و نخوت کردند، زیرا آنان مردمی متکبّر و سرکش بودند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ فَقَالُوا أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنَا وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ
پس گفتند: آیا ما به دو بشری مثل خود ایمان بیاوریم و (حال آنکه) قوم آن دو بردگان ما هستند [یعنی آن دو نه به خود و نه به قوم خود برتریی ندارند و عاقل کسی که جهت برتریی در او نیست را برتر نمیدارد بلکه ما بر آن دو با استعباد (به بندگی گرفتن) قوم آن دو برتری داریم برای اینکه قبطیها در اعمال (کارها) سبطیها را به بردگی میکشیدند یا برای اینکه سبطیها مثل قبطیها فرعون را عبادت میکردند]
- ترجمه سلطانیپس گفتند: آیا ما به دو بشری مثل خود ایمان بیاوریم و (حال آنکه) قوم آن دو بردگان ما هستند
- ترجمه راستیناز این رو گفتند: چرا ما به دو بشر مثل خودمان ایمان آریم در صورتی که طایفه این دو مرد ما را اطاعت و بندگی میکنند؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ فَكَذَّبُوهُمَا فَكَانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ
پس آن دو را تکذیب کردند و [بعد از تکذیب کردن بلافرجه (بدون مهلت)] از هلاک شدگان [از حیات انسانی نه حیوانی یا از مهلکین (هلاک شدگان) به اغراق (غرق شدن)] بودند
- ترجمه سلطانیپس آن دو را تکذیب کردند و از هلاک شدگان بودند
- ترجمه راستینپس موسی و هارون را تکذیب کرده و بدین سبب همه هلاک شدند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ
و [لکن بعد از مدّتی] همانا هرآینه به موسی کتاب [نبوّت و احکام آن یا تورات را] دادیم با ترقّب به اینکه هدایت شوند
- ترجمه سلطانیو همانا هرآینه به موسی کتاب دادیم با ترقّب به اینکه هدایت شوند
- ترجمه راستینو همانا ما به موسی کتاب تورات را فرستادیم، باشد که آنها هدایت شوند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٠ وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ
و پسر مریم و مادرش را به عنوان آیت (نشانه) قرار دادیم و آن دو را در جای بلندی (مکان مرتفع) دارای [جایِ] قرار و آب روان (جاری) پناه دادیم {زیرا مریم (ع) از اوّل بلوغش آیت برای خداوند بود برای اینکه او متعبّدهٔ غیر ملتفته به دنیا و ملاذ (لذّتها) آن بود، رزقش از خداوند نزد او میآمد، میوهٔ صیف (تابستانی) در زمستان و میوۀ شتاء (زمستانی) در تابستان نزد او میآمد و بدون تماس با بشری حامله شد، و مدّت حمل (بارداری) او کوتاهترین مدّت بود، ساعتی یا اندکی بیشتر، که آن بر احدی ظاهر نشد که او حامله بود و بدون زوال بکارتش حامله شد و آیت بودن عیسی (ع) حاجت به تفصیل دربارهٔ آن نیست}
- ترجمه سلطانیو پسر مریم و مادرش را به عنوان آیت (نشانه) قرار دادیم و آن دو را در جای بلندی دارای (جایِ) قرار و آب روان پناه دادیم
- ترجمه راستینو ما پسر مریم و مادرش را آیت و معجزه بزرگ گردانیدیم و هر دو را به سرزمین بلندی که آنجا مکانی هموار و چشمهسار بود (شام و بیت المقدس) منزل دادیم.
- ترجمه الهی قمشهای٥١ يَاأَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِـحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ
ای رسولان از پاکیزهها بخورید {اکل (خوردن) به آنچه که عرف آن را به عنوان خوردن میشناسد اختصاص ندارد بلکه ادراک هر مدرک و فعل هر عضو و تحریک هر محرّک و تحرّک هر متحرّک برای آن اکل است و چون مراتب انسان زیاد میباشد طیّبات هر مرتبه از جهت خلقی بودن آن آنچه است که ملایم ملذّه برای وی باشد و از جهت حقّی آن آنچه است که مباح مکسوبه به امر خداوند مرضیّ (مورد پسند) خداوند باشد، چه موافق با سایر مراتب باشد یا نباشد} و به صالح [بزرگ یعنی همان ولایت و توجّهات و استعدادات و الهامات و مشاهدات متعلّق به آن] عمل کنید همانا من به آنچه [از اعمال قالبی و قلبی] که عمل میکنید دانا هستم
- ترجمه سلطانیای رسولان از پاکیزهها بخورید و به صالح (بزرگ) عمل کنید همانا من به آنچه که عمل میکنید دانا هستم
- ترجمه راستینای رسولان، از غذاهای پاکیزه (حلال) تناول کنید و به نیکوکاری و اعمال صالح پردازید که من به هر چه میکنید آگاهم.
- ترجمه الهی قمشهای٥٢ وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ
و [به رسولان گفتیم:] همانا این امّت شما [یعنی دین شما یا جماعت شما که آمّون (مؤمنان، ایمان داران) به شما، مؤتمن (اقتداء کننده) به شما هستند] امّتی واحد است {یعنی ای رسولان شما ائمّه بر بندگان ما هستید، پس به اعمال قالبیّهٔ مرضیّه بر نفوس و بر ما عمل کنید تا امّتهای شما از شما تأسّی کنند و از شما منزجر نشوند و از شما و از دینتان متنفّر نشوند، و به اعمال قلبی عمل کنید که با آن توجّه شما به ما و استفاضهٔ (طلب فیض کردن، فیض بردن) شما از ما است تا تربیت شما بر بندگان ما بحسب ظاهر و باطن تمام شود، برای اینکه من به آنچه اعمال قالبیّه و قلبیّهای که میکنید دانا هستم، و برای اینکه این امّت شما است و باید منظور از اعمال شما، صلاح حال آنان باشد} و من پروردگار شما هستم [که آنچه که قوام شما به آن است و آنچه که صلاح شما و صلاح امّتهایتان به آن است را بر شما افاضه میکنم، پس در عدم مراقبت حال امّتها و عدم توجّه به من برای اخذ آنچه که صلاح امّتها به آن] پس از من بترسید
- ترجمه سلطانیو همانا این امّت شما امّتی واحد است و من پروردگار شما هستم پس از من بترسید
- ترجمه راستینو این مردم همه یک دین و متفق الکلمه یک امت شمایند و من یگانه خدای شما هستم، پس از من بترسید.
- ترجمه الهی قمشهای٥٣ فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
پس [امّت هر رسولی در زمان او بواسطهٔ مراقبت رسول (ع) و اجتماع آنها بر ملّت او امّت واحدى بودند، پس بعد از رفتن رسولشان به خاطر استبداد به رأی بعضی از آنان و عدم انقیادشان بر وصیّ رسولشان و اختیار کردن هر کدام مذهبی و مسلکی را] امرشان (امر دینشان) را بین خود به فرقههایی قطعه قطعه (متفرّق) کردند که هر حزبی (گروهی) به آنچه که نزد آنها است شادمانند
- ترجمه سلطانیپس امرشان را بین خود به فرقههایی قطعه قطعه کردند که هر حزبی (گروهی) به آنچه که نزد آنها است شادمانند
- ترجمه راستینآنگاه مردم (با وجود این سفارش خدا) امر (دین) خود را پاره پاره کردند (و در آیین، فرقه فرقه شدند) و هر گروهی به آنچه نزد خود پسندیدند دلخوش گشتند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٤ فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ
پس آنها را تا چندی (مدّتی) [یعنی تا حین (وقت) عذاب به دست تو یا به دست خلیفهٔ تو یا تا حین مرگ و ظهور علیّ (ع)] در غفلت خویش رها کن (واگذار)
- ترجمه سلطانیپس آنها را تا چندی (مدّتی) در غفلت خویش رها کن
- ترجمه راستینپس بگذار که این بیخبران در جهل و غفلت خود به سر برند تا هنگامی معین (که روز مرگ و قیامت باشد).
- ترجمه الهی قمشهای٥٥ أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَبَنِينَ
آیا میپندارند که چون آنان را با مال و فرزندان مدد میکنیم
- ترجمه سلطانیآیا میپندارند که چون آنان را با مال و فرزندان مدد میکنیم
- ترجمه راستینآیا این مردم کافر میپندارند این که ما آنها را مدد به مال و فرزندان میکنیم،
- ترجمه الهی قمشهای٥٦ نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ بَل لَّا يَشْعُرُونَ
در [دادن] خیرات به آنها شتاب میکنیم؟ [پس به خاطر آن از وصیّ تو استنکاف میکنند!] بلکه شعور نمیورزند [که آن استدراج و مکر برای آنها است و لذا میپندارند و استنکاف میکنند]
- ترجمه سلطانیدر (دادن) خیرات به آنها شتاب میکنیم؟ بلکه شعور نمیورزند
- ترجمه راستینبرای آن است که میخواهیم در حق ایشان مساعدت و تعجیل به خیرات دنیا کنیم؟ (نه چنین است) بلکه (برای امتحان است و) آنها نمیفهمند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٨ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ
و آنها کسانی هستند که به آیات پروردگارشان [یعنی به جملهٔ آیات او بخصوص به آیات بزرگ او از انبیاء و اولیاء (ع) اذعان میکنند، یا کسانی که با بیعت عامّه یا خاصّه به آیات پروردگارشان ایمان میآورند یا کسانی که به سبب آیات پروردگارشان به اینکه آیات آفاقی و انفسی سبب برای این گشته که به انبیاء (ع) توجّه کنند با بیعت عامّه یا خاصّه ایمان میآورند و با بیعت عامّه بر دست آنان اسلام آوردند، یا به اولیاء و بر دست آنان با بیعت خاصّه] ایمان میآورند
- ترجمه سلطانیو آنها کسانی هستند که به آیات پروردگارشان ایمان میآورند
- ترجمه راستینو آنان که به آیات خدای خود ایمان میآورند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٩ وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ
و آنان کسانی هستند که [بعد اسلام یا ایمان] به پروردگار [مضاف] خود [و همان ربّ آنان در ولایت] شریک نمیآورند [به اینکه بر دست غیر آنان بیعت کنند یا به غیر آنان توجّه کنند یا از غیر آنان اطاعت کنند یا از هوایشان تبعیّت کنند]
- ترجمه سلطانیو آنان کسانی هستند که به پروردگار خود شریک نمیآورند
- ترجمه راستینو آنان که هرگز به پروردگارشان مشرک نمیشوند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٠ وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ
و کسانی هستند که آنچه که داده شدهاند را میدهند [آنچه که اعطاء شدهاند را عطاء میکنند از صدقات یا از جملهٔ اعمال الهی] و (در حالی که) قلوبشان ترسان (خائف) [از تقصیرشان در اعمال] است [برای اینکه آنان میدانند که استطاعت ندارند که فی الله به حقّ جهاد او مجاهده کنند و دربارهٔ او به حقّ جهادشان جهاد نمینمایند] از اینکه آنها [هنوز با تقصیر به سوی خداوند یا] به سوی پروردگار [مضاف]شان بازگشت کنندهاند [یا قلوب آنان ترسان است از اینکه آنها هنوز با تقصیر به سوی خداوند یا به سوی ربّ مضافشان باز میگردند، یا قلوب آنان ترسان است از فوت رجوع به ربّشان و از اینکه برای آنان رجوع به حضور نزد ربّ مضافشان با فکر مصطلح صوفیّه که همان تمثّل صورت شیخ نزد سالک است ممکن نمیشود، یا قلوب آنان ترسان است برای اینکه آنها در سلوک به سوی ربّ مضافشان میباشند و هر چه به او نزدیک میشوند بیشتر از سابق به عظمتش مستعشر میشوند و هر چه به عظمت او مستعشر میشوند خشیت و هیبت او بر آنها شدیدتر میشود]
- ترجمه سلطانیو کسانی هستند که آنچه که داده شدهاند را میدهند و (در حالی که) قلوبشان ترسان است از اینکه آنها به سوی پروردگارشان بازگشت کنندهاند
- ترجمه راستینو آنان که آنچه وظیفه بندگی و ایمان است به جای آورده و باز از این که (روزی) به خدای خود رجوع میکنند دلهاشان ترسان است.
- ترجمه الهی قمشهای٦١ أُولَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ
آنان در خیرها شتاب میکنند و آنان به خاطر آنها از یکدیگر سبقت گیرندهاند {یعنی متّصف به سبقت هستند یا در قرب نزد خداوند یا به سوی طاعت یا ثواب یا جنّت سابق از مردم هستند یا آنها قبل از آخرت یا قبل از مردم آخذ (اخذ کننده) آن هستند}
- ترجمه سلطانیآنان در خیرها شتاب میکنند و آنان به خاطر آنها از یکدیگر سبقت گیرندهاند
- ترجمه راستینچنین بندگانی تعجیل در خیرات میکنند و اینان هستند که به کارهای نیکو سبقت میجویند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٢ وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ
و نفسی را تکلیف نمیکنیم مگر به وسع آن و نزد ما کتابی است [همان کتاب اعمال آنان که حفظه (نگهبانان) آن را مینویسند یا همان کتاب سابق بر وجود آنان از الواح عالیه] که به حقّ نطق میکند و [با زیادت عقاب یا با عقوبت کردن بدون استحقاق] به آنان ستم نمیشود
- ترجمه سلطانیو نفسی را تکلیف نمیکنیم مگر به وسع آن و نزد ما کتابی است که به حقّ نطق میکند و به آنان ستم نمیشود
- ترجمه راستینو ما هیچ نفسی را بیش از وسع و توانایی او تکلیف نمیکنیم و نزد ما کتابی است (از لوح محفوظ الهی) که آن کتاب سخن به حق گوید و به هیچ کس هرگز ستم نخواهد شد.
- ترجمه الهی قمشهای٦٣ بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِّن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ
بلکه قلوب آنان از این [کتاب یا از اوصاف اخیار سابقین یا از اتّصاف اخیار به این اوصاف یا از قرآن از آنچه ذکر شد در غفلت] فرو رفته (غرق شده) و آنان اعمال [دیگر]ی غیر آن [تفرّق در دین] دارند که آنها به آن [یعنی به فَرِح (شادمانی) به آنچه که نزد آنها است و اعجاب به آرای خود، یا غیر از آن جهل و غمرت (غفلت عمیق) از آنچه که عبادت به خاطر هوی میباشد چه به صورت عبادات باشد یا به صورت معاصی] عمل کنندهاند
- ترجمه سلطانیبلکه قلوب آنان (در غفلت) از این فرو رفته (غرق شده) و آنان اعمالی (دیگر) غیر آن دارند که آنها به آن (اعمال) عمل کنندهاند
- ترجمه راستینبلکه دلهای کافران از این (کتاب حق) در جهل و غفلت است و اعمالی که این کافران عامل آنند غیر اعمال آن اهل ایمان است (که در آیات سابق ذکر شد).
- ترجمه الهی قمشهای٦٤ حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ
تا آنکه وقتی که مترفین (متنعّمان مصرّ بر نافرمانی) آنها را به عذاب بگیریم آنوقت آنها [به استغاثه و التماس] فریاد میکنند
- ترجمه سلطانیتا آنکه وقتی که مترفین (متنعّمان مصرّ بر نافرمانی) آنها را به عذاب بگیریم آنوقت آنها (به استغاثه و التماس) فریاد میکنند
- ترجمه راستین(این کافران به همین کردار بد مشغولند) تا آنگاه که ما متنعّمان آنها را به عذاب بگیریم در آن حال فریاد آنها بلند شود.
- ترجمه الهی قمشهای٦٥ لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ
امروز فریاد نکنید که شما از سوی ما یاری نمیشوید
- ترجمه سلطانیامروز فریاد نکنید که شما از سوی ما یاری نمیشوید
- ترجمه راستین(و ما فرماییم که) امروز فریاد مکنید، که از ما به شما هیچ مدد و یاری نخواهد رسید.
- ترجمه الهی قمشهای٦٦ قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ
همانا آیات من بر شما خوانده میشد آنگاه شما رو به سوی پیشینیانتان میگرداندید (رجوع میکردید)
- ترجمه سلطانیهمانا آیات من بر شما خوانده میشد آنگاه شما رو به سوی پیشینیانتان میگرداندید
- ترجمه راستینزیرا همانا آیات من بر شما تلاوت میشد و شما واپس میرفتید (و بر کفر میافزودید).
- ترجمه الهی قمشهای٦٧ مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ
[در حالی که] در شب نشینی [با یکدیگر] که یاوه گویی میکردید [یعنی از محمّد (ص) قطع میکردید یا مسخره یا استهزاء میکردید یا فحش میدادید و] به آن استکبارورز بودید [یعنی به بیت یا به بلد (شهر) مکّه، و شهرت افتخار آنان و استکبار آنان به بلد الحرام و بیت الحرام، یا به قرآن زیرا تلاوت آیات بر آن دلالت میکند، یا به محمّد (ص) زیرا جاری بودن آن بر زبانهایشان در محافل آنان قرینه برای آن است]
- ترجمه سلطانی(در حالی که) در شب نشینی (با یکدیگر) که یاوه گویی میکردید به آن استکبارورز بودید
- ترجمه راستیندر حالتی که به هذیان و افسانههای شبانه خود (از شنیدن کلام خدا) تکبر و دوری میکردید.
- ترجمه الهی قمشهای٦٨ أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَـوْلَ أَمْ جَاءَهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ
آیا پس در این گفتار تدبّر نکردهاند [یعنی آیا به تو و به ادّعای رسالتت اکتراث (پروا کردن) نکردهاند و اینکه در قرآن تدبّر نکردهاند یا آیا در گفتار تو تدبّر نمیکردهاند تا بدانند که آن از روی هوای نفسانی و امراض قلبیّه و اغراض دنیویّه نیست] یا آنچه [از کتاب و شریعت و رسول] که برای نیاکانشان نیامده برای آنها آمده؟
- ترجمه سلطانیآیا پس در این گفتار تدبّر نکردهاند یا آنچه که برای نیاکانشان نیامده برای آنها آمده؟
- ترجمه راستینآیا در این سخن (خدا و قرآن بزرگ) فکر و اندیشه نمیکنند (تا حقانیت آن را درک کنند) یا آنکه کتاب و رسول تنها بر اینان آمده و بر پدران پیشین آنها نیامده؟
- ترجمه الهی قمشهای٦٩ أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ
یا رسولشان را [به نسب و حسب و به صدق و امانت از اوّل نشو (رشد) او] نشناختند که آنها [نه برای شریعت و کتاب، برای عدم معرفتشان به حال او] او را انکار کنندهاند
- ترجمه سلطانییا رسولشان را نشناختند که آنها او را انکار کنندهاند
- ترجمه راستینیا آنکه اینان رسول خود را نشناختهاند که او را انکار و تکذیب میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٠ أَمْ يَقُـولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءَهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ
یا به او میگویند که مجنون است [و برای آن او را انکار میکنند] بلکه [هیچ چیزی از آنها نیست و لکن او] حقّ را برای آنان آورد [که از سنخ آنان نبود برای اینکه آنها باطل و از جهت سنخ بر باطل بودند] و بیشتر آنان از حقّ ناخوشنود (بیزار) هستند
- ترجمه سلطانییا به او میگویند که مجنون است بلکه (او) حقّ را برای آنان آورد و بیشتر آنان از حقّ ناخوشنود (بیزار) هستند
- ترجمه راستینیا آنکه میگویند که این رسول را جنونی عارض شده (که دعوی رسالت میکند) ؟ (چنین نیست) بلکه دین حق را بر آنها آورده و لیکن اکثر آنها از حق روگردان و متنفرند.
- ترجمه الهی قمشهای٧١ وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ
و اگر حقّ از هواءهای آنها پیروی میکرد {حقّ مطلق همان الله است، و حقّ مضاف مشیّت او و همان فعل او تعالی است سپس ولایت، سپس نبوّت، سپس رسالت، سپس هر آنچه است که در آن حقّ بودن غالب و بطلان (باطل بودن) مغلوب باشد} حتماً آسمانها و زمین و کسانی که در آنها هستند فاسد میشدند {برای اینکه أهواء آنان از آنچه که در آن مشتهیات نفوس آنها است تجاوز نمیکند بدون ملاحظهٔ غایتی برای آن مشتهیات و بدون ملاحظهٔ حقوق کسانی که در عالم صغیر آنها و کسانی که در عالم کبیر هستند و اگر این حقوق مراعات نشود البتّه آسمانها و زمین و کسانی که در آنها در عالم صغیر هستند فاسد میشوند و کسانی که در عالم کبیر هستند فاسد میشوند} بلکه ذکر (رسول یا قرآن یا شریعت یا سلطنت) آنها را برای آنها آوردیم پس آنان از ذکرشان [که ما آن را برای آنان آوردهایم] اعراض کنندهاند
- ترجمه سلطانیو اگر حقّ از هواءهای آنها پیروی میکرد حتماً آسمانها و زمین و کسانی که در آنها هستند فاسد میشدند بلکه ذکر آنها را برای آنها آوردیم پس آنان از ذکرشان اعراض کنندهاند
- ترجمه راستینو اگر حق تابع هوای نفس آنان شود همانا آسمانها و زمین و هر که در آنهاست فاسد خواهد شد. (و کافران از جهل نسبت جنون به رسول ما دادند؛ چنین نیست) بلکه ما اندرز قرآن بزرگ را بر آنها فرستادیم و آنان از این اندرز خود اعراض کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٢ أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجًا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
یا از آنها خرجی را سؤال (درخواست) کن [یعنی بلکه چیزی مانع از آن نیست و لکن از آنان خرجی را سؤال کن که آن خرج بر آنان سنگینی کند، پس رسالت تو را لذلک انکار میکنند، پس اگر از آنها سؤال میکردهای پس دیگر چنین سؤالى را از آنها مکن] و مزد پروردگارت بهتر است [برای تو از هر مزدی زیرا مزد او همهٔ ما سوای او است] و او بهترین روزی دهندگان است
- ترجمه سلطانییا از آنها خرجی را سؤال (درخواست) کن و مزد پروردگارت بهتر است و او بهترین روزی دهندگان است
- ترجمه راستینمگر تو از این امت خرج و مزد رسالت میخواهی؟ (هرگز!) مزدی که خدا به تو دهد (از هر چیز) بهتر است، که خدا بهترین روزی دهنده است.
- ترجمه الهی قمشهای٧٣ وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
و همانا تو البتّه آنها را به راه مستقیم (راست) دعوت میکنی [یعنی انکار آنان برای این نیست که تو آنان را به راهی معوّج (کج) فرا میخوانی که عقول آنان آن را قبول نمیکند]
- ترجمه سلطانیو همانا تو البتّه آنها را به راه مستقیم (راست) دعوت میکنی
- ترجمه راستینو البته تو خلق را به راه راست میخوانی.
- ترجمه الهی قمشهای٧٤ وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ
و همانا کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند [در معنی لکن آنان که به آخرت اذعان نمیکنند] البتّه از راه منحرف شوندهاند [یعنی عدول کنندهاند و لذا انکار میکنند]
- ترجمه سلطانیو همانا کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند البتّه از راه منحرف شوندهاند
- ترجمه راستینو لیکن آنان که به آخرت ایمان نمیآورند از آن راه راست برمیگردند.
- ترجمه الهی قمشهای