حزب شمارهٔ ۹۴
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
٣ غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ
آمرزندهٔ گناه و قبول کنندهٔ توبه شدید عقوبت کنندهٔ دارندهٔ طَول (توانگری، فضیلت، بخشندگی)، خدایی جز او نیست، محلّ بازگشت (سرانجام) به او است
- ترجمه سلطانیآمرزندهٔ گناه و قبول کنندهٔ توبه شدید عقوبت کنندهٔ دارندهٔ طَول (توانگری، فضیلت، بخشندگی)، خدایی جز او نیست، محلّ بازگشت (سرانجام) به او است
- ترجمه راستینخدایی که بخشنده گناه و پذیرنده توبه (بندگان با ایمان) و منتقم سخت (از مردم ظالم بیایمان) و صاحب رحمت و نعمت است، جز او هیچ خدایی نیست، بازگشت همه به سوی اوست.
- ترجمه الهی قمشهای٤ مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ
جز کسانی که [به ولایت تکوینی و ولایت تکلیفی] کفر ورزیدهاند در [اخفاء و ابطال و استهزاء] آیات خداوند مجادله نمیکنند {زیرا کفر به خداوند و به ملائکهٔ او و کتب او و رسولان او و نعم او و روز آخر نمیشود مگر بعد از کفر به این دو ولایت} و گردش (رفت و آمد) آنها در شهرها [به تجارات رابحه (سودمند) و اعتباراتی که آنها راجعه به دنیا هستند] تو را مغرور (فریفته) نکند [برای اینکه آنها عنقریب گرفته میشوند چنانکه از کسانی که قبل از آنها بودند گرفته شد]
- ترجمه سلطانیجز کسانی که کفر ورزیدهاند در آیات خداوند مجادله نمیکنند و گردش (رفت و آمد) آنها در شهرها تو را مغرور (فریفته) نکند
- ترجمه راستینو (بدان ای رسول که) در آیات خدا کسی به (انکار و) جدل جز مردم کافر برنخیزد پس تو از اینکه کافران بر شهر و دیارها مسلط و متصرّفند دل نبازی (که اگر به آنها مهلتی دادیم موقع انتقام خواهد رسید).
- ترجمه الهی قمشهای٥ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ
قبل از آنها قوم نوح و بعد از آنها احزاب [یعنی فرقههای مختلف و امم متفرقه رسولانشان را] تکذیب کردند و هر امّتی [از امم پیشین که رسولی به آنان فرستاده شد] به رسولانشان همّت گماشتند تا او را بگیرند [و او را از رسالتش مانع شوند یا او را عذاب دهند یا او را بکشند چنانکه قوم تو به تو همّت کردند تا تو را بگیرند و تو را حبس کنند یا تو را بکشند] و [با رسولانشان] به باطل مجادله کردند تا با آن حقّ را پایمال کنند [همانطور که قوم تو برای اینکه تو را زَلق (خسته کردن، لغزانیدن) کنند و حقّ را زایل سازند] پس [به سبب آن همّ (همّت گماشتن) و جدال] آنها را گرفتم پس [آیا مینگری که] مجازات من چگونه بود [یعنی اینکه شما اگرچه عقوبت مرا بر آنان مشاهده نکردهاید امّا اخبار آن را شنیدهاید و در مرورتان به دیار آنها آثارشان را مشاهده میکنید، پس چرا از آنها عبرت نمیگیرید؟! و ای محمّد (ص) چرا از همّت (قصد) کردن قومت و جدال آنها غمگین میشوی؟]
- ترجمه سلطانیقبل از آنها قوم نوح و بعد از آنها احزاب (فرقههای مختلف) (رسولانشان را) تکذیب کردند و هر امّتی به رسولانشان همّت گماشتند تا او را بگیرند و به باطل مجادله کردند تا با آن حقّ را پایمال کنند پس آنها را گرفتم پس (آیا مینگری که) مجازات من چگونه بود
- ترجمه راستین(اگر امت تو را تکذیب کردند غم مدار که) پیش از اینان هم قوم نوح و طوایف بعد از نوح نیز (پیغمبران را) تکذیب کردند و هر امتی همّت گماشت که پیغمبر خود را دستگیر (و هلاک) گرداند و جدل و گفتار باطل به کار گرفت تا برهان حق را پایمال سازد، من هم آنها را (به کیفر کفر) گرفتم و چگونه عقوبت سخت کردم!
- ترجمه الهی قمشهای٦ وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ
و اینچنین [مثل آن عقاب مسموع همه] کلمهٔ پروردگار تو [به عذاب] بر کسانی که [به خداوند و کتب او و رسولان او و روز آخر] کفر ورزیدند محقّق شد همانا آنان (بنی امیّه) همدمان آتش هستند
- ترجمه سلطانیو اینچنین کلمهٔ پروردگار تو بر کسانی که کفر ورزیدند محقّق شد همانا آنان همدمان آتش هستند
- ترجمه راستینو همین گونه وعده خدای تو بر (عقاب و کیفر) کافران (امتت) محقق و حتم است که آنها همه اهل دوزخ هستند.
- ترجمه الهی قمشهای٧ الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ
کسانی که عرش را حمل میکنند و کسانی که دوروبر (پیرآمون) آن هستند به حمد پروردگارشان تسبیح میکنند و به او ایمان دارند و برای کسانی که [با ایمان خاصّ و بیعت خاصّهٔ ولویّه] ایمان آوردهاند [نه کسانی که با بیعت عامّهٔ نبویّه فقط اسلام آوردهاند] استغفار میکنند [و استغفار (طلب مغفرت) آنان برای خلوّ (خالی بودن) آنها از هوی و اغراض نفس مستجاب است] که ای پروردگار ما هر چیزی را با رحمت و علم فراگرفتهای پس کسانی که [با توبۀ خاصّ ولویّهٔ جاریه بر دست ولیّ امر در ضمن بیعت خاصّه] توبه کردهاند و [با این ایمان] از راه تو پیروی نمودهاند را بیامرز و ایشان را از عذاب جحیم حفظ نما
- ترجمه سلطانیکسانی که عرش را حمل میکنند و کسانی که دوروبر (پیرآمون) آن هستند به حمد پروردگارشان تسبیح میکنند و به او ایمان دارند و برای کسانی که ایمان آوردند استغفار میکنند که ای پروردگار ما هر چیزی را با رحمت و علم فراگرفتهای پس کسانی که توبه کردهاند و از راه تو پیروی نمودهاند را بیامرز و ایشان را از عذاب جحیم حفظ نما
- ترجمه راستینفرشتگانی که عرش (با عظمت الهی) را بر دوش گرفته و آنان که پیرامون عرشند به تسبیح و ستایش حق مشغولند، هم خود به خدا ایمان دارند و هم برای اهل ایمان از خدا آمرزش و مغفرت میطلبند که ای پروردگاری که علم و رحمت بیمنتهایت همه اهل عالم را فرا گرفته است، گناه آنان که توبه کردند و راه (رضای) تو را پیمودند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ محفوظ دار.
- ترجمه الهی قمشهای٨ رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُمْ وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
[ای] پروردگار ما آنها را در جنّتهای عدنی {یعنی جنّتهای اقامت که آخرین جنّات است که از آن به غیر آن خارج نمیشود} که به آنها وعده کردهای داخل کن و کسانی که [در استعداد] صالح هستند از پدرانشان و ازواجشان و ذرّیّههای آنها را، همانا تو غالب [یعنی غلبه کنندهای که از مرادش منع نمیشود] و حکیم هستی [که دقایق استعداد و استحقاق را میداند و بر حسب آنها انجام میدهی به حیثی که ابطال فعل تو و سؤال از تو دربارهٔ آن ممکن نمیشود]
- ترجمه سلطانی(ای) پروردگار ما آنها را در جنّتهای عدنی که به آنها وعده کردهای داخل کن و کسانی که صالح هستند از پدرانشان و ازواجشان و ذرّیّههای آنها را، همانا تو غالب و حکیم هستی
- ترجمه راستینپروردگارا، تو آنها را به بهشت عدنی که وعدهشان فرمودی با پدران (و مادران) صالح و هم جفت و فرزندانشان و اصل گردان، که همانا تویی خدای با حکمت و اقتدار.
- ترجمه الهی قمشهای٩ وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
و آنها را از بدیها نگهدار [یعنی از شروری که در روز قیامت و روز دخول اهل جنان در جنان و اهل نیران در نیران به مردم اصابت میکند برای اینکه بدیهای دنیا اگر نسبت به مراتب حیوانی و مدارک آن شرور باشد نسبت به مراتب انسانی و مدارک آن رحماتی از خداوند میباشد]، و کسی را که از بدیها نگهداری پس به او در آنروز [یعنی روز دخول اهل جنان در جنان] رحم کردهای و آن همان کامیابی بزرگ است [برای اینکه رحم دنیوی فوز (موفقیّت) مشوب (آمیخته) به آلام است به خلاف رحم اخروی که آن فوز غیر مشوب است]
- ترجمه سلطانیو آنها را از بدیها نگهدار و کسی را که از بدیها نگهداری پس به او در آنروز رحم کردهای و آن همان کامیابی بزرگ است
- ترجمه راستینو هم آن مؤمنان را از ارتکاب اعمال زشت نگاه دار، که هر که را تو از زشتکاری امروز محفوظ داری در حقّ او رحمت و عنایت بسیار فرمودهای و آن به حقیقت رستگاری بزرگ (از بلایا و فیروزی عظیم در آخرت) خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِن مَّقْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُونَ
همانا کسانی که کفر ورزیدهاند نداء داده میشوند [یعنی ملائکه از روی تَهَکّم (خشم گرفتن، سرزنش) به آنها به آنها نداء میکنند] البتّه خشمگیری خداوند از خشم گرفتن شما به انفس [امّارهٔ] شما [یا ذوات خود] بزرگتر است آنوقتی که به ایمان [به خداوند یا به رسول (ص) یا به ولایت علی (ع)] دعوت میشدید پس کفر میورزیدید
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که کفر ورزیدهاند نداء داده میشوند البتّه خشمگیری خداوند از خشم گرفتن شما به انفس شما بزرگتر است آنوقتی که به ایمان دعوت میشدید پس کفر میورزیدید
- ترجمه راستینآنان که کافر شدند (چون به دوزخ در افتند و از فرط خشم دشمن جان خود شوند) به آنها خطاب شود که خشم و قهر خدا بسیار از خشم شما بر خود سختتر است چرا که شما را به ایمان دعوت میکردند و شما کافر میشدید.
- ترجمه الهی قمشهای١١ قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ
گفتند: [ای] پروردگار ما، ما را دو بار میراندی و ما را دو بار زنده کردی و به گناهان خود اعتراف کردیم پس آیا راهی برای خروج (خارج شدن) هست؟
- ترجمه سلطانیگفتند: (ای) پروردگار ما، ما را دو بار میراندی و ما را دو بار زنده کردی و به گناهان خود اعتراف کردیم پس آیا راهی برای خروج (خارج شدن) هست؟
- ترجمه راستیندر آن حال کافران گویند: پروردگارا، تو ما را دو بار بمیراندی و باز زنده کردی (یک بار در دنیا میراندی و در قبور و عالم برزخ زنده کردی، دوم بار در قبور میراندی و به قیامت زنده کردی) تا ما به گناهان خود اعتراف کردیم، آیا اینک ما را راهی هست که از این عذاب دوزخ بیرون آییم؟
- ترجمه الهی قمشهای١٢ ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ
آن [عذاب و عدم اجابت خروج] به این [سبب] است که وقتی به خداوند به توحید او [یعنی به مظهر خداوند که خلیفهٔ او است] دعوت میشدید کفر میورزیدید {مقصود دعوت ولیّ امر است برای اینکه او با دعوت خود به خداوند به توحید او دعوت میکند، یعنی توحید برای سالک الی الله به سبب ولایت و سلوک بر طریق آن حاصل میشود، و با اقبال به ولیّ امر به خداوند قبول (روی آورده) میشود، و به معرفت او خداوند شناخته میشود، بلکه معرفت او به نورانیّت همان معرفت خداوند است} و اگر برای او شریک آورده میشد ایمان میآوردید (اذعان میکردید و تسلیم میشدید) پس [بچشید که] حکم برای خداوند والای بزرگ است [حکمی برای غیر او نیست]
- ترجمه سلطانیآن به این (سبب) است که وقتی به خداوند به توحید او دعوت میشدید کفر میورزیدید و اگر برای او شریک آورده میشد ایمان میآوردید پس (بچشید که) حکم برای خداوند والای بزرگ است
- ترجمه راستین(به آنها گویند) این عذاب برای آن است که شما چون خدا به یکتایی یاد میشد به او کافر میشدید و اگر بر او شریک میگرفتند ایمان میآوردید، پس اینک حکم (عفو و عقوبت شما) با خدای متعال بزرگوار است.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ
او کسی است که آیاتش را به شما نشان میدهد و از آسمان برای شما روزی [بزرگی که همان رزق انسانی از علم و حکمت است] نازل میکند و [لکن] جز کسی که [با توبه بر دست ولیّ امر به خداوند] توبه کند [به این آیات و نه به نزول رزق انسان از آسمان] متذکّر نمیشود
- ترجمه سلطانیاو کسی است که آیاتش را به شما نشان میدهد و از آسمان برای شما روزی نازل میکند و جز کسی که (با توبه بر دست ولیّ امر به خداوند) توبه کند متذکّر نمیشود
- ترجمه راستیناوست خدایی که به شما آیات (قدرت) خود را (در عالم آفاق و انفس) پدیدار میسازد و از آسمان (به وسیله برف و باران) بر شما روزی میفرستد، و متذکر این معنی نشوند مگر کسانی که دایم رو به درگاه خدا آرند.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ
پس خداوند را بخوانید [در حالی که] برای او در دین مخلِص هستید و اگرچه کافران [از فراخواندن شما خداوند را] کراهت داشته باشند
- ترجمه سلطانیپس خداوند را بخوانید (در حالی که) برای او در دین مخلِص هستید و اگرچه کافران کراهت داشته باشند
- ترجمه راستینپس خدا را بخوانید در حالی که دین را برای او خالص کرده باشید هر چند کافران نخواهند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ
بالا برندهٔ درجات و صاحب عرش است که روح را [از عالَم امر خود یا] از امر خود {که همان کلمهٔ کُن وجودیّه است، و همان مشیّت است که همان فعل او و کلمهٔ او و امر او است} بر کسی از بندگانش که میخواهد القاء میکند تا [مردم را] از روز ملاقات [یعنی روز تلاقى (دیدار) اهل زمین و اهل آسمان، یا تلاقى محسن و مسئ، یا تلاقى دوستان، یا تلاقى مظلوم و ظالم، یا تلاقى تندرو و کندرو و تَلاحُق (به هم ملحق شدن) همه، یا تلاقى اتباع و متبوعین و آن روز قیامت است] انذار نماید
- ترجمه سلطانیبالا برندهٔ درجات و صاحب عرش است که روح را از امر خود بر کسی از بندگانش که میخواهد القاء میکند تا (مردم را) از روز ملاقات کردن انذار نماید
- ترجمه راستینکه او دارای شئون و مراتب رفیع و صاحب عرش (عظیم) است، روح (همان فرشته جان بخش) را از امر خود بر هر که از بندگانش بخواهد میفرستد تا خلق را از روز ملاقات (ثواب و عقاب) بترساند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّـمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ
روزی که آنها [از قبرهایشان یا از اَسْتار (پردهها) خود که آن عبارت از حدود آنها و تعیّنات آنها است نزد خداوند] آشکار شده هستند [برای اینکه آنها در آنروز از جمیع تعیّنات و حدود خارج میشوند و] از آنها چیزی [از اعمالشان و اقوالشان و احوالشان و مراتب وجودشان و دقایق آن] بر خداوند مخفی نمیشود [یعنی بر خلق ظاهر میشود که آنها علی الدّوام نزد خداوند بارز (آشکار شونده، هویدا) بودهاند و چیزی از آنها بر خداوند مخفى نمیشده]، امروز مُلک (مملکت) برای کیست؟ برای خداوند واحد چیره است
- ترجمه سلطانیروزی که آنها آشکار شده هستند از آنها چیزی بر خداوند مخفی نمیشود، امروز مُلک (پادشاهی، مملکت) برای کیست؟ برای خداوند واحد چیره است
- ترجمه راستینآن روزی که همه خلق پدیدار شوند (و نیک و بدشان آشکار گردد) که هیچ کرده آنها بر خدا پنهان نباشد. در آن روز سلطنت عالم با کیست؟با خدای یکتای بس قاهر منتقم است.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ
امروز به هر نفسی به آنچه که کسب کرده جزاء داده میشود، امروز [به نقص ثوابی یا به زیادت عِقابی] هیچ ظلمی نیست همانا خداوند سریع حساب کننده است [برای اینکه شأنی او را از شأنی دیگر و نه حسابى او را از حسابى دیگر مشغول نمیکند]
- ترجمه سلطانیامروز به هر نفسی به آنچه که کسب کرده جزاء داده میشود، امروز هیچ ظلمی نیست همانا خداوند سریع حساب کننده است
- ترجمه راستینآن روز هر نفسی به آنچه کرده جزا خواهد یافت، آن روز بر هیچ کس ستم نخواهد شد که خدا (ی عادل) حساب خلق به یک لحظه میکند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِـمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ
و آنها را از آنروز آزفه (نزدیک شونده، روز قیامت) انذار کن آنوقت که قلوب [از شدّت خوف و وحشت] نزدیک حنجرهها هستند [در حالی که] آنها فرو برندهٔ خشم هستند ستمکاران، یاری [نزدیک که به آنها نفع رساند و از آنها دفع کند] و نه شفاعت کنندهای که اطاعت شود (برایش شفاعت کند) ندارند {زیرا شفیع وقتی که مطاع نباشد شفاعتش نفع نمیرساند و مانند این است که شفیع نمیباشد و مقصود این نیست که او شفیع غیر مطاع برای آنها بوده باشد}
- ترجمه سلطانیو آنها را از آنروز آزفه (نزدیک شونده، روز قیامت) انذار کن آنوقت که قلوب نزدیک حنجرهها هستند (در حالی که) آنها فرو برندهٔ خشم هستند ستمکاران، یارانی (نزدیک) و نه شفاعت کنندهای که (از او) اطاعت شود ندارند
- ترجمه راستینو (ای رسول) امت را از روز نزدیک (قیامت) بترسان که (از هول و ترس) آن روز جانها به گلو میرسد و از بیم آن حزن و خشم خود فرو میبرند و ستمکاران را هیچ یار گرم و دلسوز و یاوری که شفاعتش پذیرفته شود نخواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ
چشمهای خائن [را از میان چشمها] {خیانت چشم نظر کردن است به آنچه که نظر به آن حلال نباشد} و آنچه که در سینهها پنهان میکنند [از عزمات (عزمها) و نیّات و خطرات (خطورات) که برای احدی ظاهر نمیشوند، یا از قوا و استعدادات که صاحبان قلوب بر آنها اطلاع ندارند] را میشناسد
- ترجمه سلطانیچشمهای خائن و آنچه که در سینهها پنهان میکنند را میشناسد
- ترجمه راستینو خدا بر نگاه خیانت چشم خلق و اندیشههای نهانی دلها (ی مردم) آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
و خداوند به حقّ قضاوت (حکم) میکند و کسانی را که [آنها را] به جای او فرا میخوانند (بنو امیّه و کسانی که با آنها موافق هستند) به چیزی قضاوت (حکم) نمیکنند [چه رسد به قضاوت به حقّ] همانا خداوند همو شنوا و بینا است
- ترجمه سلطانیو خداوند به حقّ قضاوت (حکم) میکند و کسانی را که فرا میخوانند به جای او به چیزی قضاوت (حکم) نمیکنند همانا خداوند همان شنوا و بینا است
- ترجمه راستینو خدا به حق حکم میکند و غیر او آنچه را به خدایی میخوانند هیچ حکم (و اثری) در جهان نتوانند داشت، خداست که (دعای خلق را) شنوا و (به احوال بندگان) بیناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ
آیا در زمین سیر نکردهاند [تا آثار گذشتگان و آثار قضاوت به حقّ او تعالی را مشاهده کنند] تا نظر کنند که عاقبت کسانی که قبل از آنها بودهاند چگونه بوده است آنها از لحاظ قوّت و از لحاظ آثار در زمین شدیدتر از اینها بودند پس خداوند آنها را به گناهانشان گرفت و در برابر خداوند نگهدارندهای نداشتند
- ترجمه سلطانیآیا در زمین سیر نکردهاند تا نظر کنند که عاقبت کسانی که قبل از آنها بودهاند چگونه بوده است آنها از لحاظ قوّت و از لحاظ آثار در زمین شدیدتر از اینها بودند پس خداوند آنها را به گناهانشان گرفت و در برابر خداوند نگهدارندهای نداشتند
- ترجمه راستینآیا (مردم) در روی زمین سیر و سفر نکردند تا عاقبت کار پیشینیانشان را ببینند که آنها با آنکه بسیار از اینان قویتر و آثار وجودیشان در روی زمین بیشتر بود سرانجام خدا به کیفر گناهانشان بگرفت (و همه را هلاک ساخت) و از (قهر و انتقام) خدا هیچ کس نگهدارشان نبود.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ
آن به این [سبب] است که رسولانشان برای آنها بیّنات (دلایل واضح) میآوردند [همانطور که تو آنها را برای آنان آوردی] آنگاه کفر میورزیدند [همانطور که اینان کفر ورزیدند] پس خداوند آنها را گرفت همانا او قویّ و سخت عقوبت دهنده است [پس باید اینان از آنچه که به آنها نازل شده حذر کنند]
- ترجمه سلطانیآن به این (سبب) است که رسولانشان برای آنها بیّنات (دلایل واضح) میآوردند آنگاه کفر میورزیدند پس خداوند آنها را گرفت همانا او قویّ و سخت عقوبت دهنده است
- ترجمه راستیناین هلاکت پیشینیان بدین سبب بود که پیمبرانشان با آیات و ادلّه روشن به سوی آنها میآمدند و آنان (از جهل و عناد) کافر شدند، خدا هم آنان را (به عقوبت) گرفت، که خدا بسیار مقتدر و سخت کیفر است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ إِلَى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّابٌ
نزد فرعون و هامان و قارون پس گفتند که جادوگر بسیار دروغگویی است
- ترجمه سلطانینزد فرعون و هامان و قارون پس گفتند که جادوگر بسیار دروغگویی است
- ترجمه راستینبه سوی فرعون و هامان و قارون، آنها گفتند: او ساحر بسیار دروغگویی است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاءَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءَهُمْ وَمَا كَيْدُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ
و چون حقّ را از نزد ما برای آنها آورد گفتند: پسران کسانی را که با او ایمان آوردهاند بکُشید و زنانشان را زنده گذارید [یعنی دخترانشان را باقی بدارید، یا زنانشان را از مضاجعت ازواجشان منع کنید، یا حیاء زنانشان را برای تجسّس عیب یا حمل (بارداری) تجسّس کنید] و مکر (نیرنگ) کافران جز در گمراهی [و ضیاع (ضایع شدن)] نیست
- ترجمه سلطانیو چون حقّ را از نزد ما برای آنها آورد گفتند: پسران کسانی را که با او ایمان آوردهاند بکُشید و زنانشان را زنده گذارید و مکر (نیرنگ) کافران جز در گمراهی نیست
- ترجمه راستینو آن گاه که او از جانب ما به صدق و حقیقت به سوی آنان آمد (فرعون و قومش به مردم) گفتند: بروید پسران آنان که به موسی ایمان آوردند بکشید و زنانشان را زنده گذارید (تا ضعیف و نابود شوند. و ما بالعکس آنها را قوی کردیم) آری مکر و تدبیر کافران جز در ضلالت (و خسرانشان) به کار نیاید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ
و فرعون [مثل کسی که از دشمنش خوف دارد و معذلک او را تهدید میکند] گفت: بگذارید موسی را بکُشم و تا او پروردگارش را بخواند [زیرا برای وی مانعی از کشتن او نبود، لکن وی از او و از اژدهایش میترسید و او را از قتل میترساند] زیرا که من میترسم که دین شما را تبدیل کند یا اینکه در زمین فساد ظاهر نماید [به اینکه مردم را از اجتماع متفرّق سازد یا از طاعت خارج شوند و ادّعای سلطنت کند]
- ترجمه سلطانیو فرعون گفت: بگذارید موسی را بکُشم و تا او پروردگارش را بخواند زیرا که من میترسم که دین شما را تبدیل کند یا اینکه در زمین فساد ظاهر نماید
- ترجمه راستینو فرعون (به درباریانش) گفت: بگذارید تا من موسی را به قتل رسانم و او خدای خود را به یاری طلبد، میترسم که آیین شما را تغییر دهد و در زمین فتنه و فسادی برانگیزد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ وَقَالَ مُوسَى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَّا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ
و موسی گفت: همانا من از هر متکبّری که به روز حساب ایمان نمیآورد به پرودگار خود و پروردگار شما پناه میبرم
- ترجمه سلطانیو موسی گفت: همانا من از هر متکبّری که به روز حساب ایمان نمیآورد به پرودگار خود و پروردگار شما پناه میبرم
- ترجمه راستینو موسی گفت: من به خدای آفریننده من و شما (و همه عالم) از شرّ هر (کافر) متکبری که به روز حساب ایمان نمیآورد پناه میبرم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُـولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَّبِّكُمْ وَإِن يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِن يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ
و مرد مؤمنی از آل (خویشان) فرعون که ایمانش را کتمان میکرد گفت: آیا مردی [بزرگ] را که میگوید: پروردگار من الله است و [بر صدق دعوی خویش] دلیلهای روشنی از پروردگار شما نزد شما آورده است را میکُشید [پس از مخالفت با او و مؤاخذهٔ پروردگارتان حذر کنید] و (حال آنکه) اگر او دروغگو باشد [دروغ او چیزی به شما ضرر نمیزند] پس دروغش بر (زیان) خودش است و اگر راستگو باشد بعض آنچه که به شما وعده میدهد به شما اصابت میکند [اگر همهاش به شما اصابت نکند] همانا خداوند کسی که او [در امر خود] اسراف کننده (متجاوز از حدّ خود) و بسیار دروغگو است را هدایت نمیکند
- ترجمه سلطانیو مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمانش را کتمان میکرد گفت: آیا مردی را که میگوید: پروردگار من الله است و دلیلهای روشنی از پروردگار شما نزد شما آورده است را میکُشید و (حال آنکه) اگر او دروغگو باشد پس دروغش بر (زیان) خودش است و اگر راستگو باشد بعضی از آنچه که به شما وعده میدهد به شما اصابت خواهد کرد همانا خداوند کسی که او اسراف کننده و بسیار دروغگو است را هدایت نمیکند
- ترجمه راستینو مرد با ایمانی از آل فرعون که ایمانش را پنهان میداشت (با فرعونیان) گفت: آیا مردی را به جرم اینکه میگوید: پروردگار من خداست میکشید، در صورتی که با معجزه و ادلّه روشن از جانب خدایتان برای (هدایت) شما آمده است؟! اگر او دروغگوست گناه دروغش بر خود اوست و لیکن اگر راستگو باشد از وعدههای او بعضی به شما برسد (و همه هلاک خواهید شد) که خدا البته مردم مسرف (ستمکار) و دروغگو را هرگز هدایت نخواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ يَاقَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَن يَنصُرُنَا مِن بَأْسِ اللَّهِ إِن جَاءَنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ
ای قوم من، امروز حکومت دارید در سرزمین [مصر] پیروزمندید (غالب هستید) [و شکر این نعمت این است که رسول خداوندی که این ملک را به شما داده اجابت کنید نه انکار رسولش] پس چه کسی ما را در برابر سختگیری خداوند اگر به ما بیاید یاری میکند [پس با انکار رسولش و ایذای او خود را بر بأس (شدّت، سختی) خداوند عرضه نکنید]، فرعون [به جهت تلیین (نرم کردن) قومش] گفت: به شما جز آنچه را که میبینم [و اعتقاد دارم] نشان نمیدهم و شما را جز به راه رشاد هدایت نمیکنم
- ترجمه سلطانیای قوم من، امروز حکومت دارید در این سرزمین پیروزمندید پس چه کسی ما را در برابر سختگیری خداوند اگر به ما بیاید یاری میکند فرعون گفت: به شما جز آنچه را که میبینم (و اعتقاد دارم) نشان نمیدهم و شما را جز به راه رشاد هدایت نمیکنم
- ترجمه راستینای قوم، امروز ملک و سلطنت و چیرگی بر زمین (مصر) با شماست، لیکن اگر قهر و انتقام خدا بر ما برسد کیست که ما را از آن نجات تواند داد؟فرعون باز گفت: جز آن که رأی (به قتل موسی) دادم رأی دیگر نمیدهم (و جز این صلاح نمیدانم) و شما را جز به راه صواب دلالت نمیکنم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَاقَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُم مِّثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ
و کسی که ایمان آورده بود گفت: ای قوم من، همانا من بر شما از [روزی] مثل روز احزاب [کسانی که در برابر رسولانشان تحزّب (گروه گروه شدن) جُستند] خوف دارم
- ترجمه سلطانیو کسی که ایمان آورده بود گفت: ای قوم من، همانا من بر شما از (روزی) مثل روز احزاب خوف دارم
- ترجمه راستینباز همان شخص با ایمان (به فرعونیان) گفت: ای قوم، من بر شما میترسم از روزی مانند روز سخت احزاب (و امم پیشین).
- ترجمه الهی قمشهای٣١ مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعِبَادِ
مِثل سرشت (خوی، سرنوشت) قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنها بودند [مانند قوم ابراهیم (ع) و لوط و شعیب (ع)] و خداوند بر بندگان ظلمی نمیخواهد [پس اگر صالح باشید شما را عقاب نمیکند]
- ترجمه سلطانیمثل سرشت (خوی، سرنوشت) قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنها بودند و خداوند بر بندگان ظلمی نمیخواهد
- ترجمه راستینمثل روزگار ناگوار قوم نوح و عاد و ثمود و امم بعد از اینان (که همه به کیفر کفر و عصیان هلاک شدند) و خدا هیچ اراده ظلم در حق بندگان نکند (و هلاک آنها به سوء اختیار خود است).
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ وَيَاقَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ
و ای قوم من، همانا من از [شدائد] روزی که همدیگر را [به طلب دریافت کمک] صدا میزنید بر شما خوف دارم
- ترجمه سلطانیو ای قوم من، همانا من از روزی که همدیگر را (به طلب دریافت کمک) صدا میزنید بر شما خوف دارم
- ترجمه راستینو ای قوم، من بر شما از (عذاب) روز قیامت که خلق (از سختی آن به فریاد آیند و) یکدیگر را بخوانند سخت میترسم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
روزی که [برای یأستان از رحمت او یا در حال فرار از آتش] پشت کنان روی بر میگردانید که از [بأس یا از قِبَل] خداوند نگهدارندهای ندارید و کسی را که خداوند گمراه کند آنگاه هیچ هادیی ندارد
- ترجمه سلطانیروزی که پشت کنان روی بر میگردانید که از (قِبَل) خداوند نگهدارندهای ندارید و کسی را که خداوند گمراه کند آنگاه هیچ هادیی ندارد
- ترجمه راستینروزی که (از عذاب آن) به پشت بگریزید و هیچ از (قهر) خدا پناهی نیابید. و هر که را خدا در گمراهی واگذارد دیگر برای او راهنمایی نیست.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِّمَّا جَاءَكُم بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُـولًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ
و همانا یوسف قبلاً بیّناتی را نزد شما آورد، پس پیوسته از آنچه که آن را نزد شما آورده بود در شکّ بودید تا آنوقت که هلاک شد [به او اقرار کردید برای ارتضاء شما به غایب از انظارتان نه حاضر نزد شما و او را خاتم رسالت قرار دادید و] گفتید: خداوند بعد از او هرگز رسولی را مبعوث نمیکند [یا معنی میدهد: تا وقتی که مُرد بر کفرتان باقی ماندید و گفتید: خداوند بعد از او هرگز رسولی را مبعوث نمیکند] اینچنین [گمراهیی که شما و اسلافتان بر آن میباشید] خداوند گمراه میکند کسی را که او مُسرف متجاوز [از حدّش] و شکّ کننده است [یعنی شأن او ارتیاب (تردید کردن) است و او حالت یقین به آنچه که سزاوار است که به آن یقین کند را ندارد]
- ترجمه سلطانیو همانا یوسف قبلاً بیّناتی را نزد شما آورد، پس پیوسته از آنچه که آن را نزد شما آورده بود در شکّ بودید تا آنوقت که هلاک شد گفتید: خداوند بعد از او هرگز رسولی را مبعوث نخواهد کرد اینچنین خداوند گمراه میکند کسی را که او مُسرف متجاوز و شکّ کننده است
- ترجمه راستینو از این پیش یوسف (کنعان) به سوی شما (مصریان) با معجزات و ادلّه روشن (به رسالت) آمد و دایم از آیاتی که برای شما آورد در شک و ریب بماندید تا آنکه یوسف از دنیا برفت، گفتید که دیگر خدا پس از یوسف هرگز رسولی نمیفرستد. بلی این چنین خدا مردم مسرف (ستمگری) را که (در آیات خدا و معجزات رسل) در شک و ریبند به گمراهی و خذلان خود وا میگذارد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ
آنان که [با ابطال و اخفاء و ازدراء (زیاد کردن، زیاده بستن) و تنقیص (کم کردن)] دربارهٔ آیات خداوند بدون دلیلی (حجّتی) که برای آنها آمده باشد مجادله میکنند [این عملشان] نزد خداوند و نزد کسانی که ایمان آوردهاند دشمنیِ بزرگی است بدینسان خداوند بر هر قلب متکبّر زورگو مُهر مینهد
- ترجمه سلطانیآنان که دربارهٔ آیات خداوند بدون دلیلی که برای آنها آمده باشد مجادله میکنند (این عملشان) نزد خداوند و نزد کسانی که ایمان آوردهاند دشمنیِ بزرگی است بدینسان خداوند بر هر قلب متکبّر زورگو مهر مینهد
- ترجمه راستینآنان که در آیات خدا بیهیچ حجت و برهان به جدال و انکار برمیخیزند این کار، سخت خدا (و رسول) و اهل ایمان را به خشم و غضب آرد. بلی این گونه خدا بر دل هر متکبر خود کامهای مهر (شقاوت) میزند (که با سعادت خود دشمن میشود).
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَاهَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَّعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ
و فرعون [به جهت تمویه (فریب دادن، غلط را درست جلوه دادن) بر عوام] گفت: ای هامان برای من کاخی بلند [یعنی قصری مرتفع ظاهر بر انظار] بساز تا شاید راهی بیابم
- ترجمه سلطانیو فرعون گفت: ای هامان برای من کاخی بلند بساز تا شاید راهی بیابم
- ترجمه راستینو فرعون (به وزیرش) گفت: ای هامان، برای من کاخی بلند پایه (آسمان خراش) بنیاد کن تا شاید به درها راه یابم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا وَكَذَلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبَابٍ
به راههای آسمانها که از خدای موسی مطّلع شوم و همانا من البتّه او را به عنوان دروغگو میپندارم و اینچنین [تزئین (زیبا جلوه دادن) که برای او در بنای کاخ و صعود به آسمان زینت داده شد] برای فرعون بدی عملش [در سایر اعمالش] زینت داده شد و از راه [راست] مانع (بازداشته) شد و [نتیجهٔ] مکر فرعون جز در زیان بردن [در نقصان یا خسار (زیان بردن)] نیست
- ترجمه سلطانیبه راههای آسمانها که از خدای موسی مطّلع شوم و همانا من البتّه او را به عنوان دروغگو میپندارم و اینچنین برای فرعون بدی عملش زینت داده شد و از راه (راست) مانع (بازداشته) شد و (نتیجهٔ) مکر فرعون جز در زیان بردن نیست
- ترجمه راستینبه درهای آسمانها و بر خدای موسی آگاه شوم (و از صدق و کذب موسی تحقیقی کنم) و من هنوز موسی را دروغگوی میپندارم. و این چنین در نظر جاهلانه فرعون عمل زشتش زیبا نمود و راه حق (و خدا پرستی) بر او مسدود شد، و مکر و تدبیر فرعون جز بر زیان و هلاکش به کار نیامد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَاقَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ
و آن کسی که ایمان آورده بود گفت: ای قوم من، از من پیروی کنید که شما را به راه رشاد هدایت کنم
- ترجمه سلطانیو آن کسی که ایمان آورده بود گفت: ای قوم من، از من پیروی کنید که شما را به راه رشاد هدایت کنم
- ترجمه راستینو باز همان شخص مؤمن گفت: ای قوم، مرا پیروی کنید تا شما را به راه حق و صواب دلالت کنم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ يَاقَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ
ای قوم من جز این نیست که این زندگانی دنیا تمتعی (بهرهمندی اندک) است و همانا آخرت، همان دار قرار است [و نهایتی برای نهایت آن و نه نقصی و نه شوبی برای تمتّع آن نیست]
- ترجمه سلطانیای قوم من جز این نیست که این زندگانی دنیا تمتعی (بهرهمندی) (اندک) است و همانا آخرت، همان دار قرار است
- ترجمه راستینای قوم، این زندگانی (فانی) دنیا متاع ناچیزی بیش نیست و سرای آخرت منزلگاه ابدی (و حیات جاودانی) است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِـحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ
کسی که عمل بدی بکند پس جز به مثل آن جزاء داده نمیشود و کسی که عمل صالحی بکند چه مرد یا زن و (در حالی که) او مؤمن است پس آنان داخل در جنّت میشوند که در آن بدون حساب روزی داده میشوند
- ترجمه سلطانیکسی که عمل بدی بکند پس جز به مثل آن جزاء داده نمیشود و کسی که عمل صالحی بکند چه مرد یا زن و (در حالی که) او مؤمن است پس آنان داخل در جنّت میشوند که در آن بدون حساب روزی داده میشوند
- ترجمه راستین(و بدانید که) هر کس کار بدی (در دنیا) کرده (آنجا) الاّ به مثل آن مجازات نشود، و هر که از مرد و زن عمل صالح به جا آورده در صورتی که با ایمان باشند آنان در بهشت جاودان داخل شوند و آنجا از رزق بیحساب (و نعمت بیشمار) برخوردار گردند.
- ترجمه الهی قمشهای