حزب شمارهٔ ۷۵
١١١ قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ
گفتند: آیا به تو ایمان بیاوریم و (حال آنکه) فرومایگان از تو پیروی میکنند
- ترجمه سلطانیگفتند: آیا به تو ایمان بیاوریم و (حال آنکه) فرومایگان از تو پیروی میکنند
- ترجمه راستینقوم نوح (از کبر و خود پرستی) پاسخ دادند که ما چگونه به تو ایمان آوریم در صورتی که پیروانت معدودی مردم خوار و فرومایهاند؟
- ترجمه الهی قمشهای١١٢ قَالَ وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
[نوح] گفت: [و چرا آنان را اراذل مینامید و حسن عمل آنها و نه قبح آن به دست من و با اطّلاع من نیست جز این بر من نباشد که آخذ (گیرنده) بیعت از آنها برای پروردگارم هستم] و از آنچه که عمل میکردهاند اطلاعی ندارم
- ترجمه سلطانی(نوح) گفت: و از آنچه که عمل میکردهاند اطلاعی ندارم
- ترجمه راستیننوح گفت: مرا چه کار که افعال و احوال پیروانم را بدانم (که از طبقه عالی یا دانیاند)؟
- ترجمه الهی قمشهای١١٣ إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ
که حسابشان [در عملشان] جز بر پروردگارم نیست [و حساب آنان بر من نیست تا در عملشان مراقب آنان باشم] اگر [آن را] میفهمید
- ترجمه سلطانیکه حسابشان جز بر پروردگارم نیست اگر (آن را) میفهمید
- ترجمه راستیناگر شعور و معرفتی دارید بدانید که حساب کار آنها بر کسی جز خدای من نخواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای١١٥ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ
که من جز بیم دهندهای روشنگر نیستم [و شأن من طرد کردن احدی یا مراقبت از عملی نیست، جز این نیست که طرد کردن و مراقبت کردن بنابر شأن ولایت است]
- ترجمه سلطانیکه من جز بیم دهندهای روشنگر نیستم
- ترجمه راستینمن جز آنکه مردم را اندرز کنم و از خدا بترسانم وظیفهای ندارم.
- ترجمه الهی قمشهای١١٦ قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَانُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ
[بعد آنکه دیدند که او از اتباع خود حمایت میکند و آنان را از اتّباع خود طرد نمیکند و چون از محاجّه کردن با او عاجز شدند او را به قتل به بدترین انواع آن تهدید کردند، همانطور که آن دیدن (رسم، رویه) هر غالب عاجز از محاجّه کردن است] گفتند: ای نوح اگر دست برنداری البتّه قطعاً از سنگسار شدگان خواهی بود
- ترجمه سلطانیگفتند: ای نوح اگر دست برنداری البتّه قطعاً از سنگسار شدگان خواهی بود
- ترجمه راستینباز قوم نوح گفتند: ای نوح، اگر ترک این سخنان نگویی سخت سنگسار میشوی.
- ترجمه الهی قمشهای١١٧ قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ
[نوح بعد آنکه به مدّت نهصد و پنجاه سال یا کمی کمتر از آن، با آنان مدارا کرد به عنوان سائل (درخواست کننده) از خداوند به عنوان شاکی بر او] گفت: پروردگارا همانا قوم من مرا تکذیب کردهاند
- ترجمه سلطانی(نوح) گفت: پروردگارا همانا قوم من مرا تکذیب کردهاند
- ترجمه راستیننوح گفت: پروردگارا، قوم من سخت مرا تکذیب کردند.
- ترجمه الهی قمشهای١١٨ فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِيَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
پس بین من و آنها با حکمی (قضاوتی) حکم کن و من و کسانی از مؤمنین که با من هستند را [از آنان یا از عذاب مسؤل (سؤال شده) بر آنها] نجات بده {بین دعای او و وعدهٔ اجابت بر او، و غرق کردن آنان مدّت مدیدی بوده است}
- ترجمه سلطانیپس بین من و آنها با حکمی (قضاوتی) حکم کن و من و کسانی از مؤمنین که با من هستند را نجات بده
- ترجمه راستینپس بین من و آنها حکم فرما و به ما گشایشی عطا کن، و من و مؤمنانی که با من همراهند از شر قوم نجات ده.
- ترجمه الهی قمشهای١١٩ فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ
پس او و همراهان او را در کشتیی پُر شده [از مردم و سایر جنبندگان] نجات دادیم
- ترجمه سلطانیپس او و همراهان او را در کشتیی پُر شده نجات دادیم
- ترجمه راستینما هم او را با همه آنان که در آن کشتی انبوه در آمدند به ساحل سلامت رساندیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٢١ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
همانا در آن البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه سلطانیهمانا در آن البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه راستینهمانا در این (نجات مؤمنان و هلاک کافران قوم نوح) آیت عبرتی است، و اکثرشان ایمان نیاوردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٧ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ
و از شما برای آن مزدی درخواست نمیکنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه سلطانیو از شما برای آن مزدی درخواست نمیکنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه راستینو من از شما اجری برای رسالت نمیخواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٨ أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ
آیا بر هر [زمین] بلندی نشانهای (قصرهایی) بناء میکنید که بیهودگی کنید
- ترجمه سلطانیآیا بر هر (زمین) بلندی نشانهای (قصرهایی) بناء میکنید که بیهودگی کنید
- ترجمه راستینآیا بنا میکنید به هر سرزمین مرتفع عمارت و کاخ برای آنکه به بازی عالم سرگرم شوید (و از یاد خدا غافل مانید).
- ترجمه الهی قمشهای١٢٩ وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ
و کوشکهایی (عمارتهای عالی در خارج شهر، قصرها، دژها) اتّخاذ میکنید [و لذا بنیان آنها را محکم میکنید] تا شاید که شما ماندگار شوید
- ترجمه سلطانیو کوشکهایی (عمارتهای عالی در خارج شهر) اتّخاذ میکنید تا شاید که شما ماندگار شوید
- ترجمه راستینو عمارتهای محکم بنا میکنید به امید آنکه در آن عمارات عمر ابد کنید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٣٠ وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ
و وقتی که دست مییازید [همچون] زورگویان دست درازی میکنید [نه مانند مؤدّبان (آداب دانان)، یعنی آنکه شما بین افراط در قوّهٔ شهویّه و افراط در قوّهٔ غضبیّه را جمع کردهاید]
- ترجمه سلطانیو وقتی که دست مییازید (همچون) زورگویان دست درازی میکنید
- ترجمه راستینو چون (به ظلم و بیداد خلق) دست گشایید کمال قساوت و خشم کار بندید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٣٦ قَالُوا سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ
[در جواب او از جهت اظهار بر عدم اعتداد (به شمار آوردن) او] گفتند: برای ما یکسان است، چه موعظه کنی یا از واعظین نباشی
- ترجمه سلطانیگفتند: برای ما یکسان است، چه موعظه کنی یا از واعظین نباشی
- ترجمه راستینگفتند: تو این همه وعظ و نصیحت کنی یا هیچ نکنی به حال ما یکسان است.
- ترجمه الهی قمشهای١٣٨ وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
و ما از عذاب شوندگان نیستیم [برای اینکه بعث و نه حساب و نه عِقاب نیست، یا برای اینکه ما بر آن حقّی هستیم که به آن مستحقّ ثوابیم نه عِقاب]
- ترجمه سلطانیو ما از عذاب شوندگان نیستیم
- ترجمه راستینو ما هرگز (پس از مرگ دیگر زنده نمیشویم و هرگز قیامت و ثواب و) عقابی نخواهیم داشت.
- ترجمه الهی قمشهای١٣٩ فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
و او را تکذیب کردند پس آنان را هلاک کردیم همانا در آن [مذکور از قصّۀ هود و قومش یا از هلاک قوم هود] البتّه علامتی هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه سلطانیو او را تکذیب کردند پس آنان را هلاک کردیم همانا در آن البتّه علامتی هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه راستینالغرض، رسول حق را تکذیب کردند و ما هم آنان را هلاک گردانیدیم، همانا در این (هلاک قوم عاد) آیت عبرتی است، و بیشتر آنها ایمان نیاوردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٤٢ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِـحٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنوقت که برادرشان صالح به آنان گفت: آیا پروا نمیکنید؟
- ترجمه سلطانیآنوقت که برادرشان صالح به آنان گفت: آیا پروا نمیکنید؟
- ترجمه راستینهنگامی که مهربان برادرشان صالح به آنها گفت: آیا متّقی و خدا ترس نمیشوید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٤٥ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ
و اجرتی برای آن از شما درخواست نمیکنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه سلطانیو اجرتی برای آن از شما درخواست نمیکنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه راستینو من اجری از شما برای رسالت نمیخواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.
- ترجمه الهی قمشهای١٤٦ أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ
آیا [گمان کردهاید که] در آنچه که در اینجا ایمن هستید ترک (رها) میشوید!؟
- ترجمه سلطانیآیا (گمان کردهاید که) در آنچه که در اینجا ایمن هستید ترک (رها) میشوید!؟
- ترجمه راستینآیا (تصور میکنید که تا ابد) ایمن از مرگ در این ناز و نعمت دنیا خواهید ماند؟
- ترجمه الهی قمشهای١٤٩ وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ
و از کوهها، ماهرانه خانههایی میتراشید
- ترجمه سلطانیو از کوهها، ماهرانه خانههایی میتراشید
- ترجمه راستینو خیال میکنید دائم در این عماراتی که در کوهستان (و ییلاقات) با کمال دقت بنا کردهاید به آسایش تعیّش میکنید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٥٢ الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ
کسانی که در زمین فساد میکنند و اصلاح نمینمایند
- ترجمه سلطانیکسانی که در زمین فساد میکنند و اصلاح نمینمایند
- ترجمه راستینکه آن مردم در زمین همه گونه فساد میکنند و هیچ گونه به اصلاح (حال خلق) نمیپردازند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٤ مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
تو جز بشری مثل ما نیستی، پس اگر از راستگویان میباشی نشانهای بیاور
- ترجمه سلطانیتو جز بشری مثل ما نیستی، پس اگر از راستگویان میباشی نشانهای بیاور
- ترجمه راستین(و گرنه) تو هم مثل ما بشری بیش نیستی، اگر راست میگویی معجزی بیاور.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٥ قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ
گفت: این ماده شتری است که آبشخوری دارد و شما روزی معیّن آبشخور دارید
- ترجمه سلطانیگفت: این ماده شتری است که آبشخوری دارد و شما روزی معیّن آبشخور دارید
- ترجمه راستینصالح گفت: این ناقه (معجزه من) است، آب نهر را روزی ناقه بنوشد و روزی شما بنوشید.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٦ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُـوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ
پس به بدی آن را مسّ (لمس) مکنید که عذاب روزی عظیم شما را فرا میگیرد
- ترجمه سلطانیپس به بدی آن را مسّ (لمس) مکنید که عذاب روزی عظیم شما را فرا میگیرد
- ترجمه راستینو هرگز سوء قصدی بر ناقه مکنید که به عذاب روزی بزرگ و سخت گرفتار خواهید شد.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٨ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
و عذاب آنان را در گرفت، همانا در آن البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه سلطانیو عذاب آنان را در گرفت، همانا در آن البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه راستینآن گاه عذاب موعود آنان را درگرفت (و هلاک گردیدند) . همانا در هلاک این قوم آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آنها ایمان نیاوردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦١ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنوقت که برادرشان [در معاشرت نه اخوّت قبیلهای یا دینی] لوط به آنها گفت: آیا پروا نمیکنید؟
- ترجمه سلطانیآنوقت که برادرشان لوط به آنها گفت: آیا پروا نمیکنید؟
- ترجمه راستینهنگامی که مهربان برادر آنها لوط به آنان گفت: آیا خدا ترس و پرهیزکار نمیشوید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٦٤ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ
و برای آن از شما اجرتی درخواست نمیکنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه سلطانیو برای آن از شما اجرتی درخواست نمیکنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه راستینو من از شما اجری برای رسالت خود نمیخواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٦ وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ
و آنچه از ازواجتان که پروردگارتان برای شما خلق کرده را رها میکنید بلکه شما [در جملهٔ امورتان] قومی تجاوزکار هستید {تکالیف اختیاریّهٔ نبویّه یا ولویّه مطابق بر تکالیف تکوینیّهٔ الهیّه است، و خداوند تعالی جنس حیوان را در اکثر انواع آن مکلّف به اجتماع کرد، به اینکه در آنها شهوات را نهاد و در آنها مذکّر و مؤنّث قرار داد و نفوس آن دو را به حیثی قرار داده که هر کدام به اقتضای شهوت وقاع که در آنها قرار داده از دیگری صبر نکنند، و مقصود از خلق شهوت جز بقای نوع نبوده زیرا اگر شهوت نمیبود وقاع بین سایر انواع حیوان نمیبود، و امّا انسان، و اگرچه به محض تکلیف اختیاری نبوی وقاع ممکن میشود لکن اندک است که آن واقع شود زیرا اکثر نفوس بر اوامر تکلیفیّ اعتداء نمیکنند و اگر اوامر تکوینی نبود به محض اوامر تکلیفیّ نبویّ مواقعه نمیکردند و در آن فناء نوع یا تقلیل آن میبود، و به قصد تناسل در نر و ماده آلت قضای شهوت قرار داد تعالی به حیثی که مادّهٔ انسان که همان نطفه است را در مقرّ مخصوص مستقرّ مینماید و مذکّر و مؤنّث را به نحوی دو عاشق بر فرزند و دو مربّی بر او مانند جزوی از آن دو قرار داد، و غیر انسان از حیوان چون شیطنت برای او نمیباشد در ثَقْبی (سوراخی، سنبیدنی) که برای آن نیست رغبت نمیکند که در آن وطی کند و با امر تکوینیّ مخالفت نمیکند و امر تکلیفی ندارد، و امّا انسان که با قوّهٔ متخیّله و وسوسهٔ شیطان تدبّر میکند و در امر قضاء شهوت تصرّف مینماید و گاهی با تدبیرش و شیطنتش با امر تکوینی و امر تکلیفی مخالفت میکند، و خداوند او را رها نکرد که او را در دنیا معاقبت (دنبال کردن، عقوبت) میکند و او را بر مخالفت با امر تکوینی مؤاخذه مینماید و برای او عقوبت و حدّی برای مخالفت با امر تکلیفی قرار داد، و چون خروج از امر تکلیفی در این مورد با قطع نسل افساد کلّی در زمین هست و مرد را بر طبیعت زن قرار داد و نفس را در قوّهٔ حیوانیّت خارج از حیاء و پستتر از نفس حیوان قرار داد خداوند عقوبت کسی را که ذکران (دو نر) آورد را اشدّ از جمیع عقوبات قرار داد}
- ترجمه سلطانیو آنچه از ازواجتان که پروردگارتان برای شما خلق کرده را رها میکنید بلکه شما قومی تجاوزکار هستید
- ترجمه راستینو زنان را که خدا همسر شما آفریده رها میکنید؟آری شما بسیار مردم متعدی نابکاری هستید.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٧ قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَالُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ
گفتند: ای لوط اگر [از آنچه که از آن نهی میکنی] دست برنداری حتماً از اخراج شدگان [از روستای ما] خواهی بود
- ترجمه سلطانیگفتند: ای لوط اگر دست برنداری حتماً از اخراج شدگان (از روستای ما) خواهی بود
- ترجمه راستینقوم در جواب گفتند: ای لوط، اگر از این پس دست از این نهی و منع بر نداری از شهر رانده خواهی شد.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٨ قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِينَ
[لوط] گفت: همانا من برای این عمل شما خشمگین هستم [نه از خود شما، زیرا شما آفریدۀ پروردگارم هستید و قادر نیستم که از شما خشمگین باشم و لکن عملتان برای مخالف بودن آن بر امر تکوینی و تکلیفی او برای من مغضوب باشد، چه مرا از روستایتان بیرون کنید یا بیرون نکنید، سپس از آنان روی گرداند و به خداوند التجاء کرد و گفت:]
- ترجمه سلطانی(لوط) گفت: همانا من برای این عمل شما خشمگین هستم
- ترجمه راستینلوط باز گفت: من خود دشمن این کار زشت شما هستم.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٩ رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ
پروردگارا من و خانوادهام را از شرّ آنچه که عمل میکنند رهایی بده
- ترجمه سلطانیپروردگارا من و خانوادهام را از شرّ آنچه که عمل میکنند رهایی بده
- ترجمه راستینبار الها، من و اهل بیتم را از (عقاب) این عمل زشت قوم نجات بخش.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٣ وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنذَرِينَ
و بر آنان بارشی [عجیب از سنگ] باراندیم و باران انذار شدگان چه بد بود
- ترجمه سلطانیو بر آنان بارشی باراندیم و باران انذار شدگان چه بد بود
- ترجمه راستینو آنها را به سنگباران عذاب که باران بسیار سختی بر سر بیم داده شدگان (بد کار) است هلاک ساختیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٤ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
همانا در آن البتّه آیتی هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه سلطانیهمانا در آن البتّه آیتی هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه راستینهمانا در این هلاک قوم لوط نیز آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آنها ایمان نیاوردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٠ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ
و برای آن از شما مزدی درخواست نمیکنم؛ که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه سلطانیو برای آن از شما مزدی درخواست نمیکنم؛ که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه راستینو من از شما هرگز اجر رسالت نمیخواهم و جز به خدای عالم به کسی چشم پاداش ندارم.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٣ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
و به مردم چیزهای آنها را کم ندهید و در زمین به فساد انگیزی برنخیزید
- ترجمه سلطانیو به مردم چیزهای آنها را کم ندهید و در زمین به فساد انگیزی برنخیزید
- ترجمه راستینو آنچه به مردم میفروشید (تمام بدهید و) از وزن و پیمان کم نگذارید، و در زمین به ظلم و فساد کاری برنخیزید.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٤ وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ
و از کسی که شما و امّت (اصل و ریشه) پیشینیان را خلق کرده است پروا کنید
- ترجمه سلطانیو از کسی که شما و امّت (اصل و ریشه) پیشینیان را خلق کرده است پروا کنید
- ترجمه راستینو از خدایی که شما و کفر پیشگان پیشین را آفریده بترسید (و خلاف امر او مکنید).
- ترجمه الهی قمشهای١٨٦ وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَـمِنَ الْكَاذِبِينَ
و تو جز بشری مثل ما نیستی که [همانا] ما میپنداریم که تو البتّه از دروغگویانی
- ترجمه سلطانیو تو جز بشری مثل ما نیستی که ما میپنداریم که تو البتّه از دروغگویانی
- ترجمه راستینو تو جز آنکه بشری هستی مانند ما هیچ گونه مزیّتی بر دیگران نداری. و ما تو را (در دعوت نبوت) دروغگو میپنداریم.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٧ فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
پس پارهای از آسمان را بر ما بینداز اگر از راستگویان هستی
- ترجمه سلطانیپس پارهای از آسمان را بر ما بینداز اگر از راستگویان هستی
- ترجمه راستیناگر راست میگویی (که پیغمبر خدایی) قطعهای از آسمان را بر سر ما فرود آور (تا تصدیق تو کنیم).
- ترجمه الهی قمشهای١٨٨ قَالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ
گفت: پروردگار من به آنچه که عمل میکنید داناتر است [پس اگر شما را مستحقّ عذاب و اسقاط آسمان بر شما ببینید، پس به شما انجام میدهد، و اگر شما را مستحقّ توبه و مستعدّ رحمت خود ببیند به شما توفیق میدهد]
- ترجمه سلطانیگفت: پروردگار من به آنچه که عمل میکنید داناتر است
- ترجمه راستینشعیب گفت: خدای من بهتر بر (صدق دعوی من و کذب قول و زشتی) افعال شما آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٩ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
و او را تکذیب کردند پس عذاب روز سایه (ابری) آنان را فرا گرفت [یعنی روزی که ابر بر آنان سایه افکند، و گرمای شدیدی به آنان اصابت کرد و باد را از آنان حبس نمود و سپس ابر آنان را پوشاند و چون آنها پوشیده شده بودند، از شدّت گرما به طلب سرما خارج شدند پس بر آنان باران آتش باراند و آنان را سوزاند] همانا آن عذاب روزی عظیم بود
- ترجمه سلطانیو او را تکذیب کردند پس عذاب روز سایه (ابری) آنان را فرا گرفت همانا آن عذاب روزی عظیم بود
- ترجمه راستینباز او را تکذیب کردند و به عذاب سخت روز سایهبان (یعنی روزی که مردم از شدت گرما به سایهبانی پناه میبردند و باز از گرمی هلاک میشدند) گرفتار شدند که عذاب آن روز بسیار بزرگ و سخت بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٠ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
همانا در آن البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه سلطانیهمانا در آن البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه راستینهمانا در این هلاک قوم شعیب نیز آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آنها ایمان نیاوردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٧ أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاءُ بَنِي إِسْرَائِيلَ
آیا برای آنها نشانهای نبود که علمای بنی اسرائیل آن را میدانند {پیامبران بنی اسرائیل در کتب خود ثبت کرده بودند و امّتهایشان را به آمدن محمّد (ص) و کتابش و وصایت (جانشینی) وصیّش که پسر عموی او و داماد او و خلیفۀ او است خبر داده بودند زیرا علماء خبر میدادند به اینکه آن در کتبشان مکتوب است و در کتبشان به آمدنش مژده میدادند، و یهود به محمّد (ص) و اوصیائش (ع) بر دشمنانشان استفتاح (طلب گشایش) مینمودند}
- ترجمه سلطانیآیا برای آنها نشانهای نبود که علمای بنی اسرائیل آن را میدانند
- ترجمه راستینآیا این خود آیت و برهان روشنی (بر کافران) نیست که علماء بنی اسرائیل (از کتب انبیاء سلف) بر این قرآن آگاهند؟
- ترجمه الهی قمشهای١٩٨ وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ
و اگر آن را بر بعضی از عجمها [یعنی غیر عربها که فصاحت کلام ندارند] نازل میکردیم
- ترجمه سلطانیو اگر آن را بر بعضی از عجمها (غیر عربها) نازل میکردیم
- ترجمه راستینو اگر ما این کتاب (عربی) را بر بعض مردم عجم نازل میگردانیدیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٩ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ
پس آن را بر آنها قرائت میکرد [برای عدم اِفْصاح (واضح کردن) کلمات و مقاصد آنها] به آن ایمان نمیآوردند [برای اینکه آنان بعد آنکه قرآن را با افصاح تو کلمات آن را و مقاصد آن را بر تو انزال کردهایم ایمان نیاوردند]
- ترجمه سلطانیپس آن را بر آنها قرائت میکرد به آن ایمان نمیآوردند
- ترجمه راستینو آن رسول آن را (به زبان تازی) بر عجمها قرائت میکرد آنان ایمان نمیآوردند (به این عذر که قرآن چون به زبان ما نیست ما فهم آن نکرده و اعجاز آن را درک نمیکنیم، اما شما قوم عرب با چه عذر ایمان نمیآورید؟)
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٠ كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ
اینچنین [سلوک کفر در قلوب اینان] آن (کفر) را در قلبهای مجرمان وارد کردیم
- ترجمه سلطانیاینچنین آن را در قلبهای مجرمان وارد کردیم
- ترجمه راستینما این قرآن را این چنین در دل تبهکاران گذراندیم (و بر آنها به این کتاب اتمام حجت کردیم).
- ترجمه الهی قمشهای٢٠١ لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ
به آن ایمان نمیآورند {اشاره به بنو امیّه است و اینکه آنان به علیّ (ع) ایمان نمیآورند} تا آن عذاب دردناک را ببینند
- ترجمه سلطانیبه آن ایمان نمیآورند تا آن عذاب دردناک را ببینند
- ترجمه راستیناما به این قرآن ایمان نمیآورند تا عذاب دردناک را مشاهده کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٣ فَيَقُـولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ
و میگویند: آیا به ما مهلت داده میشود؟ [یعنی اینکه آنها قبل از آمدن آن، آن را استهزاء میکنند و از جهت استهزاء آن را تعجیل میکنند و وقتی که نزد آنها آید درخواست مهلت مینمایند]
- ترجمه سلطانیو میگویند: آیا به ما مهلت داده میشود؟
- ترجمه راستینو آن کافران گویند: آیا بر ما مهلتی منظور میشود (تا زمانی از عذاب بیاساییم؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٧ مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ
[چیزی] آنان را از آنچه که از آن کامیاب میشدند بینیاز نمیکند
- ترجمه سلطانیآنان را از آنچه که از آن کامیاب میشدند بینیاز نمیکند
- ترجمه راستینآیا بهرهای که از مال دنیا داشتند هیچ آنها را از عذاب خواهد رهانید؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٨ وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ
و [اهل] قریهای را هلاک نکردیم مگر آنکه بیم دهندگانی داشتند
- ترجمه سلطانیو (اهل) قریهای را هلاک نکردیم مگر آنکه بیم دهندگانی داشتند
- ترجمه راستینو ما اهل هیچ دیاری را تا رسولانی به هدایت و اتمام حجت بر آنها نفرستادیم هلاک نکردیم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٩ ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِـمِينَ
[برای] تذکّر دادن و ما هرگز ستمگر [یعنی عذاب کنندهای بدون استحقاق و بدون تذکیر عذاب به آنها] نبودهایم
- ترجمه سلطانی(برای) تذکّر دادن و ما هرگز ستمگر نبودهایم
- ترجمه راستیناین (هلاک بدان) پند و موعظه است (برای خوبان) و ما هرگز به کسی ستم نکردیم.
- ترجمه الهی قمشهای٢١٠ وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ
و شیاطین آن را نازل نکردند {چنانکه مشرکان پنداشتند که قرآنی که بر محمّد (ص) نازل شده از قبیل آنچه است که شیطان بر کاهنان القاء میکند}
- ترجمه سلطانیو شیاطین آن را نازل نکردند
- ترجمه راستینو این قرآن را شیاطین فرود نیاوردند (بلکه جبرئیل امین، فرشته خدا نازل ساخته).
- ترجمه الهی قمشهای٢١١ وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ
و شایستهٔ آنان نیست و توانایی [آن را] ندارند [که آن را نازل کنند] {یعنی شأن قرآن که همان کلام خداوند است و آورندۀ آن که همان مَلَک و متلقّف (گیرنده) که محمّد (ص) است که او اعلی از ملک است که شیاطین آن را القاء کنند، و نه شیاطین قادرند که آن را بگیرند و آن را نازل کنند برای اینکه شیاطین عالمشان ظلمانی اسفل عوالم است و قرآن و محمّد (ص) و ملائکه عالمشان نورانی اعلی عوالم است؛ و وقتی که قرآن به شیاطین برسد فرار میکنند بلکه هلاک میشوند}
- ترجمه سلطانیو شایستهٔ آنان نیست و توانایی (آن را) ندارند
- ترجمه راستیننه هرگز این گونه سخنان از شیاطین شایسته است و نه قدرت (بر نزول آن) دارند.
- ترجمه الهی قمشهای٢١٣ فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ
پس با خداوند خدایی دیگر [یعنی معبودی یا دارای ولایتی] را نخواه که از عذاب شوندگان خواهی بود
- ترجمه سلطانیپس با خداوند خدایی دیگر را نخواه که از عذاب شوندگان خواهی بود
- ترجمه راستینپس با خدای یکتا احدی را معبود مخوان و گرنه از اهل عذاب خواهی شد.
- ترجمه الهی قمشهای٢١٥ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
و [پر و] بالت را برای کسانی از مؤمنان که از تو پیروی میکنند بگستران (فروتنی کن) {زیرا آنها قدرت شنیدن کلام تو را بحسب مقام عالی تو ندارند و آنها را با زبان و مقامی که مناسب با مقام مؤمنان تابعین است انذار کن}
- ترجمه سلطانیو (پر و) بالت را برای کسانی از مؤمنان که از تو پیروی میکنند بگستران (فروتنی کن)
- ترجمه راستینو پر و بال مرحمت بر تمام پیروان با ایمانت به تواضع بگستران.
- ترجمه الهی قمشهای٢١٦ فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ
و اگر تو را نافرمانی کردند پس بگو: همانا من از آنچه که عمل میکنید بیزار هستم [و نگو: همانا من از شما بیزارم، زیرا آنان اگر اتباع تو باشند برائت تو از آنان برائت از لطیفهٔ الهیّه است]
- ترجمه سلطانیو اگر تو را نافرمانی کردند پس بگو: همانا من از آنچه که عمل میکنید بیزار هستم
- ترجمه راستینو هرگاه قوم فرمانت را مخالفت کردند به آنها بگو: من خود از کردار (بد) شما بیزارم.
- ترجمه الهی قمشهای٢١٧ وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ
و توکّل کن بر [این] غالب [که در ملکش جز آنچه که او آن را میخواهد واقع نمیشود] مهربان [که برای بندگانش جز آنچه که صلاح آنان است را نمیخواهد و برای دشمنانش نمیخواهد مگر آنچه را که آن صلاح بندگان مؤمنش یا صلاح نظام عالم است]
- ترجمه سلطانیو توکّل کن بر (این) غالب مهربان
- ترجمه راستینو توکل بر آن خدای مقتدر مهربان کن.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢١ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ
آیا شما را آگاه کنم [بر آنچه که ذکر شد] که شیاطین بر چه کسی نازل میشود؟
- ترجمه سلطانیآیا شما را آگاه کنم که شیاطین بر چه کسی نازل میشود؟
- ترجمه راستین(بگو به کافران که) آیا میخواهید من شما را آگاه سازم که شیاطین بر چه کسان نازل میشوند؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٢٣ يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ
[شیاطین] گوش فرا میدهند و [لکن] بیشتر آنان دروغگو هستند {زیرا مسموعات آنها و اگرچه حقّ باشد لکن آن وقتی که به آنها میرسد و داخل گوشهایشان میشود از وجههٔ حقّانی خود بر میگردد و باطل میگردد زیرا وجود آنها مانند آینهٔ معوّج (کژتاب) است که صور در آن دیده نمیشود}
- ترجمه سلطانیگوش فرا میدهند و (لکن) بیشتر آنان دروغگو هستند
- ترجمه راستینگوش فرا میدهند (تا حرف مؤمنان و قوای قدسی را ربوده و به اتباع خود برسانند) و اکثرشان دروغ میگویند (و اندک راست آنها هم برای شبهه کاری و فساد و فتنه انگیزی است).
- ترجمه الهی قمشهای٢٢٤ وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ
و از شاعران [که اباطیل و اکاذیب را با تمویهات (آراستن) و تزئیناتی به صورت حقّ ظهور میدهند]، گمراهان از آنها پیروی میکنند
- ترجمه سلطانیو از شاعران، گمراهان از آنها پیروی میکنند
- ترجمه راستینو شاعران (یاوه سرای کفار مانند عالمان بیعمل و مدعیان باطل) را مردم جاهل گمراه پیروی کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢٥ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ
آیا نمیبینی که آنان [یعنی شعراء که کذب و اباطیل میآوردند و پیامبر (ص) را هجو مینمودند و جمعی از غاویان (گمراهان) نزد آنان جمع میشدند، و همچنین قصّاص (قصّهپردازها) که در اسواق (بازارها) و محافل حکایات و اسماری (افسانههایی) نقل میکردند که نه اصل داشتند و نه حقیقت، وعّاظ که وعظ میکنند و به وعظ عمل نمیکنند، و فقهاء و قضات که فتوا میدهند و بدون اذن و اجازه از خداوند یا از خلفای او بین مردم قضاوت میکنند] در هر وادی [از بیابانهای نفس و خیال] سرگشتهاند؟
- ترجمه سلطانیآیا نمیبینی که آنان در هر وادی (بیابان نفس و خیال) سرگشتهاند؟
- ترجمه راستینآیا ننگری که آنها خود به هر وادی حیرت سرگشتهاند؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٢٦ وَأَنَّهُمْ يَقُـولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ
و اینکه آنان آنچه که [خود] انجام نمیدهند را میگویند {زیرا شعراء دربارهٔ جمیع آنچه که میگویند اغراق میکنند و قصّاص و وعّاظ شأن آنها و شغلشان تزئین کلام و تجدید نشاط برای استماع حکایات جدید و افسانههای ناشنیده است، کذب باشد یا غیر کذب، عامل باشند یا غیر عامل، و فقهای عامّه شغلشان فتوا دادن بدون عمل است}
- ترجمه سلطانیو اینکه آنان آنچه که (خود) انجام نمیدهند را میگویند
- ترجمه راستینو آنها بسیار سخنان میگویند که یکی را عمل نمیکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢٧ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ
مگر کسانی که [با بیعت عامّه یا خاصّه] ایمان آوردند و [بنابر شروط و کیفیّت مأخوذه] اعمال صالح کردند {زیرا شاعر از آنها آنچه را که در آن رضای خداوند نباشد نمیگوید و ناقل و واعظ ایضاً اینچنین هستند و آنچه را که میگوید اوّلاً عمل میکند سپس ثانیاً میگوید، و فقیه از آنها بدون اذن و اجازه سخن نمیگوید، و بعد اجازه است که باطلش صحیح و کذبش صدق و ظنّ او یقین میگردد} و خداوند را [در شعرشان و قصّههایشان و مواعظشان و مسائل فقهیّشان] بسیار یاد کردند و بعد از آنکه ستم دیدند یاری جستند [و از کسی که آن را به آنها انجام میدهد انتقام گرفتند] و کسانی [از شعراء] که [در مقامی] ستم کردهاند [به اینکه بگویند و انجام ندهند، و ظاهرشان به خلاف باطنشان باشد] بزودی خواهند دانست که به چه بازگشتگاهی باز میگردند.
- ترجمه سلطانیمگر کسانی که ایمان آوردهاند و اعمال صالح کردهاند و خداوند را بسیار یاد کردهاند و بعد از آنکه ستم دیدند یاری جستند و کسانی که ستم کردهاند بزودی خواهند دانست که به چه بازگشتگاهی باز میگردند.
- ترجمه راستینمگر آن شاعران که اهل ایمان و نیکوکار بوده و یاد خدا بسیار کردند و برای انتقام از (هجو و) ستمی که در حق آنها (و سایر مؤمنان) شده (به نظم سخن و طبع شعر) به انتقام و دفاع برخاستند (و به شمشیر زبان با دشمنان دین جهاد کردند، آنان را مؤمنان پیروی خواهند کرد) و آنان که ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفر گاهی و دوزخ انتقامی بازگشت میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای