جزء شمارهٔ ۶
١٤٨ لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا
خداوند سخن بلند راندن به بدی را دوست ندارد مگر کسی که مورد ظلم واقع شده [صدا بلند کند] و خداوند شنوا [است که قول ظالم و قول مظلوم را میشنود و به قدر همه بسیار] دانا میباشد
- ترجمه سلطانیخداوند سخن بلند راندن به بدی را دوست ندارد مگر کسی که مورد ظلم واقع شده و خداوند شنوا و دانا میباشد
- ترجمه راستینخدا دوست نمیدارد که کسی به گفتار زشت (به عیب خلق) صدا بلند کند مگر آن که ظلمی به او رسیده باشد، همانا که خدا شنوا و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای١٤٩ إِنْ تُبْدُوا خَيْرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا قَدِيرًا
اگر [نسبت به کسی که به شما ظلم کرده] نیکیی را آشکار کنید یا آن را مخفی بدارید یا از بدی عفو کنید {مراد از عفو در اینجا اعمّ از صفح است که آن تطهیر قلب از حقد (کینهٔ پنهان در دل) بر بدی کننده است}، [پس اگر آن را انجام دهید متخلّق به اخلاق خداوند میشوید و به صفات او متّصف میشوید و مستحقّ عفو و احسان او میشوید] پس همانا خداوند بخشاینده و توانا میباشد
- ترجمه سلطانیاگر نیکیی را آشکار کنید یا آن را مخفی بدارید یا از بدی عفو کنید پس همانا خداوند بخشاینده و توانا میباشد
- ترجمه راستیناگر (درباره خلق) آشکارا یا پنهانی نیکی کنید یا از بدی دیگران درگذرید خدا همیشه از بدیها در میگذرد با آنکه در انتقام تواناست.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٠ إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا
همانا کسانی که به خداوند و رسولانش کفر میورزند و میخواهند که بین خداوند و رسولان او فرق قائل شوند [به اینکه به خداوند ایمان آوردهاند و به رسول کفر ورزیدهاند] و میگویند به بعضی [مانند خداوند یا به بعضی از رسولان مانند محمّد (ص)] ایمان میآوریم و به بعضی [مانند اوصیاء او (ع)] کفر میورزیم و میخواهند که در بین آن [یعنی ایمان به محمّد (ص) و کفر به اوصیاء او (ع)] راهی را برگیرند
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که به خداوند و رسولانش کفر میورزند و میخواهند که بین خداوند و رسولان او فرق قائل شوند و میگویند به بعضی ایمان میآوریم و به بعضی کفر میورزیم و میخواهند که در بین آن راهی را برگیرند
- ترجمه راستینآنان که به خدا و رسولان او کافر شوند و خواهند که میان خدا و پیغمبرانش جدایی اندازند و گویند: ما به برخی (از انبیاء) ایمان آورده و به پارهای ایمان نیاوریم و خواهند که میان کفر و ایمان راهی اختیار کنند؛
- ترجمه الهی قمشهای١٥١ أُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا
آنان حقاً همان کافران هستند {برای اینکه آنها کاملان در کفر هستند به حیثی که نفاق را به کفرشان منضمّ کردند و با اظهار اسلامشان بسیاری را از ایمان صدّ نمودند} و برای کافران عذابی خفتآور (خوار کننده) آماده کردهایم
- ترجمه سلطانیآنان حقاً همان کافران هستند و برای کافران عذابی خفتآور (خوار کننده) آماده کردهایم
- ترجمه راستینبه حقیقت کافر اینهایند و ما برای کافران عذابی خوار کننده مهیا ساختهایم.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٢ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولَٰئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا
و کسانی که به خداوند و رسولانش ایمان آوردهاند و بین احدی از آنها فرق نمیگذارند به آنان اجرشان داده خواهد شد [یعنی ما حتماً اجور آنان را بحسب عملشان عطاء میکنیم و زلّات (لغزشها) آنان را میآمرزیم، و بر آنها با رحمت خاصّه بحسب شأن خود از مغفرت و رحمت تفضّل میکنیم] و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان میباشد
- ترجمه سلطانیو کسانی که به خداوند و رسولانش ایمان آوردهاند و بین احدی از آنها فرق نمیگذارند به آنان اجرشان داده خواهد شد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان میباشد
- ترجمه راستینو آنان که ایمان به خدا و رسولانش آوردند و تفرقه میان خدا و هیچ یک از پیغمبران نیفکندند، اینها را خدا به زودی اجرشان را عطا کند و خدا پیوسته بخشنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٣ يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَىٰ أَكْبَرَ مِنْ ذَٰلِكَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَٰلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَىٰ سُلْطَانًا مُبِينًا
اهل کتاب از تو درخواست میکنند که از آسمان کتابی بر آنها نازل کنی پس همانا [پدران آنها که آنها از اسناخ (گونهها، قماشها، بیخها و بُنها، چرکها و ریمها، روغنهای فاسد شده) آنها هستند] بزرگتر از آن را از موسی درخواست کردند و گفتند: خداوند را آشکارا (به عیان) به ما نشان بده پس به (سبب) ظلمشان صاعقه آنها را در گرفت سپس بعد از آنکه بیّنهها [یعنی معجزات از موسی (ع)] نزد آنها آمد گوساله را [به عنوان معبود] اتّخاذ کردند و [محض رحمت خود] از آن عفو کردیم و به موسی سلطانی (حجّتی) مبین (واضح و موضح) [بر صدق او] دادیم
- ترجمه سلطانیاهل کتاب از تو درخواست میکنند که از آسمان کتابی بر آنها نازل کنی پس همانا بزرگتر از آن را از موسی درخواست کردند و گفتند: خداوند را آشکارا به ما نشان بده پس به (سبب) ظلمشان صاعقه آنها را در گرفت سپس بعد از آنکه بیّنهها نزد آنها آمد گوساله را اتّخاذ کردند و از آن عفو کردیم و به موسی سلطانی (حجّتی) مبین (آشکار، روشنگر) دادیم
- ترجمه راستین(ای پیغمبر) اهل کتاب از تو درخواست کنند که از آسمان کتابی (یکجا) برای آنان فرود آوری، همانا از موسی نیز درخواستی بالاتر از این کردند و گفتند: خدا را به چشم ما آشکار بنما، پس به سبب این جهل و سرکشی صاعقه سوزان آنها را درگرفت، و پس از آن همه آیات روشن، باز گوسالهپرستی اختیار کردند، باز ما از این کار (زشت آنان) درگذشتیم و به موسی حجّتی آشکار بخشیدیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٤ وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لَا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا
و طور را به (سبب) [تحصیل] میثاق آنها فوق آنها رفیع کردیم و [به زبان مظهر خود و خلیفهٔ خود موسی (ع)] به آنها گفتیم که از درب (باب حطّه) سجدهکنان داخل شوید و به آنها گفتیم که در شنبه تعدّی نکنید [یعنی شنبه را برای آنها محترم قرار دادیم و در آن آنها را از بعضی از آنچه که برای آنها در غیر آن مباح کرده بودیم مانند صید کردن منع کردیم] و از آنها پیمانی محکم گرفتیم {پس ای امّت محمّد (ص) ما بر شما به ولایت پیمان گرفتیم، پس به یاد آورید امّت موسی (ع) را تا به سبب نقض این پیمان مثل آنها معاقَب (عقاب شده) نگردید}
- ترجمه سلطانیو طور را به (سبب) (تحصیل) میثاق آنها فوق آنها رفیع کردیم و به آنها گفتیم که از درب (باب حطّه) سجدهکنان داخل شوید و به آنها گفتیم که در شنبه تعدّی نکنید و از آنها پیمانی محکم گرفتیم
- ترجمه راستینو کوه طور را برای (اتمام حجّت و اخذ) پیمان بر فراز سر آنها بلند گردانیدیم و آنها را گفتیم به حال سجده بدین درگاه درآیید و گفتیم از حکم روز شنبه تعدی مکنید، و از آنها پیمانی سخت گرفتیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٥ فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِمْ بِآيَاتِ اللَّهِ وَقَتْلِهِمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا
پس به (سبب) آنچه که میثاقشان را نقض کردند و کفرشان به آیات خداوند، و کشتن آنها انبیاء را به ناحقّ [به آنها به آنچه که بر زبان شما مَثل شده و مشهور است انجام دادیم] {پس حذر کنید از اینکه علی (ع) و حسن (ع) و حسین (ع) را بکشید زیرا شأن آنها شأن انبیاء بلکه رفیعتر است چنانکه نبیّ شما دربارهٔ آن با شما سخن گفته است} و گفتارشان که قلوب ما در پرده است [یا به جهت استکبار و ارتضاء به انفس خود اوعیه (ظرفها) برای علوم هستند، یا به جهت استهزاء انبیاء در اکنّهای (درپوشی، پردهای) است پس حذر کنید از اینکه در مقابل آنان به آراء خود مستبد شوید]، بلکه خداوند به (سبب) کفرشان بر آن مُهر نهاد، پس جز [به ایمانی اندک همان ایمان عامّ نبوی یا جز اندکی ایمان نمیآورند]
- ترجمه سلطانیپس به (سبب) آنچه که میثاقشان را نقض کردند و کفرشان به آیات خداوند، و کشتن آنها انبیاء را به ناحقّ و گفتارشان که قلوب ما در پرده است، بلکه خداوند به (سبب) کفرشان بر آن مُهر نهاد، پس جز اندکی ایمان نمیآورند
- ترجمه راستینپس چون پیمان شکستند و به آیات خدا کافر شدند و پیغمبران را به ناحق کشتند و (همه این قبایح به جای آوردند) بدین عذر که گفتند: دلهای ما در پرده است (و دروغ گفتند) بلکه خدا به سبب کفر، آنها را مهر بر دل نهاد، که به جز اندکی ایمان نیاورند؛
- ترجمه الهی قمشهای١٥٦ وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَىٰ مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا
و به (سبب) کفرشان [به عیسی] و گفتارشان به مریم با بهتانی بزرگ {پس حذر کنید که بر مریم این امّت بهتان نزنید و حدیثی را وضع نکنید و فدک را از او نگیرید}
- ترجمه سلطانیو به (سبب) کفرشان و گفتارشان به مریم با بهتانی بزرگ
- ترجمه راستینو هم به واسطه کفرشان و بهتان بزرگشان بر مریم؛
- ترجمه الهی قمشهای١٥٧ وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَٰكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا
و گفتهٔ آنها همانا ما مسیح عیسی بن مریم فرستادهٔ خداوند را کشتیم {عبارت «فرستادهٔ خداوند» را به جهت استهزاء ذکر کردند پس حذر کنید از اینکه مسیح این امّت را بکشید، و از اینکه آنچه که امّت عیسى (ع) در حقّ او گفتند را انجام دهید}، و (حال آنکه) او را نکشتند و او را مصلوب نکردند و لکن بر آنان مشتبه شد، و همانا کسانی که در آن اختلاف کردند البتّه در شکّ از آن هستند و به آن علمی ندارند مگر به پیروی از گمان، و یقیناً او را نکشتند
- ترجمه سلطانیو گفتهٔ آنها همانا ما مسیح عیسی بن مریم فرستادهٔ خداوند را کشتیم، و (حال آنکه) او را نکشتند و او را مصلوب نکردند و لکن بر آنان مشتبه شد، و همانا کسانی که در آن اختلاف کردند البتّه در شکّ از آن هستند و به آن علمی ندارند مگر به پیروی از گمان، و یقیناً او را نکشتند
- ترجمه راستینو هم از این رو که گفتند: ما مسیح عیسی بن مریم رسول خدا را کشتیم، در صورتی که او را نه کشتند و نه به دار کشیدند بلکه امر بر آنها مشتبه شد؛ و همانا آنان که درباره او عقاید مختلف اظهار داشتند از روی شک و تردید سخنی گفتند و عالم به او نبودند جز آنکه از پی گمان خود میرفتند؛ و به طور یقین مسیح را نکشتند؛
- ترجمه الهی قمشهای١٥٨ بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا
بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد و خداوند غالب [میباشد که مغلوب نمیشود که پیامبرش (ع) بر خلاف ارادهٔ او کشته شود، یا در مظاهر خلفایش مغلوب نمیشود، و آنچه که دیده میشود از قتل و اذیّت آنها جز این نیست که آن نسبت به بدن عنصری آنان و همان سجن (زندان) آنها و لباس انفس آنان است] و حکیم میباشد [یعنی اگر بر سجن آنان و لباس آنان تصرّفی از اعداء واقع میشود پس آن ایضاً به حکم او است]
- ترجمه سلطانیبلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد و خداوند غالب و حکیم میباشد
- ترجمه راستینبلکه خدا او را به سوی خود بالا برد، و پیوسته خدا مقتدر و کارش از روی حکمت است؛
- ترجمه الهی قمشهای١٥٩ وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا
و اهل کتابی نیست مگر آنکه قبل از مرگش حتماً به او ایمان میآورد و در روز قیامت بر آنها بسیار شاهد (مشاهده کننده) میباشد
- ترجمه سلطانیو اهل کتابی نیست مگر آنکه قبل از مرگش حتماً به او ایمان میآورد و در روز قیامت بر آنها بسیار شاهد (مشاهده کننده) میباشد
- ترجمه راستینو هیچ کس از اهل کتاب نیست جز آنکه پیش از مرگ به وی (عیسی) ایمان خواهد آورد و در روز قیامت او بر آنان گواه خواهد بود؛
- ترجمه الهی قمشهای١٦٠ فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا
و به (سبب) ظلم کسانی که یهودی شدند و به (سبب) جلوگیریشان بسیاری را از راه خدا {«سبیل الله» (راه خدا) همان امام است که بابِ قلب را باز میکند پس سالک با توسّل به او الی الله سیر میکند، و هر عملی که تو را به این امام راهنمائی کند ایضاً سبیل الله است} طیّباتی که برایشان حلال شده بود را بر آنها حرام کردیم
- ترجمه سلطانیو به (سبب) ظلم کسانی که یهودی شدند و به (سبب) جلوگیریشان بسیاری را از راه خدا طیّباتی که برایشان حلال شده بود را بر آنها حرام کردیم
- ترجمه راستینپس به جهت (این همه) ظلمی که یهود کردند و هم بدین جهت که بسیاری مردم را از راه خدا منع کردند، ما نعمتهای پاکیزهای را که بر آنها حلال بود حرام گردانیدیم؛
- ترجمه الهی قمشهای١٦١ وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا
و [به سبب] ربا گرفتن آنها و (حال آنکه) از آن نهی شده بودند و [به سبب] خوردن آنها اموال مردم را به باطل و برای کافران از آنها [نه تائبین (توبه کنندگان) و نه مذنبین (گناهکاران) معترف] عذابی دردناک را آماده کردهایم
- ترجمه سلطانیو (به سبب) ربا گرفتن آنها و (حال آنکه) از آن نهی شده بودند و (به سبب) خوردن آنها اموال مردم را به باطل و برای کافران از آنها عذابی دردناک را آماده کردهایم
- ترجمه راستینو هم بدین جهت که ربا میگرفتند، در صورتی که از ربا خوردن نهی شده بودند، و هم از آن رو که اموال مردم را به باطل میخوردند. و ما برای کافران آنها عذابی دردناک مهیا ساختهایم.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٢ لَٰكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلَاةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أُولَٰئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا
لکن استواران در علم از آنها و مؤمنان [یعنی منقادان مسلمون (تسلیم شدگان) به تو از امّت تو یا از آنها و از امّت تو] به آنچه که به تو نازل کردهایم و به آنچه که قبل از تو نازل شده ایمان میآورند و بپا دارندگان نماز و دهندگان زکات {علیّ (ع) با اسم «مقیم الصّلات» و «مؤتى الزّکات» نامیده شده} و [آنان] مؤمنان به خداوند و روز آخِر هستند به آنان (راسخان مؤمنان) بزودی اجر بزرگی خواهیم داد
- ترجمه سلطانیلکن استواران در علم از آنها و مؤمنان به آنچه که به تو نازل کردهایم و به آنچه که قبل از تو نازل شده ایمان میآورند و بپا دارندگان نماز و دهندگان زکات و (آنان) مؤمنان به خداوند و روز آخِر هستند به آنان بزودی اجر بزرگی خواهیم داد
- ترجمه راستینلیکن کسانی از آنها که در علم قدمی ثابت دارند و به آنچه بر تو و پیغمبران پیش از تو نازل شده میگروند و به ویژه مؤمنانِ دیگر آنان که نماز به پا میدارند و زکات میدهند و به خدا و روز قیامت ایمان میآورند، به زودی خدا آنان را اجر و ثواب عظیم عطا خواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٣ إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَىٰ نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَىٰ وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا
همانا ما به تو وحی کردیم چنانکه به نوح و انبیاء بعد از او وحی کردیم و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و سبطها و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی کردیم و به داود زبور را دادیم
- ترجمه سلطانیهمانا ما به تو وحی کردیم چنانکه به نوح و انبیاء بعد از او وحی کردیم و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و سبطها و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی کردیم و به داود زبور را دادیم
- ترجمه راستینما به تو وحی کردیم چنانکه به نوح و پیغمبران بعد از او و همچنین به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط (فرزندان یعقوب) و عیسی و ایّوب و یونس و هارون و سلیمان وحی نمودیم و به داود هم زبور عطا کردیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٤ وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَىٰ تَكْلِيمًا
و رسولانی [فرستادیم] که قبلاً آنها را بر تو حکایت کردهایم و رسولانی که آنها را بر تو حکایت نکردهایم، و خداوند با کلام گفتن با موسی تکلّم کرد
- ترجمه سلطانیو رسولانی که قبلاً آنها را بر تو حکایت کردهایم و رسولانی که آنها را بر تو حکایت نکردهایم، و خداوند با کلام گفتن با موسی تکلّم کرد
- ترجمه راستینو رسولانی هم که شرح حال آنها را از پیش بر تو حکایت کردیم و آنهایی را که حکایت ننمودیم (به همه خدا وحی فرستاد) و خدا با موسی (در طور) آشکار و روشن سخن گفت.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٥ رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا
رسولانی بشارت دهنده و بیم دهنده تا مبادا برای مردم علی (بر) خداوند بعد از رسولان حجّتی باشد [به اینکه بگویند: ما در زمانی بودیم که در آن رسول و نه کسی که معالم دین را به ما تعلیم دهد نبود] و خداوند عزیز [میباشد که از ارسال رسولان و نه از نصب خلیفه برای آنان مانعی برای او نیست] و حکیم میباشد [که ارسال رسولان از او و نصب خلیفه برای مصالح کلّیّه و غایات متقنه میباشد]
- ترجمه سلطانیرسولانی بشارت دهنده و بیم دهنده تا مبادا برای مردم علی (بر) خداوند بعد از رسولان حجّتی باشد و خداوند غالب و حکیم میباشد
- ترجمه راستینرسولانی را فرستاد که (نیکان را) بشارت دهند و (بدان را) بترسانند تا آنکه پس از فرستادن رسولان، مردم را بر خدا حجّتی نباشد، و خدا همیشه مقتدر و کارش بر وفق حکمت است.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٦ لَٰكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلَائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا
لیکن خداوند شهادت میدهد به آنچه که [دربارهٔ علی (ع)] به تو نازل کرد، آن را به علم خود نازل کرد و ملائکه شهادت میدهند و شهید (بسیار شاهد) بودن خداوند کافی است [پس حاجت به غیر او نیست]
- ترجمه سلطانیلیکن خداوند شهادت میدهد به آنچه که به تو نازل کرد، آن را به علم خود نازل کرد و ملائکه شهادت میدهند و شهید (بسیار شاهد) بودن خداوند کافی است
- ترجمه راستین(اگر اینان به نبوت تو گواهی نمیدهند) لیکن خدا به آنچه بر تو فرستاده گواهی دهد، که آن را به علم خود فرستاده و فرشتگان نیز گواهی دهند، و گواهی خدا کفایت است.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٧ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلَالًا بَعِيدًا
همانا کسانی که [به آنچه که دربارهٔ علیّ (ع) یا سبیل الله به او نازل شد] کفر ورزیدهاند و مردم را از راه خدا [یعنی ولایت علی (ع)] بازداشتند به گمراهیی دور [از طریق] گمراه شدند
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که کفر ورزیدهاند و مردم را از راه خدا بازداشتند به گمراهیی دور گمراه شدند
- ترجمه راستینآنان که کافر شده (و مردم را) از راه خدا باز داشتند همانا سخت به گمراهی افتاده و از راه نجات دورند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٨ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقًا
همانا خداوند بر آن نباشد که کسانی که کفر ورزیدهاند و [به آل محمّد (ص)] ظلم کردهاند آنها را بیامرزد و نه آنها را به راهی هدایت کند
- ترجمه سلطانیهمانا خداوند بر آن نباشد که کسانی که کفر ورزیدهاند و ظلم کردهاند آنها را بیامرزد و نه آنها را به راهی هدایت کند
- ترجمه راستینآنان که کافر و ستمگر شدند هیچ گاه خدا آنان را نخواهد آمرزید و به راهی هدایت نخواهد نمود؛
- ترجمه الهی قمشهای١٦٩ إِلَّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا
مگر به طریق جهنّم که در آن همیشگی ماندگارند و آن برای خداوند آسان میباشد
- ترجمه سلطانیمگر به طریق جهنّم که در آن همیشگی ماندگارند و آن برای خداوند آسان میباشد
- ترجمه راستینمگر به راه دوزخ، که در آن جاوید خواهند بود و خدا را این کار (انتقام از ستمکاران) آسان است.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٠ يَاأَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ فَآمِنُوا خَيْرًا لَكُمْ وَإِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا
ای مردم به تحقیق این رسول به حقّ [یعنی به ولایت علیّ (ع)] از سوی پروردگار شما نزد شما آمده پس ایمان بیاورید [و تبعیّت کنید] که برای شما بهتر است و اگر [به این حقّ] کفر بورزید [از حیطهٔ قدرت او و تصرّف او خارج نمیشوید و شما را بدون عقوبت و جزاء مهمل نمیگذارد] پس همانا آنچه که در آسمانها و [آنچه که در] زمین هست برای خداوند است و خداوند دانا و حکیم میباشد [که شما را مهمل نمیگذارد بلکه به آنچه که حکمت او اقتضاء میکند به شما جزاء میدهد]
- ترجمه سلطانیای مردم به تحقیق این رسول به حقّ از سوی پروردگار شما نزد شما آمده پس ایمان بیاورید که برای شما بهتر است و اگر کفر بورزید پس همانا آنچه که در آسمانها و زمین هست برای خداوند است و خداوند دانا و حکیم میباشد
- ترجمه راستینای مردم، همانا این پیغمبر به حق (برای هدایت شما) از جانب پروردگارتان آمده، پس ایمان آرید که برای شما بهتر است، و اگر کافر شوید پس (از این کفر به خود زیان رسانیدهاید و خدا از کفرتان بیزیان و از اطاعت شما بینیاز است، زیرا) هر چه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست و خدا (به احوال هر مؤمن و کافر) دانا و (در ثواب و عقاب آنان) درستکار است.
- ترجمه الهی قمشهای١٧١ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَىٰ مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا خَيْرًا لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا
ای اهل کتاب [ای یهود با پائین آوردن عیسى (ع) از مرتبهاش و قرار دادن او بر غیر رشد (راستی و درستی در راه حقّ) وی و ای نصاری با رفع (بالا بردن) او از مرتبت وی با قرار دادن او به عنوان خدا یا به عنوان پسر] در دینتان غلوّ نکنید {غلوّ اگرچه در افراط اظهر باشد لکن صاحب تفریط در حقّ عیسی (ع) از یهود به اعتبار این است که آنها در پائین آوردن او (ع) از مرتبهٔ ولد رِشده (حلالزاده) به لِغَیّه (حرامزاده) از حدّ تجاوز کردند} و جز حقّ بر خداوند نگویید [که او پدر یا سوّمین از سه است] جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم رسول خدا و کلمهٔ او است که آن را بر مریم القاء کرد و روحی از او است [و لِغیّه نیست چنانکه یهود پنداشتند، و نه پسر یا خدا است چنانکه نصاری پنداشتند] و به خداوند و رسولان او ایمان آورید و نگویید [که خدا و مسیح (ع) و مریم (ع) اقانیم] سهگانه هستند، [و از تثلیث] باز ایستید برای شما بهتر است، جز این نیست که الله خدای واحد است [که شریکی در خداوندی و نظیر و قرین ندارد] او منزّه است که فرزندی داشته باشد، آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین هست برای او است [همه چیز مملوک او هستند چیزی مثل او نمیشود و مساوی او نمیشود تا که فرزندی داشته باشد] و خداوند به عنوان وکیل کافی است [یعنی که او از اخذ وکیل غنی است پس احتیاج به فرزندی که وکیل او باشد ندارد]
- ترجمه سلطانیای اهل کتاب در دینتان غلوّ نکنید و جز حقّ بر خداوند نگویید جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم رسول خدا و کلمهٔ او است که آن را بر مریم القاء کرد و روحی از او است و به خداوند و رسولان او ایمان آورید و نگویید سهگانه هستند (از تثلیث) باز ایستید که برای شما بهتر است، جز این نیست که الله خدای واحد است او منزّه است که فرزندی داشته باشد، آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین هست برای او است و خداوند به عنوان وکیل کافی است
- ترجمه راستینای اهل کتاب، در دین خود اندازه نگه دارید، و درباره خدا جز به راستی سخن نگویید؛ در حق مسیح عیسی بن مریم جز این نشاید گفت که او رسول خداست و کلمه الهی است که به مریم فرستاده و روحی از عالم الوهیت است؛ پس به خدا و همه فرستادگانش ایمان آورید و به تثلیث قائل نشوید (اب و ابن و روح القدس را خدا نخوانید) ، از این گفتار شرک باز ایستید که برای شما بهتر است، جز خدای یکتا خدایی نیست و منزّه و برتر از آن است که او را فرزندی باشد، هر چه در آسمان و زمین است همه ملک او است و خدا تنها به نگهبانی (همه موجودات) کافی است.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٢ لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْدًا لِلَّهِ وَلَا الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا
مسیح و نه ملائکهٔ مقرّب هرگز استنکاف (سرپیچی) نخواهند کرد از اینکه به عنوان بنده برای خداوند باشند و هر کس از عبادت او استنکاف کند و استکبار بورزد {استنکاف ترّفع (برتری طلبی) بر شیء است به تصوّر نقصان در آن و استکبار ترفّع علیه (بر آن) است به تصوّر رفعت (برتری) فی نفسهٔ مستکبر (طلب بزرگی کننده)} پس بزودی آنها (عابدین و مستنکفین) را جمیعاً به سوی خود حشر خواهد کرد
- ترجمه سلطانیمسیح و نه ملائکهٔ مقرّب هرگز استنکاف (سرپیچی) نخواهند کرد از اینکه به عنوان بنده برای خداوند باشند و هر کس از عبادت او استنکاف کند و استکبار بورزد پس بزودی آنها را جمیعاً به سوی خود حشر خواهد کرد
- ترجمه راستینهرگز مسیح از بنده خدا بودن اِبا و استنکاف ندارد و فرشتگان مقرّب نیز (به بندگی او معترفند) . و هر کس از بندگی خدا سر پیچد و دعوی برتری کند، زود باشد که خدا همه را به سوی خود محشور سازد.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٣ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَاسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا
و امّا کسانی که [با بیعت عامّه] ایمان آوردهاند و [با بیعت خاصّه و اعمال متعلّقه به آن] عمل صالح کردهاند پس پاداششان به آنها وفا (به تمام داده) میشود و از فضل خویش به آنان میافزاید و امّا کسانی که استنکاف کردند و استکبار ورزیدند پس آنها را به عذابی دردآور معذّب میکند و برای خود غیر از خداوند ولیّ و نه نصیری نمییابند {نصیر همان نبوّت و نبی است و اینکه ولىّ همان ولایت و ولىّ است و خلفای آن دو در مقام آن دو میایستند}
- ترجمه سلطانیو امّا کسانی که ایمان آوردهاند و عمل صالح کردهاند پس پاداششان به آنها وفا (تمامی داده) میشود و از فضل خویش به آنان میافزاید و امّا کسانی که استنکاف کردند و استکبار ورزیدند پس آنها را به عذابی دردآور معذّب میکند و برای خود غیر از خداوند ولیّ و نه نصیری نمییابند
- ترجمه راستینپس آنان را که ایمان آورده و نیکوکار شده اجر و ثواب تمام و کامل میدهد و به فضل خود بر آن میافزاید، و آنان را که سرپیچی و سرکشی کرده به عذابی دردناک معذّب خواهد فرمود و آنان (بر نجات خود) جز خدا هیچ کس را دوست و یاور نخواهند یافت.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٤ يَاأَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا
ای مردم هرآینه برهانی از پروردگارتان نزد شما آمده و به سوی شما نوری آشکار کننده نازل کردیم {برهانِ چیزی آنچه است که بر آن دلالت میکند، و نور آنچه است که اشیاء به سبب آن دیده میشوند، رسالت تنبّه (بیداری) از غفلت و جهالت است و دلالت میکند بر کسی که به طریق هدایت میکند، و ولایت به آن طریق دیده میشود، پس برهان محمّد (ص) است از حیث رسالت و نور علیّ (ع) است از حیث ولایت، توضیح اینکه: ولایت علیّ (ع) اشرف از ولایت محمّد (ص) و رسالت او نیست، بلکه: ولایت محمّد (ص) اشرف از رسالتش است}
- ترجمه سلطانیای مردم هرآینه برهانی از پروردگارتان نزد شما آمده و به سوی شما نوری آشکار کننده نازل کردیم
- ترجمه راستینای مردم، برای هدایت شما از جانب خدا برهانی (محکم) آمد، و نوری تابان به شما فرستادیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٥ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا
و امّا کسانی که به خداوند ایمان آوردند {اشاره به بیعت عامّه بر دست محمّد (ص) است} و به آن چنگ زدند {اشاره است به بیعت خاصّه بر دست علیّ (ع)} پس بزودی آنان را در رحمتی و فضلی از خود داخل خواهد کرد {رحمت، همان موائد (مائدهها) ولایت است و فضل موائد رسالت است و رحمت همان ولایت و فضل همان رسالت است} و آنها را به سوی خود به راه مستقیم هدایت میکند (میبَرَد)
- ترجمه سلطانیو امّا کسانی که به خداوند ایمان آوردند و به آن چنگ زدند پس بزودی آنان را در رحمتی و فضلی از خود داخل خواهد کرد و آنها را به سوی خود به راه مستقیم هدایت میکند
- ترجمه راستینپس آنان که به خدا گرویدند و به او متوسل شدند به زودی آنها را به جایگاه رحمت و فضل خود درآورده و به راهی راست به سوی خود رهبری نماید.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٦ يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَا إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهَا وَلَدٌ فَإِنْ كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِنْ كَانُوا إِخْوَةً رِجَالًا وَنِسَاءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
از تو استفتاء (طلب فتوا کردن) میکنند بگو خداوند دربارهٔ کَلاله (ورّاثی که فرزند و پدر در میانشان نباشد که موجب منع یا محرومیت وارث دیگر میشوند) به شما فتوا میدهد که اگر مردی که فرزندی ندارد مُرد و (در حالی که) خواهر دارد پس برای او (مؤنّث) نصف ماترک است و او (مذکّر) [تمام مال او (مؤنّث) را] از او (مؤنّث) ارث میبَرد اگر فرزندی نداشته باشد (مؤنّث)، و اگر دو خواهر بودند [یعنی وارث به اخوّت] پس برای آن دو [خواهر] دو ثلث از ماترک است و اگر مردانی و زنانی به عنوان اِخوَت (برادر و خواهر) باشند پس برای مذکّر مثل بهرهٔ دو مؤنّث است خداوند برای شما بیان میکند که مبادا گمراه شوید و خداوند به هر چیزی بسیار دانا است [و بحسب مصالح شما برای شما تشریع میکند].
- ترجمه سلطانیاز تو استفتاء (طلب فتوا کردن) میکنند بگو خداوند دربارهٔ کلاله (ورّاثی که فرزند و پدر در میانشان نباشد که موجب منع یا محرومیت وارث دیگر میشوند) به شما فتوا میدهد که اگر مردی که فرزندی ندارد مُرد و (در حالی که) خواهر دارد پس برای او (مؤنّث) نصف ماترک است و او (مذکّر) از او (مؤنّث) ارث میبَرد اگر فرزندی نداشته باشد (مؤنّث)، و اگر دو خواهر بودند پس برای آن دو (خواهر) دو ثلث از ماترک است و اگر مردانی و زنانی به عنوان اخوت (برادر و خواهر) باشند پس برای مذکّر مثل بهرهٔ دو مؤنّث است خداوند برای شما بیان میکند که گمراه نشوید و خداوند به هر چیزی بسیار دانا است.
- ترجمه راستین(ای پیغمبر) از تو درباره کلاله (یعنی برادر و خواهر پدری یا پدری و مادری) فتوا خواهند، بگو: خدا چنین فتوا میدهد که هر گاه کسی بمیرد در حالی که فرزند نداشته باشد و او را خواهری باشد، وی را نصف ترکه است و او نیز از خواهر ارث برد اگر خواهر را فرزند نباشد. و اگر میت را دو خواهر باشد آنها را دو ثلث ترکه است. و اگر میت را چندین برادر و خواهر است در این صورت ذکور دو برابر اِناث ارث برند. خدا (احکام خود را) برای شما بیان میکند تا گمراه نشوید، و خدا به همه چیز دانا است.
- ترجمه الهی قمشهایبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ
{سورهٔ نساء و این سوره دربارهٔ خلافت علیّ (ع) و ترغیب در آن و تهدید مخالفت با آن نازل شدند، و هر آنچه که در آن دو از امر و نهی و حلال و حرام و اجر و عقاب و قصّه و حکایت عموماً و خصوصاً، مطلقاً و مقیّداً ذکر شده، پس مقصود از آن اشاره به ولایت است چه بگوییم که ذکر علیّ (ع) مصرّح بوده و آن را اسقاط کردهاند یا پنهان بوده و آن را نفهمیدهاند یکسان است، و در اخبار ما تصریحاتی به این هست که ذکر او (ع) در بسیاری از مواضع مصرّح بوده سپس آن را اسقاط کردهاند} ای کسانی که [با ایمان عامّ یا خاصّ] ایمان آوردهاید {ایمان، عامّ باشد یا خاصّ، جز با بیعت بر دست نبیّ (ص) یا امام (ع) یا خلفای آن دو (ع) حاصل نمیشود و در این بیعت معاهدات و مواثقات و شروطی میباشد که بر بایع (بیعت کننده) اخذ میشود، لکن در هر یک از بیعت عامّه و خاصّه به کیفیّتی مخصوص به خود هست غیر کیفیّت دیگری، و به بعضی این شروط در آیهٔ مبایعهٔ زنان اشاره شده و از جملهٔ شروط بیعت عامّه عدم مخالفت با مشتری است، و بیعت حاصل نمیشده مگر با عقد (گره زدن، پیچیدن) یمین (دست راست) بایع بر یمین مشتری چنانکه آن امروزه بین ایشان در معاملات معهود است، و لذا مطلق مبایعه (با هم بیع کردن) و سایر معاملات که در آنها ایجاب و قبول هست برای اهتمام به عقد دست در آنها، عقود نامیده میشود} به قراردادها وفا کنید {و وفاء به عقد عبارت از اتیان (عمل کردن) به مقتضای اصل عقد و اتیان به تمامی شرایط آن و معاهدات آن است} [و معنی میدهد: ای کسانی که با محمّد (ص) یا با علیّ (ع) بیعت کردهاید به جملهٔ عقود از معاملات بین خود و مبایعت با خداوند وفاء کنید و چیزی از شرایط آن و عهود آن را وا مگذارید و مقصود این است که: با ارتداد از اسلام یا ایمان، بیعت خود را از گردنتان خلع نکنید و به مخالفت با قول نبیّ (ص) در امر به ولایت، شرایط آن را ترک نکنید]، ستوران چهارپا جز آنچه که برای شما تلاوت میشود بر شما حلال شد، و شکار کردن را [در حالی که] شما مُحرم هستید حلال نشمارید، همانا خداوند آنچه را که اراده میکند حکم میکند
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید به قراردادها وفا کنید، ستوران چهارپا جز آنچه که برای شما تلاوت میشود بر شما حلال شد، و شکار کردن را (در حالی که) شما مُحرم هستید حلال نشمارید، همانا خداوند آنچه را که اراده میکند حکم میکند
- ترجمه راستینای اهل ایمان، (هر عهد که با خدا و خلق بستید) به عهد و پیمان خود وفا کنید (و بدانید) بهائم بسته زبان برای شما حلال گردید جز آنچه (بعداً) برایتان تلاوت خواهد شد و جز آن صیدی که بر شما در حال احرام حلال نیست. همانا خدا به هر چه خواهد حکم کند.
- ترجمه الهی قمشهای٢ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
ای کسانی که ایمان آوردهاید شعائر خدا و نه ماه حرام و نه هدیه (قربانی بدون نشانه که آن به بیت هدیه شده) و نه قلّادهها (قربانیهای نشاندار) و نه نیّت کنندگان (قصد کنندگان) بیت الحرام [برای زیارت آن] را که [با زیارتشان] فضلی از پروردگارشان [از وسعت عیش (زندگانی) در دنیا] و رضوان [یعنی خشنودی پروردگارشان در آخرت] را میطلبند سبک مشمارید (محترم بدارید)، و وقتی که شما را حلال میشود آنگاه صید کنید و شما را دشمنی قومی که شما را از مسجد الحرام باز داشتند به ستم نکشاند (وادار نکند) که تعدّی (تجاوز) کنید، و بر اساس نیکی (احسان به خلق الله) و تقوا همکاری کنید {بِرّ احسان به خلق الله است و آن از احکام رسالت و لوازم آن است و تقوا حفظ نفس است از ضرّ (گزند، سختی، بدحالی) دیگری و از اضرار (گزند رسانیدن) آن بر دیگری و آن از آثار ولایت و لوازم آن است} و بر اساس (بر این دو) گناه (بدی کردن بدون تعدّى) و دشمنی (بدی کردن با تعدّى) همکاری نکنید و از خداوند [در اعتداء (بیداد کردن) به خروج از آنچه که خداوند در شریعت شما به شما رخصت داده و از آنچه که در طریقت شما برای شما آن را محدود کرده، و تعاون کردن بر آن دو اسائت (بدی کردن بدون تعدّی و با تعدّی)] بهراسید همانا خداوند سخت عقوبت دهنده است
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید شعائر خدا و نه ماه حرام و نه هدیه (قربانی بدون نشانه) و نه قلّادهها (قربانیهای نشاندار) و نه نیّت (قصد) کنندگان بیت الحرام را که فضلی از پروردگارشان و رضوان (خشنودی) را میطلبند سبک مشمارید (محترم بدارید)، و وقتی که شما را حلال میشود آنگاه صید کنید و شما را دشمنی قومی که شما را از مسجد الحرام باز داشتند به ستم نکشاند که تعدّی (تجاوز) کنید، و بر اساس نیکی و تقوا همکاری کنید و بر اساس گناه و دشمنی همکاری نکنید و از خداوند بهراسید همانا خداوند سخت عقوبت دهنده است
- ترجمه راستینای اهل ایمان، حرمت شعائر خدا (مناسک حج) و ماه حرام را نگه دارید و متعرض هَدْی و قلائد (قربانیان حاجیان چه علامتدار و چه بدون علامت) نشوید و تعرض زائران خانه محترم کعبه را که در طلب فضل خدا و خشنودی او آمدهاند حلال نشمارید، و چون از احرام بیرون شدید (میتوانید) صید کنید. و عداوت گروهی که از مسجد الحرام منعتان کردند شما را بر ظلم و بیعدالتی وادار نکند، و باید با یکدیگر در نیکوکاری و تقوا کمک کنید نه بر گناه و ستمکاری. و از خدا بترسید که عقاب خدا سخت است.
- ترجمه الهی قمشهای٣ حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَٰلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
بر شما حرام شد مردار و خون و گوشت خوک و آنچه که برای غیر خداوند به (خاطر) آن صدا بلند (پیشکش) شود و خفه شده و [به ضرب] کتکْ مرده و از بام افتاده و [به ضرب] شاخ مرده و آنچه (نیمخورده و پسمانده) را که درندگان خوردهاند مگر آنچه را که ذبح کنید و آنچه که در برابر نُصُب (بتان، آنچه که بهر پرستش برپا شده) ذبح شده است و اینکه آن را با تیرهای قرعه قسمت کنید آن برای شما فسق است، امروز {اشاره به روز نصب علیّ (ع) به خلافت است} کسانی که کفر ورزیدهاند [یعنی کافران و منافقان که بر مرگ نبیّ (ص) یا قتل او (ص) و تفرّق کلمهٔ شما و غلبه بر دین شما مترقّب میبودند و بعد نصب امیر برای شما کفّار از غلبه و تفرّق کلمه] از دین شما مأیوس شدند پس از آنها مترسید و از من بترسید که امروز [یعنی روز نصب علی (ع) در غدیر خمّ] دینتان را برای شما کامل کردم و [با ولایت] نعمت [اسلام]م را بر شما تمام کردم و دین اسلام را برای شما پسندیدم، پس کسی که در مخمصهای (گرسنگی) ناچار شد [در حالی که] متمایل (میل کننده) بر گناه نیست پس همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه سلطانیبر شما حرام شد مردار و خون و گوشت خوک و آنچه که برای غیر خداوند به آن صدا بلند (پیشکش) شود و خفه شده و (به ضرب) کتکْ مرده و از بام افتاده و (به ضرب) شاخ مرده و آنچه را که درندگان خوردهاند مگر آنچه را که ذبح کنید و آنچه که در برابر نُصُب (بتان، آنچه که بهر پرستش برپا شده) ذبح شده است و اینکه آن را با تیرهای قرعه قسمت کنید آن برای شما فسق است، امروز کسانی که کفر ورزیدهاند از دین شما مأیوس شدند پس از آنها مترسید و از من بترسید که امروز دینتان را برای شما کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و دین اسلام را برای شما پسندیدم، پس کسی که در مخمصهای (گرسنگی) ناچار شد (در حالی که) متمایل (میل کننده) بر گناه نیست پس همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینبرای شما مؤمنان گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آن ذبیحهای که به نام غیر خدا کشتند و همچنین هر حیوانی که به خفه کردن یا به چوب زدن یا از بلندی افکندن یا به شاخ زدن به هم بمیرند و نیمخورده درندگان جز آن را که قبلاً تذکیه کرده باشید حرام است و نیز آن را که برای بتان میکشند و آن را که به تیرها قسمت میکنید، که این کار فسق است-امروز کافران از این که به دین شما دستبرد زنند و اختلالی رسانند طمع بریدند، پس شما از آنها بیمناک نگشته و از من بترسید. امروز (به عقیده امامیه و برخی اهل سنّت روز غدیر خم و خلافت علی (ع) است) دین شما را به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمتم را تمام کردم و بهترین آیین را که اسلام است برایتان برگزیدم-پس هر گاه کسی در ایام قحطی و سختی از روی اضطرار نه به قصد گناه از آنچه حرام شده مرتکب شود، خدا بخشنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٤ يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ
از تو سؤال میکنند که چه برای آنها حلال شده، بگو پاکیزهها برای شما حلال شدهاند و آنچه از حیوانات شکاری که تعلیم دادهاید [یعنی تعلیم سگهای شکاری برای شما حلال شد، و حلّیّت مقتول آنها، در حالی که] تعلیم دهندگان سگها هستید که از آنچه که خداوند [تکویناً یا تحصیلاً به توسّط بشر دیگری] به شما آموخت [از آداب شکار و انقیاد در ارسال و زجر (منع) و ضبط صید برای صاحب آنها] به آنها تعلیم میدهید و از آنچه که بر شما نگهداشتند بخورید، و نام خداوند را بر آن ذکر کنید و [در آنچه که بر شما حلال نشده] از خداوند پروا کنید که خداوند سریع الحساب است [که بر دقیق و جلیل محاسبه میکند]
- ترجمه سلطانیاز تو سؤال میکنند که چه برای آنها حلال شده، بگو پاکیزهها برای شما حلال شدهاند و آنچه از حیوانات شکاری که تعلیم دادهاید (در حالی که) تعلیم دهندگان سگها هستید که از آنچه که خداوند به شما آموخت به آنها تعلیم میدهید و از آنچه که بر شما نگهداشتند بخورید، و نام خداوند را بر آن ذکر کنید و از خداوند پروا کنید که خداوند سریع الحساب است
- ترجمه راستین(ای پیغمبر) از تو سؤال میکنند که چه چیز بر آنها حلال گردیده؟بگو: برای شما هر چه پاکیزه است حلال شده، و صیدی که به سگان شکاری از آنچه خدا به شما آموخته است آموختهاید که برای شما نگاه دارند و نام خدا را بر آن صید یاد کنید و بخورید حلال شده. و از خدا بترسید که زود به حساب (خلق) میرسد.
- ترجمه الهی قمشهای٥ الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ
امروز [که همان روز نصب علیّ (ع) به خلافت است] پاکیزهها برای شما حلال شد و طعام کسانی که کتاب داده شدهاند برای شما حلال است و طعام شما برای آنان حلال است و زنان محفوظه (پاکدامن، که خودشان را از آنچه که ناشایسته است حفظ کردهاند) از زنان مؤمنه و زنان محفوظه (پاکدامن) از کسانی که قبل از شما کتاب داده شدهاند آنوقتی که اجر (مزد)شان را بدهید {مشعر به تقیید حلّیّت به حال تمتّع از آنها است، زیرا استعمال اجور در مهور (مهریهها) متمتّعات اکثر و اَشهَر است} [در حالی که شما] پاکدامن هستید [خودتان را از سِفاح (زنا) علنی و مخفیانه حفظ میکنید] نه زناکار (غیر متجاهرین به زنا) و نه یار (رفیق، رفیقه) گیرنده (رابطه داشتن پنهانی با آنها) و هر کس به ایمان [یعنی به قبول ولایت علی (ع) و بیعت خاصّهٔ ولویّه با او] کفر بورزد پس به تحقیق [کسی که عملش در اسلام است] عملش تباه شده و او در آخرت [برای صرف بضاعتش در آنچه که قدر ندارد] از زیانکاران است
- ترجمه سلطانیامروز پاکیزهها برای شما حلال شد و طعام کسانی که کتاب داده شدهاند برای شما حلال است و طعام شما برای آنان حلال است و زنان محفوظه (پاکدامن) از زنان مؤمنه و زنان محفوظه (پاکدامن) از کسانی که قبل از شما کتاب داده شدهاند آنوقتی که اجر (مهریه)شان را بدهید (در حالی که) پاکدامن هستید نه زناکار و نه یار (رفیق، رفیقه) گیرنده و هر کس به ایمان (به ولایت) کفر بورزد پس به تحقیق عملش تباه شده و او در آخرت از زیانکاران است
- ترجمه راستینامروز هر چه پاکیزه است شما را حلال شد و طعام اهل کتاب برای شما و طعام شما برای آنها حلال است. و نیز حلال شد نکاح زنان پارسای مؤمنه و زنان پارسای اهل کتاب در صورتی که شما اجرت و مهر آنان را بدهید و پاکدامن باشید نه زناکار و رفیقباز. و هر کس به ایمان (دین اسلام) کافر شود عمل او تباه شده و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٦ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
ای کسانی که [بطور عامّ یا بطور خاصّ] ایمان آوردهاید وقتی که به نماز بر میخیزید پس رویتان را و دستانتان را تا آرنج بشویید و سرهایتان را و پاهایتان را تا قاب پاها مسح کنید و اگر جُنُب بودید پس پاک کنید و اگر مریض یا در سفر بودید یا یکی از شما از غائط آمد یا زنان را لمس (مجامعت) کردید پس هنوز آبی نیافتهاید آنگاه به خاکی پاک تیمّم کنید و از آن (خاک) به وجوهتان و دستهایتان مسح کنید خداوند نمیخواهد تا برای شما [در دین] حرجی (دشواری) قرار دهد و لکن میخواهد تا شما را پاکیزه کند و تا نعمت خود (اسلام) را [با متمّم آن که آن ولایت و بیعت با علیّ (ع) است] بر شما تمام کند راجی به اینکه شما شکر کنید
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید وقتی که به نماز بر میخیزید پس رویتان را و دستانتان را تا آرنج بشویید و سرهایتان را و پاهایتان را تا قاب پاها مسح کنید و اگر جُنُب بودید پس پاک کنید و اگر مریض یا در سفر بودید یا یکی از شما از غائط آمد یا زنان را لمس کردید پس هنوز آبی نیافتهاید آنگاه به خاکی پاک تیمّم کنید و از آن به وجوهتان و دستهایتان مسح کنید خداوند نمیخواهد تا برای شما حرجی قرار دهد و لکن میخواهد تا شما را پاکیزه کند و تا نعمت خود را بر شما تمام کند راجی به اینکه شما شکر کنید
- ترجمه راستینای اهل ایمان، چون خواهید برای نماز برخیزید صورت و دستها را تا مرفق (آرنج) بشویید و سر و پاها را تا برآمدگی پا مسح کنید، و اگر جُنُب هستید پاکیزه شوید (غسل کنید) و اگر بیمار یا مسافرید یا یکی از شما را قضاء حاجتی دست داده و یا با زنان مباشرت کردهاید و آب نیابید در این صورت به خاک پاک و پاکیزهای روی آرید و به آن خاک صورت و دستها را مسح کنید (تیمّم کنید) . خدا نمیخواهد هیچ گونه سختی برای شما قرار دهد، و لیکن میخواهد تا شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند، باشد که شکر او به جای آرید.
- ترجمه الهی قمشهای٧ وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
و نعمت خداوند بر شما و میثاق او که با شما به آن [در غدیر خمّ با عهدی محکم برای علیّ (ع)] پیمان بست را به یاد آورید آنوقت که گفتید شنیدیم [قول تو را دربارهٔ علیّ (ع) یا شرط تو را بر ما به عدم مخالفت با علیّ (ع)] و اطاعت کردیم [از علی (ع) یا از تو] و از خداوند [در فراموش کردن نعمت او و نقض میثاق او با مخالفت کردن با علیّ (ع)] پروا کنید که خداوند به ذات (درون) سینهها دانا است [و نیّات شما و اغراض شما را میداند پس چه رسد به افعال شما]
- ترجمه سلطانیو نعمت خداوند بر شما و میثاق او که با شما به آن پیمان بست را به یاد آورید آنوقت که گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم و از خداوند پروا کنید که خداوند به ذات (درون) سینهها دانا است
- ترجمه راستینو یاد کنید نعمت خدا را که به شما ارزانی داشت و عهد او را که با شما استوار کرد آن گاه که گفتید: (امر تو را) شنیدیم و اطاعت کردیم. و از خدا بترسید که خدا به نیّات قلبی (شما) آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٨ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید برای خداوند استوار (ثابت قدم) بوده [خصوصاً وقت درخواست علی (ع) از آنها برای شهادت دادن] گواه به دادگری باشید و دشمنی [شما بر] قومی شما را بر آن ندارد بر اینکه [در ادای شهاداتتان به تغییر آنها یا کتمان آنها به سبب خوف از مخالفین علیّ (ع) یا به سبب بغض بر موافقین علیّ (ع)] عدالت نورزید، عدالت پیشه کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و [در شهادت دادن] از خداوند بهراسید [و آنها را کتمان نکنید و آنها را تغییر مدهید] که خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است [و بحسب آن به شما جزاء میدهد]
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید برای خداوند استوار (ثابت قدم) بوده گواه به دادگری باشید و دشمنی قومی شما را بر آن ندارد بر اینکه عدالت نورزید، عدالت پیشه کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خداوند بهراسید که خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است
- ترجمه راستینای اهل ایمان، برای خدا پایدار و استوار بوده و به عدالت و راستی و درستی گواه باشید، و البته شما را نباید عداوت گروهی بر آن دارد که از راه عدل بیرون روید، عدالت کنید که به تقوا نزدیکتر (از هر عمل) است، و از خدا بترسید، که البته خدا به هر چه میکنید آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٩ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ
خداوند به آنان که [با بیعت با محمّد (ص) یا با بیعت با علی (ع)] ایمان آوردهاند و [با بیعت با علی (ع) یا بر طبق آن] اعمال صالح کردهاند وعده داده است که آنها آمرزش و اجری عظیم دارند
- ترجمه سلطانیخداوند به آنان که ایمان آوردهاند و اعمال صالح کردهاند وعده داده است که آنها آمرزش و اجری عظیم دارند
- ترجمه راستینخدا به آنان که ایمان آورده و کار شایسته کردند وعده آمرزش و اجر عظیم فرموده است.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ
و کسانی که [به بیعت علیّ (ع) یا به بیعت محمّد (ص)] کفر ورزیدهاند و آیات ما [و اصل آنها علی (ع)] را تکذیب کردهاند آنان اهل دوزخند
- ترجمه سلطانیو کسانی که کفر ورزیدهاند و آیات ما را تکذیب کردهاند آنان اهل دوزخند
- ترجمه راستینو آنان که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند اهل جهنم خواهند بود.
- ترجمه الهی قمشهای١١ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید نعمت خداوند [به اسلام] را بر خود به یاد آورید [از مدد ملائکه و لشکریانی که آنها را نمیبینید، یا از قوّت علیّ (ع) و شمشیرش] در آنوقتی که قومی همّت کردند که [در مکّه قبل از هجرت یا در بَدْر یا در اُحد یا در خندق] به شما دست یازند پس [به سبب اسلام شما یا بواسطهٔ علیّ (ع)] دستان آنها را از شما کوتاه کرد [و به یاد آورید شرف اسلام را تا آنکه با ترک قول محمّد (ص) دربارهٔ علیّ (ع) با او مخالفت نورزید، یا شأن علیّ (ع) را به یاد آورید و بعد وفات محمّد (ص) با او مخالفت نکنید] و [در نسیان نعمت و مخالفت با علیّ (ع)] از خداوند بهراسید [و از غیر او نترسید] و مؤمنان پس باید تنها بر خداوند توکّل کنند [و بر غیر او اعتماد نکنند و جز از او نترسند]
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید نعمت خداوند را بر خود به یاد آورید در آنوقتی که قومی همّت کردند که به شما دست یازند پس دستان آنها را از شما کوتاه کرد و از خداوند بهراسید و مؤمنان پس باید تنها بر خداوند توکّل کنند
- ترجمه راستینای اهل ایمان، یاد آرید نعمت خدا را بر خود آن گاه که گروهی همّت گماشتند که بر شما دست یازند و خدا دست (ستم) آنها را از شما کوتاه نمود. و از خدا بترسید، و باید اهل ایمان تنها بر خدا توکل کنند.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا وَقَالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنْتُمْ بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَلَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ
و همانا خداوند از بنی اسرائیل پیمان گرفت و دوازده نقیب (مِهتر) از آنها را مبعوث کردیم [که به آنها امر کنند و ایشان را نهی نمایند] و خداوند فرمود که من با شما هستم [و آنچه را که انجام میدهید از شما مشاهده میکنم] که اگر [با اتّصال آن به نقباء (مِهتران) (ع)] نماز بپا دارید و [از هر چیزی حتّی از میل قوایتان به مخالفت با نقباء (ع)] زکات دهید و به رسولانم [که نقباء (ع) از آنها هستند] ایمان آورید و آنان را یاوری کنید و به خداوند با قرض دادنی نیکو [از اصل مال با انفاق آن در راه خدا، و اصل قوا با ضعیف کردن آن با عبادات و ریاضات] قرض بدهید {زکات همان فضول مالی است که آن حقّ غیر است و قرض از اصل مال است} البتّه حتماً بدیهای شما را از شما بپوشانم و البتّه حتماً شما را [به سبب نمازتان و ایمانتان و یاوریتان] در جنّتهایی داخل میکنم که از تحت آنها نهرها جاری میشود و هر کس از شما که بعد آن [میثاق بر نقباء (ع) و وعده کردن بر آن] کفر بورزد پس راه سواء (راست، درست) را گم کرده است [پس ای امّت محمّد (ص) به یاد آورید و به میثاقتان بر علی (ع) وفاء کنید و بعد میثاق کفر نورزید]
- ترجمه سلطانیو همانا خداوند از بنی اسرائیل پیمان گرفت و دوازده مِهتر از آنها را مبعوث کردیم و خداوند فرمود که من با شما هستم که اگر نماز بپا دارید و زکات دهید و به پیامبرانم ایمان آورید و آنان را یاری کنید و به خداوند با قرض دادنی نیکو قرض بدهید البتّه حتماً بدیهای شما را از شما بپوشانم و البتّه حتماً شما را در جنّتهایی داخل میکنم که از تحت آنها نهرها جاری میشود و هر کس از شما که بعد از آن کفر بورزد پس از راه سواء (میان دو طرف چیزی، راست، درست) گمراه شده است
- ترجمه راستینو همانا خدا از بنی اسرائیل عهد گرفت و از میان آنها دوازده نفر بزرگ برانگیختیم (که پیشوای هر سبطی باشند) و خدا بنی اسرائیل را گفت که من با شمایم هر گاه نماز به پا دارید و زکات بدهید و به فرستادگان من ایمان آورید و آنها را اعزاز و یاری کنید و خدا را قرض نیکو دهید، در این صورت گناهان شما بیامرزم و شما را در بهشتی داخل گردانم که زیر درختانش نهرها جاری است. پس هر کس از شما پس از عهد خدا کافر شد سخت از راه راست دور افتاده است.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
پس به (سبب) آنچه که آنها پیمانشان را نقض کردند آنها را لعنت کردیم [پس میثاقتان را به یاد آورید و آن را نقض نکنید] و قلوب آنها را سخت قرار دادیم [که با مواعظ (پندها) متأثر نمیشوند] کلام را از مواضع (جایگاهها) آن تحریف میکنند {چنانکه بزودی ای امّت محمّد (ص) بعداً آن را با تأویلات فضیحه برای تَمْویه (فریب) کسی که عقل ندارد تحریف خواهید کرد} و بهرهای (نصیبی) که از آنچه به آن یادآوری شده بودند [از میثاق و وعدۀ بر آن] را فراموش کردند و همواره بر خیانت (پیمان شکنی) از آنها [بواسطهٔ نقض میثاق که آن اصل خیانات است] مطّلع میشوی مگر اندکی از آنها پس از آنها عفو کن و درگذر {عفو ترک انتقام، و صَفْح ترک یادآوری مَساوی (بدیها) و اخراج از قلب است} [و به آنها احسان کن] همانا خداوند نیکوکاران را دوست میدارد
- ترجمه سلطانیپس به (سبب) آنچه که آنها پیمانشان را نقض کردند آنها را لعنت کردیم و قلوب آنها را سخت قرار دادیم کلام را از مواضع (جایگاهها) آن تحریف میکنند و بهرهای (نصیبی) از آنچه که به آن یادآوری شده بودند را فراموش کردند و همواره بر خیانت (پیمان شکنی) از آنها مطّلع میشوی مگر اندکی از آنها پس از آنها عفو کن و درگذر، همانا خداوند نیکوکاران را دوست میدارد
- ترجمه راستینپس چون پیمان شکستند، آنان را لعنت کردیم و دلهایشان سخت گردانیدیم (که موعظه در آن اثر نکرد) ، کلمات خدا را از جای خود تغییر میدهند و از آن کلمات که به آنها پند داده شد نصیب بزرگی را از دست دادند. و دائم بر خیانتکاری آن قوم مطلع میشوی جز قلیلی از ایشان (که با ایمان و نکوکارند) ، پس تو از آنها درگذر و (کار بدشان را) عفو کن، که خدا نیکوکاران را دوست میدارد.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ
و از کسانی که گفتند ما نصرانی هستیم [یعنی منتحل به نصرانیّت هستند، نه اینکه با بیعت با اوصیاء عیسی (ع) نصرانی شدهاند، تنصّر (نصرانی شدن) جز این نیست که با بیعت با اوصیاء عیسی (ع) حاصل میشود] از آنها میثاقشان را [یعنی از گذشتگانشان برای اوصیاء عیسی (ع) میثاق] گرفتیم پس [مانند یهود] بهرهای (نصیبی) از آنچه که به آن تذکّر داده شده بودند را فراموش کردند [پس نسیان (فراموش کردن) سبب اختلافشان گشت] و بین آنها دشمنی [به افعال] و کینهتوزی [به قلوب] انداختیم [و آن خواری آنها در دنیا بود] تا روز قیامت و خداوند [در آخرت] به آنها آنچه را که [صُنع] میکردند خبر خواهد داد {پس ای امّت محمّد (ص) حذر کنید از اینکه در نسیان میثاق بر علی (ع) مثل آنها باشید که بین شما عداوت و بغضاء در دنیا واقع خواهد شد و خداوند شما را در آخرت بر آن مؤاخذه خواهد کرد}
- ترجمه سلطانیو از کسانی که گفتند ما نصرانی هستیم از آنها میثاقشان را گرفتیم پس بهرهای (نصیبی) از آنچه که به آن تذکّر داده شده بودند را فراموش کردند و بین آنها دشمنی و کینهتوزی انداختیم تا روز قیامت و خداوند آنها را به آنچه که (صُنع) میکردند خبر خواهد داد
- ترجمه راستینو از آنان که گفتند: ما به کیش عیسی هستیم عهد گرفتیم (که پیرو کتاب و رسول خدا باشند) آنان نیز از آنچه (در انجیل) پند داده شدند نصیب بزرگی را از دست دادند، ما هم (به کیفر عملشان) آتش جنگ و دشمنی را تا قیامت میان آنها افروختیم، و به زودی خدا آنها را بر (عاقبت بدِ) آنچه میکنند آگاه خواهد ساخت.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ
ای اهل کتاب همانا رسول ما نزد شما آمده که بسیاری از آنچه از کتاب [نبوّت به صورت تورات و انجیل] را که مخفی میکردید برای شما بیان کند {تعریض به امّت محمّد (ص) و اخفاء (پنهان کردن) آنها بسیاری از کتاب را بعد از او و به تبیین (بیان کردن) علیّ (ع) برای آنها به آنچه که مخفى میکنند است} و از بسیاری عفو میکند (از آن اعراض میکند و آن را ظاهر نمیکند) به راستی که نور و کتاب مبین (آشکار کننده) از سوی خداوند نزد شما آمده است
- ترجمه سلطانیای اهل کتاب همانا رسول ما نزد شما آمده که بسیاری از آنچه از کتاب را که مخفی میکردید برای شما بیان کند و از بسیاری عفو میکند به راستی که نور و کتاب مبین (آشکار کننده) از سوی خداوند نزد شما آمده است
- ترجمه راستینای اهل کتاب، تحقیقاً رسول ما به سوی شما آمده که حقایق و احکام بسیاری از آنچه از کتاب آسمانی را پنهان میدارید برای شما بیان میکند و از سرِ بسیاری (از خطاهای شما) درمیگذرد. همانا از جانب خدا برای (هدایت) شما نوری (عظیم) و کتابی آشکار آمد.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ
خداوند با آن کسی را که از رضوان (رضایت) او [یعنی همان ولایت علیّ (ع) و بیعت بر او] تبعیّت کند به راههای سلام (سلامت) هدایت میکند و آنها را به اِذن خود از تاریکیها[ی متراکمه (فشرده) در مرتبهٔ نفس] به سوی [عالم] نور [و آن فُسحت (فراخی) عالم روح است] خارج میکند و آنها را به صراطی مستقیم [و آن مراتب نورانیّت علیّ (ع) است که معرفت آن معرفت خدای تعالی است] هدایت میکند
- ترجمه سلطانیخداوند با آن کسی را که از رضوان (رضایت) او تبعیّت کند به راههای سلام هدایت میکند و آنها را به اِذن خود از تاریکیها به سوی نور خارج میکند و آنها را به صراطی مستقیم هدایت میکند
- ترجمه راستینخدا بدان کتاب هر کس را که از پی خشنودی او رود به راههای سلامت هدایت کند و آنان را از تاریکیهای (جهل و گناه) بیرون آورد و به عالم نور داخل گرداند و به راه راست رهبری کند.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
همانا آنانی که گفتند: خداوند همان مسیح پسر مریم است {آنان فرقهای از ایشان هستند که قائل به اتّحاد او تعالی با عیسی (ع) هستند، لکن میگوییم: اعتقاد نصاری که عیسی (ع) در او جوهری الهی و جوهری آدمی است و به اعتبار آن الهی هست میگویند او خدا است و مرادشان تأکید بر اتّحاد او با عیسی (ع) به اعتبار جوهر الهی او است، و میگویند: او به اعتبار جوهر آدمیاش فرزند و مولود و جسم و مقتول و مصلوب است، این اعتقاد محقّقین آنها است، و امّا اتباع آنان که از او جز مقام بشریّت او نمیشناسند و میگویند: او خدا است و مقصودشان مقام بشریّت او است} کفر ورزیدهاند، [ای محمّد برای ردّ بر آنها] بگو: [اگر آنطور است که میگویید] اگر بخواهد که مسیح پسر مریم و مادرش و کسانی که در زمین هستند را جمیعاً هلاک میکند، پس کیست که چیزی را از خداوند مالک شود [یعنی بر چیزی از آنچه که خداوند آن را مالک است احدی به تغییر آن یا دفع آن قدرت ندارد]، و مُلک آسمانها و زمین و آنچه که بین آن دو هست برای خداوند است هر چه را که بخواهد خلق میکند [پس تعجّب نکنند که عیسی (ع) را از مؤنّث بدون مذکّر خلق کرد] و خداوند بر هر چیزی بسیار توانا است [و بر خلق انسان بدون پدر و اهلاک جمیع کسانی که در زمین هستند قدرت دارد و خلق عیسی (ع) بدون پدر دلالت بر عموم قدرت او میکند نه بر خدا بودن عیسی (ع)]
- ترجمه سلطانیهمانا آنانی که گفتند: خداوند همان مسیح پسر مریم است کفر ورزیدهاند، بگو پس کیست که چیزی را از خداوند مالک شود اگر بخواهد که مسیح پسر مریم و مادرش و کسانی که در زمین هستند را جمیعاً هلاک میکند و ملک آسمانها و زمین و آنچه که بین آن دو هست برای خداوند است هر چه را که میخواهد خلق میکند و خداوند بر هر چیزی بسیار توانا است
- ترجمه راستینهمانا آنان که گفتند: «خدا همان مسیح بن مریم است»کافر شدند. بگو (ای پیغمبر): کدام قدرت میتواند در برابر خدا کمترین مانعی ایجاد کند اگر خدا بخواهد عیسی بن مریم و مادرش و هر که در روی زمین است همه را هلاک گرداند؟و مُلک آسمانها و زمین و هر چه بین آنهاست همه از آنِ خداست، هر چه را بخواهد خلق میکند و او بر (ایجاد و هلاک) همه چیز تواناست.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَىٰ نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ
و یهود و نصاری گفتند ما پسران خداوند و دوستان اوئیم، [به عنوان ردّ بر آنها] بگو پس چرا شما را به خاطر گناهانتان تعذیب میکند؟ بلکه شما بشری از جملهٔ کسانی که خلق کرد هستید، میآمرزد کسانی [از شما] را که میخواهد و کسانی [از شما] را که بخواهد عذاب میکند و مُلک (مملکت، پادشاهی) آسمانها و زمین و آنچه که بین آن دو هست برای خداوند است و برگشت (سرانجام) به او است [بیان برای مساوات آنها و غیر آنها در منتهی شدن به او است]
- ترجمه سلطانیو یهود و نصاری گفتند ما پسران خداوند و دوستان اوئیم، بگو پس چرا شما را به خاطر گناهانتان تعذیب میکند؟ بلکه شما بشری از جملهٔ کسانی که خلق کرد هستید، میآمرزد کسانی را که میخواهد و عذاب میکند کسانی را که میخواهد و مُلک (پادشاهی، مملکت) آسمانها و زمین و آنچه که بین آن دو هست برای خداوند است و برگشت (سرانجام) به او است
- ترجمه راستینیهود و نصاری گفتند: ما پسران خدا و دوستان اوییم. بگو (ای پیغمبر): اگر چنین است پس او چرا شما را به گناهانتان عذاب میکند؟بلکه شما هم بشری هستید از آنها که خدا خلق کرده، هر که را بخواهد میبخشد و هر که را بخواهد عذاب میکند، و فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه بین آنها است از آنِ خداست و بازگشت همه به سوی اوست.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَىٰ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِيرٍ وَلَا نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
ای اهل کتاب هرآینه رسول ما نزد شما آمده با فترتی (فاصلهٔ زمانی) از رسولان [که آنچه را که به آن احتیاج دارید] برای شما بیان کند {مراد فتور (سست شدن) احکام رسولان (ع) است برای عدم ظهور آنها و اختفای اوصیای آنها نه انقطاع وحی و انقطاع حجّت چنانکه آن مذهب عامّه است، زیرا بین عیسی (ع) و محمّد (ص)، انبیاء (ع) و اوصیائی (ع) بودهاند، و بیشتر آنها مغمور (گمنام) غیر ظاهر بودند و دین او در نهایت خفاء بوده و اگرچه ملّتش ظاهر و غالب بوده است} که مبادا بگویید [و عذر آورید] بشارت دهندهای و نه بیم دهندهای نزد ما نیامد، به تحقیق بشارت دهنده و بیم دهنده نزد شما آمده و خداوند بر هر چیزی بسیار توانا است [بر ارسال رسول حین فترت یا بر به نطق درآوردن جوارح شما قدرت دارد که مبادا آمدن رسول و تبلیغ او را انکار کنید، یا قدرت دارد بر عذاب شما که رسول او را انکار میکنید و به او اقرار نمیکنید]
- ترجمه سلطانیای اهل کتاب هرآینه رسول ما نزد شما آمده که بنابر فترتی (فاصله زمانی) از رسولان برای شما بیان کند که مبادا بگویید بشارت دهندهای و نه بیم دهندهای نزد ما نیامد، به تحقیق بشارت دهنده و بیم دهنده نزد شما آمده و خداوند بر هر چیزی بسیار توانا است
- ترجمه راستینای اهل کتاب، تحقیقاً رسول ما به سوی شما آمد که برای شما (حقایق دین را) بیان میکند در روزگاری که پیغمبری نبود، تا نگویید: رسولی که بشارت و بیم (به ثواب و عقاب) دهد بر ما نیامد. پس آن رسول بشارت ده و بیمآور به سوی شما آمد؛ و خدا بر هر چیز تواناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ يَاقَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ
و [عذر نیاورید و به یاد آورید] آنوقتی که موسی به قومش گفت ای قوم من، به یاد بیاورید نعمت خداوند را بر شما آنوقتی که پیامبرانی در میان شما قرار داد و برای شما پادشاهانی قرار داد و آنچه را که به احدی از عالمیان نداد [از فلق بحر (شکافتن دریا) و تظلیل غمام (سایه انداختن ابر) و انزال منّ و سلوی و غیر آن] به شما داد
- ترجمه سلطانیو آنوقتی که موسی به قومش گفت ای قوم من، به یاد بیاورید نعمت خداوند را بر شما آنوقتی که پیامبرانی در میان شما قرار داد و برای شما پادشاهانی قرار داد و آنچه را که به احدی از عالمیان نداد به شما داد
- ترجمه راستینو (یاد کن) هنگامی که موسی به قوم خود گفت: ای قوم، نعمت خدا را به خاطر آرید آن گاه که در میان شما پیغمبران فرستاد و شما را پادشاهی داد و به شما آنچه را که به هیچ یک از اهل عالم نداد عطا کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ يَاقَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَىٰ أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ
ای قوم من، به سرزمینی مقدّس (شام) که خداوند برای شما مقرّر کرده [که مسکن شما باشد] داخل شوید و [از طریق سرزمین مقدّس که همان شام یا سرزمین قلب است] بر ادبار (پشت) خود بر نگردید که زیانکار میگردید
- ترجمه سلطانیای قوم من، به سرزمینی مقدّس که خداوند برای شما مقرّر کرده داخل شوید و بر ادبار (پشت) خود بر نگردید که زیانکار میگردید
- ترجمه راستینای قوم، به سرزمین مقدسی که خدا سرنوشت شما کرد داخل شوید و پشت (به حکم خدا) مکنید، که زیانکار میشوید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ قَالُوا يَامُوسَىٰ إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّىٰ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ
گفتند: ای موسی همانا در آنجا گروهی جبّار (زورگو) هستند و تا از آنجا خارج نشوند ما هرگز به آن داخل نخواهیم شد پس اگر از آنجا خارج شدند آنگاه همانا ما داخل شوندهایم
- ترجمه سلطانیگفتند: ای موسی همانا در آنجا گروهی جبّار (زورگو) هستند و تا از آنجا خارج نشوند ما هرگز به آن داخل نخواهیم شد پس اگر از آنجا خارج شدند آنگاه همانا ما داخل شوندهایم
- ترجمه راستینگفتند: ای موسی، در آن سرزمین مقدس گروهی مقتدر و قاهر و ستمکار هستند و هرگز تا آنها از آنجا بیرون نشوند ما داخل نخواهیم شد، هر گاه آنان بیرون شدند ما داخل میشویم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
دو مرد از کسانی که [از سخط خداوند] میترسیدند [در حالی] که خداوند بر آن دو نعمت داده بود گفتند از درب (دروازه) بر آنها داخل شوید [یعنی آنها را غافلگیر کنند] و وقتی که در آنجا داخل میشوید آنگاه هرآینه شما غالب هستید و آنگاه بر خداوند توکّل کنید اگر مؤمن میباشید
- ترجمه سلطانیدو مرد از کسانی که (از سخط خداوند) میترسیدند گفتند (در حالی) که خداوند بر آن دو نعمت داده بود از درب (دروازه) بر آنها داخل شوید و وقتی که در آنجا داخل میشوید آنگاه هرآینه شما غالب هستید و آنگاه بر خداوند توکّل کنید اگر مؤمن میباشید
- ترجمه راستیندو نفر مرد خدا ترس (یوشع و کالب) که مورد لطف خدا بودند گفتند: شما بر آنها از این در درآیید، چون در آمدید آن گاه محققاً (بر آنها) غالب خواهید شد، و بر خدا توکل کنید اگر به او گرویدهاید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ قَالُوا يَامُوسَىٰ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ
[از غایت حماقت] گفتند: ای موسی ما هرگز ابداً مادام که در آنجا هستند به آن داخل نخواهیم شد و تو و پروردگارت بروید و [شما دو تا] بجنگید که همانا ما در اینجا نشستهایم
- ترجمه سلطانیگفتند: ای موسی ما هرگز ابداً مادام که در آنجا هستند به آن داخل نخواهیم شد و تو و پروردگارت بروید و (شما دو تا) بجنگید که همانا ما در اینجا نشستهایم
- ترجمه راستینباز قوم گفتند: ای موسی، هرگز ما در آنجا مادامی که آنها باشند ابداً در نیاییم، پس تو برو به اتفاق پروردگارت با آنها قتال کنید ما اینجا خواهیم نشست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ
گفت: پروردگارا همانا من جز خودم و برادرم را مالک نمیشوم پس بین ما و [این] قوم فاسق جدایی افکن
- ترجمه سلطانیگفت پروردگارا همانا من جز خودم و برادرم را مالک نمیشوم پس بین ما و (این) قوم فاسق جدایی افکن
- ترجمه راستینموسی گفت: خدایا، من جز بر خود و برادرم مالک و فرمانروا نیستم، پس تو میان ما و این قوم فاسق جدایی انداز.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ
گفت: پس همانا آن [به عنوان عقوبت] بر آنها حرام شد [و به سبب عصیانشان داخل آنجا نمیشوند و آنجا را مالک نمیشوند و به مدّت] چهل سال در زمین حیران (سرگردان) میشوند [که طریقی برای خروج نمیبینند] پس بر مردمان فاسق تأسّف مخور
- ترجمه سلطانیگفت پس همانا آن بر آنها حرام شد (به مدّت) چهل سال در زمین سرگردان میشوند پس بر مردمان فاسق تأسّف مخور
- ترجمه راستینخدا گفت: (چون مخالفت امر کردند) شهر را بر آنها حرام کرده، چهل سال بایستی در بیابان حیران و سرگردان باشند، پس تو بر این گروه فاسق متأسف و اندوهگین مباش.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
و خبر دو پسر آدم (قابیل و هابیل) را به حقّ بر آنها بخوان آنوقتی که دو قربانی (ذبیحه) را پیشکش کردند و از یکی از آن دو قبول شد [برای اینکه او (هابیل) از نفس خود و هوای آن خارج شده بود و قربانى را به امر مولایش آورد و به بهترین آنچه که نزد او بود مبادرت ورزید] و از دیگری پذیرفته نشد [برای سخط او از حکم خداوند و از قِبل نفس و هوای آن بودن قربانیاش و آوردن او به پستترین آنچه که نزدش بود، قابیل برای فرط حسدش بر هابیل به جهت قبول شدن قربانى او به هابیل] گفت: البتّه حتماً تو را میکشم، [هابیل] گفت: جز این نیست که خداوند از متّقین قبول میکند [نه از متجاوزان اقدام کننده بر قتل نفس محترمه، یعنی جز این نیست که قبول قربانى به تقوا از نفس و هوای آن حاصل میشود نه به سبب حسد بردن بر غیر و قتل وی برای تقواى او]
- ترجمه سلطانیو خبر دو پسر آدم را به حقّ بر آنها بخوان آنوقتی که دو قربانی را پیشکش کردند و از یکی از آن دو قبول شد و از دیگری پذیرفته نشد، گفت البتّه حتماً تو را میکشم، گفت: جز این نیست که خداوند از متّقین قبول میکند
- ترجمه راستینو بخوان بر آنها به حقیقت حکایت دو پسر آدم (قابیل و هابیل) را، که چون تقرب به قربانی جستند از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. (قابیل به برادرش هابیل) گفت: البته تو را خواهم کشت. (هابیل) گفت: بیتردید خدا (قربانی را) از متقیان خواهد پذیرفت.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ
اگر دستت را برای کشتن من به من بگشایی، من دستم را برای کشتن تو به تو نگشایم که من از خداوند، پروردگارِ جهانیان میترسم
- ترجمه سلطانیاگر برای کشتن به من دست بگشایی من برای کشتن تو به تو دست نگشایم که من از خداوند، پروردگارِ جهانیان میترسم
- ترجمه راستینسوگند که اگر تو به کشتن من دست برآوری من هرگز به کشتن تو دست دراز نخواهم کرد، که من از خدای جهانیان میترسم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ
همانا من اراده کردهام که باشی تا به گناه (قتل) من و گناه خود اقرار (اعتراف) کنی [و قصاص شوی] پس از یاران آتش باشی و آن جزای ستمکاران است
- ترجمه سلطانیهمانا من اراده کردهام که باشی تا به گناه (قتل) من و گناه خود اقرار (اعتراف) کنی (و قصاص شوی) پس از یاران آتش باشی و آن جزای ستمکاران است
- ترجمه راستینمن خواهم که گناه (کشتن) من و گناه (مخالفت) تو هر دو به تو باز گردد تا تو اهل آتش جهنم شوی، که آن آتش جزای ستمکاران است.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ
و [قابیل] بر خود اجازهٔ قتل برادرش را داد پس او را کُشت و از زیانکاران [در دنیا و آخرت] شد
- ترجمه سلطانیو بر خود اجازهٔ قتل برادرش را داد پس او را کُشت و از زیانکاران شد
- ترجمه راستینآن گاه (پس از این گفتگو) هوای نفس او را بر کشتن برادرش ترغیب نمود تا او را به قتل رساند و بدین سبب از زیانکاران گردید.
- ترجمه الهی قمشهای٣١ فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ قَالَ يَاوَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَٰذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءَةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ
پس خداوند کلاغی را که در زمین جستجو میکرد فرستاد تا به او نشان دهد که چگونه قبیح (جسد) برادرش را پنهان کند، گفت ای وای بر من آیا عاجزم که مثل این کلاغ باشم که قبیح (جسد) برادرم را دفن کنم آنگاه از پشیمانان شد
- ترجمه سلطانیپس خداوند کلاغی را که در زمین جستجو میکرد فرستاد تا به او نشان دهد که چگونه قبیح (جسد) برادرش را پنهان کند، گفت ای وای بر من آیا عاجزم که مثل این کلاغ باشم که قبیح (جسد) برادرم را دفن کنم آنگاه از پشیمانان شد
- ترجمه راستینآن گاه خدا کلاغی را برانگیخت که زمین را به چنگال حفر نماید تا به او بنماید چگونه بدن مرده برادر را زیر خاک پنهان کند. (قابیل) گفت: وای (بر من) آیا من از آن عاجزترم که مانند این کلاغ باشم تا جسد برادر را زیر خاک پنهان کنم؟ پس (برادر را به خاک سپرد و) از این کار سخت پشیمان گردید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ مِنْ أَجْلِ ذَٰلِكَ كَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَٰلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ
به خاطر آن بر بنی اسرائیل (بنی یعقوب) مقرّر کردیم که کسی که نفسی را بکشد به غیر [قصاص] نفسی یا [به غیر] فسادی [از مقتول] در زمین [به قطع طریق و تاراج مال و ترساندن بر مسلمین به اینکه شمشیر آشکار کند یا آن را در شب حمل کند مگر اینکه از اهل ریبه (شرّ و فساد) نباشد] پس مانند این است که همهٔ مردم را کشته است {زیرا تا قابیل وجودش هابیل وجودش را نکشد و انسانیّت را قطع نکند و مردمان وجودش را فناء نکند راضی به قتل نفس نمیشود} و کسی که آن را زنده کند پس مانند این است که مردم را جمیعاً زنده کرده است {زیرا احیاء مردم نمیباشد مگر وقتی که قابیل وجودش در وجودش مبدّل گردد و جمیع جنود او به حیات عقل احیاء گردند} و همانا فرستادگان ما با بیّنات (معجزات یا احکام قالبیّهٔ شریعت یا دلائل سمعی و عقلی دالّ بر این حکم) نزد آنها آمدند سپس بعد آن (آمدن رسولان یا این حکم یا هر دو) بسیاری از آنها (بنی اسرائیل) در زمین البتّه اسراف کننده (متجاوز از حدود خداوند به خونریزی و حلال کردن محارم و غیر آنها) هستند
- ترجمه سلطانیبه خاطر آن بر بنی اسرائیل مقرّر کردیم که کسی که نفسی را بکشد به غیر (قصاص) نفسی یا (به غیر) فسادی در زمین پس مانند این است که همهٔ مردم را کشته است و کسی که آن را زنده کند پس مانند این است که مردم را جمیعاً زنده کرده است و همانا فرستادگان ما با بیّنات نزد آنها آمدند سپس بعد از آن بسیاری از آنها در زمین البتّه اسراف کننده هستند
- ترجمه راستینبدین سبب بر بنی اسرائیل حکم نمودیم که هر کس نفسی را بدون حق و یا بیآنکه فساد و فتنهای در زمین کرده، بکشد مثل آن باشد که همه مردم را کشته، و هر کس نفسی را حیات بخشد (از مرگ نجات دهد) مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده. و هر آینه رسولان ما به سوی آنان با معجزات روشن آمدند سپس بسیاری از مردم بعد از آمدن رسولان باز روی زمین بنای فساد و سرکشی را گذاشتند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ
جز این نیست که جزای کسانی که [با جنگیدن با رسول او یا خلیفهٔ او یا مؤمنین یا با قطع طریق آنان یا قطع طریق کسی که رسول (ص) یا امام (ع) را میخواهد] با خداوند و رسول او میجنگند و در زمین به فساد میپردازند این است که کشته شوند یا مصلوب شوند یا دستهایشان و پاهایشان از جهت خِلاف بریده شود یا از آن سرزمین تبعید شوند آن خواری آنها در دنیا است و آنها در آخرت عذابی بزرگ دارند
- ترجمه سلطانیجز این نیست که جزای کسانی که با خداوند و رسول او میجنگند و در زمین به فساد میپردازند این است که کشته شوند یا مصلوب شوند یا دستهایشان و پاهایشان از جهت خِلاف بریده شود یا از آن سرزمین تبعید شوند آن خواری آنها در دنیا است و آنها در آخرت عذابی بزرگ دارند
- ترجمه راستینهمانا کیفر آنان که با خدا و رسول به جنگ برخیزند و در زمین به فساد کوشند جز این نباشد که آنها را به قتل رسانده، یا به دار کشند و یا دست و پایشان به خلاف یکدیگر بِبُرند و یا به نفی و تبعید از سرزمین (صالحان) دور کنند. این ذلت و خواری عذاب دنیوی آنهاست و اما در آخرت به عذابی بزرگ معذّب خواهند بود.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
مگر کسانی که قبل از آنکه بر آنها دست یابید [با قبول دعوت ظاهره یا دعوت باطنه] توبه کنند و بدانید که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه سلطانیمگر کسانی که قبل از آنکه بر آنها دست یابید توبه کنند و بدانید که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینمگر آنان که توبه کنند پیش از آنکه بر آنها دست یابید، پس بدانید که خداوند بخشنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
ای کسانی که [با بیعت عامّه] ایمان آوردهاید [از آنچه که موجب این عقوبت میشود] از خداوند بهراسید و به سوی او [آن] وسیله را طلب کنید [که این عقوبت را ساقط کند]، {و مراد امام است که به دعوت باطنهٔ ولویّه دعوت میکند که بعد از ایمان به رسول (ص) و توبه بر دست او قبول توبه میکند} و در راه او جهاد (کوشش) کنید به ترقّب اینکه شما رستگار شوید
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید از خداوند بهراسید و به سوی او (آن) وسیله را طلب کنید و در راه او جهاد (کوشش) کنید به ترقّب اینکه شما رستگار شوید
- ترجمه راستینای اهل ایمان، از خدا بترسید و به سوی او وسیله جویید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
همانا کسانی که [به این «وسیله»] کفر ورزیدهاند اگر آنچه که در زمین دارند و مثل آن را با آن جمیعاً به عنوان فدیهٔ (عوض) آن از عذاب روز قیامت بدهند از آنها قبول نمیشود و آنها عذابی دردناک دارند [که خلاصی ندارد]
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که کفر ورزیدهاند اگر آنچه که در زمین دارند و مثل آن را با آن جمیعاً به عنوان فدیهٔ (عوض) آن از عذاب روز قیامت بدهند از آنها قبول نمیشود و آنها عذابی دردناک دارند
- ترجمه راستینآنان که کافر شدند اگر دو برابر آنچه در زمین است فدا آرند تا به آن خود را از عذاب قیامت رهانند هرگز از آنها قبول نشود و آنان را عذاب دردناک خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِيمٌ
میخواهند که از آتش خارج شوند و (حال آنکه) از آن خارج شونده نیستند {برای اینکه طریق خروج از آتش منحصر در توسّل به «وسیلۀ» مذکوره است و کسی که به او کفر ورزد پس طریقی به خروج ندارد} و آنها عذابی پایدار دارند
- ترجمه سلطانیمیخواهند که از آتش خارج شوند و (حال آنکه) از آن خارج شونده نیستند و آنها عذابی پایدار دارند
- ترجمه راستینو آنها دائم آرزو کنند که از آتش دوزخ بیرون شوند و هرگز بِدَر نخواهند شد، که عذاب آنها دائم و پایدار است.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
و سارق (مرد دزد) و سارقه (زن دزد) پس به عنوان جزای آنچه که آن دو کسب کردهاند دستان آن دو را به عنوان نکال (عقوبت) از خداوند قطع کنید، {از شرایط سرقت مؤدیّ به حدّ، حِرز (در محفظ بودن مسروقه) آن و رسیدن مسروق به ربع دینار و در غیر مجاعت (گرسنه بودن) است، و شرایط قطع از ابتداء به ید (دست) و اینکه آن قطع نشود مگر چهار انگشت از دست راست از اصول آنها و اینکه انگشت ابهام ترک شود، و اینکه پای چپ قطع شود نه پاشنه است} و خداوند چیره و حکیم است
- ترجمه سلطانیو سارق (مرد دزد) و سارقه (زن دزد) پس به عنوان جزای آنچه که آن دو کسب کردهاند دستان آن دو را به عنوان نکال (عقوبت) خداوند قطع کنید، و خداوند چیره و حکیم است
- ترجمه راستیندست زن و مرد دزد را به کیفر اعمالشان ببُرید، این عقوبتی است که خدا مقرر کرده و خدا مقتدر و به مصالح خلق داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
پس هر کس بعد از ظلمش [با توبۀ خاصّهٔ نبویّه یا ولویّه] توبه کند و اصلاح کند [و مسروق را به صاحبش برگرداند پس حدّ برایش مانند محارب نیست] پس همانا خداوند بر او توبه (التفات) میکند همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه سلطانیو هر کس بعد از ظلمش توبه کند و اصلاح کند پس همانا خداوند بر او توبه (التفات) میکند همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینپس هر که پس از ستمی که کرده توبه نمود و کار خود را اصلاح کرد از آن پس خدا او را خواهد بخشید، که خدا بخشنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
آیا ندانستی که مُلک (پادشاهی، مملکت) آسمانها و زمین برای خداوند است کسی را که بخواهد عذاب میکند و کسی را که بخواهد میآمرزد و خداوند بر هر چیزی توانا است
- ترجمه سلطانیآیا ندانستی که مُلک (پادشاهی، مملکت) آسمانها و زمین برای خداوند است کسی را که بخواهد عذاب میکند و کسی را که بخواهد میآمرزد و خداوند بر هر چیزی توانا است
- ترجمه راستینآیا ندانستی که ملک آسمان و زمین خدا راست؟هر که را خواهد عذاب کند و از هر که خواهد درگذرد، و خدا بر همه چیز تواناست.
- ترجمه الهی قمشهای٤١ يَاأَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَٰذَا فَخُذُوهُ وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ
ای رسول کسانی که در کفر [به آن «وسیله»] میشتابند از کسانی که با زبانشان گفتند ایمان آوردیم [مانند آنان که اسلام را دزدیدند و با زبانشان آن را اظهار کردند] و (حال آنکه) قلبهایشان ایمان نیاورده نباید تو را اندوهناک کنند و از کسانی که یهودی شدند که همواره بر دروغ گوش میسپارند بسیار شنونده (جاسوس) [کلام تو] هستند [که آن را] برای گروه دیگری که [از روی تکبّر و مناعت (محکم دیدن جایگاه خود) یا از روی حَنَق (کینه، خشم شدید) و از روی غیظ (برافروختگی، خشم)] نزد تو نیامدهاند [نقل کنند] کلمات را از مواضع آن تحریف کنند، [شتاب گیرندگان در کفر یا آن گروه دیگر] میگویند: [ای موافقان در طریق ما] اگر این [که ما آن را گفتیم] به شما داده شد پس آن را بگیرید و اگر آن به شما داده نشد [بلکه غیر آن به شما داده شد] پس [از قبول آن] احتراز کنید و کسی را که خداوند بخواهد که در فتنهاش بیفکند پس هرگز چیزی را از خداوند برای او مالک نخواهی شد [تا بر منع فتنه از او و اصلاح آن قادر شوی] آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است که قلبهایشان را [از پلیدیهایی که آنها سبب کفر و عقوبت هستند] پاک کند آنها در دنیا خواری دارند و آنها در آخرت عذابی بزرگ دارند
- ترجمه سلطانیای رسول کسانی که در کفر میشتابند از کسانی که با زبانشان گفتند ایمان آوردیم و (حال آنکه) قلبهایشان ایمان نیاورده نباید تو را اندوهناک کنند و از کسانی که یهودی شدند که همواره بر دروغ گوش میسپارند بسیار شنونده (جاسوس) هستند برای گروه دیگری که نزد تو نیامدهاند که کلمات را از مواضع آن تحریف کنند، (شتاب گیرندگان در کفر) میگویند اگر این به شما داده شد پس آن را بگیرید و اگر آن به شما داده نشد پس احتراز کنید و کسی را که خداوند بخواهد که در فتنهاش بیفکند پس هرگز چیزی را از خداوند برای او مالک نخواهی شد آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است که قلبهایشان را پاک کند آنها در دنیا خواری دارند و آنها در آخرت عذابی بزرگ دارند
- ترجمه راستینای پیغمبر، غمگین مباش از آنان که به زبان اظهار ایمان کنند و به دل ایمان ندارند و به راه کفر شتابند، و اندوهناک مباش از آن یهودانی که جاسوسی کنند و سخنان دروغ (و فتنهخیز به جای کلمات حق) به آن قومی که (از کبر) نزد تو نیامدند میرسانند؛ کلمات حق را بعد از آنکه به جای خود مقرّر گشت تغییر دهند و گویند: اگر حکم قرآن این گونه آورده شد بپذیرید و الاّ دوری گزینید. و هر کس را خدا به آزمایش و رسوایی افکند هرگز تو او را از (قهر) خدا نتوانی رهانید، آنها کسانی هستند که خدا نخواسته دلهاشان را پاک گرداند، و آنان را در دنیا ذلّت و خواری و در آخرت عذاب بزرگ مهیّاست.
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ
بسیار شنوندگان (جاسوسان) برای دروغ گفتن و بسیار خورندگان (حرام گیران) برای حرام خوردن {سُحْت هر حرامی است از رشوه دادن دربارهٔ حکم و هر آنچه که خداوند در طریق تحصیل آن اجازه نداده از ثمن مردار و خمر و اجرت بغیّه (زنا) و اجرت کهانت (فالگیری، پیشگوئی) و خوردن مال یتیم و ربا بعد از بیّنه} پس اگر (وقتی که) [یهود برای محاکمه (داوری)] نزد تو آمدند پس [مخیّر هستی، خواستی] بین آنها حکم کن یا از آنها اعراض نما، و اگر از آنها اعراض کنی پس هرگز چیزی به تو زیان نخواهند رساند [یعنی اگر بین آنها حکم کردی پس محاکمۀ تو از خوف از آنها و دلجوئی کردن از آنها نباشد، برای اینکه تو اگر از آنها اعراض کنی پس هرگز چیزی به تو ضرر نخواهند رساند تا اقبال تو بر آنان از خوف ضرر از آنها باشد] و اگر حکم کردی پس بین آنها به دادگری حکم کن [یعنی شایسته است که حکم تو به آنچه که خداوند به آن به تو امر کرده است از قسط (دادگری) باشد نه به آنچه که آنها از روی کفر و عدم حرمت بر آن هستند] همانا خداوند دادگران را دوست میدارد
- ترجمه سلطانیبسیار شنوندگان (جاسوسان) برای دروغ گفتن و بسیار خورندگان (حرام گیران) برای حرام خوردن پس اگر نزد تو آمدند پس بین آنها حکم کن یا از آنها اعراض نما و اگر از آنها اعراض کنی پس هرگز به تو چیزی زیان نخواهند رساند و اگر حکم کردی پس بین آنها به دادگری حکم کن همانا خداوند دادگران را دوست میدارد
- ترجمه راستینآنها جاسوسان دروغزن و خورندگان مال حرامند، اگر به نزد تو آمدند خواهی میان آنها حکم کن یا روی از آنها بگردان، و چنانچه روی از آنها بگردانی هرگز کوچکترین زیان به تو نتوانند رسانید، و اگر حکم کردی میان آنها به عدالت حکم کن، که خدا دوست میدارد آنان را که حکم به عدل کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَمَا أُولَٰئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ
و چگونه تو را حَکم (داور) میکنند و (حال آنکه) تورات نزد آنها هست که در آن حکم خداوند هست [یعنی آنان اگر به حُکم خداوند راضی بودند، به حُکم تو ملتجئ نمیشدند] سپس بعد از آن [حکم کردن، از حکم تو] روی بر میگردانند و آنان [به کتابشان و به تو] مؤمن نیستند
- ترجمه سلطانیو چگونه تو را حَکم (داور) میکنند و (حال آنکه) تورات نزد آنها هست که در آن حکم خداوند هست سپس بعد از آن (از حکم تو) روی بر میگردانند و آنان مؤمن نیستند
- ترجمه راستینو چگونه آنها به حکم تو سر فرود آرند در صورتی که تورات نزد آنها است و حکم خدا در آن است و با این حال از آن روی میگردانند؟ (پس چنانچه تو نیز از تورات حکم کنی بدان راضی نشوند) چه آنکه اینان به خدا ایمان ندارند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ
ما تورات را که در آن هدایت هست (با آن به حقّ هدایت میشود) و نور هست [که با آن مبهمات کشف میشوند] نازل کردیم پیامبران که تسلیم شدند برای کسانی که یهودی شدند به آن حکم کنند و ربّانیها (کسانی که حقّ را با ریاضات و مجاهدات طلب کردند) و احبار (کسانی که با علم و طریق بحث او را طلب کردهاند) به آنچه که از کتاب [تدوینی] خداوند [یا احکام نبوّت] در حافظه قرار دادند و بر آن گواه بودند، پس [در حکومات (حکم کردنها) خود] از مردم نترسید و نسبت به من فروتنی کنید و آیات [تدوینی] مرا [با تغییر یا تبدیل آنها] به بهایی اندک [از اَعراض دنیویّه و اغراض آن] مفروشید و کسانی که به آنچه که خداوند نازل کرده حکم نکنند پس آنها همان کافرانند
- ترجمه سلطانیما تورات را که در آن هدایت و نور هست نازل کردیم پیامبران که تسلیم شدند به آن حکم کنند برای کسانی که یهودی شدند و ربّانیها و احبار به آنچه که از کتاب خداوند در حافظه قرار دادند و بر آن گواه بودند، پس از مردم نترسید و نسبت به من فروتنی کنید و آیات مرا به بهایی اندک مفروشید و کسانی که به آنچه که خداوند نازل کرده حکم نکنند پس آنها همان کافرانند
- ترجمه راستینما تورات را فرستادیم که در آن هدایت و روشنایی است و پیغمبرانی که تسلیم امر خدا هستند بدان کتاب بر یهودان حکم کنند و نیز خداشناسان و علمایی که مأمور نگهبانی (احکام) کتاب خدا هستند و بر (صدق) آن گواهی دادند. پس هرگز (در اجرای احکام) از کسی نترسید و از (انتقام) من بترسید و آیات مرا به بهای اندک معامله نکنید، که هر کس به خلاف آنچه خدا فرستاده حکم کند چنین کس از کافران خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
و در آن (تورات) بر آنها مقرّر کردیم {تقریر برای عدم رضایت آنان به حکم خداوند است، و اینکه آنها به محمّد (ص) راضی شدند تا از حکم تورات فرار کنند}که نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و زخمها قصاص دارند و کسی که به آن [یعنی از قصاص] تصدّق (درگذشتن، عفو) کند پس آن به عنوان کفّاره [از ذنوب (گناهان) او] برای او است و کسانی که به آنچه که خداوند نازل کرده است حکم نکنند پس آنان همان ستمکارانند
- ترجمه سلطانیو در آن بر آنها مقرّر کردیم که نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و زخمها قصاص دارند و کسی که به آن تصدّق (درگذشتن) کند پس آن به عنوان کفّاره برای او است و کسانی که به آنچه که خداوند نازل کرده است حکم نکنند پس آنان همان ستمکارانند
- ترجمه راستینو در تورات بر بنی اسرائیل حکم کردیم که نَفْس را در مقابل نَفْس قصاص کنید و چشم را مقابل چشم و بینی را به بینی و گوش را به گوش و دندان را به دندان، و هر زخمی را قصاص خواهد بود. پس هر گاه کسی حق قصاص را ببخشد (نیکی کرده و) کفاره (گناه) او خواهد شد، و هر کس به خلاف آنچه خدا فرستاده حکم کند چنین کس از ستمکاران خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ وَقَفَّيْنَا عَلَىٰ آثَارِهِمْ بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ
و بر آثار (دنبال) آنها [یعنی آثار نبیّین و ربّانیّین و احبار که به تورات حکم میکردند] عیسی پسر مریم را به عنوان تصدیق کننده بر آنچه که از تورات که بین دستان (نزد) او است از پی فرستادیم و به او انجیل را دادیم که در آن هدایت و نور هست و به عنوان تصدیق کننده است بر آنچه که از تورات و هدایت بین دستان او است و به عنوان پند برای پرهیزکاران است {برای اینکه وعظ اضافهٔ بین واعظ (وعظ کننده) و متّعظ (وعظ شونده) است و کسی که وعظ نپذیرد وعظ برای او وعظ نمیباشد، و متّقین همان کسانی هستند که وعظ برای آنان وعظ میباشد}
- ترجمه سلطانیو بر آثار (دنبال) آنها عیسی پسر مریم را به عنوان تصدیق کننده بر آنچه که از تورات که بین دستان (نزد) او است از پی فرستادیم و به او انجیل را دادیم که در آن هدایت و نور هست و به عنوان تصدیق کننده است بر آنچه که از تورات و هدایت بین دستان او است و به عنوان پند برای پرهیزکاران است
- ترجمه راستینو از پی آن رسولان باز عیسی پسر مریم را فرستادیم که تصدیق به درستی توراتی که پیش او بود داشت و انجیل را نیز به او دادیم که در آن هدایت و روشنی (دلها) است، و تصدیق به درستی تورات که پیش از او بود دارد و راهنمایی خلق و اندرز برای پرهیزکاران عالم است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنْجِيلِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ
و اهل انجیل باید به آنچه که خداوند در آن نازل کرده حکم کنند و کسانی که به آنچه که خداوند نازل کرده حکم نکنند پس آنان خود فاسق هستند {یکبار آنان را به کفر و آن عدم اقرار به خداوند یا به دین او است، و بار دیگر به ظلم و آن اعطاء حقّ به غیر مستحقّ و منع حقّ از مستحقّ است، و بار دیگر به فسق و آن خروج از طریق شرع و عقل است وصف کرد، و مراد از حکم کردن به تورات و حکم کردن به انجیل حکم کردن در مطلق سیاسات و عبادات نیست، زیرا آن دو با محمّد (ص) و کتابش نسخ شدهاند، بلکه مقصود حکم کردن به آن دو به اعتبار آنچه که در آن دو ثبت شده است از بعثت نبیّ (ص) و آثار او و علاماتش، و مقصود اهمّ تعریض به این امّت است در حکم کردن به قرآن دربارهٔ خلافت علی (ع)}
- ترجمه سلطانیو اهل انجیل باید به آنچه که خداوند در آن نازل کرده حکم کنند و کسانی که به آنچه که خداوند نازل کرده حکم نکنند پس آنان خود فاسق هستند
- ترجمه راستینو اهل انجیل باید به آنچه خدا در آن کتاب فرستاد حکم کنند، و هر کس به خلاف آنچه خدا فرستاده حکم کند چنین کس از فاسقان خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ
و کتاب را به تو به [سبب حقّ یا ملتبس به حقّ یا با] حقّ (ولایت کبری) نازل کردیم به عنوان تصدیق کننده بر آنچه از کتاب که بین دستان (نزد) او است و به عنوان مراقب بر آن، پس به آنچه که خداوند [دربارهٔ علی (ع)] نازل کرده بین آنان [یعنی بین امّت خود یا بین اهل کتاب اگر حکم کردن بین آنها را اختیار کردی] حکم کن و به جای آنچه که از حقّ (ولایت) نزد تو آمده از هواهای آنها پیروی مکن، برای هر کدام [یعنی هر فرقه و امّتی] از شما شریعتی [بحسب قالب و منطبق با استعداد شما] و منهاجی (طریقی واضح بحسب قلب) قرار دادیم {شَرعت طریق به سوی آب است که جمیع خلق به سویّه (بطور مساوی) بر آن رد میشوند و احکام قالبیّه در هر امّت و شریعت طریق به سوی آب حیات است و جمیع امّت در آن مساوی میشوند، و مراد از منهاج طریق واضح از قلب به سوی حقّ است} [یعنی از شریعت خاصّ خود بواسطهٔ شرایع آنان تجاوز نکن، زیرا شرایع آنان خاصّ آنها میباشد و تو شریعت خاصّ خود را داری] و اگر خداوند میخواست البتّه شما را امّتی [متّفق بر طریقهای] واحد [بدون نسخ شریعتى و تجدید دیگری] قرار میداد و لکن [شما را امّتهای مختلفی قرار داد] تا در آنچه [از شرایع جدید] که به شما داده شما را بیازماید {برای اینکه قبول مألوف معتاد (عادت شده) بر نفس سهلتر است و به آن صدق ایمان به خلاف غیر مألوف ظاهر نمیشود، زیرا قبول آن جز از روی صدق ایمان به کسی که آن را آورده است نمیباشد} پس در خیرها [یعنی همانچه خداوند بر زبان پیامبرش (ص) به آن امر کرده است] سبقت بگیرید [نه در عاداتی که از اسلاف (گذشتگان) خود آنها را گرفتهاید] که بازگشت شما جمیعاً به او است و به شما به آنچه که در آن [از حقّ و باطل و امر و عادت] اختلاف میکردید خبر میدهد
- ترجمه سلطانیو کتاب را به تو به حقّ نازل کردیم به عنوان تصدیق کننده بر آنچه از کتاب که بین دستان (نزد) او است و به عنوان مراقب بر آن، پس به آنچه که خداوند نازل کرده بین آنان حکم کن و به جای آنچه که از حقّ نزد تو آمده از هواهای آنها پیروی مکن، برای هر کدام از شما شریعتی و منهاجی (روشی) قرار دادیم و اگر خداوند میخواست البتّه شما را امّتی واحد قرار میداد و لکن تا در آنچه که به شما داده شما را بیازماید پس در خیرها سبقت بگیرید که بازگشت شما جمیعاً به او است و به شما به آنچه که در آن اختلاف میکردید خبر میدهد
- ترجمه راستینو ما این (قرآن عظیم) را به حق بر تو فرستادیم که تصدیق به درستی و راستی همه کتب که در برابر اوست نموده و بر حقیقت کتب آسمانی پیشین گواهی میدهد. پس حکم کن میان آنها به آنچه خدا فرستاد و در اثر پیروی از خواهشهای ایشان حکم حقی که بر تو آمده وامگذار، ما برای هر قومی از شما شریعت و طریقهای مقرّر داشتیم، و اگر خدا میخواست همه شما را یک امت میگردانید، و لیکن (این نکرد) تا شما را به احکامی که در کتاب خود به شما فرستاد بیازماید. پس به کارهای نیک سبقت گیرید، که بازگشت همه شما به سوی خداست و در آنچه اختلاف مینمایید شما را به (حقیقت) آن آگاه خواهد ساخت.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ
و اینکه به آنچه که خداوند نازل کرده بین آنها حکم کن و از هواهای آنها تبعیّت مکن و برحذر باش که [مبادا] تو را از بعضی از آنچه که خداوند به تو نازل کرده فتنه (منصرف) کنند پس اگر روی گردانیدند پس بدان که جز این نیست که خداوند میخواهد که به خاطر بعضی از گناهانشان آنها را به مصیبتی گرفتار کند و همانا بسیاری از مردم البتّه فاسق (خارج از طریق حقّ) هستند
- ترجمه سلطانیو اینکه به آنچه که خداوند نازل کرده بین آنها حکم کن و از هواهای آنها تبعیّت مکن و برحذر باش که (مبادا) تو را از بعضی از آنچه که خداوند به تو نازل کرده فتنه کنند پس اگر روی گردانیدند پس بدان که جز این نیست که خداوند میخواهد که به خاطر بعضی از گناهانشان آنها را به مصیبتی گرفتار کند و همانا بسیاری از مردم البتّه فاسق هستند
- ترجمه راستینو (تو ای پیغمبر) به آنچه خدا فرستاده میان آنان حکم کن و پیرو خواهشهای ایشان مباش، و بیندیش که مبادا تو را فریب دهند و در بعض احکام که خدا به تو فرستاده تقاضای تغییر کنند. پس اگر از حکم خدا روی گردانیدند (باک مدار) بدان که خدا میخواهد آنها را به عقوبت بعض گناهانشان گرفتار سازد، و همانا بسیاری از مردم فاسق و بدکارند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٠ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ
آیا پس حکم جاهلیّت را میطلبند؟ و از جهت حکم کردن برای قومی که یقین میآورند چه کسی بهتر از خداوند است
- ترجمه سلطانیآیا پس حکم جاهلیّت را میطلبند؟ و از جهت حکم کردن برای قومی که یقین میآورند چه کسی بهتر از خداوند است
- ترجمه راستینآیا باز تقاضای تجدید حکم زمان جاهلیت را دارند؟و کدام حکم از احکام خدا برای اهل یقین نیکوتر خواهد بود؟!
- ترجمه الهی قمشهای٥١ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید از یهود و نصاری دوست نگیرید [که با آنها همانند معاشرت با احباب (دوستان) معاشرت کنید و از آنها توقّع یاری در بلایا بدارید] بعضی آنها دوستان بعضی هستند [پس از آنها توقّع دوستی نداشته باشید برای بر دین واحد بودنشان متوادّ (با هم دوستی کننده) هستند و اگرچه از جهتی دیگر متنازع (با هم نزاع داشتن) باشند] و کسی از شما که آنها را دوست بگیرد پس همانا او از آنها است [و آنها به سبب عدم قبول اسلام ظالم هستند یا به سبب دوستی کردن با آنها و عدم دوستی مؤمنین ظالم میگردید] همانا خداوند مردمان ظالم را هدایت نمیکند
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید از یهود و نصاری دوست نگیرید بعضی از آنها دوستان بعضی دیگر هستند و کسی از شما که آنها را دوست بگیرد پس همانا او از آنها است همانا خداوند مردمان ستمکار را هدایت نمیکند
- ترجمه راستینای اهل ایمان، یهود و نصاری را به دوستی مگیرید، آنان بعضی دوستدار بعضی دیگرند، و هر که از شما مؤمنان با آنها دوستی کند به حقیقت از آنها خواهد بود؛ همانا خدا ستمکاران را هدایت نخواهد نمود.
- ترجمه الهی قمشهای٥٢ فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ
و کسانی که در قلبهایشان مرضی هست را میبینی که در [دوستی کردن با] آنها شتاب میکنند، میگویند میترسیم که به ما مصیبتی برسد {دائره عبارت از نوائب (دشواریها) روزگار است که بر خلق دور میزند} پس چه بسا که خداوند پیروزی یا امری از نزد خودش را [برای رسولش (ص) و برای مؤمنین] بیاورد پس [این منافقان در دنیا یا در آخرت] بر آنچه [از نفاق با مؤمنین و دوستی با کافران] که در خودشان پنهان کردهاند پشیمان میگردند
- ترجمه سلطانیو کسانی که در قلبهایشان مرضی هست را میبینی که در (دوستی کردن با) آنها شتاب میکنند، میگویند میترسیم که به ما مصیبتی برسد پس چه بسا که خداوند پیروزی یا امری از نزد خودش را بیاورد پس بر آنچه که در خودشان پنهان کردهاند پشیمان میگردند
- ترجمه راستینگروهی منافق را که دلهاشان ناپاک است خواهی دید که در (راه دوستی) ایشان میشتابند و میگویند: ما از آن میترسیم که (در گردش روزگار) مبادا آسیبی از آنها به ما رسد. باشد که خدا فتحی پیش آورد و یا امری دیگر از طرف خود، تا منافقان از آنچه (به نفاق) در دل نهان کردند سخت پشیمان شوند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٣ وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَهَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خَاسِرِينَ
و کسانی که ایمان آوردهاند [در دنیا بعد انقلاب امر بر کفّار یا بر منافقان بعد آنکه منافقان را در زمرهٔ کافران دیدند، یا در آخرت بعد آنکه آنها را در طریق کافران دیدند، در حقّ منافقان] میگویند آیا اینان [همان منافقان] کسانی هستند که با سوگندهای غلیظ به خداوند قسم یاد کردند که آنها حتماً با شما (مؤمنان) هستند! اعمالشان باطل شده و زیانکار گشتهاند
- ترجمه سلطانیو کسانی که ایمان آوردهاند میگویند آیا اینان (همان منافقان) کسانی هستند که با سوگندهای سخت به خداوند قسم یاد کردند که آنها حتماً با شما (مؤمنان) هستند! اعمالشان باطل شده و زیانکار گشتهاند
- ترجمه راستینو اهل ایمان گویند: آیا اینان هستند که با جدیت و مبالغه بسیار به خدا سوگند یاد میکردند که ما از شما هستیم؟! اعمالشان باطل گردید و سخت زیانکار شدند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٤ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
ای کسانی که ایمان آوردهاید کسی از شما که از دینش برگردد [پس هرگز چیزی به دین خداوند ضرر نمیرساند] پس خداوند قومی را خواهد آورد که آنها را دوست میدارد و او را دوست میدارند {مقصود ارتداد از قول محمّد (ص) دربارهٔ ولایت علیّ (ع) است} در برابر مؤمنین، خوار، بر کافران سختگیر (غلاظ شداد) هستند {مقصود این است که آنها دارای مناعت (استواری) و عزّت بر کافران هستند که آنها را در چیزی بشمار نمیآورند}، در راه خدا جهاد میکنند [نه در راه نفس و شیطان] و [در آنچه که به امر خداوند انجام میدهند] از ملامت کردن سرزنش کنندهای ترسان نمیشوند [یعنی که آنها ناظر به امر خداوند هستند و نه به مدح مادح (مدح کننده) و لوم (سرزنش) لائم (سرزنش کننده)]، آن فضل خداوند است که به کسی که بخواهد آن را میدهد و خداوند دارای وسعت و دانا است
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید کسی از شما که از دینش برگردد پس خداوند قومی را خواهد آورد که آنها را دوست میدارد و او را دوست میدارند در برابر مؤمنین، خوار، بر کافران سختگیر هستند، در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت کردن سرزنش کنندهای ترسان نمیشوند، آن فضل خداوند است که به کسی که بخواهدآن را میدهد و خداوند دارای وسعت و دانا است
- ترجمه راستینای گروهی که ایمان آوردهاید، هر که از شما از دین خود مُرتَد شود به زودی خدا قومی را که بسیار دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مؤمنان سرافکنده و فروتن و به کافران سرافراز و مقتدرند (به نصرت اسلام) برانگیزد که در راه خدا جهاد کنند و (در راه دین) از نکوهش و ملامت احدی باک ندارند. این است فضل خدا، به هر که خواهد عطا کند و خدا را رحمت وسیع بیمنتهاست و (به احوال همه) دانا است.
- ترجمه الهی قمشهای٥٥ إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
جز این نیست که ولیّ (به معنی ولایت در تصرّف) شما خداوند و رسول او و کسانی هستند که ایمان آوردهاند کسانی که نماز بپا میدارند و زکات میدهند و (در حالی که) ایشان رکوع کننده هستند {از طریق عامّه و خاصّه وارد شده که این آیه دربارهٔ علی (ع) نازل شد حینی که در مسجد در رکوع نماز انگشترش یا جامهاش را صدقه داد}
- ترجمه سلطانیجز این نیست که ولیّ شما خداوند و رسول او و کسانی هستند که ایمان آوردهاند کسانی که نماز بپا میدارند و زکات میدهند و (در حالی که) ایشان رکوع کننده هستند
- ترجمه راستینولیّ امر و یاور شما تنها خدا و رسول و مؤمنانی خواهند بود که نماز به پا داشته و به فقرا در حال رکوع زکات میدهند (به اتفاق مفسّران مراد علی علیه السّلام است).
- ترجمه الهی قمشهای٥٦ وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ
و هر کس که خداوند و رسول او و کسانی که ایمان آوردهاند را ولیّ [در تصرّف] بگیرد {و برای غیر خداوند و خلفای او جز قبول آن (ولایت) نیست، و کسی از آنها که آن را به استعداد خود برای ظهور آن در خود قبول کند مرتبط به خداوند و خلفای او میگردد، و کسی که مرتبط به خداوند گشت از حزب الله میگردد، و کسی که از حزب الله گشت غالب باشد} پس همانا حزب الله همان غلبه کنندگان هستند
- ترجمه سلطانیو هر کس که خداوند و رسول او و کسانی که ایمان آوردهاند را ولیّ بگیرد پس همانا حزب الله همان غلبه کنندگان هستند
- ترجمه راستینو هر کس که خدا و رسول و اهل ایمان را ولیّ و فرمانروای خود داند (فیروز است) که تنها لشکر خدا فاتح و غالب خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٥٧ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
ای کسانی که [به ولایتِ کسی که به ولایت او امر شدهاید] ایمان آوردهاید کسانی که دین شما را به تمسخر و بازی گرفتهاند از کسانی که قبل از شما کتاب داده شدهاند و از کفّار را به عنوان دوست نگیرید [برای اینکه آنها در شقاق (جدائی) با شما هستند و برای شما تولّى (دوستی کردن) با آنها شایسته نیست] و [در اولیاء گرفتن مذکورین] از خداوند پروا کنید اگر مؤمن میباشید
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید کسانی که دین شما را به تمسخر و بازی گرفتهاند از کسانی که قبل از شما کتاب داده شدهاند و از کفّار را به عنوان دوست نگیرید و از خداوند پروا کنید اگر مؤمن میباشید
- ترجمه راستینای اهل ایمان، با آن گروه از اهل کتاب و کافران که دین شما را به فسوس و بازیچه گرفتند دوستی مکنید و از خدا بترسید اگر به او ایمان آوردهاید.
- ترجمه الهی قمشهای٥٨ وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ
و وقتی که به نماز نداء میدهید آن را به تمسخر و بازی میگیرند آن به این جهت است که آنها گروهی هستند که تعقّل نمیکنند {زیرا عقل اقتضای تعظیم حقّ و عبادات او را میکند نه استهزاء آن}
- ترجمه سلطانیو وقتی که به نماز نداء میدهید آن را به تمسخر و بازی میگیرند آن به این جهت است که آنها گروهی هستند که تعقّل نمیکنند
- ترجمه راستینو چون شما ندای نماز بلند کنید آن را مسخره و بازی فرض کنند، زیرا آن قوم مردمی بیخرد و نادانند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٩ قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ
بگو: ای اهل کتاب آیا فقط به خاطر اینکه به خداوند ایمان آوردهایم و آنچه که به سوی ما نازل شده و آنچه که قبلاً نازل شده از ما انتقام میگیرید (مکافات میکنید یا اکراه میدارید یا عقوبت مینمایید) و اینکه اکثر شما فاسق (خارج از طریق حقّ و عقل) هستید
- ترجمه سلطانیبگو: ای اهل کتاب آیا فقط به خاطر اینکه به خداوند ایمان آوردهایم و آنچه که به سوی ما نازل شده و آنچه که قبلاً نازل شده از ما انتقام میگیرید و اینکه اکثر شما فاسق (بدکار) هستید
- ترجمه راستینبگو: ای اهل کتاب، آیا جز آنکه ما مسلمین به خدا و کتاب خودمان و کتاب شما ایمان آوردیم و شما (ایمان نیاورده و) اکثر فاسقید چیز دیگری موجب کینه و انکار شما بر ما هست؟
- ترجمه الهی قمشهای٦٠ قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذَٰلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَٰئِكَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضَلُّ عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ
بگو آیا به بدتر از آن [ایمانی که به خاطرش انتقام میگیرید] به پاداشی (جزائی) که نزد خداوند است به شما خبر بدهم؟ کسانی که خداوند آنها را لعن (دور) کرد و بر آنها خشم گرفت و از آنها بوزینه و خوک قرار داد و (در حالی که) طاغوت را بندگی میکردند، آنها از لحاظ مکان بدتر و از راه سواء (غیر مایل به یکی از طرفین افراط و تفریط) گمراهتر هستند
- ترجمه سلطانیبگو آیا به بدتر از آن (که به خاطرش انتقام میگیرید) به پاداشی (جزائی) که نزد خداوند است به شما خبر بدهم؟ کسانی که خداوند آنها را لعن (دور) کرد و بر آنها خشم گرفت و از آنها بوزینه و خوک قرار داد و (در حالی که) طاغوت را بندگی میکردند، آنها از لحاظ مکان بدتر و از راه سواء (میان دو طرف، مستوی، راست) گمراهتر هستند
- ترجمه راستینبگو (ای پیغمبر): آیا شما را آگاه سازم که کدام قوم را نزد خدا بدترین پاداش است؟کسانی که خدا بر آنها لعن و غضب کرده و برخی از آنان را به بوزینه و خوک مسخ نموده و آن کس که بندگی طاغوت (شیطان) کرده. این گروه را (نزد خدا) بدترین منزلت است و آنها گمراهترین مردم از راه راستند.
- ترجمه الهی قمشهای٦١ وَإِذَا جَاءُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَقَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا يَكْتُمُونَ
و وقتی که نزد شما میآیند میگویند ایمان آوردیم و [حال آنکه در مجلس یا در دین تو] به کفر داخل شدهاند [یعنی دخول آنها از روی خلوص از کفر نبوده، بلکه از جهت انقیاد برای سلطنت تو است] و آنان با آن (کفر) [از نزد تو یا از دین تو] خارج شدهاند و خداوند داناتر است به آنچه که کتمان میکردند
- ترجمه سلطانیو وقتی که نزد شما میآیند میگویند ایمان آوردیم و (حال آنکه) (در مجلس یا در دین تو) به کفر داخل شدهاند و آنان با آن (کفر) خارج شدهاند و خداوند داناتر است به آنچه که کتمان میکردند
- ترجمه راستینو چون آنان در نزد شما آیند اظهار کنند ما ایمان آوردهایم و حال آنکه با همان کفر و انکار که (به اسلام) درآمدند باز (از اسلام) بیرون شدند، و خدا به کفر و نفاقی که در درون دل پنهان میدارند داناتر است.
- ترجمه الهی قمشهای٦٢ وَتَرَىٰ كَثِيرًا مِنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
و بسیاری از آنان را میبینی که در گناه (ذنبی که غیر متعدّی به دیگری است) و دشمنی (بدی کردن به دیگری) و حرام خوارگی خود میشتابند البتّه آنچه که عمل میکردند بد است
- ترجمه سلطانیو بسیاری از آنان را میبینی که در گناه و دشمنی و حرام خوارگی خود میشتابند البتّه آنچه که عمل میکردند بد است
- ترجمه راستینبسیاری از آنها را بنگری که در گناه و ستمکاری و خوردن حرام میشتابند؛ بسیار بد کاری را پیشه خود نمودند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٣ لَوْلَا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَصْنَعُونَ
چرا ربّانیّون (مرتاضان) و احبار (علماء) آنها را از گفتار گناه آلودشان و حرام خوارگیشان نهی نمیکردند البتّه که چه بد میکردند
- ترجمه سلطانیچرا ربّانیّون (مرتاضان) و احبار (علماء) آنها را از گفتار گناه آلودشان و حرام خوارگیشان نهی نمیکردند البتّه که چه بد میکردند
- ترجمه راستینچرا علما و روحانیون آنها را از گفتار زشت و خوردن مال حرام باز نمیدارند؟همانا کاری بسیار زشت را پیشه خود نمودند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٤ وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ
و یهود [با کنایت از بخل و امساک] گفتند دست خداوند بسته است، [حال آنکه] دستان آنها بسته شده و به خاطر آنچه که گفتند لعن (دور) شدهاند بلکه دو دست او گشاده (به معنی جود) است و انفاق میکند آنطور که میخواهد و آنچه که از پروردگارت به تو نازل شده البتّه حتماً طغیان و کفر بسیاری از آنها را بیفزاید، و بینشان عداوت [در قلوب] و کینه [در افعال] افکندیم تا روز قیامت هرگاه برای جنگ آتشی بیفروزند خداوند آن را [برای عدم وفاق آنان] خاموش میکند [و اجساد آنان بزرگ مجتمع است و قلوبشان ضعیف شتّی (پراکنده)] و در زمین به فساد میکوشند {افساد آنان در زمین عالم صغیرشان به ترک اصلاح اهل آن و صدّ (منع) آنان از طریق قلب و در کبیر به صدّ اهل آن از طریق ایمان است} و خداوند مفسدان را دوست ندارد [و آنان نزد او قدری ندارند]
- ترجمه سلطانیو یهود گفتند دست خداوند بسته است، (حال آنکه) دستان آنها بسته شده و به خاطر آنچه که گفتند لعن (دور) شدهاند بلکه دو دست او گشاده است و انفاق میکند آنطور که میخواهد و آنچه که از پروردگارت به تو نازل شده البتّه حتماً طغیان و کفر بسیاری از آنها را بیفزاید، و بینشان عداوت و کینه افکندیم تا روز قیامت هرگاه برای جنگ آتشی بیفروزند خداوند آن را خاموش میکند و در زمین به فساد میکوشند و خداوند مفسدان را دوست ندارد
- ترجمه راستینیهود گفتند: دست (قدرت) خدا بسته است!به واسطه این گفتار (دروغ) دست آنها بسته شده و به لعن خدا گرفتار گردیدند، بلکه دو دست (قدرت) خدا گشاده است و هر گونه بخواهد (بر خلق) انفاق میکند. و همانا قرآنی که به تو نازل گشت بر کفر و طغیان بسیاری از اهل کتاب بیفزاید و ما (به کیفر آن) تا قیامت آتش کینه و دشمنی را در میان آنها برافروختیم، هر گاه برای جنگ (با مسلمانان) آتشی برافروختند خدا آن آتش را خاموش ساخت، و آنها در روی زمین به فسادکاری میکوشند، و هرگز خدا مردم ستمکار مفسد را دوست نمیدارد.
- ترجمه الهی قمشهای٦٥ وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأَدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ
و اگر که اهل کتاب [به نبیّشان و کتابشان] ایمان بیاورند و [از مخالفت کردن با کتابشان و با آنچه از احکام که در آن است و از وصف محمّد (ص)] پرهیز کنند [تا آنکه به او ایمان بیاورند] حتماً بدیهایشان را از آنها میپوشانیم و حتماً آنها را در جنّتهای پر نعمت داخل میکنیم
- ترجمه سلطانیو اگر که اهل کتاب ایمان بیاورند و پرهیز کنند حتماً بدیهایشان را از آنها میپوشانیم و حتماً آنها را در جنّتهای پر نعمت داخل میکنیم
- ترجمه راستینو چنانچه اهل کتاب ایمان آرند و تقوا پیشه کنند ما البته گناهانشان را محو و مستور میسازیم و آنها را در بهشت پر نعمت داخل میگردانیم.
- ترجمه الهی قمشهای٦٦ وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ
و اگر که آنها تورات و انجیل و آنچه که از پروردگارشان به سوی آنها نازل شده را برپا بدارند {تعریضاً یعنی اگر که امّت محمّد (ص) قرآن را اقامه کنند، و اقامۀ کتاب به ایتمار (فرمانبرداری) به اوامر آن و انتهاء (خودداری) از نواهی آن و حفظ کردن آنچه که در آن نازل شده است} البتّه از فوق خود [از ارزاق آسمانی اخرویِ روحی] و از زیر پاهایشان [از ارزاق زمینی دنیویّ بدنی] میخورند [زیرا مؤمن با بیعت ولویّه و قبول ولایت بابِ قلب برایش باز میشود، و وقتی که باب قلب باز شود پس هر آنچه که برای او حاصل شود از ارزاق نباتیّه و علوم حسّیّه و کسبیّه که آنها از سفل هستند و همچنین علوم حاصله برای او به محض افاضهٔ الهی مسمّات به علوم لدنّی غذای روح او میشوند نه غذای نفس او و شیطان او]، از آنها امّتی معتدل [خارج از تفریط یهود و افراط نصاری و داخل در طریقهٔ مقتصد (میانهرو) محمّدی (ص)] هستند و (حال آنکه) بسیاری از آنها [برای خروجشان از اقتصاد (میانه روی) به یکی از دو طرف آن] آنچه که عمل میکنند بد است
- ترجمه سلطانیو اگر که آنها تورات و انجیل و آنچه که از پروردگارشان به سوی آنها نازل شده را برپا بدارند البتّه از فوق خود و از زیر پاهایشان میخورند، از آنها امّتی معتدل (میانه رو) هستند و (حال آنکه) بسیاری از آنها آنچه که عمل میکنند بد است
- ترجمه راستینو چنانچه آنها به دستور تورات و انجیل خودشان و قرآنی که از سوی پروردگارشان به سوی آنها نازل شده قیام میکردند البته به هر گونه نعمت از بالا و پایین برخوردار میشدند، (لیکن) برخی از آنان مردمی میانهرو و معتدل، و بسیاری از آنها بسی زشتکار و بد عملند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٧ يَاأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ
ای رسول آنچه که از پروردگارت [دربارهٔ علی] به تو نازل شد را ابلاغ کن و [اگر از روی خوف از افتتان (اغتشاش) امتّت و در فتنه افتادن تو به توسط آنها] انجام ندهی پس رسالت او را ابلاغ نکردهای [برای اینکه ولایت غایت رسالت است و اگر حاصل نشود مانند این است که رسالت حاصل نشده] و خداوند تو را از مردم حفظ میکند همانا خداوند مردمان کافر را [به مرادشان از بدی کردن به تو] هدایت نمیکند {این آیه و آیهٔ: «امروز دین شما را برای شما کامل کردم» از طریق خاصّه به طرق کثیره روایت شده که آن دو دربارهٔ ولایت علیّ (ع) است و نزول آن دو در حجّهٔ الوداع قبل بازگشت او (ص) یا بعد بازگشت او (ص) به غدیر (آبگیر، تالاب) خمّ بوده، و این سوره با تمام آیههایش آخرین آنچه که نازل شده، است و بعد آن چیزی از قرآن نازل نشد}
- ترجمه سلطانیای رسول آنچه که از پروردگارت به تو نازل شد را ابلاغ کن و اگر انجام ندهی پس رسالت او را ابلاغ نکردهای و خداوند تو را از مردم حفظ میکند همانا خداوند مردمان کافر را هدایت نمیکند
- ترجمه راستینای پیغمبر، آنچه از خدا بر تو نازل شد (به خلق) برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و اداء وظیفه نکردهای، و خدا تو را از (شر) مردمان محفوظ خواهد داشت، (و دل قوی دار که) خدا کافران را (به هیچ راه موفقیتی) راهنمایی نخواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٦٨ قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَيْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
بگو ای اهل کتاب شما بر چیزی [از دین که به آن اعتناء شود] نیستید تا آنکه [اوامر و نواهی] تورات و انجیل و آنچه [از قرآن] که از پروردگار شما به سوی شما نازل شده را [با اقامهٔ حدود آن] اقامه نمایید و البتّه آنچه که از پروردگارت [دربارهٔ علی] به تو نازل شد قطعاً طغیان و کفر بسیاری از آنها را میافزاید پس بر [این] قوم کافر تأسّف مخور [زیرا آنها برای انحرافشان از باب ولایت دربارهٔ آنها آنچه که به آن بر آنها تأسّف خوری باقی نمیماند و با انحرافشان به تو و نه به علیّ (ع) ایضاً ضرر نمیرسانند تا بر آن متأسّف شوی]
- ترجمه سلطانیبگو ای اهل کتاب شما بر چیزی نیستید تا آنکه تورات و انجیل و آنچه که از پروردگار شما (از قرآن) به سوی شما نازل شده را اقامه نمایید و البتّه آنچه که از پروردگارت (دربارهٔ علی) به تو نازل شد قطعاً طغیان و کفر بسیاری از آنها را میافزاید پس بر (این) قوم کافر تأسّف مخور
- ترجمه راستین(ای پیغمبر) بگو: ای اهل کتاب، شما ارزشی ندارید تا آنکه به دستور تورات و انجیل و قرآنی که به شما از جانب خدا فرستاده شده قیام کنید. و همانا قرآنی که به تو از سوی پروردگارت نازل شد (به جای آنکه به آن ایمان آرند) بر کفر و سرکشی بسیاری از آنان خواهد افزود، در این صورت (تو ای پیغمبر) بر حال کافران نباید تأسف خوری.
- ترجمه الهی قمشهای٦٩ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَىٰ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
همانا کسانی که [با قبول دعوت ظاهره و با بیعت عامّهٔ نبویّه به محمّد (ص)] ایمان آوردهاند و کسانی که یهودی شدند و صابئین و نصاری کسانی که [با قبول دعوت باطنه و بیعت با علیّ (ع) با بیعت خاصّهٔ ولویّه و دخول ایمان در قلوبشان] به خداوند و روز آخر ایمان آورند و عمل صالح کنند پس بر آنان ترسی نیست و نه ایشان اندوهگین میشوند
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که ایمان آوردهاند و کسانی که یهودی شدند و صابئین و نصاری کسانی که به خداوند و روز آخر ایمان آورند و عمل صالح کنند پس بر آنان ترسی نیست و نه ایشان اندوهگین میشوند
- ترجمه راستینالبته هر کس از گرویدگان به اسلام و یهودان و ستارهپرستان و نصاری که به خدا و روز قیامت ایمان آورد و نیکوکار شود هرگز آنان را ترسی و اندوهی (در عالم آخرت) نخواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٧٠ لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلًا كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَىٰ أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُوا وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ
[همانطور که از شما به ولایت علیّ (ع) میثاق گرفتیم] همانا از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم [پس حذر کنید از اینکه مثل آنها باشید پس فریقى (گروهی) را تکذیب کنید و فریقى را بکشید] {چنانکه با علی (ع) و حسن (ع) و حسین (ع) کردند} و رسولانی را نزد آنها فرستادیم هرگاه رسولی آنچه را که نفس آنها هوی (تمایل) نداشت برای آنها آورد گروهی را تکذیب کردند و گروهی را میکشند
- ترجمه سلطانیهمانا از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم و رسولانی را نزد آنها فرستادیم هرگاه رسولی آنچه را که نفس آنها هوی (تمایل) نداشت برای آنها آورد گروهی را تکذیب کردند و گروهی را میکشند
- ترجمه راستینما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم و پیغمبرانی بر آنها فرستادیم؛ اما هر گاه رسولی آمد که بر خلاف هوای نفس آنها سخن گفت، گروهی را تکذیب کرده و گروهی را میکشتند.
- ترجمه الهی قمشهای٧١ وَحَسِبُوا أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَصَمُّوا ثُمَّ تَابَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ثُمَّ عَمُوا وَصَمُّوا كَثِيرٌ مِنْهُمْ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ
و پنداشتند که امتحانی [یعنی عذاب و ابتلائی از سوی خداوند به سبب این تکذیب و قتل به جهت کوچک شمردن برای این ذنب (گناه) عظیم] نمیباشد و [از عبرت گرفتن از کسانی که درگذشتهاند] کور شدند و [از استماع حکایات آنان و از استماع حقّ] کر شدند سپس خداوند [به سبب توبۀ آنها و قبول نصیحت انبیاء و اوصیای آنها] بر آنها توبه (التفات) کرد سپس بسیاری از آنها [بار دیگر] کور و کر شدند و خداوند بینا است به آنچه که عمل میکنند
- ترجمه سلطانیو پنداشتند که امتحانی نمیباشد و کور شدند و کر شدند سپس خداوند بر آنها توبه (التفات) کرد سپس بسیاری از آنها کور و کر شدند و خداوند بینا است به آنچه که عمل میکنند
- ترجمه راستینو گمان کردند که بر آنها فتنه و امتحانی نخواهد بود، پس (از دیدن و شنیدن امر خدا) کور و کر شدند، (و پس از آن همه اعمال زشت) باز خدا توبه آنها را پذیرفت، اما باز هم بسیاری دیگر کور و کر شدند؛ و خدا به هر چه میکنند آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٧٢ لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَابَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ
همانا کسانی که گفتند که خداوند همان مسیح پسر مریم است [حیثی که به آلهت عیسی (ع) قائل شدند و آن را در او حصر کردند، یا به اتّحاد چنانکه آن زعم بعضی است یا به حلول چنانکه آن زعم بعضی است، یا به فناء از نفسش و بقاء بالله و ظهور خداوند در او چنانکه آن زعم دیگران است] کفر ورزیدهاند {زیرا اتّحاد و حلول مستلزم اثنینیّت است و ملّت نصاری با این سخن بدون تحقیق و تعمّق تفوّه کردهاند و به سوی تجسّمِ متوهّم از ظاهر آن رفتند} و مسیح گفت ای بنی اسرائیل خدائی که پروردگار من و پروردگار شما است را بندگی کنید [یعنی اینکه من مثل شما مربوب (پرورده شده) هستم] همانا کسی که [چیزی را] به خداوند شریک آورد [هر آنچه که باشد باشد] پس خداوند جنّت را بر او حرام کرده است و جایگاه او آتش است و برای ستمکاران یاوری نیست {نصیر و ولیّ همان نبیّ (ص) و ولیّ (ع) و خلفای آن دو هستند، و ظلم عبارت از انصراف و اعراض از آن دو و از توحید است}
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که گفتند که خداوند همان مسیح پسر مریم است کفر ورزیدهاند و مسیح گفت ای بنی اسرائیل خدائی که پروردگار من و پروردگار شما است را بندگی کنید همانا کسی که به خداوند شریک آورد پس خداوند جنّت را بر او حرام کرده است و جایگاه او آتش است و برای ستمکاران یاوری نیست
- ترجمه راستینآنان که قائل به خدایی مسیح پسر مریم شدند محققاً کافر گشتند، در حالی که خود مسیح گفت: ای بنی اسرائیل، خدایی را که آفریننده من و شماست بپرستید، که هر کس به خدا شرک آرد خدا بهشت را بر او حرام گرداند و جایگاهش آتش دوزخ باشد، و ستمکاران را هیچ کس یاری نخواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٧٣ لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا إِلَٰهٌ وَاحِدٌ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
همانا کسانی که گفتند خداوند سوّمین از سه است کفر ورزیدهاند و (حال آنکه) خدائی جز خداوند یکتا [همان حقیقت غیبی ظاهره در کلّ مظاهر] نیست و اگر از آنچه که میگویند خاتمه ندهند [تا آنکه اتباع به تقلید از متبوعین به آلهۀ ثلاث قائل شوند و از حیثی که نمیدانند کفر ورزند] کسانی از آنها که کفر ورزیدهاند [یعنی کسانی که گفتهاند خداوند همان مسیح است و کسانی که گفتهاند سوّمین از سه است] البتّه عذابی دردناک را لمس میکنند
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که گفتند خداوند سوّمین سه است کفر ورزیدهاند و (حال آنکه) خدائی جز خداوند یکتا نیست و اگر از آنچه که میگویند خاتمه ندهند کسانی از آنها که کفر ورزیدهاند البتّه عذابی دردناک را لمس میکنند
- ترجمه راستینالبته آنان که گفتند خدا یکی از سه (عنصر تشکیل دهنده خدا) است کافر گردیدند، و حال آنکه جز خدای یگانه خدایی نیست. و اگر از این گفتار (تثلیث) زبان نبندند البته آن کافران را عذابی دردناک خواهد رسید.
- ترجمه الهی قمشهای٧٤ أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
آیا پس [بعد آنکه دانستند که این کلمه، کفر و اغواء (فریب دادن) غیر است] به سوی خداوند توبه نمیکنند (بر نمیگردند) و از او آمرزش نمیطلبند و (حال آنکه) خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه سلطانیآیا پس به سوی خداوند توبه نمیکنند و از او آمرزش نمیطلبند و (حال آنکه) خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینآیا نبایستی به سوی خدا بازگشته و توبه کنند و از او طلب آمرزش نمایند؟حال آنکه خدا بخشنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٧٥ مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلَانِ الطَّعَامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآيَاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ
مسیح پسر مریم جز رسولی نیست [نه خدا و نه یکی از خدایان] که قبل از او نیز رسولانی آمده بودند و مادر بسیار راستگویش آن دو خوراک میخوردند [پس در پستترین احوال شما و همان احتیاج به خوردن با شما مشترک میشوند]، {و آن کنایه از احتیاج به تخلّی است و کسی که محتاج باشد به اَخَسِّ (پستترین) حالات مبتلی است که در بالاترین مقام، خداوند نمیگردد}، نظر کن که چگونه آیات را برای آنها بیان میکنیم [به حیثی که هر احدی آن را درک میکند و شکّ برای او باقی نمیماند] سپس نظر کن که چگونه به من دروغ میبندند
- ترجمه سلطانیمسیح پسر مریم جز رسولی نیست که قبل از او نیز رسولانی آمده بودند و مادر بسیار راستگویش آن دو خوراک میخوردند، نظر کن که چگونه آیات را برای آنها بیان میکنیم سپس نظر کن که چگونه به من دروغ میبندند
- ترجمه راستینمسیح پسر مریم پیغمبری بیش نبود که پیش از او پیغمبرانی آمدهاند و مادرش هم زنی راستگو و با ایمان بود و هر دو (به حکم بشریت) غذا تناول میکردند. بنگر چگونه ما آیات خود را روشن بیان میکنیم، آن گاه بنگر که آنان چگونه از حق برگردانیده میشوند؟
- ترجمه الهی قمشهای٧٦ قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَاللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
بگو آیا غیر از خداوند آنچه که زیانی و نه نفعی را برای شما مالک نمیشود [یعنی مسیح (ع) را] عبادت میکنید و (حال آنکه) خداوند او شنوا است [شنیدن حاجات و برآوردن آنها منحصر در او است] و دانا است [و علم به مقدار حاجات و کیفیّت دفع مضارّ و جلب منافع ایضاً منحصر در او است]
- ترجمه سلطانیبگو آیا غیر از خداوند آنچه که زیانی و نه نفعی را برای شما مالک نمیشود عبادت میکنید و (حال آنکه) خداوند او شنوا و دانا است
- ترجمه راستینبگو: آیا شما کسی را غیر از خدا میپرستید که مالک هیچ سود و زیانی نسبت به شما نخواهد بود؟! و خداست که شنوا و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٧٧ قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ
بگو ای اهل کتاب در دینتان غلوّ ناحقّ نکنید [و آن گفتار و اعتقاد دربارهٔ پیامبران (ع) به عنوان زائد بر مرتبهٔ فهم شما یا به عنوان زائد بر مرتبهٔ آنها است] و پیروی نکنید از هواهای گروهی که قبلاً گمراه شدهاند [یعنی قبل از شما به استبدادشان در رأی، از مبتدعان (بدعت گزاران) گذشته یا حاضر] و بسیاری را [با دعوت کردن آنها به پیروی از رأی خود] گمراه کردهاند و از راه سواء (راست) [به دو طرف افراط و تفریط که اوّلی گمراهی از احکام نبوّت قالبیّه و دوّمی گمراهی از احکام ولایت قلبیّه است] گمراه شدند
- ترجمه سلطانیبگو ای اهل کتاب در دینتان به ناحقّ غلوّ نکنید و پیروی نکنید از هواهای گروهی که قبلاً گمراه شدهاند و بسیاری را گمراه کردهاند و از راه سواء (راست) گم شدند
- ترجمه راستینبگو: ای اهل کتاب، در دین خود به ناحق غلو نکنید و از پی خواهشهای آن گروه که خود پیش از این گمراه شدند و بسیاری را گمراه کردند و از راه راست دور افتادند نروید.
- ترجمه الهی قمشهای٧٨ لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَىٰ لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ
کسانی از بنی اسرائیل که کفر ورزیدند بر زبان داود و عیسی پسر مریم لعن (دور) شدهاند آن به (سبب) آنچه است که نافرمانی کردند و تعدّی میکردند [پس ای امّت محمّد (ص) شما نافرمانی نکنید و تعدّى نکنید و بشنوید]
- ترجمه سلطانیکسانی از بنی اسرائیل که کفر ورزیدند بر زبان داود و عیسی پسر مریم لعن (دور) شدهاند آن به (سبب) آنچه است که نافرمانی کردند و تعدّی میکردند
- ترجمه راستینکافران بنی اسرائیل به زبان داود و عیسی پسر مریم از آن رو لعنت کرده شدند که نافرمانی (خدا) نموده و (از حکم حق) سرکشی میکردند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٩ كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ
همدیگر را از منکر نهی نمیکردند و آن را انجام میدادند [یعنی بعضی از آنها بعضی را نهى نمیکنند یا رعایت نمیکنند] البتّه چه بد است آنچه [از عدم نهى قولی و فعلی و قلبی بعضی آنها بعضی را یا از عدم باز نداشتن آنها از شرّ] که انجام میدادند
- ترجمه سلطانیهمدیگر را از منکر نهی نمیکردند و آن را انجام میدادند البتّه چه بد است آنچه که انجام میدادند
- ترجمه راستینآنها هیچ گاه یکدیگر را از کار زشت خود نهی نمیکردند، و آنچه میکردند بسی قبیح و ناشایسته بود.
- ترجمه الهی قمشهای٨٠ تَرَىٰ كَثِيرًا مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ
بسیاری از آنها را میبینی که کسانی که کفر ورزیدهاند را به دوستی میگیرند البتّه چه بد است آنچه را که خودشان برای خود پیش فرستادهاند [یعنی آنان را به دوستی گرفتند] که خداوند بر آنها خشم کرد و آنها [به سبب آن تولّى (دوستی گرفتن)] در عذاب مخلّدند
- ترجمه سلطانیبسیاری از آنها را میبینی که کسانی را که کفر ورزیدهاند به دوستی میگیرند البتّه چه بد است آنچه را که خودشان برای خود پیش فرستادهاند که خداوند بر آنها خشم کرد و آنها در عذاب مخلّدند
- ترجمه راستینبسیاری از آنها را خواهی دید که با کافران دوستی میکنند. ذخیرهای که برای خود پیش میفرستند و آن غضب خداست بسیار بد ذخیرهای است و آنها در عذاب جاوید خواهند بود.
- ترجمه الهی قمشهای٨١ وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَٰكِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ فَاسِقُونَ
و اگر به خداوند و پیامبر [حاضر یعنی محمّد (ص) بنابر اینکه بیان حال امّت باشد، یا پیامبر آنان بنابر اینکه بیان حال اهل کتاب باشد] و آنچه که به او [دربارهٔ علی (ع) نازل شد] ایمان میآوردند آنها را به دوستی نمیگرفتند و لکن بسیاری از آنها [از حقّ که همان ایمان است] فاسق (خارج) هستند
- ترجمه سلطانیو اگر به خداوند و پیامبر و آنچه که به او نازل شده ایمان میآوردند آنها را به دوستی نمیگرفتند و لکن بسیاری از آنها فاسق هستند.
- ترجمه راستینو اگر به خدا و پیغمبر و کتابی که بر او نازل شده ایمان آورده بودند البته کافران را دوست خود نمیگرفتند، ولیکن بسیاری از آنها فاسق و بدکردارند.
- ترجمه الهی قمشهای