جزء شمارهٔ ۳
٢٥٣ تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَلَكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ
این رسولان، بعضی را [در منقبتی (صفت پسندیدهای، هنری) غیر منقبت دیگری] بر بعضی دیگر برتری دادیم، خداوند با کسی از آنها سخن گفت و درجات بعضی از آنها را بالا برد، و به عیسی پسر مریم بیّنات (معجزات ظاهرهٔ مذکوره در کتاب) دادیم و او را [با تأییدى خاصّ غیر تأییدى که برای سایر انبیاء بود] با روح القدس تأیید کردیم [و مردم بعد آمدن رسولان اختلاف کردند و با هم جنگیدند] و اگر خداوند میخواست کسان بعد از آنها [یعنی کسانی که بعد آمدن آنها یا بعد وفات آنها موجود بودند] بعد از آنکه بیّنههائی (معجزات یا دللایل واضح یا موضح) نزد ایشان آمد با هم جنگ نمیکردند و لکن اختلاف کردند و از آنان کسانی [با ایمان عام حاصل با بیعت عامّه] ایمان آوردند و از آنان کسانی کفر ورزیدند و اگر خداوند میخواست با هم جنگ نمیکردند و لکن خداوند [نه غیر او] آنچه که میخواهد را انجام میدهد
- ترجمه سلطانیاین رسولان، بعضی را (در منقبتی) بر بعضی دیگر برتری دادیم، خداوند با کسی از آنها سخن گفت و درجات بعضی از آنها را بالا برد، و به عیسی پسر مریم بیّنات دادیم و او را با روح القدس تأیید کردیم و اگر خداوند میخواست کسان بعد از آنها بعد از آنکه بیّنههائی (دللایل واضح یا موضح) نزد ایشان آمد با هم جنگ نمیکردند و لکن اختلاف کردند و از آنان کسانی ایمان آوردند و از آنان کسانی کفر ورزیدند و اگر خداوند میخواست با هم جنگ نمیکردند و لکن خداوند آنچه که میخواهد را انجام میدهد
- ترجمه راستیناین پیغمبران را برخی بر بعضی برتری و فضیلت دادیم، بعضی را خدا با او سخن گفته و بعضی را رفعت مقام داده، و عیسی پسر مریم را معجزات آشکار دادیم و او را به روح القدس نیرو بخشیدیم، و اگر خدا میخواست پس از فرستادن پیامبران و معجزات آشکار، مردم با یکدیگر در مقام خصومت و قتال بر نمیآمدند، ولیکن آنان برخلاف و دشمنی با هم برخاستند، برخی ایمان آورده و بعضی کافر شدند، و اگر خدا میخواست با هم بر سر جنگ نبودند، و لیکن خدا هر چه مشیّتش قرار گیرد خواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥٤ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِـمُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید قبل از آنکه روزی (روز مرگ و نه روز قیامت) بیاید که داد و ستدی در آن نیست [نه مالی در آن است که با آن عذاب را افتداء (باز خرید) کنید] و نه دوستی (رفیقی) [نافع است] و نه شفاعتی، از آنچه که روزی شما کردهایم [از اموال و قوا و اعراض و بالجمله هر آنچه که در انانیّت شما و حدود آن زیاد میکند] انفاق کنید و کافران همان ظالمان هستند
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید از آنچه که روزی شما کردهایم انفاق کنید قبل از آنکه روزی (روز مرگ و نه روز قیامت) بیاید که داد و ستدی در آن نیست و نه دوستی (نفع میرساند) و نه شفاعتی، و کافران همان ظالمان هستند
- ترجمه راستینای اهل ایمان، از آنچه روزی شما کردیم انفاق کنید پیش از آنکه بیاید روزی که نه کسی (برای آسایش خود) چیزی تواند خرید و نه دوستی و شفاعتی به کار آید، و کافران (دریابند که) خود ستمکار بودهاند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥٥ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ
خداوندی نیست جز ذات یکتای حقّ که زنده و پایدار است، او را چُرت و خواب عارض نمیشود و همهٔ آسمانها و زمینها از اوست، کیست که شفاعت کند نزد او مگر با اذن و اجازهٔ خودش، میداند آنچه را در جلو آنها و آنچه پشت سر آنها است و هیچکدام به علم او احاطه ندارند مگر به همان اندازه که خودش بخواهد، کرسی و تخت عظمت او همهٔ آسمانها و زمین را فرا گرفته {کرسى به مقام علم او که محیط به همهٔ موجودات است و عرش به مجموع خلق تفسیر شده است} و از نگاهداری آنها خسته نمیشود، او است که بسیار بلند و دارای عظمت است
- ترجمه سلطانیخداوندی نیست جز ذات یکتای حقّ که زنده و پایدار است، او را چُرت و خواب عارض نمیشود و همهٔ آسمانها و زمینها از اوست، کیست که شفاعت کند نزد او مگر با اذن و اجازهٔ خودش، میداند آنچه را در جلو آنها و آنچه پشت سر آنها است و هیچکدام به علم او احاطه ندارند مگر به همان اندازه که خودش بخواهد، کرسی و تخت عظمت او همهٔ آسمانها و زمین را فرا گرفته و از نگاهداری آنها خسته نمیشود، او است که بسیار بلند و دارای عظمت است
- ترجمه راستینخدای یکتاست که جز او خدایی نیست، زنده و پاینده است، هرگز او را کسالت خواب فرا نگیرد تا چه رسد که به خواب رود، اوست مالک آنچه در آسمانها و زمین است، که را این جرأت است که در پیشگاه او به شفاعت برخیزد مگر به فرمان او؟علم او محیط است به آنچه پیش نظر خلق آمده و آنچه سپس خواهد آمد و خلق به هیچ مرتبه از علم او احاطه نتوانند کرد مگر به آنچه او خواهد، قلمرو علمش از آسمانها و زمین فراتر، و نگهبانی زمین و آسمان بر او آسان و بیزحمت است، و او والا مرتبه و با عظمت است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥٦ لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
هیچ اکراه و اجباری در دین نیست راه حقّ از گمراهی جدا شده [و معلوم] است، هر کس به طاغوت کافر شود {طاغوت به شیطان و کاهن و جادوگر و تمرّد کننده از جنّ و انس و همچنین به بت و هر چیزی که به غیر از خدا عبادت شود تفسیر شده و حقّ این است که طاغوت نفس امّارهٔ انسانی و هر چیزی که این نفس امّاره از آن پیروی کند از شیطان و بتها و جنّ و کاهنها و جادوان و رؤسای ضلالت را شامل میگردد} و [با ایمان خاصّ که حاصل نمیشود مگر با بیعت نمودن بر دست علی (ع) و جانشینان او (دوازده امام) زیرا ایمان همگانی که بواسطهٔ پیمان همگانی نبوی پیدا میشود، فقط ظاهر است و اثری از آن در دل داخل نمیشود] به خداوند ایمان بیاورد چنگ به [بند و] ریسمان محکم خدایی زده که پاره شدنی نیست {امر ولایت که عبارت است از بیعت ویژه و اختصاصی ولایتی و اتّصال به صاحب امر با بستن پیمان، بالاتر و بلندتر از این است که به شرح و بیان درآید زیرا صورت آن که همان پیمان بستن میباشد هر چند از اعمال جسمانی و محسوس است ولی اتّصال روحانی و معنوی که بر اثر آن پیدا میشود امری است غیبی و پنهانی که به دیدهها درک نمیشود و به مثال هم در واهمه نمیآید بلکه بالاتر از درک به عقول نیز میباشد زیرا حدّ و رسم و کیف و کمّی برای آن نیست} و خداوند شنوا و دانا است [یعنی گفتههای او را میشنود و کارها و اعمال او را میداند و او را به آنها پاداش نیک میدهد]
- ترجمه سلطانیهیچ اکراه و اجباری در دین نیست راه حقّ از گمراهی جدا شده (و معلوم) است، هر کس به طاغوت کافر شود و به خداوند ایمان بیاورد چنگ به (بند و) ریسمان محکم خدایی زده که پاره شدنی نیست و خداوند شنوا و دانا است
- ترجمه راستینکار دین به اجبار نیست، تحقیقا راه هدایت و ضلالت بر همه کس روشن گردیده، پس هر که از راه کفر و سرکشی دیو رهزن برگردد و به راه ایمان به خدا گراید بیگمان به رشته محکم و استواری چنگ زده که هرگز نخواهد گسست، و خداوند (به هر چه خلق گویند و کنند) شنوا و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥٧ اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
خداوند است صاحب اختیار [و ولیّ] مؤمنین که آنها را از تاریکیها به سوی روشنائی هدایت میکند [و میبرد] و کسانی که کافر به خداوند هستند دوستان آنها طاغوت است که آنها را از نور به تاریکیها میبرد؛ آنانند که در دوزخ جای دارند [یعنی این کفّار یا این طاغوتها یا همهٔ آنها یاران دوزخ و قرین آتش هستند] و همیشه در آن میباشند
- ترجمه سلطانیخداوند است صاحب اختیار مؤمنین که آنها را از تاریکیها به سوی روشنائی هدایت میکند (و میبرد) و کسانی که کافر به خداوند هستند دوستان آنها طاغوت است که آنها را از نور به تاریکیها میبرد؛ آنانند که در دوزخ جای دارند و همیشه در آن میباشند
- ترجمه راستینخدا یار اهل ایمان است که آنان را از تاریکیهای جهل بیرون آرد و به عالم نور برد، و آنان که راه کفر گزیدند یار ایشان شیاطین و دیوهایند که آنها را از عالم نور به تاریکیهای گمراهی در افکنند، این گروه اهل دوزخند و در آن همیشه خواهند بود.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥٨ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِـمِينَ
آیا ندیدی کسی (نمرود) را که با ابراهیم دربارهٔ پروردگارش احتجاج کرد که خداوند مُلک را به او داد [بعد آنکه نمرود به او گفت: اِی ابراهیم پروردگار تو کیست؟] آنوقت ابراهیم گفت: پروردگارم کسی است که زنده میکند و میمیراند، [نمرود با مغلطه (سخن غلط انداز) و تمویه (عوام فریبی)] گفت: منم که زنده میکنم [کسی که قتل بر او واجب است را نمیکُشم، و از حبس نجاتش میدهم] و [با کُشتن کسی که کُشتن او را بخواهم] میمیرانم، {و این مغلطه از او در جواب از جهت تمویه عوام است برای اینکه ابقاء حیات حاصله از خداوند احیاء (زنده کردن) نیست و آن ابقاء حیات هم نیست، بلکه آن ترک فعلی است که یؤدی به ازهاق روح است؛ و همچنین حالتی دربارهٔ میرانیدن هست} ابراهیم [به نمرود] گفت: پس همانا خداوند است که خورشید را از مشرق میآورد پس [تو] آن را از مغرب بیاور، پس کسی (نمرود) که کفر میورزید مبهوت (حجّت او منقطع و متحیّر) شد و [حال آنکه او معینی نداشت که به او کمک کند زیرا معین جز خداوند نیست] و خداوند گروه ستمکاران [به خودشان سپس به خلق سپس به خلفاء خداوند] را هدایت نمیکند
- ترجمه سلطانیآیا ندیدی کسی را که با ابراهیم دربارهٔ پروردگارش احتجاج کرد که خداوند مُلک را به او داد آنوقت که ابراهیم گفت پروردگارم کسی است که زنده میکند و میمیراند، (نمرود) گفت: منم که زنده میکنم (نمیکُشم) و میمیرانم (میکُشم)، ابراهیم (به او) گفت: پس همانا خداوند است که خورشید را از مشرق میآورد پس (تو) آن را از مغرب بیاور، پس آن (نمرود) که کفر میورزید مبهوت (متحیّر) شد و (حال آنکه) خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند
- ترجمه راستینآیا ندیدی که پادشاه زمان ابراهیم (علیه السّلام) به دلیل حکومتی که خدا به او داده بود درباره (یکتایی) خدا با ابراهیم به جدل برخاست؟چون ابراهیم گفت: خدای من آن است که زنده گرداند و بمیراند، او گفت: من نیز زنده میکنم و میمیرانم. ابراهیم گفت که خداوند خورشید را از طرف مشرق برآورد، تو اگر توانی از مغرب بیرون آر؛ آن نادان کافر در جواب عاجز ماند؛ و خدا راهنمای ستمکاران نخواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥٩ أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
یا [آیا نگاه نکردی به کسی] مانند کسی که بر قریهای گذشت و (در حالی که) آن بر سقفهایش ویران (خرابه) بود، گفت: خداوند بعد مرگ [اهل] آن، چگونه این را زنده میکند [یا این قریه را عمارت میکند]؟ پس خداوند صد سال او را میرانید سپس او را برانگیخت، فرمود: چقدر درنگ کردی؟ گفت: یک روز درنگ کردم یا قسمتی از روز، فرمود: بلکه صد سال درنگ کردی پس به طعامت و شرابت نظر کن که تغییر نکرده و به الاغت نظر کن [که با بقاء طعامت و شرابت، چگونه پوسیده گشته و استخوانهایش متفرّق شدهاند] و [آن را نسبت به تو انجام دادیم] تا تو را به عنوان نشانه برای مردم قرار دهیم، و به استخوانها [ی الاغت و بدنت] نگاه کن که چگونه آنها را بر میخیزانیم [یعنی بلند میکنیم و بعضی آنها را بر بعضی کار میگذاریم] سپس گوشت بر آن میپوشانیم پس چون برای او واضح شد گفت: میدانم [یا بدان] که خداوند بر هر چیزی [و منجمله زنده کردن بعد از میرانیدن] بسیار قادر است
- ترجمه سلطانییا (آیا نگاه نکردی به کسی) مانند کسی که بر قریهای گذشت و (در حالی که) آن بر سقفهای آن ویران (خرابه) بود، گفت: خداوند بعد از مرگ (اهل) آن چگونه این را زنده میکند؟ پس خداوند صد سال او را میراند سپس او را برانگیخت، گفت: چقدر درنگ کردی؟ گفت یک روز درنگ کردم یا قسمتی از روز، گفت بلکه صد سال درنگ کردی پس به طعامت و شرابت نظر کن تغییر نکرده و به الاغت نظر کن و تا تو را به عنوان نشانه برای مردم قرار دهیم، و به استخوانها نگاه کن که چگونه آنها را بر میخیزانیم سپس گوشت بر آن میپوشانیم پس چون برای او واضح شد گفت: میدانم (یا بدان) که خداوند بر هر چیزی بسیار قادر است
- ترجمه راستینیا به مانند آن کس (عزیر) که به دهکدهای گذر کرد که خراب و ویران شده بود، گفت: (به حیرتم که) خدا چگونه باز این مردگان را زنده خواهد کرد!پس خداوند او را صد سال میراند سپس زنده کرد و برانگیخت و بدو فرمود که چند مدّت درنگ نمودی؟جواب داد: یک روز یا پارهای از یک روز درنگ نمودم، خداوند فرمود (نه چنین است) بلکه صد سال است که به خواب مرگ افتادهای، نظر در طعام و شراب خود بنما که هنوز تغییر ننموده، و الاغ خود را بنگر (که اکنون زندهاش کنیم تا احوال بر تو معلوم شود) و تا تو را حجت و نشانهای برای خلق قرار دهیم (که امر بعثت را انکار نکنند) و بنگر در استخوانهای آن که چگونه درهمش پیوسته و گوشت بر آن پوشانیم. چون این کار بر او روشن گردید، گفت: به یقین میدانم که خدا بر هر چیز قادر است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦٠ وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُـزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
و آنوقت که ابراهیم گفت: [که زنده کردن خداوند با ردّ کردن روح به بدن میّت است، پس نمرود گفت: و آیا تو آن را معاینه داشتی؟ پس ابراهیم نتوانست که بگوید بلی، پس بعد از آن در خلوت از خداوند سؤال کرد و گفت:] پروردگار من نشانم بده که چگونه مرده را زنده میکنی؟ [تا با آن جواب نمرود را بدهم، خداوند] فرمود: آیا باور (اذعان) نداری؟ [به اینکه من بر آن قدرت دارم و در آخرت آن را انجام میدهم، ابراهیم] گفت: بلی [به آن اذعان دارم و به آن یقین دارم] و لکن تا [با عیان بعد از بیان] قلبم مطمئن شود، [خداوند] فرمود: [اگر آن را میخواهی] پس چهار پرنده را بگیر {گفنه شده که چهار پرنده: طاووس مظهر شیطنت مقتضای بر انانیّت باعث تجلّی هر آنْ (لحظه) به رنگی بر نفس خود و بر دیگری و داعیّه بر تعجیب (عُجب داشتن) نفس خود و غیره است، و خروس غضب، و کبوتر شهوت، و اُردک حرص هستند} و آنها را نزد خود جمع کن [تا بر تو ملتبس (مشتبه) نشود سپس آنها را بکُش و قطعه قطعه نما و ممزوج گردان و آنها را جزء جزء کن] سپس بر سر هر کوهی جزئی از آنها را قرار بده سپس آنها را فرا بخوان، ساعی (سعی کننده) نزد تو میآیند {و مقصود از طیور چهارگانه شیطنت و شهوت و غضب و حرص متولّد از آن دو، یا طول امل (آرزو) متولّد از آنها است زیرا آنها امّهات لشکریان نفس و جهل هستند، و مراد از قتل آنها میرانیدن آنها از حیات نفسانی است و مراد از احیاء آنها زنده کردن آنها به حیات عقلانی است تا از لشکریان عقل گردند} و بدان [یعنی تا بدانی بعد زنده کردن مردگان] همانا خداوند عزیز (غالب) [است که چیزی او را از مرادش منع نمیکند] و حکیم است [تا نگوئی: چرا امر به قتل حیوان و ایذای آن نمود]
- ترجمه سلطانیو آنوقت که ابراهیم گفت: پروردگار من نشانم بده که چگونه مرده را زنده میکنی؟ (خداوند) گفت: آیا باور نداری؟ (ابراهیم) گفت: بلی و لکن تا قلبم مطمئن شود، (خداوند) گفت: پس چهار پرنده را بگیر و آنها را نزد خود جمع کن (سپس آنها را بکُش و قطعه قطعه نما و ممزوج گردان و آنها را جزء جزء کن) سپس بر سر هر کوهی جزئی از آنها را قرار بده سپس آنها را فرا بخوان، ساعی (کوشا) نزد تو میآیند و بدان که خداوند عزیز (غالب) و حکیم است
- ترجمه راستینو چون ابراهیم گفت: بار پروردگارا، به من بنما که چگونه مردگان را زنده خواهی کرد؟خدا فرمود: باور نداری؟گفت: آری باور دارم، لیکن خواهم (به مشاهده آن) دلم آرام گیرد. خدا فرمود: چهار مرغ بگیر و گوشت آنها را به هم درآمیز نزد خود، آن گاه هر قسمتی را بر سر کوهی بگذار، سپس آن مرغان را بخوان، که به سوی تو شتابان پرواز کنند؛ و بدان که خدا (بر همه چیز) توانا و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦١ مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِـمَن يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
[گوئی گفته شده: چگونه است برای کسی که پرنده که آن از لشکریان جهل است را میکشد مساوی احیاء آن به حیات عقل است؟ پس فرمود:] مَثل کسانی که اموال [حقیقی] خود را [که همان قوای آنان است] در راه خدا انفاق میکنند مانند مَثل دانهای است که هفت خوشه برویاند [و] در هر خوشه صد دانه و خداوند برای کسی که بخواهد مضاعف میکند [یعنی حدّی برای او نیست و تفاضل در عوض انفاق و اجر او جز این نیست که آن دربارهٔ حال منفِق (انفاق کننده) و نیّت او و شأن او و مال منفَق (انفاق شده) و حال منفقٌ علیه (انفاق شده بر او) به تفاوت است] و خداوند دارای وسعت و [به انفاق شما و مقدار منفَق (انفاق شده) و نیّت منفِق (انفاق کننده) و حال منفقٌ علیه] دانا است
- ترجمه سلطانیمَثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند مانند مَثل دانهای است که هفت خوشه برویاند در هر خوشه صد دانه و خداوند برای کسی که بخواهد مضاعف میکند و خداوند دارای وسعت و دانا است
- ترجمه راستینمثل آنان که مالشان را در راه خدا انفاق میکنند به مانند دانهای است که از آن هفت خوشه بروید و در هر خوشه صد دانه باشد، و خداوند از این مقدار نیز برای هر که خواهد بیفزاید، و خدا را رحمت بیمنتهاست و (به همه چیز) داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦٢ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
کسانی که اموالشان را در راه خدا انفاق میکنند سپس در پی آنچه که انفاق کردهاند منّتی [که به عنوان اعتناء کننده نظر کند] و نه آزاری [که بر او گردن فرازی و اظهار قدرت کند و او را تحقیر کند و طلب تقدّم (پیشی کردن، پیشکش کردن) او کند و از او با کلام خشن استقبال کند و احسان خود را بر او بشمارد] را متعاقب نمیکنند نزد پروردگارشان اجرشان را دارند و نه بیمی بر آنها است و نه آنها محزون میشوند
- ترجمه سلطانیکسانی که اموالشان را در راه خدا انفاق میکنند سپس در پی آنچه که انفاق کردهاند منّتی و نه آزاری را متعاقب نمیکنند نزد پروردگارشان اجرشان را دارند و نه بیمی بر آنها است و نه آنها محزون میشوند
- ترجمه راستینآنان که مالشان را در راه خدا انفاق کنند و در پی انفاق منّتی نگذارده و آزاری نکنند، آنها را پاداش نیکو نزد خدا خواهد بود و از هیچ پیشامدی بیمناک نباشند و هرگز اندوهناک نخواهند بود.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦٣ قَـوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِّن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ
[پس فرمود:] گفتار نیک و آمرزش [یعنی اغماض مسئول از قبایح سائل و قبایح حاجت یا ستر (پوشاندن) بر سائل و سؤال او، یا ادراک مغفرت خداوند بازاء قول معروف] بهتر از صدقهای است که آزاری در پِی آن است و خداوند [از صدقات شما] غنی و بُردبار است [و به عقوبت کردن کسی که در انفاقش منّت میگذارد و اذیّت میکند عجله نمیکند]
- ترجمه سلطانی(پس فرمود:) گفتار نیک و آمرزش بهتر از صدقهای است که آزاری در پِی آن است و خداوند غنی و بُردبار است
- ترجمه راستین(فقیر سائل را به) زبان خوش و طلب آمرزش (رد کردن) بهتر است از صدقهای که پی آن آزار کنند، و خداوند بینیاز و بردبار است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦٤ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لَّا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُوا وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید [یعنی با بیعت عامّه و قبول دعوت ظاهره اسلام آوردهاید] صدقههای خود را با منّت گذاشتن و آزار دادن باطل نکنید مانند کسی که مال خود را برای نمایش به مردم انفاق میکند {عبادات وقتی که داعی الیهای آنها قرب عابد به خداوند باشد به این معنی که قرب مستلزم شدّت حبّ مستلزم خدمت محبوب سبب برای عبادت و قیام به خدمت معبود و امتثال امر محبوب گردد عبادت است، و وقتی داعی انتفاع نفس از خداوند ولو با قرب به خداوند باشد عبادت حقیقی نمیباشد، و وقتی که داعی انتفاع نفس از غیر است نه حقیقتاً و نه صورتاً عبادت نمیباشد بلکه حرام و وبال میباشد} و به خداوند و روز آخِر ایمان نمیآورد (اذعان نمیکند) پس مَثل او [یعنی منفق مرائى (انفاق کنندهٔ ریاکار)] مانند مَثل تخته سنگی است که بر روی آن خاکی [صالح برای زرع و نمو آن] هست پس رگبار به آن اصابت میکند پس آن را بور (طاس از خاک و بذر) رها میکند که بر چیزی از آنچه که کسب کردهاند قدرت ندارند و [سوای خداوند معین (کمک کننده) ندارند و حال آنکه] خداوند مردمان کافر را هدایت نمیکند
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید صدقههای خود را با منّت گذاشتن و آزار دادن باطل نکنید مانند کسی که مال خود را برای نمایش به مردم انفاق میکند و به خداوند و روز آخِر ایمان نمیآورد پس مَثل او مانند مَثل تخته سنگی است که بر روی آن خاکی (برای زرع) هست پس رگبار به آن اصابت میکند پس آن را بور (طاس) (از خاک و بذر) رها میکند که بر چیزی از آنچه که کسب کردهاند قدرت ندارند و خداوند مردمان کافر را هدایت نمیکند
- ترجمه راستینای اهل ایمان، صدقات خود را به سبب منّت و آزار تباه نسازید مانند آن که مال خود را از روی ریا (برای جلب توجه دیگران) انفاق کند و ایمان به خدا و روز قیامت ندارد؛ مثل این ریاکاران بدان ماند که دانه را (به جای آنکه در زمین قابلی افشانند) بر روی سنگ صاف غبار گرفتهای ریزند و تند بارانی غبار آن بشوید و آن سنگ را همان طور صاف و بیگیاه به جای گذارد، که نتوانند هیچ حاصلی از آن به دست آورند. و خداوند گروه کافران را راه (سعادت) ننماید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦٥ وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
و مَثَل کسانی که اموال خویش را و از جهت تثبیت [شاکلهٔ طلب خشنودی خداوند] از انفس خویش به جهت طلب خشنودی خداوند انفاق میکنند مانند مَثل [درختکار] باغی است در محلّی مرتفع که باران زیاد به آن اصابت کند [نه سیل] و [میوهٔ] خوردنیاش را به دو برابر به بار آورد و اگر باران زیاد بر آن نبارد پس شبنم [به آن] برسد و خداوند به آنچه که عمل میکنید بینا است
- ترجمه سلطانیو مَثَل کسانی که اموال خویش را به طلب خشنودی خداوند و به جهت تثبیت خودشان انفاق میکنند مانند مَثل (درختکار) باغی است در محلّی مرتفع که باران زیاد به آن اصابت کند و (میوهٔ) خوردنیاش را به دو برابر به بار آورد و اگر باران زیاد بر آن نبارد پس شبنم (به آن) برسد و خداوند به آنچه که عمل میکنید بینا است
- ترجمه راستینو مثل آنان که مالشان را در راه خشنودی خدا انفاق کنند و با کمال اطمینان خاطر، دل به لطف خدا شاد دارند مثل بوستانی است که در زمین بلندی باشد و بر آن باران زیادی به موقع ببارد و حاصلی دو چندان (که منتظرند) دهد، و اگر باران زیاد نیاید، اندک بارد (تا باز به ثمر رسد) ، و خدا (به کار شما) بیناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦٦ أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ
آیا یکی از شما دوست دارد {تمثیل دیگری است برای کسی که انفاق کرده سپس بعد از آن انفاقش را به منّت و اذیت باطل نموده، انفاق کسی که او در جنّت قلب برای آخرت غرس میکند را به باغی اینچنین تشبیه کرد و صاحب آن را به صاحب باغی که از اصابت سالخوردگی و از جهت معیل (عائلهمند) بودن او و عیال او به جهت فرزندان ضعیف در حالت شدّت احتیاج است، و منّت او و اذیّت او را به آتشی که میآید و باغش را میسوزاند در حالی که او به غیر آن امیدی ندارد} که او باغی از خرما و انگور داشته باشد که از زیر آن نهرها جاری میشود و در آن از هر میوهای دارد و سالخورده شده [حتّی از قیام به امر فرزندانش ضعیف میباشد و فرزندانش را از این باغ کفایت میکرده] و فرزندانی ضعیف (عاجز از کسب کردن) دارد پس گردبادی که در آن آتشی هست به آن برسد و [آن را] بسوزاند، خداوند این چنین آیات را برای شما بیان میکند به این ترقّب که شما فکر کنید [و از ظاهر امثال (مَثلها) که همان آیات آفاقی است به ممثّل لها که همان آیات انفسی است منتقل شوید]
- ترجمه سلطانیآیا یکی از شما دوست دارد که او باغی از خرما و انگور داشته باشد که از زیر آن نهرها جاری میشود و در آن از هر میوهای دارد و سالخورده شده و فرزندانی ضعیف دارد پس گردبادی به آن برسد که در آن آتشی هست و بسوزاند، خداوند این چنین آیات را برای شما بیان میکند به این ترقّب که شما فکر کنید
- ترجمه راستینآیا هیچ یک از شما خواهد که او را باغی باشد از درخت خرما و انگور و زیر آن درختان جویهای روان، و در آن هرگونه میوه موجود باشد، آن گاه ضعف و پیری بدو فرا رسد و او را فرزندان خرد و ناتوان باشد، پس در باغ او بادی آتشبار افتد و همه بسوزد؟ (حال کسی که به ریا انفاق کند بدین ماند) . خداوند آیات خود را برای شما این چنین روشن بیان کند، باشد که (در مآل کارها و حقیقت احوال) فکر کنید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦٧ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلَّا أَن تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ
ای کسانی که ایمان آوردهاید از پاکها آنچه که کسب کردهاید [حلال آن و جیاد (خوب) آن] و از آنچه که از زمین برای شما خارج کردهایم [از پاکیزههای حبوبتان و میوههایتان و استخراج شدهها از معادنتان] را انفاق کنید و (در حالی که) انفاق میکنید قصد [انفاق کالای] پست از آن [از آنچه که کسب کردهاید یا از آنچه که برای شما اخراج کردهایم را] نکنید و (حال آنکه) شما [خود] به گرفتن آن [راضی] نیستید مگر آنکه در آن اغماض کنید و بدانید که خداوند غنی است [یعنی که محتاج گاهی پست را برای حاجتش قبول میکند و خداوند غنیّ است که پَست را اصلاً قبول نمیکند] و ستوده است [یعنی غنی ذمیم (نکوهش شده) گاهی پست را قبول میکند به خلاف حمید]
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید از پاکها آنچه که کسب کردهاید و از آنچه که از زمین برای شما خارج کردهایم انفاق کنید و (در حالی که) انفاق میکنید قصد (انفاق کالای) پست نکنید و (حال آنکه) شما (خود) به گرفتن آن (راضی) نیستید مگر آنکه در آن اغماض کنید و بدانید که خداوند غنی و ستوده است
- ترجمه راستینای اهل ایمان، انفاق کنید از بهترین آنچه اندوختهاید، و از آنچه برای شما از زمین میرویانیم، و بدها را برای انفاق در نظر نگیرید، در صورتی که خود شما جنس بد را نستانید مگر آنکه از بدی آن چشم پوشی کنید؛ و بدانید که خدا بینیاز و ستوده صفات است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦٨ الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
شیطان به شما وعدهٔ فقر میدهد [و شما را با فقر میترساند] و شما را به فحشاء (بُخل) امر میکند و خداوند به شما آمرزش از خود و فضل (فزونی، برتری، کرم) وعده میدهد و خداوند دارای وسعت است [که از ضیق (تنگی) و فقر نمیترسد و در وعدهاش خلاف نیست] و دانا [به مصالح شما] است
- ترجمه سلطانیشیطان به شما وعده فقر میدهد (شما را میترساند) و شما را به فحشاء (بُخل) امر میکند و خداوند به شما آمرزش از خود و فضل (فزونی، برتری) وعده میدهد و خداوند دارای وسعت و دانا است
- ترجمه راستینشیطان شما را وعده فقر و بیچیزی دهد و به کارهای زشت و بخل وادار کند، و خدا به شما وعده آمرزش و احسان دهد، و خدا را رحمت بیمنتهاست و (به همه امور جهان) داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦٩ يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ
به کسی که بخواهد حکمت میدهد {حکمت نظری عبارت از ادراک دقایق مصنوع الهی و غایات مترتّبه بر آن است و حکمت عملی عبارت است از قدرت بر صنع مصنوع مشتمل بر دقایق صنع و غایات مترتّبه الی غایتی که آن اشرف غایات است نسبت به مقام صانع} و به کسی که حکمت داده شود پس خیر فراوان داده شده و [از حکمت یا با استلزام آن بر خیر کثیر] جز خردمندان پند نمیگیرند
- ترجمه سلطانیبه کسی که بخواهد حکمت میدهد و به کسی که حکمت داده شود پس خیر فراوان داده شده و جز خردمندان (کسی) پند نمیگیرند
- ترجمه راستینخدا فیض حکمت را به هر که خواهد عطا کند، و هر که را به حکمت و دانش رسانند در باره او مرحمت و عنایت بسیار کردهاند، و این حقیقت را جز خردمندان متذکر نشوند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧٠ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن نَّفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُم مِّن نَّذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِـمِينَ مِنْ أَنصَارٍ
و آنچه از نفقه [از آنچه که اسم نفقه بر آن اطلاق میشود کم باشد یا زیاد، در حقّ یا باطل، صحیح یا فاسد، مبطل یا مبقی، سرّی یا علنی] که انفاق کنید یا از نذری که نذر کنید [به مانند آن به آن جزاء داده میشوید] پس همانا خداوند آن را میداند [و بر جزا دادن قدرت دارد] و برای ظالمان [یعنی مانعان حقوق از اهالی آنها و معطی (دهنده) آن به غیر اهلش در انفاق و] یاورانی [که عقوبت خدا را از آنها دفع کنند] نیست
- ترجمه سلطانیو آنچه از نفقه که انفاق کنید یا از نذری که نذر کنید پس همانا خداوند آن را میداند و برای ظالمان یاوری نیست
- ترجمه راستینهر چه انفاق کنید و یا به نذر (و صدقه) دهید همانا خدا میداند، و (اگر در حق مسکینان ستم کنید) برای ستمکاران در دو جهان یار و معینی نخواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧١ إِن تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِّن سَيِّئَاتِكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ
اگر صدقات را آشکار کنید پس آن خوب است و اگر آن را مخفی سازید و به فقراء بدهید پس آن (پنهان کردن) برای شما بهتر است و [خداوند] گناهانتان را از شما میپوشاند و خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است
- ترجمه سلطانیاگر صدقات را آشکار کنید پس آن خوب است و اگر آن را مخفی سازید و به فقراء بدهید پس آن برای شما بهتر است و (خداوند) گناهانتان را از شما میپوشاند و خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است
- ترجمه راستیناگر (به مستحقان) آشکارا صدقه دهید کاری نیکوست، لیکن اگر در پنهانی به فقیران (آبرومند) رسانید برای شما نیکوتر است و خدا (به پاداش آن) برخی از گناهان شما را محو و مستور دارد، و خداوند از (آشکارا و نهان) آنچه میکنید آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧٢ لَّيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنفُسِكُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ
هدایت آنها بر [عهدهٔ] تو نیست و لکن خداوند کسی که بخواهد را هدایت میکند و آنچه از خیر (از مال حلال مکتسب) که انفاق کنید پس [آن نافع] برای خودتان است [پس چرا با آن بر غیر خود منّت مینهید یا کسی که بر او انفاق میکنید یا غیر او را اذیّت میکنید] و انفاق نکنید [یعنی برای شما شایسته نیست که انفاق کنید] مگر آنکه وجه خداوند را طلب کنید و آنچه که از خیر انفاق کنید [با اداء کردن تمام آنچه که شایسته است که اداء شود] به شما وفا (به تمامی اداء) میکند و [با نقص در آنچه که جزای انفاق شما به شما داده میشود] به شما ظلم نمیشود
- ترجمه سلطانیهدایت آنها بر (عهدهٔ) تو نیست و لکن خداوند کسی که بخواهد را هدایت میکند و آنچه که از خیر انفاق کنید پس (آن نافع) برای خودتان است و انفاق نکنید مگر آنکه وجه خداوند را طلب کنید و آنچه که از خیر انفاق کنید به شما وفا (به تمامی اداء) میکند و به شما ظلم نمیشود
- ترجمه راستین(ای رسول بر تو دعوت خلق است و) هدایت خلق بر تو نیست، خدا هر که را خواهد هدایت کند. و هر قسم انفاق و احسان کنید درباره خویش کردهاید، و نبایست انفاق کنید جز در راه رضای خدا، و هر انفاق و احسانی کنید از خدا پاداش تمام به شما رسد و به هرگز به شما ستم نخواهد رسید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧٣ لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ
برای فقرائی که در راه خدا محصور شدهاند [یعنی خداوند آنها را در راه حبس کرده است به حیثی که سیر و ترقّی برای آنها ممکن نمیشود، یا خداوند آنها را با امراض بدنی و شؤن نفسانی از مکاسب حصر (حبس) کرده است، یا رسول (ص) یا خودشان آنها را از مکاسب بازداشتهاند] که استطاعت زدن (راه افتادن) در زمین [برای سلوک به آخرت یا برای مکاسب] را ندارند جاهل، آنان را [به خاطر] عفت ورزیدن [از سؤال کردن] غنی میپندارد، آنها را از سیمایشان میشناسی، از مردم با اصرار درخواست (گدایی) نمیکنند و آنچه از خیر که [بر آنها] انفاق کنید پس همانا خداوند به آن دانا است [و جزای شما را بنابر آن میدهد]
- ترجمه سلطانیبرای فقرائی که در راه خدا محصور شدهاند که استطاعت زدن (راه افتادن) در زمین را ندارند جاهل آنان را (به خاطر) عفت ورزیدن (از سؤال کردن) غنی میپندارد، آنها را از سیمایشان میشناسی، با اصرار از مردم درخواست نمیکنند و آنچه از خیر که (بر آنها) انفاق کنید پس همانا خداوند به آن دانا است
- ترجمه راستینصدقات مخصوص فقیرانی است که در راه خدا بازمانده و ناتوان شدهاند و توانایی آنکه در زمین بگردند (و کاری پیش گیرند) ندارند و از فرط عفاف چنانند که هر کس از حال آنها آگاه نباشد پندارد غنی و بینیازند، به (فقر) آنها از سیمایشان پی میبری، هرگز چیزی از کسی درخواست نکنند. و هر مالی انفاق کنید خدا به آن آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧٤ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
کسانی که اموالشان را در شب و روز در نهان و آشکارا انفاق میکنند پس اجرشان را نزد پروردگارشان دارند و نه بیمی بر ایشان هست و نه آنها اندوهگین میشوند
- ترجمه سلطانیکسانی که اموالشان را در شب و روز در نهان و آشکارا انفاق میکنند پس اجرشان را نزد پروردگارشان دارند و نه بیمی بر ایشان هست و نه آنها اندوهگین میشوند
- ترجمه راستینکسانی که مال خود را در شب و روز انفاق کنند نهان و آشکارا، آنان را نزد پروردگارشان پاداش نیکو خواهد بود و هرگز (از حادثه آینده) بیمناک و (از امور گذشته) اندوهگین نخواهند گشت.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧٥ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
کسانی که ربا (زیادت بر رأس المال) میخورند (میگیرند) [از قبرهایشان یا از نشستن یا به امور معاششان] بپا نمیشوند مگر مانند کسی که شیطان به خاطر مسّ کردن [او] به او انگول میکند (ور میرود، عقلش را فاسد میکند، او را فاسد میکند)، آن به (سبب) این است که آنها [ربا را با بیع (خرید و فروش) مقایسه کردند حیثی که جواز بیع را به اضعاف قیمت بازاری برای کالا دیدند و این بیع را در زیادت قیمت از قیمت کالا با بیع ربوی در زیادت عوض از اصل مال مقایسه کردند و] گفتند جز این نیست که بیع [با زیادت قیمت] مثل ربا است و (حال آنکه) [قیاس آنها را باطل کرد تعالی و فرمود] خداوند بیع را حلال کرده و ربا را حرام کرده است [یعنی همانا صحّت و فساد به تماثل در صورت نیست جز این نیست که آن دو به امر خداوند و نهی او است] پس کسی که موعظهای از پروردگارش به او آمده {موعظه یادآوردی است به آنچه که قلب را لیّن (نرم) میکند و بازدارنده است از آنچه که قلب را قسی مینماید} سپس [از ربا] باز ایستاده (خودداری کرده) پس آنچه [از ربا] که گذشته (اخذ کرده) برای او است و امر او به خداوند است [نه به حکّام تا بر او به ردّ آنچه که قبل از موعظه آن را اخذ کرده حکم کنند] و کسی که [بعد از آنکه موعظه به او آمد به ربا] بر گردد پس آنان اصحاب آتشند [در حالی که] آنها در آن ماندگارند
- ترجمه سلطانیکسانی که ربا (زیادت بر رأس المال) میخورند (میگیرند) بپا نمیشوند مگر مانند کسی که شیطان به خاطر مسّ کردن (او) به او انگول میکند (ور میرود)، آن به (سبب) این است که آنها گفتند جز این نیست که بیع (با زیادت قیمت) مثل ربا است و (حال آنکه) خداوند بیع را حلال کرده و ربا را حرام کرده پس کسی که موعظهای از پروردگارش به او آمده سپس باز ایستاده (خودداری کرده) پس آنچه (از ربا اخذ کرده) که گذشته برای او است و امر او به خداوند است و کسی که (به ربا) بر گردد پس آنان اصحاب آتشند (در حالی که) آنها در آن ماندگارند
- ترجمه راستینآن کسانی که ربا خورند (از قبر در قیامت) برنخیزند جز به مانند آن که به وسوسه شیطان مخبّط و دیوانه شده. و آنان بدین سبب در این عمل زشت افتند که گویند فرقی بین تجارت و ربا نیست؛ حال آنکه خدا تجارت را حلال و ربا را حرام کرده. پس هر کس که اندرز (کتاب) خدا بدو رسد و از این عمل دست کشد خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت کارش با خدا باشد، و کسانی که دست نکشند اهل جهنّمند و در آن جاوید معذّب خواهند بود.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧٦ يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ
خداوند ربا [یعنی مال حاصل از نفس ربا، یا مالی که در آن ربا هست] را محو میکند و صدقات را فزونی میبخشد [یعنی در آخرت، یا عوض آن را، در آنچه که از خود خارج کرده را فزونی میبخشد] و خداوند هیچ کافر [به امر و نهی خداوند] گناه پیشهای (فرو رفته در ارتکاب مناهی او) را دوست ندارد
- ترجمه سلطانیخداوند ربا را محو میکند و صدقات را فزونی میبخشد و خداوند هیچ کافر گناه پیشهای را دوست ندارد
- ترجمه راستینخدا سود ربا را نابود گرداند و صدقات را افزونی بخشد، و خدا مردم بیایمان گنه پیشه را دوست ندارد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧٧ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
همانا کسانی که [با بیعت عامّه] ایمان آوردهاند و [به سبب ایمان خاصّ حاصل به بیعت خاصّهٔ ولویّه] به صالحات عمل کردهاند و اقامهٔ نماز نمودهاند و زکات دادهاند اجرشان را نزد پروردگارشان دارند و نه ترسی بر آنها است و نه آنها اندوهگین میشوند
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که ایمان آوردهاند و به صالحات عمل کردهاند و اقامهٔ نماز نمودهاند و زکات دادهاند اجرشان را نزد پروردگارشان دارند و نه ترسی بر آنان است و نه آنان اندوهگین میشوند
- ترجمه راستینآنان که اهل ایمان و نیکوکارند و نماز به پا دارند و زکات بدهند آنان را نزد پروردگارشان پاداش نیکو خواهد بود و هرگز ترس (از آینده) و اندوه (از گذشته) نخواهند داشت.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧٨ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید از [سخط] خداوند [در مخالفت با جمیع اوامر او و نواهی او خصوصاً در ربا] بهراسید و آنچه که از ربا باقی مانده را ترک کنید [یعنی آنچه از آن را که گرفتهاید ردّ نکنید و لکن آنچه از آن که بر بدهکاران باقی مانده است پس آن را مطالبه نکنید] اگر مؤمن میباشید
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید بهراسید از خداوند و ترک کنید آنچه را که از ربا باقی مانده اگر مؤمن میباشید
- ترجمه راستینای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا بترسید و زیادی ربا را رها کنید اگر به راستی اهل ایمانید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧٩ فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ
پس اگر [آنچه که از ربا باقى مانده است را ترک] نکردید پس آگاه باشید (بدانید) به جنگ [بزرگی] با خداوند و رسولش برخاستهاید و اگر توبه کنید پس اصل اموالتان برای شما است [برای بدهکاران نیست که رئوس (اصل سرمایهها) اموال را در آنچه که قبل از بیّن کردن ربا آن را گرفتهاید محاسبه کنند]، نه [با اخذ زیادت بر اصل مال] ستم کنید و نه [با نقصان اصل مال] ستم شوید
- ترجمه سلطانیو اگر نکردید پس آگاه باشید به جنگی با خداوند و رسولش برخاستهاید و اگر توبه کنید پس اصل اموالتان برای شما است، نه ستم کنید و نه ستم شوید
- ترجمه راستینپس اگر ترک ربا نکردید آگاه باشید که به جنگ خدا و رسول او برخاستهاید. و اگر از این کار پشیمان گشتید اصل مال شما برای شماست، که در این صورت به کسی ستم نکردهاید و از کسی ستم نکشیدهاید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨٠ وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَن تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
و اگر تنگدستی [در بدهکاران خود] بود (یافتید) پس تا توانگر شدن [او به او] مهلت دهید و اگر [بر بدهکار چه توانگر باشد یا تنگدست، یا بر تنگدستی یا با برائت او از دِین] صدقه دهید برای شما بهتر است اگر میدانستید [که صدقه دادن برای شما بهتر است صدقه میدادید]
- ترجمه سلطانیو اگر تنگدستی (در بدهکاران خود) بود (یافتید) پس (به او) تا توانگر شدن (او به او) مهلت دهید و اگر صدقه دهید برای شما بهتر است اگر میدانستید
- ترجمه راستینو اگر (کسی که از او طلبکار هستید) تنگدست شود به او مهلت دهید تا توانگر گردد، و بخشیدن آن (به هنگام تنگدستی وی) به رسم صدقه، برای شما بهتر است اگر (به مصلحت خود) دانایید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨١ وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ
و از [موشکافی کردن در محاسبه و سخت گرفتن در مطالبه از] آنروزی که در آن به سوی خداوند بازگردانده میشوید بهراسید سپس هر نفسی به آنچه که کسب کرده وفا میشود و [با نقص کردن جزاء یا تضعیف عقاب] به آنها ظلم نمیشود
- ترجمه سلطانیو از (موشکافی در محاسبه و سخت گرفتن در مطالبه در) آنروزی که در آن به سوی خداوند بازگردانده میشوید بهراسید سپس هر نفسی به آنچه که کسب کرده وفا میشود و به آنها ظلم نمیشود
- ترجمه راستینو بترسید از روزی که شما را به سوی خدا باز گردانند، پس هر کس پاداش عمل خویش خواهد یافت و به هیچ کس ستمی نکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨٢ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَن يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَن تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
ای کسانی که [با ایمان عامّ و بیعت نبویّه و قبول دعوت ظاهره] ایمان آوردهاید وقتی که به دِین [وام] تا سررسید معیّن قرض میدهید و میگیرید پس آن را بنویسید و کاتبی باید بین شما به عدالت بنویسد و نویسنده (یکی از نویسندگان) نباید اباء کند از اینکه بنویسد چنانکه خداوند [نوشتن را] به او آموخت، پس باید بنویسد و کسی که حقّ بر گردن او است باید املاء کند و باید [در تلقین آنچه که به صاحب حقّ ضرر میرساند] از الله پروردگارش بهراسد و نباید از آن (از حقّ یا از آنچه که املاء میکند) چیزی را کم کند (بکاهد)، و اگر کسی که حقّ بر او است سفیه (محجورٌ علیه) یا ضعیف (غیر محجورٌ علیه) باشد [لکن بین الفاظی که علیه و له وی است تمیز ندهد] یا توانائی ندارد که او املاء کند پس ولیّ او [که حقّ بر او است یا ولیّ حقّ] باید به عدالت املاء کند، و دو شاهد [بالغ مُسلمِ حرّ (آزاد)] از مردان خود را گواه بگیرید و اگر دو [شاهد] مرد نبودند پس باید یک مرد و دو زن [شاهد باشند] از کسانی از شهداء که رضایت میدهید [را گواه بگیرید]، اگر که یکی از آن دو [زن] گمراه شد پس آن [زن] دیگری باید به او یادآوری کند، و شهداء [یعنی کسانی که برای حمل شهادت اهل میباشند] وقتی که خوانده میشوند [تا آن را حمل کنند یا کسی که متحمّل میباشد] نباید اباء کنند و [ای متداینان (معامله کنندگان به دِین) و شاهدان و کتّاب (نویسندهها)] نباید که ملول شوید از اینکه آن را مینویسید، [چه قدر حقّ] تا زمان [سررسید] آن کوچک باشد یا بزرگ، آن نزد خداوند [از افراط به اخذ وثیقه به چند برابر حقّ همراه با نوشتن] دادگرانهتر و [از تفریط به اهمال نوشتن و شاهد گرفتن دورتر] است و برای شهادت [از تذکّر دقایق آن و قدر (اندازهٔ) حقّ و مدّت آن و غیر ذلک] درستتر (کفایت کنندهتر) است و به اینکه شکّ نکنید نزدیکتر است، مگر آنکه تجارتی حاضره (نقدی) باشد که آن را بین خود میگردانید (دست به دست میکنید، تحویل میدهید و تحویل میگیرید) پس بر شما گناهی نیست که آن را ننویسید، و وقتی که خرید و فروش میکنید شاهد بگیرید و نویسندهای و نه شاهدی نباید زیان ببینند، و اگر [مضارّت (ضرر زدن) را] انجام دهید [عقوبت میشوید] پس همانا آن انحراف شما [از فرمان خداوند] است و [نسبت] به خداوند تقوا پیشه کنید تا خداوند به شما علم بیآموزد و خداوند به هر چیزی دانا است [و مضارّت و تقوا از شما را میداند]
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید وقتی که به دِین (وام) تا سررسید معیّن قرض میدهید و میگیرید پس آن را بنویسید و کاتبی باید بین شما به عدالت بنویسد و نویسنده نباید اباء کند از اینکه بنویسد چنانکه خداوند (نوشتن را) به او آموخت، پس باید بنویسد و کسی که حقّ بر گردن او است باید املاء کند و باید از الله پروردگارش بهراسد و نباید از آن (املاء) چیزی را کم کند، و اگر کسی که حقّ بر او است سفیه باشد (محجورٌ علیه) یا ضعیف (غیر محجورٌ علیه باشد لکن بین الفاظی که علیه و له وی است تمیز ندهد) یا توانائی ندارد که او املاء کند پس ولیّ او (که حقّ بر او است) باید به عدالت املاء کند، و دو شاهد از مردان خود را گواه بگیرید و اگر (دو شاهد) دو مرد نبودند پس باید یک مرد و دو زن (شاهد) از کسانی از شهداء که رضایت میدهید (را گواه بگیرید)، اگر که یکی از آن دو (زن) گمراه شدند پس دیگری باید به او یادآوری کند، و شهداء (گواهان) وقتی که خوانده میشوند نباید اباء کنند و نباید که ملول شوید از اینکه آن را مینویسید کوچک باشد یا بزرگ تا زمان (سررسید) آن، آن نزد خداوند دادگرانهتر و برای شهادت درست (کفایت کننده)تر است و نزدیکتر است که شکّ نکنید مگر آنکه تجارتی حاضره (نقدی) باشد که آن را میگردانید (دست به دست میکنید، تحویل میدهید و تحویل میگیرید) بین خود پس بر شما گناهی نیست که آن را ننویسید، و وقتی که خرید و فروش میکنید شاهد بگیرید و نویسندهای و نه گواهی نباید زیان ببینند و اگر انجام دهید پس همانا آن انحراف شما (از فرمان خداوند) است و از خداوند بهراسید تا خداوند به شما تعلیم دهد و خداوند به هر چیزی دانا است
- ترجمه راستینای اهل ایمان، چون به قرض و نسیه معامله کنید تا زمانی معیّن، سند و نوشته در میان باشد، و بایست نویسنده درستکاری معامله میان شما را بنویسد، و نباید کاتب از نوشتن خودداری کند، که خدا به وی نوشتن آموخته پس باید بنویسد، و مدیون باید مطالب را املاء کند، و از خدا بترسد و از آنچه مقرّر شده چیزی نکاهد، و اگر مدیون سفیه یا ناتوان (صغیر) است و صلاحیّت املا ندارد ولیّ او به عدل و درستی املا کند و دو تن از مردان خود (از مسلمانان عادل) گواه آرید، و اگر دو مرد نیابید یک مرد و دو زن، از هر که (به عدالت) قبول دارید گواه گیرید تا اگر یک نفر از آن دو زن فراموش کند دیگری به خاطرش آورد، و هرگاه شهود را (به محکمه) بخوانند امتناع از رفتن نکنند، و در نوشتن آن تا تاریخ معیّن مسامحه نکنید چه معامله کوچک و چه بزرگ باشد. این عادلانهتر است نزد خدا و محکمتر برای شهادت و نزدیکتر به اینکه شکّ و ریبی در معامله پیش نیاید (که موجب نزاع شود) مگر آنکه معامله نقد حاضر باشد که دست به دست میان شما برود، در این صورت باکی نیست که ننویسید، و گواه گیرید هرگاه معامله کنید، و نبایست به نویسنده و گواه ضرری رسد (و بیاجر مانند) ، و اگر چنین کنید نافرمانی کردهاید. و از خدا بترسید و خداوند هم به شما تعلیم مصالح امور میکند و خدا به همه چیز داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨٣ وَإِن كُنتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ وَمَن يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ
و اگر [حین تداین، معامله غیر نقدی یا وام] در سفر بودید و نویسندهای نیافتید [که برای شما بنویسد] پس رهینه (گرویی) گرفته شود و اگر بعضی از شما بعضی دیگر را امین میداند پس کسی که امین شده است باید امانت (دِین) او را اداء نماید و باید [در خیانت کردن و نیرنگ زدن] از الله پروردگارش بترسد و شهادت را کتمان نکنید و کسی که آن را [بدون انگیزهٔ شرعی مُبیح (مباح کننده) بر کتمان آن] کتمان کند پس همانا او قلبش گناهکار است و خداوند به آنچه که عمل میکنید [از اداء امانت و خیانت در آن و اداء شهادت و کتمان آن] دانا است
- ترجمه سلطانیو اگر (حین تداین، معامله غیر نقدی یا وام) در سفر بودید و نویسندهای نیافتید پس رهینه (گرویی) گرفته شود و اگر بعضی از شما بعضی دیگر را امین میداند پس کسی که امین شده است باید امانت (دِین) او را اداء نماید و باید از الله پروردگارش بترسد و شهادت را کتمان نکنید و کسی که آن را کتمان کند پس همانا او قلبش گناهکار است و خداوند به آنچه که عمل میکنید دانا است
- ترجمه راستینو اگر در سفر باشید و نویسندهای نیابید برای وثیقه دین گروی گرفته شود. و اگر برخی بعضی را امین داند (و به او امانت بسپارد) پس باید ادا کند آن امین آنچه را که به امانت گرفته است و از خدای خود بترسد (و به امانت خیانت نکند) ، و کتمان شهادت ننمایید، که هر کس کتمان کند البته به دل گناهکار است و خدا از همه کار شما آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨٤ لِّلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَإِن تُبْدُوا مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللَّهُ فَيَغْفِرُ لِـمَن يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
از خداوند است [و مملوک او است] آنچه در آسمانها و آنچه در زمین میباشد و اگر ظاهر کنید آنچه را که در درونتان هست [از نیّات و خیالات] یا پنهان کنید، خداوند آنها را با شما حساب میکند، سپس میآمرزد برای هر کس بخواهد و عذاب [و عقاب] میکند هر که را بخواهد، خداوند بر هر چیزی قادر و توانا است
- ترجمه سلطانیاز خداوند است (و مملوک او است) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین میباشد و اگر ظاهر کنید آنچه را که در درونتان هست (از نیّات و خیالات) یا پنهان کنید، خداوند آنها را با شما حساب میکند، سپس میآمرزد برای هر کس بخواهد و عذاب (و عقاب) میکند هر که را بخواهد، خداوند بر هر چیزی قادر و توانا است
- ترجمه راستینآنچه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست و اگر آنچه در دل دارید آشکار و یا مخفی کنید همه را خدا در محاسبه شما خواهد آورد، آن گاه هر که را خواهد ببخشد و هر که را خواهد عذاب کند، و خدا بر هر چیز تواناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨٥ آمَنَ الرَّسُـولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ
پیغمبر ایمان آورد به آنچه از طرف [خدای] پروردگار به سوی او نازل شده و مؤمنین هم همه به خداوند و ملائکهٔ او و کتابهائی [که خداوند فرستاده] و به پیغمبران او ایمان آوردهاند، [ما] بین پیغمبران او [در امر پیامبری و نمایندگی خدا] فرق نمیگذاریم، همه گفتند شنیدیم و اطاعت کردیم و درخواست آمرزش از تو میکنیم، خدایا برگشت ما به سوی تو است
- ترجمه سلطانیپیغمبر ایمان آورد به آنچه از طرف خدای پروردگار به سوی او نازل شده و مؤمنین هم همه به خداوند و ملائکهٔ او و کتابهائی که خداوند فرستاده و به پیغمبران او ایمان آوردهاند. ما بین پیغمبران او (در امر پیامبری و نمایندگی خدا) فرق نمیگذاریم. همه گفتند شنیدیم و اطاعت کردیم و درخواست آمرزش از تو میکنیم. (خدایا) برگشت ما به سوی تو است.
- ترجمه راستیناین رسول به آنچه خدا بر او نازل کرده ایمان آورده و مؤمنان نیز همه به خدا و فرشتگان خدا و کتب و پیغمبران خدا ایمان آوردند (و گفتند) ما میان هیچ یک از پیغمبران خدا فرق نگذاریم، و (همه یک زبان و یک دل) اظهار کردند که ما (فرمان خدا را) شنیده و اطاعت کردیم، پروردگارا، ما آمرزش تو را خواهیم و (میدانیم) بازگشت همه به سوی توست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨٦ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلَانَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
خداوند به هیچکس زیادتر از حدّ توانائی او [دستوری نمیدهد و] تکلیف نمیکند، [هر کس] آنچه نیکی کرده به سود خودش و آنچه بد کرده به زیان خودش میباشد، [خداوندا] پروردگارا ما را مُؤاخذه منما اگر چیزی را فراموش کنیم یا به اشتباه برویم، خدایا بر ما بار سنگین تحمیل منما چنانکه بر امّتهای گذشته بار کردی، خداوندا بر ما آنچه طاقت نداریم [و زیادتر از اندازهٔ توانائی ما است] تحمیل مکن و از ما عفو نما و ما را بیامرز و بر ما رحم فرما تو آقا [و صاحب اختیار] ما هستی و ما را بر قوم کافر نصرت [و یاری] ده!
- ترجمه سلطانیخداوند به هیچکس زیادتر از حدّ توانائی او (دستوری نمیدهد و) تکلیف نمیکند، (هر کس) آنچه نیکی کرده به سود خودش و آنچه بد کرده به زیان خودش میباشد. (خداوندا) پروردگارا ما را مُؤاخذه منما اگر چیزی را فراموش کنیم یا به اشتباه برویم. خدایا بر ما بار سنگین تحمیل منما چنانکه بر امّتهای گذشته بار کردی. خداوندا بر ما آنچه طاقت نداریم (و زیادتر از اندازهٔ توانائی ما است) تحمیل مکن و از ما عفو نما و ما را بیامرز و بر ما رحم فرما تو آقا و (صاحب اختیار) ما هستی و ما را بر قوم کافر نصرت و یاری ده!
- ترجمه راستینخدا هیچ کس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او، نیکیهای هر کس به سود او و بدیهایش نیز به زیان خود اوست. پروردگارا، ما را بر آنچه به فراموشی یا به خطا کردهایم مؤاخذه مکن. بار پروردگارا، تکلیف گران و طاقت فرسا که بر پیشینیان ما نهادهای بر ما مگذار. پروردگارا، بار تکلیفی فوق طاقت ما بر دوش ما منه، و بیامرز و ببخش گناه ما را، و بر ما رحمت فرما، تنها آقای ما و یاور ما تویی، پس ما را بر گروه کافران یاری فرما.
- ترجمه الهی قمشهایبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
٣ نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّـمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ
کتاب را به حقّ بر تو نازل کرد [در حالی که] تصدیق کننده است بر آنچه [از کتب و شرایع] که بین دستان (نزد) او است و تورات را نازل کرد و انجیل را
- ترجمه سلطانیکتاب را به حقّ بر تو نازل کرد (در حالی که) تصدیق کننده است بر آنچه که بین دستان (نزد) او است و تورات را نازل کرد و انجیل را
- ترجمه راستینآن خدایی که قرآن را به راستی بر تو فرستاد که تصدیق کننده کتب آسمانی قبل از خود است و (پیش از قرآن) تورات و انجیل را فرستاد،
- ترجمه الهی قمشهای٤ مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ
قبل از [قرآن یا قبل از این زمان]، به جهت هدایت برای مردم، و فرقان (قرآن) را نازل کرد، همانا کسانی که به آیات خداوند [از حیث آیات بودن آنها] کفر ورزیدهاند {آیات اعمّ از آیات انفسی و آفاقی و تدوینی هستند زیرا شؤنات نفوس و واردات جسمانی و نفسانی آنها و موجودات عالم کبیر همگی آیات جمال او و جلال او تعالی هستند} برای آنها عذاب شدیدی هست و خداوند عزیز (چیره) و انتقامگیر است {معنی عزّت او تعالی این است که مانعی او را از مراد او منع نمیکند، و از شأن او انتقام از کسی است که با او مخالفت کند و به او عصیان ورزد}
- ترجمه سلطانیقبل از (قرآن)، به جهت هدایت برای مردم، و فرقان را نازل کرد، همانا کسانی که به آیات خداوند کفر ورزیدهاند برای آنها عذاب شدیدی هست و خداوند عزیز (چیره) و دارای انتقام است
- ترجمه راستینبرای هدایت مردم، و نیز کتاب جدا کننده میان حق و باطل (یعنی قرآن) را فرستاد. همانا آنان که به آیات خدا کافر شدند بر آنها عذاب سختی است، و خدا مقتدر و کیفر کننده ستمکاران است.
- ترجمه الهی قمشهای٥ إِنَّ اللَّهَ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ
همانا چیزی [از کفر آنها] از خداوند در زمین و نه در آسمان [یعنی در جملهٔ ماسوی الله] بر او مخفی نمیشود
- ترجمه سلطانیهمانا از خداوند چیزی در زمین و نه در آسمان بر او مخفی نمیشود
- ترجمه راستینهمانا چیزی در آسمان و زمین از خدا پنهان نیست.
- ترجمه الهی قمشهای٦ هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
او کسی است که شما را آنگونه که میخواهد در رحمها صورت میدهد، خدایی جز او نیست، عزیز [است که مانعی او را از تصویر کردن آنچه که در رحم میخواهد منع نمیکند] و حکیم است [که آن را تصویر نمیکند مگر به صورتى که استعداد او آن را اقتضاء میکند و مصالح عائده (برگشته) به آن یا به عالم را استعقاب (عوض گرفتن، لغزش کسی را خواستن) مینماید]
- ترجمه سلطانیاو کسی است که شما را آنگونه که میخواهد در رحمها صورت میدهد، خدایی جز او نیست، عزیز و حکیم است
- ترجمه راستینخداست آن که صورت شما را در رحم مادران مینگارد هر گونه اراده کند. خدایی جز آن ذات یکتا نیست که (به هر چیز) توانا و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٧ هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُـولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ
او کسی است که کتاب را بر تو نازل کرد، از [جملهٔ] آنها، آیاتی محکمات هستند، آنها مادر (اصل) کتابند و [برخی] دیگر متشابهات هستند و کسانی که در قلوبشان انحراف [یعنی میل (متمایل شدن) از حقّ و انحراف از جهت قلب و آخرت] هست پس به (جهت) طلب فتنه [چه شاعر (شعور دار) به ابتغاء (طلب) باشند یا غیر شاعر] و با طلب تأویل آن [به آنچه که موافق آرائشان میشود] از آنچه که تشابه (شبهت، اشکال در تشخیص) به آن دارد پیروی میکنند و (حال آنکه) تأویلش را جز خداوند نمیداند، و استواران در علم [با رسوخی (استواری) تامّ و آنان کسانی هستند که به مقام مشیّت رسیدهاند و از مقام امکان ارتقاء یافتهاند و آنان محمّد (ص) و دوازده اوصیاء او هستند نه غیر آنها، و امّا غیر آنان از انبیاء و اولیاء، چون از مقام امکان ارتقاء نیافتهاند تأویل تامّ آن را نمیدانند بلکه به قدر مقامشان و شأنشان است، از باب تسلیم] میگویند همه [از محکم و متشابه] از نزد پروردگار ما است به آن ایمان آوردهایم و جز خردمندان [کسی] یاد نمیکند [که در کتاب محکم و متشابه هست، و اینکه متشابه را جز خداوند یا آن کسی که خلیفهٔ خدا میباشد آن را نمیداند، و اینکه ایجاد کتاب و انزال آن جز با اشتمال بر متشابه تصوّر نمیشود] {خردمندان کسانی هستند که اعمالشان و علومشان با تعقید (بستن) قلوبشان به ولایت بر دست اولیاء امر دارای لُب (مغز) گشته است}
- ترجمه سلطانیاو کسی است که بر تو کتاب را نازل کرد از (جملهٔ) آنها، آیاتی محکمات هستند، آنها مادر (اصل) کتابند و (برخی) دیگر متشابهات هستند و کسانی که در قلوبشان انحراف هست پس به طلب فتنه و طلب تأویل آن از آنچه که تشابه از آن دارد پیروی میکنند و (حال آنکه) تأویلش را جز خداوند نمیداند، و استواران در علم میگویند همه (از محکم و متشابه) از نزد پروردگار ما است به آن ایمان آوردهایم و جز خردمندان (کسی) پند نمیگیرد
- ترجمه راستیناوست خدایی که قرآن را بر تو فرستاد که برخی از آن کتاب آیات محکم است که اصل و مرجع سایر آیات کتاب خداست و برخی دیگر متشابه است، و آنان که در دلشان میل به باطل است از پی متشابه رفته تا به تأویل کردن آن در دین راه شبهه و فتنهگری پدید آرند، در صورتی که تأویل آن را کسی جز خداوند و اهل دانش نداند؛ گویند: ما به همه کتاب گرویدیم که همه از جانب پروردگار ما آمده، و به این (دانش) تنها خردمندان آگاهند.
- ترجمه الهی قمشهای٨ رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ
[ای] پروردگار ما بعد آنکه ما را [با تسلیم شدن و ترک استبداد به آراء با قبول ولایت و بیعت خاصّه] هدایت کردی قلبهای ما را [از استقامت بر طریق اعتراف به عجز در آنچه که نمیدانیم و ترک تصرّف در متشابه که تأویل آن را نمیدانیم و اقرار به اینکه آن از نزد خداوند است الی تصرّف در آنچه که نمیدانیم و سخن راندن به آراء و تأویل متشابه از نزد خودمان و اتّباع آنچه که هواهای ما موافق با آن میشود منحرف] مگردان و از نزد خودت به ما رحمتی هبه (اعطاء بدون عوض) کن همانا تو بسیار عطاء کنندهای
- ترجمه سلطانی(ای) پروردگار ما بعد از آنکه ما را هدایت کردی قلبهای ما را (منحرف) مگردان و از نزد خودت به ما رحمتی بده همانا تو بسیار عطاء کنندهای
- ترجمه راستینبار پروردگارا، دلهای ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی و به ما از لطف خود رحمتی عطا فرما، که تویی بسیار بخشنده (بیمنّت).
- ترجمه الهی قمشهای٩ رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَّا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ
ای پروردگار ما همانا تو جمع کنندهٔ مردم هستی برای (در) [آن] روزی که شکّی در آن نیست همانا خداوند خلف وعده نمیکند
- ترجمه سلطانیای پروردگار ما همانا تو جمع کنندهٔ مردم هستی برای روزی که شکّی در آن نیست همانا خداوند خلف وعده نمیکند
- ترجمه راستینپروردگارا، محققا تو تمام مردم را در روزی که هیچ شبهه در آن نیست جمع سازی، و هرگز خدا نقض وعده خویش نخواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا وَأُولَئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ
همانا کسانی که کفر ورزیدهاند {مراد از کفر، کفر به ولایت است زیرا آیه تعریض به امّت است} هرگز اموال آنها و نه فرزندان آنها، آنها را از چیزی از [سخط] خداوند بی نیاز (دفع) نمیکند و آنان خود [در جحیم] هیزم آتشند [چنانکه آنها در دنیا هیزم آتش غضب و حرص و حسد و غیر آن هستند]
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که کفر ورزیدهاند هرگز اموال آنها و نه فرزندان آنها، آنها را از چیزی از خداوند بی نیاز (دفع) نمیکند و آنان خود هیزم آتشند
- ترجمه راستینکافران را هرگز مال و فرزندانشان از عذاب خدا نرهاند، و آنان خود آتش افروز جهنّمند.
- ترجمه الهی قمشهای١١ كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ
همانند رویهٔ آل فرعون و کسانی که قبل از آنها بودند [یعنی شأن آنها و رسم آنها است که رسولان و اوصیای آنها و سایر] آیات ما را دروغ شمردند پس خداوند آنها را به گناهانشان گرفت و خداوند سخت عقوبت دهنده است
- ترجمه سلطانیهمانند رویهٔ آل فرعون و کسانی که قبل از آنها بودند آیات ما را دروغ شمردند پس خداوند آنها را به گناهانشان گرفت و خداوند سخت عقوبت دهنده است
- ترجمه راستیناین گروه هم به مانند فرعونیان و پیشینیان (کافر کیش) ، آیات ما را تکذیب کردند، خدا هم آنها را به کیفر گناهانشان مجازات کرد و خدا بدکاران را سخت به کیفر رساند.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ
[ای محمّد] به کسانی که کفر ورزیدهاند بگو: بزودی [در دنیا و حال مرگ و در برزخها و در محشر] مغلوب خواهید شد و [بعد از منتهی شدن به محشر] به جهنّم محشور میشوید و [آنجا] بد جایگاهی است
- ترجمه سلطانیبه کسانی که کفر ورزیدهاند بگو: بزودی مغلوب خواهید شد و به جهنّم محشور میشوید و بد جایگاهی است
- ترجمه راستینبگو به آنان که کافر شدند که به زودی مغلوب شوید و به جهنّم محشور گردید که بسیار بد جایگاهی است.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَن يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُولِي الْـأَبْصَارِ
[ای یهود یا مطلق کفّار یا مطلق مردم از مسلمین و کفّار] همانا به عنوان نشانه برای شما [دالّ بر صدق محمّد (ص) در رسالتش] میباشد در [آن هنگام که] دو گروه [در بدر] روبرو شدند گروهی که در راه خدا جنگ میکردند و دیگری کافران (مشرکین مکّه) که آنها را با دیدن چشم دو مثل (برابر) خود میدیدند و خداوند کسی که بخواهد را با یاری خود تأیید (نیرومند) میکند که هرآینه در آن برای دارندگان بصیرت البتّه عبرتی هست
- ترجمه سلطانیهمانا به عنوان نشانه برای شما میباشد در (آن هنگام که) دو گروه (در بدر) روبرو شدند گروهی که در راه خدا جنگ میکردند و دیگری کافران که آنها را با دیدن چشم دو مثل (برابر) خود میدیدند و خداوند کسی که بخواهد را با یاری خود تأیید (نیرومند) میکند که هرآینه در آن برای دارندگان بصیرت البتّه عبرتی هست
- ترجمه راستیننشانه و آیتی (از لطف خدا) برای شما در این بود که چون دو گروه با یکدیگر روبرو شدند (در جنگ بدر) گروهی در راه خدا جهاد میکردند و گروه دیگر کافر بودند، و گروه کافر مؤمنان را دو برابر خود به چشم میدیدند، و خدا توانایی و یاری دهد به هر که خواهد، و بدین آیت الهی اهل بصیرت عبرت جویند.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ
دوستی شهوات (همان محبّت نفسانی) از زنان و پسران [بلکه مطلق اولاد] و مال هنگفت انباشته شده از طلا و نقره و اسبان نشاندار [چریده یا تعلیم دیده یا زیبا از سیما] و چهارپایان [سهگانهٔ گاو و گوسفند و شتر] و کشتزار (کسب یا جمع مال یا زراعت) برای ناس (مردم، فراموش کنندگان، نه انسان) زینت داده شده، آنها کالاهای حیات دنیا هستند و خداوند است که سرانجام خوب [برای کسی که آنها را ترک کند] تنها نزد او است
- ترجمه سلطانیدوستی شهوات از زنان و پسران و مال هنگفت انباشته شده از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپایان و کشتزار برای ناس (مردم، فراموش کنندگان) زینت داده شده، آنها کالاهای حیات دنیا هستند و خداوند است که سرانجام خوب تنها نزد او است
- ترجمه راستینمردم را حبّ شهوات نفسانی، از میل به زنها و فرزندان و همیانهایی از طلا و نقره و اسبهای نشان دار نیکو و چهارپایان و مزارع در نظر زیبا و دلفریب است، (لیکن) اینها متاع زندگانی (فانی) دنیاست و نزد خداست منزل بازگشت نیکو.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ
[ای محمّد برای ترغیب (بیزاری) از آن و تحریص در آنچه که نزد خداوند است] بگو آیا به شما به بهتر از آن خبر بدهم؟ برای کسانی که تقوا پیشه میکنند نزد پروردگارشان جنّتهایی [مرتفع] هست که از تحت [عمارات یا درختان یا طبقات] آنها نهرها جاری میشود مخلّد (ماندگار) در آن هستند و ازواج پاک [از آنچه که از زنان استقذار (چرک و پلید شمردن) میکنند از احداث (ادرار و مدفوع) و اخباث (پلیدیها) و کثافات اخلاط و از آنچه که از آن استکراه (زشت و ناپسند شمردن) میکنند از رذایل اخلاق] و رضوان از خداوند {«رضوان الله» آخر مقامات نعمتها است که فوق آن نعمتی نیست و آن مستلزم رضایت عبد از خداوند است}، و خداوند به بندگان بصیر است [و مقام همه و درجات شقاوتشان یا سعادتشان را میبیند و بحسب آنها به همه پاداش میدهد]
- ترجمه سلطانیبگو آیا به شما به بهتر از آن خبر بدهم؟ برای کسانی که تقوا پیشه میکنند نزد پروردگارشان جنّتهایی هست که از تحت آنها نهرها جاری میشود مخلّد (ماندگار) در آن هستند و ازواجی پاک (مؤنّث) و رضوان از خداوند و خداوند به بندگان بصیر است
- ترجمه راستین(ای پیغمبر) بگو: میخواهید شما را آگاه گردانم به بهتر از اینها؟برای آنان که تقوا پیشه کنند نزد خدا باغهای بهشتی است که در زیر درختان آن نهرها جاری است و در آن جاوید و متنّعم هستند و زنان پاکیزه و آراستهای و (از همه بهتر) خشنودی خدا، و خداوند به حال بندگان بیناست.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ الَّذِينَ يَقُـولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ
کسانی که میگویند [ای] پروردگار ما همانا ما ایمان آوردیم پس گناهان ما را بر ما بیامرز و ما را از عذاب آتش نگهدار
- ترجمه سلطانیکسانی که میگویند (ای) پروردگار ما همانا ما ایمان آوردیم پس گناهان ما را بر ما بیامرز و ما را از عذاب آتش نگهدار
- ترجمه راستینآنان که (به درگاه الهی) عرضه دارند: پروردگارا: (به کرم خود) گناهان ما ببخش و ما را از عذاب جهنّم نگاه دار.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ
صبر کنندگان و راستان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و استغفار کنندگان در سحرگاهان هستند
- ترجمه سلطانیصبر کنندگان و راستان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و استغفار کنندگان در سحرگاهان هستند
- ترجمه راستینآنان صابران و راستگویان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و استغفار کنندگان در سحرگاهانند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
خداوند گواهی داده که خدایی جز او نیست و ملائکه و دارندگان علم، قیام کنندگان به قسط (دادگری) [شهادت میدهند] خدایی جز او چیرهٔ حکیم نیست [غالبی است که با او مجالی برای آلههای غیر از او نیست و حکیمی است که احدی را مظهر آلهیّهٔ خود قرار نمیدهد مگر به حکمتها و مصالح]
- ترجمه سلطانیخداوند گواهی داده که خدایی جز او نیست و ملائکه و دارندگان علم، قیام کنندگان به قسط (دادگری) (گواهی میدهند) خدایی جز او چیرهٔ حکیم نیست
- ترجمه راستینخدا به یکتایی خود گواهی دهد که جز ذات اقدس او که نگهبان عدل و درستی است خدایی نیست، و فرشتگان و دانشمندان نیز به یکتایی او گواهی دهند؛ نیست خدایی جز او که (بر همه چیز) توانا و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْـلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ
همانا دین (طریق به سوی آخرت و الی الله) نزد خداوند اسلام است [یعنی بعد از ظهور اسلام، طریق به خداوند منحصر به اسلام شد] و کسانی که کتاب داده شدهاند [از یهود و نصاری در حقّ بودن آن یا در انحصار دین در آن] اختلاف نکردند مگر از روی بَغی (سلطه طلبی و گردن کشی) [و طلب ریاست در اهل ملّت خود یا از روی طلب مآکل (خوردنیها) مقرّره برای آنها] در میان [اهل ملّت] خود بعد از آنکه علم [بر حقّ بودن محمّد (ص) و دین او و انحصار دین در دین او] نزد آنها آمد [قبل از مبعث او متّفق بودند تا آنکه مبعوث شد و یقین کردند که او نبّی موعود است سپس در حقّ بودن او اختلاف کردند به اینکه بعد از یقین آنها به بعثت او بعضی اقرار کردند و بعضی انکار کردند]، و هر کس که به آیات [تدوینی و تکوینی] خداوند [مانند آیات تورات و انجیل که ناطق به حقّیّت دین اسلام و صدق محمّد (ص) هستند، و به آیات قرآن دالّ بر حقّیّت او و حقّیّت وصیّ او، و مانند محمّد (ص) و علیّ (ع) و اولاد آن دو (ع)] کفر بورزد [خداوند به سبب کفر به او عذاب میکند برای اینکه او عملی را بلاجزاء رها نمیکند و کفر این کافر از او فوت نمیشود] و همانا خداوند زود حساب کننده است
- ترجمه سلطانیهمانا دین (طریق به سوی آخرت و الی الله) نزد خداوند اسلام است و کسانی که کتاب داده شدهاند اختلاف نکردند مگر از روی سرکشی در میان خود بعد از آنکه علم نزد آنها آمد، و هر کس که به آیات خداوند کفر بورزد پس همانا خداوند زود حساب کننده است
- ترجمه راستینهمانا دین (پسندیده) نزد خدا آیین اسلام است، و اهل کتاب راه اختلاف نپیمودند مگر پس از آگاهی به حقّانیت آن، و این خلاف را از راه حسد در میان آوردند. و هر کس به آیات خدا کافر شود (بترسد که) محاسبه خدا زود خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوا وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ
و اگر [در حقّ بودن اسلام یا در انحصار دین در آن] بر تو احتجاج (اعتراض) کردند پس بگو [اسلام اخلاص وجه برای خداوند است و] وجه خود و کسی که از من تبعیّت کند را [به سبب اسلام] بر خداوند تسلیم کردهام و به کسانی که کتاب داده شدهاند و به امّیان [که کتاب و نه نبیّ ندارند یعنی کسانی که برای آنان از کمالات انسانی سوای انتساب به امّ (مادر) چیزی حاصل نشده] بگو آیا اسلام آوردهاید [آیا وجوهتان را برای خدا مسلم یا مخلص گردانیدهاید؟] پس اگر اسلام آوردند پس به تحقیق هدایت شدهاند و اگر [از اسلام یا اخلاص وجه] روی گردانیدند پس [وبال آن بر تو نیست و] فقط رساندن بر [عهدهٔ] تو است و خداوند به بندگان بصیر است [و به هر کدام به عملش جزاء میدهد]
- ترجمه سلطانیو اگر بر تو احتجاج (اعتراض) کردند پس بگو وجه خود و کسی که از من تبعیّت کند را بر خداوند تسلیم کردهام و به کسانی که کتاب داده شدهاند و امّیان بگو آیا اسلام آوردید پس اگر اسلام آوردند پس به تحقیق هدایت شدهاند و اگر روی گردانیدند پس فقط رساندن بر عهدهٔ تو است و خداوند به بندگان بصیر است
- ترجمه راستینپس اگر با تو (برای مخالفت با دین حقّ، به باطل) احتجاج کنند، بگو: من و پیروانم خود را تسلیم امر خدا نمودهایم. و بگو با اهل کتاب و با امّیان: آیا شما هم (چون حق پدیدار شود) تسلیم حق شده و ایمان آرید؟و چنانچه ایمان آرند هدایت یافتهاند و اگر (از حق) روی گردانند بر تو چیزی جز تبلیغ (دین خدا) نیست و خداوند به حال بندگان بیناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ
همانا کسانی به آیات خداوند کفر میورزند و پیامبران را به ناحقّ میکشند و از مردم کسانی را که به قسط (دادگری) امر میکنند [یعنی اتباع انبیاء و بیعت کنندگان با بیعت خاصّه] را میکشند پس عذابی دردناک را به آنان بشارت بده
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که به آیات خداوند کفر میورزند و پیامبران را به ناحقّ میکشند و از مردم کسانی که به قسط (دادگری) امر میکنند را میکشند پس به آنان عذابی دردناک را بشارت بده
- ترجمه راستینهمانا آنان که به آیات خدا کافر شوند و انبیاء را بیجرم و به ناحق بکشند و آن مردمی را که (خلق را) به درستی و عدل خوانند به قتل رسانند، آنها را به عذاب دردناک بشارت ده.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ
آنان کسانی هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت هدر شده و [هیچ] یاری کنندهای ندارند [که عذابی که آنها را به آن بشارت میدهی را از آنها دفع کند]
- ترجمه سلطانیآنان کسانی هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت هدر شده و (هیچ) یاری کنندهای ندارند
- ترجمه راستینآنهایند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه گردیده و کسی آنها را (برای نجات از عذاب) یاری نخواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَـوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ
آیا کسانی که نصیبی از کتاب داده شدند را ندیدی که به کتاب خدا (تورات) دعوت میشوند تا بین ایشان حکم کند و سپس گروهی از آنان [از کتاب خدا] روی بر میگردانند و (در حالی که) آنان اعراض کنندگانند [اعراض از حقّ بطور مطلق سجیّهٔ آنان است] {کتاب عبارت از احکام رسالت و نبوّت است و کتب تدوینی آسمانی صورت این احکام و ظهور آن هستند، و اگرچه مراد از آن تورات باشد پس تعریض به امّت و قرآن است و منظور منافقین امّت است حیثی که به محمّد (ص) و شریعت او و کتاب او اقرار کردند و بعد وفات او از کتاب او اعراض نمودند}
- ترجمه سلطانیآیا کسانی که نصیبی از کتاب داده شدند را ندیدی که به کتاب خدا دعوت میشوند تا بین ایشان حکم کند سپس گروهی از آنان روی بر میگردانند و (در حالی که) آنها اعراض کنندهاند
- ترجمه راستینآیا ننگریستی آنهایی را که بهرهای از کتاب دادهاند که چون دعوت شوند تا کتاب خدا بر آنها حکم کند گروهی از آنان (از حکم حق) روی گردانند و از آن دوری گزینند؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ وَغَرَّهُمْ فِي دِينِهِم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ
آن (روی گردانیدن و اعراض) به این [خاطر] است که آنها [عقوبت آخرت را بر خودشان سهل گرفتند و] گفتند: آتش هرگز ما را جز روزهای معدودی لمس نخواهد کرد و آنچه که [از انقطاع عذاب یا اینکه ما فرزندان خدا و دوستان اوئیم یا اینکه پدرانشان پیامبران هستند که برای آنها شفاعت میکنند، یا اینکه خداوند به یعقوب وعده داد که اولاد او را عذاب نمیکند] افتراء میبستند آنها را در دینشان مغرور کرد
- ترجمه سلطانیآن به این خاطر است که آنها گفتند: آتش هرگز ما را جز روزهای معدودی لمس نخواهد کرد و آنچه که (از انقطاع عذاب) افتراء میبستند آنها را در دینشان مغرور کرد
- ترجمه راستینبدین سبب که گویند: ما را هرگز در آتش جز روزهایی چند عذاب نکنند. و این سخنان باطل که به دروغ بر خود بستهاند آنها را در دین خود مغرور گردانیده است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَاهُمْ لِيَوْمٍ لَّا رَيْبَ فِيهِ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ
پس [حال آنها] چگونه است آنوقتی که آنها را در روزی که تردیدی در آن نیست (نمیشاید) جمع میکنیم و به هر نفسی [بنابر تجسّم اعمال] آنچه که کسب کرده تماماً داده میشود و [با نقص کردن ثواب یا زیادت عقاب] به آنها ظلم نمیشود {نفوس بشری از اعمال بدنی و ریاضات نفسى کسب فعلیّت میکنند و این فعلیّت آنچنان که گمان میرود کیفیّت عرضی نیست، بلکه آن شأنی جوهری از شؤن نفس است و آن شأنی است که بعد رفع حُجب طبع با موت اختیاری یا اضطراری برای نفس باقی میماند که مملوک بر نفس با صورت موافق با آن متمثّل میشود و این معنی تجسّم اعمال است}
- ترجمه سلطانیپس چگونه است (حال آنها) وقتی که آنها را در روزی که تردیدی در آن نیست (نمیشاید) جمع میکنیم و به هر نفسی آنچه که کسب کرده تماماً داده میشود و به آنها ظلم نمیشود
- ترجمه راستینپس چگونه خواهد بود حال آنها هنگامی که جمع آوریم آنان را در روزی که هیچ شکّی در آن نیست؟و هر کس به تمام جزای اعمال خود خواهد رسید و به کسی ستم نخواهد شد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاءُ وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
بگو بار خدایا [ای] پادشاه مُلک، که به کسی که میخواهی مُلک میبخشی و از کسی که بخواهی مُلک را میگیری و به کسی که بخواهی عزت میبخشی و کسی را که بخواهی خوار میکنی خیر در دست تو است همانا تو بر هر چیزی بسیار توانایی
- ترجمه سلطانیبگو بار خدایا پادشاه مُلک، که مُلک میبخشی به کسی که میخواهی و از کسی که بخواهی ملک را میگیری و به کسی که بخواهی عزت میبخشی و کسی را که بخواهی خوار میکنی خیر در دست تو است همانا تو بر هر چیزی بسیار توانایی
- ترجمه راستینبگو (ای پیغمبر): بار خدایا، ای پادشاه ملک هستی، تو هر که را خواهی ملک و سلطنت بخشی و از هر که خواهی ملک و سلطنت بازگیری، و هر که را خواهی عزت دهی و هر که را خواهی خوار گردانی، هر خیر و نیکویی به دست توست و تنها تو بر هر چیز توانایی.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَتَرْزُقُ مَن تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ
شب را در روز داخل میکنی و روز را در شب داخل میکنی و زنده را از مرده خارج میکنی و مرده را از زنده خارج میکنی و به کسی که بخواهی به غیر حساب روزی میدهی
- ترجمه سلطانیشب را در روز داخل میکنی و روز را در شب داخل میکنی و زنده را از مرده خارج میکنی و مرده را از زنده خارج میکنی و به کسی که بخواهی به غیر حساب روزی میدهی
- ترجمه راستینشب را در پرده روز نهان سازی، و روز را در حجاب شب ناپدید گردانی، زنده را از مرده و مرده را از زنده برانگیزی، و به هر که خواهی روزی بیحساب عطا کنی.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ لَّا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَن تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ
مؤمنین نباید کافران از غیر مؤمنین را به عنوان ولی (اولیاء مودّت یا اولیاء تصرّف) بگیرند و هر کس که آن (ولی گرفتن کافران) را انجام دهد پس در چیزی از [نسبتها و دوستیهایی که آن ناشی از] خداوند [باشد] نیست مگر اینکه [از شرّ آنها و اضرار (ضرر زدن) آنها] از ایشان از روی تقیّه تقوا (هراس) کنید [اگر بر یکی از کافران بر خودش یا مالش یا عیالش یا عِرضش یا برادران مؤمنش ترسید اظهار موالات (دوستی کردن) با کافران مخالف با آنچه که در قلبش است اجازه داده میشود نه اینکه او به موالات حقیقی با آنها اجازه داده شود] و خداوند خودش به شما هشدار میدهد [پس در موالات با آنها از موضع رخصت تجاوز نکنید] و بازگشت (سرانجام) به خداوند است [پس موالات با غیر او و نه حذر از غیر او شایسته نیست مگر به اذن او]
- ترجمه سلطانیمؤمنین نباید کافران از غیر مؤمنین را به عنوان ولی (اولیاء مودّت یا اولیاء تصرّف) بگیرند و هر کس که آن را انجام دهد پس در چیزی از (نسبتها و دوستیهای) خداوند نیست مگر اینکه از ایشان از روی تقیّه تقوا پیشه کنید و خداوند به شما نسبت به خودش هشدار میدهد و بازگشت (سرانجام) به خداوند است
- ترجمه راستیننباید اهل ایمان، مؤمنان را وا گذاشته و از کافران دوست گزینند، و هر که چنین کند رابطه او با خدا مقطوع است مگر برای در حذر بودن از شرّ آنها (تقیه کنند) . و خدا شما را از (عقاب) خود میترساند و بازگشت همه به سوی خدا خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ قُلْ إِن تُخْفُوا مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَيَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
بگو اگر آنچه [از مودّت بر کافران و غیر آن] که در سینههای شما است را مخفی کنید یا آن را آشکار کنید خداوند آن را میداند و آنچه که در آسمانها هست و آنچه که در زمین هست را میداند و خداوند بر هر چیزی توانا است [و بر اعزاز (عزیز کردن) شما بدون موالات با کافران و اذلال (ذلیل کردن) شما به سبب موالات با آنها قدرت دارد پس بر آنچه که شما را از آن نهی کرده تعرّض نکنید به گمان اینکه عزّتتان از آن حاصل میشود]
- ترجمه سلطانیبگو اگر آنچه را که در سینههای شما است مخفی کنید یا آن را آشکار کنید خداوند آن را میداند و آنچه که در آسمانها هست و آنچه که در زمین هست را میداند و خداوند بر هر چیزی توانا است
- ترجمه راستین(ای پیغمبر) بگو: هر چه را در دل پنهان داشته و یا آشکار کنید خدا به همه آنها آگاه است و به هر چه در آسمانها و زمین است داناست، و خدا (به قدرت کامله) بر همه چیز تواناست.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُـوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ
در آنروزی که هر نفسی [صورت] آنچه از خوبی که عمل کرده و آنچه از بدی که عمل کرده را [بنابر تجسّم اعمال یا جزای آنچه را که عمل کرده یا صحیفهٔ آنچه را که عمل کرده] حاضر شده مییابد [آنگاه] دوست دارد که ای کاش بین آن و او فاصلهای [به غایت] دور میبود و خداوند خودش به شما هشدار میدهد و خداوند به بندگان مهربان است [لذا در عقوبت بر بدی کنندگان عجله نمیکند و از روی مهربانی به آنان، آنها را تحذیر میکند]
- ترجمه سلطانیدر آنروزی که هر نفسی آنچه از خوبی که عمل کرده و آنچه از بدی که عمل کرده را حاضر مییابد (آنگاه) دوست دارد که ای کاش بین آن و او فاصلهای (به غایت) دور میبود و خداوند به شما نسبت به خودش هشدار میدهد و خداوند به بندگان مهربان است
- ترجمه راستینروزی که هر شخصی هر کار نیکو کرده همه را پیش روی خود حاضر بیند و نیز آنچه بد کرده؛ آرزو کند که ای کاش میان او و کار بدش به مسافتی دور جدایی بود!و خداوند شما را از (عقاب) خود میترساند، و خداوند در حق بندگان بسی مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٣١ قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
بگو: اگر خداوند را دوست میدارید پس از من پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد و گناهان شما را برای شما بیامرزد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است [یعنی که از شیمهٔ (خوی، عادت) او مغفرت و رحمت نسبت به هر احدی است پس مغفرت او برای کسی که محبوبش باشد چگونه میباشد]
- ترجمه سلطانیبگو: اگر خداوند را دوست میدارید پس از من پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد و گناهان شما را برای شما بیامرزد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینبگو (ای پیغمبر): اگر خدا را دوست میدارید مرا پیروی کنید تا خدا شما را دوست دارد و گناه شما را ببخشد، و خدا آمرزنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُـولَ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ
بگو از خداوند اطاعت کنید و از رسول و اگر روی بگردانید پس هرآینه خداوند کافران [به طاعت خدا و طاعت رسول (ص)] را دوست ندارد
- ترجمه سلطانیبگو: از خداوند اطاعت کنید و از رسول و اگر روی بگردانید پس هرآینه خداوند کافران را دوست ندارد
- ترجمه راستینبگو: فرمان خدا و رسول را اطاعت کنید و اگر (از آنان) روی گردانید (و کافر شوید) همانا خدا هرگز کافران را دوست ندارد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَـمِينَ
همانا خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را [بر نبوّت آنها] بر جهانیان برگزید
- ترجمه سلطانیهمانا خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید
- ترجمه راستینبه حقیقت خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
فرزندانی را [برگزید] که بعضی از آنها [ناشی] از بعضی دیگر هستند و خداوند [به اقوال بندگانش با زبان استعدادشان و زبان گفتارشان] شنوا [است و به هر کدام از برگزیدگانش و غیر از آنها بحسب استعدادشان عطاء میکند] و [به مکنونات بندگان] دانا است
- ترجمه سلطانیفرزندانی را (برگزید) که بعضی از آنها (منشعب) از بعضی دیگر هستند و خداوند شنوا و دانا است
- ترجمه راستینفرزندانی هستند برخی از نسل برخی دیگر، و خدا (به اقوال و احوال همه) شنوا و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
آنوقت که زن عمران گفت پروردگارا من نذر کردهام که آنچه که در شکم من است [از خدمت کردن به ما برای خدمت به متعبّدات] برای تو آزاد کرده شود پس [نذر مرا] از من قبول فرما که همانا تو [بر قول من و نذر من] شنوا و [به نیّت من] دانا هستی
- ترجمه سلطانیآنوقت که زن عمران گفت پروردگارا من نذر کردهام که آنچه که در شکم من است برای تو آزاد (از خدمت کردن به ما برای خدمت به متعبّدات) کرده شود پس (نذر مرا) از من قبول فرما که همانا تو شنوا و دانا هستی
- ترجمه راستینآن گاه که زن عمران گفت: پروردگارا، من عهد کردم فرزندی که در رحم دارم از فرزندی خود در راه خدمت تو آزاد گردانم، این عهد من بپذیر که تویی شنوا و آگاه.
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنثَى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
پس چون او (زن عمران) وی (مریم) را زائید گفت: پروردگارا همانا من او را دختر زائیدهام [که مؤنّث صلاحیّت خدمت در معابد را ندارد پس قادر به وفاء کردن به نذر خود نیستم] و خداوند به آنچه که زائیدهام داناتر است و پسر مانند دختر نیست و من او را مریم (به معنی عابده) نام نهادم و من او را و فرزند او را از شیطان رجیم به تو پناه میدهم
- ترجمه سلطانیپس چون او (زن عمران) او (مریم) را زائید گفت: پروردگارا همانا من او را دختر زائیدهام و خداوند به آنچه که زائیدهام داناتر است و پسر مانند دختر نیست و من او را مریم (به معنی عابده) نام نهادم و من او را و فرزند او را از شیطان رجیم به تو پناه میدهم
- ترجمه راستینو چون او را بزاد (از روی حسرت) گفت: پروردگارا، فرزندم دختر است!-و خدا بر آنچه او زاییده داناتر است-و پسر مانند دختر نخواهد بود، و من او را مریم نام نهادم و او و فرزندانش را از شرّ شیطان رانده شده در پناه تو آوردم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ يَامَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ
پس پروردگارش از او (زن عمران) قبول کرد با قبول کردنی نیکو و او (مریم) را پروراند [در حالی که] او (مریم) جوانهای بود نیکو و [خداوند] زکریّا را کفیل او (مریم) قرار داد، هرگاه که زکریّا به محراب [یعنی به خانهٔ او] بر او (مریم) داخل میشد نزد او رزقی مییافت میگفت ای مریم چطور این را داری؟! [مریم] گفت: آن از نزد خداوند است و هرآینه خداوند به کسی که بخواهد از غیر حساب روزی میدهد
- ترجمه سلطانیپس پروردگارش از او (زن عمران) قبول کرد با قبول کردنی نیکو و او (مریم) را پروراند (در حالی که) او (مریم) جوانهای بود نیکو و زکریّا را کفیل او (مریم) قرار داد، هرگاه که زکریّا بر او (مریم) به محراب (خانهٔ او) داخل میشد نزد او رزقی مییافت میگفت ای مریم چطور این را داری؟! (مریم) گفت: آن از نزد خداوند است و هرآینه خداوند به کسی که بخواهد از غیر حساب روزی میدهد
- ترجمه راستینپس خدا او را به نیکویی پذیرفت و به تربیتی نیکو پرورش داد و زکریّا را برای کفالت و نگهبانی او برگماشت؛ هر وقت زکریّا به صومعه عبادت مریم میآمد نزد او رزق شگفت آوری مییافت، گفت که ای مریم، این روزی از کجا برای تو میرسد؟پاسخ داد که این از جانب خداست، همانا خدا به هر کس خواهد روزی بیحساب دهد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ
آنگاه [یا آنجا] زکریّا پروردگارش را دعاء کرد گفت: پروردگارا از نزد خودت به من فرزندی پاک عطاء کن همانا تو شنوای (اجابت کنندهٔ) دعاء هستی
- ترجمه سلطانیآنگاه (یا آنجا) زکریّا پروردگارش را دعاء کرد گفت: پروردگارا از نزد خودت به من فرزندی پاک عطاء کن همانا تو شنوای (اجابت کنندهٔ) دعاء هستی
- ترجمه راستیندر آن هنگام زکریّا (که کرامت مریم مشاهده کرد) پروردگار خود را بخواند، گفت: پروردگارا، مرا (به لطف خویش) فرزندی پاک سرشت عطا فرما، که همانا تویی اجابت کننده دعا.
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِّنَ الصَّالِـحِينَ
پس [خداوند تعالی دعاى او را اجابت نمود و] ملائکه به او (زکریّا) نداء دادند و [در آن حال] او در محراب (در مصلّای خود) ایستاده بود و نماز میگزارد که: خداوند به تو یحیی را بشارت میدهد به عنوان تصدیق کننده به کلمهای از خداوند [یعنی مسیح] و به عنوان سیّد (سَرور) [برای خلق در شرف و برای قومش در طاعت] و حصور (خویشتندار) {حصور به معنی مبالغه کننده در منع نفس از شهوات است و لذلک به کسی که او زن نمیآورد تفسیر شده} و پیامبری از صالحان
- ترجمه سلطانیپس ملائکه به او نداء دادند و (در حالی که) او در محراب (مصلّای خود) ایستاده بود و نماز میگزارد که خداوند به تو یحیی را بشارت میدهد به عنوان تصدیق کننده به کلمهای از خداوند (یعنی مسیح) و به عنوان سرور و خویشتندار و پیامبری از صالحان
- ترجمه راستینپس فرشتگان زکریّا را ندا کردند هنگامی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود که همانا خدا تو را بشارت میدهد به (ولادت) یحیی، در حالی که او به کلمه خدا (یعنی نبوّت عیسی) گواهی دهد و او خود پیشوا و پارسا و پیغمبری از شایستگان است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُـلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ
[زکریّا] گفت: خدایا چگونه؟! پسری داشته باشم و (حال آنکه) پیری به من رسیده [و کبیر (مُسن) نطفهاش صلاحیّت انعقاد فرزند ندارد] و زنم نازا است؟ [رحم او قبل پیری صلاحیّت انعقاد ولد نمیداشت پس چگونه است بعد پیری! خداوند یا ملک نداء کننده] فرمود: خداوند اینچنین [امری را همانطور که به آن بشارت داده شدهای مثل اعطاء فرزند بدون وجود اسباب طبیعی] آنچه میخواهد را انجام میدهد [چه اسباب آن موجود باشد یا نباشد]
- ترجمه سلطانیگفت: خدایا چگونه؟! پسری داشته باشم و (حال آنکه) پیری به من رسیده و زنم نازا است؟ فرمود: اینچنین خداوند آنچه که میخواهد را انجام میدهد (اسباب آن موجود باشد یا نباشد)
- ترجمه راستینزکریّا عرض کرد: پروردگارا، چگونه مرا پسری تواند بود در حالی که مرا سن پیری رسیده و عیالم عجوزی نازاست؟گفت: چنین است، خدا هر آنچه بخواهد میکند.
- ترجمه الهی قمشهای٤١ قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ
[زکریّا] گفت: پروردگارا برای من نشانهای قرار بده، فرمود: نشانهٔ تو اینکه سه روز با مردم سخن نگویی [قادر به سخن گفتن نباشی] مگر بطور رمزی و [در این ایّام] پروردگارت را بسیار ذکر کن و در شب و صبحگاهان تسبیح (تنزیه و تطهیر) کن
- ترجمه سلطانیگفت: پروردگارا برای من نشانهای قرار بده، فرمود: نشانهٔ تو اینکه سه روز با مردم سخن نگویی مگر بطور رمزی و (در این ایّام) پروردگارت را بسیار ذکر کن و در شب و صبحگاهان تسبیح (تنزیه و تطهیر) کن
- ترجمه راستینگفت: پروردگارا، برای من (به شکرانه این نعمت) آیتی مقرّر فرما، فرمود: تو را آیت این باشد که تا سه روز با مردم سخن جز به رمز نگویی، و پیوسته به یاد خدا باش و (او را) در صبحگاه و شبانگاه تسبیح گوی.
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَامَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَـمِينَ
و آنوقت که ملائکه [به مریم] گفتند: ای مریم! همانا خداوند [از ذریّهٔ انبیاء] تو را برگزید و تو را [از سِفاح (رابطهٔ نامشروع)] پاک کرد و تو را بر زنان عالم [زمان تو] برگزید
- ترجمه سلطانیو آنوقت که ملائکه (به مریم) گفتند: ای مریم! همانا خداوند (از ذریّهٔ انبیاء) تو را برگزید و تو را (از سفاح (رابطهٔ نامشروع)) پاک کرد و تو را بر زنان عالم (زمان تو) برگزید
- ترجمه راستینو (یاد کن) آن گاه که فرشتگان گفتند: ای مریم، همانا خدا تو را برگزید و پاکیزه گردانید و بر زنان جهانیان برتری بخشید.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ يَامَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ
ای مریم بر پروردگارت فرمانبرداری کن [یا اطاعت کن یا قیام در عبادت را ادامه بده یا دعاء (خواستن) کن یا ساکت باش] و سجده کن و با رکوع کنندگان (نماز گزاران) رکوع کن
- ترجمه سلطانیای مریم بر پروردگارت فرمانبرداری کن و سجده کن و رکوع کن با رکوع کنندگان
- ترجمه راستینای مریم، فرمانبردار خدا باش و نماز را با اهل طاعت به جای آر.
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ ذَلِكَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ
آن [اِخبار به اَخبار مادر مریم (ع) و زکریّا (ع) و مریم (ع)] از اخبار غیب است [که از تو در غیب بود یا از اخبار غائبین و غائبات از تو است] که آن را به تو وحی میکنیم و تو آنوقت که قلمهایشان (قرعه) را انداختند که کدامشان مریم را کفالت کنند نزد آنها نبودی و تو آنوقت که [دربارهٔ کفالت مریم] با هم نزاع میکردند نزد آنها نبودی
- ترجمه سلطانیآن از اخبار غیب است که آن را به تو وحی میکنیم و تو آنوقت که قلمهایشان (قرعه) را انداختند که کدامشان مریم را کفالت کنند نزد آنها نبودی و تو آنوقت که (دربارهٔ کفالت مریم) با هم نزاع میکردند نزد آنها نبودی
- ترجمه راستیناین از اخبار غیب است که به تو وحی میکنیم، و تو حاضر نبودی آن زمان که قرعه برای نگهبانی و کفالت مریم میزدند تا قرعه به نام کدام یک شود، و نبودی نزد ایشان وقتی که بر سر این کار نزاع میکردند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَامَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ
آنوقت که ملائکه گفتند: ای مریم همانا خداوند به کلمهای از خود به تو بشارت میدهد اسم او مسیح (به معنی مبارک) عیسی پسر مریم آبرومند در دنیا و آخرت و از نزدیکان [به خداوند] است
- ترجمه سلطانیآنوقت که ملائکه گفتند: ای مریم همانا خداوند به کلمهای از خود به تو بشارت میدهد اسم او مسیح (به معنی مبارک) عیسی پسر مریم آبرومند در دنیا و آخرت و از نزدیکان است
- ترجمه راستینچون فرشتگان مریم را گفتند که خدا تو را به کلمه خود بشارت میدهد که نامش مسیح (عیسی) پسر مریم است، که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان (درگاه خدا) است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِـحِينَ
و با مردم در گهواره سخن میگوید و [آنگونه که] در میانسالی [سخن گفت] و از صالحان است
- ترجمه سلطانیو با مردم در گهواره سخن میگوید و (آنگونه که) در میانسالی (سخن گفت) و از صالحان است
- ترجمه راستینو با خلق در گهواره سخن گوید بدان گونه که در سنین بزرگی، و او از جمله نیکویان جهان است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُـولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ
[مریم] گفت: پروردگارا چگونه فرزندی داشته باشم و (حال آنکه) بشری مرا لمس نکرده! گفت: خداوند اینچنین [فرزندی بدون تماس بشر را] آنچه را که بخواهد خلق میکند وقتی که امری را قضاء (مقرّر، حکم) کند پس جز این نیست که به آن میگوید: بباش، پس [بدون اسباب] میباشد
- ترجمه سلطانی(مریم) گفت: پروردگارا چگونه فرزندی داشته باشم و (حال آنکه) بشری مرا لمس نکرده! گفت: اینچنین خداوند آنچه را که بخواهد خلق میکند وقتی که امری را قضاء (مقرّر، حکم) کند پس جز این نیست که به آن میگوید: بباش، پس میباشد
- ترجمه راستینمریم گفت: پروردگارا، مرا چگونه فرزندی تواند بود و حال آنکه با من مردی نزدیک نشده؟گفت: چنین است (کار خدا) ، خدا هر آنچه بخواهد میآفریند؛ چون مشیّت او به چیزی قرار گیرد، به محض اینکه گوید«موجود باش»، همان دم موجود میشود.
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ
و به او کتاب و حکمت (آثار ولایت) و تورات و انجیل را تعلیم میدهد
- ترجمه سلطانیو به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل را تعلیم میدهد
- ترجمه راستینو خدا به او تعلیم کتاب و حکمت کند و تورات و انجیل آموزد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ وَرَسُـولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
و به عنوان رسول به سوی بنی اسرائیل [میفرستد] که من نشانهای از پروردگار شما را [با حجّتی که بر صحّت نبوّتم شکّ نمیکنید که آن از قوّت بشر نیست] نزد شما آوردهام، همانا [آن این است که] من برای شما از گِل مانند هیئت پرنده خلق میکنم (میسازم) و در آن [گِل یا در مخلوق از گِل] میدَمَم پس به اذن خداوند پرندهای [زنده دارای گوشت و استخوان و بال و پرواز] میشود و کور مادرزاد و پیس (مبتلا به مرض پیسی) را بهبود میبخشم و به اذن خداوند مرده را زنده میکنم و [احوال شما را که آن برای شما معلوم و از من غائب است را] به شما خبر میدهم که چه میخورید و در خانههایتان چه ذخیره میکنید که در آنها (مذکورات) البتّه نشانهای [بزرگ] برای شما هست اگر مؤمن میباشید
- ترجمه سلطانیو به عنوان رسول به سوی بنی اسرائیل (میفرستد) که من نشانهای از پروردگار شما را نزد شما آوردهام، همانا من برای شما از گِل مانند هیئت پرنده خلق میکنم و در آن میدَمَم پس به اذن خداوند پرندهای میشود و کور مادرزاد را و پیس را بهبود میبخشم و به اذن خداوند مرده را زنده میکنم و به شما خبر میدهم که چه میخورید و در خانههایتان چه ذخیره میکنید که در آنها البتّه نشانهای (بزرگ) برای شما هست اگر مؤمن میباشید
- ترجمه راستینو او را به رسالت به سوی بنی اسرائیل فرستد که به آنان گوید: من از طرف خدا معجزی آوردهام، من از گل مجسمه مرغی ساخته و بر آن (نفس قدسی) بدمم تا به امر خدا مرغی گردد، و کور مادر زاد و مبتلای به پیسی را به امر خدا شفا دهم، و مردگان را به امر خدا زنده کنم، و به شما (از غیب) خبر دهم که در خانههاتان چه میخورید و چه ذخیره میکنید. این معجزات برای شما حجّت و نشانه (حقانیت من) است اگر اهل ایمان هستید.
- ترجمه الهی قمشهای٥٠ وَمُصَدِّقًا لِّـمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ
و تصدیق کننده است بر آنچه که از تورات بین دستان (جلوی) من است و تا بعضی از آنچه که [به سبب بغی (سرکشی) شما] بر شما حرام شده [مثل هر ناخندار و شُحوم (پیهها) گاو و گوسفند و بعضی اعمال در روز شنبه و غیر آن] را برای شما حلال کنم و نشانهای از پروردگارتان را نزد شما آوردهام پس [در مخالفت با من] از [سخط] خداوند بهراسید و [در آنچه که شما را به آن دعوت میکنم و در آنچه که شما را به آن امر میکنم و شما را از آن نهی میکنم] از من اطاعت کنید
- ترجمه سلطانیو تصدیق کننده است بر آنچه که از تورات بین دستان (جلوی) من است و تا بعضی از آنچه که (به سبب بغی (سرکشی) شما) (مثل هر ناخندار و شحوم (پیهها) گاو و گوسفند و بعضی از اعمال در روز شنبه و غیر آن) بر شما حرام شده را برای شما حلال کنم و نشانهای از پروردگارتان را نزد شما آوردهام پس از خداوند بهراسید و از من اطاعت کنید
- ترجمه راستینو (آمدهام) در حالی که کتاب تورات شما را تصدیق کنم و حلال گردانم بعض چیزهایی را که بر شما حرام شده بود، و از طرف خداوند برای شما معجزی آوردهام، پس (ای بنی اسرائیل) از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید.
- ترجمه الهی قمشهای٥١ إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ
همانا خداوند پروردگار من و پروردگار شما است پس او را بندگی کنید، این [مذکور از عبادت و اعتقاد به ربوبیّت یا از تقوا و از طاعت پیامبر] راه مستقیم است
- ترجمه سلطانیهمانا خداوند پروردگار من و پروردگار شما است پس او را بندگی کنید این راه مستقیم است
- ترجمه راستینهمانا خداست پروردگار من و شما، او را بپرستید، که همین است راه راست.
- ترجمه الهی قمشهای٥٢ فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ
پس چون عیسی [بعد از آنکه آنها را به سوی خداوند دعوت کرد و حجّت را بر آنان تمام نمود] از آنها کفر را احساس (ادراک) کرد گفت: چه کسانی یاری کنندهٔ من به سوی خداوند هستند؟ [یا چه کسی با خداوند مرا برای اظهار دین و اعلان (علنی کردن) آن یاری میکند؟] حواریّین گفتند: ما انصار (یاری کنندگان) خداوند هستیم به خداوند ایمان آوردیم و شهادت بدِه به اینکه ما مسلمان (تسلیم شده، منقاد، مطیع) هستیم
- ترجمه سلطانیپس چون عیسی از آنها کفر را احساس (ادراک) کرد گفت: چه کسانی یاری کنندهٔ من به سوی خداوند هستند؟ حواریّین گفتند: ما انصار خداوند هستیم به خداوند ایمان آوردیم و شهادت بدِه به اینکه ما مسلمان (تسلیم شده) هستیم
- ترجمه راستینپس چون عیسی به یقین دریافت که قوم ایمان نخواهند آورد، گفت: کیست که با من دین خدا را یاری کند؟حواریّون (شاگردان خاص او) گفتند: ما یاری کنندگان دین خداییم، به خدا ایمان آوردهایم، و گواهی ده که ما تسلیم فرمان اوییم.
- ترجمه الهی قمشهای٥٣ رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُـولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ
[ای] پروردگار ما، ما ایمان آوردیم به آنچه که [بر عیسی] نازل کردهای و از رسول [یعنی از عیسی (ع)] تبعیّت کردیم پس ما را با شاهدان بنویس
- ترجمه سلطانی(ای) پروردگار ما، ما ایمان آوردیم به آنچه که (بر عیسی) نازل کردهای و از رسول (عیسی (ع)) تبعیّت کردیم پس ما را با شاهدان بنویس
- ترجمه راستینپروردگارا ما به کتابی که فرستادی ایمان آورده و از رسول تو پیروی کردیم، نام ما را در صحیفه اهل یقین ثبت فرما.
- ترجمه الهی قمشهای٥٤ وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ
و [یهود که عیسی (ع) از آنها کفر را احساس کرده بود برای قتل او] مکر کردند و خداوند هم مکر کرد و خداوند [از حیث مکر برای بودن اخفاء و اعلان در دست او و در حکم او، یا برای عدل بودن مکر از او و ظلم از غیر او یا برای لامحاله ماضی (بُرنده) بودن مکر او و استدراجش نه غیر او] بهترین مکر کنندگان است {و مکر اخفاءِ (پنهان کردن) مقصود و اظهار غیر آن است برای عجز از امضاءِ مقصود به جهر (آشکار) و به این معنی اطلاق آن بر خداوند جایز نیست مگر از باب مشاکله}
- ترجمه سلطانیو (یهود) مکر کردند و خداوند هم مکر کرد و خداوند بهترین مکر کنندگان است
- ترجمه راستینیهود با خدا مکر کردند و خدا هم در مقابل با آنها مکر کرد، و خدا از همه بهتر تواند مکر کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٥٥ إِذْ قَالَ اللَّهُ يَاعِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ
آنوقت که خداوند فرمود ای عیسی همانا من میرانندهٔ تو هستم [یعنی قابض (قبض کننده) تو از زمین هستم به حیثی که دیگران بدون قبض روح تو به چیزی از تو دست نَیازند] و تو را به سوی خود (به آسمانم) بالا برندهام و تو را پاک کنندهام از کسانی که کفر ورزیدهاند [از لوث مجاورت آنها و معاشرت با آنان یا از منقصت (عیبناکی) قصد آنان و قتلشان تو را] و کسانی که از تو تبعیّت کردهاند را فوق کسانی [از یهود تکذیب کننده و غیر آنان] که [به تو] کفر ورزیدهاند قرار دهندهام [و امّا مسلمین پس همانا آنها غیر تکذیب کنندگان او و غیر کافران به او هستند بلکه آنان کسانی هستند که حقیقتاً در اِخبار او به بعثت محمّد (ص) از او تبعیّت کردند] تا روز قیامت سپس محلّ رجوع شما [ای عیسی و تابعین تو و تکذیب کنندگان تو] من هستم آنگاه بین شما حکم میکنم در آنچه که در آن اختلاف میکردید
- ترجمه سلطانیآنوقت که خداوند فرمود ای عیسی همانا من میرانندهٔ تو هستم و تو را به سوی خود بالا برندهام و تو را پاک کنندهام از کسانی که کفر ورزیدهاند و کسانی که از تو تبعیّت کردهاند را فوق کسانی که کفر ورزیدهاند قرار دهندهام تا روز قیامت سپس محلّ رجوع شما من هستم آنگاه بین شما حکم میکنم در آنچه که در آن اختلاف میکردید
- ترجمه راستین(به یاد آر) وقتی که خدا فرمود: ای عیسی، همانا من (روح) تو را قبض نموده و به سوی (آسمان قرب) خود بالا برم و تو را پاک و منزّه از (معاشرت و آلایش) کافران گردانم و پیروان تو را بر کافران تا روز قیامت برتری دهم، آن گاه بازگشت شما به سوی من خواهد بود، پس (به حق) حکم کنم در آنچه بر سر آن با هم به نزاع بر میخاستید.
- ترجمه الهی قمشهای٥٦ فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ
و امّا کسانی که کفر ورزیدهاند پس آنها را با عذابی شدید در دنیا و در آخرت عذاب میکنم و [هیچ] یاری کنندهای [نه در دنیا و نه در آخرت] ندارند
- ترجمه سلطانیو امّا کسانی که کفر ورزیدهاند پس آنها را با عذابی شدید در دنیا و در آخرت عذاب میکنم و (هیچ) یاری کنندهای ندارند
- ترجمه راستینپس آن گروهی را که کافر شدند به عذابی سخت در دنیا و آخرت معذّب گردانم، و (برای نجاتشان) هیچ کس به آنها مدد و یاری نخواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٥٧ وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِـمِينَ
و امّا کسانی که ایمان آوردهاند و عمل صالح کردند پس پاداشهایشان را [در دنیا و در آخرت] به آنها وفا (بطور کامل اداء) میکند و خداوند ظالمان را دوست نمیدارد (بُغض میدارد)
- ترجمه سلطانیو امّا کسانی که ایمان آوردهاند و عمل صالح کردند پس پاداشهایشان را به آنها وفا (بطور کامل دادن) میکند و خداوند ظالمان را دوست نمیدارد
- ترجمه راستیناما آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند، خدا اجر تمام و کامل به آنها عطا کند، و خدا هرگز ستمکاران را دوست نمیدارد.
- ترجمه الهی قمشهای٥٨ ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ
آنها از آیات و ذکر حکیم هستند {مراد از آیات، آیات تدوینی یا آیات عظام از انبیاء مذکورین و مادر مریم و مریم و زکرّیا و یحیی (ع) و عیسی (ع) و فرزندان مذکورهٔ آنان است} که آنها را بر تو میخوانیم
- ترجمه سلطانیآنها از آیات و ذکر حکیم هستند که آنها را بر تو میخوانیم
- ترجمه راستیناین سخنان که بر تو میخوانیم از آیات الهی و ذکر حکمت آموز است.
- ترجمه الهی قمشهای٥٩ إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ
همانا مَثل عیسی نزد خداوند مانند مَثل آدم است [پس تعجّبی در خلق او بدون پدر نیست، برای اینکه آدم (ع) بدون پدر و مادر خلق شد و آنان به آن اقرار میکنند با اینکه آن غریبتر است] او را از خاک خلق کرد سپس به او (آدم) گفت [بشری تمام] باش آنگاه شد
- ترجمه سلطانیهمانا مَثل عیسی نزد خداوند مانند مَثل آدم است که او را از خاک خلق کرد سپس به او گفت باش آنگاه شد
- ترجمه راستینهمانا مثل (خلقت) عیسی به امر خدا مثل خلقت آدم است که او را از خاک بساخت، سپس بدان خاک گفت: (بشری به حد کمال) باش، همان دم چنان گشت.
- ترجمه الهی قمشهای٦٠ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُن مِّنَ الْمُمْتَرِينَ
[این مذکور از خلق عیسی بدون پدر و نبودن او از سِفاح یا از پدر و مخلوق بودن او برای خداوند نه به عنوان اله، آن] حقّ از پروردگار تو است پس [در توحید خداوند به سبب قول ایشان که او سوّمین از سه است، و نه در رسالتت به انکار آنها رسالت تو را، و نه در امر عیسی (ع) به قول آنها که او ولد از پدر یا از سِفاح است یا که او ربّ است یا که او پسر خدا است] از تردید کنندگان مباش
- ترجمه سلطانیحقّ از پروردگار تو است پس از تردید کنندگان مباش
- ترجمه راستینسخن حق همان است که از جانب خدا به تو رسید، مبادا هیچ گاه در آن شکّ کنی!
- ترجمه الهی قمشهای٦١ فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ
و بعد از آنچه از علم که نزد تو آمد [نه بعد از آنچه که آن را کسب کردی] پس به کسی که در آن [یعنی دربارهٔ عیسی (ع) یا دربارهٔ حقّى که از پروردگارت است از توحید و رسالت تو و خلق عیسى (ع) و به نفخ از خدا بودن او بدون سِفاح و بدون پدر و دربارهٔ بودن او به عنوان بنده نه پروردگار] بر تو احتجاج کرد بگو: بیائید [به سوی ما یا به سوی اجتماع مردم تا آنکه ما بر حجّتى فارقه (فرق گذارنده) که احدی هنگام مشاهدهٔ آن در غالب و مغلوب و محقّ و مبطل شکّ نکند، بیاییم] تا فرزندانمان و فرزندانتان و زنان ما و زنان شما و خود ما و خود شما را فرا خوانیم سپس [به زاری] دعاء کنیم و [با دعایمان] لعنت (طرد کردن و دور کردن) خداوند [از رحمتش] را بر دروغگویان قرار دهیم {این آیه از مدلّلترین دلائل بر صدق محمّد (ص) در نبوّتش و بر شرافت کسانی است که آنها را برای مباهله (به هم نفرین کردن) آورد و بودن آنها عزیزترین اهل او و اصحاب او است، و بین فریقین اختلافی نیست که او (ص) سوای حسنین (ع) و فاطمه (ع) و علیّ (ع) احدی را با خود به مباهله نیاورد}
- ترجمه سلطانیو بعد از آنچه که از علم نزد تو آمد پس به کسی که در آن بر تو احتجاج (اعتراض) کرد بگو: بیائید تا فرزندانمان و فرزندانتان و زنان ما و زنان شما و خود ما و خود شما را بخوانیم سپس (به زاری) دعاء کنیم و (با دعایمان) لعنت خداوند را بر دروغگویان قرار دهیم
- ترجمه راستینپس هر کس با تو درباره عیسی در مقام مجادله برآید بعد از آنکه به احوال او آگاهی یافتی، بگو: بیایید ما و شما فرزندان و زنان و کسانی را که به منزله خودمان هستند بخوانیم، سپس به مباهله برخیزیم (در حق یکدیگر نفرین کنیم) تا دروغگویان (و کافران) را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم.
- ترجمه الهی قمشهای٦٢ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
که این [مذکور از خبر عیسی (ع) و حمل مریم (ع) او را و تولّد او تا آخر آنچه که در حقّ او ذکر شد] قطعاً همان قصّه سرایی حقّ است [که باطل آن را مشوب (آلوده) نمیکند] و خدایی جز الله نیست [یعنی این همان حقّ است نه آنچه که آن را در حقّ او (عیسی) گفتهاند و از جملهٔ آنچه که آن را گفتهاند این است که او خدا است و اینکه او سوّمین از سه است و حال آنکه خدایی جز الله نیست] و همانا خداوند البتّه او چیرهای [غالبی که از مرادش منع نمیشود و در علمش و عملش] حکیم است [و این اوصاف منحصره در الله است، پس خدایی جز الله نیست نه عیسی (ع) چه به عنوان متفرد یا به عنوان مشارک]
- ترجمه سلطانیکه این قطعاً همان قصّه سرایی حقّ است و خدایی جز الله نیست و همانا خداوند البتّه او چیره و حکیم است
- ترجمه راستیناین داستان به حقیقت سخن حق است، و جز آن خدای یکتا خدایی نیست، و همانا خداست که (بر همه کار) توانا و (به حقایق) داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٦٣ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِالْمُفْسِدِينَ
پس اگر [این محاجّه کنندگان از تو یا از دین تو یا از قصص عیسى (ع)] روی گردانیدند پس قطعاً خداوند به مفسدان [یعنی آنها] دانا است
- ترجمه سلطانیپس اگر روی گردانیدند پس قطعاً خداوند به مفسدان دانا است
- ترجمه راستینپس اگر روی از حق بگردانند (باید بترسند که) خدا از (کردار) مفسدان آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٦٤ قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ
[ای محمّد] بگو: ای اهل کتاب [از اختلاف و شقاق (چند دستگی)] بسوی [اتّفاق و اجتماع در] کلمهای که بین ما و شما یکسان است [که همان توحید خداوند در عبادت و در آلهت و در طاعت است] بیایید تا [به خلاف عبادت کنندگان عُزیر از یهود به اعتقاد اینکه او پسر خدا است، و عبادت کنندگان مسیح از نصاری به اعتقاد اینکه او خدا یا که او پسر خدا است] جز خداوند را عبادت نکنیم و [به خلاف کسانی از نصاری که گفتند: خداوند سوّمین از سه است] چیزی را در [خداوندگاری] با او شریک نکنیم و بعضی از ما بعضی دیگر را غیر خداوند به عنوان ارباب [در طاعت] نگیرد [به خلاف کسانی که احبار و رهبان و رؤساء را در انقیاد و طاعت دو ثابت بعضاً غیر از خداوند به عنوان ارباب گرفتند، یا ربوبیّت آنها را ناشئه از غیر الله، یا بدون اذن خداوند گرفتند] پس اگر [از اتّفاق با شما در کلمه] روی گردانیدند پس [تبجّح (بالیدن، شادمانی کردن) کنید و تفاخر کنید به انقیاد از این کلمه و به کسی که از انقیاد روی گردانید] بگوئید [بر ما] شهادت دهید به اینکه ما تسلیم شده [و منقاد (فرمانبردار) بر این کلمه] هستیم
- ترجمه سلطانیبگو: ای اهل کتاب بسوی کلمهای که بین ما و شما یکسان است بیایید که جز خداوند را عبادت نکنیم و چیزی را با او شریک نکنیم و بعضی از ما بعضی دیگر را غیر خداوند به عنوان ارباب نگیرد پس اگر روی گردانیدند پس بگوئید شهادت دهید به اینکه ما تسلیم شده هستیم
- ترجمه راستینبگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم که به جز خدای یکتا را نپرستیم، و چیزی را با او شریک قرار ندهیم، و برخی برخی را به جای خدا به ربوبیّت تعظیم نکنیم. پس اگر از حق روی گردانند بگویید: شما گواه باشید که ما تسلیم فرمان خداوندیم.
- ترجمه الهی قمشهای٦٥ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِـمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالْإِنجِيلُ إِلَّا مِن بَعْدِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
ای اهل کتاب چرا دربارهٔ ابراهیم [در شریعت او و ملّت (آئین) او و اینکه او بر چه ملّتی بوده] احتجاج میکنید و (حال آنکه) تورات و انجیل نازل نشدند مگر بعد از او [یعنی اینکه ملّت تهوّد (یهودیگری) و شریعتش از تورات و تقریباً هزار سال بعد ابراهیم نازل شد و شریعت تنصّر (نصرانیگری) از انجیل بود و تقریباً دو هزار سال بعد او نازل شد] آیا پس تعقّل نمیکنید [که این ادّعاء برهان بطلانش با آن است و عاقل مثل آن را مدّعی نمیشود]
- ترجمه سلطانیای اهل کتاب چرا دربارهٔ ابراهیم محاجّه میکنید و (حال آنکه) تورات و انجیل نازل نشدند مگر بعد از او آیا پس تعقّل نمیکنید
- ترجمه راستینای اهل کتاب، چرا در آیین ابراهیم با یکدیگر مجادله میکنید (که هر یک او را به خود نسبت میدهید) ؟! در صورتی که تورات و انجیل شما فرستاده نشد مگر بعد از ابراهیم؛ آیا تعقل نمیکنید؟
- ترجمه الهی قمشهای٦٦ هَاأَنتُمْ هَـؤُلَاءِ حَاجَجْتُمْ فِيمَا لَكُم بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيمَا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
هان شما همانانی هستید که [دربارهٔ امر موسی (ع) و شریعت او و امر عیسی (ع) و شریعتش] در آنچه که به آن علم دارید احتجاج میکنید [یعنی دربارهٔ آن علم اجمالی دارید و شأن شما این است که آن بر شما معلوم باشد، لیکن احتجاج کردید و در محاجّه مغلوب گشتید] پس چرا [دربارهٔ امر ابراهیم و شریعتش] در آنچه که به آن علم ندارید احتجاج میکنید [یعنی اینکه عاقل وقتی که حین محاجّه کردن در امری که بر او معلوم میباشد یا از شأن او این است که بر او معلوم باشد مغلوب گردد شایسته است که از محاجّه کردن در آنچه که به آن علم ندارد احتراز کند، و کسی که از محاجّه کردن در آنچه که علم به آن از شأن او نیست احتراز نکند سفیهی غیر عاقل میباشد] و خداوند میداند [و به پیامبرش تعلیم میدهد] و (حال آنکه) شما نمیدانید [پس محاجّۀ شما با رسول محاجّۀ جاهل با عالم است]
- ترجمه سلطانیهان شما همانانی هستید که در آنچه که به آن علم دارید محاجّه میکنید پس چرا در آنچه که به آن علم ندارید محاجّه میکنید و خداوند میداند و (حال آنکه) شما نمیدانید
- ترجمه راستینگیرم در آنچه میدانید شما را مجادله روا باشد، چرا در آنچه علم ندارید جدل و گفتگو به میان آورید؟! و خدا (همه چیز را) میداند و شما نمیدانید.
- ترجمه الهی قمشهای٦٧ مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
ابراهیم یهودی و نه نصرانی نبود و لکن حنیف (حقگرا، راستین) و مسلم (منقاد بر خداوند، صابر، دارای سلامت از عیوب نفس) بود و از مشرکین نبود {برای اینکه مشرکین مکّه ادّعاء میکردند که ملّتشان ملّت ابراهیم (ع) است}
- ترجمه سلطانیابراهیم یهودی و نه نصرانی نبود و لکن حنیف (حقگرا، راستین) و مسلم بود و از مشرکین نبود
- ترجمه راستینابراهیم به آیین یهود و نصاری نبود، لیکن به دین حنیف توحید و اسلام بود و هرگز از آنان که به خدا شرک آورند نبود.
- ترجمه الهی قمشهای٦٨ إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ
همانا نزدیکترین مردم [و احقّ آنها] به ابراهیم البتّه کسانی هستند که [در زمان او و بعد از او تا بقای امّتش] از او و از این پیامبر تبعیّت میکنند و کسانی که [با بیعت عامّه بر دست او] ایمان (اسلام) آوردند [اولی (نزدیکتر) به او هستند و نزدیکترین مردم به انبیاء عاملترین آنها به آنچه که آن را آوردهاند هستند] و خداوند ولیّ مؤمنان است
- ترجمه سلطانیهمانا نزدیکترین مردم به ابراهیم البتّه کسانی هستند که از او و از این پیامبر تبعیّت میکنند و کسانی که ایمان آوردند (تولی به او هستند) و خداوند ولیّ مؤمنان است
- ترجمه راستیننزدیکترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی کنند و این پیغمبر و امّتش که اهل ایمانند؛ و خدا دوستدار و سرپرست مؤمنان است.
- ترجمه الهی قمشهای٦٩ وَدَّت طَّائِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ
طایفهای [اندک] از اهل کتاب دوست داشتند که شما را گمراه کنند و (حال آنکه) گمراه نمیکنند مگر خودشان را و نمیفهمند [زیرا فرد گمراه کننده وقتی که بخواهد که دیگری را گمراه کند گمراهی خودش شدّت مییابد پس او با گمراه کردن دیگری خودش را گمراه میکند]
- ترجمه سلطانیطایفهای (اندک) از اهل کتاب دوست داشتند که شما را گمراه کنند و (حال آنکه) گمراه نمیکنند مگر خودشان را و نمیفهمند
- ترجمه راستینگروهی از اهل کتاب انتظار و آرزوی آن دارند که شما را گمراه کنند، و گمراه نمیکنند مگر خودشان را، و (این را) نمیفهمند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٠ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِـمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ
ای اهل کتاب چرا به آیات [تدوینی ثابتهٔ] خداوند [در تورات و انجیل و قرآن در نعت (وصف نیک) محمّد (ص) و وصیّ او (ع) یا آیات تکوینی ثابتهٔ او در عالم کبیر از موسی (ع) و عیسی (ع) و محمّد (ص)، یا ثابته در عالم صغیر از عقول زاجره (مانع شونده) از اتّباع هوی و واردات زاجره و مرغبّه (ترغیب کننده)] کفر میورزید و (حال آنکه) شما شهادت میدهید (مشاهده میکنید یا حاملان بر شهادت هستید)
- ترجمه سلطانیای اهل کتاب چرا به آیات کفر میورزید و (حال آنکه) شما شهادت میدهید (مشاهده میکنید)
- ترجمه راستینای اهل کتاب، چرا به آیات خدا کافر شوید و حال آنکه شما به صدق آن گواهید؟!
- ترجمه الهی قمشهای٧١ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِـمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ
ای اهل کتاب چرا حقّ را با باطل ملبّس (مخلوط) میکنید و حقّ را کتمان میکنید و (حال آنکه) شما [حقّ را یا لُُبس و کتمان را] میدانید [یا حال آنکه شما علماء هستید]
- ترجمه سلطانیای اهل کتاب چرا حقّ را با باطل ملبّس (مخلوط) میکنید و حقّ را کتمان میکنید و (حال آنکه) شما میدانید
- ترجمه راستینای اهل کتاب، چرا حق را به باطل مشتبه سازید (تا چراغ حق را به باد شبهات خاموش کنید) و حق را پوشیده میدارید در صورتی که (به حقّانیّت آن) آگاهید؟!
- ترجمه الهی قمشهای٧٢ وَقَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
و طایفهای [اندک] از اهل کتاب [با حیلههای شیطانی] گفتند: در آغاز روز به آنچه که بر کسانی که ایمان آوردهاند نازل شده ایمان آورید [تا در قلوب کسانی که ایمان آوردهاند از انکار و القاء شبهه متمکّن کنید] و در آخر آن (روز) کفر بورزید تا شاید که آنها (مسلمین) رجوع کنند (بازگردند)
- ترجمه سلطانیو طایفهای (اندک) از اهل کتاب گفتند: در آغاز روز به آنچه که بر کسانی که ایمان آوردهاند نازل شده ایمان آورید و در آخر آن (روز) کفر بورزید تا شاید که آنها (مسلمین) بازگردند
- ترجمه راستینو گروهی از اهل کتاب گفتند: به دین و کتابی که برای مسلمانان نازل شده اول روز ایمان آرید و آخر روز کافر شوید، شاید (به این حیله) آنها نیز (از اسلام) برگردند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٣ وَلَا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِـمَن تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللَّهِ أَن يُؤْتَى أَحَدٌ مِّثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَاجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
و [کلام این طایفه را] باور نکنید مگر از کسی که از دین شما تبعیّت کرده، بگو همانا هدایت [حقیقی] هدایت خداوند [یعنی اعتقاد] است که به کسی مثل آنچه [از کتاب و شریعت] که به شما داده شد داده میشود، یا نزد پروردگار شما بر شما احتجاج (اعتراض) میکنند، [به اهل کتاب] بگو: [که فضل خداوند به دستان شما نیست تا با حیلههای خود آن را بدهید یا مانع آن بشوید] همانا فضل (اعمّ از کتاب و حکمت و رسالت و نبوّت و هدایت و سعهٔ در صدر و در دنیا) به دست خداوند است آن را به کسی که میخواهد میدهد و خداوند [در فضل خود] دارای وسعت است [و با دادن آن به موسی (ع) و عیسی (ع) و امّت آن دو نَفادی (نیست شدنی) نیست تا آن را به غیر آن دو ندهد چنانکه پنداشتید و ادّعاء نمودید] و [به کسی که برای ایتای او اهل باشد] دانا است [پس هر آنکه اهلیّت بر او یافت به او عطاء میکند و اگرچه شما از آن اکراه دارید]
- ترجمه سلطانیو باور نکنید (کلام این طایفه را) مگر از کسی که از دین شما تبعیّت کرده، بگو همانا هدایت (حقیقی) هدایت خداوند است که به کسی مثل آنچه که به شما داده شد داده میشود، یا نزد پروردگار شما بر شما احتجاج (اعتراض) میکنند، بگو: همانا فضل به دست خداوند است آن را به کسی که میخواهد میدهد و خداوند دارای وسعت و دانا است
- ترجمه راستینو ایمان نیاورید مگر به آن کس که پیرو دین شما باشد-بگو: راه سعادت آن است که خدا بنماید-تا مبادا معلوم شود که به امتی دیگر نیز مانند شریعت شما عطا میگردد، یا بتوانند با شما نزد پروردگار احتجاج کنند. بگو: فضل و رحمت به دست خداست، به هر که خواهد عطا کند، و خدا را رحمت بیمنتهاست و به همه امور داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٧٤ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
رحمت (ولایت) خود را به کسی که بخواهد اختصاص میدهد و خداوند دارای فضل عظیم است [به حیثی که نَفاد (نیست و نابود شدن) در فضل او و نه بخل در اعطای او برایش نیست] {فضل عبارت از رسالت و قبول آن با بیعت عامّهٔ نبویّه و قبول دعوت ظاهره میباشد و رحمت عبارت از ولایت و قبول آن با بیعت خاصّهٔ ولویّه و قبول دعوت باطنه است}
- ترجمه سلطانیرحمتش را به کسی که بخواهد اختصاص میدهد و خداوند دارای فضل عظیم است
- ترجمه راستینهر که را مشیّت او تعلّق بگیرد مخصوص به فضل و رحمت خود گرداند، و خدا را فضل و رحمت بیمنتهاست.
- ترجمه الهی قمشهای٧٥ وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَّا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُـولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
و از اهل کتاب [کسانی هستند که با حیل شیطانی حیله میکنند و از آنها کسانی هستند که از حیل سالم میباشند، و از اهل کتاب در مقام امانت و خیانت] کسانی هستند که اگر آنها را در مالی زیاد امین قرار دهی آن را به تو اداء میکنند و از آنها کسانی هستند که اگر دیناری را به امانت به آنها بسپاری آن را به تو اداء نمیکنند مگر مادام بر او قائم باشی (بپا ایستی)، آن [مذکور از عدم اداء] به این [سبب] است که آنها در [حقّ] امّیها [در حقوق غیر اهل کتاب] گفتند مسؤولیتی (عقوبتی) بر ما نیست و بر خداوند دروغ میگویند [یعنی با گفتارشان این را بر خداوند تعلیق میکنند]، و (حال آنکه) آنها میدانند [که آن دروغ است] {این تعریض به امّت و آنچه است که آن را بعد وفات رسول (ص) احداث کردند از اختلاف و انکار هر فرقه حرمت دیگری را چنانکه آن در زمان ما بین منتحلین بر تشیّع و مقرّین به ائمّهٔ اثنی عشر واقع است حیثی که بعضی بعضی دیگر را تکفیر مینمایند و لعن میکنند و اموالشان و خونشان و فروج محصنات (زنان شوهردار) از زنانشان را حلال میشمارند با ادّعاء کردن این کلّی که مخالف با مذهب ما در نفسش و مالش و عِرضش حرمت ندارد}
- ترجمه سلطانیو از اهل کتاب کسانی هستند که اگر آنها را در مالی زیاد امین قرار دهی آن را به تو اداء میکنند و از آنها کسانی هستند که اگر به آنها دیناری را به امانت بسپاری آن را به تو اداء نمیکنند مگر مادام بر او قائم باشی (بپا ایستی)، آن به این (سبب) است که آنها در (حقّ) امّیها (در حقوق غیر اهل کتاب) گفتند مسؤولیتی (عقوبتی) بر ما نیست و بر خداوند دروغ میگویند، و (حال آنکه) آنها میدانند
- ترجمه راستینبعضی از اهل کتاب (به آن حد درستکارند که) اگر مال بسیار به آنها بسپاری ردّ امانت کنند، و برخی دیگر از اهل کتاب (تا آن اندازه نادرستند که) اگر یک دینار به او امانت دهی رد نکنند جز آنکه بر مطالبه آن سختگیری کنی، از این رو که گویند: برای ما (پیروان تورات) به هر وسیله خوردن مال امیّان (غیر اهل تورات) گناهی ندارد، و این سخن را به دروغ به خدا نسبت دهند در صورتی که میدانند (که به خدا نسبت دروغ میدهند).
- ترجمه الهی قمشهای٧٦ بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ
آری [و حال آنکه مسؤولیت بر عهدهٔ آنها است زیرا خداوند ظلامهٔ (دادخواهی، آنچه به زور ستانده شود) بندگان را وا نمیگذارد] هر کس به عهدش [که آن را با نبیّ (ص) یا وصیّ نبیّ (ع) با بیعت عامّه یا خاصّه عهد کرده و وفاء به سایر عهود از وفاء به این عهد است زیرا آن مأخوذ در آن است] وفا کند و [از مخالفت با آنچه که در بیعتش به آن عهد بسته] بپرهیزد [و امانتداری جزءِ آنچه است که به آن عهد بسته چه امّى باشد یا از اهل کتاب یکسان است] پس همانا خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد [و محبّ از کسی که به محبوبش ظلم کند انتقام میگیرد]
- ترجمه سلطانیآری (و حال آنکه مسؤولیت بر عهدهٔ آنها است) هر کس به عهدش وفا کند و تقوا پیشه کند پس همانا خداوند پرهیزگاران را دوست میدارد
- ترجمه راستینآری، هر کس به عهد خود وفا کند و خدا ترس و پرهیزکار شود همانا خدا پرهیزکاران را دوست میدارد.
- ترجمه الهی قمشهای٧٧ إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
همانا کسانی که عهد خداوند را [که در بیعت، به آن عهد بستند] و قسمهایشان را به بهایی اندک [از اعراض دنیا و اغراض آن] میفروشند {أیمان جمع یمین به معنی قسم است و جز این نیست که یمین نامیده شده برای اینکه آنان حین حلف (قسم خوردن) آن را با دست راست عقد میکردند، یا مراد عقود بیعت است، زیرا بیعت بسته نمیشود مگر با دست راست} آنان در آخرت بهرهای (نصیبی) ندارند و خداوند با آنها کلام نمیگوید و در روز قیامت به آنها نظر نمیکند و آنها را پاک نمیکند [به معنی اینکه بر آنها ثناء (ستایش) نمیکند و از آنها به خیر ذکر نمیکند، یا آنها را از ذنوبشان پاکیزه نمیکند] و عذابی دردناک دارند
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که عهد (بیعت با) خداوند را و قسمهایشان را (هنگام عقد بیعت) به بهایی اندک (از اعراض دنیا و اغراض آن) میفروشند آنان در آخرت بهرهای (نصیبی) ندارند و خداوند با آنها کلام نمیگوید و در روز قیامت به آنها نظر نمیکند و آنها را پاک نمیکند و عذابی دردناک دارند
- ترجمه راستینآنان که عهد خدا و سوگند خدا را به بهایی اندک بفروشند اینان را در آخرت بهرهای نیست و خدا با آنها (از خشم) سخن نگوید و در قیامت (به نظر رحمت) بدانها ننگرد و (از پلیدی گناه) پاکیزهشان نگرداند، و آنان را عذابی دردناک خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٧٨ وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُـولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُـولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
و همانا البتّه گروهی از آنها زبانهایشان را با [قرائت] کتاب میچرخانند تا بپندارید که [آنچه که بر زبان آنان جاری میشود] آن از کتاب است و (حال آنکه) آن از کتاب نیست و میگویند که آن از نزد خداوند است و (حال آنکه) آن از نزد خداوند نیست [بلکه آن از نزد خودشان و از نزد شیطان است] {برای اینکه کتاب آن است که بر زبانی که برای خلوّ (خالی شدن) صاحبش از نسبت وجود به خودش و او گشتن او و گشتن اعضای او آلات خداوند زبان خداوند گشته جاری شود، و این مَقروّ (قرائت شده) و اگرچه به صورت کتاب باشد لکن آن جاری بر زبانی است که نسبتی بین آن و خداوند نیست} و [با این قول] بر خداوند دروغ میگویند (میبندند) و (حال آنکه) آنها میدانند [که آن دروغ است یا آنان در شمار علماء هستند یا غیر از آنچه که آن را با زبانشان میچرخانند بر خداوند دروغ میبندند و حال آنکه آنها میدانند که آن دروغ است]
- ترجمه سلطانیو همانا البتّه گروهی از آنها زبانهایشان را با (قرائت) کتاب میچرخانند تا بپندارید که آن از کتاب است و (حال آنکه) آن از کتاب نیست و میگویند که آن از نزد خداوند است و (حال آنکه) آن از نزد خداوند نیست و بر خداوند دروغ میگویند (میبندند) و (حال آنکه) آنها میدانند
- ترجمه راستینو همانا برخی از اهل کتاب، قرائت کتاب آسمانی را تغییر و تبدیل میدهند تا شما آنچه آنها از پیش خود خواندهاند از کتاب خدا محسوب دارید، و هرگز آن تحریف شده از کتاب خدا نخواهد بود، و گویند: این از جانب خدا نازل شده، در صورتی که هرگز از خدا نیست. و با آنکه میدانند به خدا دروغ میبندند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٩ مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُـولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ وَلَكِن كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ
بر بشری نسزد که خداوند کتاب (رسالت و احکام آن) و حکم (ولایت و آثار آن) و نبوّت (مراتب بین آن دو) به او بدهد سپس به مردم بگوید بندهٔ من باشید نه [بندهٔ] خداوند، و لکن میگوید: ربّانی (منسوب به ربّ) باشید به آنچه که کتاب را [به امثال خود] تعلیم میدادید (درس میدهید) و به آنچه که درس میکنید [یعنی کتاب را قرائت میکنید]
- ترجمه سلطانیبر بشری نسزد که خداوند کتاب و حکم و نبوّت را به او بدهد سپس به مردم بگوید بندهٔ من باشید نه خداوند، و لکن میگوید: ربّانی (منسوب به ربّ) باشید به آنچه که کتاب را تعلیم میدادید (درس میدهید) و به آنچه که درس میکنید (قرائت میکنید)
- ترجمه راستینهیچ بشری را نرسد که خدا وی را به رسالت برگزیند و به او کتاب و حکمت و نبوت بخشد آن گاه به مردم گوید: مرا به جای خدا بپرستید، بلکه (پیغمبران بر حسب وظیفه خود به مردم گویند) خداشناس و خداپرست باشید چنانکه این حقیقت را از کتاب به دیگران میآموزید و خود نیز میخوانید.
- ترجمه الهی قمشهای٨٠ وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ
و به شما [ای ناقصان اقتداء کننده] امر نمیکند که ملائکه و پیامبران را به عنوان ارباب بگیرید [و خداوند به بشری امر نمیکند که مردم را به عبادت خویش دعوت کند] آیا بعد آنکه شما [با قبول نبوّت از انبیاء و بیعت با آنها با بیعت عامّهٔ نبویّه] اسلام آوردید شما را به کفر امر میکند!
- ترجمه سلطانیو به شما امر نمیکند که ملائکه و پیامبران را به عنوان ارباب بگیرید آیا بعد از آنکه شما اسلام آوردید شما را به کفر امر میکند!
- ترجمه راستینو هرگز خدا به شما امر نکند که فرشتگان و پیامبران را خدایان خود گیرید؛ چگونه ممکن است شما را به کفر خواند پس از آنکه (به خدای یگانه) اسلام آورده باشید؟!
- ترجمه الهی قمشهای٨١ وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَـمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُـولٌ مُّصَدِّقٌ لِّـمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ
و [به یاد آور یا یادآوری کن] آنوقتی را که خداوند بر آنچه که از کتاب و حکمت به شما داد {مراد از کتاب احکام رسالت و کتاب تدوینی صورت آن است، و مراد از حکمت آثار ولایت است} [بر دست نبىّ سابق یا وصیّ او یا در عالم ذرّ] از پیامبران میثاق گرفت سپس فرستادهای به عنوان تصدیق کننده بر آنچه که با شما است [از کتاب و احکام قالبیّه و حکمت که همان عقاید حقّهٔ دقیقی هستند که جز با مشاهده با چشم بصیرت درک نمیشوند] نزد شما آمد حتماً و حتماً به او ایمان بیاورید و حتماً و حتماً او را یاری کنید، [خداوند] فرمود: [ای پیامبران یا ای پیامبران با امم (امّتها) یا ای امم] آیا اقرار کردید؟ و بنابر آن پیمانم را پذیرفتید؟ [انبیاء یا امّتهای آنان یا هردو] گفتند: اقرار کردیم، [خداوند به ملائکه یا به انبیاء] فرمود: پس [بر انبیاء و امم آنان یا خداوند به انبیاء فرمود: پس بر امم خود] شاهد باشید و من با شما از شاهدانم
- ترجمه سلطانیو (به یاد آور یا یادآوری کن) آنوقتی را که خداوند بر آنچه که از کتاب و حکمت به شما داد از پیامبران میثاق گرفت سپس فرستادهای به عنوان تصدیق کننده بر آنچه که با شما است نزد شما آمد حتماً و حتماً به او ایمان بیاورید و حتماً و حتماً او را یاری کنید، گفت: آیا اقرار کردید؟ و بنابر آن پیمانم را پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم، گفت: پس شاهد باشید و من با شما از شاهدانم
- ترجمه راستینو (یاد کن) آن گاه که خدا از پیغمبران (و امّتهاشان) پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمت بخشیدم سپس بر شما (اهل کتاب) رسولی از جانب خدا آمد که گواهی به راستی کتاب و شریعت شما میداد به او ایمان آورده و یاری او کنید؛ خدا فرمود: آیا اقرار داشته و پیمان مرا بر این امر پذیرفتید؟همه گفتند: اقرار داریم. خدا فرمود: گواه باشید، من هم با شما گواهم.
- ترجمه الهی قمشهای٨٢ فَمَن تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ
پس کسی که بعد آن [پیمان از پیامبرش و شریعت او و وصیّت او در حقّ محمّد (ص) و وصیّ او یا پس کسی از شما ای حاضران که از ایمان به محمّد (ص) بعد آن میثاق روی بگرداند یا وقتی که آن را دانستید پس کسانی که بعد آن] روی بگرداند پس آنان همان فاسقان [خارج شده از عهد خداوند و میثاق او] هستند
- ترجمه سلطانیپس کسی که بعد از آن روی بگرداند پس آنان همان فاسقان هستند
- ترجمه راستینپس کسانی که بعد از آمدن آن رسولان روی (از حق) بگردانند، محققا آنان گروه فاسقان خواهند بود.
- ترجمه الهی قمشهای٨٣ أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ
آیا پس [بعد آنکه دانستند دین خدا همان ایمان آوردن به محمّد (ص) است به محمّد (ص) ایمان نمیآورند و] غیر دینِ خداوند را میطلبند و (حال آنکه) کسانی که در آسمانها و زمین هستند با میل و بدون میل برای او [یعنی برای خداوند یا برای محمّد (ص)] تسلیم (فرمانبردار) شدهاند، و به او بر میگردند [یعنی که اسلام آنان عبارت از اقرار آنها است به اینکه او تعالی خالق آنان و مبدء آنان و بازگشت همه به او میباشد پس نسزد که غیر دین کسی که مبدء آنان و معاد آنان است طلب شود]
- ترجمه سلطانیآیا پس غیر دین خداوند را میطلبند و (حال آنکه) کسانی که در آسمانها و زمین هستند با میل و بدون میل بر او تسلیم (فرمانبردار) شدهاند، و به او بر میگردند
- ترجمه راستینآیا کافران، دینی غیر دین خدا را میطلبند؟و حال آنکه هر که در آسمانها و زمین است خواه ناخواه مطیع امر خداست و همه به سوی او رجوع خواهند کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٨٤ قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
[ای محمّد بعد آنکه حجّت را از قِبل خودت و امّتت بر آنها تمام کردی] بگو که ما به خداوند و آنچه که بر ما نازل شد و آنچه که بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل شده و آنچه که به موسی و عیسی و پیامبران از پروردگارشان داده شده ایمان آوردیم، بین احدی از آنها فرق نمیگذاریم و ما بر او تسلیم (فرمانبردار) شدیم [یعنی ما ایمان آوردیم و تسلیم شدیم و شما اگر خواستید اسلام آورید و اگر خواستید تسلیم نشوید]
- ترجمه سلطانیبگو که ما به خداوند و آنچه که بر ما نازل شد و آنچه که بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان (اسرائیل) نازل شده و آنچه که به موسی و عیسی و پیامبران از پروردگارشان داده شده ایمان آوردهایم، بین احدی از آنها فرق نمیگذاریم و ما بر او تسلیم (فرمانبردار) شدهایم
- ترجمه راستینبگو: ما به خدای عالم و شریعت و کتابی که به خود ما نازل شده و آنچه به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندانش نازل شده و آنچه به موسی و عیسی و پیغمبران دیگر از جانب پروردگارشان داده شده (به همه ایمان آوردهایم) فرقی میان هیچ یک از پیغمبران نگذاریم و ما مطیع فرمان خداییم.
- ترجمه الهی قمشهای٨٥ وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْـلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ
و هر کس غیر اسلام دینی (ملّتی یا طریقی به آخرتش) را ابتغاء کند پس هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است [حیثی که بضاعتش از قوا و مدارک را انفاق کرده و عمرش را در طلب آنچه که به او نفعی نمیرساند بلکه به او ضرر میرساند اِنفاد (نابود گردانیدن، بی توشه شدن) کرده است]
- ترجمه سلطانیو هر کس غیر اسلامِ دینی را ابتغاء کند پس هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است
- ترجمه راستینهر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست، و او در آخرت از زیانکاران است.
- ترجمه الهی قمشهای٨٦ كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُـولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِـمِينَ
چگونه خداوند هدایت کند [یعنی خداوند به ایمان هدایت نمیکند زیرا اسلام طریق ایمان و هدایت به آن یا به آخرت و جنان است] قومی را که بعد ایمان آوردنشان [با ایمان عامّ با بیعت عامّه یا ایمان خاصّ با بیعت خاصّه به خداوند یا به رسول یا به آنچه از احکام که او آورده است یا به قول او در حقّ خلیفهٔ خود] کفر ورزیدهاند و (حال آنکه) شهادت دادهاند که رسول حقّ است و بیّنات (معجزات یا ادلّهٔ واضح دالّ بر حقّ بودن رسول) نزد آنها آمده و (حال آنکه) خداوند مردمان ستمکار را هدایت نمیکند [برای اینکه آنها به خودشان و قوایشان و به اسلام و صاحب اسلام با خروجشان از آن ظلم کردهاند] {آیه اشاره به مرتدّ ملّی است}
- ترجمه سلطانیچگونه خداوند هدایت کند قومی را که بعد از ایمان آوردنشان کفر ورزیدهاند و (حال آنکه) شهادت دادهاند که رسول حقّ است و بیّنات (معجزات یا ادلّهٔ واضح) نزد آنها آمده و (حال آنکه) خداوند مردمان ستمکار را هدایت نمیکند
- ترجمه راستینچگونه خداوند گروهی را که بعد از ایمان به خدا و گواهی دادن به راستی رسول او و بعد از ادلّه روشن باز کافر شدند، به راه راست هدایت کند؟و خدا هرگز گروه ستمکاران را رهبری نخواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٨٧ أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ
آنان جزایشان این است که لعنت (دوری کردن) خداوند و ملائکه و مردم اجمعین بر آنان است
- ترجمه سلطانیآنان جزایشان این است که لعنت (دوری کردن) خداوند و ملائکه و مردم اجمعین بر آنان است
- ترجمه راستینکیفر آن گروه کافر این است که خدا و فرشتگان و همه مردمان بر آنان لعنت کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٨٨ خَالِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ
در آن [لعنت یا در جحیمی که به التزام مستفاد شده] ماندگارند و عذاب از آنها تخفیف نمییابد و آنها [با عدم تأخیر عذاب] منتظر نمیشوند
- ترجمه سلطانیدر آن ماندگارند که عذاب از آنها تخفیف نمییاید و آنها (با عدم تأخیر عذاب) منتظر نمیشوند
- ترجمه راستینجاوید در جایگاه لعنت (که جهنّم است) بمانند و بر آنها عذاب خدا تخفیف نیابد و هرگز نظر رحمت به آنها نکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٨٩ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
مگر کسانی که بعد از آن (کفر بعد از اسلام) توبه کردند و [آنچه که حین کفر به آن افساد کرده بودند را] اصلاح کردند پس همانا خداوند بسیار آمرزنده است [و بعد رجوع آنها به او بدیهای آنها را میآمرزد] و مهربان است [که بر آنها تفضّل میکند و بعد آمرزش آنان به آنها رحم میکند]
- ترجمه سلطانیمگر کسانی که بعد از آن توبه کردند و اصلاح کردند پس همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینمگر آنهایی که بعد از عصیان و بدکاری توبه کنند و (هر بدی که کردهاند) اصلاح نمایند، که البته خدا بر آنها آمرزنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٩٠ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ
همانا کسانی که بعد ایمان [عامّ یا خاصّ] آوردنشان کفر ورزیدند {آیه بیان برای مرتدّ فطری است} سپس کفری را افزودند [به حیثی که منجرّ به ابطال فطرت و قطع ریسمان الهی شود] هرگز توبهشان قبول نخواهد شد [آنها برای قطع آنچه که به آن استعداد و استحقاق داشتهاند استحقاق توبه کردن و قبول آن برای آنها باقی نمانده است] و آنان همان گمراهان هستند {یعنی اینکه ضلال علی الاطلاق منحصر به کسی است که فطرت را قطع کرده و امّا کسی که فطرت را قطع نکرده و اگرچه از اسلام مرتدّ شود برای بقای هدایت تکوینی بر او علی الاطلاق ضالّ نمیباشد}
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که بعد از ایمان آوردنشان کفر ورزیدند سپس کفری را افزودند هرگز توبهشان قبول نخواهد شد و آنان همان گمراهان هستند
- ترجمه راستینهمانا آنان که بعد از ایمان کافر شدند و بر کفر خود افزودند، هرگز توبه آنها پذیرفته نشود، و همانا گمراهان هم آنان خواهند بود.
- ترجمه الهی قمشهای٩١ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الْأَرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ
همانا کسانی که کفر ورزیدهاند و مردند {بیان حال کسانی است که باقی بر کفر هستند} و (در حالی که) آنها کافر هستند {این قید اشعار به این دارد که برای کافر ممکن میشود که بر اسلام بمیرد} پس هرگز زمینِ لبریز از طلا از هیچکدام از آنها و اگرچه [نفسش را] به آن فدیه دهد قبول نخواهد شد، برای آنان عذابی دردناک هست و آنها [هیچ] یاری کنندهای ندارند
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که کفر ورزیدهاند و مردند و (در حالی که) آنها کافر هستند پس هرگز از هیچکدام از آنها زمین لبریز از طلا و اگرچه به آن فدیه دهد قبول نخواهد شد، برای آنان عذابی دردناک هست و آنها (هیچ) یاری کنندهای ندارند
- ترجمه راستینالبته آنان که کافر شدند و بر کفر خویش مردند، اگر هر یک برای آزادی خویش (از عذاب خدا) برابر تمام زمین طلا به فدا آرند هرگز از ایشان پذیرفته نشود، آنها را عذاب دردناک مهیّا باشد و یارانی نخواهند داشت.
- ترجمه الهی قمشهای٩٢ لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ
هرگز به نیکی نخواهید رسید تا آنکه [بعضی] از آنچه که دوست میدارید [را] انفاق کنید و هر چه از چیزی که انفاق کنید پس همانا خداوند به آن دانا است [و از خداوند فوت نمیشود و به اضعاف (چند برابر) آن به شما جزاء میدهد پس، از فوت آن و فناء آن نترسید]
- ترجمه سلطانیهرگز به نیکی نخواهید رسید تا آنکه از آنچه که دوست میدارید انفاق کنید و هر چه که از چیزی انفاق کنید پس همانا خداوند به آن دانا است
- ترجمه راستینشما هرگز به مقام نیکوکاران و خاصان خدا نخواهید رسید مگر از آنچه دوست میدارید و محبوب شماست در راه خدا انفاق کنید، و آنچه انفاق کنید خدا بر آن آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای